الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
*
*


[[پرونده:ShahanshahAryamehrSpeech24 Esfand1346RoozKargar.ogv|thumb|left|220px|سخنان شاهنشاه آریامهر در روز کارگر، شاهنشاه در میان نمایندگان کارگران]]
[[پرونده:HasanAliMansourPM1c.jpg|thumb|left|260px|حسنعلی منصور نخست‌وزیر ایران]]
'''[[سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در روز کارگر و باریابی نمایندگان کارگران به پیشگاه شاهنشاه ۲۴ اسفند ۱۳۴۶|سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر را در روز کارگر سال ۱۳۴۶ می شنویم]]'''  - تشکل کارگران ایران در سندیکاهای کارگری باعث خوشوقتی است. اگر به گذشته برگردیم و وضعیت صنعت و کارگری را در مملکت ایران قبل از سلسله خاندان ما در نظر بگیرید، گمان می‌کنم که در تمام ایران شاید یک کارخانه چراغ برق در شهر تهران بود و یک کارخانه قند کهریزک. اگر جنگ دوم پیش نمی‌آمد الان وضع صنعتی ایران از اینی که هست جلوتر بود.  
'''[[ترور حسنعلی منصور نخست‌وزیر ایران]]'''  - در بامداد ۱ بهمن ماه ۱۳۴۳  به سوی حسنعلی منصور نخست‌وزیر ایران جلوی در بزرگ مجلس شورای ملی بهارستان سه گلوله شلیک شد. نخستین گلوله به گلوی نخست‌وزیر خورد و وی بی‌درنگ به زمین افتاد، گلوله دوم به شکم و مثانه منصور شلیک شد. گلوله‌ نخست از سوی محمد بخارایی و گلوله دوم از سوی آخوند سیدعلی اندرزگو هر دو تروریست اسلامی و از هموندان گروه موتلفه اسلامی به نخست‌وزیر شلیک شد. ترور منصور می باید سرآغاز  واقعی انقلاب اسلامی در ایران به شمار آید.  


بنای صنعت و ایجاد طبقه کارگر از سنوات  ۱۳۰۴ شروع شد و داشت پیش می‌رفت، تا اینکه جنگ بین‌الملل دوم و آثار بعد از جنگ، نه فقط نهضت صنعتی شدن مملکت را متوقف کرد، بلکه در محیط کارگری ایران جریاناتی پیش آمد که تا مدت‌ها وقت لازم بود که آثار آن تخم‌های نفاق و بی‌علاقگی  نسبت به وطن که پاشیده شده بود از بین برود. ولی امروزه ببینید بخصوص پس از انقلاب ششم بهمن ۱۳۴۱ چه قدم‌هایی در تامین حقوق حقه و انسانی کارگر ایرانی برداشته شده است. صحبت از بیمه‌های اجتماعی و سایر مزایای کارگری تا اینکه در یک مملکتی مثل ایران که قبل از سال ۱۳۴۱ اسیر امتیازات طبقاتی بود، امروز طبقه کارگر ایران در مجلس ایران ۱۴ نفر نماینده دارد. ولی فقط وضعیت این نیست که شما ۱۴ نفر نماینده در مجلس دارید، مهم این است که هر کاری که می‌شود، هر تصمیمی که گرفته می‌شود، و قوه محرکه پشت دولت، و قوه محرکه افکار و تصمیمات دولت، بر اساس تامین منافع اکثریت این مملکت است که جزو آن، طبقه شما در بالاترین سطوح آن قرارگرفته است.
نزدیک ساعت ۱۰ و پانزده دقیقه مرد جوانی که پیراهن تریکو به تن داشت جلوی مجلس شورای ملی ایستاده بود. وی پاکتی به دست داشت که وانمود می‌کرد که نامه‌ای برای دادن به نخست‌وزیر در آن دارد. جلوی مجلس شورای ملی تنها یک استوار و یک سرباز نگهبان دیده می‌شدند. نزدیک ساعت ده و نیم بامداد خودروی شماره یک نخست‌وزیر در برابر مجلس شورای ملی ایستاد، حسنعلی منصور نخست‌وزیر در خودرو را بازکرد و یک پایش را بیرون گذاشت، در این هنگام محمد بخارایی با پاکت در دستش به سوی حسنعلی منصور رفت، استوار نیز به گمان اینکه بخارایی می‌خواهد نامه‌ای به دست نخست‌وزیر بدهد، جلوی بخارایی را نگرفت. به هنگام پیاده شدن نخست وزیر از خودرو، بخارایی دست در جیب خود فرو برد و با تپانچه‌ای به  نخست وزیر شلیک کرد و بی‌درنگ پا به فرار گذاشت. استواری که در برابر مجلس ایستاده بود با شنیدن سدای گلوله به دنبال محمد بخارایی دوید و کمی دورتر وی را که به سوی سرچشمه می‌رفت دستگیر کرد.  


