الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
(اصلاح فاصلهٔ مجازی)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:RussianTerrorAzarbaijan20ExecutionZiaAlolamaSadighAlmolkSeghatAleslam.jpg|thumb|left|180px|ارتش روسیه بزرگان تبریز را اعدام کردند از راست: حسن، ضیاءالعلما، محمد کولی خان، صدیق‌الملک، ثقه‌الاسلام، آقا محمد ابراهیم، قدیر برادر حسن، شیخ سلیم]]
[[پرونده:Mohammad-reza-shah.jpg|thumb|left|200px|اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر]]


'''[[انقلاب مشروطه - اشغال ایران از سوی ارتش روسیه و کشتار مشروطه‌خواهان - مبارزه مردم علیه بازگرداندن محمدعلی میرزا به پادشاهی]]''' - اشغال آذربایجان از سوی ارتش روسیه، کشتار مردم آذربایجان، اعدام های سیستماتیک مشروطه‌خواهان و برقراری سازمان اداری ترور در آذربایجان به دستور نیکلای دوم تزار روسیه یکی از سیاه‌ترین بخش تاریخ معاصر ایران می باشد. این رویدادهای هولناک را تا به امروز به خاموشی و نهان سپردند تا روسیه و شوروی را  به عنوان رزمندگان آزادی و عدالت و پشتیبان مردم ایران به ایرانیان بفروشند. روزی که التیماتوم دولت روسیه به دولت ایران رسید و مردم تبریز از آن آگاه شدند، دل‌هایشان آکنده از اندوه شد، زیرا می‌دانستند که سنگینی التیماتوم روسیه و اشغال ایران به گردن آذربایجان خواهد افتاد. روز ۸ آذر ماه ۱۲۹۰ انجمن ایالتی آذربایجان به نام مردم آذربایجان تلگرافی به مجلس شورای ملی و کابینه فرستاد و خواستار شد که دولت در برابر التیماتوم روسیه ایستادگی نماید. پنج‌شنبه ۲۹ آذر ماه ۱۳۲۹ شامگاه دو تن سرباز روسی به بهانه اینکه می‌خواهند سیم تلفن را میان باغ شمال و کنسولگری روسیه درست کنند، جلوی در شهربانی آمدند و خواستند بالای بام شهربانی بروند. حسین پاسبان به ایشان پروانه نداد و سربازان روسی بازگشتند. اندک زمانی پس از آن سربازان همراه یک افسر روسی بازگشتند. افسر پرسید کدام پاسبان جلوی شما را گرفت؟ آنان حسین را نشان دادند. افسر روسی نیز تپانچه‌اش را کشید و حسین پاسبان و یک سرباز گارد را کشت. پیش از برآمدن خورشید انبوه سربازان روسی ناگهان ساختمان شهربانی، عالی‌قاپو و دیگر اداره‌هایی که در آن پیرامون بود و هم‌چنین ارگ تبریز را گرفتند و در آن تاریک و روشن هوا هر که را دیدند، کشتند. با روشن شدن هوا دسته‌های سرباز روسی و قزاق به بازار و کوچه‌ها ریختند تا از رزمندگان مشروطه و مجاهدان تفنگ‌ها و فشنگ‌ها را بگیرند. در این زمان سربازان روسی گِرد خانه امیرحشمت را که ریاست شهربانی و اداره لشکر را داشت گرفتند. نایب‌الایاله و امیر حشمت از چگونگی آگاه شدند ولی کاری نمی‌توانستند بکنند. سربازان و قزاق‌های روسی سر کوچه‌ها را بسته بودند و هر که را می دیدند پول و ساعت آنها را می‌گرفتند و بسیاری را لخت می‌کردند، کتک می‌زدند یا اگر گمان می‌بردند که کسی تپانچه دارد از دور وی را با گلوله از پای در می‌آوردند.
