الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح سجاوندی)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:PahlaviDynasty50thAnniversary1a.JPG|thumb|left|240px|شاهنشاه آریامهر در روز نخست فروردین ۲۵۳۵ شاهنشاهی در بیانات تاریخی خود از ملت بزرگ و در آسایش و امنیت ایران می‌گویند]]
{{ شنیدن
| نام پرونده    = PahlaviDynasty50thAnniversary AryamehrSpeech.ogg
| عنوان        = جشن پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی
| توصیف        = بیانات اعلیحضرت همایون شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی
| نوع          = گفتار
| مکان قرارگیری = چپ
| سرآیند        =
}}
'''[[جشن‌های پنجاهمین سال شاهنشاهی دودمان پهلوی ۲۵۳۵ شاهنشاهی|سالگرد درگذشت اعلیحضرت رضا شاه بزرگ و اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاهان ایران‌زمین ]]''' چهارم و پنجم امرداد را ارج می‌نهیم و به یاد این دو شاهنشاه ایرانی و ایران‌ساز، سخنان شاهنشاه آریامهر در پنجاهمین سالگرد شاهنشاهی پهلوی را می شنویم و "به ایران می‌اندیشیم، همه به ایران می اندیشیم":


"درود گرم من به ملت بزرگ ایران به ملتی که نیروی لایزالش بار دیگر در آیین شکوهمند همبستگی شاه و ملت متجلی شده است. درود من به شاهنشاهان بزرگ و سرداران دلیر تاریخ ایران به همه مردان و زنان ایرانی که پرچم پر افتخار این شاهنشاهی کهن را چون ودیعه‌ای مقدس از نسلی به نسل دیگر سپردند.
[[پرونده:Noori Sheikh Fazlollah.jpg|thumb|left|220px|شیخ فضل‌الله نوری به جرم اخلال در مشروطه یا شاهنشاهی پارلمانی به دار آویخته شد]]


درود من به رضا شاه کبیر سردار بزرگ تاریخ ایران و بنیانگذار شاهنشاهی پهلوی، مردی که از میان مردم ایران برخاست و هرگز به جز از ایران نیاندیشید، برای ایران زیست و برای ایران مرد.
'''[[انقلاب مشروطه]]'''  - مبارزه علیه اسلام سیاسی و استعمار که از سال ۱۲۸۵ آغاز شد هنوز پایان نیافته است. به یاد داشته باشیم که پدر بزرگان ما برای داشتن پارلمان، قانون اساسی و شاهنشاهی پارلمانی جنگیدند. پدربزرگان ما در چارچوب قانون اساسی مشروطه  با اسلام سیاسی سازشی یافتند. بر پایه این قانون اساسی رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه پهلوی آریامهر توانستند حکومتی بر پا سازند که برای ایرانیان رفاه و آسایش و امنیت و احترام بین‌المللی به ارمغان آورد.


امروز در دو هزار و پانسد و سی و پنجمین نوروز شاهنشاهی ایران و در پنجاهمین نوروز شاهنشاهی پهلوی در برابر آرامگاه ایرانی بزرگی که روانش در کنار ما و همراه ماست، به نام پرچمدار شاهنشاهی ایران پیمان جاوید دودمان پهلوی را با ملت خودم که به فرمانروایی آن افتخار دارم تجدید می‌کنم.
خمینی و همدستانش این سازش را بی اعتبار خواندند و حکومتی که رفاه و آسایش و امنیت واحترام دست‌آورد آن بود را تکه پاره کردند و ویران ساختند و به جای آن حکومتی همانند استبداد قاجاریان بیگانه برپا کردند که پایه‌های آن را در سال ۱۲۸۵ خورشیدی شیخ فضل الله نوری با شناساندن تفاوت میان "مشروعه" و "مشروطه" را چنین اعلام کرد:
در پیشگاه تاریخ ایران اعلام می‌دارم که ما خاندان پهلوی مهری جز مهر ایران و عشقی جز سرافرازی ایرانیان نداریم و وظیفه‌ای جز خدمت به کشور و ملت خویش برای خود نمی‌شناسیم.
 
