الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
خط ۳: خط ۳:
*
*


[[پرونده:Rastakhiz28 Amordad1332 4 b.jpg|thumb|left|200px|محمد مصدق قاجار برای خیانت به کشور دستگیر می‌شود]]
[[پرونده:MRP1941.jpg|thumb|left|240px|محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران می‌شود ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰]]
[[پرونده:Who are behind CinemaRexInferno.pdf|thumb|left|200px |مسببین فاجعه هولناک سینما رکس آبادان چه کسانی هستند؟]]
'''[[روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲]]'''  - شصت و یک سال پیش رستاخیز ملت ایران در روز ۲۸ امرداد ماه رخ داد. پرسش این است که چرا تا به امروز گفتگوها میان مصدق‌چیان و مخالفان مصدق ادامه دارد. مصدق‌چیان، مصدق را آخرین شانس ایرانیان برای دستیابی به خوشبختی می‌خوانند و باور دارند که این شانس از سوی جاسوسان انگلیس و امریکا نابود شده‌است. مخالفان مصدق این رخداد را جشن می‌گیرند و آن را آزاد ساختن ایران از چنگال بزرگترین فئودال ایران، مرتجع و میلیاردر، کسی که از انجام رفرم‌های شاهنشاه ایران اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی جلوگیری کرد تا ایران را دوباره به استبداد قاجاریان بیگانه و استعمارگران بازگرداند می‌دانند. امروز ولی سندها و مدرک‌ها رو شده‌اند.  پس از اینکه نمایندگان مجلس شورای ملی تلگراف کمک به سازمان ملل متحد نوشتند و پس از اینکه آشکار شد که محمد مصدق با فرستادگان شوروی بخش نوینی در تاریخ استعمار ایران از سوی شوروی را ورق می‌زند و پس از آنکه وزیر امور خارجه‌اش، فاطمی در میدان بهارستان "جمهوری دموکراتیک ایران" را اعلام نمود و کاخ‌های شاهنشاهی ایران را مصادره کرد، این پایان محمد مصدق قاجار شد.


مردم ایران علیه محمدمصدق به پا خاستند و به خانه‌اش در خیابان کاخ ریختند زیرا که می‌دانستند اتاق خواب او نشیمنگاه دولت است که از آنجا، کشور ایران را به ویرانی می‌کشد. محمد مصدق که پیوسته از بیماری در تختخواب بود، از جای جست و از دیوار خانه‌اش به خانه دیگرش که در اجاره اصل چهار بود پرید و در رفت و خوشبختانه دستگیر و دادگاهی شد و به سبب خیانت به کشور ایران محکوم به اعدام شد.
'''[[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی]]'''  - با حمله ارتش اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا به ایران در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ایران کارزار جنگ دوم جهانی شد. اشغال ایران از سوی ارتش شوروی و بریتانیا، تاریخ نوین ایران را تا فراسوی دهه‌ها زیر تاثیر خود گرفت. ایران می‌بایستی که موضع بی‌طرفی خود را کنارنهد و عضو متفقین شود. با پشتیبانی فعال ایران از متفقین، شوروی به رهبری استالین در موقعیتی قرارگرفت که توانست بر آلمان هیتلری پیروز شود. به همین دلیل ایران "پل پیروزی" نامیده شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و پیروزی متفقین، ایران از اعضای پیروز جنگ نبود بلکه در ردیف بازندگان قرارگرفت. استالین از بیرون بردن ارتش سرخ شوروی از ایران خودداری کرد و برنامه‌ای ریخت که استان‌های شمالی ایران را زیر کنترل خود دربیاورد و از ایران جدا سازد. استالین با برپا سازی حزب توده و پشتیبانی مالی و نظامی ارتش سرخ از آنان، سبب شد که در ایران دولت استواری بر سر کار نیاید و با راه یافتن اعضای حزب توده و گروهی به نام اقلیت به سرکردگی محمد مصدق قاجار مغول به مجلس شورای ملی کار دولت را مختل کرد. کشور ایران که از دید سیاسی و اقتصادی ویران شده بود به سبب درگیری در یک جنگ گرم که میلیون‌ها تن ابزار جنگی و مواد خوراکی که با استفاده از خاک ایران به شوروی ترابر شده بود و به آن "پرشن کریدور" می‌گفتند، به وسیله همان شوروی به میدان جنگ سرد هل داده شد. با تزویرهای شوروی و برنامه‌های اشغال کشور ایران، سرانجام برای نگاهبانی از استقلال و تمامیت ارضی ایران سیاستمداران ایران به رهبری اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران مجبور شدند که با کشورهای متفق در غرب همکاری کنند. تنها با پشتیبانی سیاسی و نظامی امریکا، دولت ایران توانست ارتش شوروی را به بیرون رفتن از استان‌های شمالی ایران وادار سازد و آذربایجان را از چنگال مزدوران شوروی برهاند. از این زمان روشن شد که استقلال و تمامیت ارضی ایران و نوسازی اقتصادی و سیاسی تنها با متحدین غربی امکان‌پذیر خواهدبود. نه تنها پیوندهای ایران با دنیای غرب از سوی دولت شوروی مورد پذیرش قرار نگرفت بلکه شوروی کوشش کرد که با فعالیت‌های سیاسی حزب توده، همواره در ایران آشوب به پا کند و پس از آنکه حزب توده ممنوع اعلام شد، با همدستی جبهه ملی، ایران را از پیوندهایش با کشورهای غربی جدا سازد و به شوروی نزدیک کند. بالاترین این کشمکش‌های سیاسی در دوران جنگ سرد در ایران، ملی کردن شرکت نفت انگلیس و ایران را باید نام برد که تلاش بر براندازی سامانه شاهنشاهی ایران و در دست گرفتن حکومت بود. سرانجام با سقوط محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ و مرگ استالین نفوذ شوروی در ایران بسیار کم شد و ایران توانست که با برنامه‌های عمرانی و انقلاب شاه و ملت کشور را بازسازی کند.


