الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:Economical Crisis in Iran End of Islamic Republic.mp4|thumb|left|150px|نابودی جمهوری اسلامی]]
ترور پل گریم و مالک بروجردی مدیران و کارشناسان بلندپایه نفت با رگبار گلوله‌های تروریست‌های چریک فدایی اهواز ۲ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی


'''[[بحران اقتصادی ایران و نابودی جمهوری اسلامی]]''' - نزدیک به یک سوم جمعیت ایران در تهیدستی مطلق زندگی می‌کنند. در پی گزارش وزارت کار و امور اجتماعی شمار کسانی که در فقر مطلق زندگی می‌کنند در سال ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ دو برابر شده است. درصد تورم بر پایه آمار رسمی کشور چهل و پنج در صد می‌باشد. جمهوری اسلامی یک رییس جمهور جدید و یک دولت جدید دارد ولی اقتصاد ایران شتابان سرازیری می‌رود. هنگامی که در سال‌های پیشین کشور ایران توانسته بود دشواری‌های اقتصادی را با پول نفت از میان بردارد امروز دیگر چنین نیست. فروش نفت تنها از راه قاچاق شدنی است. معاون رییس جمهور محسن رضایی که مسول اقتصاد کشور است ابراز داشت ما نفت را از کشور قاچاقی بیرون می‌بریم و دلارهای به دست آمده را نیز قاچاقی وارد ایران می‌کنیم. قاچاق که در گذشته یک بزه به شمار می‌آمد امروز در جمهوری اسلامی پایه اصلی اقتصاد حکومت ملایان شده است. این مدل اقتصادی، روشی نیست که با آن بتوان زندگی هشتاد میلیون ایرانی را تامین کرد. دشواری اصلی در صنعت نفت این است که بیش از چهل و سه سال است که در صنعت نفت ایران سرمایه گزاری نشده است و همه تاسیسات کهنه و زهوار دررفته شده‌اند. وزیر نفت جدید جواد اوجی گفته است که ایران ۱۶۰ میلیارد دلار نیاز دارد که در صنعت نفت سرمایه گزاری نماید. اگر این سرمایه گزاری‌ها در صنعت نفت ایران انجام نشود، ایران باید گاز و نفت از دیگر کشورها وارد کند.  
۲ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی سه تروریست مجاهد مارکسیست اسلامی در اهواز پل گریم مدیر اجرایی کمپانی نفتی را به رگبار گلوله بستند و درون خودرویی که منتظر آنان ایستاده بود پریدند و متواری شدند. کشتن پل گرام بسیار ماهرانه مانند کشتار آمریکایی‌های دیگر در تهران برنامه ریزی شده بود. پل گریم کارشناس نفت و کارشناس مهار کردن چاه و لوله‌های نفتی منفجر شده به ایران آمده بود تا دوباره صادرات نفت ایران را که در پی عملیات تروریستی کاهش یافته بود را ترمیم سازد. روز شنبه دوم دی ماه هنگامی که پل گریم با خودروی خود رهسپار دفتر کارش بود در میدان نزدیک به محل کارش که ترافیک سنگین می‌شد و خودروها آهسته حرکت می‌کردند با رگبار گلوله سه تن از تروریست‌های مجاهد کشته شد. تروریست‌ها خودروی پل گریم را مانند آبکش با شلیک گلوله سوراخ سوراخ کردند.


