کنفرانس گوادالوپ: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خط ۱۰۷: خط ۱۰۷:
* و اما تشکر می‌کنم از این قشرهایی که متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی کشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ کردند. این درجه‌دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوایی، اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند و همین طور آنهایی که در اصفهان و در همدان ...
* و اما تشکر می‌کنم از این قشرهایی که متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی کشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ کردند. این درجه‌دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوایی، اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند و همین طور آنهایی که در اصفهان و در همدان ...
* والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها که آمدند و متصل شدند، ما با کمال عزت و سعادت آنها را حفظ می‌کنیم
* والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها که آمدند و متصل شدند، ما با کمال عزت و سعادت آنها را حفظ می‌کنیم
یک روز پس از سخنرانی  خمینی  در روز ۱۳ بهمن ماه، میان نمایندگان وزارت پدافند ملی ایران  و اریک فون ماربُد<ref>Eric von Marbod, US Ministry of Defence</ref> از وزارت دفاع امریکا موافقت نامه‌ای دایر بر سازماندهی نوین ارتش شاهنشاهی و پایان به همکاری‌های نظامی میان دو کشور به دستینه شد. بر پایه این موافقتنامه، کارشناسان و مشاورین نظامی امریکایی آغاز به بیرون رفتن از ایران نمودند و بازگرداندن اسلحه‌های بسیار مدرن نظامی امریکا از ایران به امریکا.  در واقع سفر ماربد به ایران برای گرفتن سفارش‌های نظامی نوین بود ولی پس از بازگشتن خمینی به ایران و رویدادهایی که در آن هفته پیش آمده بود، پایان دادن به همکاری نظامی دستینه شد. ۱۴ بهمن ماه اریک فون ماربد و ژنرال هویزر ایران را ترک کردند. از این روز ارتش شاهنشاهی به حال خود گذاشته شد.
در روز ۱۶ بهمن ماه ۱۳۵۷ خمینی مهدی بازرگان را نخست وزیر نامید.
در روز ۲۰ بهمن ماه ۱۳۵۷ نیروی هوایی به گارد شاهنشاهی یورش برد و شماری از افسران گارد شاهنشاهی را کشتند.
۲۱ بهمن ماه ۱۳۵۷ در تهران حکومت نظامی شد و شاپور بختیار ژنرال‌های ارتش را به دفتر خود در کاخ نخست وزیری فراخواند. پنج ژنرال به دیدار نخست وزیر بختیار رفتند و دیدند که وی فرتور شاهنشاه را از دفتر خود بیرون انداخته و ریر فرتور محمد مصدق قاجاری مغول نشسته است. شاپور بختیار تنها دو صندلی در دفتر خود گذاشته بود با آنکه می‌دانست پنج ژنرال ارتش شاهنشاهی برای گفتگو درباره همکاری و نجات کشور به دیدار او خواهند آمد. بختیار پشت میز خود نشست و بسیار سرد و بی ادبانه با ژنرال‌ها برخورد کرد و ژنرال‌ها ایستاده با وی چند دقیقه گفتگو کردند و ناچار رفتند.
در روز ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ ارتش شاهنشاهی "بی طرفی ارتش " را درباره نخست وزیر بودن شاپور بختیار و یا مهدی بازرگان به آگاهی رساند. بی طرفی ارتش نشانی برای آشوبگران مسلح  پشتیبان خمینی شد. یک گروه روانه کاخ نخست وزیری شدند و شاپور بختیار با هیلکوپتر فرار کرد. در تبریز افراد مسلح به سفارت امریکا در تبریز یورش بردند. در سراسر کشور نا امنی چیره شد و با "بی طرفی ارتش" سامانه مشروطه شاهنشاهی ایران به دست آشوبگران پشتیبان خمینی افتاد. با نامیدن مهدی بازرگان نخست وزیر، خمینی نقش شاهنشاه ایران در قانون اساسی مشروطه را بازی کرد.
هفتاد و دو سال پس از آنکه محمد علی شاه قاجار پذیرفت که دولت ایران قدرت خود را از ملت ایران می‌گیرد و به مجلس شورای ملی نوشت که "دولت ایران مشروطه تامه است" دولت ایران دوباره قدرت خود را از الله گرفت. تنها تفاوت میان ۲۲ بهمن ماه ۱۲۸۵ با ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ در این بود که یک سلطنت استبدادی بر سر کار آمد بلکه رهبر استبدای حکومت ایران را در دست گرفت. ولایت فقیه و مشروعه و مجلس شورای اسلامی و قوانین شرع جایگزین سامانه شاهنشاهی پارلمانی، مجلس شورای ملی و قوانین سکولار ایران شد همانگونه که خمینی برنامه اش را در بهشت زهرا به آگاهی مردم ایران رساند.


