حزب رستاخیز ملی ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
خط ۱۷: خط ۱۷:
امیرعباس هویدا در روز ۱۲ اسفند ماه ۲۵۳۳ شاهنشاهی از حزب‌های ایران نوین، مردم، ایرانیان و پان ایرانیست‌ها خواست که هر یک دو نماینده برگزینند تا برای گزینش یک هیات موسس برای حزب رستاخیز ملت ایران همکاری نمایند. در هیات موسس افزون بر نمایندگان حزب‌های چهارگانه از مردم و سازمان‌ها، انجمن‌ها و جامعه‌هایی که تاکنون هموند هیچ حزبی نبودند فراخوانده شدند. در گام نخست  دکتر جواد سعید از حزب ایران نوین، دکتر محمدرضا عاملی، دکتر تجدد و دکتر محمد حسین موسوی از حزب مردم قائم مقامان چهار حزب برای همکاری با هویدا برای سازماندهی حزب رستاخیز فراخوانده شدند. هم چنین بیش از بیست و پنج تن چون فرهاد نیکخواه، داریوش همایون، جمشید آموزگار، هوشنگ انصاری، دکتر احمد قریشی، دکتر مصطفی الموتی، منوچهر آزمون، مهناز افخمی، منوچهر گنجی و دکتر انوشیروان افراسیابی برای رایزنی حزبی فراخوانده شدند. با این گروه بیست و پنج تنی، دو کمیسیون یکی برای نوشتن اساسنامه و دیگری برای نوشتن مرامنامه تشکیل شد که چهار قائم مقامان به گزینش خویش در آن شرکت می‌جستند. از آنجا که در پیش نویس اساسنامه پیش بینی شده بود که شماری از سراسر کشور برای مجلس موسسان فراخوانده شوند، نخستین مجلس موسسان با بودن دو هزار تن از چهارگوشه کشور در تهران برگزار شد و در نشست‌های این مجلس اساسنامه تصویب شد و سپس هیات اجرایی موقت در دستور کار قرارگرفت. سرانجام هیات اجرایی موقت به مجلس موسسان شناسانده شد و از سوی مجلس موسسان تصویب شد. آنگاه هیات اجرایی هموندان دفتر سیاسی را برگزید.
امیرعباس هویدا در روز ۱۲ اسفند ماه ۲۵۳۳ شاهنشاهی از حزب‌های ایران نوین، مردم، ایرانیان و پان ایرانیست‌ها خواست که هر یک دو نماینده برگزینند تا برای گزینش یک هیات موسس برای حزب رستاخیز ملت ایران همکاری نمایند. در هیات موسس افزون بر نمایندگان حزب‌های چهارگانه از مردم و سازمان‌ها، انجمن‌ها و جامعه‌هایی که تاکنون هموند هیچ حزبی نبودند فراخوانده شدند. در گام نخست  دکتر جواد سعید از حزب ایران نوین، دکتر محمدرضا عاملی، دکتر تجدد و دکتر محمد حسین موسوی از حزب مردم قائم مقامان چهار حزب برای همکاری با هویدا برای سازماندهی حزب رستاخیز فراخوانده شدند. هم چنین بیش از بیست و پنج تن چون فرهاد نیکخواه، داریوش همایون، جمشید آموزگار، هوشنگ انصاری، دکتر احمد قریشی، دکتر مصطفی الموتی، منوچهر آزمون، مهناز افخمی، منوچهر گنجی و دکتر انوشیروان افراسیابی برای رایزنی حزبی فراخوانده شدند. با این گروه بیست و پنج تنی، دو کمیسیون یکی برای نوشتن اساسنامه و دیگری برای نوشتن مرامنامه تشکیل شد که چهار قائم مقامان به گزینش خویش در آن شرکت می‌جستند. از آنجا که در پیش نویس اساسنامه پیش بینی شده بود که شماری از سراسر کشور برای مجلس موسسان فراخوانده شوند، نخستین مجلس موسسان با بودن دو هزار تن از چهارگوشه کشور در تهران برگزار شد و در نشست‌های این مجلس اساسنامه تصویب شد و سپس هیات اجرایی موقت در دستور کار قرارگرفت. سرانجام هیات اجرایی موقت به مجلس موسسان شناسانده شد و از سوی مجلس موسسان تصویب شد. آنگاه هیات اجرایی هموندان دفتر سیاسی را برگزید.