اقتصاد یک کشور نفتی اگر تاسیسات نفتی آن مدرن نشود و پیوسته به روز در نیاید به کجا می‌رود؟ پاسخ ونزوئلا است. ونزوئلا کشوری که بزرگترین ذخایر نفتی دنیا را دارد. هنگامی که هوگو چاوز در سال ۱۹۹۸ میلادی حکومت را به دست گرفت، حکومت سوسیالیستی را در ونزوئلا پیاده کرد. چاوز پول نفت را با برنامه‌های سوسیالی میان مردم تقسیم کرد و دیگر در تاسیسات نفتی ونزوئلا سرمایه گزاری نکرد و آن را به حال خود رها کرد. مردمی که زمانی برای هوگو چاوز هورا می‌کشیدند، امروز بهای سنگینی برای تصمیم اشتباه خود می‌پردازند. تاسیسات نفتی ونزوئلا خراب و کهنه هستند و میزان نفتی که می‌توانند بیرون بکشند، پنج درصد آن میزان نفتی است که پیش از هوگو چاوز استخراج می‌شد. اقتصاد ونزوئلا کاملا ورشکسته شده است، تورم در ونزوئلا ۵۰۰۵ درسد می‌باشد، و نود درصد مردم ونزوئلا زیر خط فقر زندگی می‌کنند. جمهوری اسلامی نیز دقیقا در این راه سیاه قراردارد. هر سال درسد کسانی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند دو برابر می‌شود و درصد تورم نیز دو برابر می‌شود. برای نمونه، کسی که ۵۰۰ میلیون در حساب بانکی دارد، می‌تواند امروز یک استودیو در پایین‌ترین محله‌های تهران یا شهرستان‌ها بخرد. در یک یا دو سال آینده شاید بتواند با این قیمت یک کاناپه و یا یک تلویزیون بخرد. کسانی که بانک‌ها را می‌زنند دریافته‌اند که این سفر نامعلوم به کدام ناکجا آباد می‌رود. به جای اینکه از بانک‌ها دزدی کنند یا در سوپر مارکت‌ها صندوق را بربایند، اکنون به سوپر مارکت‌ها می‌روند و بخچال‌ها را خالی می‌کنند.  
در همین روز مهندس مالک بروجردی از مدیران بلندپایه این کمپانی نفتی و همکار نزدیک پل گریم چند خیابان بالاتر نیز با گلوله‌ای که تروریست‌های مجاهد به قلبش شلیک کردند کشته شد. مهندس بروجردی به همراه راننده اش جلوی در ورودی کمپانی خدمات نفتی ایران رسیده بود راننده برای باز کردن نرده جلوی دروازه ورودی به شرکت پیاده شد در همین هنگام تروریست‌های مجاهد گرد خودرو را گرفتند و با یک تک گلوله به قلب مهندس بروجردی وی را به قتل رساندند.


اگر ونزوئلا را نمونه برای ایران قرار دهیم، از اینکه نیکلاس مادورو جانشین هوگو چاوز در ونزوئلا هنوز بر سر قدرت است، برای ملایان در ایران امیدواری است؛ ولی ملایان با کله‌های پوک شان نمی‌فهمند که این نشانی از امید نیست. چرا؟ ۱- جمعیت ونزوئلا ۲۳ میلیون است و در ایران جمعیت ۸۰ میلیون است. ۲- بیشتر جمعیت ایران زیر ۲۵ سال هستند و بسیاری از این جوانان ایران دارای مدارک تحصیلی دانشگاهی هستند. نسل جوان ایران دیگر آینده‌ای برای خود نمی‌بیند و ایران را ترک می‌کنند. یعنی جوانانی که می‌باید اقتصاد ایران را شکوفایی بخشند از کشور بیرون می‌روند و بازنشستگان هستند که در ایران می‌مانند. یعنی به شمار بازنشستگان افزوده می‌شود و مبلغی را که سازمان بازنشستگی کل کشور باید بپردازد نیز هم چنان بالا می‌رود. در این میان نه تنها جوانان تحصیلکرده کشور را ترک می‌کنند بلکه استادان دانشگاه، کادر پزشکی و درمانی و هر کسی که تخصصی دارد کشور را ترک می‌کند.  
پل گریم از کارشناسان بلندپایه شرکت نفتی تگزاکو بود که موقتا جانشین سرپرست خود جرج لینک[۳] در ایران شده بود. سازمان تروریستی مجاهدین خلق در ماه آبان جرج لینک سرپرست کمپانی خدمات نفتی ایران را در اهواز ترور کرد و ترور نافرجام ماند و شانس با جرج لینک یار بود و وی کشته نشد. پس از این ترور جرج لینک برای چند هفته‌ای به تگزاس بازگشت و پل گریم جانشین وی شد. لینک و گریم مانند دیگر آمریکاییانی که در ایران بودند از چندی نامه‌های تهدیدآمیز از سوی سازمان‌های تروریستی دریافت می‌کردند. یک روز پیش از اینکه پل گریم کشته شود، تروریست‌های مارکسیست مجاهد و چریک فدایی لوله نفت در اهواز را منفجر کردند و به خانه‌ای که امریکاییان زندگی می‌کردند کوکتل مولوتف پرتاب کردند. پیشتر نیز تروریست‌های دو سازمان مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی لوله نفت گچساران و لوله نفت خارک را نیز بمبگذاری کرده بودند و ترکاندند. پلیس اهواز گفت ما در اینجا دو گروه تروریستی مارکسیستی داریم که این دو گروه با تروریست‌های فلسطینی در تماس هستند. پس از این رویدادها که به کشته شدن کارکنان خارجی صنعت نفت انجامید، کمپانی‌های خارجی برآن شدند که کارکنان خود را از ایران بیرون برند.