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ ‏۳ ژانویهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۲۸

سازمان‌های تروریستی برای براندازی سلطنت در ایران درگاه محمدرضا شاه پهلوی

کنفدراسیون دانشجویان ایرانی

سوقصدهای سیاسی در ایران در درازای جنگ سرد
کنفرانس گوادالوپ: جیمی کارتر - هلموت اشمیت - کالاهان - ژیسکاردستن

کنفرانس گوادالوپ از روز ۴ ژانویه ۱۹۷۹ تا ۷ ژانویه ۱۹۷۹ در جزیره گوادالوپ به فراخوان پرزیدنت فرانسه والری ژیسکاردستن برگزار شد. جزیره گوادالوپ که بخشی از کشور فرانسه در کارایب می‌باشد. این کنفرانس به عنوان کنفرانس غیررسمی اعلام شد که پس از نشست G۷ در شهر بن پایتخت آلمان غربی از ۱۶ -۱۷ جولای ۱۹۷۸ و پیش از نشست G۷ در توکیو ۲۸-۲۹ ژوئن ۱۹۷۹ برپا شد. عنوان‌هایی که می‌باید در این کنفرانس گفتگو شود، امنیت بین المللی، فراهم ساختن نفت برای کشورهای غربی. درباره امنیت بین المللی:

  • درباره قرارداد SALT II قرارداد بود. سالت کوتاه شده Strategic Arms Limiation Talks می‌باشد.
  • فروش هواپیماهای جنگنده انگلیسی هرییر Harrier بود
  • کارگزاری راکت‌های پرشین آمریکایی در اروپا
  • بحران در ایران

درباره ایران قراربود که تصمیم گرفته شود اگر کشورهای غربی محمدرضا شاه پهلوی را پشتیبانی خواهند کرد، یا گفتگو با روح الله خمینی را ادامه خواهند داد. در کنفرانس گودالوپ به میزبانی والری ژیسکاردستن، نام میهنانان، پرزیدنت امریکا جیمی کارتر، نخست وزیر انگلیس جیمز کالاهان[۱] و صدراعظم آلمان هلموت اشمیت آمده بود. از آنجا که آنان اعلام داشته بودند که این نشست غیررسمی است، برنهاده (مصوبه) رسمی نوشته نشد. تنها تصمیمی که گرفته شد این بود که پرزیدنت والری ژیسکاردستن مامور شد که با روح الله خمینی تماس برقرار سازد که در آن زمان در نفل لوشاتو زندگی می‌کرد. با خمینی قرار شد که درباره تغییر حکومت گفتگو شود.

وضعیت ایران پیش از کنفرانس گوادالوپ

کنفرانس گوادالوپ

والری ژیسکاردستن میزبان
جیمی کارتر و کالاهان نخست وزیر انگلستان
جیمی کارتر و هلموت اشمیت صدراعظم آلمان
جیمی کارتر و سایروس ونس وزیر خارجه

برای روز نخستین کنفرانس ۵ ژانویه ۱۹۷۹ برابر با ۱۵ دی ۱۳۵۷ پرزیدنت کارتر درباره وضعیت سیاسی در سراسر جهان سخنرانی کرد. سنگینی سخنرانی کارتر بیشتر بر روی جمهوری حلق چین بود. در ساعات پس از نیمروز، گفتمان درباره گفتگوهای محدود نمودن سلاح‌های راهبردی[۲] آغاز شد. که این به بستن قرارداد میان امریکا و شوروی در ۱۸ ژوئن ۱۹۷۹ انجامید، که در آن لئونید برژف و جیمی کارتر قرارداد سالت ۲ را دستینه کردند.

در دومین روز کنفرانس در ۶ ژانویه گفتگوها درباره "سالت" دنبال شد. پس از نیمروز درباره "ایران" گفتگو شد. گام نخست قرار شد که هر یک از این ۴ سران کشور، هر یک پیش بینی خود را درباره وضع در ایران به آگاهی دیگران برسانند. نخستین سخنران صدراعظم آلمان غربی "هلموت اشمیت " بود. وی درباره ایران گفت که آلمان همکاری نزدیک اقتصادی با ایران دارد و دولت آلمان نگران است که اگر تغییر رژیم پیش بیاید، به اقتصاد آلمان زیان وارد خواهد آمد ولی اگر چنین شود، اقتصاد آلمان می‌تواند این زیان‌ها را تحمل کند.

سپس نوبت به جیمی کارتر داده شد. جیمی کارتر گفت که او به شاهنشاه ایران پیشنهاد داده است که یک دولت نظامی بر سر کار آورد و شاه ایران ژنرال غلامرضا ازهاری را به نخست وزیری برگزید.[۳] کارتر فراتر رفت و گفت که برداشت او این است که دولت نظامی ژنرال ازهاری شکست خورد و او بر این عقیده است که دیگر شاه ایران را نمی‌توان نگاه داشت. کارتر افزود که وی تلگرامی پیش از کنفرانس گوادالوپ به اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی فرستاده است که امریکاییان اگر دولتی با نخست وزیری شاپور بختیار بر سر کار آید، آن دولت را پشتیبانی خواهند کرد. کارتر افزود که او در این تلگرام از شاه ایران دعوت کرده است که اگر شاه ایران ناچار به بیرون رفتن از ایران برای زمانی نامعلوم شود، در ایالات متحده امریکا به عنوان میهمان خوش آمده است و دولت امریکا برای نگاهبانی از جان و امنیت شاه ایران و خانواده سلطنتی آماده است. کارتر افزود که در این تلگرام از اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی خواست است که اگر زمانی شاهنشاه از ایران بیرون می‌آیند با ژنرال‌های ارتش شاهنشاهی گفتگو نمایند که آنان در ایران بمانند.