'''[[محمدرضا شاه پهلوی]]''' - '''اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشداران''' در روز ۴ آبان ۱۲۹۸ خورشیدی برابر با ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹ میلادی در تهران زاده شدند و در روز ۵ امرداد ماه ۱۳۶۱ در قاهره پایتخت مصر چشم از جهان فروبستند. محمدرضا شاه پهلوی از بزرگترین مبارزان حقوق انسانی و شهروندی بودند که در درازای ۳۷ سال پادشاهی‌اشان، کشاورزان ایران را از بندگی آزاد کردند و رژیم ارباب رعیتی از ایران برانداختند. شاهنشاه آریامهر در چهارچوب منشور انقلاب شاه و مردم به نیمی از جمعیت کشور یعنی زنان ایران حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در مجلس شورای ملی، مجلس سنا، انجمن استان و شهرستان و انجمن ده و ده‌بانی را اعطا کرد و حقوق برابر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با مردان را به بانوان ایران دادند. هم‌چنین با تصویب قانون خانواده شاهنشاه ایران، پدر ایران، قوانین شریعت را ملغی کردند و به مادران ایران حق نگهداری از فزرندانشان را پس از مرگ شوهر و یا جدایی از وی دادند. شاهنشاه با منشور ۱۹ ماده‌ای انقلاب شاه و ملت، قولی که در زمانی که ایشان به پادشاهی ایران در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ داده بودند که آن غذا برای همه، پوشاک برای همه، مسکن برای همه، آموزش برای همه و بهداشت برای همه را به اجرا درآوردند. با اعلام بین‌المللی شدن ریال ایران در بازاهای جهانی، برقراری آموزش رایگان و تغذیه رایگان در مدرسه‌های ایران، دادن کمک هزینه تحصیلی به دانشجویان دانشگاه‌ها و مدرسه‌های عالی کشور، و اجرای برنامه عمرانی ششم، اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران در آرزوی آن بودند که ایرانیان را از دروازه‌های تمدن بزرگ بگذرانند. اعلیحضرت در این باره می‌گویند: برای من چه انگیزه‌ای در این راه به جز عشق به ایران و آرزوی شکوه و سرافرازی آن و تامین خوش‌بختی و رفاه هر چه بیشتر ملت ایران، می‌تواند وجود داشته باشد؟ رهبری ملتم در راه "تمدن بزرگ" برای من مقام یا اقتدار بیشتری ایجاد نمی‌کند، زیرا که مقام من، مقامی قابل ارتقا نیست. قدرت من نیز جه از نظر قانونی و چه از لحاظ پیوند روحی خاصی که با ملتم دارم، در بالاترین حدی است که می‌تواند در این کشور وجود داشته باشد. در عوض این امر برای من مستلزم کار طاقت‌فرسای شبانه‌روزی و تلاش‌ها و کشمکش‌های سنگین بین‌المللی و رویارویی دایمی با تحریکات و توطئه دشمن‌هایی است که در غیراینصورت، به احتمال قوی، علتی برای وجود آنها نبود....سی و هفت سال است که با همه توانایی خود در این راه کوشیده‌ام و مسلما تا روزی که مشیت خداوندی ادامه این رسالت را به من محول فرموده باشد، در این راه خواهم کوشید. پس از آن نیز بر اساس شالوده‌ای که ریخته‌ام، این راه با اتکا به عنایات الهی ادامه خواهد یافت و هیچ عاملی، مگر نابودی کلی تمدن جهانی، ملت ایران را از پیمودن آن باز نخواهد داشت. ...برای پیشرفت در مسیر تمدن بزرگ، فردا می‌باید من و ملتم به اتفاق یکدیگر و با آن همبستگی و یک‌پارچگی که لازمه هر پیروزی است، در این راه به پیش برویم. شرایط این پیروزی تنها شرایط مادی نیست، بلکه شرایط معنوی و اخلاقی نیز هست.... همه این شرایط، تا آنجا که به مرکز فرماندهی شاهنشاهی ایران و قوه مجریه آن ارتباط دارد، چه از راه قدرت اقتصادی پویا و پیشرو کشور و چه از راه انقلاب اجتماعی شاه و ملت تضمین شده است. ولی پاسخ‌گویی به شرایطی که مربوط به فرد فرد مردم کشور می‌شود، به عهده خود آنهاست، زیرا که هیچ وقت سرفرازی و رفاه را، به هیچ کشور و ملتی، به صورت هدیه‌ای آسمانی پیشکش نکرده‌اند.... چنین بررسی به ما نشان خواهد داد که نیروی شگفت‌آور نظام شاهنشاهی ایران و حیثیت معنوی فرماندهی این شاهنشاهی و پیوستگی ژرق و خلل ناپذیر شاه و ملت، در جامعه ما چه گونه اعجازی را تحقق بخشیده که در هیچ کشور و جامعه دیگر امکان تحقق آن به صورتی چنین سالم و انسانی نبوده است....در این راه پر شکوه سرنوشت، من تا آخرین روز ایفای رسالت خود، پیشاپیش شما خواهم بود.