۶۱ سال است که مصدق‌چیان کوشش می‌کنند که ایرانیان را با سیلی از کتاب‌ها و سایت‌های اینترنتی و برنامه‌های رادیو تلویزیونی داخل و خارج از کشور به "راه مصدق" بکشانند. دیگران درباره مصدق و راه مصدق چه می‌گویند؟
تا به امروز، تاریخ‌نویسی درست جنگ جهانی دوم و نقش ایران در این جنگ برای پیروزی اتحاد جماهیر شوروی بر آلمان نازی،  در هیچ‌کجا نه در ایران، نه در شرق و نه در غرب انجام نشده است. هیچیک از دولت‌های غربی و شوروی  گرایشی به نوشتن آنچه که گذشت را نداشتند تا روشن شود که چرا آنها یک کشور بی‌طرف را اشغال کرده‌اند زیرا که خلاف هرگونه حقوق بین‌المللی بود. به همین سبب در گفتگوهای سیاسی با ایران، دولت‌های اشغالگر شوروی و بریتانیا پافشاری برآن داشتند که ایران اشغال نشده است بلکه ایران همکاری می‌کند ولی در واقع مانند ارتش اشغالی، با ایران و ایرانیان رفتارکردندنقش ایران در جنگ جهانی دوم را به میزبان کنفرانس تهران کاهش دادند و در هیچ یک از کتاب‌های تاریخ در مدرسه‌ها در کشورهای غربی نامی از ایران و نزدیک به چهار سال اشغال ایران و سختی‌هایی که کشور و مردم ایران کشیدند را نبرده‌اند. به سبب سانسور در درازای اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی، از سوی ایران سند، عکس و فیلمی وجود ندارد، تنها پس از فروریختن اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق کم کم آرشیوها در دسترس همگان قرار گرفتند. برای نمونه روشدن فرمان‌های استالین برای جداسازی استان‌های شمالی ایران، برپا کردن جمهوری دموکرات آذربایجان و کردستان و آموزش دادن مزدورانی چون پیشه‌وری و کامبخش و دیگر اعضای حزب توده نشان می‌دهد که چگونه سیستماتیک استالین برای اشغال کشور ایران برنامه می‌چیده است. هم‌چنین امروزه با رو شدن دستور استالین برای جستجو نفت در شمال و جنوب ایران و مسله امتیاز نفت به شوروی و موازنه منفی محمد مصدق در یک راستا با فرمان استالین دیده می‌شوند.  
   
روز ۲۸ امرداد ماه روز رستاخیز ملت ایران، روزی که ملت ایران از نیرنگ‌های عامل استعمار، یعنی محمد مصدق نخست‌وزیر غیرقانونی که با تزویر و قتل و جعل به نخست وزیری رسید، پرده برداشت. محمد مصدق قاجار، زاده مغولانی که ایران را به اشغال خود درآوردند و حکومت استبدادیشان را به ملت ایران با فشار اسلام و دو کشور استعماری انگلستان و روسیه و سپس شوروی به مردم ایران چپاندند.  