پس طبیعی است که نفشه دولت هر آنی، هر روزی، حفظ منافع طبقات اکثریت، منجمله طبقه زحمتکش و شریف کارگر ایران است، چه در ایجاد مشاغل جدید و چه در تامین حقوق حقه شما، چه از لحاظ دستمزد، چه از لحاظ بیمه‌های اجتماعی و دستوراتی که هر روز صادر می‌شود، در اینکه توجه بکنند و ببینند این قانون استفاده تا ۲۰ درصد از منافع کارخانه‌ها درست انجام می‌شود و رسیدگی به آن و تدقیق و دنبال کردن موضوع. در قسمت بیمه‌ها همینطور، هر روز هر کاری که در بهبود وضعیت بتوانند انجام بدهند انجام می‌دهند. علاوه بر آن نقشه کلی خانه سازی است که ما اصولا برای ملت ایران داریم ولی آسانتر خواهد بود برای طبقه کارگر، برای اینکه مشخصه و معینه تقریبا جمع است برای اینکه در اطراف کارخانجات ،خیلی ساده تر می‌شود خانه‌های کارگری  ساخت یا سازمانی یا غیر سازمانی، به هر صورت طرحش در دست مطالعه است و انشاالله بزودی در دست اجرا خواهد بود. همان طوری که ذکر کردیم بیمه‌های گوناگون باید تمام زندگی افراد ملت ایران را تامین بکند، منجمله شما، از روزی که کسی در این سرزمین به دنیا می‌آید تا روزی که چشم بر هم می‌نهد باید زندگی او در تمام مراحل تامین باشد، چه زندگی کودکی او، چه موقع جوانی و تحصیل در رشته‌های مختلف بخصوص در رشته‌های فنی، چه موقع کار و چه موقع کهولت و بازنشستگی.  
نخست وزیر حسنعلی منصور که از گردنش خون می‌ریخت، خود را از خودرو بیرون کشید و چند گام جلو رفت، در این هنگام نگهبانان نخست‌وزیر، وی را سوار خودروی مرسدس بنز اسکورت کردند، منصور در سندلی پشت قرارگرفت و در این هنگام سیدعلی اندرزگو تروریست اسلامی، آموزش دیده و تک تیرانداز به سوی خودروی اسکورت تیراندازی کرد، گلوله از شیشه جلوی سمت راست گذشت و به شکم نخست وزیر خورد. خودروی اسکورت آژیرکشان از میدان بهارستان راهی بیمارستان پارس شد. جلوی بیمارستان سه تن از اسکورت نخست‌وزیر زیر بازوی وی را گرفتند و وارد بیمارستان شدند.  