حزب رستاخیز حوزه‌های حزب را « کانون » نامید و شمار هموندان هر کانون را دویست تن پیش بینی کرد. شمار کانون‌های در زمان دبیرکلی امیرعباس هویدا به هفتاد و پنج هزار رسید.  هم چنین حزب رستاخیز ملت ایران در آغاز دارای  دو جناح « جناح سازنده » به رهبری هوشنگ انصاری وزیر دارایی و « جناح پیشرو » به رهبری جمشید آموزگار وزیر کشور بود. با گذشت زمان و گروه بندی ها جناح سومی به نام « جناح شاهراه » تشکیل شد. راه برای تشکیل جناح های نوین همواره باز بود.  
حزب رستاخیز حوزه‌های حزب را « کانون » نامید و شمار هموندان هر کانون را دویست تن پیش بینی کرد. شمار کانون‌های در زمان دبیرکلی امیرعباس هویدا به هفتاد و پنج هزار رسید.  هم چنین حزب رستاخیز ملت ایران در آغاز دارای  دو جناح « جناح سازنده » به رهبری هوشنگ انصاری وزیر دارایی و « جناح پیشرو » به رهبری جمشید آموزگار وزیر کشور بود. با گذشت زمان و گروه بندی‌ها جناح سومی به نام « جناح شاهراه » تشکیل شد. راه برای تشکیل جناح‌های نوین همواره باز بود.  
    
    


خط ۳۲: خط ۳۲:


موج دوم انقلاب یادگیری تازه‌ای به مردم و جامعه می‌دهد و این دریافت نوین که بُعدهای بسیار گسترده دارد راه را برای آفرینش فرهنگ انقلابی و اجتماعی خواهد گشود.
موج دوم انقلاب یادگیری تازه‌ای به مردم و جامعه می‌دهد و این دریافت نوین که بُعدهای بسیار گسترده دارد راه را برای آفرینش فرهنگ انقلابی و اجتماعی خواهد گشود.
== نخستین کنگره حزب رستاخیز ملت ایران ==
ساعت ۹ بامداد روز ۱۰ اردیبهشت ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی با بودن بیش از ۵۰۰۰ تن نمایندگان مردم از سراسر کشور کنگره حزب رستاخیز گشایش یافت. امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیر کل حزب بر پایه پیشنهاد نمایندگان کنگره از عیسی صدیق درخواست کرد که کرسی ریاست سنی را بپذیرد. آنگاه عیسی صدیق در میان کف زدن‌های نمایندگان  پشت تریبون رفت و چنین گفت:
:::به نام نامی اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر افتخار دارم این کنگره نمایندگان موسس رستاخیز ملی ایران را افتتاح کنم. در اثر رهبری شاهنشاه بزرگ ما که همواره با تدبیر و خردمندی و دوراندیشی و شکیبایی توام بوده و در نتیجه پیوند مقدسی که میان سلطنت و ملت از آغاز تاریخ وجود داشته و مقام والای شاه در قلوب مردم این مملکت ما در عصر حاضر ترقیات فوق العاده سریع در تمام رشته‌ها کرده و به طرف آرمان‌های ملی گام‌های بلند برداشته و هم اکنون در حال دگرگونی شگرفی است.
:::برای بنده که پنجاه و هفت سال از خدمت را پشت سر نهاده و بسیاری از روزهای تیره و تار را در این مملکت شاهد بوده‌ام رستاخیز ملی و درک این لحظات و کامیابی‌های کنونی معنی خاص دارد. برای من که به چشم خود ناظر تجاوزها و حتی حق قضاوت کنسولی بیگانه در ایران بوده و با با چشم خود مثلا به هنگام مسافرت به اروپا برای تحصیل در شصت و چهار سال پیش دیده‌ام که سپاهیان بیگانه در آن سوی پل کرج از من برای عبور گذرنامه می‌خواستند رسیدن به دوره رستاخیز ملی با درک دیگری همراه است. ... بنابراین موقع آن رسیده که جمیع افراد ملت برپاخیزند و زیر درفش پرافتخار ایران هر چه زودتر خود را به تمدن بزرگ نایل سازند.
:::شاهنشاه آریامهر در مقام رهبر بزرگ انقلاب در ۱۱ اسفند ماه گذشته تصمیم بسیار مهمی اتخاذ و اعلام فرمودند دایر بر اینکه همه افراد ملت دست به دست هم داده از تشتت و مبارزات حزبی دوری جویند و به نام رستاخیز ملی با یگانگی و وحدت نظر راه عظمت و تعالی را پویند.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==

نسخهٔ ‏۲۸ اکتبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۱۸

قوانین برنامه‌های عمرانی کشور مصوب مجلس شورای ملی درگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر

سخنرانی‌های محمدرضا شاه پهلوی بر پایه تاریخ

درگاه انقلاب شاه و مردم

در روز ۱۱ اسفند ماه ۲۵۳۳ شاهنشاهی برابر با ۱۳۵۳ خورشیدی شاهنشاه آریامهر در کنفرانس بزرگ رادیو تلویزیونی با رسانه‌های همگانی در کاخ نیاوران بنیان یک حزب سیاسی یگانه را به آگاهی ملت ایران رساندند.[۱] شاهنشاه آریامهر همه ایرانیانی که به قانون اساسی مشروطه، نظام شاهنشاهی ایران و انقلاب شاه و ملت باور دارند را فراخواندند تا به حزب رستاخیز ملت ایران بپیوندند. امیرعباس هویدا نخست وزیر در کنار پست نخست وزیری خود به دبیرکلی حزب رستاخیز ملت ایران برگزیده شد.

تا بنیان حزب رستاخیز ایران دو حزب وزنه‌ای در سیاست ایران داشتند. حزب مردم که از سوی اسداله علم وزیر کشور در ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۳۶ بنیان نهاده شد و خود وی رهبری حزب مردم را به گردن گرفت. دیگری حزب ایران نوین در روز ۲۴ آذر ماه ۱۳۴۲ خورشیدی با چاپ جارنامه‌ای از سوی هیات بنیانگذار این حزب به آگاهی ملت ایران رسید و حسنعلی منصور نخست وزیر به دبیرکلی و امیرعباس هویدا قائم مقامی حزب برگزیده شدند. حسنعلی منصور نخست وزیر پیاده کردن منشور انقلاب شاه و مردم را برنامه دولت خود قرارداد. در بامداد ۱ بهمن ماه ۱۳۴۳ جلوی در بزرگ مجلس شورای ملی بهارستان به حسنعلی منصور سه گلوله از سوی محمد بخارایی و قاتل دیگری از هموندان فداییان اسلام شلیک شد. حسنعلی منصور در روز ۶ بهمن ماه ۱۳۴۳ در بیمارستان پارس پس از ۱۳۲ ساعت مبارزه با مرگ در راه خدمت به ایران درگذشت. پس از درگذشت منصور، امیرعباس هویدا وزیر دارایی به نخست وزیری برگزیده شد و عطااله خسروانی به دبیرکلی حزب ایران نوین رسید. خسروانی پس از سه سال در امرداد ماه ۱۳۴۷ کناره گرفت و منوچهر کلالی به جانشینی وی برگزیده شد. در کنگره سوم امیرعباس هویدا نخست وزیر دبیرکل حزب ایران نوین شد. با رهبری امیرعباس هویدا حزب ایران نوین در انتخابات مجلس شورای ملی برنده شد و توانست که در پیشنهاد نخست وزیر به پیشگاه شاهنشاه، اکثریت آرا را از آن خود کند. بدین سان امیرعباس هویدا بیش از پانزده سال نخست وزیر ایران ماند.

زمانی که حزب مردم بنیاد نهاده شد، پندار این بود که همانند دموکراسی در کشورهای غربی اکثریت و اقلیت بوجود آید و با انتخابات حزب مردم نیز زمانی اکثریت رای را بیاورد و نخست وزیر از میان حزب مردم برگزیده شود. ولی از آنجا که پیوسته حزب ایران نوین در انتخابات برنده می‌شد، روشن شد که این گونه سیستم حزبی در ایران کارا نیست و جا به جایی قدرت میان حزب‌های انجام نمی‌شود. بدین سان شاهنشاه که تا این زمان دو بار کشور ایران را از تجزیه شدن رهایی بخشیدند، با پشتگرمی به مردم ایران انقلاب شاه و ملت را به انجام رساندند، دو بار از سوقصد مزدوران جان به در بردند، و در برابر کارتل‌های نفتی پایدار ایستادند و نفت ایران را در سال ۱۳۵۱ ملی کردند و همه قراردادهای نفت را برای سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی لغو نمودند، و از موج ترورها و کشتن نخست وزیران، امیران ارتش و سران کشوری و لشکری ایران را در شمار یکی از پیشرفته‌ترین، ثروتمندترین، با رفاه‌ترین و با آرامش‌ترین کشور منطقه درآوردند، این بار باز هم با پشتگرمی به پیوند استوار شاه و ملت، حزب رستاخیز را بنیاد نهادند که همه مردم ایران نگاهبانی از کشور و مرزهای این کشور اهورایی، شاهنشاهی مشروطه ایران بر پایه قانون اساسی مشروطه، نگاهبانی از ثروت‌های روی زمینی و زیرزمینی را خویشکاری خود بدانند و پدافند از رفاه و آرامش و آسایش و امنیت خود و کشور ایران را به گردن بگیرند.


امیرعباس هویدا در روز ۱۲ اسفند ماه ۲۵۳۳ شاهنشاهی از حزب‌های ایران نوین، مردم، ایرانیان و پان ایرانیست‌ها خواست که هر یک دو نماینده برگزینند تا برای گزینش یک هیات موسس برای حزب رستاخیز ملت ایران همکاری نمایند. در هیات موسس افزون بر نمایندگان حزب‌های چهارگانه از مردم و سازمان‌ها، انجمن‌ها و جامعه‌هایی که تاکنون هموند هیچ حزبی نبودند فراخوانده شدند. در گام نخست دکتر جواد سعید از حزب ایران نوین، دکتر محمدرضا عاملی، دکتر تجدد و دکتر محمد حسین موسوی از حزب مردم قائم مقامان چهار حزب برای همکاری با هویدا برای سازماندهی حزب رستاخیز فراخوانده شدند. هم چنین بیش از بیست و پنج تن چون فرهاد نیکخواه، داریوش همایون، جمشید آموزگار، هوشنگ انصاری، دکتر احمد قریشی، دکتر مصطفی الموتی، منوچهر آزمون، مهناز افخمی، منوچهر گنجی و دکتر انوشیروان افراسیابی برای رایزنی حزبی فراخوانده شدند. با این گروه بیست و پنج تنی، دو کمیسیون یکی برای نوشتن اساسنامه و دیگری برای نوشتن مرامنامه تشکیل شد که چهار قائم مقامان به گزینش خویش در آن شرکت می‌جستند. از آنجا که در پیش نویس اساسنامه پیش بینی شده بود که شماری از سراسر کشور برای مجلس موسسان فراخوانده شوند، نخستین مجلس موسسان با بودن دو هزار تن از چهارگوشه کشور در تهران برگزار شد و در نشست‌های این مجلس اساسنامه تصویب شد و سپس هیات اجرایی موقت در دستور کار قرارگرفت. سرانجام هیات اجرایی موقت به مجلس موسسان شناسانده شد و از سوی مجلس موسسان تصویب شد. آنگاه هیات اجرایی هموندان دفتر سیاسی را برگزید.

حزب رستاخیز حوزه‌های حزب را « کانون » نامید و شمار هموندان هر کانون را دویست تن پیش بینی کرد. شمار کانون‌های در زمان دبیرکلی امیرعباس هویدا به هفتاد و پنج هزار رسید. هم چنین حزب رستاخیز ملت ایران در آغاز دارای دو جناح « جناح سازنده » به رهبری هوشنگ انصاری وزیر دارایی و « جناح پیشرو » به رهبری جمشید آموزگار وزیر کشور بود. با گذشت زمان و گروه بندی‌ها جناح سومی به نام « جناح شاهراه » تشکیل شد. راه برای تشکیل جناح‌های نوین همواره باز بود.


از خویش کاری‌های (وظایف) هیات موسس نوشتن مرامنامه، آماده سازی کنگره،فراهم ساختن جا برای حزب و امور اداری و سازمان آغازین اداری حزب می‌باشد. هویدا از همه حزب‌ها به ویژه از حزب ایران نوین درخواست کرد که دفترهای خود در تهران و شهرستان‌ها را به حزب رستاخیز ملت ایران واگذار کنند. حزب مردم بی درنگ پس از مصاحبه شاهنشاه در نشستی پیوستن به تشکیلات حزب رستاخیز را تایید کرد و به همه سازمان‌ها و هموندان حزب مردم در سراسر کشور بایستن هموندی به حزب رستاخیز را سپارش نمود. کمیته مرکزی حزب مردم محمد فضائلی را برای انجام این جا به جایی برگزید. حزب ایرانیان نیز پیوستن به حزب رستاخیز را بررسی نمود و پذیرفت.

کنگره حزب رستاخیر ایران در اردیبهشت ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی در تهران برگزار شد. سازمان حزب رستاخیز ملت ایران دارای کنگره، شورای مرکزی، هیات اجرایی، دفتر سیاسی، دبیرکل می‌باشد.

با روزافزون شدن برنامه‌های اقتصادی و صنعتی شدن ایران نیاز به برقراری گونه‌ای سامان اجتماعی و یگانگی سیاسی و ملی آشکار شد. کشور و ملت ثروتمند ایران که همواره در درازای تاریخ پای کوب استعمارگران و سرسپردگان بیگانه شده بود. و با رشد تروریسم در کشور به رهبری کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور که چتری بر روی همه نیروهای اهریمنی چون اسلامیون و توده‌ای و مائوئیست و کمونیست و گونه‌های رنگارنگ چپ و راست و ائتلاف کمونیست‌ها و اسلامیون، شاهنشاه آریامهر نگاهبانی از کشور غنی ایران با پیروزی‌هایی که در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی به دست آورده بود را به دست مردم ایران سپردند که با یگانگی ملی و یکپارچگی و جدا نمودن راه خود از راه دشمنان ایران کشور اهورایی ایران به مردم ایران سپردند تا در حزب رستاخیز گرد هم آیند و هم سدا و همگام علیه دسیسه‌ها و تحریکات انیرانیان به پا خیزند.

رستاخیز ملت ایران تشکیلات سیاسی یگانه ایران بود که با تایید ملت ایران پای گرفت. حزب رستاخیز ملت ایران همانندی به حزب‌های دیگر کشورها نداشت بلکه در جهان سیاست یک نوآوری بود. حزب رستاخیز برای پذیراندن یک آرمان سیاسی و یا نظام عقیدتی بوجود نیامده بود. آرمان رستاخیز ملت ایران فراهم ساختن حکومت اقلیت بر اکثریت نبود. آرمان رستاخیز ملت ایران به حکومت رساندن یک گروه نبود بلکه رستاخیز ملت ایران برآن بود و می‌بایستی که با الهام از قانون اساسی ایران و فلسفه آزادمنش انقلاب شاه و ملت، زمینه برخورد سالم دیدگاه‌ها و باورها و آرا و رشد و نمو شخصیت‌ها و پرورش توانایی‌ها و شایستگی را فراهم آورد. چم برپا ساختن جناح‌ها جز این نبود می‌بایست زمینه درخشان شدن پسند و اندیشه و آرای گوناگون را فراهم سازد و جورواجوری باورهای سیاسی را که در قانون‌های کشوری تضمین شده بود نگاهبانی و یگانگی ملی را برآورده نماید.

