فخرالدین عراقی (غزلیات)/ترسا بچهای، شنگی، شوخی، شکرستانی: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|ترسا بچهای، شنگی، شوخی، شکرستانی|در هر خم زلف او گمراه مسلمانی}} | {{ب|ترسا بچهای، شنگی، شوخی، شکرستانی|در هر خم زلف او گمراه مسلمانی}} | ||
{{ب|از حسن و جمال او حیرت زده هر عقلی|وز ناز و دلال او واله شده هر جانی}} | {{ب|از حسن و جمال او حیرت زده هر عقلی|وز ناز و دلال او واله شده هر جانی}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۹:۵۹
| ' | فخرالدین عراقی (غزلیات) (ترسا بچهای، شنگی، شوخی، شکرستانی) از فخرالدین عراقی |
' |
| ترسا بچهای، شنگی، شوخی، شکرستانی | در هر خم زلف او گمراه مسلمانی | |
| از حسن و جمال او حیرت زده هر عقلی | وز ناز و دلال او واله شده هر جانی | |
| بر لعل شکر ریزش آشفته هزاران دل | وز زلف دلاویزش آویخته هر جانی | |
| چشم خوش سرمستش اندر پی هر دینی | زنار سر زلفش دربند هر ایمانی | |
| بر مائدهی عیسی افزوده لبش حلوا | وز معجزهی موسی زلفش شده ثعبانی | |
| ترسا به چهای رعنا، از منطق روحافزا | صد معجزهی عیسی بنموده به برهانی | |
| لعلش ز شکر خنده در مرده دمیده جان | چشمش ز سیه کاری برده دل کیهانی | |
| عیسی نفسی، کز لب در مرده دمد صد جان | بهر چه بود دلها هر لحظه به دستانی؟ | |
| تا سیر نیارد دید نظارگی رویش | بگماشته از غمزه هر گوشه نگهبانی | |
| از چشم روان کرده بهر دل مشتاقان | از هر نظری تیری وز هر مژه پیکانی | |
| از دیر برون آمد از خوبی خود سرمست | هر کس که بدید او را واله شد و حیرانی | |
| شماس چو رویش خورشید پرستی شد | زاهد هم اگر دیدی رهبان شدی آسانی | |
| ور زانکه به چشم من صوفی رخ او دیدی | خورشید پرستیدی، در دیر، چو رهبانی | |
| یاد لب و دندانش بر خاطر من بگذشت | چشمم گهرافشان شد، طبعم شکرستانی | |
| جان خواستم افشاندن پیش رخ او دل گفت: | خاری چه محل دارد در پیش گلستانی؟ | |
| گر خاک رهش گردم هم پا ننهد بر من | کی پای نهد، حاشا، بر مور سلیمانی؟ | |
| زین پس نرود ظلمی بر آدم ازین دیوان | زیرا که سلیمان شد فرماندهی دیوانی | |
| نه بس که عراقی را بینی تو ز نظم تر | در وصف جمال او پرداخته دیوانی |