خامنه‌ای با همه مزدوری و دشمنی اش با ایران دریافته است که این روند نابودی جمهوری اسلامی را به ارمغان دارد. به جای اینکه رفرم در جمهوری اسلامی بوجود آورد، کسانی را که کوچ می‌کنند به دشنام گرفته است. به تازگی نیز دولت اعلام داشته است که بازنشستگی‌ها را به مالیات می‌بندد. یعنی یک بازنشسته با حقوق کوچکی که در ماه دریافت می‌دارد باید درصدی از آن را به دولت بازگرداند. دولتی که چهل و سه سال است که ملت ایران را در خیابان کتک می‌زند، زنان و مردان را تکه پاره می‌کنند، آنان را به بهانه‌های هیچ به بازداشتگاه می‌برند، به آنان تجاوز می‌کنند، شخصیتشان را خورد می‌کنند، گروهی زن و مرد بسیجی بی سر و بی پا را به جان ملت ایران می‌اندازند و پیوسته به آنها می‌گویند که ایران کشوری اسلامی است و آنها باید از این سرزمین بروند زیرا که ایران ارث پدری آن هاست که تازی زاده هستند و ایران را اشغال کرده‌اند. اینها را فراموش کرده‌اند. چه ترسی جمهوری اسلامی از این دارد که جمیعت کاهش یابد را در قانونی که به تازگی گذرانده‌اند می‌توان دید: کورتاژ ممنوع است و بر پایه قوانین اسلام با زنان برخورد می‌شود. یعنی زنانی که کورتاژ کنند با حکم مرگ روبرو خواهند شد. هم چینی پزشکان، ماما‌ها نیز مجازات خواهند شد. داروخانه‌ها فروشندگان قرص ضد حاملگی نیز مجازات سختی در انتظارشان می‌باشد. هدف رهبر این است که جمعیت ایران را از هشتاد میلیون به صد میلیون برساند.
'''پیشینه کشتار آمریکایی‌ها از سوی دو سازمان‌های تروریستی مجاهدین و چریک فدایی'''


از کجا این صد میلیون ایرانی خوراک برای زنده ماندن بیاورند، دولت جوابی نمی‌دهد. کشاورزان ایران با این وضعیت آب در ایران نخواهند توانست میوه و سبزیجات و پیاز و سیب زمینی به بازارهای میوه روان سازند. مزرعه‌های بی شماری هم اکنون خشکیده‌اند، و چاه‌هایی که پیشتر برای رسیدن به آب پنج متر می‌کندند اکنون باید پنجاه متر زمین را حفر کنند تا به آب برسند. یعنی چهل و پنج متر آب‌های زیر زمینی ایران کم شده است. بخش بزرگی از زمین‌های حاصلخیز کشاورزی ایران به بیابان دگرگون شده‌اند.  
در روز دهم خرداد ماه ۱۳۵۱ سازمان تروریستی مجاهدین خلق چهار ترور با بمب در تهران انجام داد که به کشته شدن دو ایرانی بیگناه و زخمی شدن و از کارافتادگی سه ایرانی و یک ژنرال امریکایی انجامید. این ترورها در پهنه پشت آرامگاه رضا شاه بزرگ، انجمن فرهنگی ایران و آمریکا در خیابان وزرا، انجمن فرهنگی ایران و انگلیس، خیابان شاهرضا خیابان صبای شمالی اداره اطلاعات امریکا و به ویژه سوءقصد به جان ژنرال هارولد پرایس در قیطریه خیابان دولت انجام شد. بامداد چهارشنبه دهم خرداد ماه ساعت ۷ و ۲۲ دقیقه دو تن از تروریست‌های سازمان مجاهدین خلق وحید افراخته و محمد یزدانیان خودروی ژنرال نیروی هوایی امریکا هرولد پرایس را که مانند هر روز از خیابان دولت چهارراه قنات می‌گذشت با ترکاندن بمب ویران ساختند. در این ترور ژنرال پرایس رییس مستشاری آمریکا در ایران هر دو پای خود را از دست داد و راننده استوار رحمت اله سلطانی به سختی زخمی شد. یک بانوی ایرانی که با دختر نوجوانش از جلوی خودرو می‌گذشتند کشته و دو رهگذر دیگر نیز با ترکش بمب زخمی شدند. این نخستین بمب با کنترل از راه دور بود که از سوی تروریست مجاهد دیگری به نام اصغر منتظری حقیقی ساخته شده بود. این کشتار از سوی سید محمد کاظم ذوالانوار برنامه ریزی شده بود. سید کاظم ذوالانوار از هموندان کمیته مرکزی مجاهدین بود که از سوی رضا رضایی بنیاد گذاشته شده بود. در این ترور ۲ تن کشته و ۴ تن به سختی زخمی شدند و به خانه‌های پیرامون نیز آسیب بسیار رسید. گربه‌ای که مادر چهار بچه شیرخوار بود نیز در این ترور کشته شد.


دولتی که می‌انگارد که ملت ایران نادان هستند و پس از آنکه هواشناسی پیش بینی می‌کند که در استان‌های اسپهان و استان‌های غربی باران خواهد آمد، ملایی را می‌فرستد تا نماز باران به جا آورد. تنها می‌باید پرسید تا چه اندازه این دستاربندان می‌پندارند که مردم ایران احمق و بی خرد و کور هستند. پس از چهل و سه سال ولایت فقیه، جمهوری اسلامی در آستانه ورشکستگی اقتصادی است و دیگر احترامی میان ملت ایران ندارد. ملایان از ایران مدرن و باشکوه و ثروتمند که رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه پهلوی آریامهر ساخته بودند را نابود ساختند.
ساعت شش و سی دقیقه بامداد شنبه ۱۲ خرداد ماه ۱۳۵۲ برابر با ۳ جون ۱۹۷۳ کلنل لوییس هاوکینز به روال همیشگی از خانه خود در عباس آباد کوچه سیمرغ بیرون آمد تا رهسپار کار خود شود. کلنل هاوکینز که یونیفورم نظامی بر تن داشت به سوی خیابان رامونا به راه افتاد تا راننده برسد. در این هنگام دو تن از تروریست‌های سازمان مجاهدین خلق به نام‌های علیرضا سپاسی آشتیانی و وحید افراخته از خیابان رامونا اسلحه به دست راه را بر کلنل هاوکینز بستند و دو گلوله به مغز و یک گلوله به سینه کلنل هاوکینز شلیک کردند. این دو مجاهد تروریست پس از کشتن کلنل هاوکینز بر روی موتورسیکلت پریدند و در راستای کوچه رامونا متواری شدند. برنامه ریز این ترور رضا رضایی بود.