یک روز پیش از برگزاری کنفرانس گوادالوپ در ۴ ژانویه ۱۹۷۹ جیمی کارتر برآن شد که ژنرال رابرت هویزر[۴] را با وظایف ویژه‌ای به ایران بفرستد. ژنرال هویزر می‌بایستی که:

  • از بیرون رفتن ژنرال‌های ایران پس از رفتن شاه از ایران جلوگیری کند.
  • ژنرال‌ها را متقاعد کند که نخست وزیر آتی (شاپور بختیار) را پشتیبانی نمایند.

سومین سخنران این کنفرانس پرزیدنت فرانسه والری ژیسکاردستن بود. ژیسکاردستن گفت که او بسیار شگفت زده است که کارتر پیش از این کنفرانس خودش تصمیم گرفته است که شاه ایران را دیگر پشتیبانی نکند، پس چرا زمانی که تصمیم‌ها گرفته شده است به برگزاری کنفرانس دست زده است؟ ژیسکاردستن هم چنین با اشاره به گزارش میشل پونیاتوفسکی[۵] کرد که پونیاتوفسکی فرستاده ویژه کارتر با شاه ایران در تهران دیدار کرده است و به گزارش وی شاه ایران کاملا بر اوضاع استوار است، البته بسیار اندوهگین، خسته و دلسرد و ناامید است ولی شاه بسیار اوضاع ایران را به خوبی بررسی می‌کند و به گفته شاه ایران "در ایران یک جنبش نیرومند دینی به راه افتاده است که از دیر زمان جنگ پیوسته میان روحانیون شیعه و سامانه پهلوی است و این پیکار یرای این است که کدام سو نیرومندتر است و چنین است وضعیت در ایران". ژیسکار دستن گفت که به عقیده وی اگر اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی را پشتیبانی کنیم می‌توان اوضاع را در ایران استوار و پایدار ساخت و شاهنشاه می‌بایستی که به رفرم‌های خود در چارچوب انقلاب شاه و مردم ادامه دهد. در این هنگام جیمی کارتر سخنان ژیسکاردستن را برید و گفت: من! به آگاهی شما می رسانم که در ایران وضعیت باید چگونه پیش برود. مرکز قدرت در ایران ارتش شاهنشاهی ایران است، همه ژنرال‌های ایران به غرب گرایش دارند و بیشتر آنان در امریکا دوره‌های نظامی خود را دیده‌اند. ارتش شاهنشاهی ایران قدرت را به دست می‌گیرند و اوضاع را در ایران آرام خواهند کرد.

ژیسکاردستن در پاسخ به کارتر گفت: در ایران دو قدرت سیاسی وجود دارند، یکی ارتش و دیگری ملایان. زمانی می‌توان به وضعیت پایداری رسید زمانی که این دو گروه با یکدیگر گفتگو کنند و در کنار هم قدرت را به دست بگیرند.

سرانجام نخست وزیر بریتانیا کالاهان رشته سخن را به دست گرفت و گفت: بر پایه گزارش‌های رسیده به وی، شاهنشاه برآن است که از ایران بیرون رود. کالاهان ادامه داد که وی بر این عقیده است که با کشورهای عربی نیز گفتگو شود و عقیده آنان نیز پرسیده و بررسی شود و دولت نوین در ایران با همسایگان عرب دشمنی نخواهد کرد.

با پایان دور نخست این گردهمایی، جیمی کارتر پاسخ به سه پرسش را از همه خواست.

  • آیا ایالات متحده امریکا با خمینی گفتگو برقرار کند؟
  • آیا بهتر این است که ایالات متحده امریکا از کودتای نظامی پشتیبانی کند؟
  • برای چه زمانی ایالات متحده امریکا از دولت بختیار پشتیبانی کند؟

والری ژیسکاردستن، هلموت اشمیت و کالاهان نتوانستند پاسخ روشنی به این پرسش‌ها بدهند. به جای این پرسش‌ها، پرسش فراهم کردن نفت در گیتی به میان آمد. همه با هم توافق داشتند که بهای نفت به سبب بحران در ایران افزایش خواهد یافت. تولید نفت ایران پیش از ناآرامی‌ها در کشور ایران ۴،۵ میلیون بشکه در روز بود. در زمان ناآرامی‌ها در ایران، تولید نفت به ۲۵۰،۰۰۰ بشکه به روز رسید. قرار شد که با دولت عربستان سعودی گفتگو شود تا آنان تولید نفت خود را افزایش دهند تا جایگزین تولید نفت ایران بشود. دو کشور اسراییل و افریقای جنوبی، دو کشوری بودند که از ایران نفت می‌خریدند و با ناآرامی‌ها در ایران، دچار دشواری‌های فراوانی شدند. افریقای جنوبی ۹۰٪ از نفت خود را از ایران می‌خرید و اسراییل ۶۰٪ از نفت مورد نیاز خود را از ایران وارد می‌کرد. افریقای جنوبی برای دوسال نفت ذخیره کرده بود ولی اسراییل ذخیره نفتی نداشت. قرار بر این شد که در این اوضاع درهم، اسراییل از مکزیکو و انگستان نفت نورد نیاز کشور را فراهم نماید.