محمد مصدق نیرنگ بازی که قانون اساسی مشروطه را شکست و مجلس شورای ملی یا قوه مقننه را کنار گذاشت و خود قوه مجریه و قوه مقننه شد. محمد مصدق دلقکی که هرگاه می‌بایستی پاسخگو می‌شد، غش می‌کرد. محمد مصدق نیرنگ بازی که انتخابات مجلس شورای ملی را نیمه کاره گذاشت و بیش از ۵۴ کرسی مجلس را خالی گذاشت تا نمایندگان ملت ایران به مجلس شورای ملی راه نیابند تا بتواند با سواستفاده از "حد نصاب" مجلس را فلج کند و مجلس را با هواداران خودش پر کرد. محمد مصدق دروغگویی که "دوبار درآمد نفت ایران" را به دولت انگلستان بخشید، بار نخست با بستن امتیازنامه ننگین آرمیتاژ اسمیت و بار دوم با کلاهبرداری با چراغی به نام "ملی کردن نفت".  
بمباران ایران، و در پی آن بیماری‌ها، گرسنگی، تورم اقتصادی، بی‌خانه‌مان کردن، ناامنی و چپاول مردم ایران از سوی بیگانگان، رنج‎هایی بود که ملت ایران با شکیبایی کشیدند،  با آنکه دو پیمان جداگانه برای ترمیم آسیب‌ها و بهره‌برداری از همه  امکانات کشور دستینه شده بود، متفقین به کشور ایران نه تنها خسارت جنگی نپرداختند بلکه دولت کمونیست شوروی بسیاری از کارخانه‌ها و یازده تن طلای بانک ملی ایران را نیز باخود برد. افزون بر آن همه درخت های جنگل های شمال ایران را برید و به غارت برد. اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی در هر سفری که به کشورهای متفق کردند یادآور نقش ایران در پیروزی متفقین شدند و اینکه متفقین می‌باید به ایران خسارت آسیب‌هایی که در درازای چهار سال بدان وارد آمده است بپردازند. ولی متفقین هیچگاه خسارت‌های جنگی را نپرداختند و وانمود کردند که چنین رویدادی پیش نیامده است. تنها امریکا بخشی از قول‌های مالی خود را انجام داد. جنگ جهانی دوم، متفقین، ایران و کشتارها و چپاول ایران بخشی است که هنوز در تاریخ دنیا بسته نشده است. غرب و شوروی یا روسیه امروز می‌باید جبران رنج و آسیب‌ها به کشور ایران را به ملت ایران بپردازد. در سال ۲۰۱۴ میلادی مستندهای نوینی که در تلویزیون های غربی درباره "جنگ جهانی دوم پخش می شد حتی "کنفرانس تهران" را بیرون کشیدند تا رد پایی از این جنایت بر مردم ایران برجای نماند."سروده‌ای ایران" سرود انقلابی علیه اشغال ایران به وسیله ارتش‌های بیگانه و زندگی اندوه‌بار مردم ایران در سال ۱۳۲۳ ساخته شد تا به مردم ایران نیروی دوباره برای پایداری در برابر بیگانه را بدهد. امروزه توده‌ای‌ها و دیگر خائنان به کشور و ملت ایران کوشش می کننداین سروده، یادآور تاریک‌ترین روزهای تاریخ کشور ایران را به عنوان "سرود ملی ایران" به ملت ناآگاه ایران از تاریخ خود بفروشند ... '''[[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی|این نوشتار و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانید]]'''
 
"راه مصدق" که عوامل استعمار برای مردم ایران پروپاگاند می‌کنند، یعنی راه نیرنگ، راه کلاهبرداری، راه آدم‌کشی، راه استثمار و استعمار ایرانیان و چپاول کشور ایران. استالین بزرگترین جانی روی کره زمین پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، حزب توده را در ایران بنیان کرد. پس از ترور نافرجام حزب توده به جان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران، آریامهر ایران، این حزب منحل شد و محمد مصدق بی‌درنگ "جبهه ملی" را بنیان نهاد. محمد مصدق و جبهه ملی‌اش از همدستان  پایه‌ایی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور شدند و در براندازی شاهنشاهی پارلمانی ایران نقش بسیار بزرگی بازی کردند تا جایی که رهبر جبهه ملی در فرانسه به پای خمینی افتاد.
 
