الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:
[[پرونده:ShahanshahAryamehrMinistersAudience3Bahman1351.jpg|thumb|left|170px|]]
[[پرونده:ShahanshahAryamehrMinistersAudience3Bahman1351.jpg|thumb|left|170px|]]


'''[[کنگره بزرگ ملی در بزرگداشت آغاز دومین دهه انقلاب شاه و مردم ۱ تا ۴ بهمن ماه ۱۳۵۱]]''' - کنگره پرشکوه بزرگ ملی در آستانه آغاز دومین دهه انقلاب شاه و مردم با بودن بیش از پنج هزار تن از گروه‌های گوناگون مردم ایران در تهران در روز ۱ بهمن ماه ۱۳۵۱ در سالن محمدرضا شاه پهلوی گشایش یافت. ده سال پیش در چنین روزهایی در سالن محمد رضا شاه، مردم ایران به پای منشور انقلاب سفید یک سدا و یک دل صحه گذاشت و دوباره گواه شکوهی بی پایان از احساسات مردمی که در دیدگان آنان نور پرفروغی از امید به آینده‌ای بس درخشان تابان شده بود گشت. پنج هزار ایرانی که در کنگره بزرگ ملی شرکت کرده بودند از ۲۳ گروه گوناگون هستند، از کارگر خوزستانی تا کشاورز کُرد، از آموزگار شیرازی تا سپاهی تهرانی که در دورافتاده‌ترین نقطه این سرزمین پهناور کمر به خدمت بسته‌اند دراین کنگره دیده می‌شوند. وظیفه کنگره بزرگ ملی که تا روز چهارشنبه ۴ بهمن ماه ادامه می‌یابد، بزرگداشت انقلابی است که درازای ده سال تلاش و کوشش چهره اجتماع ایران را دگرگون ساخت و پایه نوینی را در استوار ساختن منشور انقلاب پی ریزی می‌کند و راه آینده را برای پربارتر کردن هر چه بیشتر انقلاب شاه و مردم می‌گشاید. قطعنامه کنگره با توجه به بیانات شاهنشاه آریامهر و پیشنهادات داده شده به کنگره نوشته خواهد شد.
حمله آدمکشان سازمان چریک های فدایی خلق به سیاهکل ۱۱ دی ماه ۱۳۴۹ -


کنگره بزرگ ملی ساعت ۹ بامداد یکشنبه ۱ بهمن ماه ۱۳۵۱ با شرکت پنج هزار هموند رسمی کنگره و چند صد میهمان با نواختن سرود شاهنشاهی و خواندن سرود انقلاب آغاز شد که سدای خواندن سرودها سالن عظیم محمدرضا شاه را به لرزه درآورد.  
اکثریت ملت ایران یک سدا خواستار براندازی حکومت جمهوری اسلامی در ایران می باشند. وضع اقتصادی ملت ایران ماه به ماه و روز به روز بدتر می شود. بهای مواد خوراکی پیوسته بالا می رود و برای مردم پرداختنی نیست. امکان به دست آوردن درآمد سختر و ناشدنی گردیده است. تولید فرآورده های کشاورزی از سوی برزگران ایران به سبب کم آبی و بی آبی و خشکی زمین کمتر و کمتر می شود. درآمد کم دولت برای ایرانیان هزینه نمی شود بلکه برای جنگ ها در یمن و عراق و سوریه و لبنان و فلسطین بی دریغ ریخته می شود. دولت جمهوری اسلامی دوستان سیاسی خود را در ونزوئلا و کوبا پشتیبانی می کند و کوشش می کند اسلام را به عنوان ایدیولوژی برای انقلاب جهانی بفروشند. آرنگ نه غربی نه شرقی جمهوری اسلامی را خامنه ای رهبر در افریقا و امریکا و آسیا پراکنده می سازد.  


در میان سالن نخست وزیر و وزیران و معاونان وزارتخانه‌ها، استانداران و فرمانداران کل، سناتورها و نمایندگان مجلس شورای ملی، مدیران بانک‌ها و شرکت‌ها، مدیران کل وزارتخانه‌ها و صدها تن از بزرگان کشوری به عنوان دیده ور (ناظر) و میهنان نشسته بودند. هنگام گشایش کنگره آقای مسیب قدوسی کارگر مازندرانی به سمت رییس سنی کنگره برگزیده شد. حبیب الله موچشی به نمایندگی کمیته ملی بزرگداشت، گزارشی از کارهای کمیته داد. وی افزود از این ۲۳ گروه هشت کمیته سازمان داده شده است. پس از اعلام رسمیت کنگره، شهردار تهران به باشندگان در خوش آمد به باشندگان گفت: به نام شهردار پایتخت، فرخنده جشن بزرگداشت نخستین دهه انقلاب را به رهبر بزرگ انقلاب اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر و به عموم ملت ایران و شرکت کنندگان در این کنگره عظیم تهنیت عرض می‌کنم. ده سال گذشت ولی ما صد سال جلو رفتیم و به مرزهای تمدن بزرگ نزدیک شدیم. انقلاب اجتماعی، یگانه انقلاب واقعی است که دور از خونریزی انجام گرفته و با متانت و آرامش چهره سیاسی این کشور را دگرگون کرده است. شهردار تهران سپس اثر یکایک اصول انقلاب را در امور گوناگون کشور بیان کرد و روشن ساخت. آنگاه پیش گفتار کتاب انقلاب سفید از سوی دکتر شاهرخ جواهری سپاهی دانش خوانده شد.  
مردم ایران با فریادهای رضا شاه رضا شاه خود نشان دادند که خواستار حکومت مشروطه شاهنشاهی هستند. این رای مردم به مشروطه شاهنشاهی در ایران شوربختانه در برون مرز آن را میان ایرانیان نمی شنود. کسانی که خود را پیرو شاه می دانند درباره رفراندوم و  دمکراسی و حکومت سکولار می باشند به جای اینکه رسا و آشکار بگویند که ما خواستار حکومت مشروطه شاهنشاهی هستیم. این کسان پیوسته فضای سیاسی را مه آلود می کنند.


آنگاه بیست تن از نمایندگان گروه‌های شرکت کننده سخنانی ایراد کردند: ۱- حیدر خانبابایی نماینده کارگران ایران و نخستین سخنران ۲- حسنعلی کسایی نماینده دانشجویان که سوگند یاد کرد ما دانشجویان خود را برای تحقق هدف‌های بزرگ انقلاب ایران روز به روز آماده تر می‌سازیم. ۳- غلامحسین اقبالی نماینده کشاورزان
اما چپ های ایران در برون مرز می باشند، برای نمونه فداییان اقلیت را نام می بریم. این کسان بیش از پنجاه سال پیش جنگ مسلحانه علیه شاهنشاه ایران و حکومت مشروطه شاهنشاهی را آغاز کردند. در روز ۱۱ بهمن ماه ۱۳۴۹ سازمان تروریستی چریک‌های فدایی خلق یک شبکه مارکسیستی تروریستی به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله برد و دو درجه‌دار ژاندارم و رییس خانه انصاف را کشتند، اسلحه‌های پاسگاه را دزدیدند و به جنگل‌های سیاهکل فرار کردند. در روز ۲ اسفند ماه تروریست‌های جنگل به روی مامورین آتش گشودند و ۶ افسر ژاندارمری را کشتند و ۱۱ تن را با شلیک گلوله زخمی نمودند. سرانجام پس از ۴۸ ساعت زد و خورد میان مامورین و تروریست‌ها، این قاتلین دستگیر و به قانون سپرده شدند.


دومین روز کنگره بزرگ انقلاب شاه و ملت و گفتگوهای پرشور ۲ بهمن ماه
* سرکار استوار دوم نریمان عبادی رییس پاسگاه مردری رست که همسر و دو فرزند وی در سوگ وی نشسته‌اند.
*استوار دوم سید تقی مهدی نژاد مظفری که همسر و چهار فرزند وی بازماندگان این مرد بزرگ هستند
*استوار دوم اسماعیل رحمت پور که همسر و دو فرزندش به سوگ وی نشسته‌اند.
* گروهبان دوم اسماعیل روشن که همسر و سه فرزندنش در سوگ وی می‌باشند
* گروهبان دوم شهید نعمت الله نصیری که همسر و سه فرزندنش در سوگ وی هستند.
* غیرنظامی یحیی خان فروش که از وی همسر و دو فرزند برجای مانده‌اند.


در نشست‌های بامداد دومین روز بزرگداشت از گذشت نخستین دهه انقلاب شاه و مردم در سالن محمدرضا شاه، نمایندگان گروه‌های کشاورزان، رسانه‌های همگانی، دانشجویان، اصناف و بازرگانان، زنان و و چند تن دیگر سخن گفتند. فردا در سومین روز کنگره شاهنشاه آریامهر سخنان تاریخی خود را ایراد خواهند نمود که چرخشگاهی در تاریخ ایران خواهد شد. به دنبال سخنان شاهنشاه آریامهر کار گفتگوی کنگره پایان می‌یابد و کمیته‌ای قطعنامه کنگره را با توجه به سخنان شاهنشاه آریامهر و نمایندگان گروه‌های شرکت کننده در کنگره و هم چنین پیشنهادهای رسیده به کمیته می‌نویسد.


دومین نشست کنگره ساعت ۹ بامداد با سخنان حبیب الله مساعد موچشی رییس کنگره آغاز شد. آنگاه ناصر شیرافکن نماینده کشاورزان در بخش گناوه کنار شاخاب پارس سخنانی ایراد کرد
در سال ۱۳۴۶ یک گروه کمونیستی به سرپرستی بیژن جزنی از سوی سازمان اطلاعات و امنیت کشور پیدا شد و ۱۴ تن از آنان زیر پیگرد قانونی قرارگرفتند. دو تن از این گروه کمونیستی سرسپردگان بیگانه به نام‌های محمد صفاری آشتیانی و علی اکبر صفایی فراهانی از مرزهای کشور فرارکردند و به محمود پناهیان در عراق پیوستند. از امرداد ماه سال ۱۳۴۹ پس از کشته شدن تیمور بختیار، انیرانی دیگری به نام محمود پناهیان از گردانندگان حزب دمکرات آذربایجان رهبری کارهای تروریستی در ایران را به گردن گرفت. حزب دمکرات آذربایجان در زمان اشغال ایران از سوی ارتش شوروی و انگلستان با فرمان استالین و پول شوروی بنیادشد. صفاری آشتیانی و صفایی پس از گذراندن دوره‌های چریکی در عراق روانه اردوگاه‌های الفتح شدند و دوره‌های تروریستی و ایرانی‌کُشی را زیر سرپرستی مصطفی چمران با درجه عالی به پایان رساندند. سپس از سوی پناهیان ماموریت یافتند که به ایران بازگردند و شبکه تروریستی دیگری برپا سازند.


