الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:AyamehrShahanshahIranMohammadRezaShahPahlavi1.jpg|thumb|left|220px|]]
[[پرونده:ShahanshahAryamehrNejatAzarbaijan21Azar1325.mp4|thumb|left|280px|شاهنشاه بر فراز تبریز پرواز می کنند]]
[[پرونده:Stamp15thAnniversaryoftheUniversalDeclarationofHumanRights1963b.JPG|thumb|left|180px|تمبر یادبود اعلامیه حقوق بشر ۱۳۴۲]]
[[پرونده:Irankaval1945.jpg|thumb|left|160px‎|سواره نظام ارتش شاهنشاهی ایران به فرماندهی محمدرضا شاه پهلوی در آذربایجان ۲۱ آذر ۱۳۲۴]]
[[پرونده:Stamp15thAnniversaryoftheUniversalDeclarationofHumanRights1963a.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:Stamp1329Anniversary4thLiberationAzerbaijan5.JPG|thumb|left|160px]]
'''[[پیام اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در بیست و پنجمین سالروز صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹ آذر ماه ۱۳۵۲]]'''
'''[[نجات آذربایجان]]''' - ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان روزی بود که یکان‌های ارتش شاهنشاهی به فرماندهی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در میان شور و هیجان و فریادهای شادی مردم وارد تبریز و رضاییه شد و استان‌های شمالی ایران را از چنگ استالین و مزدورانش بیرون آورد. ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز جشن ملی اعلام شد و از سال ۱۳۲۵ همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ایران بر آن خطه جشن گرفته شد. نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند. سران مزدور فرقه دموکرات پیش از ورود یکان‌های ارتش بارو بنه خود را بسته بودند و راه مرزهای شوروی را پیش گرفته بودند و آن سوی رود ارس به کمیسرهای سیاسی و نظامی ارتش پیوستند.


اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی در کتاب ماموریت برای وطنم درباره رویدادهای آذربایجان چنین می‌نویسد:


فرا رسیدن بیست و پنجمین سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر را که امسال با اعلام دهه پیکار با نژادپرستی و تبعیض نژادی همزمان است به سازمان ملل متحد و به همه مردم نیک اندیش جهان تبریک می‌گوییم.
قضیه آذربایجان واقعا یکی از رخدادهای تاریخی خاورمیانه در دوره معاصر است زیرا مقاصد روسیه استالینی پس از جنگ اولین بار در آذربایجان ظاهر و برملا گردید. آنچه روسیه شوروی در آذربایجان کرد و جزییات آن در جلسات شورای امنیت سازمان ملل مورد بحث قرارگرفت دنیای آزاد را تکان داد و نخستین بار مردم نقاط مختلف گیتی را با امیریالیسم کمونیست‌ها بیدار و هوشیار ساخت. و در جای دیگر نوشته‌اند:


اکنون یک ربع قرن از هنگام صدور این اعلامیه تاریخی که ایران به عنوان یکی از اعضای مؤسس سازمان ملل متحد در تنظیم و تصویب آن سهمی اساسی به عهده داشت می‌گذرد. در همه این مدت، کشور ما نه تنها پشتیبان کامل مفاد این اعلامیه بود، بلکه از راه‌های مختلف، منجمله تشکیل کنفرانس جهانی حقوق بشر در تهران کوشیده است تا راه را برای اجرای جهانی اصول این اعلامیه هموارتر سازد.
اهمیت وقایع مزبور به قدری آشکار است که ملت ایران روزی را که مصادف با ختم این غائله عظیم است به نام روز آذربایجان عید ملی اعلام نموده و از سال ۱۳۲۵ به این طرف همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ما بر آن خطه جشن می‌گیرد و به عقیده من نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند.