ملایان کوشش دارند با فشار توپ و تفنگ و زندان و تجاوز و وحشیگری ملت ایران را خاموش نگاه دارند. از وعده‌های خمینی که هر ایرانی روزی ۷۰۰ تومان پول نفت به در خانه اش داده می‌شود و اتبوس مجانی می‌شود و آب و برق را ملت ایران میهمان دولت اسلامی خواهند بود و همه صاحب خانه می‌شوند و تا آخر عمر زندگی مادی و معنوی نمونه‌ای خواهند داشت، حتا یک وعده نیز به انجام نرسید. حکومت اسلامی یک کلاهبرداری از ملت ایران بود. حکومت اسلامی همان راهی را می‌رود که حکومت سوسیالیستی می‌رود. ارتش شوروی تا بن دندان مسلح بود، اسلحه‌های مدرن و اتمی داشت، پلیس مخفی شوروی چنان مردم را در دست داشت و جاسوسی می‌کرد، مردم را به زندان می‌انداخت و اگر کسی نمی‌خواست کمونیست باشد به گولاک‌ها و سیبری می فر ستا. در پایان سیستم کمونیستی شوروی فروپاشید؛ و سوسیالیسم در شوروی به پایان رسید. راهی که شوروی رفت همان راهی است که جمهوری اسلامی می‌رود.  
بامداد روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۵۴ دو کلنل امریکایی کلنل پل آر شفر و کلنل جک اچ ترتر که سوار بر خودرو از خانه خود در قیطریه رهسپار اداره بودند از سوی تیمی از تروریست‌های سازمان مجاهدین گلوله باران شدند. مجاهدین از کیف دستی کلنل ترنر و شفر به سندها و مدرک‌های مهمی درباره خرید هواپیماهای فانتوم و پایگاه‌های این هواپیماها، خرید دستگاه‌های تله کامیونیکشین و جاهای برنشاندن آنها و دیگر خریدهای ارتش دست یافتند. مجاهدین همه این اسناد را از ایران بیرون بردند و در پاریس به سفارت شوروی دادند و به جای آن از پشتیبانی اتحاد جماهیر شوروی در رساندن اسلحه به سازمان مجاهدین، برپایی فرستنده‌های رادیویی برای پروپاگاند علیه حکومت ایران و بسیاری کمک‌های دیگر برخوردار شدند.


حکومت اسلامی یک ایده بیمار است. مارکس، لنین استالین گفتند که سیستم کاپیتالیستی غرب رو به نابودی است؛ ولی می‌بینیم سیستم کاپیتالیستی غرب تا به امروز بر پاست درجایی که حکومت‌هایی که دنباله روی مارکس لنین و استالین بوده‌اند همه سرنگون شده‌اند و دیگر از آنها اثری نیست. خمینی گفت که دریک کشور اسلامی باید حکومت اسلامی برقرار باشد. اکنون می‌بینیم که حکومت اسلامی از سوی ملت ایران از ریشه نابود خواهد شد و ملت ایران فریاد رضا شاه رضا شاهشاهشان به آسمان خواهد رفت. رضا شاه بزرگ و آریامهر ثابت کردند که حکومت مشروطه شاهنشاهی از دیدگاه اقتصادی از بهترین هاست، احترام در دنیا برای ایرانیان به ارمغان می‌آورد، ریال قدرتمند جهانی برای ایران ارمغان دارد و از بیابان‌های ایران سرزمین‌های سبز و خرم ساختند. بحران اقتصادی که ایران با آن روبروست تنها با بر قراری حکومت مشروطه شاهنشاهی می‌توان آن را از میان برداشت.  
در روز ۶ شهریور ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی سه تن از کارشناسان بلندپایه شرکت امریکایی راکول اینترنشنال به نام‌های دونالد جی. اسمیت، رابرت آر. کرونگارد و ویلیام سی. کاترِل در تهران نو، خیابان خیام، خیابان دلپذیر از سوی هفت تن از تروریست‌های مجاهدین خلق به رگبار گلوله بسته شدند و به قتل رسیدند. این سه کارشناس آمریکایی بر روی پروژه محرمانه مخابراتی که برای برافراشتن دستگاه‌های شنود در راستای مرز ایران و شوروی کار می‌کردند.  
 