موضوع مورد گفتگوی دیگر، امینت عربستان سعودی بود. نخست وزیر انگلستان کالاهان گفت که امکان سرنگونی پادشاهی سعودی از سوی فلسطینی‌ها می‌رود. جیمی کارتر گفت که او خطری برای عربستان نمی‌بیند، یکم میان عربستان سعودی و مصر پیوندهای نزدیکی وجود دارد و ارتش مصر برای برقراری امنیت در عربستان سعودی به آن کشور لشکر خواهد کشید. دوم اینکه در امریکا صد هزار سرباز به حال آماده باش هستند که هر گاه نیازی به آنان شد، بی درنگ سه سوی عربستان سعودی پرواز کنند.

در روز سوم کنفرانس درباره وضعیت سیاسی در ترکیه، جنوب شرقی آسیا و افریقا گفتگو شد. سپس شرکت کنندگان در کنفرانس گوادالوپ برآن شدند که هیچ تصمیمی گرفته نشود و از آنجا که گفته شد که کنفرانس گوادالوپ غیر رسمی است هیچ گونه اعلامیه‌ای درباره کنفرانس به روزنامه‌ها داده نشود.

هم زمان با کنفرانس گوادالوپ

ژنرال رابرت هویزر پنهانی وارد تهران می‌شود

در روز ۴ ژانویه ویلیام سالیوان[۶] سفیر امریکا در تهران به کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شرفیاب شد. سالیوان به آگاهی شاهنشاه رسانید که دولت امریکا برنامه دارد که با خمینی مستقیم به گفتگو بنشیند. شاهنشاه گفتند که ایشان مخالفتی ندارند اگر دولت امریکا می‌خواهد که با خمینی تماس برقرار سازد. پس از گفتگوی سالیوان با شاهنشاه، سالیوان تلفنی گفتگوهای خود را با اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی به آگاهی سایروس ونس وزیر خارجه امریکا[۷] که در این زمان در گوادلوپ بود رسانید. سایروس ونس گروهی از سفیران پیشین امریکا به ریاست تئودور ال. الیوت را برگزیده بود تا به پاریس پرواز کنند و با خمینی به معامله بنشینند. تئودور الیوت زبان پارسی را خوب می‌دانست و او قرار شد که خمینی را متقاعد کند که در فرانسه بماند تا شاپور بختیار زمان بیابد و کشور را آرام سازد و اقتصاد را دوباره به راه اندازد. ولی از آنجا که سران کشورها نتوانستند با یکدیگر توافق کنند که امریکا نخست با خمینی از در معامله درآید و یا فرانسه، سفر این گروه از میان برداشته شد.

سه روز پس از کنفرانس گوادالوپ جیمی کارتر تلفنی به آگاهی پرزیدنت فرانسه ژیسکاردستن رسانید که او موافق است که نخستین گام را فرانسویان در معامله با خمینی بردارند. سایروس ونس نیز به آگاهی سالیوان در تهران رسانید که فرانسویان با خمینی به گفتگو خواهند نشست. بی درنگ سالیوان از زور عصبانیت فریاد کشید و گفت که او در تهران با خمینی چیان تماس برقرار کرده است و او آرشیتکت پیوند نوین ایران و ایالات متحده امریکاست و کارتر نمی‌تواند او را از گفتگو و معامله با خمینی چیان بازدارد و فرانسویان نباید در این کار مداخله کنند. جیمی کارتر از سوی دیگر نیز از خودرایی سالیوان خشمگین شد که بدون آگاهی وی با خمینی چیان به گفتگو نشسته است، بدین روی کارتر بی درنگ به سالیوان دستور داد که به واشنگتن برگردد. سایروس ونس میانجیگری کرد و جیمی کارتر را آرام نمود و سالیوان در پست خود در تهران ماند.

در روز ۷ دی ماه ۱۳۵۷ فرمان نخست وزیری بختیار داده شد و شاپور بختیار به گردآوری کابنیه و نوشتن برنامه نخست وزیری اش پرداخت.[۸][۹][۱۰][۱۱]

در روز ۲۴ دی ماه ۱۳۵۷ برابر با ۱۴ ژانویه ۱۹۷۹ جیمی کارتر برآن شد که سالیوان در تهران بماند و وارن سیمرمَن[۱۲] مشاور سیاسی سفارت امریکا در فرانسه با ابراهیم یزدی در نوفل لوشاتو تماس بگیرد. ابراهیم یزدی درباره گفتگویش با سیمرمن در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۸ میلادی چنین گفت:

برداشت من از گفتگو با سیمرمن این بود که امریکاییان از آنچه در ایران می‌گذرد آگاهی ندارند. به باور من، امریکاییان می‌پنداشتند که شاه می‌تواند بر سر قدرت بماند. هر گونه تغییری یا رفرمی می‌تواند زیر رهبری شاه انجام پذیرد. امریکاییان نگران این بودند که اگر شاه از ایران بیرون برود یک خلاء قدرت پیدا خواهد شد و آنها از خود می‌پرسیدند که چه کسی این خلاء را می‌بایستی پُر نماید. سپس امریکاییان تصمیم گرفتند که شاه از ایران باید بیرون رود و شاپور بختیار نخست وزیر شود. ارتش شاهنشاهی باید که در انقلاب شرکت نماید و در درازای انقلاب برای خود نقشی بیابند. برژینسکی[۱۳] مشاور امنیتی کارتر بر این عقیده بود که پس از بیرون رفتن شاه از کشور ایران، از به قدرت رسیدن کمونیست‌ها در ایران تنها زمانی می‌شود جلوگیری کرد که ارتش و ملایان با یکدیگر همکاری کنند. برژینسکی باور داشت که ملایان ضد کمونیست هستند و ارتش شاهنشاهی نیز ضد کمونیست آموزش دیده است. ملایان می‌توانند مردم را برانگیزانند و به خیابان‌ها بیاورند و ارتش می‌تواند آشوب‌ها را سرکوب کند. همکاری میان ارتش و ملایان می‌تواند، جلوی به قدرت رسیدن کمونیست‌ها را بگیرد. امریکاییان عقیده داشتند که ارتش شاهنشاهی پس از پیروزی انقلاب، سهم خود را از قدرت سیاسی بگیرند ولی زمانی می‌توانند سهیم باشند که در انقلاب شرکت کنند.

