الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanshahPaykarBaBisavadi8Azar1340.jpg|thumb|left|240px|]]
[[پرونده:ShahbanuFarahPahlavi1stAnniversaryPassingAwayShahanshahAryamehr1360.ogv|thumb|left|250px|]]


'''[[جایزه محمدرضا پهلوی جایزه جهانی پیکار با بیسوادی ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۸]]'''  - جایزه محمدرضا پهلوی جایزه‌ای بود که همزمان با برگزاری کنگره جهانی پیکار با بیسوادی از سوی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر به یونسکو داده شد تا بنا بر رای و گزینش آن سازمان، هر ساله به کسان برجسته و یا سازمان‌هایی که کاری ارزنده در زمینه مبارزه با بیسوادی انجام داده باشند داده شود. کشور ایران افزون بر آنکه نوآور و میزبان گردهم‌آیی بزرگ تهران بود، در راه به انجام رساندن رهنمون‌های کنگره بر پایه همکاری و کمک بین‌المللی در راه ریشه‌کن کردن بیسوادی، کارهای گوناگونی انجام داد که می‌توان ویژه ساختن هزینه یک روز بودجه نظامی کشور، چاپ رایگان میلیون‌ها پوشینه (جلد) کتاب برای کشورهای آسیایی و کمک‌های مادی و معنوی به اجرای پروژه‌های آزمایشی را می‌توان نام برد. ولی برجسته‌ترین کاری که در زمینه کشیدن توجه جهانیان و برانگیزاندان کسان، سازمان‌ها و موسسه‌های دولتی و غیردولتی انجام یافت جایزه‌ای پنج هزار دلار امریکا به نام « جایزه محمدرضا پهلوی » بود.
'''[[سخنان علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی در نخستین سالروز درگذشت اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران ۵ امرداد ماه ۱۳۶۰|در آستانه درگذشت دو شاهنشاه ایران‌ساز سدای علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی را در نخستین سالروز درگذشت اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در روز ۵ امرداد ماه ۱۳۶۰ می شنویم ]]'''  - روز پنجم مرداد ۱۳۵۹ هجری شمسی پادشاه محبوب ما در قاهره درگذشتند. برای من به عنوان یک ایرانی، او بیش از همه چیز شاهم بود و امروز می‌خواستم که سخنانم را به او خطاب کنم:


ویژه ساختن این جایزه از سوی شاهنشاه ایران نمودار اندیشه‌های تابناک و گرایش درونی شاهنشاه به والایی ارزش انسان و از میان برداشتن بیسوادی در جهان است.  هیات داوران این جایزه از سوی مدیر کل یونسکو و از میان کسان نامی در جهان تعیین می‌شوند. از نخستین سال برپایی این هیات و اجرای این برنامه، والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی از ایران، به مناسبت شخصیت ممتاز جهانی و کوشش‌هایی که در سطح ملی و بین‌المللی در زمینه حقوق بشر و پیکار با بیسوادی انجام دادند به ریاست عالیه هیات داوران برگزیده شدند و تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی این سمت را داشتند. هیات داوران بر پایه مقررات ویژه‌ای که نوشته شد در امرداد هر سال نشستی برگزار می‌کردند و برندگان این جایزه را بر می‌گزیدند.
اعلیحضرتا!


روز ۱۷ شهریور ماه برابر با ۸ سپتامبر هر سال که همزمان با برگزاری کنگره جهانی مبارزه با بیسوادی در تهران بود و بر پایه تصمیم کنفرانس عمومی یونسکو به « روز جهانی پیکار با بیسوادی » شناخته شد انجام می‌پذیرد. نامزدهای دریافت این جایزه باید یا در کار سوادآموزی کارهای ارزنده و کارساز انجام داده باشند و یا در اجرای برنامه‌های ملی و محلی پیروزی بدست آورده باشند. افزون بر آن، کسانی که ابزار کار آموزشی و یا ابزار ویژه برای پیکار با بیسوادی فراهم ساخنه و یا در کارهای پژوهشی مانند زبان‌شناسی، بهبود روش‌ها، ارزشیابی و غیره خدمتی انجام داده باشند که در رشد و پیشرفت کشور در سطح ملی و یا محلی بتواند کارساز باشد، می‌توانند نامزد دریافت جایزه محمدرضا پهلوی باشند.
امروز درست یک سال از آن نیمروز گرم تابستان که من برای آخرین بار پیشانی سرد شما را بوسیدم می‌گذرد، در آن روز غم‌انگیز شما برای همیشه ما را ترک گفتید و به دیاری جاودان رفتید که در آن دیگر از غم‌ها و رنج‌ها، از دردهای جانکاه جسمی و از دردهای جانکاه‌تر روحی  نشانی نیست. پس از یک عمر تلاش، پس از سال‌ها کوشش شبانه‌روزی در ایفای مسئولیتی بسیار خطیر که خداوند و ملت شما به عهده شما گذاشته بودند و پس از گذراندن روزهای اندوه‌بار غربت،  شما سرانجام از آرامشی که داروی همه دردهای جانگداز است برخوردار شدید. به صورت یک مسلمان پاکدل در خانه خدا که هر روز در آن بانگ اذان بر می‌خیزد به خواب جاودان رفتید و درست در همان مکانی به ابدیت سپرده شدید که سال‌ها آرامگاه پدر بزرگوارتان بود. شاهنشاه بزرگی که مانند شما به گناه میهن‌پرستی و آشتی‌ناپذیری خود در راه دفاع از مصالح ملی، دور از زاد وبوم خویش جان سپرد ولی آتش عشق به وطن را که در دل داشت به فرزندش سپرد و او نیز روزی در این آتش بسوخت. اعلیحضرتا!


نام برندگان جایزه هر سال در روز ۱۷ شهریور به آگاهی می‌رسید. « جایزه محمدرضا پهلوی » سبب شد که همه ملت‌ها از دیدگاه‌ها و نوآوری‌های دولت‌های دیگر در زمینه مبارزه با بیسوادی آگاه شوند و داد و ستد و جابجایی اطلاعات و تجربه‌ها در سنجه گسترده جهانی انجام یابد.
شما در حالی ما را ترک گفتید که قلبتان از تحمل بی‌انصافی‌ها و ناجوانمردی‌های فراوان خونین بود با این همه با آرامشی  آسمانی دیده از جهان فرو بستید زیرا می‌دانستید که در پیشگاه پرودگاری که مافوق همه دشمنی‌ها و کینه‌توزی‌هاست با روسفیدی حضور خواهید یافت و می‌دانستید  که در دادگاه تاریخ نیز سرافراز خواهید بود. شما تمام وجود خود را وقف سعادت ملتی کرده بودید که با برخورداری از سرمایه تاریخ و فرهنگی بسیار غنی و با داشتن ثروت انسانی سرشاری از مردم باهوش و پرکار و ثروت خداداده فراوانی از منابع طبیعی و زیرزمینی شایستگی و امکان همه گونه ترقی را داشته است و دارد. شما با اتکا به این پشتوانه بزرگ مادی و معنوی کشور خودتان را جلوه‌گاه غرورانگیزی از امید و اعتماد کرده بودید که در آن هر چه بود سازندگی و آینده نگری بود و از این راه سرمشقی از تلاش و موفقیت برای بسیار از ملت‌های استثمار شده و محروم به شمار می‌رفت.  شما با دوراندیشی و جهان بینی خود کشورتان را در صحنه جهانی از حیثت و احترامی بی‌سابقه برخوردار ساخته و با تماس‌های شخصی خویش در شرق و غرب و شمال و جنوب نقش ایران را در زمینه بین المللی به صورتی که شایسته تاریخ و فرهنگ و افتخارات این کشور کهن بود بالا برده بودید البته برای شما از همان آغاز روشن بود که با این تلاش‌ها و پیروزی‌ها به خیلی از منافع!!  لطمه می‌زنید و خیلی از خشم‌ها و دشمنی‌ها را نسبت به خود برمی انگیزید و طبعا در این راه به استقبال خطرات فراوانی نیز  می‌روید که بارها درباره آنها به شما هشدار داده بودند. ولی راه شما  در برابر تاریخ و ملتتان راهی برگشت ناپذیر بود زیرا با ایمان به حقانیت هدف خود، قدم در این راه گذاشته بودید و با آگاهی عمیق خویش به تاریخ ایران و جهان خوب می‌دانستید که پیش از شما نیز بسیاری از مردان بزرگ در راه هدف‌های بزرگ  از پای درافتاده‌اند ولی در عین حال بر این واقعیت تاریخ، بخصوص تاریخ کشور خودتان آگاه بودید که این فداکاریها هر واصل نمی‌ماند بله هر بار انگیزه‌ای برای تلاش‌های تازه و پیروزی‌های تازه  می‌شود با اتکا به این واقعیت است که همه آنهایی که دلشان به خاطر ایران و در عشق  ایران می‌تپد کابوس وحشتناک کنونی را تحمل می‌کنند لازم نیست من این کابوس را برای شما توضیح دهم و بگویم که در سرزمین زخم‌خورده و ستم‌کشیده ایران اکنون چه می‌گذرد زیرا می دانم که شما در عالم تجرد و وارستگی ابدی خویش همه این ماجرای دردناک را در برابر نظر دارید، می‌بینید که چگونه کشور آباد و مترقی شما امروز سرزمین مرگ و ویرانی شده است، می‌بیندید که چگونه در سراسر این مملکت سیل خون جاری است و چگونه هر روز گروهی تازه‌ای از فرزندان آن به خاک می‌افتند و هر روز خانواده‌های تازه‌ای در مرگ عزیزان خود عزادار می‌شوند، می‌بیندید که چگونه کشوری که سرزمین امنیت و رفاه و سازندگی بود امروز قلمرو هرج و مرج برادرکشی و وحشت و فلاکت شده است، می‌بیندید که جامعه‌ای که شما برای رسانیدن آن به صفوف مقدم جهان هزاره سوم تلاش می‌کردید اکنون قرن‌ها به عقب بازگشته است می‌بیندید که دانشگاه‌هایی که ساختید بسته شده‌اند و کارخانه‌هایی که به گردش انداختید از کار ایستاده‌اند و جامعه زنان که به دست شما حقوق انسانی خود را بازیافته بودند به تاریکی عصرجاهلیت برگشته‌اند می‌بیندید که آن ارتش نیرومندی که به دست شما بوجود آمده بود متلاشی شده و آن حیثیت و احترام جهانی که برای تحصیل آن کوشیده بودید جای خود را به سرشکستگی و حقارت داده است یقین دارم هیچ یک از این واقعیت‌های دردناک بر شما پوشیده نیست زیرا هیچ پدری نمی‌تواند رنج‌های فرزندان خود را نادیده بگیرد و شما اکنون نیز مانند دوران زندگی خود عمیقا شریک غم‌ها و شادی‌های همه مردم ایران هستید که آنها را فرزندان خویش می‌دانستید شادی‌هایی که در ایران کنونی هر روز کمتر و غم‌هایی که هر روز بیشتر می‌شود....'''[[سخنان علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی در نخستین سالروز درگذشت اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران ۵ امرداد ماه ۱۳۶۰|به سخنان علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی گوش فرادهید و آن را میان ایرانیان پخش کنید]]'''


<center>
The Mohammed Reza Pahlavi Prize for Literacy, 1967-1978
created by the Government of Iran
named after the Royal Host of the World Conference of Ministers of Education on the Eradication of Illiteracy, Tehran, Iran, 1965
'''[[جایزه محمدرضا پهلوی جایزه جهانی پیکار با بیسوادی ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۸|جایزه محمدرضا پهلوی جایزه جهانی پیکار با بیسوادی ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۸ و نوشتارهای وابسته به آن را بخوانید و میان ایرانیان پخش کنید]]'''
</center>
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۱:۰۰


در آستانه درگذشت دو شاهنشاه ایران‌ساز سدای علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی را در نخستین سالروز درگذشت اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در روز ۵ امرداد ماه ۱۳۶۰ می شنویم - روز پنجم مرداد ۱۳۵۹ هجری شمسی پادشاه محبوب ما در قاهره درگذشتند. برای من به عنوان یک ایرانی، او بیش از همه چیز شاهم بود و امروز می‌خواستم که سخنانم را به او خطاب کنم:

اعلیحضرتا!

امروز درست یک سال از آن نیمروز گرم تابستان که من برای آخرین بار پیشانی سرد شما را بوسیدم می‌گذرد، در آن روز غم‌انگیز شما برای همیشه ما را ترک گفتید و به دیاری جاودان رفتید که در آن دیگر از غم‌ها و رنج‌ها، از دردهای جانکاه جسمی و از دردهای جانکاه‌تر روحی نشانی نیست. پس از یک عمر تلاش، پس از سال‌ها کوشش شبانه‌روزی در ایفای مسئولیتی بسیار خطیر که خداوند و ملت شما به عهده شما گذاشته بودند و پس از گذراندن روزهای اندوه‌بار غربت، شما سرانجام از آرامشی که داروی همه دردهای جانگداز است برخوردار شدید. به صورت یک مسلمان پاکدل در خانه خدا که هر روز در آن بانگ اذان بر می‌خیزد به خواب جاودان رفتید و درست در همان مکانی به ابدیت سپرده شدید که سال‌ها آرامگاه پدر بزرگوارتان بود. شاهنشاه بزرگی که مانند شما به گناه میهن‌پرستی و آشتی‌ناپذیری خود در راه دفاع از مصالح ملی، دور از زاد وبوم خویش جان سپرد ولی آتش عشق به وطن را که در دل داشت به فرزندش سپرد و او نیز روزی در این آتش بسوخت. اعلیحضرتا!

شما در حالی ما را ترک گفتید که قلبتان از تحمل بی‌انصافی‌ها و ناجوانمردی‌های فراوان خونین بود با این همه با آرامشی آسمانی دیده از جهان فرو بستید زیرا می‌دانستید که در پیشگاه پرودگاری که مافوق همه دشمنی‌ها و کینه‌توزی‌هاست با روسفیدی حضور خواهید یافت و می‌دانستید که در دادگاه تاریخ نیز سرافراز خواهید بود. شما تمام وجود خود را وقف سعادت ملتی کرده بودید که با برخورداری از سرمایه تاریخ و فرهنگی بسیار غنی و با داشتن ثروت انسانی سرشاری از مردم باهوش و پرکار و ثروت خداداده فراوانی از منابع طبیعی و زیرزمینی شایستگی و امکان همه گونه ترقی را داشته است و دارد. شما با اتکا به این پشتوانه بزرگ مادی و معنوی کشور خودتان را جلوه‌گاه غرورانگیزی از امید و اعتماد کرده بودید که در آن هر چه بود سازندگی و آینده نگری بود و از این راه سرمشقی از تلاش و موفقیت برای بسیار از ملت‌های استثمار شده و محروم به شمار می‌رفت. شما با دوراندیشی و جهان بینی خود کشورتان را در صحنه جهانی از حیثت و احترامی بی‌سابقه برخوردار ساخته و با تماس‌های شخصی خویش در شرق و غرب و شمال و جنوب نقش ایران را در زمینه بین المللی به صورتی که شایسته تاریخ و فرهنگ و افتخارات این کشور کهن بود بالا برده بودید البته برای شما از همان آغاز روشن بود که با این تلاش‌ها و پیروزی‌ها به خیلی از منافع!! لطمه می‌زنید و خیلی از خشم‌ها و دشمنی‌ها را نسبت به خود برمی انگیزید و طبعا در این راه به استقبال خطرات فراوانی نیز می‌روید که بارها درباره آنها به شما هشدار داده بودند. ولی راه شما در برابر تاریخ و ملتتان راهی برگشت ناپذیر بود زیرا با ایمان به حقانیت هدف خود، قدم در این راه گذاشته بودید و با آگاهی عمیق خویش به تاریخ ایران و جهان خوب می‌دانستید که پیش از شما نیز بسیاری از مردان بزرگ در راه هدف‌های بزرگ از پای درافتاده‌اند ولی در عین حال بر این واقعیت تاریخ، بخصوص تاریخ کشور خودتان آگاه بودید که این فداکاریها هر واصل نمی‌ماند بله هر بار انگیزه‌ای برای تلاش‌های تازه و پیروزی‌های تازه می‌شود با اتکا به این واقعیت است که همه آنهایی که دلشان به خاطر ایران و در عشق ایران می‌تپد کابوس وحشتناک کنونی را تحمل می‌کنند لازم نیست من این کابوس را برای شما توضیح دهم و بگویم که در سرزمین زخم‌خورده و ستم‌کشیده ایران اکنون چه می‌گذرد زیرا می دانم که شما در عالم تجرد و وارستگی ابدی خویش همه این ماجرای دردناک را در برابر نظر دارید، می‌بینید که چگونه کشور آباد و مترقی شما امروز سرزمین مرگ و ویرانی شده است، می‌بیندید که چگونه در سراسر این مملکت سیل خون جاری است و چگونه هر روز گروهی تازه‌ای از فرزندان آن به خاک می‌افتند و هر روز خانواده‌های تازه‌ای در مرگ عزیزان خود عزادار می‌شوند، می‌بیندید که چگونه کشوری که سرزمین امنیت و رفاه و سازندگی بود امروز قلمرو هرج و مرج برادرکشی و وحشت و فلاکت شده است، می‌بیندید که جامعه‌ای که شما برای رسانیدن آن به صفوف مقدم جهان هزاره سوم تلاش می‌کردید اکنون قرن‌ها به عقب بازگشته است می‌بیندید که دانشگاه‌هایی که ساختید بسته شده‌اند و کارخانه‌هایی که به گردش انداختید از کار ایستاده‌اند و جامعه زنان که به دست شما حقوق انسانی خود را بازیافته بودند به تاریکی عصرجاهلیت برگشته‌اند می‌بیندید که آن ارتش نیرومندی که به دست شما بوجود آمده بود متلاشی شده و آن حیثیت و احترام جهانی که برای تحصیل آن کوشیده بودید جای خود را به سرشکستگی و حقارت داده است یقین دارم هیچ یک از این واقعیت‌های دردناک بر شما پوشیده نیست زیرا هیچ پدری نمی‌تواند رنج‌های فرزندان خود را نادیده بگیرد و شما اکنون نیز مانند دوران زندگی خود عمیقا شریک غم‌ها و شادی‌های همه مردم ایران هستید که آنها را فرزندان خویش می‌دانستید شادی‌هایی که در ایران کنونی هر روز کمتر و غم‌هایی که هر روز بیشتر می‌شود....به سخنان علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی گوش فرادهید و آن را میان ایرانیان پخش کنید