عوامل استعمار، همان هواداران محمد مصدق برای رسیدن به هدف‌های اربابانشان در ایران، کوشش می‌کنند که از محمد مصدق قاجاری بیگانه به ایران، بزرگترین فئودال ایران، چهره‌ای وجیهه‌المله بسازند. ولی دیگر تاریخ این دروغ‌ها و پروپاگاندا به سر آمده است. در انتقام به شکست محمد مصدق و پیروزی ملت ایران، همدستان مصدق در روز ۲۸ امرداد ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی ۲۸ سینما را در سراسر کشور آتش زدند و برای به لرزه درآوردن استان خوزستان مرکز صنعت نفت و درآمد ایران، [[آتش زدن سینما رکس آبادان ۲۸ امرداد ۱۳۵۷|سینما رکس آبادان]] را با بنزین هواپیما به آتش کشیدند و ۴۰۰ تن از هم‌میهنان را زنده زنده سوزاندند.
 
ایرانیان! تاریخ ایران را با مدرک و سند بخوانید. تنها با دانستن تاریخ می‌توانید کشور ایران و ملت ایران را از چنگال استعمار و نمایشنامه‌هایی که پی در پی برای شما بازی می‌کنند بیرون بکشید و رهایی بخشید. ... '''[[آتش زدن سینما رکس آبادان ۲۸ امرداد ۱۳۵۷|این نوشتار و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانید]]'''


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۷ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۱۷


محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران می‌شود ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰

اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی - با حمله ارتش اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا به ایران در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ایران کارزار جنگ دوم جهانی شد. اشغال ایران از سوی ارتش شوروی و بریتانیا، تاریخ نوین ایران را تا فراسوی دهه‌ها زیر تاثیر خود گرفت. ایران می‌بایستی که موضع بی‌طرفی خود را کنارنهد و عضو متفقین شود. با پشتیبانی فعال ایران از متفقین، شوروی به رهبری استالین در موقعیتی قرارگرفت که توانست بر آلمان هیتلری پیروز شود. به همین دلیل ایران "پل پیروزی" نامیده شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و پیروزی متفقین، ایران از اعضای پیروز جنگ نبود بلکه در ردیف بازندگان قرارگرفت. استالین از بیرون بردن ارتش سرخ شوروی از ایران خودداری کرد و برنامه‌ای ریخت که استان‌های شمالی ایران را زیر کنترل خود دربیاورد و از ایران جدا سازد. استالین با برپا سازی حزب توده و پشتیبانی مالی و نظامی ارتش سرخ از آنان، سبب شد که در ایران دولت استواری بر سر کار نیاید و با راه یافتن اعضای حزب توده و گروهی به نام اقلیت به سرکردگی محمد مصدق قاجار مغول به مجلس شورای ملی کار دولت را مختل کرد. کشور ایران که از دید سیاسی و اقتصادی ویران شده بود به سبب درگیری در یک جنگ گرم که میلیون‌ها تن ابزار جنگی و مواد خوراکی که با استفاده از خاک ایران به شوروی ترابر شده بود و به آن "پرشن کریدور" می‌گفتند، به وسیله همان شوروی به میدان جنگ سرد هل داده شد. با تزویرهای شوروی و برنامه‌های اشغال کشور ایران، سرانجام برای نگاهبانی از استقلال و تمامیت ارضی ایران سیاستمداران ایران به رهبری اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران مجبور شدند که با کشورهای متفق در غرب همکاری کنند. تنها با پشتیبانی سیاسی و نظامی امریکا، دولت ایران توانست ارتش شوروی را به بیرون رفتن از استان‌های شمالی ایران وادار سازد و آذربایجان را از چنگال مزدوران شوروی برهاند. از این زمان روشن شد که استقلال و تمامیت ارضی ایران و نوسازی اقتصادی و سیاسی تنها با متحدین غربی امکان‌پذیر خواهدبود. نه تنها پیوندهای ایران با دنیای غرب از سوی دولت شوروی مورد پذیرش قرار نگرفت بلکه شوروی کوشش کرد که با فعالیت‌های سیاسی حزب توده، همواره در ایران آشوب به پا کند و پس از آنکه حزب توده ممنوع اعلام شد، با همدستی جبهه ملی، ایران را از پیوندهایش با کشورهای غربی جدا سازد و به شوروی نزدیک کند. بالاترین این کشمکش‌های سیاسی در دوران جنگ سرد در ایران، ملی کردن شرکت نفت انگلیس و ایران را باید نام برد که تلاش بر براندازی سامانه شاهنشاهی ایران و در دست گرفتن حکومت بود. سرانجام با سقوط محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ و مرگ استالین نفوذ شوروی در ایران بسیار کم شد و ایران توانست که با برنامه‌های عمرانی و انقلاب شاه و ملت کشور را بازسازی کند.