در گفتگوی میان وارن سیمرمن و ابراهیم یزدی و خطر به دست گرفتن قدرت از سوی کمونیست‌ها از واقعیت به دور نبود. در ۲۱ دی ماه ۱۳۵۷ سه روز پیش از گفتگو میان وارن سمیرمن و ابراهیم یزدی سفارت شوروی در امریکا اناتولی فیودورویچ دوبرینین[۱۴] سفیر آلمان غربی در واشنگتن برن فون اشتادن[۱۵] را ناهار به منزل خود فراخواند. دوبرینین درباره دستاوردهای کنفرانس گوادالوپ از سفیر آلمان پرسش‌هایی کرد و گفت آنچه که به ایران مربوط می‌شود، نخست به قرارداد دوستی میان ایران و شوروی که در سال ۱۹۲۱ بسته شده است برگردید. این قرارداد به شوروی اختیار می‌دهد که اگر زمانی ایران از سوی کشور سومی مورد تجاوز قرارگیرد، ارتش شوروی وارد ایران خواهد شد. اگر غرب حمله نظامی به ایران بکند، ارتش شوروی نیز به ایران حمله خواهد کرد. این آگاهی که به سفیر آلمان غربی در واشنگتن داده شد، سفیر آلمان غربی آن را به دولت آلمان غربی گزارش کرد و دولت آلمان غربی نیز به دولت آمریکا گزارش داد. یعنی حمله نظامی امریکا به ایران انجام ناپذیر بود. پس از هشدار سفیر شوروی و اینکه از سوی امریکا و غرب حمله‌ای به ایران به هیچ روی انجام نخواهد شد، از سوی کمونیست‌های ایران که پیرامون خمینی در فرانسه بودند به آگاهی وی رسانده شد.

شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی آریامهر ارتشبد عباس قره باغی را به ریاست ستاد بزرگ ارتشداران برگزیدند. در روز ۲۳ دی ماه ۱۳۵۷ با موافقت اعلیحضرت شاهنشاه ۹ تن به ریاست سیدجلال تهرانی برای شورای سلطنت برگزیده شدند: ۱. شاپور بختیار نخست‌وزیر ۲. محمد سجادی رییس مجلس سنا ۳. جواد سعید رئیس مجلس شورای ملی ۴. سید جلال تهرانی سناتور پیشین ۵. محمدعلی وارسته وزیر دارایی پیشین ۶. عبدالله انتظام رییس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران ۷. علیقلی اردلان وزیر دربار شاهنشاهی ۸. علی‌آبادی دادستان پیشین کل کشور و ۹. ارتشبد عباس قره‌باغی رییس ستاد بزرگ ارتشداران. شورای سلطنت نخستین نشست خود را در روز یکشنبه ۲۴ دی ماه ۱۳۵۷ در کاخ نیاوران برگزار کرد.

مجلس شورای ملی در جلسه روز سه شنبه بیست و هفتم دی ماه ۱۳۵۷ پس از طرح برنامه دولت و استماع بیانات آقای نخست وزیر و موافقت بااجرای متن برنامه به اکثریت ۱۴۸ رأی از ۲۰۵ نفر عده حاضر، به دولت آقای شاپور بختیار ابراز رأی اعتماد نمود..[۱۶]

در روز ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ اعلیحضرت همایون شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشداران به همراه علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی از فرودگاه مهرآباد تهران را ترک کردند.

در این زمان که شاهنشاه ایران را ترک کردند وضعیت سیاسی بدین قرار بود:

  • جیمی کارتر پنداشت که شاهنشاه و شهبانو به امریکا پرواز خواهند کرد.
  • اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی بر پایه قانون اساسی مشروطه شورای سلطنت را تشکیل دادند که در زمانی که ایشان در ایران نیستند وظایف شاهنشاه را بر عهده گیرند.
  • شاهنشاه درخواست اوپوزیسیون را پذیرفتند و فرمان نخست وزیری شاپور بختیار را دادند و کابینه و برنامه شاپور بختیار از مجلس شورای ملی رای اعتماد گرفت.
  • ژنرال‌های نیروی زمینی، نیروی هوایی و نیروی دریایی به فرمادهی ارتشبد عباس قره باغی هر روز با ژنرال هویزر دیدار داشتند تا برنامه پشتیبانی از شاپور بختیار را بریزند و اگر آشوب در کشور بیشتر شد، آرامش و امنیت را برقرار سازند.
  • ویلیام سالیوان و همکارانش در ایران با آیت الله سید محمد بهشتی سخنران آیت الله خمینی در تماس تنگا تنگ بودند.