'''[[انقلاب مشروطه - اشغال ایران از سوی ارتش روسیه و کشتار مشروطه‌خواهان - مبارزه مردم علیه بازگرداندن محمدعلی میرزا به پادشاهی|این نوشتار را بخوانید]]'''
'''[[محمدرضا شاه پهلوی|این نوشتار را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۳، ساعت ۱۷:۱۲


اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر

محمدرضا شاه پهلوی - اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشداران در روز ۴ آبان ۱۲۹۸ خورشیدی برابر با ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹ میلادی در تهران زاده شدند و در روز ۵ امرداد ماه ۱۳۶۱ در قاهره پایتخت مصر چشم از جهان فروبستند. محمدرضا شاه پهلوی از بزرگترین مبارزان حقوق انسانی و شهروندی بودند که در درازای ۳۷ سال پادشاهی‌اشان، کشاورزان ایران را از بندگی آزاد کردند و رژیم ارباب رعیتی از ایران برانداختند. شاهنشاه آریامهر در چهارچوب منشور انقلاب شاه و مردم به نیمی از جمعیت کشور یعنی زنان ایران حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در مجلس شورای ملی، مجلس سنا، انجمن استان و شهرستان و انجمن ده و ده‌بانی را اعطا کرد و حقوق برابر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با مردان را به بانوان ایران دادند. هم‌چنین با تصویب قانون خانواده شاهنشاه ایران، پدر ایران، قوانین شریعت را ملغی کردند و به مادران ایران حق نگهداری از فزرندانشان را پس از مرگ شوهر و یا جدایی از وی دادند. شاهنشاه با منشور ۱۹ ماده‌ای انقلاب شاه و ملت، قولی که در زمانی که ایشان به پادشاهی ایران در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ داده بودند که آن غذا برای همه، پوشاک برای همه، مسکن برای همه، آموزش برای همه و بهداشت برای همه را به اجرا درآوردند. با اعلام بین‌المللی شدن ریال ایران در بازاهای جهانی، برقراری آموزش رایگان و تغذیه رایگان در مدرسه‌های ایران، دادن کمک هزینه تحصیلی به دانشجویان دانشگاه‌ها و مدرسه‌های عالی کشور، و اجرای برنامه عمرانی ششم، اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران در آرزوی آن بودند که ایرانیان را از دروازه‌های تمدن بزرگ بگذرانند. اعلیحضرت در این باره می‌گویند: برای من چه انگیزه‌ای در این راه به جز عشق به ایران و آرزوی شکوه و سرافرازی آن و تامین خوش‌بختی و رفاه هر چه بیشتر ملت ایران، می‌تواند وجود داشته باشد؟ رهبری ملتم در راه "تمدن بزرگ" برای من مقام یا اقتدار بیشتری ایجاد نمی‌کند، زیرا که مقام من، مقامی قابل ارتقا نیست. قدرت من نیز جه از نظر قانونی و چه از لحاظ پیوند روحی خاصی که با ملتم دارم، در بالاترین حدی است که می‌تواند در این کشور وجود داشته باشد. در عوض این امر برای من مستلزم کار طاقت‌فرسای شبانه‌روزی و تلاش‌ها و کشمکش‌های سنگین بین‌المللی و رویارویی دایمی با تحریکات و توطئه دشمن‌هایی است که در غیراینصورت، به احتمال قوی، علتی برای وجود آنها نبود....سی و هفت سال است که با همه توانایی خود در این راه کوشیده‌ام و مسلما تا روزی که مشیت خداوندی ادامه این رسالت را به من محول فرموده باشد، در این راه خواهم کوشید. پس از آن نیز بر اساس شالوده‌ای که ریخته‌ام، این راه با اتکا به عنایات الهی ادامه خواهد یافت و هیچ عاملی، مگر نابودی کلی تمدن جهانی، ملت ایران را از پیمودن آن باز نخواهد داشت. ...برای پیشرفت در مسیر تمدن بزرگ، فردا می‌باید من و ملتم به اتفاق یکدیگر و با آن همبستگی و یک‌پارچگی که لازمه هر پیروزی است، در این راه به پیش برویم. شرایط این پیروزی تنها شرایط مادی نیست، بلکه شرایط معنوی و اخلاقی نیز هست.... همه این شرایط، تا آنجا که به مرکز فرماندهی شاهنشاهی ایران و قوه مجریه آن ارتباط دارد، چه از راه قدرت اقتصادی پویا و پیشرو کشور و چه از راه انقلاب اجتماعی شاه و ملت تضمین شده است. ولی پاسخ‌گویی به شرایطی که مربوط به فرد فرد مردم کشور می‌شود، به عهده خود آنهاست، زیرا که هیچ وقت سرفرازی و رفاه را، به هیچ کشور و ملتی، به صورت هدیه‌ای آسمانی پیشکش نکرده‌اند.... چنین بررسی به ما نشان خواهد داد که نیروی شگفت‌آور نظام شاهنشاهی ایران و حیثیت معنوی فرماندهی این شاهنشاهی و پیوستگی ژرق و خلل ناپذیر شاه و ملت، در جامعه ما چه گونه اعجازی را تحقق بخشیده که در هیچ کشور و جامعه دیگر امکان تحقق آن به صورتی چنین سالم و انسانی نبوده است....در این راه پر شکوه سرنوشت، من تا آخرین روز ایفای رسالت خود، پیشاپیش شما خواهم بود. این نوشتار را بخوانید