ما از میان ملت ایران برخاسته‌ایم در خاک مقدس ایران زاده شده‌ایم و در همین سرزمین مقدس نیز به خاک خواهیم رفت. پنجاه سال است که جبهه پیوسته شاه و ملت در گرما گرم تلاشی شکوهمند در راه رستاخیز ملی ایران است، پنجاه سال است که ایران، ایران سازندگی و آفرینندگی است و اگر در این میان دوران فترتی این نهضت بزرگ ملی را متوقف ساخت اکنون آن دوران شوم برای همیشه سپری شده است امروز به یقین می دانیم که راه ملت ایران به جانب دوران تمدن بزرگ راهی است که پیروزمندانه ادامه خواهد یافت و در کوتاه زمانی این ملت را در نخستین صفوف ملل سرفراز جهان جای خواهد داد. راهی که ما و شما دست در دست هم از روز تاریخی سوم اسفند تا به امروز پیموده‌ایم راهی به راستی دراز و دشوار بوده است ....آزاد مردان و آزاد زنان، کشاورزان از بند رفته و کارگران پولاد بازوی نیرو آفرین و برخوردار و سهیم و شریک در حاصل تلاش خویش، سپاهیان افسانه‌ای دانش و آبادانی و تندرستی، حماسه گسترش کشورگیر دادگستری قضایی و عدالت اجتماعی، حماسه احقاق کامل حقوق ملی از بابت ثروت‌های خداداده ملت ایران، حماسه رهبری پیکار جهانی برای گزینش نظمی عادلانه در جای نظام بیدادگرانه کهن. من به نام فرمانده این شاهنشاهی جاودان با تاریخ ایران پیمان می‌بندم که این حماسه زرین ایران نو تا پیروزی کامل ادامه خواهد یافت و هیچ نیرویی در جهان یارای برابری با پیوند پولادین شاه و ملت را نخواهد داشت، ... زیرا اکنون سرنوشت ایران تنها به دست ایرانی با نیروی ایرانی و به خاطر ایران تعیین می‌شود و همواره نیز چنین خواهد بود. دیگر بیگانه و بیگانه‌پرست را امکان رخنه در بنای استوار حاکمیت ما نخواهد بود زیرا اکنون سرنوشت ایران تنها به دست ایرانی با نیروی ایرانی و به خاطر ایران تعیین می‌شود و همواره نیز چنین خواهد بود.
مشروطه واژگان برابری و آزادی را در برابر قانون نوشته است این در تناقض با اسلام است، اسلام اطاعت و فرمانبرداری کامل می‌خواهد و ضدیت با آزادی دارد. اسلام میان مسلمانان و غیر مسلمانان تفاوت می‌گذارد یعنی آنان حق برابر در جلوی قانون را ندارند. تصمیم‌گیری بر پایه اراده الله است و نه ملت. مردم حق برگزیدن حکومت را ندارند، زیرا که تنها فقها که نماینده امام دوازدهم بر روی زمین هستند این حق را دارا هستند. خمینی از این ایده‌ها ولایت فقیه را به راه انداخت.
به یاری پروردگار توانا من و شما دست در دست هم راه پیروزمندانه خویش را به سوی عظمت و قدرت روزافزون کشور و به سوی ترقی و سعادت هر چه بیشتر مردم آن مصممانه دنبال خواهیم کرد. ما به اتکا میراث پرشکوه کهن، آینده‌ای باز هم پرشکوه‌تر از گذشته خواهیم ساخت. من پرچم شاهنشاهی ایران را افراشته و پرافتخارتر از همیشه به شاهنشاهی آینده ایران خواهم سپرد و او نیز آن را هم چنان پرافتخار و افراشته به جانشین خود خواهد داد.
 
ایران جاوید روز به روز سرافرازتر و ملت ایران روز به روز برومندتر و سعادتمندتر خواهد شد. خداوند ایران در این راه شکوهمند مقدس یار همه ما باد. ..." '''[[جشن‌های پنجاهمین سال شاهنشاهی دودمان پهلوی ۲۵۳۵ شاهنشاهی|این نوشتار را بخوانید]]'''
پدر بزرگان ما در ۹ امرداد ماه ۱۲۸۸ بزرگترین دشمن شاهنشاهی پارلمانی شیخ فضل الله نوری را به دار آویختند. ولی ۷۲ سال پس از آن ایرانیان برای جانشین فضل الله نوری، خمینی غریو شادی کشیدند او را رهبر خود خواندند، مجلس شورای ملی را بستندند، شاهنشاه ایران را از کشور بیرون راندند، دولت بختیار را سرنگون کردند، و دولتی غیرقانونی برپا ساختند. پس از شش ماه دریافتند که چه اشتباهی کرده‌اند ولی دیگر دیر شده بود، همه دریافتند که اسلام است که حکومت می‌کند اعدام‌ها، تجاوزها، و وحشیگری‌های اسلامی به ایرانیان نشان داد که چه گوهری را از دست دادند. همانگونه که نوری گفت، دولت کنونی نیز اطاعت از امت می‌خواهد. آزادی‌های شخصی برانداخته شدند و بندهای بندگی اسلامی به گردن ایرانیان انداخته شد. برابری انسان‌ها در برابر قانون از میان برداشته شد، زنان دوباره نیمه انسان شدند، غیرمسلمانان مردمان درجه دو در اجتماع با حقوق محدود گردیدند، فقها حقوق داده شده از سوی الله به آنان را "قدرت حکومتی" نامیدند و بر کشور پهناور ثروتمند ایران حکومت اسلامی را پراکندند. کسانی که علیه حکومت اسلام هستند، نمی‌بینند که آنچه را که امروز برای ایران می‌خواهند، داشتند و به جای اینکه دوباره برقراری مشروطه یا شاهنشاهی پارلمانی را دوباره بخواهند، نوشتارهایی نوین با ۱۶ ماده یا ۹۱ ماده می‌نویسند. ایرانیان میهن‌پرست! راهی را که پدربزرگان ما در پیش گرفتند بیابید، بیاموزید چگونه آنان استبداد قاجار را برانداختند، سپس با پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان، دوباره مشروطه یعنی پارلمان، قانون اساسی و شاهنشاهی پارلمانی را برقرار سازید تا دوباره ایرانی با رفاه و آرامش و امنیت و احترام بین المللی برای ایرانیان به دست ایران ساخته‌شود. '''[[انقلاب مشروطه|این نوشتار و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانید]]'''