تا به امروز، تاریخ‌نویسی درست جنگ جهانی دوم و نقش ایران در این جنگ برای پیروزی اتحاد جماهیر شوروی بر آلمان نازی، در هیچ‌کجا نه در ایران، نه در شرق و نه در غرب انجام نشده است. هیچیک از دولت‌های غربی و شوروی گرایشی به نوشتن آنچه که گذشت را نداشتند تا روشن شود که چرا آنها یک کشور بی‌طرف را اشغال کرده‌اند زیرا که خلاف هرگونه حقوق بین‌المللی بود. به همین سبب در گفتگوهای سیاسی با ایران، دولت‌های اشغالگر شوروی و بریتانیا پافشاری برآن داشتند که ایران اشغال نشده است بلکه ایران همکاری می‌کند ولی در واقع مانند ارتش اشغالی، با ایران و ایرانیان رفتارکردند. نقش ایران در جنگ جهانی دوم را به میزبان کنفرانس تهران کاهش دادند و در هیچ یک از کتاب‌های تاریخ در مدرسه‌ها در کشورهای غربی نامی از ایران و نزدیک به چهار سال اشغال ایران و سختی‌هایی که کشور و مردم ایران کشیدند را نبرده‌اند. به سبب سانسور در درازای اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی، از سوی ایران سند، عکس و فیلمی وجود ندارد، تنها پس از فروریختن اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق کم کم آرشیوها در دسترس همگان قرار گرفتند. برای نمونه روشدن فرمان‌های استالین برای جداسازی استان‌های شمالی ایران، برپا کردن جمهوری دموکرات آذربایجان و کردستان و آموزش دادن مزدورانی چون پیشه‌وری و کامبخش و دیگر اعضای حزب توده نشان می‌دهد که چگونه سیستماتیک استالین برای اشغال کشور ایران برنامه می‌چیده است. هم‌چنین امروزه با رو شدن دستور استالین برای جستجو نفت در شمال و جنوب ایران و مسله امتیاز نفت به شوروی و موازنه منفی محمد مصدق در یک راستا با فرمان استالین دیده می‌شوند.

بمباران ایران، و در پی آن بیماری‌ها، گرسنگی، تورم اقتصادی، بی‌خانه‌مان کردن، ناامنی و چپاول مردم ایران از سوی بیگانگان، رنج‎هایی بود که ملت ایران با شکیبایی کشیدند، با آنکه دو پیمان جداگانه برای ترمیم آسیب‌ها و بهره‌برداری از همه امکانات کشور دستینه شده بود، متفقین به کشور ایران نه تنها خسارت جنگی نپرداختند بلکه دولت کمونیست شوروی بسیاری از کارخانه‌ها و یازده تن طلای بانک ملی ایران را نیز باخود برد. افزون بر آن همه درخت های جنگل های شمال ایران را برید و به غارت برد. اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی در هر سفری که به کشورهای متفق کردند یادآور نقش ایران در پیروزی متفقین شدند و اینکه متفقین می‌باید به ایران خسارت آسیب‌هایی که در درازای چهار سال بدان وارد آمده است بپردازند. ولی متفقین هیچگاه خسارت‌های جنگی را نپرداختند و وانمود کردند که چنین رویدادی پیش نیامده است. تنها امریکا بخشی از قول‌های مالی خود را انجام داد. جنگ جهانی دوم، متفقین، ایران و کشتارها و چپاول ایران بخشی است که هنوز در تاریخ دنیا بسته نشده است. غرب و شوروی یا روسیه امروز می‌باید جبران رنج و آسیب‌ها به کشور ایران را به ملت ایران بپردازد. در سال ۲۰۱۴ میلادی مستندهای نوینی که در تلویزیون های غربی درباره "جنگ جهانی دوم پخش می شد حتی "کنفرانس تهران" را بیرون کشیدند تا رد پایی از این جنایت بر مردم ایران برجای نماند."سروده‌ای ایران" سرود انقلابی علیه اشغال ایران به وسیله ارتش‌های بیگانه و زندگی اندوه‌بار مردم ایران در سال ۱۳۲۳ ساخته شد تا به مردم ایران نیروی دوباره برای پایداری در برابر بیگانه را بدهد. امروزه توده‌ای‌ها و دیگر خائنان به کشور و ملت ایران کوشش می کننداین سروده، یادآور تاریک‌ترین روزهای تاریخ کشور ایران را به عنوان "سرود ملی ایران" به ملت ناآگاه ایران از تاریخ خود بفروشند ... این نوشتار و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانید