الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:RezaShahBozorg 14.jpg|thumb|left|260px|رضا شاه بزرگ سنگ یادبود دانشگاه تهران را در زمین دانشگاه می‌نهند ۱۵ بهمن ۱۳۱۳]]
[[پرونده:ShahanShahSpeech8Esfand1341WomenRights.ogv|thumb|left|250px|سخنان شاهنشاه در گردهم‌آبی بیش از پانزده هزار از بانوان ایرانی در برابر کاخ مرمر ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱ ]]
'''[[بیانات اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در گردهم‌آیی بانوان در برابر کاخ مرمر به مناسبت فرمان دادن حق رای به بانوان ایرانی ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱ |سدای اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر را در روز تاریخی ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱ می‌شنویم و این سخنان را میان میهن‌پرستان پخش می‌کنیم]]''' - در روز ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱  پانزده هزار تن از بانوان ایران که با فرمان شاهنشاه از زمره دیوانگان بیرون آمدند و حق به دست آوردن مقام‌های عالی کشور و شرکت در انتخابات دو مجلس شورای ملی و مجلس سنا را بدست آوردند، پس از شنیدن سخنرانی شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی ایران  برای ابراز سپاسگزاری از شاهنشاه به کاخ مرمر رفتند و تظاهرات پرشوری کردند. شاهنشاه ایران اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در گردهم‌آیی بانوان در برابر کاخ مرمر در سخنانی فرمودند:


'''[[دانشگاه تهران]]''' -  در روز ۱۵ بهمن ماه ۱۳۱۳ لوحه ساختمان دانشگاه تهران به دست رضا شاه بزرگ در زمین‌های پردیس جلالیه تهران بر زمین زده شد. نزدیک به ۲۵۰ هزار متر مربع از زمین‌های جلالیه ویژه ساختمان دانشگاه تهران شد و بنا بر امر اعلیحضرت شاهنشاه قرار شد که کار ساختمان دانشکده پزشکی زودتر از دیگر دانشکده‌ها آغاز شود. بر روی لوح فلزی تاریخ ساختمان دانشگاه تهران چنین نوشته شد: هنگام شاهنشاهی پادشاه ایران رضا شاه پهلوی سردودمان پهلوی، ساختمان دانشگاه تهران به فرمان او آغاز و این نبشته که به یادگار در دل سنگ جای گرفته، به زمین سپرده شد. بهمن ماه یک هزار و سیصد و سیزده خورشیدی
همه اطلاع دارید که در زمان پدر من زن‌های ایران از توی پرده‌ی به اصطلاح حجاب، ولی به عقیده من از پرده غفلت و نیستی خارج شدند و در زندگی محدود اجتماعی، یعنی به خصوص در قسمت فرهنگ و بهداشت و بعضی مشاغل دیگر وارد شدند و از آن موقع تا به حال، دیدیم که چطور با عقیده‌ و ایمان راسخی وظایف خود را انجام دادند و حتی دیدیم که در هر کاری که به آنها رجوع شده بود با کمال وظیفه‌شناسی و قناعت، کار خود را به وجه خوبی انجام دادند و در حدودی که برای آنها امکان بود به جامعه ایرانی خدمت کردند. ولی غیر از این قبیل کارها در اجتماع ایران و در تعیین سرنوشت خود و مملکتشان متأسفانه برخلاف دیگر زن‌های دنیای متمدن و مترقی ارزشی نداشتند، و حتی آنها را در زمره افراد محجور و یا دیوانگان و غیره از حق طبیعی و اولیه‌ی اظهار نظر در امور معاشی و زندگی خانه خود که مملکت ایران است محروم می‌بودند.