با برنامه‌های عمرانی و توسعه و ترقی و بخصوص صنعتی شدن مملکت دیری نخواهد پایید که طبقه کارگر شاید طبقه اکثریت مملکت را تشکیل بدهد، برای اینکه ما کارگران کشاورزی را نیز در واقع جزو همین طبقه حساب خواهیم کرد، و از حالا این طبقه شما باید مهیا باشد که خود را برای آن روز تجهیز بکند. تجهیز از چندین لحاظ: یکی از لحاظ تشکیلات، چه در سندیکاهای خودتان، چه احزابی که بدان متعلق هستید یا تعلق خواهید گرفت، و چه از لحاظ فنی و عملی و جامعه شناسی و مملکت شناسی. چون برای من یک لحظه آینده را پیش بینی کردن غیر از بر اساس وطن پرستی که امکان ندارد. اصلا تصورش را نمی‌توانم بکنم  که یک فرد ایرانی فرد وطن‌پرستی نباشد. به همین جهت کارگر ایرانی غیر از یک عنصر مدافع وطن نمی‌تواند چیزی باشد، و آن بخصوص موقعی خواهد بود که شما از مملکت خودتان اطلاع کافی داشته باشید، از لحاظ جغرافیایی، از لحاظ اجتماعی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ صنعتی، و بالاخره از لحاظ سیاسی،  نه فقط سیاست داخلی بلکه سیاست دنیایی. پس چون در آینده نزدیکی طبقه شما خیلی وسعت پیدا خواهد کرد باید خود را آماده شناختن تمام این موارد بنمایید.
محمد بخارایی یکی از شلیک کنندگان گلوله به حسنعلی منصور نخست وزیر، بی درنگ نزدیک کتابخانه مجلس دستگیر شد و زیر بازپرسی قرارگرفت. دادستان تهران و بازپرس و رییس اداره پزشکی قانونی به جای تیراندازی در برابر مجلس آمدند و از آثار برجای مانده نمونه برداری و فرتورنگاری کردند. بازجویی از محمد بخارایی از سوی آقای حکمت بازپرس دادسرای تهران و زیر سرپرستی آقای فیلسوفی دادستان تهران در اتاق تیمسار صمدیانپور رییس اداره اطلاعات شهربانی انجام گردید. بازجویی‌ها نشان داد که محمد بخارایی دو همدست به نام‌های رضا صفاری هرندی ۲۳ ساله شاگرد مغازه گالش فروشی و مرتضی نیک نژاد ۲۲ ساله شاگرد بزازی دارد که آنها نیز بی‌درنگ دستگیر و بازپرسی شدند. این دو تن اعتراف کردند که در ترور نخست‌وزیر دست داشته‌اند و در هنگام تیراندازی در میدان بهارستان پاس می‌دادند.  