آرمان نهضت رستاخیز چنانکه شاهنشاه آریامهر خواسته بودند، بوجود آوردن یک روحیه نوین سیاسی و جنبش ملی، فرهنگی و معنوی بر اساس سنت‌های ایرانی بود تا پیش نیازهای پایداری پیوسته جامعه را آماده و پی ریزی کند. نخستین موج انقلاب شاه و ملت پیروزی‌های اقتصادی به همراه آرود که مزه شیرین رفاه و پخش دادگرانه درآمدها و دارایی را به همه گروه‌های اجتماعی ایران چشاند. این دگرگونی چنان شتابان انجام گرفت که ضدانقلاب چون اسلامیون و کمونیست‌ها و توده ای‌ها مجال رشد نیافتند. از سوی دیگر همین شتاب انقلابی سبب شد که انقلاب شاه و ملت فرهنگ واقعی خود را پدید نیاورد. بررسی دیگر انقلاب‌ها نیز نشان می‌دهد که آن بخش از کارهای انقلابی که با عمران و گسترش اقتصادی یک کشور پیوند دارد تندتر از دگرگونی منش‌های انقلابی به انجام می‌رسد. شوربختانه روش اندیشیدن بسیاری از کسانی که بخشی از سیستم اداری بودند و مردم به جای آنکه از اندیشه‌های انقلابی بهره مند شود به شیوه‌های سنتی و روش‌های یخ بسته کهنه دوران پیشین ماند.

موج دوم انقلاب یادگیری تازه‌ای به مردم و جامعه می‌دهد و این دریافت نوین که بُعدهای بسیار گسترده دارد راه را برای آفرینش فرهنگ انقلابی و اجتماعی خواهد گشود.

نخستین کنگره حزب رستاخیز ملت ایران

ساعت ۹ بامداد روز ۱۰ اردیبهشت ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی با بودن بیش از ۵۰۰۰ تن نمایندگان مردم از سراسر کشور کنگره حزب رستاخیز گشایش یافت. امیرعباس هویدا نخست وزیر و دبیر کل حزب بر پایه پیشنهاد نمایندگان کنگره از عیسی صدیق درخواست کرد که کرسی ریاست سنی را بپذیرد. آنگاه عیسی صدیق در میان کف زدن‌های نمایندگان پشت تریبون رفت و چنین گفت:

به نام نامی اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر افتخار دارم این کنگره نمایندگان موسس رستاخیز ملی ایران را افتتاح کنم. در اثر رهبری شاهنشاه بزرگ ما که همواره با تدبیر و خردمندی و دوراندیشی و شکیبایی توام بوده و در نتیجه پیوند مقدسی که میان سلطنت و ملت از آغاز تاریخ وجود داشته و مقام والای شاه در قلوب مردم این مملکت ما در عصر حاضر ترقیات فوق العاده سریع در تمام رشته‌ها کرده و به طرف آرمان‌های ملی گام‌های بلند برداشته و هم اکنون در حال دگرگونی شگرفی است.
برای بنده که پنجاه و هفت سال از خدمت را پشت سر نهاده و بسیاری از روزهای تیره و تار را در این مملکت شاهد بوده‌ام رستاخیز ملی و درک این لحظات و کامیابی‌های کنونی معنی خاص دارد. برای من که به چشم خود ناظر تجاوزها و حتی حق قضاوت کنسولی بیگانه در ایران بوده و با با چشم خود مثلا به هنگام مسافرت به اروپا برای تحصیل در شصت و چهار سال پیش دیده‌ام که سپاهیان بیگانه در آن سوی پل کرج از من برای عبور گذرنامه می‌خواستند رسیدن به دوره رستاخیز ملی با درک دیگری همراه است. ... بنابراین موقع آن رسیده که جمیع افراد ملت برپاخیزند و زیر درفش پرافتخار ایران هر چه زودتر خود را به تمدن بزرگ نایل سازند.
شاهنشاه آریامهر در مقام رهبر بزرگ انقلاب در ۱۱ اسفند ماه گذشته تصمیم بسیار مهمی اتخاذ و اعلام فرمودند دایر بر اینکه همه افراد ملت دست به دست هم داده از تشتت و مبارزات حزبی دوری جویند و به نام رستاخیز ملی با یگانگی و وحدت نظر راه عظمت و تعالی را پویند.


نیز نگاه کنید به

بن‌مایه‌ها

0406S12