نخستین گفتگوها درباره بنیاد دانشگاه در ایران در مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری ششم در نشست‌های ۲۴۳ تا ۲۴۶ در اردیبهشت ماه ۱۳۰۷ خورشیدی در چارچوب گفتگوهای قانون اعزام محصل به خارجه به انجام رسید. در این زمان محمد تدین وزیر علوم و معارف بود. ...فروردین ماه ۱۳۱۰ وزیر دربار عبدالحسین تیمورتاش، عیسی صدیق اعلم را مامور کرد تا انستیتویی برای آموزش عالی با سه دانشکده تربیت معلم، پزشکی و مهندسی بنیاد نماید. عیسی صدیق اعلم راهی ایالات متحده امریکا شد و با پروفسور پل مونرو  در دانشگاه کلمبیا دیدار کرد. عیسی صدیق اعلم تز دکترا خود را با فرنام پرشیای مدرن و سیستم آموزشی آن نوشت و طرح بنیاد یک دانشگاه با همه جزییات مالی و پرسنلی آن را به نوشتار در آورد. در مهر ماه ۱۳۱۰ دکتر عیسی صدیق اعلم به تهران بازگشت و در نشستی با علی‌اکبر داور وزیر دادگستری، محمدعلی فروغی وزیر امور خارجه، سید حسن تقی‌زاده وزیر مالیه و یحیی قراگزلو وزیر معارف طرح بنیان یک دانشگاه را با آنان در میان گذاشت. قرار بر این شد پس از بازگشت تیمورتاش وزیر دربار از سفر، این طرح با وی نیز در میان گزارده شود و سپس تیمورتاش آن را به آگاهی اعلیحضرت رضا شاه بزرگ برساند. شهریور ماه ۱۳۱۰ مدرسه عالی مهندسی برای نخستین بار در تهران از سوی نخست‌وزیر گشوده شد. دوره مدرسه عالی مهندسی سه سال بود. دیرتر مدرسه عالی مهندسی با نام دانشکده فنی بخشی از دانشگاه تهران شد. در روز ۳ مهر ماه ۱۳۱۳ دانشکده فنی با سخنان معاون وزارت معارف و با بودن نخست‌وزیر در ساختمان دارالفنون تا آماده شدن بنای دانشکده گشوده شد و سپس به دانشگاه تهران جا به جا شد. دی ماه ۱۳۱۳ نشستی با بودن تیمورتاش، دکتر عیسی صدیق اعلم و علی اکبر داور برگزار گردید و شالوده بنیاد دانشگاه با تیمورتاش در میان گذاشته شد. تیمورتاش به پیشگاه اعلیحضرت رضا شاه پهلوی شرفیاب شد و برنامه بنیاد دانشگاه را به آگاهی رضا شاه رساند. رضا شاه فرمان بنیان دانشگاه را به تیمورتاش دادند و افزودند که عیسی صدیق اعلم به استخدام وزارت معارف درآید و بنیاد دانشگاه را پی‌ریزی نماید و به اجرا درآورد. بدین سان، قراگزلو وزیر معارف عیسی صدیق اعلم را به استخدام وزارت معارف درآورد و به ریاست دانشسرای تربیت معلم برگزید. افزون بر این، قراگزلو عیسی صدیق اعلم را برآن داشت که مدرسه‌های آموزش عالی که وجود دارند را زیر یک چتر بیاورد و سپس آنان را دانشکده بنامند. ...علی اصغر حکمت کفیل وزارت معارف کمیته‌ای برای بنیاد دانشگاه برپا کرد. هموندان این کمیته عیسی صدیق اعلم، علی اکبر سیاسی از دانشسرای تربیت معلم، علی اکبر دهخدا رییس مدرسه حقوق، محمدعلی گرگانی مدیر اداره تقاعد (بازنشستگی)، دو پزشک فارغ‌التحصیل دانشکده پزشکی از فرانسه و دو تن از مدرسه سپهسالار بودند. این کمیته پروژه عیسی صدیق اعلم را گسترده‌تر کرد. در روز ۲۲ اسفند ۱۳۱۲ علی اصغر حکمت این طرح را در برابر مجلس شورای ملی به آگاهی نمایندگان رسانید. نخستین گفتگوها درباره بنیاد دانشگاه تهران در مجلس شورای ملی در روزهای ۲۳ و ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۱۳ انجام شد.  سرانجام در روز ۸ خرداد ماه ۱۳۱۳ قانون اجازه تاسیس دانشگاه تهران در بیست و یک ماده به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بر پایه این قانون دانشگاه تهران با شش دانشکده آغاز به کار کرد: ۱ - ادبیات و فلسفه و علوم تربیتی ۲ - علوم طبیعی و ریاضی  ۳ - فنی  ۴ - پزشکی و شعب و فروع آن (آموزشگاه عالی مامایی و آموزشگاه پرستاری و آموزشگاه عالی بهداشت و بیمارستان‌های تهران) ۵ - حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی  ۶ - معقول و منقول....'''[[دانشگاه تهران|این نوشتار و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانید]]'''
از چندی پیش در این مملکت، ما دست به چنان انقلاب همه جانبه‌ای که بکلی اجتماع کهن ایران را دگرگون ساخت و یک مرتبه ما را از یک عقب‌افتادگی وحشتناکی با سرعت عجیبی در صفوف اولیه اجتماع قرن بیستم پرتاب کرد، این انقلاب که باعث تحسین و اعجاب و حیرت دنیا واقع شده است تکمیل نمی‌شد، اگر ما نصف جمعیت مملکت را باز در حال خموشی، وحشت و عقب ماندگی نگاه می‌داشتیم، افراد این مملکت را که نصف آن را شما تشکیل می‌دهید و به خصوص نسل‌های آینده را که شما مادران باید در آغوش خود تربیت بکنید اینها نه از لحاظ روحی و نه از لحاظ تربیتی آماده درک این انقلاب بزرگ ملی ما نمی‌شدند اگر خود شما از حقوق اولیه بشری امروز دنیا و تمدن امروزی ما محروم می‌شدید.[غریو جاوید شاه]
 