وضعیت ایران پس از کنفرانس گوادالوپ

کابینه بختیار کار خود را آغاز کرد و بختیار سخنرانی رسایی در تلویزیون ملی ایران انجام داد و مردم ایران را به آرامش فراخواند. سه روز پس از پرواز اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در روز ۲۹ دی ماه نخستین تظاهرات بزرگ در تهران از سوی آشوب گران و همدستان خمینی در تهران برگزار شد. تظاهرات با شعار اینکه "ارتش برادر ماست" به راه افتاد. تظاهرکنندگان به سربازان گل می‌دادند و در لوله تفنگ هایشان شاخه گلی فرو می‌بردند. با این تظاهرات، خمینی آن بخش از سناریویی که در کنفرانس گوادالوپ میان کارتر، اشمیت، ژیسکاردستن و کالاهان ریخته شده بود به اجرا درآمد. در گوادالوپ گفته شد که در قدرت در ایران وجود دارد، روحانیون و ارتش. جیمی کارتر می‌خواست که این دو گروه با یکدیگر همکاری کنند. با شعار "ارتش برادر ماست" تظاهرکنندگان دست دوستی به سربازان دادند و سربازان شاخه‌های گل را گرفتند و همه یکدیگر را در آغوش کشیدند و برادر شدند. پس از این تظاهرات، دگرگونی سیاسی همان راهی را پیش گرفت که در کنفرانس گوادالوپ برنامه اش ریخته شد ولی دو نکته برابر با همه سناریو نبود:

در تظاهرات شعارهایی بود مانند "خدا قرآن خمینی" که این شعار را جایگزین "خدا شاه میهن" کردند. دومین نکته که از سناریوی گوادالوپ منحرف شد این بود که سیمرمن و سالیوان نتوانستند که بازگشت خمینی را فراافکنند که او زود به ایران بازنگردد و شاپور بختیار زمان داشته باشد که پوزیسیون نخست وزیری اش را پایدار کند. برای خمینی آشکار بود که باید هرچه زودتر وارد ایران شود. بهشتی و همدستانش با ارتش و شهربانی گفتگو کردند که آنها امنیت ورود خمینی را خود به گردن می‌گیرند. ارتش و شهربانی پذیرفتند و در روز ۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ خمینی و همدستانش با هواپیمای اریر فرانس در فرودگاه مهرآباد تهران فرود آمد. خمینی خواست که پس از ورودش به بهشت زهرا برود ولی به سبب انبوه پیشبازکنندگان، ممکن نبود. بدین روی به دستور ارتشبد قره باغی ارتش هلیکوپترهایی به فرودگاه مهرآباد فرستاده شد و خمینی و همدستانش را با هلیکوپتر ارتش شاهنشاهی ایران به بهشت زهرا بردند.

در گورستان بهشت زهرا سِن تاتری برپا شده بود، دوربین‌های تلویزیون ملی ایران برای پخش مستقیم برنامه کارگذاشته و تماشاچیان دست چین شده در گورستان ایستاده بودند و همه چشم به راه رسیدن خمینی. خمینی سخنرانی اش را آغاز کرد که در آن مو به مو برنامه سیاسی ایران را برای مردم ایران گفت:[۱۷]