اولا از لحاظ فنی  روز به روز بکوشید که کارگرهای هر چه ماهرتر باشید. هر چقدر شما ماهرتر باشید صنایع ایران رونق بیشتری خواهد داشت و درآمد شما به همان تناسب البته اضافه خواهد شد. هر چقدر فنی‌تر بشوید موضوع اینکه ایران نه  فقط وارد کننده ماشین‌آلات سایر ممالک صنعتی باشد، بلکه ما باید آینده را به این طریق تصور بکنیم که خود ما مبتکر و حقیقتا نقشه‌کش صنایع خودمان چه صنایع موجود و چه صنایع آینده کم کم بشویم. از اجتماع ایران باید کاملا مطلع باشید، از اوضاع اجتماعی و سیاسی و اقتصادی دنیا نیز با خبر . اینها را باید روزنامه‌هایی که برای طبقه کارگر چاپ می‌شود یا در روزنامه‌های دیگر یا در خانه‌های کارگر یا در سندیکاها یا در احزابی که به آن متعلق هستید این نوع اطلاعات باید در اختیار شما گذاشته شود. با داشتن این اطلاعات و یک زندگی مادی روز به روز بهتر طبقه کارگر ایران همان طبقه فداکار و وطن پرستی خواهد بود که آینده ایران و منافع ایران و منافع ملت ایران و ایرانی را انشاالله در تاریخ هر چه بهتر و هر چه بیشتر با افتخار هر چه بالاتری نگه خواهد داشت و به نسل‌های آینده به خواست خداوند خواهد سپرد. ...'''[[سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در روز کارگر و باریابی نمایندگان کارگران به پیشگاه شاهنشاه ۲۴ اسفند ۱۳۴۶|گفتار همایونی را گوش کنید و میان ایرانیان پخش کنید]]'''
تروریست‌های اسلامی هموندان گروه واپسگرای مؤتلفه اسلامی در دادگاه نظامی محاکمه شدند. نام این آدمکشان قطعنامه‌ای برای کشتن منصور نوشته بودند: ۱- محمد بخارایی (قاتل) ۲- رضا صفاری هرندی ۳- مرتضی نیک نژاد ۴- محمد صادق امانی همدانی  ۵- حبیب الله  عسگراولادی  ۶- محمد مهدی ابراهیم عراقی (محمد مهدی ابراهیم عراقی از هموندان موتلفه اسلامی که در کشتن حسنعلی منصور دست داشت و به زندان ابد محکوم شد. در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی که زندان‌ها را دشمنان ایران رخنه کرده در قوه مجریه بازکردند، عراقی راهی فرانسه شد و با پرواز ایرفرانس به تهران آمد. ۷- ابوالفضل حیدری  ۸- محمدتقی کلافچی  ۹- حمید ایپکچی  ۱۰- محمدباقر محی‌الدین انواری ۱۱- احمد شاه‌بوداغلو (شهاب)  ۱۲ - عباس مدرسی‌فر ۱۳- هاشم امانی همدانی
 
بیشتر کسانی که در دادگاه منصور به زندان ابد محکوم شدند در هرج و مرج روزهای آشفته در کشور ایران در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی از سوی خانئانی که در قوه مجریه رخنه کرده بودند از زندان بیرون آمدند و در حکومت اسلامی که یک شبه برپا شد، همه مقام‌های مهم و کلیدی کشور ایران  را به دست گرفتند. تنها سید علی اندرزگو که گلوله مرگ آور را به حسنعلی منصور شلیک کرد در شهریور ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی در درگیری مسلحانه با پلیس نابود شد ولی دیگر هموندان موتلفه و دیگر گروه‌های اسلامی زنده ماندند و تک تک آنها را پست و مقام های کشوری و لشکری را به دست گرفتند. کسانی مانند: یحیی آل‌اسحاق، محمدصادق اسلامی، محمدصادق امانی، اسدالله بادامچیان، مهدی بهادران، سید علی‌اکبر پرورش، محمدنبی حبیبی، حمیدرضا خصوصی ثانی، محسن رفیقدوست، عزت شاهی، جعفر شحونی، احمد شهاب، مهدی عراقی، حبیب‌الله عسکراولادی، حسن غفوری فرد، جلال‌الدین فارسی، محمد کچویی، مهدوی کنی، اسدالله لاجوردی، مرتضی مطهری، سیدمصطفی میرسلیم، امیررضا واعظی ‌آشتیانی و بسیاری دیگر کشور ایران را اشغال کردند. آشکار است که پیش نیاز داشتن پست و مقام در حکومت اسلامی شریک بودن در ترور و قتل است.
 