سومین روز کنگره بزرگ ملی تشریف‌فرمایی اعلیحضرتین و سخنرانی تاریخی شاهنشاه آریامهر سرانجام نفت ملی شد ۳ بهمن ماه ۱۳۵۱
شمار هم‌بندان این گروه تروریستی که نام گروه جنگل بر خود نهادند تا زمستان ۱۳۴۸ به بیست و دو تن رسید. سال ۱۳۴۹ صفایی فراهانی همراه با صفاری آشتیانی با اسلحه و دیگر ابزارهای کشتار به ایران بازگشتند. شهریور ماه ۱۳۴۹ گروه جنگل همکاری‌های خود را با گروه احمدزاده - پویان آغاز کرد.  
در میان هلهله دختران و پسران دانش آموزی که با تکان دادن گل‌های کاغذی رنگارنگ روی پا بند نبودند و زیر بارش نرم نرم برف اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی از خودرو پیاده شدند، شهبانو پالتوی سپید رنگ بسیار زیبایی با حاشیه‌هایی از سوزن دوزی بلوچ بر تن داشتند. غریو شادی دانش‌آموزان پیشبازکننده دو چندان شد، سدای دسته موزیک دانش آموزان که سرود شاهنشاهی را می‌نواختند در میان ابراز شور و هیجان دانش آموزان گم شد. اعلیحضرتین چند لحظه ایستادند و با تکان دادن دست به ابراز احساسات دانش آموزان پاسخ دادند. افزون بر پیشبازکنندگان جوان غیررسمی، امیر عباس هویدا نخست وزیر، رییس مجلس سنا، رییس مجلس شورای ملی، وزیر دربار شاهنشاهی، چند تن از وزیران، رییس ستاد بزرگ ارتشتاران، ژنرال آجودان شاهنشاه پیشبازکنندگان رسمی اعلیحضرتین بودند.
ده‌ها بار نمایندگان طبقه‌های گوناگون مردم در کنگره به شاهنشاه آریامهر شور و مهر خود را ابراز داشتند، بیشتر به پا می‌خاستند و شعر می‌خواندند و شعار می‌دادند. جایگاه روستاییان تماشایی بود. جامه‌های بر تن، دستارها و دستمال‌هایی که به دست داشتند و تکان می‌دادند دیدنی بود و چکامه‌هایی که می‌خواندند بیشتر با گویش محلی بود.


شاهنشاه در سخنرانی خود راهنمایی‌ها و دستورالعمل‌های نوینی را در راه پیشبرد و تکمیل کردن انقلاب ایران از این پس « انقلاب شاه و ملت » نام خواهد گرفت اعلام فرمودند:
این شبکه تروریست‌های مارکسیست از دانش آموختگان پلی تکنیک تهران، چند تن از دانشحویان دانشگاه‌ها و مرکزهای دیگر آموزش عالی بودند که برای گسترش سازمان تروریستی خود به آگهی پرداختند و توانستند گروهی از دشمنان ایران زمین را گِرد هم آورند و در شهرستان‌ها چون اسپهان، ساری، رشت، لاهیجان، و برخی از شهرهای استان خراسان و خوزستان هسته‌های تروریستی بنیاد نمایند.


انقلاب کشاورزی - شاهنشاه به اصل نخست انقلاب یعنی اصلاحات ارضی که اینک دو سالی است به انجام رسیده است و پایان یافته، رسما فرنام « انقلاب کشاورزی » دادند و مهمترین راه کاری که برای تکامل این اصل دادند دربرگیرنده مکانیزه ساختن کشاورزی در سطح گسترده کشوری و نیرومند ساختن و تکامل شرکت‌های تعاونی و روستایی، از میان بردن واسطه‌ها، گسترش و ایجاد صنایع وابسته به کشاورزی با آرمان درآمد برابر میان افراد شهرنشین و روستانشین است.
این گروه مارکسیست که از سوی کشورهای کمونیستی رهبری می‌شدند و از سوی اربابانشان پول سرشار و اسلحه به سوی آنان سرازیر بود، برآن بودند که از راه جنگ‌های پارتیزانی شهر و ده در ایران قدرت را به دست گیرند. رهبران این شبکه تروریستی، تیم‌های گوناگون در درون شبکه بوجود آوردند، تیم کوه، تیم شهر، تیم اسلحه، تیم علمی و تیم ارتباط.  


انقلاب صنعتی - در زمینه آینده صنعتی ایران شاهنشاه ایجاد امکان مالکیت برای کلیه کارگران از دولتی و خصوصی در مشارکت تا ۴۹٪ از سهام صنایع بخش خصوصی و بخش دولتی بجز صنایع بزرگ که مستقیما از سوی دولت اداره می‌شود بود. شاهنشاه روی نکته دموکراسی اقتصادی و اقتصاد دموکراتیک تاکید فراوان نمودند و از بهره مندی بی برو برگرد ۲۰ درصدی کارگران در سود کارخانه‌ها گفتند.
سازمان کارا و خدمتگزار ایران سازمان اطلاعات و امنیت کشور از فعالیت های این سازمان تروریستی اهریمنی آگاهی یافت.  


سیاست دفاعی - نکته دیگر در سخنان شاهنشاه سیاست دفاعی ایران بود. شاهنشاه آریامهر در این زمینه حس میهن پرستی و عرق ملی را که از هزار و چند سال پیش در خون ملت ایران می‌جوشید را با خواندن چامه‌ای از فردوسی به رخ کشیدند و از غیرت ملت‌هایی چون روسیه و اسپانیا در برابر ارتش‌های ناپلئون و هیتلری گفتند و از این که در دو جنگ گذشته ایران به سبب نداشتن نقشه، اشغال شد ابراز اندوه کردند. شاهنشاه روی این جمله که « دو دفعه روی حسن نیت مملکت ما اشغال شد، در جنگ بین الملل اول و دوم .. و چه‌ها ما نکشیدیم از این اشغال » را آن چنان با احساس بیان کردند که قلب فرد فرد ملت ایران از پژواک آن به لرزه درآمد اما با بیان و تاکید برای این که « این دویی نیست که سه بشود » و یا « از روی نعش ما خواهد شد » رهبر ایران یک بار دیگر دل‌های ملت ایران را به دست آوردند و همگان را به ستایش و آفرین واداشتند. نکته مهم در سخنان همایونی این بود که اگر جنگ سومی روی دهد و جنگ با دشمن بالقوه‌ای این مملکت سالم به دست دشمن نخواهد رسید و فرد فرد ملت در آینده برای پدافند از میهن علیه دشمن و یورش از پشت به آنان آمادگی خواهند یافت.
هدف این ترورها براندازی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران بود تا یک حکومت کمونیستی در ایران بر پا دارند. برای رسیدن به این هدف شاهنشاه ایران می بایستی که سرنگون شود. براندازی شاهنشاه ایران را تروریست های ایران از گروه ها و جبهه های مختلف زیر نام اسلام و به رهبری روح الله خمینی به انجام رساندند. اما در زمان برپا ساختن حکومتی دیگر در ایران، خمینی همه این سازمان ها را به کناری زد و ولایت فقیه را در ایران بر پا داشت. در سال ۱۳۵۱ کنفدراسیون دانشجویی، خمینی را به رهبری مبارزه علیه مشروطه و شاهنشاه ایران دعوت کرد، بدین روی خمینی و دار و دسته اش همه این سازمان های تروریستی و هموندانشان را می شناختند.  