  • به چه حقی ملت پنجاه سال پیش از این سرنوشت ملت بعد را معین می‌کند؟ سرنوشت هر ملتی به دست خودش است.
  • چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؟ بنابراین سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است
  • چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که در صد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می‌توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا، سلطنت قانونی نیست.
  • این افرادی را که به عنوان مجلس و به عنوان وکیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند؟ یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی که بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است
  • محمد رضا پهلوی، این خائن خبیث … رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستانهای ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است؛ که اگر بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سالهای طولانی با همت همه مردم،
  • به اسم این که ما می‌خواهیم زراعت را، دهقان‌ها، را دهقان کنیم تا حالا رعیت بوده‌اند و حالا ما می‌خواهیم دهقانشان کنیم اصلاحات ارضی درست کردند اصلاحات ارضی‌اشان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد که به کلی دهقانی از بین رفت، به کلی زراعت ما از بین رفت
  • فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری که الان جوان‌های ما تحصیلاتشان در اینجا، تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینکه یک مدتی در اینجا یک نیمه تحصیلی کردند آن هم با این مصیبت‌ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بکنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است که این دانشگاه را داریم لکن چون خیانت شده‌است به ما، از این جهت رشد نکرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان‌ها و نیروی انسانی ما را از بین برده‌است این آدم.
  • مراکز فحشا درست کرده، تلویزیونش مرکز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراکزی که اجازه دادند برای اینکه باز باشد، مراکز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مرکز مشروب فروشی بیشتر از کتابفروشی است، مراکز فساد دیگر الی ماشاءالله‌است. برای چه، سینمای ما مرکز فحشاست
  • مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مرکز چیزی که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحش کشانده‌است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می‌دانید که جوان‌های ما را اینها به تباهی کشیده‌اند
  • معنویات ما را بردند اینها. دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم، اتوبوس را مجانی می‌کنیم. دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدیم. شما را به مقام انسانیت میرسانیم. اینها شما را منحط کردند. اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما هم دنیا را می‌آباد می‌کنیم و هم آخرت را
  • برای اینکه آزادی می‌خواهیم ما. ما پنجاه سال است که در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می‌توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می‌توانست آزاد کار خودش را ادامه بدهد
  • من دولت تعیین می‌کنم، من تو دهن این دولت می‌زنم، من دولت تعیین می‌کنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم
  • یک مملکت دو تا دولت ندارد لکن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی که ما می‌گوییم، دولتی است که متکی به آرای ملت است، متکی به حکم خداست
  • اینها می‌خواهند برش گردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می‌کشند، ستاد درست کرده مردیکه در آن جایی که هستش، روابط دارند درست می‌کنند، می‌خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی که همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به کام آمریکا برود
  • ما پس از این راجع به بانک‌ها هم طرحهایی داریم که از وضع رخوت بار برگردد. از این وضع استعماری برگردد. ما باید تمام این کاخ‌های وزارت خانه را، وزارت خانه‌ها را، که میلیونها، میلیاردها مال ملت درش خرج شده‌است. اینها باید تبدیل بشد به یک چیز معتقد اسلامی، اینها فرم خارجی است، فرم اجنبی است. فرم طاغوت است. در دادگستری کاخ درست شده‌است. لکن دادگستری نیست. دادخواهی نیست. فقط کاخ است. بانک‌ها به تدریج باید بشد و ربا به کلی قطع بشد. من باید به مصادر امور بگم که اخلال کنند. که اینقدر ضعف نفس بخرج ندید. دنبال این نباشید که فرم غربی پیدا کنید. بیچارگی ما این است که دنبال این هستیم که فرم غربی پیدا کنیم. دادگستری ما دادگستری غربی باشد. قوانین ما قوانین غربی باشد. اینقدر ضعیف النفس نباشید. اینهایی که فرم غربی را به فرم الهی ترجیخ می‌دهند. اینها از اسلام اطلاع ندارند. اونهایی که میگن نمی‌شد اسلام را در این زمان پیاده کرد، برای اینکه اسلام را نشناخته‌اند، نمی‌فهمند چی میگن. ما مبارزه با فساد را با دایره امربه معروف و نهی از منکر که یک وزارت خانه مستقل، بدون پیوستگی به دولت. با یک همچنین وزارت خانه‌ای که تاسیس خواهدشد انشاءالله، مبارزه با فساد می‌کنیم. فحشا را قطع می‌کنیم. مطبوعات را اصلاح می‌کنیم. رادیو را اصلاح می‌کنیم. تلویزیون را اصلاح می‌کنیم. سینماها را اصلاح می‌کنیم. تمام اینها به فرم اسلام باید باشد. تبلیغات، تبلیغات اسلامی. وزارت خانه‌ها، وزارت خانه‌های اسلامی. احکام، احکام اسلام. حدود اسلام را جاری می‌کنیم. خوف از اینکه غرب نمی‌پسندد نمی‌کنیم. غرب ما را خوار کرد. غرب روحیات ما را از بین برد. ما را غرب زده کردند. ما غرب زدگی را می‌زداییم. تمام آثار غرب را، تمام آثار فاسده. تمام اخلاق فاسده غربی را، تمام نظرات باطله غربی را خواهیم زدایید. ما یک مملکت محمدی ایجاد می‌کنیم.
  • در ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد. آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد. باید آرمهای اسلامی باشد. از همه وزارت خانه‌ها، از همه ادارات، باید این شیر خورشید منحوس قطع بشد. علم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برد. اینها آثار طاغوت است. این تاج، آثار طاغوت است. آثار اسلام باید باشد. نه آثاری که تمدن است. آقا بیدار باشید. ملت بیدار باش. ملت بیدار باش. آقا بیدار باشید. کم کم شما را دوباره نکشانند آنجا. از الان، از الان باید این مسائل حل بشد.
  • و من باید یک نصیحت به ارتش بکنم و یک تشکر از یکی از ارکان ارتش، یک قشرهایی از ارتش. اما آن نصیحتی که می‌کنم این است که ما می‌خواهیم که شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می‌کشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر کشیدند، می‌خواهیم که ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد شما نمی‌خواهید مستقل باشید؟ آقای سرلشکر شما نمی‌خواهید مستقل باشید؟ شما می‌خواهید نوکر باشید من به شما نصحیت می‌کنم که بیایید در آغوش ملت، همان که ملت می‌گوید بگویید، ما باید مستقل باشیم، ملت می‌گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریکا و اجنبی باشد، شما هم بیایید، ما برای خاطر شما این حرف را می‌زنیم، شما هم بیایید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگویید "ما می‌خواهیم مستقل باشیم، ما نمی‌خواهیم این مستشارها باشند" ما که این حرف را می‌زنیم که ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است که بریزید توی خیابان خون جوان‌های ما را بریزید که چرا می‌گویید من باید مستقل باشم ما می‌خواهیم تو آقا باشی
  • و اما تشکر می‌کنم از این قشرهایی که متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی کشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ کردند. این درجه‌دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوایی، اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند و همین طور آنهایی که در اصفهان و در همدان ...
  • والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها که آمدند و متصل شدند، ما با کمال عزت و سعادت آنها را حفظ می‌کنیم

