الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanShahSpeech19Dey1341FarmerCongress.ogv|thumb|left|280px|[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکت‌های تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱]]]]
[[پرونده:ShahanshahLandReformWomenFarmers1338.jpg|thumb|left|280px|شاهنشاه سند زمین‌ها را به زنان کشاورز می‌دهند]]
[[پرونده:LandreformKaraj.jpg|thumb|left|280px|شاهنشاه آریامهر سند زمین‌های کشاورزی را به دهقانان می‌دهند]]


'''[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکت‌های تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱|در روز ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه گردهم‌آیی تاریخی کنگره ملی دهقانان ایران]]''' در تالار ورزشی محمدرضا شاه پهلوی را گشودند. این گردهم‌آیی با بودن ۴۸۰۰ تن از دهقانان سراسر کشور و نمایندگان اتحادیه‌ها و شرکت‌های تعاونی روستایی برگزار شد. شاهنشاه در سخنرانی تاریخی خود پس از روشن ساختن چگونگی سیاسی کشور پیش از [[جنگ جهانی دوم]] و پیشرفت‌هایی که به تازگی در کشور انجام شده است چون [[املاک سلطنتی|تقسیم املاک سلطنتی]] و فروش زمین‌های خالصه، انحلال دو مجلس و اجرای قانون اصلاحات ارضی، فرمودند که برای جلوگیری از خدشه‌دار کردن این اصلاحات از سوی [[کنفدراسیون دانشجویان ایرانی|عوامل سیاه ارتجاع و قوای مخرب سرخ]] منشور ششگانه انقلاب شاه و ملت را به عنوان پادشاه مملکت و رییس قوای سه گانه به آرای مردم ایران می‌گذارم و مستقیم رای مثبت ملت ایران را در استقرار آن درخواست می‌کنم:
'''[[اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی]]''' -  با اراده اعلیحضرت شاهنشاه [[محمدرضا شاه پهلوی]] یکی از بزرگترین مبارزان حقوق بشر در کشور ایران انجام یافت و یکی از بزرگترین پروژه‌های اصلاحی و بهسازی تاریخ نوین ایران شد. بدین سان شیوه مالکیت زمین‌های کشاورزی از دست فئودال‌ها یا مالکان بزرگ به خرده مالکی و دوباره پخشایش آن میان کشاورزان دگرگون شد. اصلاحات ارضی در سال ۱۳۲۹ با فرمان شاهنشاه درباره تقسیم [[املاک سلطنتی]] میان برزگران ایران آغاز شد. مخالفت و مبارزه با تقسیم اراضی میان کشاورزان از سوی [[مالکان بزرگ ایران|محمد مصدق یکی از ده بزرگترین فئودال‌های ایران]]  در زمان نخست‌وزیری وی با پشتیبانی [[جبهه ملی]] و [[حزب توده]] سازمان داده شد. این مخالفت‌ها از سوی مصدق چنان بالا گرفت که محمد مصدق بزرگ زمیندار ایران، [[املاک سلطنتی]] را مصادره کرد. پس از سرنگونی محمد مصدق، شاهنشاه برنامه اصلاحات ارضی را با اراده استوار خود دنبال کردند. با تصویب [[قانون فروش خالصجات]] و تقسیم آن میان کشاورزان در سال ۱۳۳۴  مرحله دوم اصلاحات ارضی آغاز شد. مرحله سوم اصلاحات ارضی در یک برنامه گسترده رفورم اجتماعی واقتصادی یا انقلاب شاه و مردم که انقلاب سفید نیز نامیده می‌شود گنجانیده شد. منشور شش ماده‌ای انقلاب شاه و مردم دربرگیرنده اصلاحات ارضی (مرحله سوم)،  ملی کردن جنگل‌ها و مراتع، فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی، سهیم کردن کارگران در سود کارخانه‌ها، اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و دادن حقوق برابر سیاسی با مردان به بانوان ایرانی و ایجاد سپاه دانش بود. مخالفت با [[انقلاب شاه و مردم]] از سوی حجت‌الاسلام روح‌الله خمینی با  پشتیبانی [[جبهه ملی]] و حزب توده سازمان یافت که به [[روز ننگین ۱۵خرداد ۱۳۴۲]] انجامید.  [[قانون ترتیب رسیدگی و ختم پرونده‌های اصلاحات ارضی]] در ۸ خرداد ماه ۱۳۵۴ مجلس شورای ملی تصویب شد و کشاورزان ایران برای همیشه دارندگان زمین‌های کشاورزی خود شدند.  این ماده می‌گوید کلیه پرونده‌هایی که تا تاریخ تصویب این قانون در اجرای مراحل مختلف اصلاحات ارضی منجر به تنظیم سند واگذاری یا ارسال صورت‌مجلسهای تقسیم ملک و نمونه‌های مربوط به دفاتر اسناد رسمی شده و نسبت به آنها تا تاریخ تقدیم این لایحه ۱۳۵۴/۲/۲۳ شکایت و اعتراض نرسیده باشد از نظر اجرای مقررات اصلاحات ارضی مختومه تلقی می‌گردد".


:قریب به بیست و دو سال از سلطنت من می‌گذرد و اغلب شما در این مدت شاهد و ناظر وقایع این مملکت بوده‌اید و می‌دانید که تمام این مدت روزهای خوش و با سعادتی نبود. مملکت ما دچار گرفتاری‌های گوناگونی بود.  مدت زمان جنگ و بعد از جنگ دچار اشکالات فراوانی بودیم و این اشکالات را به خواست خداوند توانستیم یکی پس از دیگری از آنها بگذریم، تا این که امروز  به بزرگترین آرزوهای قلبی خودم و می دانم ملت ایران برسیم که ببینیم چنان جمعیتی به نمایندگی حقیقی اکثریت مردم ایران در اینجا جمع شده‌اند برای پی‌ریزی و شالوده همکاری‌هایی که اولا بین خودشان به وسیله شرکت‌های تعاونی و سازمان مرکزی شرکت‌های تعاونی از طرفی، و از طرف دیگر حصول همکاری بین طبقه جدید زارع یا دهقان  ایرانی با سایر طبقات تولید کننده و زحمتکش و احیانا مصرف کننده‌ی این مملکت. برای من که از طفولیت، از زمانی که در مدرسه درس می‌خواندم به فکر خود، در صدد چاره‌جویی برای بهبود زندگی آن موقع رعیت ایران بودم، پاداشی بالاتر از این نیست که امروز ببینم به خواست خداوند، نه فقط زندگی آن رعیت سابق بهبود پیدا کرده است، بلکه نه فقظ ما رعیت و کلمه رعیت و خاصیت رعیت را از بین برده و او را یک نفر دهقان آزاد و حاکم بر سرنوشت خود کرده‌ایم.  از همه مهمتر شخصیتی است که من امروز در فرد فرد دهقان‌های ایران می‌بینم و او را گردن فراز و پر از امید به آتیه و مصمم به کارکردن بیشتر می‌بینم. خداوند را شکر که ما توانستیم امروز در چنین جلسه‌ای این آمال و آرزوی دیرینه خود را این طور، به این سرعت، به این خوبی، جامه عمل پوشیده ببینیم. چیزی که شاید سایر ممالک  نه به این خوبی و در قرن‌ها کشمکش و خونریزی توانسته‌اند احیانا به دست بیاورند، ما در عرض یک سال به دست آورده‌ایم. علت این کار چیست؟ علت این کار یکی صحیح بودن برنامه و قانون، دوم قبولی اکثریت قاطع ملت ایران با وجود تمام دسایس و کارشکنی‌ها، و سوم اینکه مسلما تمام افرادی که مامور اجرای این کار بوده‌اند با جان و دل و یا از روی انجام وظیفه به وظیفه خود پرداخته‌اند که در این راه بهترین شاهد اول طرز انجام وظیفه مامورین اصلاحات ارضی است  در سر تا سر مملکت که چطور شب و روز با یک روحیه و ایمان عجیبی کارکردند و مسلما سایر مامورین دولت نیز به نوبه خود همه به این امر خطیر کمک کردند. عظمت این اصلاح عمیق اجتماعی به قدری زیاد است که چون ما از یک فاصله کوتاه و نزدیکی به آن نگاه می‌کنیم شاید قادر به درک آن نباشیم، هر چقدر فاصله دورتر بشود و زمانی بگذرد آن وقت ما می‌توانیم پی به عظمت و قاطعیت این کار ببریم، چیزی که مسلما در تاریخ ایران بی سابقه بوده است. این موضوع،  یعنی آزادی اکثریت ملت ایران،  توام با رفاه حال او،  توام با آسایش خیال او،  این محدود به بهبود زندگی دهقانی ایران نخواهد بود. دهقان ایرانی که بیشتر تولید خواهد کرد و بیشتر پول به دست خواهد آورد، این پول خود را صرف خواهد کرد. مطمئنم با رشدی که من در شما می‌بینم این پول را در راه صحیح صرف می‌کنید، یعنی برای خودتان منزل می‌سازید، یعنی برای خودتان  یا به وسیله شرکت‌ها تهیه وسایل زراعت جدید می‌کنید، زراعت را کم کم مکانیزه می‌کنید،  به طرق جدید آشنا می‌شوید، به کود شیمیایی آشنا می‌شوید. آنهایی که قادر هستند اضافه بر زراعت، حشم مختصری نگهداری خواهند کرد، مرغ نگاهداری خواهند کرد، درخت خواهند زد؛ این تولید اضافی و ایجاد ثروت اضافی کمک خواهد کرد به رونق کارخانجات این مملکت ، به رونق صنعت این مملکت، صنعت  که رونق پیدا کرد و بازار بیشتری پیداکرد، وضع کارگرهای این مملکت به نوبه خود به همان تناسب بهتر می‌شود. برای کارگرها همانطور که اطلاع دارید و دیروز یا پریروز قانون آن منتشر شد یک اقدام مترقی دیگری که امیدواریم آن هم به زودی نتایجش معلوم باشد. وقتی که رونق صنعتی پیدا شد مسلما درآمد کارگر اضافه می‌شود. درآمد کارگر که اضافه شد به نوبه خود قدرت خرید او بالا می‌رود، وقتی که قدرت خرید زارع و کارگر بالا رفت و زندگی مرفه تری داشتند، زندگی متمدن تری داشتند خانه داشتند  لباس داشتند غذا به اندازه کافی خوردند، یک طبقه جدیدی وارد کار می‌شود که او باید این وسایل این کارها را فراهم بکند یا واسطه‌ای باشد و آن اصناف هستند، پیشه وران هستند که آنها به نوبه خود از رونق زندگی دهقان و کارگر زندگیشان رونق پیدا می‌کند، و همین طور این سلسله سرایت می‌کند به عموم طبقات مملکت و باعث این می‌شود که تمام افراد این مملکت دارای زندگی مرفه تر و بهتری باشند. الان کلید این زندگی بهتر و مرفه تر در دست شما دهقانان ایران است، برای اینکه اکثریت ملت ایران را فعلا شما تشکیل می‌دهید و تا چند سالی این اکثریت همین طور با شما خواهد بود تا اینکه هر چقدر مملکت رو به ترقی برود، هر چقدر وسایل کشاورزی مکانیزه بشود و هر چقدر که ما بتوانیم اراضی جدیدی مهیا برای کشت و زرع بکنیم و از طرفی صنعت مملکت رونق پیدا کند و مملکت هم صنعتی بشود، این حد نصاب فعلی عوض خواهد شد ولی تا اقلا یک نسل مسئولیت اساسی استقرار و ثبات این مملکت بر دوش شما طبقات نجیب، زحمتکش و شریف دهقانان ایرانی خواهد بود.
فرمان شاهنشاه تقسیم املاک سلطنتی و زمین‌های خالصه - شاهنشاه در روز ۴ آبان ماه ۱۳۲۹ در کاخ مرمر شمار بیش از ۱۶۰۰ تن از کشاورزان را فراخواندند و سند مالکیت [[املاک سلطنتی]] را به آنها دادند و سپس با '''فرمانی که شاهنشاه در هفتم بهمن ماه ۱۳۲۹''' برای تقسیم [[املاک سلطنتی]]  میان کشاورزان صادر کردند اصلاحات ارضی آغاز شد. شاهنشاه برای پشتیبانی از کشاورزان که بتوانند زمین‌ها را بخرند با گشایش بانک عمران و شرکت‌های تعاونی پایه‌های اقتصادی برای پیروزی اصلاحات ارضی نهادند که سرانجام آن دگرگونی اجتماعی بنیادین در ایران بود. اصلاحات ارضی سپس در سال ۱۳۳۴ با [[قانون فروش خالصجات]] به مرحله دوم خود وارد شد. از سال ۱۳۳۶  بانک عمران و تعاون روستایی در سال ۱۳۳۱ با آرمان پشتیبانی مالی کشاورزان بنیاد نهاده شده بود و با دادن وام‌های ارزان به کشاورزان توانایی مالی داد تا  زمین‌های خالصجات را بخرند. بدین سان تا هنگام آغاز مرحله سوم یا اعلام منشور ششگانه انقلاب شاه و مردم، زمین‌های هزار و چهار صد قریه با پهنه ۲۰۰ هزار هکتار، میان بیش از ۴۲٬۰۰۰ کشاورز پخش شد. با این اصلاحات بیش از نیمی از جمعیت ایران که رعیت بودند به کشاورز مالک دگرگون شدند.  