این پرسش بر جای می‌ماند که چرا با وجود همه این رویدادها و آدم کشی‌ها، نشانی  در یادواره ملت ایران باقی نماند؟ پرسش این است که  چگونه کسی می‌تواند از آدمکشانی که در زندان بودند چشم آن داشته باشد حکومتی نوین برپا سازند که راستی و درستی و رفاه و عدالت و امنیت به ارمغان بیاورند؟!!!. ...'''[[ترور حسنعلی منصور نخست‌وزیر ایران|این نوشتار و نوشتارهای وابسته را بخوانید و میان ایرانیان پخش کنید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۷ مهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۰۸:۰۵


حسنعلی منصور نخست‌وزیر ایران

ترور حسنعلی منصور نخست‌وزیر ایران - در بامداد ۱ بهمن ماه ۱۳۴۳ به سوی حسنعلی منصور نخست‌وزیر ایران جلوی در بزرگ مجلس شورای ملی بهارستان سه گلوله شلیک شد. نخستین گلوله به گلوی نخست‌وزیر خورد و وی بی‌درنگ به زمین افتاد، گلوله دوم به شکم و مثانه منصور شلیک شد. گلوله‌ نخست از سوی محمد بخارایی و گلوله دوم از سوی آخوند سیدعلی اندرزگو هر دو تروریست اسلامی و از هموندان گروه موتلفه اسلامی به نخست‌وزیر شلیک شد. ترور منصور می باید سرآغاز واقعی انقلاب اسلامی در ایران به شمار آید.

نزدیک ساعت ۱۰ و پانزده دقیقه مرد جوانی که پیراهن تریکو به تن داشت جلوی مجلس شورای ملی ایستاده بود. وی پاکتی به دست داشت که وانمود می‌کرد که نامه‌ای برای دادن به نخست‌وزیر در آن دارد. جلوی مجلس شورای ملی تنها یک استوار و یک سرباز نگهبان دیده می‌شدند. نزدیک ساعت ده و نیم بامداد خودروی شماره یک نخست‌وزیر در برابر مجلس شورای ملی ایستاد، حسنعلی منصور نخست‌وزیر در خودرو را بازکرد و یک پایش را بیرون گذاشت، در این هنگام محمد بخارایی با پاکت در دستش به سوی حسنعلی منصور رفت، استوار نیز به گمان اینکه بخارایی می‌خواهد نامه‌ای به دست نخست‌وزیر بدهد، جلوی بخارایی را نگرفت. به هنگام پیاده شدن نخست وزیر از خودرو، بخارایی دست در جیب خود فرو برد و با تپانچه‌ای به نخست وزیر شلیک کرد و بی‌درنگ پا به فرار گذاشت. استواری که در برابر مجلس ایستاده بود با شنیدن سدای گلوله به دنبال محمد بخارایی دوید و کمی دورتر وی را که به سوی سرچشمه می‌رفت دستگیر کرد.

نخست وزیر حسنعلی منصور که از گردنش خون می‌ریخت، خود را از خودرو بیرون کشید و چند گام جلو رفت، در این هنگام نگهبانان نخست‌وزیر، وی را سوار خودروی مرسدس بنز اسکورت کردند، منصور در سندلی پشت قرارگرفت و در این هنگام سیدعلی اندرزگو تروریست اسلامی، آموزش دیده و تک تیرانداز به سوی خودروی اسکورت تیراندازی کرد، گلوله از شیشه جلوی سمت راست گذشت و به شکم نخست وزیر خورد. خودروی اسکورت آژیرکشان از میدان بهارستان راهی بیمارستان پارس شد. جلوی بیمارستان سه تن از اسکورت نخست‌وزیر زیر بازوی وی را گرفتند و وارد بیمارستان شدند.

محمد بخارایی یکی از شلیک کنندگان گلوله به حسنعلی منصور نخست وزیر، بی درنگ نزدیک کتابخانه مجلس دستگیر شد و زیر بازپرسی قرارگرفت. دادستان تهران و بازپرس و رییس اداره پزشکی قانونی به جای تیراندازی در برابر مجلس آمدند و از آثار برجای مانده نمونه برداری و فرتورنگاری کردند. بازجویی از محمد بخارایی از سوی آقای حکمت بازپرس دادسرای تهران و زیر سرپرستی آقای فیلسوفی دادستان تهران در اتاق تیمسار صمدیانپور رییس اداره اطلاعات شهربانی انجام گردید. بازجویی‌ها نشان داد که محمد بخارایی دو همدست به نام‌های رضا صفاری هرندی ۲۳ ساله شاگرد مغازه گالش فروشی و مرتضی نیک نژاد ۲۲ ساله شاگرد بزازی دارد که آنها نیز بی‌درنگ دستگیر و بازپرسی شدند. این دو تن اعتراف کردند که در ترور نخست‌وزیر دست داشته‌اند و در هنگام تیراندازی در میدان بهارستان پاس می‌دادند.

تروریست‌های اسلامی هموندان گروه واپسگرای مؤتلفه اسلامی در دادگاه نظامی محاکمه شدند. نام این آدمکشان قطعنامه‌ای برای کشتن منصور نوشته بودند: ۱- محمد بخارایی (قاتل) ۲- رضا صفاری هرندی ۳- مرتضی نیک نژاد ۴- محمد صادق امانی همدانی ۵- حبیب الله عسگراولادی ۶- محمد مهدی ابراهیم عراقی (محمد مهدی ابراهیم عراقی از هموندان موتلفه اسلامی که در کشتن حسنعلی منصور دست داشت و به زندان ابد محکوم شد. در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی که زندان‌ها را دشمنان ایران رخنه کرده در قوه مجریه بازکردند، عراقی راهی فرانسه شد و با پرواز ایرفرانس به تهران آمد. ۷- ابوالفضل حیدری ۸- محمدتقی کلافچی ۹- حمید ایپکچی ۱۰- محمدباقر محی‌الدین انواری ۱۱- احمد شاه‌بوداغلو (شهاب) ۱۲ - عباس مدرسی‌فر ۱۳- هاشم امانی همدانی

بیشتر کسانی که در دادگاه منصور به زندان ابد محکوم شدند در هرج و مرج روزهای آشفته در کشور ایران در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی از سوی خانئانی که در قوه مجریه رخنه کرده بودند از زندان بیرون آمدند و در حکومت اسلامی که یک شبه برپا شد، همه مقام‌های مهم و کلیدی کشور ایران را به دست گرفتند. تنها سید علی اندرزگو که گلوله مرگ آور را به حسنعلی منصور شلیک کرد در شهریور ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی در درگیری مسلحانه با پلیس نابود شد ولی دیگر هموندان موتلفه و دیگر گروه‌های اسلامی زنده ماندند و تک تک آنها را پست و مقام های کشوری و لشکری را به دست گرفتند. کسانی مانند: یحیی آل‌اسحاق، محمدصادق اسلامی، محمدصادق امانی، اسدالله بادامچیان، مهدی بهادران، سید علی‌اکبر پرورش، محمدنبی حبیبی، حمیدرضا خصوصی ثانی، محسن رفیقدوست، عزت شاهی، جعفر شحونی، احمد شهاب، مهدی عراقی، حبیب‌الله عسکراولادی، حسن غفوری فرد، جلال‌الدین فارسی، محمد کچویی، مهدوی کنی، اسدالله لاجوردی، مرتضی مطهری، سیدمصطفی میرسلیم، امیررضا واعظی ‌آشتیانی و بسیاری دیگر کشور ایران را اشغال کردند. آشکار است که پیش نیاز داشتن پست و مقام در حکومت اسلامی شریک بودن در ترور و قتل است.

این پرسش بر جای می‌ماند که چرا با وجود همه این رویدادها و آدم کشی‌ها، نشانی در یادواره ملت ایران باقی نماند؟ پرسش این است که چگونه کسی می‌تواند از آدمکشانی که در زندان بودند چشم آن داشته باشد حکومتی نوین برپا سازند که راستی و درستی و رفاه و عدالت و امنیت به ارمغان بیاورند؟!!!. ...این نوشتار و نوشتارهای وابسته را بخوانید و میان ایرانیان پخش کنید