یک روز پس از سخنرانی خمینی در روز ۱۳ بهمن ماه، میان نمایندگان وزارت پدافند ملی ایران و اریک فون ماربُد[۱۸] از وزارت دفاع امریکا موافقت نامه‌ای دایر بر سازماندهی نوین ارتش شاهنشاهی و پایان به همکاری‌های نظامی میان دو کشور به دستینه شد. بر پایه این موافقتنامه، کارشناسان و مشاورین نظامی امریکایی آغاز به بیرون رفتن از ایران نمودند و بازگرداندن اسلحه‌های بسیار مدرن نظامی امریکا از ایران به امریکا. در واقع سفر ماربد به ایران برای گرفتن سفارش‌های نظامی نوین بود ولی پس از بازگشتن خمینی به ایران و رویدادهایی که در آن هفته پیش آمده بود، پایان دادن به همکاری نظامی دستینه شد. ۱۴ بهمن ماه اریک فون ماربد و ژنرال هویزر ایران را ترک کردند. از این روز ارتش شاهنشاهی به حال خود گذاشته شد.

در روز ۱۶ بهمن ماه ۱۳۵۷ خمینی مهدی بازرگان را نخست وزیر نامید.

در روز ۲۰ بهمن ماه ۱۳۵۷ نیروی هوایی به گارد شاهنشاهی یورش برد و شماری از افسران گارد شاهنشاهی را کشتند.

۲۱ بهمن ماه ۱۳۵۷ در تهران حکومت نظامی شد و شاپور بختیار ژنرال‌های ارتش را به دفتر خود در کاخ نخست وزیری فراخواند. پنج ژنرال به دیدار نخست وزیر بختیار رفتند و دیدند که وی فرتور شاهنشاه را از دفتر خود بیرون انداخته و ریر فرتور محمد مصدق قاجاری مغول نشسته است. شاپور بختیار تنها دو صندلی در دفتر خود گذاشته بود با آنکه می‌دانست پنج ژنرال ارتش شاهنشاهی برای گفتگو درباره همکاری و نجات کشور به دیدار او خواهند آمد. بختیار پشت میز خود نشست و بسیار سرد و بی ادبانه با ژنرال‌ها برخورد کرد و ژنرال‌ها ایستاده با وی چند دقیقه گفتگو کردند و ناچار رفتند.

در روز ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ ارتش شاهنشاهی "بی طرفی ارتش " را درباره نخست وزیر بودن شاپور بختیار و یا مهدی بازرگان به آگاهی رساند. بی طرفی ارتش نشانی برای آشوبگران مسلح پشتیبان خمینی شد. یک گروه روانه کاخ نخست وزیری شدند و شاپور بختیار با هیلکوپتر فرار کرد. در تبریز افراد مسلح به سفارت امریکا در تبریز یورش بردند. در سراسر کشور نا امنی چیره شد و با "بی طرفی ارتش" سامانه مشروطه شاهنشاهی ایران به دست آشوبگران پشتیبان خمینی افتاد. با نامیدن مهدی بازرگان نخست وزیر، خمینی نقش شاهنشاه ایران در قانون اساسی مشروطه را بازی کرد.

هفتاد و دو سال پس از آنکه محمد علی شاه قاجار پذیرفت که دولت ایران قدرت خود را از ملت ایران می‌گیرد و به مجلس شورای ملی نوشت که "دولت ایران مشروطه تامه است" دولت ایران دوباره قدرت خود را از الله گرفت. تنها تفاوت میان ۲۲ بهمن ماه ۱۲۸۵ با ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ در این بود که یک سلطنت استبدادی بر سر کار آمد بلکه رهبر استبدای حکومت ایران را در دست گرفت. ولایت فقیه و مشروعه و مجلس شورای اسلامی و قوانین شرع جایگزین سامانه شاهنشاهی پارلمانی، مجلس شورای ملی و قوانین سکولار ایران شد همانگونه که خمینی برنامه اش را در بهشت زهرا به آگاهی مردم ایران رساند.

پانویس

  1. James Callaghan, British Prime Minister
  2. Stragetic Arms Limitation Talks (SALT)
  3. تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب تیمسارارتشبد غلامرضا ازهاری نخست‌وزیر
  4. General Robert E. Huyser
  5. Michel Poniatowski, Speicial Envoy French President
  6. William H. Sullivan, American Ambassador in Iran
  7. Cyrus Vance, Foreign Minister United States of America
  8. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۱ دی ۱۳۵۷ نشست ۲۰۴
  9. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۴ دی ۱۳۵۷ نشست ۲۰۵
  10. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۴ دی ۱۳۵۷ نشست ۲۰۶
  11. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۷ دی ۱۳۵۷ نشست ۲۰۷
  12. Warren Zimmermmann, Political Adviser US Embassy France
  13. Zbigniew Brzezinski Security Adviser to Jimmy Carter
  14. Anatoly Fjodorowitsch Dobrynin, Soviet Ambassador to United States of America
  15. Berndt von Staden, Deutscher Botschafter in den USA
  16. تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای شاپور بختیار نخست‌وزیر
  17. سخنرانی امام خمینی در بهشت زهرا
  18. Eric von Marbod, US Ministry of Defence