اعتقاد راسخ ما در این باره، گذشته از درک واقع بینانه نیازمندی‌های حیاتی جامعه بشری در عصر حاضر، متکی بر سنن و موازین میراث فرهنگی ریشه دار ایرانی است که بشردوستی و احترام به شخصیت انسانی همواره از مهمترین اصول آن بوده است. ما معتقدیم که بقا و پیشرفت بشریت امروز، بیش از هر چیز مستلزم استقرار صلح و تفاهم بین‌المللی در صورت مثبت آن، یعنی صلحی بر اساس حق و عدالت است که حقوق بشر هسته مرکزی آن را تشکیل می‌دهد، صلحی که مظهر پیروزی همه آن آرمان‌ها و آرزوهایی باشد که نسل‌های بیشمار بشری در طول قرون پیاپی با رنج‌ها و تلاش‌های پایان ناپذیر کوشیده‌اند تا از ورای فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و اندیشه‌ها و معتقدات خویش راهی به سوی تحقق آن‌ها بگشایند. صلحی که بتواند سرانجام پس از اینهمه فداکاری‌ها و قربانی‌ها و رنج‌ها، بشر را از حقوق مسلم خود یعنی از شخصیت انسانی، از آزادی و عدالت، از حق برخورداری از دانش و فرهنگ، از حق ایمنی، از فقر و گرسنگی و بیماری و تبعیضات مخرب، برخوردار سازد.
۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ شاهنشاه که خود فرماندهی نیروهای فرستاده شده به آذربایجان را برعهده گرفته بودند با هواپیما بر فراز قرارگاه‌های شورشیان و خائنین پرواز کردند تا از میزان نیروی آنان آگاه شوند. مردم که از پرواز هواپیمای شاهنشاه برفراز آذربایجان آگاهی یافته بودند بپاخاستند و بر فرقه‌سازان حکومت خودمختار پیشه وری تاختند و بسیاری از کمونیست‌ها را نابود کردند. با پیشروی ارتش ایران به تبریز، مردم و ارتش، اعضای فرقه دموکرات را از اداره‌های دولتی بیرون آوردند و آنها را بازداشت کردند. نیروهای زیر فرماندهی سرهنگ بایندر پس از پیروزی در تکاب وارد شاهین‌دژ شدند. صد نفر از سران فرقه دموکرات همراه با پیشه‌وری با شتاب وارد جلفا شدند و با مقدار زیادی اموال غارت شده به شوروی گریختند. ستون دوم ارتش وارد شهر میاندوآب شد و قاضی محمد و حاج بابا و بسیاری از جدایی خواهان در کردستان تسلیم شدند. ستون سوم فرستاده شده به رشت پس از زد و خورد با فداییان فرقه دموکرات آنها را شکست داده و آستارا را زیر کنترل خود درآوردند. سپس مهاباد مهار ارتش ایران شد و سربازان به سوی مرند و ماکو پیشروی کردند. یک ستون ارتش پس از آزاد کردن چند شهر آذربایجان، جلفا شهر مرزی را پس از یکسال آزاد کردند. سران مزدور فرقه دموکرات پیش از ورود یکان‌های ارتش بارو بنه خود را بسته بودند و راه مرزهای شوروی را پیش گرفته بودند و آن سوی رود ارس به کمیسرهای سیاسی و نظامی ارتش پیوستند.
 
اعلامیه جهانی حقوق بشر، درست بیست و پنج سال پیش در چنین روزی در پاریس از طرف کشور ما و سایر ممالکی که در آن هنگام سازمان ملل متحد را تشکیل می‌دادند، به منظور تضمین معنوی و جهانی این اصول صادر شد، ولی ما امروز در عین تجلیل از مفاد این اعلامیه ناگزیر از تذکر این واقعیت هستیم که متأسفانه در جریان عمل آنچه در این بیست و پنج سال در جهان روی داده بهیچوجه جوابگوی اصول اعلامیه حقوق بشر نبوده است، و ما در این مدت غالباً با نگرانی و تأسف فراوان ناظر آن بوده‌ایم که کوتاه‌بینی‌ها و خودخواهی‌ها و تعصبات گوناگون به انواع وسائل حقوق و شخصیت بشری را در گوشه و کنار جهان مورد تخطی آشکار قرار داده است.
 
روح واقع بینی که حقّاً می‌باید راهنمای ما باشد آشکارا نشان می‌دهد که امروز جامعه بشری در راه طولانی و ناهموار تکامل خود بر سر دوراهی مرگ و زندگی رسیده است و اگر راه صحیح را که راه ایجاد یک جامعه انسانی آزاد و تندرست و فهمیده و برخوردار از صلح و عدالت است برنگزیند، به ناچار راه نابودی این جامعه خواهد بود که مخرب‌ترین وسائل انهدامی تاریخ جهان در این راه در کمین نشسته‌اند. آرزو کنیم که تلاش نیک اندیشان گیتی بشریت را در این پیکار مقدس با پیروزی همراه سازد تا دنیای فرزندان ما همان دنیایی باشد که آرمان‌ها و آرزوهای همه مذاهب و فرهنگ‌ها و تمدن‌های بشری و بخصوص اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر روح و هسته آن بشمار می‌رود.


با حمله هیتلر به شوروی در جنگ جهانی دوم، در روز سوم شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش سرخ شوروی به مرزهای ایران تجاوز نمود و نیروی هوایی شوروی در آذربایجان به بمباران شهرهای باز و بی دفاع پرداخت. ارتش شوروی، بریتانیا، امریکا که بدانها متفقین گفته می‌شد ایران را چون راهرویی برای رسانیدن ابزار جنگی امریکایی از خلیج فارس  به شوروی در جنگ علیه آلمان هیتلری درآورند و ایران را پل پیروزی نام نهادند.  ۲۴ آذرماه ۱۳۲۰  میان سه دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و انگلستان [[پیمان سه دولت]] امضا شد که برپایه آن دولت اشغالی شوروی و بریتانیا استقلال و حق حاکمیت ایران را محترم می‌شمرند و می‌باید حداکثر تا شش ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم ارتش خود را از ایران بیرون برند.  پس از آنکه روشن شد که متفقین در جنگ پیروز خواهند شد، استالین سیاست دیگری با ایران در پیش گرفت که استان‌های شمالی ایران را با سازمان دادن به جنبش‌های جدایی خواهانه از ایران جداسازد و ضمیمه شوروی کند. هدف استالین کنترل بر روی منابع نفتی شمال ایران بود. پس از اعلام پایان جنگ در ۲۳ امرداد ۱۳۲۴،  استالین ارتش خود را که می‌بایستی تا ۱۲ اسفند ۱۳۲۴ بر پایه [[پیمان سه دولت]] و [[اعلامیه سه دولت امریکا بریتانیا و شوروی در کنفرانس تهران راجع به ایران|اعلامیه سه دولت راجع به ایران]] از ایران بیرون روند، از ایران خارج نکرد. پس از آن که دولت شاهنشاهی ایران شکایت رسمی خود را علیه شوروی به شورای امنیت سازمان تازه بنیان شده ملل متحد داد میان متفقین شوروی، بریتانیا و امریکا شکاف افتاد. پرزیدنت ترومن، استالین را زیر فشار قرارداد تا ارتش شوروی مجبور به بیرون رفتن از ایران شود و از جداسازی استان‌های شمالی ایران دست بردارد. ۱۶ آذر ۱۳۲۵ ارتش ایران در سه ستون به آذربایجان لشکر کشید.  پس از آن که احمد قوام نخست وزیر وقت ایران با دولت شوروی قرارداد امتیاز نفت شمال ایران را امضا کرد، ارتش شوروی از ایران بیرون رفت. ولی مجلس شورای ملی این قرارداد را نپذیرفت و این زمینه ساز جنگ سرد در دنیا و ژرفتر شدن دخالت‌های شوروی در امور ایران بود که با [[روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲|سقوط محمد مصدق در سال ۱۳۳۲]] سرانجام به پایان رسید. '''[[نجات آذربایجان|نجات آذربایجان را بخوانید و بدانید اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر برای تمامیت ارضی و استقلال ایران جانفشانی‌ها کردند و بدانید که توده‌ای‌ها و جانشین آنها جبهه ملی و دیگر سازمان های تروریستی دانشجویی خاينین به کشور و ملت ایران بودند و هستند پاینده ایران]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱۰ دسامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۷:۲۰


شاهنشاه بر فراز تبریز پرواز می کنند
سواره نظام ارتش شاهنشاهی ایران به فرماندهی محمدرضا شاه پهلوی در آذربایجان ۲۱ آذر ۱۳۲۴
Stamp1329Anniversary4thLiberationAzerbaijan5.JPG

نجات آذربایجان - ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان روزی بود که یکان‌های ارتش شاهنشاهی به فرماندهی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در میان شور و هیجان و فریادهای شادی مردم وارد تبریز و رضاییه شد و استان‌های شمالی ایران را از چنگ استالین و مزدورانش بیرون آورد. ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز جشن ملی اعلام شد و از سال ۱۳۲۵ همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ایران بر آن خطه جشن گرفته شد. نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند. سران مزدور فرقه دموکرات پیش از ورود یکان‌های ارتش بارو بنه خود را بسته بودند و راه مرزهای شوروی را پیش گرفته بودند و آن سوی رود ارس به کمیسرهای سیاسی و نظامی ارتش پیوستند.

اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی در کتاب ماموریت برای وطنم درباره رویدادهای آذربایجان چنین می‌نویسد:

قضیه آذربایجان واقعا یکی از رخدادهای تاریخی خاورمیانه در دوره معاصر است زیرا مقاصد روسیه استالینی پس از جنگ اولین بار در آذربایجان ظاهر و برملا گردید. آنچه روسیه شوروی در آذربایجان کرد و جزییات آن در جلسات شورای امنیت سازمان ملل مورد بحث قرارگرفت دنیای آزاد را تکان داد و نخستین بار مردم نقاط مختلف گیتی را با امیریالیسم کمونیست‌ها بیدار و هوشیار ساخت. و در جای دیگر نوشته‌اند:

اهمیت وقایع مزبور به قدری آشکار است که ملت ایران روزی را که مصادف با ختم این غائله عظیم است به نام روز آذربایجان عید ملی اعلام نموده و از سال ۱۳۲۵ به این طرف همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ما بر آن خطه جشن می‌گیرد و به عقیده من نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند.

۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ شاهنشاه که خود فرماندهی نیروهای فرستاده شده به آذربایجان را برعهده گرفته بودند با هواپیما بر فراز قرارگاه‌های شورشیان و خائنین پرواز کردند تا از میزان نیروی آنان آگاه شوند. مردم که از پرواز هواپیمای شاهنشاه برفراز آذربایجان آگاهی یافته بودند بپاخاستند و بر فرقه‌سازان حکومت خودمختار پیشه وری تاختند و بسیاری از کمونیست‌ها را نابود کردند. با پیشروی ارتش ایران به تبریز، مردم و ارتش، اعضای فرقه دموکرات را از اداره‌های دولتی بیرون آوردند و آنها را بازداشت کردند. نیروهای زیر فرماندهی سرهنگ بایندر پس از پیروزی در تکاب وارد شاهین‌دژ شدند. صد نفر از سران فرقه دموکرات همراه با پیشه‌وری با شتاب وارد جلفا شدند و با مقدار زیادی اموال غارت شده به شوروی گریختند. ستون دوم ارتش وارد شهر میاندوآب شد و قاضی محمد و حاج بابا و بسیاری از جدایی خواهان در کردستان تسلیم شدند. ستون سوم فرستاده شده به رشت پس از زد و خورد با فداییان فرقه دموکرات آنها را شکست داده و آستارا را زیر کنترل خود درآوردند. سپس مهاباد مهار ارتش ایران شد و سربازان به سوی مرند و ماکو پیشروی کردند. یک ستون ارتش پس از آزاد کردن چند شهر آذربایجان، جلفا شهر مرزی را پس از یکسال آزاد کردند. سران مزدور فرقه دموکرات پیش از ورود یکان‌های ارتش بارو بنه خود را بسته بودند و راه مرزهای شوروی را پیش گرفته بودند و آن سوی رود ارس به کمیسرهای سیاسی و نظامی ارتش پیوستند.

با حمله هیتلر به شوروی در جنگ جهانی دوم، در روز سوم شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش سرخ شوروی به مرزهای ایران تجاوز نمود و نیروی هوایی شوروی در آذربایجان به بمباران شهرهای باز و بی دفاع پرداخت. ارتش شوروی، بریتانیا، امریکا که بدانها متفقین گفته می‌شد ایران را چون راهرویی برای رسانیدن ابزار جنگی امریکایی از خلیج فارس به شوروی در جنگ علیه آلمان هیتلری درآورند و ایران را پل پیروزی نام نهادند. ۲۴ آذرماه ۱۳۲۰ میان سه دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و انگلستان پیمان سه دولت امضا شد که برپایه آن دولت اشغالی شوروی و بریتانیا استقلال و حق حاکمیت ایران را محترم می‌شمرند و می‌باید حداکثر تا شش ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم ارتش خود را از ایران بیرون برند. پس از آنکه روشن شد که متفقین در جنگ پیروز خواهند شد، استالین سیاست دیگری با ایران در پیش گرفت که استان‌های شمالی ایران را با سازمان دادن به جنبش‌های جدایی خواهانه از ایران جداسازد و ضمیمه شوروی کند. هدف استالین کنترل بر روی منابع نفتی شمال ایران بود. پس از اعلام پایان جنگ در ۲۳ امرداد ۱۳۲۴، استالین ارتش خود را که می‌بایستی تا ۱۲ اسفند ۱۳۲۴ بر پایه پیمان سه دولت و اعلامیه سه دولت راجع به ایران از ایران بیرون روند، از ایران خارج نکرد. پس از آن که دولت شاهنشاهی ایران شکایت رسمی خود را علیه شوروی به شورای امنیت سازمان تازه بنیان شده ملل متحد داد میان متفقین شوروی، بریتانیا و امریکا شکاف افتاد. پرزیدنت ترومن، استالین را زیر فشار قرارداد تا ارتش شوروی مجبور به بیرون رفتن از ایران شود و از جداسازی استان‌های شمالی ایران دست بردارد. ۱۶ آذر ۱۳۲۵ ارتش ایران در سه ستون به آذربایجان لشکر کشید. پس از آن که احمد قوام نخست وزیر وقت ایران با دولت شوروی قرارداد امتیاز نفت شمال ایران را امضا کرد، ارتش شوروی از ایران بیرون رفت. ولی مجلس شورای ملی این قرارداد را نپذیرفت و این زمینه ساز جنگ سرد در دنیا و ژرفتر شدن دخالت‌های شوروی در امور ایران بود که با سقوط محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ سرانجام به پایان رسید. نجات آذربایجان را بخوانید و بدانید اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر برای تمامیت ارضی و استقلال ایران جانفشانی‌ها کردند و بدانید که توده‌ای‌ها و جانشین آنها جبهه ملی و دیگر سازمان های تروریستی دانشجویی خاينین به کشور و ملت ایران بودند و هستند پاینده ایران