پاینده ایران - جاوید شاه - پاینده ملت رنج دیده ایران


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۳۱ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۲:۰۷


ترور پل گریم و مالک بروجردی مدیران و کارشناسان بلندپایه نفت با رگبار گلوله‌های تروریست‌های چریک فدایی اهواز ۲ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی

۲ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی سه تروریست مجاهد مارکسیست اسلامی در اهواز پل گریم مدیر اجرایی کمپانی نفتی را به رگبار گلوله بستند و درون خودرویی که منتظر آنان ایستاده بود پریدند و متواری شدند. کشتن پل گرام بسیار ماهرانه مانند کشتار آمریکایی‌های دیگر در تهران برنامه ریزی شده بود. پل گریم کارشناس نفت و کارشناس مهار کردن چاه و لوله‌های نفتی منفجر شده به ایران آمده بود تا دوباره صادرات نفت ایران را که در پی عملیات تروریستی کاهش یافته بود را ترمیم سازد. روز شنبه دوم دی ماه هنگامی که پل گریم با خودروی خود رهسپار دفتر کارش بود در میدان نزدیک به محل کارش که ترافیک سنگین می‌شد و خودروها آهسته حرکت می‌کردند با رگبار گلوله سه تن از تروریست‌های مجاهد کشته شد. تروریست‌ها خودروی پل گریم را مانند آبکش با شلیک گلوله سوراخ سوراخ کردند.

در همین روز مهندس مالک بروجردی از مدیران بلندپایه این کمپانی نفتی و همکار نزدیک پل گریم چند خیابان بالاتر نیز با گلوله‌ای که تروریست‌های مجاهد به قلبش شلیک کردند کشته شد. مهندس بروجردی به همراه راننده اش جلوی در ورودی کمپانی خدمات نفتی ایران رسیده بود راننده برای باز کردن نرده جلوی دروازه ورودی به شرکت پیاده شد در همین هنگام تروریست‌های مجاهد گرد خودرو را گرفتند و با یک تک گلوله به قلب مهندس بروجردی وی را به قتل رساندند.

پل گریم از کارشناسان بلندپایه شرکت نفتی تگزاکو بود که موقتا جانشین سرپرست خود جرج لینک[۳] در ایران شده بود. سازمان تروریستی مجاهدین خلق در ماه آبان جرج لینک سرپرست کمپانی خدمات نفتی ایران را در اهواز ترور کرد و ترور نافرجام ماند و شانس با جرج لینک یار بود و وی کشته نشد. پس از این ترور جرج لینک برای چند هفته‌ای به تگزاس بازگشت و پل گریم جانشین وی شد. لینک و گریم مانند دیگر آمریکاییانی که در ایران بودند از چندی نامه‌های تهدیدآمیز از سوی سازمان‌های تروریستی دریافت می‌کردند. یک روز پیش از اینکه پل گریم کشته شود، تروریست‌های مارکسیست مجاهد و چریک فدایی لوله نفت در اهواز را منفجر کردند و به خانه‌ای که امریکاییان زندگی می‌کردند کوکتل مولوتف پرتاب کردند. پیشتر نیز تروریست‌های دو سازمان مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی لوله نفت گچساران و لوله نفت خارک را نیز بمبگذاری کرده بودند و ترکاندند. پلیس اهواز گفت ما در اینجا دو گروه تروریستی مارکسیستی داریم که این دو گروه با تروریست‌های فلسطینی در تماس هستند. پس از این رویدادها که به کشته شدن کارکنان خارجی صنعت نفت انجامید، کمپانی‌های خارجی برآن شدند که کارکنان خود را از ایران بیرون برند.

پیشینه کشتار آمریکایی‌ها از سوی دو سازمان‌های تروریستی مجاهدین و چریک فدایی

در روز دهم خرداد ماه ۱۳۵۱ سازمان تروریستی مجاهدین خلق چهار ترور با بمب در تهران انجام داد که به کشته شدن دو ایرانی بیگناه و زخمی شدن و از کارافتادگی سه ایرانی و یک ژنرال امریکایی انجامید. این ترورها در پهنه پشت آرامگاه رضا شاه بزرگ، انجمن فرهنگی ایران و آمریکا در خیابان وزرا، انجمن فرهنگی ایران و انگلیس، خیابان شاهرضا خیابان صبای شمالی اداره اطلاعات امریکا و به ویژه سوءقصد به جان ژنرال هارولد پرایس در قیطریه خیابان دولت انجام شد. بامداد چهارشنبه دهم خرداد ماه ساعت ۷ و ۲۲ دقیقه دو تن از تروریست‌های سازمان مجاهدین خلق وحید افراخته و محمد یزدانیان خودروی ژنرال نیروی هوایی امریکا هرولد پرایس را که مانند هر روز از خیابان دولت چهارراه قنات می‌گذشت با ترکاندن بمب ویران ساختند. در این ترور ژنرال پرایس رییس مستشاری آمریکا در ایران هر دو پای خود را از دست داد و راننده استوار رحمت اله سلطانی به سختی زخمی شد. یک بانوی ایرانی که با دختر نوجوانش از جلوی خودرو می‌گذشتند کشته و دو رهگذر دیگر نیز با ترکش بمب زخمی شدند. این نخستین بمب با کنترل از راه دور بود که از سوی تروریست مجاهد دیگری به نام اصغر منتظری حقیقی ساخته شده بود. این کشتار از سوی سید محمد کاظم ذوالانوار برنامه ریزی شده بود. سید کاظم ذوالانوار از هموندان کمیته مرکزی مجاهدین بود که از سوی رضا رضایی بنیاد گذاشته شده بود. در این ترور ۲ تن کشته و ۴ تن به سختی زخمی شدند و به خانه‌های پیرامون نیز آسیب بسیار رسید. گربه‌ای که مادر چهار بچه شیرخوار بود نیز در این ترور کشته شد.

ساعت شش و سی دقیقه بامداد شنبه ۱۲ خرداد ماه ۱۳۵۲ برابر با ۳ جون ۱۹۷۳ کلنل لوییس هاوکینز به روال همیشگی از خانه خود در عباس آباد کوچه سیمرغ بیرون آمد تا رهسپار کار خود شود. کلنل هاوکینز که یونیفورم نظامی بر تن داشت به سوی خیابان رامونا به راه افتاد تا راننده برسد. در این هنگام دو تن از تروریست‌های سازمان مجاهدین خلق به نام‌های علیرضا سپاسی آشتیانی و وحید افراخته از خیابان رامونا اسلحه به دست راه را بر کلنل هاوکینز بستند و دو گلوله به مغز و یک گلوله به سینه کلنل هاوکینز شلیک کردند. این دو مجاهد تروریست پس از کشتن کلنل هاوکینز بر روی موتورسیکلت پریدند و در راستای کوچه رامونا متواری شدند. برنامه ریز این ترور رضا رضایی بود.

بامداد روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۵۴ دو کلنل امریکایی کلنل پل آر شفر و کلنل جک اچ ترتر که سوار بر خودرو از خانه خود در قیطریه رهسپار اداره بودند از سوی تیمی از تروریست‌های سازمان مجاهدین گلوله باران شدند. مجاهدین از کیف دستی کلنل ترنر و شفر به سندها و مدرک‌های مهمی درباره خرید هواپیماهای فانتوم و پایگاه‌های این هواپیماها، خرید دستگاه‌های تله کامیونیکشین و جاهای برنشاندن آنها و دیگر خریدهای ارتش دست یافتند. مجاهدین همه این اسناد را از ایران بیرون بردند و در پاریس به سفارت شوروی دادند و به جای آن از پشتیبانی اتحاد جماهیر شوروی در رساندن اسلحه به سازمان مجاهدین، برپایی فرستنده‌های رادیویی برای پروپاگاند علیه حکومت ایران و بسیاری کمک‌های دیگر برخوردار شدند.

در روز ۶ شهریور ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی سه تن از کارشناسان بلندپایه شرکت امریکایی راکول اینترنشنال به نام‌های دونالد جی. اسمیت، رابرت آر. کرونگارد و ویلیام سی. کاترِل در تهران نو، خیابان خیام، خیابان دلپذیر از سوی هفت تن از تروریست‌های مجاهدین خلق به رگبار گلوله بسته شدند و به قتل رسیدند. این سه کارشناس آمریکایی بر روی پروژه محرمانه مخابراتی که برای برافراشتن دستگاه‌های شنود در راستای مرز ایران و شوروی کار می‌کردند.