:چیزی که مایه کمال خوشوقتی و امیدواری من است، این است که سعی کردم در تمام این تماس‌هایی که با شما در مسافرت‌هایی که به اقصی نقاط مملکت می‌کردم، در این تماس سعی کردم که به روحیه شما آشنا بشوم، دیدم که کاملا به تمام این مطالب آشنا هستید. مخصوصا هر دفعه سعی کردم بپرسم که چرا شما این طور پشتیبان و دنبال این برنامه هستید. به چه علت؟  دیدم که فقط به علت ظاهری اینکه، خوب! یک قطعه زمینی را به شما می‌دهند و فقط به دلخوشی مالکیت یک سند، شما دلخوش نیستید، شما معنی اساسی این کار را فهمیده‌اید و معنی اساسی این کار آزادی است که در خودتان احساس می‌کنید. به زبان‌های مختلف از دهان افرادی که یکی مثلا در مراغه بود، دیگری لرستان،و سومی شاید اهل مازندران بود و چهارمی شاید اهل اردبیل بود، همین مطلب را من شنیدم که: "مثل این است که ما زندگی جدیدی را از نو شروع کرده‌ایم. یکی می‌گفت "من مثل اینست که که از نو به دنیا آمده‌ام". یکی می‌گفت من با وجودی که هفتاد سالم است تازه یک نیروی جوان بیست ساله در خود احساس می‌کنم و پشت گاوآهن می‌نشینم و کار می‌کنم. اینها قیمت ندارد، این حس وقتی که در اکثریت یک مردمی پیدا شد، این حس را هیچ چیز نمی‌تواند جبران بکند، هیچ قدرتی بالاتر از این حس ایمان و امید در یک جامعه‌ای نمی‌تواند باشد. تمام هَمِ مسولین امور در هر نقطه‌ای از دنیا، تمام همِ سیاستمدارهای مسول و دلسوز اینست که وسایلی فراهم بکنند که در یک ملتی ایجاد امید و ایمان بکنند. این چه کار عظیمی است که ما در این مملکت به خواست خداوند موفق شده‌ایم که در میان شما دهقانان که به تنهایی هفتاد و پنج درصد این مملکت را تشکیل می‌دهید، در میان شما این ایمان باشد چه برسد که این ایمان مسلما مطمئن هستم در طبقه کارگر نیز با این قانونی که وضع کرده‌ایم پیدا شده است و در سایر طبقات نیز پیدا خواهد شد. هر کسی و هر طبقه‌ای به یک علتی، اصناف برای اینکه کارشان بهتر خواهد شد، کارمندان دولت برای اینکه امیدواریم به وسیله قانون جدید استخدامی وضع آنها هم بهتر بشود، دیگر یا از راه اعتلای فرهنگ ایران، یا از راه اعتلای علوم در ایران یا از راه ایجاد یک محیط سالمی که در آن فساد ریشه کن شده است، محیطی که فقط کسانی که لیاقت دارند در آن پیشرفت می‌کنند، محیطی که پاداش خدمتگزاران را می‌دهد، و همین محیطی که احیانا کسانی که از راه راست منحرف شده باشند، در آن به مجازات حقه می‌رسند. پس برای من این ساعت شاید گرامی ترین و شریف ترین ساعات زندگی من باشد، چون هم یکی از آرزوهای دیرینه خود را برآورده می‌بینم و هم اینکه لااقل هفتاد و پنج درصد جمعیت این مملکت را آزاد و خوشبخت و امیدوار به آینده مشاهده می‌کنم. هیچ محلی را مناسب‌تر از این نقطه، یعنی از پشت این تریبون، این تریبونی که ریاست افتخاری یا ریاست جلسه به این بزرگی را جلسه‌ای که مسلما بر قاطبه افراد این مملکت ریاست دارد، هیچ مکانی از اینجا مناسب تر نمی دانم که اظهاراتی  را که با ملت ایران دارم از پشت همین تریبون در این لحظه بنمایم. [غریو شادی و هلهله باشندگان در کنگره]
احمد قوام از قاجاریان که خود از ملاکین بزرگ ایران بود سیاست دیگری در سر داشت و آن اینکه تنها ۱۵٪  به سهم کشاورزان افزوده شود. در ماده چهارم برنامه کابینه خود برای بهبود زندگانی کشاورزان که اکثریت تام مردم زحمتکش کشور ایران را تشکیل می‌دادند پانزده درصد از سهم مالک را برای کشاورزان درنظر گرفت. اعلیحضرت شاهنشاه ایران بر پایه فرمانی که در هفتم بهمن ماه ۱۳۲۹ صادر کردند تقسیم املاک سلطنتی را میان کشاورزان آغاز کردند. این سیاست « کشاورز مالک »  دو مخالف بزرگ داشت، یکی مالکان بزرگ و دیگر روحانیون دو گروهی که ثروت خود را از چپاول دسترنج کشاورزان گردآورده بودند. اینان ۷۰٪ زمین‌های کشاورزی و زمین‌های موقوفه را در دست داشتندنخستین مخالفت با اصلاحات ارضی از سوی محمد مصدق از ایل مغول قاجار که خود و همه خانواده و نزدیکانش از فئودال‌های بزرگ ایران بودند،  سازمان داده شد. مصدق با اختیاراتی که از مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم بدست آورده بود لایحه‌های خود را تصویب می‌کرد و به اجرا می‌گذاشت. مصدق مدل افزایش سهم کشاورز قوام را برداشت و تغییراتی در آن داد، به جای ۱۵٪ که قرار بود به کشاورز داده شود تنها ۱۰٪ را برای کشاورز کنار گذاشت و ۱۰٪ برای بنای مسجد و دیگر خدمات برای دهات ویژه ساخت. بر پایه این لایحه مالکیت زمین همچنان در دست مالکین بزرگ می‌ماند.  تا آن زمان مالک بزرگ ۱۰۰٪ بهره مالکانه می‌برد، با این لایحه مصدق خواست که سهم مالکان ۸۰٪ بشود، ۱۰٪ به کشاورز داده شود و ۱۰٪ برای چرخاندن کارهای دهات چون ساختن مسجد و غیره داده شود. ولی با برنامه تقسیم اراضی که شاهنشاه در پیش داشتند مالکیت به کشاورز داده می‌شد و بهره ۱۰۰٪ به کشاورز تعلق می‌یافت.  


:ملت ایران! روزی که مسولیت سنگین پادشاهی را بعد از استعفای پدر تاجدار خود برعهده گرفتم، به کلام الله مجید سوگند یاد کردم که تمام هَمِ خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده و حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم و تعهد کردم که در تمام اعمال و افعال خداوند عز شانه را حاضر و ناظر دانسته منظوری جز سعادت و عظمت دولت و ملت ایران نداشته باشم [کف زدن باشندگان] و از خداوند مستعان و ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد کردم که در خدمت به ترقی ایران توفیق پیدا کنم.
برای انجام شدن تقسیم زمین‌ها و بوجود آوردن کشاورز مالک، بنیاد سندوق‌های روستایی و بانک عمران از پیش‌نیازهای آن بود که آن نیز در شهریور ۱۳۳۱ انجام پذیرفت. شاهنشاه در بیاناتخود به هنگام گشایش بانک عمران فرمودند: آقایانی که عضو شورای این بانک هستند خوشبختانه از ابتدای کار در جریان تقسیم املاک بوده‌اند و از ابتدا با سعی و فعالیت خود به انجام این مقصود کمک کرده‌اند و من از همه آنان اظهار قدردانی می‌کنم. شاید لازم نباشد که بگویم فکر تقسیم املاک بخوبی مقرون به موفقیت نمی‌شد مگر به تأسیس این بانک و شرکت‌های تعاونی تابعه آنکه حتماً کمک‌های با ارزشی به دهقانان بعمل خواهند آورد. برای اینکه فاقد وسائل هستند مقدور نبود که هر کس از زمین خود شروع به بهره برداری کند و چون فکر صاحب زمین کردن عده‌ای از اهالی کشور حتماً باید انجام بگیرد این است که بانک عمرانی و شرکت‌های تعاونی تابعه آن بی نهایت اهمیت دارد و این بانک است که می‌تواند کمک به تحول بزرگی بکند که موجب رفاهیت عده کثیری از مردم خواهد بود. من در حصول موفقیت ابداً تردید ندارم زیرا می‌دانم که اعضای این بانک کار خود را با حُسن نیت و سعی و کوشش آغاز خواهد کرد و این وظیفه را حتی تا مرحله فداکاری پیش خواهد برد.


:خداوند قادر متعال را به شهادت می‌طلبم که تا امروز با وجود مخاطراتی که در راه انجام این مقاصد، حتی زندگی مرا تهدید می‌کرد به این پیمان وفادار بوده‌ام، و در راه حفظ حدود ایران با وجود اشغال نظامی کشور در زمان جنگ و مصائبی که بعد از آن در دوره هرج و مرج به کمک عوامل مخرب ایجاد شده بود به توفیق الهی و پشتیبانی ملت عزیز ایران عموما و مردم فداکار آذربایجان خصوصا، توانستم خطه مقدس آذربایجان را از کام تجزیه طلبان برهانم [کف زدن باشندگان] و تمامیت ارضی میهن خود را محفوظ و محروس بدارم.
پیروزی برنامه اصلاحات ارضی با تقسیم [[املاک سلطنتی]]  پژواک مثبتی میان ملت و کشاورزان پیدا کرد. با این کار مالکان بزرگ ایران که آنها هزار فامیل (خانواده قاجار) نامیده می‌شدند و ملایان که بخش بزرگی از زمین‌های کشاورزی ایران را در دست داشتند، نگران شدند که آنها نیز روزی وادار خواهند شد که مالکیت زمین‌ها و دهات‌ها با اهالی آن را از دست بدهند و آنها را به کشاورزانی که روی زمین‌ها کار می‌کردند پس بدهند. زمانی که شاهنشاه از دیگر مالکان خواستند که از ایشان سرمشق بگیرند و زمین‌های خود را نیز تقسیم کنند، محمد مصدق به خروش افتاد و با بکار بردن همه امکانات سیاسی خود کوشش کرد برنامه اصلاحات ارضی را بازایستاند. بدین روی، مصدق، وزیر دربار حسین علا را که مسئول به انجام رساندن برنامه‌ریزی اصلاحات ارضی بود را برکنار کرد و املاک سلطنتی را مصادره کرد و گفت که املاک سلطنتی به دولت تعلق دارد. گام بعدی وی تشکیل یک گروه هشت نفری بود که در قانون اساسی تغییراتی بوجود آورند تا امکان انجام هرگونه اصلاحاتی مانند اصلاحات ارضی از شخص پادشاه گرفته شود. ملت ایران که چشم به راه به ویژه اصلاحات ارضی در کشور بودند. پس از سرنگونی محمد مصدق، در انجام اصلاحات ارضی گام دیگری برداشته شد. در روز ۱۸ دی ماه ۱۳۳۳ کمیسیون مشترک مجلس شورای ملی و سنا [[لایحه قانونی انتقال املاک و خالصجات دولتی به وزارت کشاورزی]]  را برای اجرا تصویب کرد. سپس  [[قانون تاسیس بنگاه خالصجات کشور|قانون بنگاه خالصجات کشور]] در روز ۲۶ تیر ماه ۱۳۳۴ از مجلس شورای ملی گذشت و سرانجام به تصویب و اجرای [[قانون فروش خالصجات]] در روز ۳۰ آبان ماه ۱۳۳۴ انجامید. در [[قانون فروش خالصجات]] دولت گونه و ویژگی‌های زمین‌ها و ساختمان‌ها و کارهایی که وزارت دارایی و وزارت کشاورزی جداگانه از یکدیگر باید انجام دهند را روشن ساخت. زمین‌های دولتی درون شهرها و پیرامون شهرها برای فروش به کارکنان دولت و زمین‌های کشاورزی برای فروش به برزگرانی که خود روی آن زمین‌ها کشت و کار می‌کردند ویژه شد. کشاورزان می‌بایستی که در برابر خرید ده تا پانزده هکتار زمین خالصه، بهای آن را در درازای بیست سال، گاهانه (قسطی) بپردازند. تقسیم  زمین‌های خالصه میان کشاورزان بر اساس قانون و [[آیین‌نامه اجرایی قانون فروش خالصجات]] انجام یافت و ۵۷۷۶۷ هکتار زمین خالصه به ۷۰۸۱ کشاورز داده شد.


:بعد از [[روز نجات آذربایجان|رهایی آذربایجان]] و گذراندن گرفتاری‌های ناشی از [[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی|اشغال نظامی ایران در دوران جنگ جهانگیر]] من بر سر پیمان خود در حفظ حقوق و ارتقای ملت عزیز ایران ایستادم و از طریق اختیاراتی که در اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسی از طرف ملت به من سپرده شده و به موجب آن حق انشای قانون به پادشاه و مجلسین تفویض گردیده، به منظور ساختن ایران مترقی و آزاد که در آن استقلال اقتصادی و اجتماعی افراد تامین شده باشد، چه از راه دستورات مکرر به دولت‌ها برای پیشنهاد لوایح قانونی مفید، و چه از راه سفارش به نمایندگان مجلسین اقدام نمودم، [کف زدن باشندگان] ولی متاسفانه ملاحظه شد بعضی از لوایح مربوط به اصلاحات اجتماعی که دولت‌ها برای ارتقای ملت ایران و پاک کردن دستگاه‌های مملکتی از فساد، به مجالس تقدیم کردند به صورت قوانین مسخ شده‌ای درآمد که ضرر آن مستقیما متوجه مردم و مملکت می‌شد و نفع زودگذر آن، به [[مالکان بزرگ ایران|عده‌ای متنفذ]] می‌رسید. چنانکه لایحه قانونی اصلاحات ارضی و لایحه قانونی مربوط به رسیدگی  به دارایی وزرا و کارمندان دولت به صورتی از تصویب مجلسین گذشت که فقط ناظر به حفظ منافع تصویب کنندگان قانون یا گروهی متنفذ خارج از مجلس بود.
لایحه اصلاحات ارضی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیستم - [[قانون مربوط به اصلاحات اراضی|لایحه اصلاحات اراضی]] بر اساس محدود کردن مالکیت‌های بزرگ و تقسیم مالکیت زمین بر پایه عدالت و دگرگون ساختن رژیم کهنه و فرسوده فئودالیسم استوار شده بود با فرمان شاهنشاه از سوی دولت دکتر منوچهر اقبال نخست‌وزیر نوشته شده بود و سپس از سوی دولت مهندس جعفر شریف امامی بازنگری و بهبود یافته بود برای تصویب به مجلس  شورای ملی داده شد. نمایندگان مجلس بیستم که بیشتر آنان مالکین بزرگ و فئودال‌ها بودند، به جای  بهبود قانون، بخش بزرگی از لایحه اصلاحات ارضی با ماده‌ها و تبصره‌های پیوسته بدان را به فرمی درآوردند که ناسازگار با آهنگ و خواست شاهنشاه و سود کشاورزان بود. با این کار بدرستی نمایندگان مجلس، روح قانون را کُشتند و آرمان آن را از میان برداشتند. مجلس بیستم به جای بهبود و تکمیل کردن لایحه اصلاحات ارضی دولت، دگرگونی‌هایی در آن بوجود آوردند که تنها به سود زمینداران بزرگ بود: ۱- به مالکین اجازه داده شد که تا دو سال پس از تاریخ تصویب قانون بخشی از املاک خود را به وراث قانونی خود منتقل نمایند و این موضوع سبب می‌شد که در عمل روشن کردن مشمولین قانون تا دو سال پس از تصویب قانون دیگر ممکن نشود. ۲- به مالک پروانه داده شد که پیش از آغاز به اجرای قانون و تقسیم اراضی در هر منطقه، هر اندازه از زمین‌های خود را که بخواهد خودش و به گرایش و گزینش خودش به کشاورزان بفروشد. ۳- برای روشن ساختن بهای زمین‌ها می‌بایستی در هر مورد کمیسیون ارزیابی برگزار شود و اگر دیدگاه کمیسیون از سوی مالک پذیرفته نشود، مالک حق دارد که درخواست واخواهی (اعتراض) کند. این واخواهی در درازای شش ماه برای رسیدگی در کمیسیون استان بود و اگر بازهم از سوی مالک پذیرفته نمی‌شد، مسله به دادگاه داده می‌شد و رای دادگاه دیگر سد در سد بود. ۴- جالب‌ترین نکته در قانون اصلاحات ارضی دوره قانونگذاری بیستم مجلس شورای ملی و دوره سوم مجلس سنا این بود که اگر مالک با اجرای قانون اصلاحات ارضی موافق نبود می‌توانست فروش  و یا واگذاری مازاد املاک خود را رد کند و تنها برای زمین‌های مازاد و زاید بر حد نصاب سالانه مبلغی عوارض عمرانی بدهد.
مجلس بیستم به پیشنهاد دولت دکتر امینی و بر پایه فرمان شاهنشاه منحل شد و دولت لایحه اصلاحات ارضی را با راهنمایی خردمندانه شاهنشاه نوشت و سازمان داد. این قانون در نشست ۱۹ دی ماه ۱۳۴۰ به تصویب هیات وزیران و ۲۵ دی ماه به توشیح شاهنشاه رسید و برای اجرا به وزارت کشاورزی فرستاده شد.  شهرستان مراغه در آذربایجان شرقی نخستین شهرستانی بود که کشاورزان آن سند مالکیت زمین‌های سهم خود را از دست شاهنشاه دریافت نمودند. روز ۱۷ اسفند ماه ۱۳۴۱ از سوی سازمان اصلاحات ارضی مراغه اسناد انتقال زمین‌ها از دولت به برزگران که روی آن زمین‌ها کار می‌کردند آماده و دستینه شد.  در روز سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۴۰ شاهنشاه اسناد مالکیت را به کشاورزان مراغه دادند و بدین سان کاری را آغاز نمودند که در تاریخ کشور کهن‌سال ایران بی‌مانند بود و چرخشگاهی شد که شیوه و روش و فرم و چگونگی زندگی اجتماعی و اقتصادی ملت ایران را دگرگون ساخت.


:در سال ۱۳۲۹ برای دادن نمونه عملی اقدامات اصلاحی دستور دادم [[املاک سلطنتی|املاک موروثی سلطنتی]] را میان کشاورزان تقسیم کنند [کف زدن باشندگان] و قانون فروش خالصجات را تدوین نمایند. معذالک هیچ یک از [[مالکان بزرگ ایران|مالکان بزرگ]] سرمشق نگرفتند و در عناد و لجاج خود در مقابل سیر جبر تحولات زمان ایستادند.
مرحله نخست اجرای قانون اصلاحات ارضی از مجلس دوره بیست و یکم گذشت. بر پایه این قانون، زمینداران بزرگ که املاک زیاد و یا بیش از یک ده ششدانگ داشتند، وادار شدند  تنها یک ده شش دانگ، برای خود نگاه دارند و بازمانده زمین‌ها و دهکده‌ها را به دولت با گاهانه (قسط) ده ساله بفروشند.  بدین سان دولت پس از ارزیابی عادلانه با پشتیبانی وزارت کشاورزی بهای آن املاک را به مالکان بپردازد و املاک خریداری شده را با گاهانه پانزده ساله به برزگران واگذار کند. بدین روی با اجرای مرحله اول اصلاحات ارضی تا پایان شهریور ماه ۱۳۴۳ شمار ۹۸۸۷ دهکده از زمینداران بزرگ خریداری شد.  هم‌چنین زمین‌های خالصه از شش دانگ و کمتر از شش دانگ خریداری و میان ۳۴۲٬۲۰۴ خانواده کشاورز که بیش از ۱۷۱٬۹۴۸ تن را دربر می‌گرفت تقسیم گردید و آنها خود دارنده زمین شدند  و آزادسَری (استقلال) اقتصادی و حقوق انسانی و اجتماعی را بازیافتند.


:سعی کردم با حفظ اصول انتخاباتی قدیم معمول ایران از طریق تشویق افراد به تشکیل احزاب اکثریت و اقلیت شاید گروه‌های متشکل حزبی در پارلمان پشتیبان افکار و پیشنهادهای اصلاحی بشوند، دیدیم از این راه نیز نتیجه‌ای حاصل نشد. انتخابات دوره بیستم و تجدید آن نیز نمونه‌ای از نارسایی قانون انتخابات و عدم امکان اظهار نظر حقیقی و آزاد اکثریت مردم مملکت بود.[کف زدن باشندگان]
هم‌زمان با خریداری املاک و تقسیم آنها میان برزگران، شرکت‌های تعاونی روستایی با سرمایه کشاورزان و کمک بانک کشاورزی بنیان شد. شمار این شرکت‌ها تا شهریور ۱۳۴۳ به ۳۹۸۹ شرکت و سرمایه آنها رویهم رفته بیش از ۴۵۷٬۶۳۸٬۲۵۶ ریال شد و ۶۳۸٬۰۰۰ کشاورز هم‌بند (عضو) این شرکت‌های تعاونی شدند. با اجرای مرحله نخست قانون اصلاحات ارضی شمار بسیاری از کشاورزان زمیندار می‌شدند و دسته دیگر مانند گذشته در دهکده‌هایی که مالکین آنها فراگرفته (مشمول) این قانون نبودند و یا برای خود دهکده حد نصاب برگزیده بودند، این دسته کارگر کشاورزی باقی می‌ماندند و دگرگونی در زندگی آنان پدید نمی‌آمد. برای اینکه کشاورزان سراسر کشور دارای زندگی و حقوق اقتصادی و اجتماعی برابر شوند، به فرمان شاهنشاه برای تکمیل قانون اصلاحات ارضی، قانون متمم به نام مواد الحاقی در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۴۱ به تصویب رسید که بر پایه آن هر یک از مالکین می‌بایستی یک از سه راه زیر را برگزیند: الف - ملک خود را بر پایه میانگین درآمد سه سال گذشته ملک، بدون به حساب آوردن مالیات، بر پایه عُرف محلی به کشاورز همان ملک اجاره نقدی بدهد. درازای زمان اجاره سی سال خواهد بود و هر پنج سال در میزان اجاره بها بازنگری خواهد شد.  ب - مالک به نسبت بهره مالکانه، که پیشتر کشاورز دریافت می‌کرد، زمین‌ها را میان خود و کشاورزان تقسیم نماید.  ج - مالک زمین‌های حد نصاب خود را با رضایت کشاورزان به خود آنان بفروشد.


:مجموعه این غرض‌ورزی‌ها و بی‌اعتنایی‌ها به مصالح مملکت و سرنوشت ملت ایران که مکرر مشاهده گردید، مرا بر آن داشت تا برای انجام اصلاحات لازم و اساسی، دولت تازه‌ای را با اختیارات بیشتر مامور نمایم و آن دولت در قدم اول، شرط انجام اصلاحات را انحلال مجلسین دانست و تقاضای انحلال پارلمان را نمود و استدلال دولت مورد موافقت قرارگرفت و فرمان انحلال مجلسین را صادر نمودیم.[کف زدن باشندگانتاکید در اصلاح قانون انتخابات مندرج در فرمان انحلال، به رعایت اصل دوم قانون اساسی که اعلام می‌دارند "مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاشی و سیاسی وطن خود مشارکت دارند" و اجرای این اصل عملا به دلیل وجود رژیم ارباب و رعیتی در دهات ایران که هفتاد و پنج درصد مردم ایران را شامل می‌شود و نبودن کارت انتخاباتی که جلوگیری از تقلبات انتخاباتی در شهرها بنماید، متوقف مانده بود و با استفاده از قانون انتخاباتی که بدون تجربه کافی و با توجه به نظام اجتماعی و اقتصادی زمان تصویب شده بود عملا مردم واقعی ایران را از حق رای آزاد و مملکت را از دموکراسی که حکومت آرای اکثریت مردم است محروم می‌داشت.
هم‌چنین، افزون بر ملک شخصی، دهکده‌هایی که به شیوه وقف همگان وجود داشت، به موجب قانون الحاقی باید برای ۹۹ سال به کشاورزانی که روی آن زمین کار می‌کردند اجاره داده شود. [[آیین‌نامه اصلاحات ارضی]]  در سوم امرداد ۱۳۴۳ از تصویب کمیسیون خاص مشترک مجلس شورای ملی و سنا گذشت و بی‌درنگ اجرای مرحله دوم [[قانون مربوط به اصلاحات اراضی|قانون اصلاحات ارضی]] آماده شد و وزارت کشاورزی اجرای مرحله دوم قانون را با شتاب آغاز کرد.


:بعد از انحلال مجلسین دولت بر اساس دستورالعملی که دادم و معروف به فرمان شش ماده‌ شد، اقدام به یک سلسله اصلاحات عمیق اجتماعی کرد کهن ایران را دگرگون خواهد کرد و از این لحاظ در سراسر تاریخ دو هزار و پانسد ساله ایران بی سابقه است، مانند لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی و ملحقات آن که امروز در سراسر کشور در حال اجرا است و روح تازه‌ای به کالبد جامعه روستانشین ایران دمیده و به شانزده میلیون ایرانی حق حیات اجتماعی بخشیده است. با تشکیل [[سپاه دانش]] به منظور تسهیل تعلیمات عمومی و اجباری، تاریکی جهل و بی‌سوادی از جامعه ملت ایران رخت برخواهد بست و در نتیجه مردم به حفظ حقوق خود و رعایت حقوق دیگران آشنایی بیشتری پیدا خواهند کرد.
پس از به اجرا درآمدن این سه گام اصلاحات ارضی، زمان سازندگی روستاها فرا رسید. این برنامه‌ها افزایش زمین‌های زیر کشت۰ بالا بردن میزان خرمن برداشتی از زمین‌های کشاورزی، به کار گرفتن روش‌های نوین کشاورزی، گسترش شبکه شرکت‌ها و تعاونی‌های روستایی، بنیاد شرکت‌های سهامی کشاورزی، بنیاد خانه‌های فرهنگ روستایی واجرای قانون بیمه‌های اجتماعی روستاییان را تضمین می‌کرد. تمامی این خدمات به نوسازی و بازسازی شهرها و به ویژه روستاهای کشور منتهی می‌شد که پایه‌های برداشتن گامهای بلند در آهنگ رشد کشاورزی ایران می‌بود.


:اجرای این اصلاحات و آماده کردن ملت ایران برای شرکت در مسابقه ترقی و تعالی جامعه بین‌المللی امروز، آرزوی من و هر فرد اصلاح‌طلب وطن پرست است. آنچه در زمینه اصلاحات تاکنون اقدام شده عبارت از زیرسازی بنای ایران نوین بر پایه جامعه آزاد و دموکرات و مترقی و مرفه است که باید تا آخرین مرحله به همین نحو پیش برود و از مردم زحمتکش ایران ملتی شاداب و متحد و مرفه و سعادتمند بسازد و بی عدالتی‌های اقتصادی و اجتماعی را از میان مردم وطن ما بزداید [کف زدن باشندگان] و فواصل طبقاتی را از میان بردارد.
آب برای زمین‌های کشاورزی - برای فراهم آوردن آب که یکی از دشواری‌های پایه‌ای کشاورزی است  بنگاه مستقل آبیاری در سال ۱۳۲۲ بنیاد نهاده شد. در درازای ده سال نزدیک به دو میلیارد ریال از بودجه عمومی کشور و درآمد نفت به بنگاه مستقل آبیاری داده شد. این بنگاه پژوهش‌های اززنده‌ای درباره آبیاری و سدسازی در سراسر کشور انجام داد که هر یک از آنها در گسترش کشاورزی و بالا بردن پهنه زیر کشت و تولید بسیار کارساز بوده است. بررسی آب‌های رویه‌ای (هیدرولوژی) و آب‌های زیر زمینی (هیدروژئولوژی)، بررسی خاک‌شناسی، نقشه‌برداری و فراهم ساختن پروژه‌های آبیاری، کندن چاه‌ها ژرف و نیمه ژرف، ساختن سدهای بزرگ و کوچک از کارهای ارزنده‌ای است که سال‌ها در زمینه گسترش کشاورزی به وسیله بنگاه مستقل آبیاری و پانزده شرکت سهامی آبیاری، که در مرکزهای برجسته کشاورزی کشور چون دشت مغان و خوزستان، فارس، اصفهان و سیستان انجام یافته است.  


:بدون شک عوامل سیاه ارتجاعی که به خاطر حفظ منافع خود ملت ایران را در غرقاب مذلت و فقر و بی عدالتی می‌خواهد در قبال این تحول عمیق و اساسی از پای نخواهد نشست. همچنین قوای مخرب سرخ که هدفش اضمحلال مملکت و تسلیم آن به اجانب است از پیشرفت این برنامه ناراضی است و در تخریب آن خواهد کوشید. در اینجا من به حکم مسولیت پادشاهی و وفاداری به سوگندی که در حفظ حقوق و اعتلای ملت ایران یاد کرده‌ام، نمی‌توانم ناظری بی طرف در مبارزه قوای یزدانی با نیروهای اهریمنی باشم، زیرا پرچم این مبارزه را خود بردوش گرفته‌ام.[غریو شادی و کف زدن باشندگان] برای آنکه هیچ قدرتی نتواند در آینده رژیم بردگی دهقان را از نو در مملکت مستقر سازد و ثروت‌های ملی کشور را به تاراج جماعتی قلیل بسپارد، وظیفه خود می دانم به نام رییس قوای سه گانه مملکتی بر اساس اصل بیست و هفتم و استناد به اصل بیست و ششم متمم قانون اساسی که اعلام می‌دارد:
در [[برنامه عمرانی دوم]] کشور، نزدیک به دو سوم اعتبارهای برنامه ویژه سدسازی شد و پروژه‌های آبیاری و ساماندهی جریان آب رودهای پرآب برای آبیاری و جبران کمبود بارش باران و برف بسیار کارآ به انجام رسید. افزون بر سدهای کوچک: کهک و زهک در سیستان؛ کرخه در اهواز؛ بمپور در ایرانشهر مکران؛ شبانکاره در فارس؛ کوهرنگ در بختیاری؛ زرینه رود در میاندوآب؛ صیقلان در رشت؛ حشمت رود در لاهیجان؛ چغلوندی در لرستان؛ الوند در قصر شیرین؛ روانسر در کرمانشاهان که هر یک در فراهم‌آوردن آب و گسترش کشاورزی نخش بسزایی دارند، هم چنین سدهای بزرگ مانند سد کرج؛ سد سفیدرود؛ سد محمدرضا شاه (دزفول) و سد شهناز در همدان رویهم رفته بیش از ۵۰۰۰ میلیون متر مکعب گنجایش دارند و نیروی تولید برق آنها رویهم رفته بیش از هفصد هزار کیلو وات می‌باشد ساخته شدند. سد محمدرضا شاه که در سال ۱۳۴۱ از سوی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران گشایش یافت، از دیدگاه ساختار و بلندای آن بزرگترین سد خاورمیانه و ششمین سد بزرگ جهان بود. با ساختمان این سدها پهنه زمین‌های زیر کشت رفته  بیش از ۳۱۷٬۲۰۰ هکتار شد.
:::قوای مملکت ناشی از ملت است


:مستقیما به مردم ایران رجوع کنم و استقرار این اصلاحات را از طریق مراجعه به آرای عمومی [کف زدن باشندگان]، پیش از انتخابات مجلسین ایران که حاکم بر مجلسین و منشای اقتدارات ملی است تقاضا کنم، تا بعد از این منافع خصوصی هیچ‌کس و هیچ گروهی قادر به محو آثار این اصلاحات که آزاد کننده دهقان از زنجیر اسارت رژیم ارباب و رعیتی و تامین کننده آینده بهتر و عادلانه‌تر و مترقی‌تری برای طبقه شریف کارگر و بهبود زندگی کارمندان صدیق و زحمتکش دولت و رونق زندگی اصناف و پیشه‌وران و حافظ ثروت‌های ملی است، نباشد. [کف زدن باشندگان]  من علاقه‌مندم این قوانین که به منظور تحقق تحول عظیم تاریخی در ایران به موقع اجرا گذاشته شده است مستقیما مورد تصویب افراد ملت ایران قرارگیرد.[کف زدن باشندگان]  پس برای سعادت ملت ایران و به منظور استقرار اصلاحات انجام شده و احتراز از خدشه‌دارکردن این اصلاحات از طرف عوامل ارتجاعی و مخرب، به پاداش مجاهداتی که در راه رستاخیز ملی ایران شده است و با توجه به علاقه قلبی که مرا با ملت ایران پیوسته داشته از فرد فرد مردم ایران در هر جا که هستند تقاضا می‌کنم برای تصویب ملی این اصلاحات شرکت کنند و آرای مثبت خود را بدهند و شایستگی خود را در مقابل جامعه مترقی جهانی و نسل‌های آینده و تاریخ ایران به مرحله ثبوت برسانند.
شاهنشاه برنامه اصلاحات را گسترش دادند تا در روز [[۶ بهمن ۱۳۴۱]] ملت ایران به پای سندوق‌های رای رفتند و به منشور ششگانه [[انقلاب شاه و مردم]] با اکثریت آری گفتند. این بار مخالفان اصلاحات که سودشان با اصلاحات ارضی به خطر افتاده بود، روح‌الله موسوی خمینی را جلو انداختند ولی این بار نیز مردم ایران به سود اصلاحات و پشتیبانی از شاهنشاه و علیه مرتجعین به پا خاستند و خمینی از ایران تبعید شد. مخالفین اصلاحات در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی به رهبری خمینی برنامه اصلاحات شاهنشاه را بازایستاندند و آنچه را که ملت در درازای این سال‌ها بدست آورده بود، گام به گام از دهان ملت ایران بیرون کشیدند.


:اصولی که من به عنوان پادشاه مملکت و رییس قوای سه گانه به آرای عمومی می‌گذارم و بدون واسطه، مستقیما رای مثبت ملت ایران را در استقرار آن تقاضا می‌کنم به شرح زیر است:
بانک اعتبارات کشاورزی - برای کمک به اجرای برنامه‌های اصلاحات ارضی، بانک اعتبارات و توسعه کشاورزی بنیاد نهاده شد. این بانک بیش از دویست شعبه در سراسر کشور دارد و به تعاونی‌ها و اتحادیه‌های کشاورزی و کشاورزان نیز وام می‌دهد. گروه‌های سیار این بانک پیوسته به مناطق کشاورزی دچار خشکسالی یا آفت زده می‌رفتند و کمک‌های نیازین را به کشاورزان و دامداران می‌نمودند.


::۱- الغای رژیم ارباب و رعیتی با تصویب اصلاحات ارضی ایران بر اساس لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی [غریو شادی و کف زدن باشندگان] مصوب نوزدهم دی ماه ۱۳۴۰ و ملحقات آن.
آرمان شرکت‌های سهامی کشاورزی افزایش بازده و بهبود کیفیت تولیدات کشاورزی و بکار گرفتن روش‌های نوین کاشت و برداشت بود. هر کشاورز می‌تواند به اندازه ارزش زمین خود در شرکت‌های سهامی شریک و سهیم شود. این شرکت‌ها امکان این را فراهم آورده که ۱ - بیش از ۲۰ میلیارد ریال وام از راه ۲۸۷۰ شرکت تعاونی به ۲۸۰۰۰۰۰ نفر اعضای آن داده شود. ۲ - بنیاد ۱۴۷ اتحادیه که ۲۸۷۰ شرکت تعاونی هموند آن بودند. ۳ - بنیاد ۸۹ شرکت سهامی کشاورزی با بیش از ۶۰۰۰۰ سهامدار و هموند که روی هم ۴۰۰ هزار هکتار زمین کشاورزی را در اختیار داشتند. ۴ - بنیاد ۲۵ شرکت سهامی کشاورزی تخصصی که ۵۷۰۰ خانوار کشاورز را در بر می‌گرفت. ۵ - بنیاد ۱۰۲۲ خانه فرهنگ روستایی که بیش از دو میلیون تن از اهالی روستاها از خدمات گوناگون آموزشی و فرهنگی آن بهره مند می‌شدند. ۲۵۰۰۰۰ کودک روستانشین سه تا شش ساله از ۷۴۹ مهد کودک شیر خوارگاه و کودکستان استفاده می‌کردند و در کنار خدمات بهداشتی و پیش آموزی‌های نخستین برای آمادگی در دبستان، کودکان یک وعده غذای پر کالری و پروتیین به رایگان روزانه می‌خوردند.
::۲- تصویب لایحه قانونی ملی کردن جنگل‌ها در سراسر کشور.[غریو شادی و کف زدن باشندگان]
 
::۳- تصویب لایحه قانونی فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی. [غریو شادی و کف زدن باشندگان]
شرکت‌های سهامی زراعی - آرمان بنیاد نهادن شرکت‌های سهامی زراعی افزایش بازده و بهبود کیفیت تولیدات کشاورزی از راه گردآوردن یکان‌ها و مکانیزه کردن کشاورزی و بکار بردن روش‌های نوین کاشت و برداشت است. بنیاد این شرکت‌ها برای کشاورزان زمیندار در ایران این امکان را فراهم می‌کرد که نیروهای خود را برای بهبود و گسترش کار خویش گردآورند و از درآمد شایانی برخوردار گردند. هر کشاورز به اندازه ارزش زمین خود در شرکت‌های سهامی زراعی سهیم و شریک می‌شود و هم‌چنان به کاشت زمین خود می‌پردازد ولی بدون موافقت شرکت سهامی زراعی پروانه فروش آن را ندارد و سهامداران شرکت در خرید آن زمین‌ها بر دیگران برتری دارند. وراث هر کشاورز نیز به جای زمین ، از سهام کشور حق‌الارث دریافت می‌کنند و بدین روش از پاره پاره شدن زمین که سبب کاهش بازده کشاورزی است جلوگیری می‌شود. با بنیاد شرکت‌های سهامی زراعی، نه تنها اصل مالکیت خصوصی زمین‌های کشاورزی برجای می‌ماند بلکه سبب گردهمآیی زمین‌های کشاورزی کوچک و ایجاد یکان‌های بزرگ مکانیزه می‌شود که آمیزه‌ای (تلفیق) مناسب میان مالکیت خصوصی و بهره‌برداری گروهی بوجود می‌آورد.
::۴- تصویب لایحه قانونی سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه‌های تولیدی و صنعتی. [غریو شادی و کف زدن باشندگان] جاوید شاه
 
::۵- لایحه اصلاحی قانون انتخابات. [غریو شادی و کف زدن باشندگان]
بنیاد شرکت‌های سهامی زراعی و دیگر شرکت‌های کشاورزی روستایی بازده بسیار چشمگیری داشته است که مهم‌ترین آن را می‌توان دسترسی برزگران به بذرهای اصلاح شده، کود شیمیایی، سم‌ها برای از بین بردن آفت‌ها، ماشین‌های کشاورزی، دگرگون کردن روش کشاورزی و جایگزین ساختن بازده یا خرمن نوین با بازار بهتر، به جای خرمن درجه دو، آموزش‌های زراعی و حرفه‌ای، افزایش پهنه زمین‌های زیر کشت به سبب بهره‌برداری از زمین‌های ملی و یا زمین‌های بایر؛ موات و مسلوب‌المنفعه؛ فعالیت‌های تعاونی با از میان برداشتن واسطه‌ها، فراهم‌آوردن بهره‌وری از بیمه‌های اجتماعی روستاییان و بالابردن میزان آگاهی همگانی (اطلاعات عمومی) و گسترش امکان برای پرورش استعدادها.  
::۶- لایحه ایجاد سپاه دانش به منظور تسهیل اجرای قانون تعلیمات عمومی و اجباری.  ... '''[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکت‌های تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱|به سخنان تاریخی شاهنشاه آریامهر در روز ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱ گوش فرادهید و آن را میان هم میهنان پخش کنید و بدانید اساس مشروطیت جزاً و کلاً تعطیل‌بردار نیست - پاینده ایران]]'''
 
پس از گذشت پانزده سال از [[انقلاب شاه و مردم]] و اجرای اصل نخست آن یعنی اصلاحات ارضی، می‌توان ترازنامه آن را با آمار زیر نشان داد: ۱- بنیاد ۲۸۷۱ شرکت تعاونی روستایی در حوزه ۴۵٬۸۹۱ روستا با هموندی  بیش از ۲٬۸۰۰٬۰۰۰ تن برزگر ۲- بنیاد ۱۴۷ اتحادیه تعاونی روستایی با ۲٬۸۵۵ شرکت هموند ۳- بنیاد ۸۹ شرکت سهامی زراعی در ۸۱۶ روستا و مزرعه با پهنه ۴۰۰٬۰۰۰ هکتار زمین که بیش از ۳۰۰٬۰۰۰ تن از برزگران و خانواده‌های آنان از سودهای آن بهره می‌برند. ۴- بنیاد ۳۵ شرکت تعاونی تولید روستایی برای یک پارچه شدن زمین‌های کشاورزی برزگران و برای بهره‌برداری از منابع آب و خاک و هموارکردن زمین‌های کشاورزی و دیگر تاسیسات عمرانی و زیربنایی در ۲۱۴ روستا و مزرعه با پهنه ۸۸٬۰۰۰ هکتار و با بیش از ۵۷٬۰۰۰ هم‌بند. ۵-  بنیاد ۱۰۲۲ خانه فرهنگ روستایی که بیش از دو میلیون تن روستایی از ابزارگان و دیگر امکانات آن‌ها بهره می‌برند. ۶- بنیاد ۷۴۹ مهد کودک که بیش از ۲۵٬۰۰۰ کودک روستایی از سه تا شش ساله از آموزش کودکستانی و یک وعده غذای انرژی دهنده و ویتامیندار بهره‌مند می‌شوند.
 
اصلاحات ارضی ایران پس از آشوب ۱۳۵۷ - پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ برابر با ۱۹۷۹ در ایران و به روی کار آمدن حکومت مذهبی، روند اصلاحات ارضی به طور کلی دستخوش آشوب شد. بانک عمران، شرکت‌های سهامی زراعی، بانک اعتبارات کشاورزی، بنگاه مستقل آبیاری و شرکت‌های تعاونی روستایی همه را بستند و چپاول کردند.   شورای نگهبان جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۶۳ اجرای قوانین اصلاحات ارضی را مخالف با مذهب اسلام تشخیص داد و روند اصلاحات ارضی بطور کلی متوقف شد. کشمکش‌ها برای واژگون ساختن اصلاحات ارضی آغاز شد تا دوباره زمین‌ها به زمینداران بزرگ که بیشتر آنان از ایل مغول بودند بازگردانده شوند. هفت سال بعد، مجمع تشخیص مصلحت نظام در ۲ خرداد ۱۳۷۰ ادامه روند اصلاحات ارضی را قانونی اعلام نمود و در نهایت در ۳ بهمن ۱۳۸۱، شورای اصلاحات ارضی مرکز تعیین تکلیف باغ‌های مشمول مواد ۲۷ و ۲۸ آیین نامه اصلاحات ارضی را نیز مشمول مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجاز دانسته و روند تعیین تکلیف امور باقیمانده اصلاحات ارضی از سر گرفته شد. در حال حاضر سازمان امور اراضی تنها متولی تعیین تکلیف امور باقیمانده اصلاحات ارضی در کشور می‌باشد و کارشناسان اصلاحات ارضی مستقر در مدیریت حفظ کاربری و امور زمین این سازمان، آخرین متولیان اصلاحات ارضی در ایران هستند. بر اساس ماده ۷ قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی، شورای اصلاحات ارضی تشکیل شد. هدف از تشکیل این شورا، تعیین روش و خط مشی واحد و همچنین نظارت بر حسن اجرای وظایف پیش بینی شده در قانون اصلاحات ارضی بود. جمهوری اسلامی کشاورزی ایران را نابود کرد، آب‌های کشور را یا فروختند و یا همدستانشان سدهایی بر روی آب‌های کشور زدند و رودخانه‌های کشور را خشک کردند. هم اکنون نیز با کمک توده ای‌ها همواره در رسانه‌ها پروپاگاند می‌کنند که کشاورزی ایران باید از ریشه خشکانده شود و خوراک مردم ایران باید از دیگر کشورها وارد شود.  ... '''[[اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی|اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی را بخوانید و آن را میان هم میهنان پخش کنید و بدانید که ایران کشوری مدرن و پیشرفته بود. و بدانید اساس مشروطیت جزاً و کلاً تعطیل‌بردار نیست - پاینده ایران]]'''


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۲۲


شاهنشاه سند زمین‌ها را به زنان کشاورز می‌دهند
شاهنشاه آریامهر سند زمین‌های کشاورزی را به دهقانان می‌دهند

اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی - با اراده اعلیحضرت شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی یکی از بزرگترین مبارزان حقوق بشر در کشور ایران انجام یافت و یکی از بزرگترین پروژه‌های اصلاحی و بهسازی تاریخ نوین ایران شد. بدین سان شیوه مالکیت زمین‌های کشاورزی از دست فئودال‌ها یا مالکان بزرگ به خرده مالکی و دوباره پخشایش آن میان کشاورزان دگرگون شد. اصلاحات ارضی در سال ۱۳۲۹ با فرمان شاهنشاه درباره تقسیم املاک سلطنتی میان برزگران ایران آغاز شد. مخالفت و مبارزه با تقسیم اراضی میان کشاورزان از سوی محمد مصدق یکی از ده بزرگترین فئودال‌های ایران در زمان نخست‌وزیری وی با پشتیبانی جبهه ملی و حزب توده سازمان داده شد. این مخالفت‌ها از سوی مصدق چنان بالا گرفت که محمد مصدق بزرگ زمیندار ایران، املاک سلطنتی را مصادره کرد. پس از سرنگونی محمد مصدق، شاهنشاه برنامه اصلاحات ارضی را با اراده استوار خود دنبال کردند. با تصویب قانون فروش خالصجات و تقسیم آن میان کشاورزان در سال ۱۳۳۴ مرحله دوم اصلاحات ارضی آغاز شد. مرحله سوم اصلاحات ارضی در یک برنامه گسترده رفورم اجتماعی واقتصادی یا انقلاب شاه و مردم که انقلاب سفید نیز نامیده می‌شود گنجانیده شد. منشور شش ماده‌ای انقلاب شاه و مردم دربرگیرنده اصلاحات ارضی (مرحله سوم)، ملی کردن جنگل‌ها و مراتع، فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی، سهیم کردن کارگران در سود کارخانه‌ها، اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و دادن حقوق برابر سیاسی با مردان به بانوان ایرانی و ایجاد سپاه دانش بود. مخالفت با انقلاب شاه و مردم از سوی حجت‌الاسلام روح‌الله خمینی با پشتیبانی جبهه ملی و حزب توده سازمان یافت که به روز ننگین ۱۵خرداد ۱۳۴۲ انجامید. قانون ترتیب رسیدگی و ختم پرونده‌های اصلاحات ارضی در ۸ خرداد ماه ۱۳۵۴ مجلس شورای ملی تصویب شد و کشاورزان ایران برای همیشه دارندگان زمین‌های کشاورزی خود شدند. این ماده می‌گوید کلیه پرونده‌هایی که تا تاریخ تصویب این قانون در اجرای مراحل مختلف اصلاحات ارضی منجر به تنظیم سند واگذاری یا ارسال صورت‌مجلسهای تقسیم ملک و نمونه‌های مربوط به دفاتر اسناد رسمی شده و نسبت به آنها تا تاریخ تقدیم این لایحه ۱۳۵۴/۲/۲۳ شکایت و اعتراض نرسیده باشد از نظر اجرای مقررات اصلاحات ارضی مختومه تلقی می‌گردد".

فرمان شاهنشاه تقسیم املاک سلطنتی و زمین‌های خالصه - شاهنشاه در روز ۴ آبان ماه ۱۳۲۹ در کاخ مرمر شمار بیش از ۱۶۰۰ تن از کشاورزان را فراخواندند و سند مالکیت املاک سلطنتی را به آنها دادند و سپس با فرمانی که شاهنشاه در هفتم بهمن ماه ۱۳۲۹ برای تقسیم املاک سلطنتی میان کشاورزان صادر کردند اصلاحات ارضی آغاز شد. شاهنشاه برای پشتیبانی از کشاورزان که بتوانند زمین‌ها را بخرند با گشایش بانک عمران و شرکت‌های تعاونی پایه‌های اقتصادی برای پیروزی اصلاحات ارضی نهادند که سرانجام آن دگرگونی اجتماعی بنیادین در ایران بود. اصلاحات ارضی سپس در سال ۱۳۳۴ با قانون فروش خالصجات به مرحله دوم خود وارد شد. از سال ۱۳۳۶ بانک عمران و تعاون روستایی در سال ۱۳۳۱ با آرمان پشتیبانی مالی کشاورزان بنیاد نهاده شده بود و با دادن وام‌های ارزان به کشاورزان توانایی مالی داد تا زمین‌های خالصجات را بخرند. بدین سان تا هنگام آغاز مرحله سوم یا اعلام منشور ششگانه انقلاب شاه و مردم، زمین‌های هزار و چهار صد قریه با پهنه ۲۰۰ هزار هکتار، میان بیش از ۴۲٬۰۰۰ کشاورز پخش شد. با این اصلاحات بیش از نیمی از جمعیت ایران که رعیت بودند به کشاورز مالک دگرگون شدند.

احمد قوام از قاجاریان که خود از ملاکین بزرگ ایران بود سیاست دیگری در سر داشت و آن اینکه تنها ۱۵٪ به سهم کشاورزان افزوده شود. در ماده چهارم برنامه کابینه خود برای بهبود زندگانی کشاورزان که اکثریت تام مردم زحمتکش کشور ایران را تشکیل می‌دادند پانزده درصد از سهم مالک را برای کشاورزان درنظر گرفت. اعلیحضرت شاهنشاه ایران بر پایه فرمانی که در هفتم بهمن ماه ۱۳۲۹ صادر کردند تقسیم املاک سلطنتی را میان کشاورزان آغاز کردند. این سیاست « کشاورز مالک » دو مخالف بزرگ داشت، یکی مالکان بزرگ و دیگر روحانیون دو گروهی که ثروت خود را از چپاول دسترنج کشاورزان گردآورده بودند. اینان ۷۰٪ زمین‌های کشاورزی و زمین‌های موقوفه را در دست داشتند. نخستین مخالفت با اصلاحات ارضی از سوی محمد مصدق از ایل مغول قاجار که خود و همه خانواده و نزدیکانش از فئودال‌های بزرگ ایران بودند، سازمان داده شد. مصدق با اختیاراتی که از مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم بدست آورده بود لایحه‌های خود را تصویب می‌کرد و به اجرا می‌گذاشت. مصدق مدل افزایش سهم کشاورز قوام را برداشت و تغییراتی در آن داد، به جای ۱۵٪ که قرار بود به کشاورز داده شود تنها ۱۰٪ را برای کشاورز کنار گذاشت و ۱۰٪ برای بنای مسجد و دیگر خدمات برای دهات ویژه ساخت. بر پایه این لایحه مالکیت زمین همچنان در دست مالکین بزرگ می‌ماند. تا آن زمان مالک بزرگ ۱۰۰٪ بهره مالکانه می‌برد، با این لایحه مصدق خواست که سهم مالکان ۸۰٪ بشود، ۱۰٪ به کشاورز داده شود و ۱۰٪ برای چرخاندن کارهای دهات چون ساختن مسجد و غیره داده شود. ولی با برنامه تقسیم اراضی که شاهنشاه در پیش داشتند مالکیت به کشاورز داده می‌شد و بهره ۱۰۰٪ به کشاورز تعلق می‌یافت.

برای انجام شدن تقسیم زمین‌ها و بوجود آوردن کشاورز مالک، بنیاد سندوق‌های روستایی و بانک عمران از پیش‌نیازهای آن بود که آن نیز در شهریور ۱۳۳۱ انجام پذیرفت. شاهنشاه در بیاناتخود به هنگام گشایش بانک عمران فرمودند: آقایانی که عضو شورای این بانک هستند خوشبختانه از ابتدای کار در جریان تقسیم املاک بوده‌اند و از ابتدا با سعی و فعالیت خود به انجام این مقصود کمک کرده‌اند و من از همه آنان اظهار قدردانی می‌کنم. شاید لازم نباشد که بگویم فکر تقسیم املاک بخوبی مقرون به موفقیت نمی‌شد مگر به تأسیس این بانک و شرکت‌های تعاونی تابعه آنکه حتماً کمک‌های با ارزشی به دهقانان بعمل خواهند آورد. برای اینکه فاقد وسائل هستند مقدور نبود که هر کس از زمین خود شروع به بهره برداری کند و چون فکر صاحب زمین کردن عده‌ای از اهالی کشور حتماً باید انجام بگیرد این است که بانک عمرانی و شرکت‌های تعاونی تابعه آن بی نهایت اهمیت دارد و این بانک است که می‌تواند کمک به تحول بزرگی بکند که موجب رفاهیت عده کثیری از مردم خواهد بود. من در حصول موفقیت ابداً تردید ندارم زیرا می‌دانم که اعضای این بانک کار خود را با حُسن نیت و سعی و کوشش آغاز خواهد کرد و این وظیفه را حتی تا مرحله فداکاری پیش خواهد برد.

پیروزی برنامه اصلاحات ارضی با تقسیم املاک سلطنتی پژواک مثبتی میان ملت و کشاورزان پیدا کرد. با این کار مالکان بزرگ ایران که آنها هزار فامیل (خانواده قاجار) نامیده می‌شدند و ملایان که بخش بزرگی از زمین‌های کشاورزی ایران را در دست داشتند، نگران شدند که آنها نیز روزی وادار خواهند شد که مالکیت زمین‌ها و دهات‌ها با اهالی آن را از دست بدهند و آنها را به کشاورزانی که روی زمین‌ها کار می‌کردند پس بدهند. زمانی که شاهنشاه از دیگر مالکان خواستند که از ایشان سرمشق بگیرند و زمین‌های خود را نیز تقسیم کنند، محمد مصدق به خروش افتاد و با بکار بردن همه امکانات سیاسی خود کوشش کرد برنامه اصلاحات ارضی را بازایستاند. بدین روی، مصدق، وزیر دربار حسین علا را که مسئول به انجام رساندن برنامه‌ریزی اصلاحات ارضی بود را برکنار کرد و املاک سلطنتی را مصادره کرد و گفت که املاک سلطنتی به دولت تعلق دارد. گام بعدی وی تشکیل یک گروه هشت نفری بود که در قانون اساسی تغییراتی بوجود آورند تا امکان انجام هرگونه اصلاحاتی مانند اصلاحات ارضی از شخص پادشاه گرفته شود. ملت ایران که چشم به راه به ویژه اصلاحات ارضی در کشور بودند. پس از سرنگونی محمد مصدق، در انجام اصلاحات ارضی گام دیگری برداشته شد. در روز ۱۸ دی ماه ۱۳۳۳ کمیسیون مشترک مجلس شورای ملی و سنا لایحه قانونی انتقال املاک و خالصجات دولتی به وزارت کشاورزی را برای اجرا تصویب کرد. سپس قانون بنگاه خالصجات کشور در روز ۲۶ تیر ماه ۱۳۳۴ از مجلس شورای ملی گذشت و سرانجام به تصویب و اجرای قانون فروش خالصجات در روز ۳۰ آبان ماه ۱۳۳۴ انجامید. در قانون فروش خالصجات دولت گونه و ویژگی‌های زمین‌ها و ساختمان‌ها و کارهایی که وزارت دارایی و وزارت کشاورزی جداگانه از یکدیگر باید انجام دهند را روشن ساخت. زمین‌های دولتی درون شهرها و پیرامون شهرها برای فروش به کارکنان دولت و زمین‌های کشاورزی برای فروش به برزگرانی که خود روی آن زمین‌ها کشت و کار می‌کردند ویژه شد. کشاورزان می‌بایستی که در برابر خرید ده تا پانزده هکتار زمین خالصه، بهای آن را در درازای بیست سال، گاهانه (قسطی) بپردازند. تقسیم زمین‌های خالصه میان کشاورزان بر اساس قانون و آیین‌نامه اجرایی قانون فروش خالصجات انجام یافت و ۵۷۷۶۷ هکتار زمین خالصه به ۷۰۸۱ کشاورز داده شد.

لایحه اصلاحات ارضی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیستم - لایحه اصلاحات اراضی بر اساس محدود کردن مالکیت‌های بزرگ و تقسیم مالکیت زمین بر پایه عدالت و دگرگون ساختن رژیم کهنه و فرسوده فئودالیسم استوار شده بود با فرمان شاهنشاه از سوی دولت دکتر منوچهر اقبال نخست‌وزیر نوشته شده بود و سپس از سوی دولت مهندس جعفر شریف امامی بازنگری و بهبود یافته بود برای تصویب به مجلس شورای ملی داده شد. نمایندگان مجلس بیستم که بیشتر آنان مالکین بزرگ و فئودال‌ها بودند، به جای بهبود قانون، بخش بزرگی از لایحه اصلاحات ارضی با ماده‌ها و تبصره‌های پیوسته بدان را به فرمی درآوردند که ناسازگار با آهنگ و خواست شاهنشاه و سود کشاورزان بود. با این کار بدرستی نمایندگان مجلس، روح قانون را کُشتند و آرمان آن را از میان برداشتند. مجلس بیستم به جای بهبود و تکمیل کردن لایحه اصلاحات ارضی دولت، دگرگونی‌هایی در آن بوجود آوردند که تنها به سود زمینداران بزرگ بود: ۱- به مالکین اجازه داده شد که تا دو سال پس از تاریخ تصویب قانون بخشی از املاک خود را به وراث قانونی خود منتقل نمایند و این موضوع سبب می‌شد که در عمل روشن کردن مشمولین قانون تا دو سال پس از تصویب قانون دیگر ممکن نشود. ۲- به مالک پروانه داده شد که پیش از آغاز به اجرای قانون و تقسیم اراضی در هر منطقه، هر اندازه از زمین‌های خود را که بخواهد خودش و به گرایش و گزینش خودش به کشاورزان بفروشد. ۳- برای روشن ساختن بهای زمین‌ها می‌بایستی در هر مورد کمیسیون ارزیابی برگزار شود و اگر دیدگاه کمیسیون از سوی مالک پذیرفته نشود، مالک حق دارد که درخواست واخواهی (اعتراض) کند. این واخواهی در درازای شش ماه برای رسیدگی در کمیسیون استان بود و اگر بازهم از سوی مالک پذیرفته نمی‌شد، مسله به دادگاه داده می‌شد و رای دادگاه دیگر سد در سد بود. ۴- جالب‌ترین نکته در قانون اصلاحات ارضی دوره قانونگذاری بیستم مجلس شورای ملی و دوره سوم مجلس سنا این بود که اگر مالک با اجرای قانون اصلاحات ارضی موافق نبود می‌توانست فروش و یا واگذاری مازاد املاک خود را رد کند و تنها برای زمین‌های مازاد و زاید بر حد نصاب سالانه مبلغی عوارض عمرانی بدهد.

مجلس بیستم به پیشنهاد دولت دکتر امینی و بر پایه فرمان شاهنشاه منحل شد و دولت لایحه اصلاحات ارضی را با راهنمایی خردمندانه شاهنشاه نوشت و سازمان داد. این قانون در نشست ۱۹ دی ماه ۱۳۴۰ به تصویب هیات وزیران و ۲۵ دی ماه به توشیح شاهنشاه رسید و برای اجرا به وزارت کشاورزی فرستاده شد. شهرستان مراغه در آذربایجان شرقی نخستین شهرستانی بود که کشاورزان آن سند مالکیت زمین‌های سهم خود را از دست شاهنشاه دریافت نمودند. روز ۱۷ اسفند ماه ۱۳۴۱ از سوی سازمان اصلاحات ارضی مراغه اسناد انتقال زمین‌ها از دولت به برزگران که روی آن زمین‌ها کار می‌کردند آماده و دستینه شد. در روز سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۴۰ شاهنشاه اسناد مالکیت را به کشاورزان مراغه دادند و بدین سان کاری را آغاز نمودند که در تاریخ کشور کهن‌سال ایران بی‌مانند بود و چرخشگاهی شد که شیوه و روش و فرم و چگونگی زندگی اجتماعی و اقتصادی ملت ایران را دگرگون ساخت.

مرحله نخست اجرای قانون اصلاحات ارضی از مجلس دوره بیست و یکم گذشت. بر پایه این قانون، زمینداران بزرگ که املاک زیاد و یا بیش از یک ده ششدانگ داشتند، وادار شدند تنها یک ده شش دانگ، برای خود نگاه دارند و بازمانده زمین‌ها و دهکده‌ها را به دولت با گاهانه (قسط) ده ساله بفروشند. بدین سان دولت پس از ارزیابی عادلانه با پشتیبانی وزارت کشاورزی بهای آن املاک را به مالکان بپردازد و املاک خریداری شده را با گاهانه پانزده ساله به برزگران واگذار کند. بدین روی با اجرای مرحله اول اصلاحات ارضی تا پایان شهریور ماه ۱۳۴۳ شمار ۹۸۸۷ دهکده از زمینداران بزرگ خریداری شد. هم‌چنین زمین‌های خالصه از شش دانگ و کمتر از شش دانگ خریداری و میان ۳۴۲٬۲۰۴ خانواده کشاورز که بیش از ۱۷۱٬۹۴۸ تن را دربر می‌گرفت تقسیم گردید و آنها خود دارنده زمین شدند و آزادسَری (استقلال) اقتصادی و حقوق انسانی و اجتماعی را بازیافتند.

هم‌زمان با خریداری املاک و تقسیم آنها میان برزگران، شرکت‌های تعاونی روستایی با سرمایه کشاورزان و کمک بانک کشاورزی بنیان شد. شمار این شرکت‌ها تا شهریور ۱۳۴۳ به ۳۹۸۹ شرکت و سرمایه آنها رویهم رفته بیش از ۴۵۷٬۶۳۸٬۲۵۶ ریال شد و ۶۳۸٬۰۰۰ کشاورز هم‌بند (عضو) این شرکت‌های تعاونی شدند. با اجرای مرحله نخست قانون اصلاحات ارضی شمار بسیاری از کشاورزان زمیندار می‌شدند و دسته دیگر مانند گذشته در دهکده‌هایی که مالکین آنها فراگرفته (مشمول) این قانون نبودند و یا برای خود دهکده حد نصاب برگزیده بودند، این دسته کارگر کشاورزی باقی می‌ماندند و دگرگونی در زندگی آنان پدید نمی‌آمد. برای اینکه کشاورزان سراسر کشور دارای زندگی و حقوق اقتصادی و اجتماعی برابر شوند، به فرمان شاهنشاه برای تکمیل قانون اصلاحات ارضی، قانون متمم به نام مواد الحاقی در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۴۱ به تصویب رسید که بر پایه آن هر یک از مالکین می‌بایستی یک از سه راه زیر را برگزیند: الف - ملک خود را بر پایه میانگین درآمد سه سال گذشته ملک، بدون به حساب آوردن مالیات، بر پایه عُرف محلی به کشاورز همان ملک اجاره نقدی بدهد. درازای زمان اجاره سی سال خواهد بود و هر پنج سال در میزان اجاره بها بازنگری خواهد شد. ب - مالک به نسبت بهره مالکانه، که پیشتر کشاورز دریافت می‌کرد، زمین‌ها را میان خود و کشاورزان تقسیم نماید. ج - مالک زمین‌های حد نصاب خود را با رضایت کشاورزان به خود آنان بفروشد.

هم‌چنین، افزون بر ملک شخصی، دهکده‌هایی که به شیوه وقف همگان وجود داشت، به موجب قانون الحاقی باید برای ۹۹ سال به کشاورزانی که روی آن زمین کار می‌کردند اجاره داده شود. آیین‌نامه اصلاحات ارضی در سوم امرداد ۱۳۴۳ از تصویب کمیسیون خاص مشترک مجلس شورای ملی و سنا گذشت و بی‌درنگ اجرای مرحله دوم قانون اصلاحات ارضی آماده شد و وزارت کشاورزی اجرای مرحله دوم قانون را با شتاب آغاز کرد.

پس از به اجرا درآمدن این سه گام اصلاحات ارضی، زمان سازندگی روستاها فرا رسید. این برنامه‌ها افزایش زمین‌های زیر کشت۰ بالا بردن میزان خرمن برداشتی از زمین‌های کشاورزی، به کار گرفتن روش‌های نوین کشاورزی، گسترش شبکه شرکت‌ها و تعاونی‌های روستایی، بنیاد شرکت‌های سهامی کشاورزی، بنیاد خانه‌های فرهنگ روستایی واجرای قانون بیمه‌های اجتماعی روستاییان را تضمین می‌کرد. تمامی این خدمات به نوسازی و بازسازی شهرها و به ویژه روستاهای کشور منتهی می‌شد که پایه‌های برداشتن گامهای بلند در آهنگ رشد کشاورزی ایران می‌بود.

آب برای زمین‌های کشاورزی - برای فراهم آوردن آب که یکی از دشواری‌های پایه‌ای کشاورزی است بنگاه مستقل آبیاری در سال ۱۳۲۲ بنیاد نهاده شد. در درازای ده سال نزدیک به دو میلیارد ریال از بودجه عمومی کشور و درآمد نفت به بنگاه مستقل آبیاری داده شد. این بنگاه پژوهش‌های اززنده‌ای درباره آبیاری و سدسازی در سراسر کشور انجام داد که هر یک از آنها در گسترش کشاورزی و بالا بردن پهنه زیر کشت و تولید بسیار کارساز بوده است. بررسی آب‌های رویه‌ای (هیدرولوژی) و آب‌های زیر زمینی (هیدروژئولوژی)، بررسی خاک‌شناسی، نقشه‌برداری و فراهم ساختن پروژه‌های آبیاری، کندن چاه‌ها ژرف و نیمه ژرف، ساختن سدهای بزرگ و کوچک از کارهای ارزنده‌ای است که سال‌ها در زمینه گسترش کشاورزی به وسیله بنگاه مستقل آبیاری و پانزده شرکت سهامی آبیاری، که در مرکزهای برجسته کشاورزی کشور چون دشت مغان و خوزستان، فارس، اصفهان و سیستان انجام یافته است.

