الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:MohammadRezaShahPahlaviRoozDehghan1Mehr1342Boinzahra.mp4|thumb|left|240px|به سدای شاهنشاه آریامهر در روز دهقان در بویین‌زهرا گوش فرادهیم ۱ مهر ۱۳۴۲]]
[[پرونده:Persepolis2500Pasargade3.ogv|thumb|left|300px|شاهنشاه ایران‌زمین در برابر آرامگاه کوروش زادروز کوروش را ارج می‌نهند که پایه گاهنامه ایران شد]]
'''[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در روز دهقان به روستاییان قزوین و بویین‌زهرا ۱ مهر ۱۳۴۲|سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در روز دهقان به روستاییان قزوین و بویین‌زهرا ۱ مهر ۱۳۴۲ را می‌شنویم]]''' - قریب یک سال پیش در همین محل با قلبی آزرده به بازدید خرابی‌ها، سعی در تسلی دادن و امیدوار نمودن خانواده‌هایی که در زلزله دهم شهریور مصیبت دیده بودند به اینجا آمدم و امروز نیز برای شرکت در جشن دهقان و ضمناً بازرسی از کارهایی که در این یک سال برای بنای جدید دهات خراب شده، و همچنین احوالپرسی از کسانی که باقی مانده‌اند، و دیدن روحیه جدیدی که در باقیماندگان ایجاد شده است، در این جا حضور دارم.
'''[[جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران]]''' - در روزهای ۱۷ تا ۲۶ مهر ماه ۱۳۵۰ در سی‌امین سالگرد شاهنشاهی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر برای زنده کردن هویت ایرانی و بزرگداشت این ملت کهن و ارج به تاریخ غنی ایران، پیشاهنگ همه فرهنگ‌ها و تمدن‌های جهان برگزار شد. سی سال شاهنشاهی محمدرضا شاه پهلوی آریامهر، سی سالی بود که برای شاهنشاه و ملت ایران دربرگیرنده سال‌هایی پر از فراز و نشیب و رنج و اشغال کشور و چندین بار خطر تجزیه شدن کشور بود. جشن‌های دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران، سرافرازی هر ایرانی که بداند از تبار جمشید است و نه از تبار تازی و مغول،  جشن‌های ۲۵۰۰  سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران برای فروردین ماه ۱۳۴۲  پس از پیروزی انقلاب شاه و مردم و آزاد ساختن بیش از ۷۵٪ جمعیت ایران یعنی دهقانان که بنده و اجیر فئودال‌های سرسپرده استعمار بودند، و هم چنین آزاد ساختن نیمی از جمعیت ایران بعنی زنان ایران با تغییر قانون انتخابات و برداشتن دو شرط، یکی زن بودن و دیگر سوگند خوردن به "قرآن مجید" و دادن آزادی دین به ملت ایران و دگرگون ساختن گاهنامه کشور ایران به گاهنامه شاهنشاهی با سرچشمه شمارش از زادروز کوروش بزرگ برنامه ریزی شده بود. برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران با آشوب سرسپردگان استعمار یعنی زمینداران بزرگ و واپسگرایان و کمونیست ها در روز ننگین ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ به زمانی دیگر فرافکنده شد.  


زلزله‌ای که پارسال در این صفحات پدیدآمد، با کمال تأسف بیش از ده هزار نفر تلفات داشت و در حدود سی هزار نفر بی خانمان شدند. اقداماتی که تا بحال شده است آن چیزی که از دست مؤسسات ایرانی، خیرخواهان ایرانی، و تمام کسانی که در این مملکت به نحوی از انحاء در تجدید بنای این دهات شرکت کردند، و همچنین کمک‌های ذیقیمتی که ممالک دوست و افراد بشردوست و خیرخواه که از خارج به این مملکت کمک کردند باعث کمال قدردانی است. منتها اقداماتی که انجام گرفته است جوابگوی تمام احتیاجات ساکنین آسیب دیده نمی باشد و سعی ما در آتیه باید این باشد که در تمام دهات خراب شده را بتوانیم برای باقیماندگان آنها بنای کافی و وسیله زندگی، وسیله کشاورزی و امرار معاش فراهم کنیم. ضمناً در این دشت پهناور یک برنامه عمرانی در نظر داریم که شاید برای تمام مملکت نمونه باشد، یعنی یک کشاورز با اصول جدید در چه نوع خانه‌ای زندگی کند که بیشتر وسیله رفاه و آسایش او را فراهم کند، چه شکلی زمین خودش را با چه وسایلی زراعت کند، طرز آبیاری چه باشد، طرز کود دادن چه باشد،  دامداری چه باشد، و امیدواریم این برنامه نمونه را با هر قیمتی که باشد شروع و به اتمام برسانیم و این خود نمونه ای باشد برای تمام اقدامات بعدی چه دولتی و چه خصوصی. و اما در این روز باید از اصلاحات ارضی که در این مملکت صورت گرفته است ذکری بکنیم. اصلاحات ارضی را همان طوری که می دانید سعی کردم که در ۱۳۲۹ با تقسیم املاک شخصی خود شروع کنم. بعد از مدت کوتاهی متأسفانه وضع مملکت شما دستخوش حوادث شد و کسانی که در آن موقع زمامدار دولت بودند به آن برنامه خاتمه دادند و برای مدت کوتاهی متوقف شد. بعدها فهمیدیم که آن نظر متوقف کردن این برنامه چه معنایی داشت. معنای متوقف کردن این برنامه در ۱۳۳۱ را ما در اتفاقاتی که در این یک سال اخیر در این مملکت افتاد فهمیدیم، یعنی همان حرفی که من در کنگره دهقان‌ها زدم که در مقابل این نهضت بزرگ ما، این انقلاب ملی ما، دو قوه از پای نخواهند نشست و آن ارتجاع سیاه و قوای مخرب سرخ باهم دست اتحاد خواهند داد تا مانع پیشرفت و سرافرازی این مملکت بشوند. همین قوه و اتحاد این دو قوه بود که در ۱۳۳۱ به زمامداران کور وقت در واقع حکم کرد که در همان موقع این برنامه اصلاحات ارضی را متوقف کنند.
استاد فردوسی با شاهکارش شاهنامه، شاهنشاهی ایران را در اوج و شکوه و بزرگی‌اش به چامه کشید. فردوسی شاهنامه را با آغاز تاریخ در گیتی آغاز کرد و تا زمانی که زنده بود سی سال، در چامه‌های شاهنامه تاریخ ایران را بنگاشت و هویت ایرانی و زبان پارسی را زنده نگاه داشت. با جشن‌های دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران، می‌بایستی که تاریخ ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران نمایان شود و در زمان مدرن راهش ادامه یابد. جشن‌های دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران برای ایرانیان روشن می‌سازد، چه کسانی هستند، از کجا می‌آیند و چه سهم بزرگی در تمدن بشر روی کره زمین دارند. جهانیان همه این ایده را دریافتند و سیاستمداران، سران کشورها، پژوهشگران، ایران شناسان، رهبران دین‌های جهان این ایده نوبل را با سرافرازی و شادمانی پذیرفتند و همگی آمادگی خود را اعلام داشتند و از جشن‌های دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران یک پروژه جهانی ساختند. جهانیان در برابر منشور حقوق بشر کوروش بزرگ که با دادن آزادی در داشتن هر دین و یا نداشتن دین و برابری انسان‌ها با یکدیگر، سر فرود آوردند و با سرفرازی در این جشن شرکت کردند. سامانه پهلوی ایران را در جایگاه ملت‌های پیشرفته دنیا قرارداد و ایران و ایرانی را از یوغ استعمارگران رهانید، سامانه پهلوی ایران را در جایگاه ملت‌های پیشرفته  با برپایی دولت کارآ، سیستم مدرن آموزش و پرورش، بهداشت و درمان مردم ایران، پای ساخت‌های مدرن کشور، کارخانه‌های صنعتی برای تولید کالاهای مورد نیاز داخلی و صادرات، پول با ارزش قابل تعویض در دنیا، امنیت باورنکردنی در کشور، و برخورداری از احترام جهانی سیاسی قرارداد. با این جشن‌ها نشان این که تاریخ ایران با حمله تازی به ایران آغاز نشده است بلکه با بنیان شاهنشاهی ایران به دست کوروش بزرگ، نیای بزرگ همه ایرانیان، دگرگون ساختن تقویم به تقویم شاهنشاهی با زادروز کوروش بزرگ شد.
 
بعد از مدتی خواستیم که اصلاحات ارضی شخصی خود را به مملکت تعمیم بدهیم، لایحه تقسیم خالصجات را به تصویب رساندیم، و لایحه محدودیت اراضی زراعتی را نیز به مجلس دادیم. همان طوری که قبلاً گفتیم این لایحه به یک طریقی وارد مجلس شد و به طریق دیگری خارج. ... دو سال و نیم ما بدون نمایندگان که مربوط به گذشته این مملکت بودند زندگی کردیم و نتیجه این دو سال و نیم همین است که امروز می‌بینید، یعنی در ششم بهمن با آن شوق و ذوق که شما به پای صندوق‌های تصویب ملی رفتید و به انقلاب ایران صحه گذاردید و آن انقلاب ایران چیزی است که شما دهقان‌های ایران را آزاد کرد، به رژیم ارباب و رعیتی خاتمه داد، به کارگر ایرانی وضع فعلی را بخشید، به نصف جمعیت که آنهم زن‌های ایرانی است آزادی داد و به سایر موادی که معروف به مواد شش گانه است صحه قانونی ملی را گذاشتید.
جشن‌های دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران یک جشن جهانی بود، بهترین و خردمندترین کسان در سراسر دنیا برای این جشن کار کردند. سران کشورهای نیرومند گیتی به تخت جمشید آمدند تا در بزرگداشت جشنی که به همه جهانیان تعلق دارد شرکت کنند. سراسر ایران آذین بسته شد، فرتورها و تندیس‌های شاهنشاهان ایران برپا گردید و پرچم‌های سه رنگ شیر وخورشید نشان در اهتزاز درآمدند. شهیاد آریامهر و موزه تاریخ ایران و استادیوم آریامهر گشوده و پهنه جشن و سرور و پایکوبی و دست افشانی ایرانیان شد.
 
چند صباحی گذشت و همان دو قوه‌ای که اتحاد غیرمقدس باطنی با هم داشتند شروع به عمل کردند. مهندس ملک عابدی را در فارس به قتل رساندند. کشتن او ما را از اجرای برنامه منصرف نکرد. کشتن او شاید در تصمیمی که من برای به مراجعه گذاشتن آرای عمومی لوایح اصلاحات ارضی و هم  لوایح دیگری را که جامعه ایرانی را زیرورو می‌کرد بی تأثیر نبود. آن عکس‌العمل خائنانه باعث تسریع در تصمیم گرفتن از طرف من و تأیید از طرف شما شد که به آن زندگی ناجوانمردانه و غیرقابل تحمل گذشته زودتر خاتمه بدهیم. برنامه اصلاحات ارضی با فداکاری‌های حقیقتاً تمام مأمورین این سازمان ادامه داشت. جوان‌هایی که بدون فوق‌العاده و حتی بدون خرج سفر، این دقیقه به آنها می گفتند که بروید در فلان نقطه دورافتاده مملکت، شاید بعد از چند ساعت اینان در راه بودند. حقوق‌هایی که به آنها می دادند ناچیز. تنها محرک اینها قطعاً ایمان به این برنامه بود و قطعا به آینده‌ای که برای مملکت پیش خودشان تجسم می‌کردند. خدمات بی شائبه اینها ادامه داشت. ششم بهمن آمد و شما ملت انقلابی ملی خودتان را تصویب کردید. ولی این هنوز به عمر خائنانه آن اتحاد نامقدس خاتمه نداده بود. دیدید که بعد از ششم بهمن، بعد از چند روزی یک مشت از خدا بی‌خبر سعی کردند که در فارس غائله‌ای راه بیندازند که به فکر خودشان باعث رکود و شکست انقلاب ملی ما بشود. یک مشت مردم گمراه، یک مشت قاتلین حرفه‌ای و پیشه‌ای، با تحریک مرتجع و مخرب که ما اسنادش را داریم، به خیال خودشان افتادند توی کوه‌ها که قتل ملک عابدی‌ها را تجدید بکنند و یا ما را مرعوب بکنند و یا برنامه ما را متوقف سازند. ... این لازم نیست که این شخص حتماً یک استاد دانشگاه و پروفسور باشد که بفهمد. وقتی یک چیزی حقیقت داشته باشد در قلب هر کسی خطور می‌کند، این شخص چه سواد داشته باشد، چه نداشته باشد، چه زارع باشد، چه کاسب، چه پیرمرد باشد، چه بچه خردسال باشد. این اتحاد را من در ملت ایران بطور بی سابقه‌ای می‌بینم و همین است رمز پیشرفت ما در مقابل تمام موانعی که سر راه ما بود. امروز نه فقط کوچکترین مانعی دیگر باقی نیست، بلکه این قوه نهانی و آتشینی که در تمام شما می‌بینم باعث این خواهد شد که در اندک مدتی ملت کهنسال ایران به سمت جلو، به سمت عالی ترین هدف‌های اجتماعی پرتاب بشود و با افتخار و سرافرازی همدوش مترقی ترین جوامع دنیا به پیش برود. خداوند همیشه یار و مددکار شما باشد!...'''[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در روز دهقان به روستاییان قزوین و بویین‌زهرا ۱ مهر ۱۳۴۲|به سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در روز دهقان به روستاییان قزوین و بویین‌زهرا ۱ مهر ۱۳۴۲ گوش فرادهید و آن را میان هم‌میهنان پخش کنید]]'''  
ایرانیان از آزادی‌هایی که کوروش بزرگ به مردم ایران داد آگاه هستند. با این جشن جهانی دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران، بزرگداشت آن برپا شد، ایرانیان می دانستند که برای پاسداری کشور و فرهنگ و تمدن و دارایی هایشان می باید در برابر دشمنان پدافند کنند. در ایران دو دشمن بزرگ علیه این آزادی‌ها وجود داشت و دارد، اسلامیون و کمونیست‌ها. برای اسلامیون تاریخ با اسلام آغاز می‌شود و آرمان اسلامیون این است که روزی اسلام همه جهان را فراگیرد. برای کمونیست‌ها تاریخ، تاریخ جنگ طبقاتی است و آرمان آنان برپایی دیکتاتوری پرولتاریا است تا همه جهان کمونیستی شود. جشن‌های جهانی دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران در این دو گروه، آتشی جهنمی برپا ساخت و از آنجا که آرمان هر دو گروه اشغال جهان است، با یکدیگر در جنگ علیه دنیای آزاد یکی شدند. پروپاگاندای اسلامی این جشن‌های جهانی را علیه اسلام خواند و هر که را در این جشن‌ها شرکت کرده بود، دشمن اسلام نامید. پروپاگاندای کمونیستی گفت که ایرانیانِ بیچاره چپاول می‌شوند تا با پول مردم جشن‌های طلایی برپا شود. اسلامیون می‌گویند هویت ایرانی وجود نباید داشته باشد اسلام باید باشد، نشان‌های اسلامی باید باشد، نه نشان‌های ایرانی و نشان شیر و خورشید و تخت جمشید. کمونیست‌ها می‌گویند هویت ایرانی و مرزهای ایران باید برداشته شود و آنچه که استالین و لنین و انور خوجه و مائو ستونگ می‌گوید باید آرمان هر کسی که در این کشور زندگی می‌کند شود و خود را ایرانی خواندن و هویت ایرانی داشتن باید از میان برداشته شود. کمونیست‌ها دشواری داشتند که مادر کمونیستی یعنی اتحاد جماهیر شوروی حضرت پادگورنی در جشن‌های بنیانگذاری ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران شرکت کرد و شاهنشاه ایران و سیاست اعلیحضرت را ستود و همکاری نزدیک شوروی با دولت ایران آغاز شد. با این کار، کمونیست‌ها که در واقع ضد دین هستند پشتیبان اصلی‌اشان را از دست دادند.
در جهنم وجودشان اسلامیون و کمونیست‌ها پیمان بستند و نوآوری‌هایی کردند:  هویت، یعنی ترکیبی از هویت اسلامی و کمونیستی  "نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی ".  در کنگره سیزدهم کنفدراسیون دانشجویان خائن ایرانی در فرانکفورت آلمان غربی که روزهای ۲۲ - ۱۸ دی ماه ۱۳۵۰ برابر با ۱۲ - ۸ ژانویه ۱۹۷۲ برگزار شد، این پیمان میان کمونیست‌ها و اسلامیون به رهبری روح الله خمینی را با رای همه تصویب و جنگ مسلحانه علیه حکومت ایران اعلام کردند. از این زمان همکاری نزدیک دانشجویان کنفدراسیون با یاسر عرفات و معمر قذافی رهبر لیبی برای دیدن دوره‌های آدم کشی، بمبگذاری و ایجاد ترس و وحشت میان مردم ایران آغاز شد. دوباره لحظه‌های سرنوشت ساز در تاریخ ایران آغاز شد. جنگ بی آغاز و بی پایان میان نیک و بد میان هوخشتر و اهریمن، میان حقیقت و دروغ، میان آزادی و بندگی و میان نور و تاریکی.
ایرانیان! همه با یکدیگر به روزهای پر از خوشبختی، شادمانی، موسیقی، دست افشانی، هلهله و رفاه و آسایش و امنیت و بدون دغدغه زندگی، روزهای با شکوهی که ایران و ایرانی از احترام جهانی برخوردار بود، روزهایی که جشن‌های ایرانی با فر و بزرگی در کشور ایران در سایه شاهنشاه ایران برپا می‌شد بیاندیشیم همه به ایران بیاندیشیم !!!...'''[[جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران|جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران را بخوانید، به سخنان آریامهر گوش‌فرادهید و آن را میان هم‌میهنان پخش کنید]]'''  


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۷ اکتبر ۲۰۱۵، ساعت ۰۸:۴۸


پرونده:Persepolis2500Pasargade3.ogv
شاهنشاه ایران‌زمین در برابر آرامگاه کوروش زادروز کوروش را ارج می‌نهند که پایه گاهنامه ایران شد

جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران - در روزهای ۱۷ تا ۲۶ مهر ماه ۱۳۵۰ در سی‌امین سالگرد شاهنشاهی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر برای زنده کردن هویت ایرانی و بزرگداشت این ملت کهن و ارج به تاریخ غنی ایران، پیشاهنگ همه فرهنگ‌ها و تمدن‌های جهان برگزار شد. سی سال شاهنشاهی محمدرضا شاه پهلوی آریامهر، سی سالی بود که برای شاهنشاه و ملت ایران دربرگیرنده سال‌هایی پر از فراز و نشیب و رنج و اشغال کشور و چندین بار خطر تجزیه شدن کشور بود. جشن‌های دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران، سرافرازی هر ایرانی که بداند از تبار جمشید است و نه از تبار تازی و مغول، جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران برای فروردین ماه ۱۳۴۲ پس از پیروزی انقلاب شاه و مردم و آزاد ساختن بیش از ۷۵٪ جمعیت ایران یعنی دهقانان که بنده و اجیر فئودال‌های سرسپرده استعمار بودند، و هم چنین آزاد ساختن نیمی از جمعیت ایران بعنی زنان ایران با تغییر قانون انتخابات و برداشتن دو شرط، یکی زن بودن و دیگر سوگند خوردن به "قرآن مجید" و دادن آزادی دین به ملت ایران و دگرگون ساختن گاهنامه کشور ایران به گاهنامه شاهنشاهی با سرچشمه شمارش از زادروز کوروش بزرگ برنامه ریزی شده بود. برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران با آشوب سرسپردگان استعمار یعنی زمینداران بزرگ و واپسگرایان و کمونیست ها در روز ننگین ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ به زمانی دیگر فرافکنده شد.

استاد فردوسی با شاهکارش شاهنامه، شاهنشاهی ایران را در اوج و شکوه و بزرگی‌اش به چامه کشید. فردوسی شاهنامه را با آغاز تاریخ در گیتی آغاز کرد و تا زمانی که زنده بود سی سال، در چامه‌های شاهنامه تاریخ ایران را بنگاشت و هویت ایرانی و زبان پارسی را زنده نگاه داشت. با جشن‌های دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران، می‌بایستی که تاریخ ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران نمایان شود و در زمان مدرن راهش ادامه یابد. جشن‌های دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران برای ایرانیان روشن می‌سازد، چه کسانی هستند، از کجا می‌آیند و چه سهم بزرگی در تمدن بشر روی کره زمین دارند. جهانیان همه این ایده را دریافتند و سیاستمداران، سران کشورها، پژوهشگران، ایران شناسان، رهبران دین‌های جهان این ایده نوبل را با سرافرازی و شادمانی پذیرفتند و همگی آمادگی خود را اعلام داشتند و از جشن‌های دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران یک پروژه جهانی ساختند. جهانیان در برابر منشور حقوق بشر کوروش بزرگ که با دادن آزادی در داشتن هر دین و یا نداشتن دین و برابری انسان‌ها با یکدیگر، سر فرود آوردند و با سرفرازی در این جشن شرکت کردند. سامانه پهلوی ایران را در جایگاه ملت‌های پیشرفته دنیا قرارداد و ایران و ایرانی را از یوغ استعمارگران رهانید، سامانه پهلوی ایران را در جایگاه ملت‌های پیشرفته با برپایی دولت کارآ، سیستم مدرن آموزش و پرورش، بهداشت و درمان مردم ایران، پای ساخت‌های مدرن کشور، کارخانه‌های صنعتی برای تولید کالاهای مورد نیاز داخلی و صادرات، پول با ارزش قابل تعویض در دنیا، امنیت باورنکردنی در کشور، و برخورداری از احترام جهانی سیاسی قرارداد. با این جشن‌ها نشان این که تاریخ ایران با حمله تازی به ایران آغاز نشده است بلکه با بنیان شاهنشاهی ایران به دست کوروش بزرگ، نیای بزرگ همه ایرانیان، دگرگون ساختن تقویم به تقویم شاهنشاهی با زادروز کوروش بزرگ شد.

جشن‌های دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران یک جشن جهانی بود، بهترین و خردمندترین کسان در سراسر دنیا برای این جشن کار کردند. سران کشورهای نیرومند گیتی به تخت جمشید آمدند تا در بزرگداشت جشنی که به همه جهانیان تعلق دارد شرکت کنند. سراسر ایران آذین بسته شد، فرتورها و تندیس‌های شاهنشاهان ایران برپا گردید و پرچم‌های سه رنگ شیر وخورشید نشان در اهتزاز درآمدند. شهیاد آریامهر و موزه تاریخ ایران و استادیوم آریامهر گشوده و پهنه جشن و سرور و پایکوبی و دست افشانی ایرانیان شد.

ایرانیان از آزادی‌هایی که کوروش بزرگ به مردم ایران داد آگاه هستند. با این جشن جهانی دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران، بزرگداشت آن برپا شد، ایرانیان می دانستند که برای پاسداری کشور و فرهنگ و تمدن و دارایی هایشان می باید در برابر دشمنان پدافند کنند. در ایران دو دشمن بزرگ علیه این آزادی‌ها وجود داشت و دارد، اسلامیون و کمونیست‌ها. برای اسلامیون تاریخ با اسلام آغاز می‌شود و آرمان اسلامیون این است که روزی اسلام همه جهان را فراگیرد. برای کمونیست‌ها تاریخ، تاریخ جنگ طبقاتی است و آرمان آنان برپایی دیکتاتوری پرولتاریا است تا همه جهان کمونیستی شود. جشن‌های جهانی دوهزار و پانسد سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران در این دو گروه، آتشی جهنمی برپا ساخت و از آنجا که آرمان هر دو گروه اشغال جهان است، با یکدیگر در جنگ علیه دنیای آزاد یکی شدند. پروپاگاندای اسلامی این جشن‌های جهانی را علیه اسلام خواند و هر که را در این جشن‌ها شرکت کرده بود، دشمن اسلام نامید. پروپاگاندای کمونیستی گفت که ایرانیانِ بیچاره چپاول می‌شوند تا با پول مردم جشن‌های طلایی برپا شود. اسلامیون می‌گویند هویت ایرانی وجود نباید داشته باشد اسلام باید باشد، نشان‌های اسلامی باید باشد، نه نشان‌های ایرانی و نشان شیر و خورشید و تخت جمشید. کمونیست‌ها می‌گویند هویت ایرانی و مرزهای ایران باید برداشته شود و آنچه که استالین و لنین و انور خوجه و مائو ستونگ می‌گوید باید آرمان هر کسی که در این کشور زندگی می‌کند شود و خود را ایرانی خواندن و هویت ایرانی داشتن باید از میان برداشته شود. کمونیست‌ها دشواری داشتند که مادر کمونیستی یعنی اتحاد جماهیر شوروی حضرت پادگورنی در جشن‌های بنیانگذاری ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران شرکت کرد و شاهنشاه ایران و سیاست اعلیحضرت را ستود و همکاری نزدیک شوروی با دولت ایران آغاز شد. با این کار، کمونیست‌ها که در واقع ضد دین هستند پشتیبان اصلی‌اشان را از دست دادند.

در جهنم وجودشان اسلامیون و کمونیست‌ها پیمان بستند و نوآوری‌هایی کردند: هویت، یعنی ترکیبی از هویت اسلامی و کمونیستی "نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی ". در کنگره سیزدهم کنفدراسیون دانشجویان خائن ایرانی در فرانکفورت آلمان غربی که روزهای ۲۲ - ۱۸ دی ماه ۱۳۵۰ برابر با ۱۲ - ۸ ژانویه ۱۹۷۲ برگزار شد، این پیمان میان کمونیست‌ها و اسلامیون به رهبری روح الله خمینی را با رای همه تصویب و جنگ مسلحانه علیه حکومت ایران اعلام کردند. از این زمان همکاری نزدیک دانشجویان کنفدراسیون با یاسر عرفات و معمر قذافی رهبر لیبی برای دیدن دوره‌های آدم کشی، بمبگذاری و ایجاد ترس و وحشت میان مردم ایران آغاز شد. دوباره لحظه‌های سرنوشت ساز در تاریخ ایران آغاز شد. جنگ بی آغاز و بی پایان میان نیک و بد میان هوخشتر و اهریمن، میان حقیقت و دروغ، میان آزادی و بندگی و میان نور و تاریکی.

ایرانیان! همه با یکدیگر به روزهای پر از خوشبختی، شادمانی، موسیقی، دست افشانی، هلهله و رفاه و آسایش و امنیت و بدون دغدغه زندگی، روزهای با شکوهی که ایران و ایرانی از احترام جهانی برخوردار بود، روزهایی که جشن‌های ایرانی با فر و بزرگی در کشور ایران در سایه شاهنشاه ایران برپا می‌شد بیاندیشیم همه به ایران بیاندیشیم !!!...جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران را بخوانید، به سخنان آریامهر گوش‌فرادهید و آن را میان هم‌میهنان پخش کنید