مثنوی معنوی/دفع گفتن وزیر مریدان را: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(صفحهٔ جدید: {{سرصفحه | عنوان = دفتر اول مثنوی | مؤلف = مولوی | قسمت =(دفع گفتن وزیر مریدان را) | قبلی = | بعدی = ...) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|گفت هان ای سخرگان گفت و گو|وعظ و گفتار زبان و گوش جو}} | {{ب|گفت هان ای سخرگان گفت و گو|وعظ و گفتار زبان و گوش جو}} | ||
{{ب|پنبه اندر گوش حس دون کنید|بند حس از چشم خود بیرون کنید}} | {{ب|پنبه اندر گوش حس دون کنید|بند حس از چشم خود بیرون کنید}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۸ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۷:۵۷
| ' | دفتر اول مثنوی (دفع گفتن وزیر مریدان را) از مولوی |
' |
| گفت هان ای سخرگان گفت و گو | وعظ و گفتار زبان و گوش جو | |
| پنبه اندر گوش حس دون کنید | بند حس از چشم خود بیرون کنید | |
| پنبهی آن گوش سر گوش سرست | تا نگردد این کر آن باطن کرست | |
| بیحس و بیگوش و بیفکرت شوید | تا خطاب ارجعی را بشنوید | |
| تا به گفت و گوی بیداری دری | تو زگفت خواب بویی کی بری | |
| سیر بیرونیست قول و فعل ما | سیر باطن هست بالای سما | |
| حس خشکی دید کز خشکی بزاد | عیسی جان پای بر دریا نهاد | |
| سیر جسم خشک بر خشکی فتاد | سیر جان پا در دل دریا نهاد | |
| چونک عمر اندر ره خشکی گذشت | گاه کوه و گاه دریا گاه دشت | |
| آب حیوان از کجا خواهی تو یافت | موج دریا را کجا خواهی شکافت | |
| موج خاکی وهم و فهم و فکر ماست | موج آبی محو و سکرست و فناست | |
| تا درین سکری از آن سکری تو دور | تا ازین مستی از آن جامی نفور | |
| گفت و گوی ظاهر آمد چون غبار | مدتی خاموش خو کن هوشدار |