این است که امروز این قدم دیگر نیز برداشته شد و آخرین به اصطلاح ننگ اجتماعی ما که آن هم محرومیت نصف جمعیت مملکت را در بر داشت از بین بردیم، آخرین زنجیر را پاره کردیم [غریو جاوید شاه] و تمام افراد این مملکت، از این پس در امور اجتماعی خود شرکت خواهند کرد و دست به دست هم، دوش به دوش هم برای اعتلا و سربلندی، ترقی، آسایش ، سعادت و خوشبختی این جامعه و این مملکت خواهند کوشید. مطمئن هستم که شما نسوان این مملکت به قدری به این موضوع اهمیت می‌گذارید و به قدری به این وظیفه بزرگی که از امروز بر دوش شما نهاده شده‌است، وارد هستید، واقف هستید که وظایف ملی خود و وظایف اجتماعی خود را بهتر از هر کسی درک نموده و انجام خواهید داد، در زندگی خود دنبال کارهای بی قاعده‌ای که بعضی از نسوان در بعضی از نقاط جهان می‌پردازند نخواهید رفت و در سادگی، در متانت، در تعمق، در تعقل، در کار، در فرهنگ، در خدمات اجتماعی و بالاتر از همه در تربیت اطفال یا برادران یا خواهران خود چنان خواهید کوشید که این جنبش عظیمی که در شما بوجود خواهد آمد نتایج آن حتی برای خوش‌بین‌ترین افراد غیرمنتظره باشد و نشان خواهید داد که زن ایرانی که همیشه در تاریخ ایران ولو مقید بود، ولو در قید و بند بود، ولی احساسات او، قلب او، روح او چنان از عالی‌ترین احساسات همیشه آمیخته بود که شما امروز زبانزد خاص و عام چه در داخل مملکت و چه در خارج از مملکت خواهید بود که زن ایرانی شایستگی هر نوع آزادی و هر نوع امکانات پیشرفت اجتماعی و علمی را دارد، و این افتخار را برای زن ایرانی ابدی خواهید نمود [غریو جاوید شاه] و از میان شما افراد برجسته نیکوکار چه در قسمت علم، هنر و صنعت و غیره برخواهد خواست و در واقع عظمت این ملت را نسبت به سابق به خواست خداوند مضاعف خواهیدکرد.[غریو جاوید شاه] ....'''[[بیانات اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در گردهم‌آیی بانوان در برابر کاخ مرمر به مناسبت فرمان دادن حق رای به بانوان ایرانی ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱|ابه سخنان شاهنشاه گوش فرادهید و آن را میان ایرانیان پخش کنید]]'''


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۶ فوریهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۱۸:۰۳


پرونده:ShahanShahSpeech8Esfand1341WomenRights.ogv
سخنان شاهنشاه در گردهم‌آبی بیش از پانزده هزار از بانوان ایرانی در برابر کاخ مرمر ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱

سدای اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر را در روز تاریخی ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱ می‌شنویم و این سخنان را میان میهن‌پرستان پخش می‌کنیم - در روز ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱ پانزده هزار تن از بانوان ایران که با فرمان شاهنشاه از زمره دیوانگان بیرون آمدند و حق به دست آوردن مقام‌های عالی کشور و شرکت در انتخابات دو مجلس شورای ملی و مجلس سنا را بدست آوردند، پس از شنیدن سخنرانی شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی ایران برای ابراز سپاسگزاری از شاهنشاه به کاخ مرمر رفتند و تظاهرات پرشوری کردند. شاهنشاه ایران اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در گردهم‌آیی بانوان در برابر کاخ مرمر در سخنانی فرمودند:

همه اطلاع دارید که در زمان پدر من زن‌های ایران از توی پرده‌ی به اصطلاح حجاب، ولی به عقیده من از پرده غفلت و نیستی خارج شدند و در زندگی محدود اجتماعی، یعنی به خصوص در قسمت فرهنگ و بهداشت و بعضی مشاغل دیگر وارد شدند و از آن موقع تا به حال، دیدیم که چطور با عقیده‌ و ایمان راسخی وظایف خود را انجام دادند و حتی دیدیم که در هر کاری که به آنها رجوع شده بود با کمال وظیفه‌شناسی و قناعت، کار خود را به وجه خوبی انجام دادند و در حدودی که برای آنها امکان بود به جامعه ایرانی خدمت کردند. ولی غیر از این قبیل کارها در اجتماع ایران و در تعیین سرنوشت خود و مملکتشان متأسفانه برخلاف دیگر زن‌های دنیای متمدن و مترقی ارزشی نداشتند، و حتی آنها را در زمره افراد محجور و یا دیوانگان و غیره از حق طبیعی و اولیه‌ی اظهار نظر در امور معاشی و زندگی خانه خود که مملکت ایران است محروم می‌بودند.

از چندی پیش در این مملکت، ما دست به چنان انقلاب همه جانبه‌ای که بکلی اجتماع کهن ایران را دگرگون ساخت و یک مرتبه ما را از یک عقب‌افتادگی وحشتناکی با سرعت عجیبی در صفوف اولیه اجتماع قرن بیستم پرتاب کرد، این انقلاب که باعث تحسین و اعجاب و حیرت دنیا واقع شده است تکمیل نمی‌شد، اگر ما نصف جمعیت مملکت را باز در حال خموشی، وحشت و عقب ماندگی نگاه می‌داشتیم، افراد این مملکت را که نصف آن را شما تشکیل می‌دهید و به خصوص نسل‌های آینده را که شما مادران باید در آغوش خود تربیت بکنید اینها نه از لحاظ روحی و نه از لحاظ تربیتی آماده درک این انقلاب بزرگ ملی ما نمی‌شدند اگر خود شما از حقوق اولیه بشری امروز دنیا و تمدن امروزی ما محروم می‌شدید.[غریو جاوید شاه]

این است که امروز این قدم دیگر نیز برداشته شد و آخرین به اصطلاح ننگ اجتماعی ما که آن هم محرومیت نصف جمعیت مملکت را در بر داشت از بین بردیم، آخرین زنجیر را پاره کردیم [غریو جاوید شاه] و تمام افراد این مملکت، از این پس در امور اجتماعی خود شرکت خواهند کرد و دست به دست هم، دوش به دوش هم برای اعتلا و سربلندی، ترقی، آسایش ، سعادت و خوشبختی این جامعه و این مملکت خواهند کوشید. مطمئن هستم که شما نسوان این مملکت به قدری به این موضوع اهمیت می‌گذارید و به قدری به این وظیفه بزرگی که از امروز بر دوش شما نهاده شده‌است، وارد هستید، واقف هستید که وظایف ملی خود و وظایف اجتماعی خود را بهتر از هر کسی درک نموده و انجام خواهید داد، در زندگی خود دنبال کارهای بی قاعده‌ای که بعضی از نسوان در بعضی از نقاط جهان می‌پردازند نخواهید رفت و در سادگی، در متانت، در تعمق، در تعقل، در کار، در فرهنگ، در خدمات اجتماعی و بالاتر از همه در تربیت اطفال یا برادران یا خواهران خود چنان خواهید کوشید که این جنبش عظیمی که در شما بوجود خواهد آمد نتایج آن حتی برای خوش‌بین‌ترین افراد غیرمنتظره باشد و نشان خواهید داد که زن ایرانی که همیشه در تاریخ ایران ولو مقید بود، ولو در قید و بند بود، ولی احساسات او، قلب او، روح او چنان از عالی‌ترین احساسات همیشه آمیخته بود که شما امروز زبانزد خاص و عام چه در داخل مملکت و چه در خارج از مملکت خواهید بود که زن ایرانی شایستگی هر نوع آزادی و هر نوع امکانات پیشرفت اجتماعی و علمی را دارد، و این افتخار را برای زن ایرانی ابدی خواهید نمود [غریو جاوید شاه] و از میان شما افراد برجسته نیکوکار چه در قسمت علم، هنر و صنعت و غیره برخواهد خواست و در واقع عظمت این ملت را نسبت به سابق به خواست خداوند مضاعف خواهیدکرد.[غریو جاوید شاه] ....ابه سخنان شاهنشاه گوش فرادهید و آن را میان ایرانیان پخش کنید