انقلاب فرهنگی - شاهنشاه آریامهر چهره ایران در دهه آینده یعنی تا هنگام ورود به دوره‌ای که آن را « عصر تمدن بزرگ » نامیدند، روشن ساختند. در این زمینه شاهنشاه با بررسی دورنمای تکنولوژی مدرن و دستاوردهای آن در تمدن بشریت راه کار قاطعی برای دولت در پُر ساختن خلاء فرهنگی در اجتماع ایران صادر فرمودند. راه کار شاهنشاه که باید به درستی بدان « انقلاب فرهنگی » نام داد بر پایه بوجود آوردن امکانات برای بهره‌مندی همه ملت ایران از تفریح، ورزش، تفیح‌های سلام چون تاتر، سینما، و موسیقی می‌باشد.
پس از راه اندازی دروغی به نام جمهوری اسلامی، سرکرده های گروه تروریستی اقلیت به خارج از کشور فرار کردند و در اروپا و امریکا سازمان اهریمنی اشان را بازسازی کردند و به راه انداختند.


شاهنشاه آریامهر درباره « عدالت اجتماعی » سخن راندند بر پرداخت صحیح و قانون مالیات تاکید فرمودند و پیشنهاد برگزاری سمیناری از گفتگو در بررسی دقیق اصل‌های انقلاب سفید ایران را عنوان کردند.
در چارچوب این نوسازی از جنگ های چریکی فاصله گرفتند و نامشان را به سازمان فداییان (اقلیت)‌ دگرگون ساختند ، اما هدفشان را تغییر ندادند. در وبگاه سازمان فداییان (اقلیت) نوشته شده است:


آینده نفت - شاهنشاه درباره آینده نفت ایران سخنرانی کردند و فرمودند گفتگوها نه قطع شده و نه به جایی رسیده است. قرارداد کنونی نفت که در سال ۱۹۵۴ با کنسرسیومی مرکب از غول‌های نفتی غرب برای بهره برداری از منبع‌های نفتی ایران به امضا رسید در پایان آن که شش سال دیگر است به هیچ وجه تمدید نخواهد شد، زیرا کنسرسیوم منافع ایران را که در همان قرارداد آمده است را محترم نشمرده است. این نکته جدا از روابط آینده ایران با کنسرسیوم است که شاهنشاه برای آن دو راه پیشنهاد کردند که در هر روی ضامن این نکته است که پس از سال ۱۹۷۹ و به پایان رسیدن قرارداد موجود، دولت شاهنشاهی ایران اداره صنعت نفت را صد در صد به دست خواهد گرفت.
سازمان فدائیان (اقلیت) یک سازمان کمونیست است که برای سرنگونی نظام سرمایه‌داری و برقراری یک جامعه کمونیستی مبارزه می‌کند.
انقلاب آموزشی - سخنان شاهنشاه پیرامون به تحقق پیوستن کامل اصل انقلاب آموزشی بود. در این زمینه شاهنشاه فرمودند که ایران در آینده به زمره انگشت شمار کشورهای جهان خواهد پیوست که با بهره مندی از سیستم ماهواره و تلویزیون در دورافتاده‌ترین جاهای کشور امکان آموزش را برای همه نونهالان سراسر کشور فراهم می‌سازد و با این سیستم دشواری کمبود آموزگار و دبیر برای دبستان‌ها و دبیرستان‌ها از میان برداشته می‌شود و درس‌ها به وسیله تلویزیون تدریس می‌شوند و گاه گاه از سپاهیان دانش به عنوان راهنمایان آموزشی برای شمار بسیار بیشتری از دانش آموزان امروزی به کار گرفته می‌شود.
سازمان فدائیان (اقلیت) برای ایجاد جامعه‌ای بدون طبقات مبارزه می‌کند که در آن هر گونه استثمار، ستم، تبعیض، نابرابری اجتماعی و اختناق برافتاده باشد، تمام اعضا آزاد و برابر جامعه در رفاه و خوشبختی زندگی کنند و استعدادهای خود را شکوفا سازند.
هدف فوری سازمان فدائیان (اقلیت) سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری حکومت شورویی کارگران و زحمتکشان است.
حکومت شورائی که مظهر پیگیرترین و کامل‌ترین شکل دمکراسی است، وسیع‌ترین و کامل‌ترین آزادی‌های سیاسی را برقرار خواهد ساخت و با تحقق مطالبات دمکراتیک و رفاهی - اجتماعی عمومی، دگرگونی‌های سوسیالیستی را آغاز خواهد نمود. شعار این کمونیستها زنده باد سوسیالیسم است.


انقلاب اداری - شاهنشاه در سخنان خود برای از میان برداشتن دشواری‌ها در انقلاب اداری، به استفاده از پدیده الکترونیک و الکترونیکی ساختن سیستم‌های دولتی برای شتاب بخشیدن به انجام کارهای اداری و جلوگیری از دست دادن زمان اشاره فرمودند. هم چنین از بایستگی (لزوم) بازرسی از روش انجام کار و فعالیت سازمان‌های دولتی و کارمندان دولت با تاکید فراوان یاد کردند.
هدف هایی که سازمان فداییان در آغاز بنیادشان نوشتند تا به امروز بر سر آن مانده اند، با اینکه سیستم های کمونیستی در شوروی کشور شوراها در لهستان، در چکسلواکی، در مجارستان، در بلغارستان، در رومانی، در یوگسلاوی، در آلمان شرقی، در اوکرایین، در روسیه سفید، در گرجستان، ارمنستان، آذربایجان، تاجیکستان، قزاقستان، ازبکستان، مغولستان بر چیده شده است زیرا که مردم این کشورها را به خاک سیاه نشاندند. چگونه می توانند این گروهک ها ادعا کنند که حکومت کمونیستی بهترین فرم دموکراسی است در جایی که در همه این کشورها سیستم کمونیستی را به دور انداختند. چرا ایرانیان باید چنین سیستمی را بر پا سازند که ثابت شده است که کارا نیست. حتی ونزویلا را که کوشش کردند کمونیستی بشود، اکنون کشوری ویران شده و مردمی فقیر بر جای گذاشته است.  
به دنبال سخنرانی ۷۵ دقیقه‌ای شاهنشاه آریامهر در کنگره ملی درباره نفت سفارت خانه‌های خارجی بی درنگ به دولت‌های متبوع خود گزارش کردند. در تهران و لندن بزرگان کنسرسیوم که بسیار نگران شده بودند از ابراز دیدگاه هایشان خودداری کردند و گفتند چشم به راه دریافت نوشتار رسمی سخنرانی شاهنشاه هستند. سهام شرکت‌های نفتی در بورس لندن پایین آمد. سهام شرکت نفت انگلیس که پیش از سخنرانی تاریخی شاهنشاه دو پنس پایین آمده بود پس از سخنرانی شاهنشاه ۲۰ پنس یعنی ۳٫۵٪ کاهش یافت.  


دنباله [[کنگره بزرگ ملی در بزرگداشت آغاز دومین دهه انقلاب شاه و مردم ۱ تا ۴ بهمن ماه ۱۳۵۱]] را بخوانید. جاوید شاه - پاینده ایران
ما به درستی می دانیم زمانی که این کمونیست ها قدرت به دست بیاورند، چنان دیکتاتوری بر پا خواهند ساخت که همان اندازه غیرانسانی و وحشی و بربر است که حکومت جمهوری اسلامی است. ما از همه میهن پرستان ایران درخواست می کنیم که راه خود و ایدیولوژی خود را از این دشمنان بشریت جدا سازند. تنها راه دمکراسی راه مشروطه است. کسانی که برای ایران یک دمکراسی می خواهند باید قانون اساسی مشروطه را بیاموزند و بدانند که قدرت در دست مردم است. در سیستم های کمونیستی از دمکراسی می گویند ولی دمکراسی به زعم آنان زمانی است که قدرت در دست حزب کمونیست باشد. کمونیست ها ادعا می کنند که این گام که حزب کمونیست قدرت مطلقه را در دست دارد تنها برای دوران گذار است، اما واقعیت ها در شوروی کشور شوراها نشان داد که این فاز هیچگاه به پایان نمی رسد و حزب کمونیست زندگی بشر را کنترل کامل می کند و چون همه گدا و بی چیز و مندرس و گرسنه و در حسرت هستند آن را دموکراسی می نامند. حکومت کمونیستی، حکومت کارگران نیست آن گونه که اینان مدعی هستند بلکه حکومت کمونیستی یک گروه کوچک از بالانشینان است که جیب های خود را پر می کنند و رفاه کارگر و دیگران برایشان اهمیتی ندارد.
 
شعارهای اینکه با این کسان متحد شویم و دور یک میز بنشینیم، تنها راه را برای این کمونیست های ضد بشر باز می کنند. کسانی که به گوش ایرانیان اتحاد با کمونیست و چریک و مجاهد و توده ای و جبهه ملی و پان ایرانیست می خوانند، از ایرانیان چیزی را درخواست می کنند که غیر ممکن است. اگر ما مشروطه خواهان از دمکراسی می گوییم، منظور ما چیز دیگری تا این کمونیست ها و سوسیالیست ها. مشروطه خواهان زمانی که از دمکراسی می گویند به چم این است که ملت قدرت را در دست دارد یعنی با انتخابات آزاد مجلس شورای ملی نمایندگان خود را به مجلس می فرستد، زمانی که ما مشروطه خواهان از دمکراسی می گوییم، درباره این می گوییم که سه قوه قانونگزاری، اجراکننده یا دولت و وزیران و وزارتخانه ها و قوه دادوری از یکدیگر جدا و مستقل هستند. اگر زمانی ما مشروطه خواهان از دمکراسی می گوییم بدان چم است که ریاست قوه اجراییه در دست پادشاه کشور است، ما کانستیتیوشنال مونارشی می خواهیم همانند کشورهای هلند و سوید و نروژ و بریتانیا و اسپانیا و بلژیک و لوکزامبورگ. زمانی که ما مشروطه خواهان از دمکراسی می گوییم بدان چم است که شاهنشاه ایران رییس قوه مجریه است تا دوباره استعمار بر اداره کشور و سیاست داخلی کشور چیره شوند همانند زمان قاجار که نخست وزیر از سوی بریتانیا یا روسیه تعیین می شد، زمانی که کمونیست ها و سوسیالیست ها از دمکراسی می گویند یعنی قدرت در دست حزب کمونیست است، که در آن سه قوه قانونگزاری و اجراییه و دادوری زیر قدرت حزب کمونیست هستند و از یکدیگرجدا و مستقل نیستند. زمانی که کمونیست و سوسیالیست از دمکراسی می گویند اینان از انتخابات آزاد نمی گویند بلکه کاندیداها از سوی حزب کمونیست برگزیده می شود و انتخابات چنان تقلبی است که نتایج برای هر یک از کاندیداها  ۹۹/۹۹ درصد می باشد.
 
زمانی که کمونیست و سوسیالیست از دمکراسی می گویند، اینان از یک دولت آزاد که برای رفاه و آسایش و امنیت کشور و ملت بر سر کار آمده است نمی گویند بلکه دولت آن را انجام می دهد که درمسکو یا پکن تصمیم گرفته می شود.  
 
با کمی اندیشه می توان دید که سیستم کمونیستی یک سیستم جانیان است که به قل و زنجیر کردن و فقر و تهیدستی ملتی می انجامد. همانگونه که آریامهر از ملت خواست که راه خود را از این دزدان و قاتلان جدا سازند و به کشور ایران بیاندیشند.
 
تنها راه آزاد ساختن ایران و ایرانی از چنگال استعمار به شکل های گوناگون بر پا کردن جمهوری های من در آوردی و نشستن با هر دشمن و بی سر و بی پایی به نام حقوق بشر و دمکراسی راه مشروطه است. واژگان سیاسی که اینان به کار می برند بیاموزید و گول هیچ شعار ما حکومت دمکراتیک و سکولار می خواهیم را نخورید.


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۸:۲۶


کنگره بزرگ ملی در بزرگداشت دومین دهه انقلاب شاه و ملت
GreatNationalCongress1-4Bahman1351a.jpg
GreatNationalCongress1-4Bahman1351b.jpg
GreatNationalCongress1-4Bahman1351c.jpg
GreatNationalCongressHoveyda1Bahman1351a.jpg
GreatNationalCongressRedLionSunBahman1351a.jpg
ShahanshahAryamehrMinistersAudience3Bahman1351.jpg

حمله آدمکشان سازمان چریک های فدایی خلق به سیاهکل ۱۱ دی ماه ۱۳۴۹ -

اکثریت ملت ایران یک سدا خواستار براندازی حکومت جمهوری اسلامی در ایران می باشند. وضع اقتصادی ملت ایران ماه به ماه و روز به روز بدتر می شود. بهای مواد خوراکی پیوسته بالا می رود و برای مردم پرداختنی نیست. امکان به دست آوردن درآمد سختر و ناشدنی گردیده است. تولید فرآورده های کشاورزی از سوی برزگران ایران به سبب کم آبی و بی آبی و خشکی زمین کمتر و کمتر می شود. درآمد کم دولت برای ایرانیان هزینه نمی شود بلکه برای جنگ ها در یمن و عراق و سوریه و لبنان و فلسطین بی دریغ ریخته می شود. دولت جمهوری اسلامی دوستان سیاسی خود را در ونزوئلا و کوبا پشتیبانی می کند و کوشش می کند اسلام را به عنوان ایدیولوژی برای انقلاب جهانی بفروشند. آرنگ نه غربی نه شرقی جمهوری اسلامی را خامنه ای رهبر در افریقا و امریکا و آسیا پراکنده می سازد.

مردم ایران با فریادهای رضا شاه رضا شاه خود نشان دادند که خواستار حکومت مشروطه شاهنشاهی هستند. این رای مردم به مشروطه شاهنشاهی در ایران شوربختانه در برون مرز آن را میان ایرانیان نمی شنود. کسانی که خود را پیرو شاه می دانند درباره رفراندوم و دمکراسی و حکومت سکولار می باشند به جای اینکه رسا و آشکار بگویند که ما خواستار حکومت مشروطه شاهنشاهی هستیم. این کسان پیوسته فضای سیاسی را مه آلود می کنند.

اما چپ های ایران در برون مرز می باشند، برای نمونه فداییان اقلیت را نام می بریم. این کسان بیش از پنجاه سال پیش جنگ مسلحانه علیه شاهنشاه ایران و حکومت مشروطه شاهنشاهی را آغاز کردند. در روز ۱۱ بهمن ماه ۱۳۴۹ سازمان تروریستی چریک‌های فدایی خلق یک شبکه مارکسیستی تروریستی به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله برد و دو درجه‌دار ژاندارم و رییس خانه انصاف را کشتند، اسلحه‌های پاسگاه را دزدیدند و به جنگل‌های سیاهکل فرار کردند. در روز ۲ اسفند ماه تروریست‌های جنگل به روی مامورین آتش گشودند و ۶ افسر ژاندارمری را کشتند و ۱۱ تن را با شلیک گلوله زخمی نمودند. سرانجام پس از ۴۸ ساعت زد و خورد میان مامورین و تروریست‌ها، این قاتلین دستگیر و به قانون سپرده شدند.

  • سرکار استوار دوم نریمان عبادی رییس پاسگاه مردری رست که همسر و دو فرزند وی در سوگ وی نشسته‌اند.
  • استوار دوم سید تقی مهدی نژاد مظفری که همسر و چهار فرزند وی بازماندگان این مرد بزرگ هستند
  • استوار دوم اسماعیل رحمت پور که همسر و دو فرزندش به سوگ وی نشسته‌اند.
  • گروهبان دوم اسماعیل روشن که همسر و سه فرزندنش در سوگ وی می‌باشند
  • گروهبان دوم شهید نعمت الله نصیری که همسر و سه فرزندنش در سوگ وی هستند.
  • غیرنظامی یحیی خان فروش که از وی همسر و دو فرزند برجای مانده‌اند.


در سال ۱۳۴۶ یک گروه کمونیستی به سرپرستی بیژن جزنی از سوی سازمان اطلاعات و امنیت کشور پیدا شد و ۱۴ تن از آنان زیر پیگرد قانونی قرارگرفتند. دو تن از این گروه کمونیستی سرسپردگان بیگانه به نام‌های محمد صفاری آشتیانی و علی اکبر صفایی فراهانی از مرزهای کشور فرارکردند و به محمود پناهیان در عراق پیوستند. از امرداد ماه سال ۱۳۴۹ پس از کشته شدن تیمور بختیار، انیرانی دیگری به نام محمود پناهیان از گردانندگان حزب دمکرات آذربایجان رهبری کارهای تروریستی در ایران را به گردن گرفت. حزب دمکرات آذربایجان در زمان اشغال ایران از سوی ارتش شوروی و انگلستان با فرمان استالین و پول شوروی بنیادشد. صفاری آشتیانی و صفایی پس از گذراندن دوره‌های چریکی در عراق روانه اردوگاه‌های الفتح شدند و دوره‌های تروریستی و ایرانی‌کُشی را زیر سرپرستی مصطفی چمران با درجه عالی به پایان رساندند. سپس از سوی پناهیان ماموریت یافتند که به ایران بازگردند و شبکه تروریستی دیگری برپا سازند.

شمار هم‌بندان این گروه تروریستی که نام گروه جنگل بر خود نهادند تا زمستان ۱۳۴۸ به بیست و دو تن رسید. سال ۱۳۴۹ صفایی فراهانی همراه با صفاری آشتیانی با اسلحه و دیگر ابزارهای کشتار به ایران بازگشتند. شهریور ماه ۱۳۴۹ گروه جنگل همکاری‌های خود را با گروه احمدزاده - پویان آغاز کرد.

این شبکه تروریست‌های مارکسیست از دانش آموختگان پلی تکنیک تهران، چند تن از دانشحویان دانشگاه‌ها و مرکزهای دیگر آموزش عالی بودند که برای گسترش سازمان تروریستی خود به آگهی پرداختند و توانستند گروهی از دشمنان ایران زمین را گِرد هم آورند و در شهرستان‌ها چون اسپهان، ساری، رشت، لاهیجان، و برخی از شهرهای استان خراسان و خوزستان هسته‌های تروریستی بنیاد نمایند.

این گروه مارکسیست که از سوی کشورهای کمونیستی رهبری می‌شدند و از سوی اربابانشان پول سرشار و اسلحه به سوی آنان سرازیر بود، برآن بودند که از راه جنگ‌های پارتیزانی شهر و ده در ایران قدرت را به دست گیرند. رهبران این شبکه تروریستی، تیم‌های گوناگون در درون شبکه بوجود آوردند، تیم کوه، تیم شهر، تیم اسلحه، تیم علمی و تیم ارتباط.

سازمان کارا و خدمتگزار ایران سازمان اطلاعات و امنیت کشور از فعالیت های این سازمان تروریستی اهریمنی آگاهی یافت.

هدف این ترورها براندازی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران بود تا یک حکومت کمونیستی در ایران بر پا دارند. برای رسیدن به این هدف شاهنشاه ایران می بایستی که سرنگون شود. براندازی شاهنشاه ایران را تروریست های ایران از گروه ها و جبهه های مختلف زیر نام اسلام و به رهبری روح الله خمینی به انجام رساندند. اما در زمان برپا ساختن حکومتی دیگر در ایران، خمینی همه این سازمان ها را به کناری زد و ولایت فقیه را در ایران بر پا داشت. در سال ۱۳۵۱ کنفدراسیون دانشجویی، خمینی را به رهبری مبارزه علیه مشروطه و شاهنشاه ایران دعوت کرد، بدین روی خمینی و دار و دسته اش همه این سازمان های تروریستی و هموندانشان را می شناختند.

پس از راه اندازی دروغی به نام جمهوری اسلامی، سرکرده های گروه تروریستی اقلیت به خارج از کشور فرار کردند و در اروپا و امریکا سازمان اهریمنی اشان را بازسازی کردند و به راه انداختند.

در چارچوب این نوسازی از جنگ های چریکی فاصله گرفتند و نامشان را به سازمان فداییان (اقلیت)‌ دگرگون ساختند ، اما هدفشان را تغییر ندادند. در وبگاه سازمان فداییان (اقلیت) نوشته شده است:

سازمان فدائیان (اقلیت) یک سازمان کمونیست است که برای سرنگونی نظام سرمایه‌داری و برقراری یک جامعه کمونیستی مبارزه می‌کند. سازمان فدائیان (اقلیت) برای ایجاد جامعه‌ای بدون طبقات مبارزه می‌کند که در آن هر گونه استثمار، ستم، تبعیض، نابرابری اجتماعی و اختناق برافتاده باشد، تمام اعضا آزاد و برابر جامعه در رفاه و خوشبختی زندگی کنند و استعدادهای خود را شکوفا سازند. هدف فوری سازمان فدائیان (اقلیت) سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری حکومت شورویی کارگران و زحمتکشان است. حکومت شورائی که مظهر پیگیرترین و کامل‌ترین شکل دمکراسی است، وسیع‌ترین و کامل‌ترین آزادی‌های سیاسی را برقرار خواهد ساخت و با تحقق مطالبات دمکراتیک و رفاهی - اجتماعی عمومی، دگرگونی‌های سوسیالیستی را آغاز خواهد نمود. شعار این کمونیستها زنده باد سوسیالیسم است.

هدف هایی که سازمان فداییان در آغاز بنیادشان نوشتند تا به امروز بر سر آن مانده اند، با اینکه سیستم های کمونیستی در شوروی کشور شوراها در لهستان، در چکسلواکی، در مجارستان، در بلغارستان، در رومانی، در یوگسلاوی، در آلمان شرقی، در اوکرایین، در روسیه سفید، در گرجستان، ارمنستان، آذربایجان، تاجیکستان، قزاقستان، ازبکستان، مغولستان بر چیده شده است زیرا که مردم این کشورها را به خاک سیاه نشاندند. چگونه می توانند این گروهک ها ادعا کنند که حکومت کمونیستی بهترین فرم دموکراسی است در جایی که در همه این کشورها سیستم کمونیستی را به دور انداختند. چرا ایرانیان باید چنین سیستمی را بر پا سازند که ثابت شده است که کارا نیست. حتی ونزویلا را که کوشش کردند کمونیستی بشود، اکنون کشوری ویران شده و مردمی فقیر بر جای گذاشته است.

ما به درستی می دانیم زمانی که این کمونیست ها قدرت به دست بیاورند، چنان دیکتاتوری بر پا خواهند ساخت که همان اندازه غیرانسانی و وحشی و بربر است که حکومت جمهوری اسلامی است. ما از همه میهن پرستان ایران درخواست می کنیم که راه خود و ایدیولوژی خود را از این دشمنان بشریت جدا سازند. تنها راه دمکراسی راه مشروطه است. کسانی که برای ایران یک دمکراسی می خواهند باید قانون اساسی مشروطه را بیاموزند و بدانند که قدرت در دست مردم است. در سیستم های کمونیستی از دمکراسی می گویند ولی دمکراسی به زعم آنان زمانی است که قدرت در دست حزب کمونیست باشد. کمونیست ها ادعا می کنند که این گام که حزب کمونیست قدرت مطلقه را در دست دارد تنها برای دوران گذار است، اما واقعیت ها در شوروی کشور شوراها نشان داد که این فاز هیچگاه به پایان نمی رسد و حزب کمونیست زندگی بشر را کنترل کامل می کند و چون همه گدا و بی چیز و مندرس و گرسنه و در حسرت هستند آن را دموکراسی می نامند. حکومت کمونیستی، حکومت کارگران نیست آن گونه که اینان مدعی هستند بلکه حکومت کمونیستی یک گروه کوچک از بالانشینان است که جیب های خود را پر می کنند و رفاه کارگر و دیگران برایشان اهمیتی ندارد.

شعارهای اینکه با این کسان متحد شویم و دور یک میز بنشینیم، تنها راه را برای این کمونیست های ضد بشر باز می کنند. کسانی که به گوش ایرانیان اتحاد با کمونیست و چریک و مجاهد و توده ای و جبهه ملی و پان ایرانیست می خوانند، از ایرانیان چیزی را درخواست می کنند که غیر ممکن است. اگر ما مشروطه خواهان از دمکراسی می گوییم، منظور ما چیز دیگری تا این کمونیست ها و سوسیالیست ها. مشروطه خواهان زمانی که از دمکراسی می گویند به چم این است که ملت قدرت را در دست دارد یعنی با انتخابات آزاد مجلس شورای ملی نمایندگان خود را به مجلس می فرستد، زمانی که ما مشروطه خواهان از دمکراسی می گوییم، درباره این می گوییم که سه قوه قانونگزاری، اجراکننده یا دولت و وزیران و وزارتخانه ها و قوه دادوری از یکدیگر جدا و مستقل هستند. اگر زمانی ما مشروطه خواهان از دمکراسی می گوییم بدان چم است که ریاست قوه اجراییه در دست پادشاه کشور است، ما کانستیتیوشنال مونارشی می خواهیم همانند کشورهای هلند و سوید و نروژ و بریتانیا و اسپانیا و بلژیک و لوکزامبورگ. زمانی که ما مشروطه خواهان از دمکراسی می گوییم بدان چم است که شاهنشاه ایران رییس قوه مجریه است تا دوباره استعمار بر اداره کشور و سیاست داخلی کشور چیره شوند همانند زمان قاجار که نخست وزیر از سوی بریتانیا یا روسیه تعیین می شد، زمانی که کمونیست ها و سوسیالیست ها از دمکراسی می گویند یعنی قدرت در دست حزب کمونیست است، که در آن سه قوه قانونگزاری و اجراییه و دادوری زیر قدرت حزب کمونیست هستند و از یکدیگرجدا و مستقل نیستند. زمانی که کمونیست و سوسیالیست از دمکراسی می گویند اینان از انتخابات آزاد نمی گویند بلکه کاندیداها از سوی حزب کمونیست برگزیده می شود و انتخابات چنان تقلبی است که نتایج برای هر یک از کاندیداها ۹۹/۹۹ درصد می باشد.

زمانی که کمونیست و سوسیالیست از دمکراسی می گویند، اینان از یک دولت آزاد که برای رفاه و آسایش و امنیت کشور و ملت بر سر کار آمده است نمی گویند بلکه دولت آن را انجام می دهد که درمسکو یا پکن تصمیم گرفته می شود.

با کمی اندیشه می توان دید که سیستم کمونیستی یک سیستم جانیان است که به قل و زنجیر کردن و فقر و تهیدستی ملتی می انجامد. همانگونه که آریامهر از ملت خواست که راه خود را از این دزدان و قاتلان جدا سازند و به کشور ایران بیاندیشند.

تنها راه آزاد ساختن ایران و ایرانی از چنگال استعمار به شکل های گوناگون بر پا کردن جمهوری های من در آوردی و نشستن با هر دشمن و بی سر و بی پایی به نام حقوق بشر و دمکراسی راه مشروطه است. واژگان سیاسی که اینان به کار می برند بیاموزید و گول هیچ شعار ما حکومت دمکراتیک و سکولار می خواهیم را نخورید.