در برنامه عمرانی دوم کشور، نزدیک به دو سوم اعتبارهای برنامه ویژه سدسازی شد و پروژه‌های آبیاری و ساماندهی جریان آب رودهای پرآب برای آبیاری و جبران کمبود بارش باران و برف بسیار کارآ به انجام رسید. افزون بر سدهای کوچک: کهک و زهک در سیستان؛ کرخه در اهواز؛ بمپور در ایرانشهر مکران؛ شبانکاره در فارس؛ کوهرنگ در بختیاری؛ زرینه رود در میاندوآب؛ صیقلان در رشت؛ حشمت رود در لاهیجان؛ چغلوندی در لرستان؛ الوند در قصر شیرین؛ روانسر در کرمانشاهان که هر یک در فراهم‌آوردن آب و گسترش کشاورزی نخش بسزایی دارند، هم چنین سدهای بزرگ مانند سد کرج؛ سد سفیدرود؛ سد محمدرضا شاه (دزفول) و سد شهناز در همدان رویهم رفته بیش از ۵۰۰۰ میلیون متر مکعب گنجایش دارند و نیروی تولید برق آنها رویهم رفته بیش از هفصد هزار کیلو وات می‌باشد ساخته شدند. سد محمدرضا شاه که در سال ۱۳۴۱ از سوی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران گشایش یافت، از دیدگاه ساختار و بلندای آن بزرگترین سد خاورمیانه و ششمین سد بزرگ جهان بود. با ساختمان این سدها پهنه زمین‌های زیر کشت رفته بیش از ۳۱۷٬۲۰۰ هکتار شد.

شاهنشاه برنامه اصلاحات را گسترش دادند تا در روز ۶ بهمن ۱۳۴۱ ملت ایران به پای سندوق‌های رای رفتند و به منشور ششگانه انقلاب شاه و مردم با اکثریت آری گفتند. این بار مخالفان اصلاحات که سودشان با اصلاحات ارضی به خطر افتاده بود، روح‌الله موسوی خمینی را جلو انداختند ولی این بار نیز مردم ایران به سود اصلاحات و پشتیبانی از شاهنشاه و علیه مرتجعین به پا خاستند و خمینی از ایران تبعید شد. مخالفین اصلاحات در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی به رهبری خمینی برنامه اصلاحات شاهنشاه را بازایستاندند و آنچه را که ملت در درازای این سال‌ها بدست آورده بود، گام به گام از دهان ملت ایران بیرون کشیدند.

بانک اعتبارات کشاورزی - برای کمک به اجرای برنامه‌های اصلاحات ارضی، بانک اعتبارات و توسعه کشاورزی بنیاد نهاده شد. این بانک بیش از دویست شعبه در سراسر کشور دارد و به تعاونی‌ها و اتحادیه‌های کشاورزی و کشاورزان نیز وام می‌دهد. گروه‌های سیار این بانک پیوسته به مناطق کشاورزی دچار خشکسالی یا آفت زده می‌رفتند و کمک‌های نیازین را به کشاورزان و دامداران می‌نمودند.

آرمان شرکت‌های سهامی کشاورزی افزایش بازده و بهبود کیفیت تولیدات کشاورزی و بکار گرفتن روش‌های نوین کاشت و برداشت بود. هر کشاورز می‌تواند به اندازه ارزش زمین خود در شرکت‌های سهامی شریک و سهیم شود. این شرکت‌ها امکان این را فراهم آورده که ۱ - بیش از ۲۰ میلیارد ریال وام از راه ۲۸۷۰ شرکت تعاونی به ۲۸۰۰۰۰۰ نفر اعضای آن داده شود. ۲ - بنیاد ۱۴۷ اتحادیه که ۲۸۷۰ شرکت تعاونی هموند آن بودند. ۳ - بنیاد ۸۹ شرکت سهامی کشاورزی با بیش از ۶۰۰۰۰ سهامدار و هموند که روی هم ۴۰۰ هزار هکتار زمین کشاورزی را در اختیار داشتند. ۴ - بنیاد ۲۵ شرکت سهامی کشاورزی تخصصی که ۵۷۰۰ خانوار کشاورز را در بر می‌گرفت. ۵ - بنیاد ۱۰۲۲ خانه فرهنگ روستایی که بیش از دو میلیون تن از اهالی روستاها از خدمات گوناگون آموزشی و فرهنگی آن بهره مند می‌شدند. ۲۵۰۰۰۰ کودک روستانشین سه تا شش ساله از ۷۴۹ مهد کودک شیر خوارگاه و کودکستان استفاده می‌کردند و در کنار خدمات بهداشتی و پیش آموزی‌های نخستین برای آمادگی در دبستان، کودکان یک وعده غذای پر کالری و پروتیین به رایگان روزانه می‌خوردند.

شرکت‌های سهامی زراعی - آرمان بنیاد نهادن شرکت‌های سهامی زراعی افزایش بازده و بهبود کیفیت تولیدات کشاورزی از راه گردآوردن یکان‌ها و مکانیزه کردن کشاورزی و بکار بردن روش‌های نوین کاشت و برداشت است. بنیاد این شرکت‌ها برای کشاورزان زمیندار در ایران این امکان را فراهم می‌کرد که نیروهای خود را برای بهبود و گسترش کار خویش گردآورند و از درآمد شایانی برخوردار گردند. هر کشاورز به اندازه ارزش زمین خود در شرکت‌های سهامی زراعی سهیم و شریک می‌شود و هم‌چنان به کاشت زمین خود می‌پردازد ولی بدون موافقت شرکت سهامی زراعی پروانه فروش آن را ندارد و سهامداران شرکت در خرید آن زمین‌ها بر دیگران برتری دارند. وراث هر کشاورز نیز به جای زمین ، از سهام کشور حق‌الارث دریافت می‌کنند و بدین روش از پاره پاره شدن زمین که سبب کاهش بازده کشاورزی است جلوگیری می‌شود. با بنیاد شرکت‌های سهامی زراعی، نه تنها اصل مالکیت خصوصی زمین‌های کشاورزی برجای می‌ماند بلکه سبب گردهمآیی زمین‌های کشاورزی کوچک و ایجاد یکان‌های بزرگ مکانیزه می‌شود که آمیزه‌ای (تلفیق) مناسب میان مالکیت خصوصی و بهره‌برداری گروهی بوجود می‌آورد.

بنیاد شرکت‌های سهامی زراعی و دیگر شرکت‌های کشاورزی روستایی بازده بسیار چشمگیری داشته است که مهم‌ترین آن را می‌توان دسترسی برزگران به بذرهای اصلاح شده، کود شیمیایی، سم‌ها برای از بین بردن آفت‌ها، ماشین‌های کشاورزی، دگرگون کردن روش کشاورزی و جایگزین ساختن بازده یا خرمن نوین با بازار بهتر، به جای خرمن درجه دو، آموزش‌های زراعی و حرفه‌ای، افزایش پهنه زمین‌های زیر کشت به سبب بهره‌برداری از زمین‌های ملی و یا زمین‌های بایر؛ موات و مسلوب‌المنفعه؛ فعالیت‌های تعاونی با از میان برداشتن واسطه‌ها، فراهم‌آوردن بهره‌وری از بیمه‌های اجتماعی روستاییان و بالابردن میزان آگاهی همگانی (اطلاعات عمومی) و گسترش امکان برای پرورش استعدادها.

پس از گذشت پانزده سال از انقلاب شاه و مردم و اجرای اصل نخست آن یعنی اصلاحات ارضی، می‌توان ترازنامه آن را با آمار زیر نشان داد: ۱- بنیاد ۲۸۷۱ شرکت تعاونی روستایی در حوزه ۴۵٬۸۹۱ روستا با هموندی بیش از ۲٬۸۰۰٬۰۰۰ تن برزگر ۲- بنیاد ۱۴۷ اتحادیه تعاونی روستایی با ۲٬۸۵۵ شرکت هموند ۳- بنیاد ۸۹ شرکت سهامی زراعی در ۸۱۶ روستا و مزرعه با پهنه ۴۰۰٬۰۰۰ هکتار زمین که بیش از ۳۰۰٬۰۰۰ تن از برزگران و خانواده‌های آنان از سودهای آن بهره می‌برند. ۴- بنیاد ۳۵ شرکت تعاونی تولید روستایی برای یک پارچه شدن زمین‌های کشاورزی برزگران و برای بهره‌برداری از منابع آب و خاک و هموارکردن زمین‌های کشاورزی و دیگر تاسیسات عمرانی و زیربنایی در ۲۱۴ روستا و مزرعه با پهنه ۸۸٬۰۰۰ هکتار و با بیش از ۵۷٬۰۰۰ هم‌بند. ۵- بنیاد ۱۰۲۲ خانه فرهنگ روستایی که بیش از دو میلیون تن روستایی از ابزارگان و دیگر امکانات آن‌ها بهره می‌برند. ۶- بنیاد ۷۴۹ مهد کودک که بیش از ۲۵٬۰۰۰ کودک روستایی از سه تا شش ساله از آموزش کودکستانی و یک وعده غذای انرژی دهنده و ویتامیندار بهره‌مند می‌شوند.

اصلاحات ارضی ایران پس از آشوب ۱۳۵۷ - پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ برابر با ۱۹۷۹ در ایران و به روی کار آمدن حکومت مذهبی، روند اصلاحات ارضی به طور کلی دستخوش آشوب شد. بانک عمران، شرکت‌های سهامی زراعی، بانک اعتبارات کشاورزی، بنگاه مستقل آبیاری و شرکت‌های تعاونی روستایی همه را بستند و چپاول کردند. شورای نگهبان جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۶۳ اجرای قوانین اصلاحات ارضی را مخالف با مذهب اسلام تشخیص داد و روند اصلاحات ارضی بطور کلی متوقف شد. کشمکش‌ها برای واژگون ساختن اصلاحات ارضی آغاز شد تا دوباره زمین‌ها به زمینداران بزرگ که بیشتر آنان از ایل مغول بودند بازگردانده شوند. هفت سال بعد، مجمع تشخیص مصلحت نظام در ۲ خرداد ۱۳۷۰ ادامه روند اصلاحات ارضی را قانونی اعلام نمود و در نهایت در ۳ بهمن ۱۳۸۱، شورای اصلاحات ارضی مرکز تعیین تکلیف باغ‌های مشمول مواد ۲۷ و ۲۸ آیین نامه اصلاحات ارضی را نیز مشمول مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجاز دانسته و روند تعیین تکلیف امور باقیمانده اصلاحات ارضی از سر گرفته شد. در حال حاضر سازمان امور اراضی تنها متولی تعیین تکلیف امور باقیمانده اصلاحات ارضی در کشور می‌باشد و کارشناسان اصلاحات ارضی مستقر در مدیریت حفظ کاربری و امور زمین این سازمان، آخرین متولیان اصلاحات ارضی در ایران هستند. بر اساس ماده ۷ قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی، شورای اصلاحات ارضی تشکیل شد. هدف از تشکیل این شورا، تعیین روش و خط مشی واحد و همچنین نظارت بر حسن اجرای وظایف پیش بینی شده در قانون اصلاحات ارضی بود. جمهوری اسلامی کشاورزی ایران را نابود کرد، آب‌های کشور را یا فروختند و یا همدستانشان سدهایی بر روی آب‌های کشور زدند و رودخانه‌های کشور را خشک کردند. هم اکنون نیز با کمک توده ای‌ها همواره در رسانه‌ها پروپاگاند می‌کنند که کشاورزی ایران باید از ریشه خشکانده شود و خوراک مردم ایران باید از دیگر کشورها وارد شود. ... اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی را بخوانید و آن را میان هم میهنان پخش کنید و بدانید که ایران کشوری مدرن و پیشرفته بود. و بدانید اساس مشروطیت جزاً و کلاً تعطیل‌بردار نیست - پاینده ایران