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۴۲


شیخ فضل‌الله نوری به جرم اخلال در مشروطه یا شاهنشاهی پارلمانی به دار آویخته شد

انقلاب مشروطه - مبارزه علیه اسلام سیاسی و استعمار که از سال ۱۲۸۵ آغاز شد هنوز پایان نیافته است. به یاد داشته باشیم که پدر بزرگان ما برای داشتن پارلمان، قانون اساسی و شاهنشاهی پارلمانی جنگیدند. پدربزرگان ما در چارچوب قانون اساسی مشروطه با اسلام سیاسی سازشی یافتند. بر پایه این قانون اساسی رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه پهلوی آریامهر توانستند حکومتی بر پا سازند که برای ایرانیان رفاه و آسایش و امنیت و احترام بین‌المللی به ارمغان آورد.

خمینی و همدستانش این سازش را بی اعتبار خواندند و حکومتی که رفاه و آسایش و امنیت واحترام دست‌آورد آن بود را تکه پاره کردند و ویران ساختند و به جای آن حکومتی همانند استبداد قاجاریان بیگانه برپا کردند که پایه‌های آن را در سال ۱۲۸۵ خورشیدی شیخ فضل الله نوری با شناساندن تفاوت میان "مشروعه" و "مشروطه" را چنین اعلام کرد:

مشروطه واژگان برابری و آزادی را در برابر قانون نوشته است این در تناقض با اسلام است، اسلام اطاعت و فرمانبرداری کامل می‌خواهد و ضدیت با آزادی دارد. اسلام میان مسلمانان و غیر مسلمانان تفاوت می‌گذارد یعنی آنان حق برابر در جلوی قانون را ندارند. تصمیم‌گیری بر پایه اراده الله است و نه ملت. مردم حق برگزیدن حکومت را ندارند، زیرا که تنها فقها که نماینده امام دوازدهم بر روی زمین هستند این حق را دارا هستند. خمینی از این ایده‌ها ولایت فقیه را به راه انداخت.

پدر بزرگان ما در ۹ امرداد ماه ۱۲۸۸ بزرگترین دشمن شاهنشاهی پارلمانی شیخ فضل الله نوری را به دار آویختند. ولی ۷۲ سال پس از آن ایرانیان برای جانشین فضل الله نوری، خمینی غریو شادی کشیدند او را رهبر خود خواندند، مجلس شورای ملی را بستندند، شاهنشاه ایران را از کشور بیرون راندند، دولت بختیار را سرنگون کردند، و دولتی غیرقانونی برپا ساختند. پس از شش ماه دریافتند که چه اشتباهی کرده‌اند ولی دیگر دیر شده بود، همه دریافتند که اسلام است که حکومت می‌کند اعدام‌ها، تجاوزها، و وحشیگری‌های اسلامی به ایرانیان نشان داد که چه گوهری را از دست دادند. همانگونه که نوری گفت، دولت کنونی نیز اطاعت از امت می‌خواهد. آزادی‌های شخصی برانداخته شدند و بندهای بندگی اسلامی به گردن ایرانیان انداخته شد. برابری انسان‌ها در برابر قانون از میان برداشته شد، زنان دوباره نیمه انسان شدند، غیرمسلمانان مردمان درجه دو در اجتماع با حقوق محدود گردیدند، فقها حقوق داده شده از سوی الله به آنان را "قدرت حکومتی" نامیدند و بر کشور پهناور ثروتمند ایران حکومت اسلامی را پراکندند. کسانی که علیه حکومت اسلام هستند، نمی‌بینند که آنچه را که امروز برای ایران می‌خواهند، داشتند و به جای اینکه دوباره برقراری مشروطه یا شاهنشاهی پارلمانی را دوباره بخواهند، نوشتارهایی نوین با ۱۶ ماده یا ۹۱ ماده می‌نویسند. ایرانیان میهن‌پرست! راهی را که پدربزرگان ما در پیش گرفتند بیابید، بیاموزید چگونه آنان استبداد قاجار را برانداختند، سپس با پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان، دوباره مشروطه یعنی پارلمان، قانون اساسی و شاهنشاهی پارلمانی را برقرار سازید تا دوباره ایرانی با رفاه و آرامش و امنیت و احترام بین المللی برای ایرانیان به دست ایران ساخته‌شود. این نوشتار و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانید