الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح سجاوندی، اصلاح ارقام)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:Shahanshah8.jpg|thumb|left|200px|اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر]]
[[پرونده:SattarKhanBagherKhanTabriz5.jpg|thumb|left|200px|ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی در میان مشروطه‌خواهان]]


[[پرونده:Shahspeech3bahman1351.ogg|thumb|left|200px|[[سخنرانی محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر به مناسبت سالروز دهمین سال انقلاب شاه و مردم ۳ بهمن ۱۳۵۱ |سخنرانی شاهنشاه آریامهر در لغو قرارداد کنسرسیوم و ملی کردن نفت]]]]
'''[[انقلاب مشروطه - از استبداد صغیر تا فتح تهران|انقلاب مشروطه - از استبداد صغیر تا فتح تهران]]''' با آغاز قرن بیستم، در تاریخ ایران دوره نوینی گشوده شد. در اروپا در قرن نوزدهم دولت‌های ملی بر سرکار آمدند که با قانون اساسی، قدرت مطلقه حکمران را محدود ساختند. آرمان در پس این جنبش‌ها این بود که قدرت ازآنِ ملت است. ملت نمایندگانش را برمی گزیند و به پارلمان می‌فرستد، پارلمان قوانین را می‌نویسد و تصویب می‌کند تا دولت آن را به اجرا درآورد. دیده‌بانی و اجرای قوانین تصویب شده پارلمان بر عهده دادگاه‌های آزاد بدون وابستگی است. این اندیشه نیز میان ملت ایران جا باز کرد و برای بدست آوردن آن، جنبش مشروطه پدید آمد. با بست‌نشینی و دست از کار کشیدن و گفتگوها، سرانجام مظفرالدین شاه پذیرفت که برقراری مشروطه در ایران، راه درستی برای اداره کشور و گشودن راه آینده روشن برای ملت ایران است. مظفرالدین شاه در روز چهاردهم امرداد ماه ۱۲۸۵ بر فرمان مشروطیت دستینه نهاد و ایران در شمار کشورهای با قانون اساسی و سلطنت پارلمانی قرار گرفت. پس از درگذشت مظفرالدین شاه، مبارزه بر سر قدرت میان مشروطه‌خواهان و بدخواهان مشروطه یعنی  مشروعه‌خواهان آغاز شد. مشروعه می‌گوید که ایران کشور اسلامی است و باید بر پایه شریعت اداره شود. هم‌چنان که شیخ فضل‌الله نوری گفت: مشروطه با "شریعت" سازگار نیست زیرا که مشروطه به معنای دموکراتی و آزادی است ولی اسلام به معنای تسلیم بودن در برابر اراده الله است. با اینکه بیشتر ملایان و علمای نجف پشتیبان مشروطه بودند و تضادی میان اسلام و مشروطه ندیدند، محمدعلی شاه با کمک دولت روسیه مجلس شورای ملی را بمباران کرد و بست و سپس مشروطه‌خواهان را دستگیر کرد و به دار آویخت و جنگ یازده ماهه‌ای را در ایران به راه‌انداخت. در این جنگ چالش بر سر اسلام نبود زیرا مسلمان علیه مسلمان می‌جنگید، این برادرکشی بر سر قدرت بود. در گام نخست محمدعلی شاه با یاری دولت روسیه در برچیدن مشروطه در تهران و اسپهان و گیلان و دیگر استان‌ها و شهرهای ایران پیروز شد. تنها در تبریز مشروطه برجای ماند. جنگ محمدعلی شاه با مجاهدین و فداییان آذربایجان، هر دو سوی جنگ را فرسوده کرد و تنها سودبرنده در این میان دولت روسیه بود که ارتشش را در مرز جلفا مستقر کرد و سپس شمال ایران را اشغال کرد. محمدعلی شاه دریافت که علیه مشروطه‌خواهان نمی‌تواند پیروز شود و سرانجام اعلام کرد که حکومت ایران مشروطه و سلطنت پارلمانی است. سپس کمیسیونی برپا شد تا قانون انتخابات نوینی را بنویسد. این قانون نوین انتخابات، دیگر بر پایه طبقه‌های اجتماعی نبود بلکه هر ایرانی می‌توانست خود را کاندیدای نمایندگی کند و در انتخابات شرکت نماید. در درازای این زمان، ارتش روسیه در شمال ایران کشتار و چپاول می‌کرد و محمدعلی شاه در برابر این بیداد خاموش ماند. مشروطه‌خواهان می‌دانستند پیش‌نیاز بیرون آمدن از زیر زنجیر بندگی روسیه، سرنگونی محمدعلی شاه است. بنابراین سردار اسعد بختیاری که در اسپهان بود با محمدولی خان تنکابنی سپهدار اعظم در گیلان، برآن شدند که به تهران بتازند. با ورود لشکر گیلان و بختیاری، لیاخوف تسلیم شد و محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناه برد. با برقراری کمیسیون عالی گفتگوهایی با سفیر روسیه و سفیر انگلیس و عضدالملک رییس ایل قاجارانجام یافت و قرار بر آن شد که محمدعلی شاه از ایران بیرون رود و سالانه صدهزار تومان از سوی دولت به وی پرداخت شود. احمد میرزا پسر سیزده ساله محمدعلی شاه به پادشاهی و عضدالملک نایب‌السلطنگی برگزیده شدند. با قانون نوین انتخابات، مجلس شورای ملی دوره دوم قانونگذاری در روز ۲۴ آبان ماه ۱۲۸۸ گشوده شد. جنبش مشروطه بر نیروهای استعماری روسیه و انگلستان در ایران و دشمنان آزادی و عدالت به سرکردگی شیخ فضل‌الله نوری با توان و پایداری خود  پیروز شد. تاریخ انقلاب مشروطه نشانگر این است که ایرانیان خود بدون وابستگی به بیگانگان، از کشور ایران می‌توانند کشوری آزاد با حکومتی سکولار بسازند. انقلاب مشروطه پایه‌های ایران نوین و پیشرفته را بنیاد نهاد.   '''[[انقلاب مشروطه - از استبداد صغیر تا فتح تهران|این نوشتار را بخوانید]]'''
'''[[روز نفت|روز نفت ۲۹ اسفند]]''' روزی است که در یاد داشت ملی کردن صنعت ملی نفت ایران، با تصویب قانون ملی شدن نفت در مجلس شورای ملی و سپس مجلس سنا و توشیح شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی برپا می‌شد. در آغاز پرسش این بود که چگونه می‌توان درآمد بیشتری از نفت بدست آورد تا بودجه [[برنامه عمرانی اول]] فراهم شود تا کشور ایران که پس از [[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی|چهار سال اشغال به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا و امریکا]] ویران شده بود بازسازی، و مردم ایران که در بی‌چیزی و گرسنگی بسر میبردند، در رفاه قرارگیرند. در درازای گفتگوهای سیاسی دو گروه‌بندی ایجاد شد که چگونه می‌توان درآمد نفت را بالابرد، نخست، گروه اکثریت نمایندگان مجلس شورای ملی که موافق با گفتگو با شرکت نفت ایران و انگلیس و گروه دوم نمایندگان اقلیت که موافق با ملی کردن نفت بودند. گفتمان‌ها با شرکت نفت ایران و انگلیس به [[لایحه الحاقی گلشاییان - گس]] انجام پذیرفت که امضای این قرارداد، درآمد ایران از نفت را دو برابر می کرد. نمایندگان اقلیت و جبهه ملی به سرکردگی محمد مصدق مخالف قرارداد الحاقی گس - گلشاییان بودند و بر ملی کردن نفت پافشاری کردند، برای این گروه درآمد نفت اهمیتی نداشت بلکه شعار خود را بر آزادی از استعمار گذاشتند. محمد مصدق و رفقای جبهه ملی برای رسیدن به هدف خود حتی از کشتن [[سپهبد علی رزم‌آرا]] نخست‌وزیر ابایی نکردند. گفتگوهای سیاسی چنان بالاگرفت که کسانی که با ملی شدن نفت موافق نبودند برچسب خائن خوردند. سرانجام با دادن لایحه ملی کردن نفت از سوی حسین علا نخست‌وزیر  به مجلس شورای ملی، در ۲۴ اسفند ۱۳۲۹  [[ تصمیم‌ قانونی دایر به ملی‌شدن صنعت نفت در سراسر کشور و دو ماه تمدید به کمیسیون نفت جهت مطالعه در اطراف اجرای این اصل|قانون ملی کردن نفت]] تصویب شد. این قانون در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به تصویب مجلس سنا و توشیخ اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی رسید. در روز ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۲۹ محمد مصدق نخست‌وزیر شد و مجلس به وی [[قانون طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور|اجرای ملی شدن صنعت نفت]] را سپرد.  
 
کوتاهی پس از ملی کردن نفت، آشکار شد که گروهی که برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت گمارده شده بودند، هیچ برنامه‌ای برای پیاده کردن ملی شدن صنعت نفت نداشتند، که چگونه این صنعت پیچیده را اداره کنند زیرا که شمار کارشناسان ایرانی برای اداره تاسیسات نفتی بسیار کم بود و هم‌چنین به چه کسی نفت را بفروشند و چگونه آن را به خریدار نفت ترابر کنند. سرانجامِ بی‌برنامه ملی کردن نفت آن شد که به بزرگترین بحران اقتصادی و سیاسی در تاریخ نوین ایران انجامید. این بحران به وسیله [[روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲|رستاخیز مردم ایران]] در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق به پایان رسید. در چهارچوب [[قانون راجع به مبادله قرارداد فروش نفت و گاز و طرز اداره عملیات آن|قرارداد کنسرسیوم]] که در  ۲۹ مهر ۱۳۳۳ بسته شد، دولت راه دیگری نداشت به جز اینکه دوباره شرکت‌های خارجی و کارشناسان خارجی نفت را برای اداره تاسیسات نفتی به ایران فراخواند. بیست و یک سال پس از بستن قرارداد کنسرسیوم شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی در روز ۳ بهمن ماه ۱۳۵۱ اعلام کردند که [[قانون الغای قرارداد نفت با کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش و خرید نفت بین دولت شاهنشاهی ایران و شرکت‌های خارجی|قرارداد کنسرسیوم را لغو خواهند کرد]]. [[ملی کردن نفت و قرارداد کنسرسیوم تا الغای قرارداد کنسرسیوم و فروش مستقیم نفت به وسیله دولت شاهنشاهی ایران به شرکت‌های نفتی خارجی امرداد ۱۳۵۲|با لغو قرارداد کنسرسیوم در ۹ امرداد ۱۳۵۲ ایران صنایع نفت خود را ملی کرد]]. '''[[روز نفت|این نوشتار را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱۴ آوریل ۲۰۱۳، ساعت ۱۲:۴۴


ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی در میان مشروطه‌خواهان

انقلاب مشروطه - از استبداد صغیر تا فتح تهران با آغاز قرن بیستم، در تاریخ ایران دوره نوینی گشوده شد. در اروپا در قرن نوزدهم دولت‌های ملی بر سرکار آمدند که با قانون اساسی، قدرت مطلقه حکمران را محدود ساختند. آرمان در پس این جنبش‌ها این بود که قدرت ازآنِ ملت است. ملت نمایندگانش را برمی گزیند و به پارلمان می‌فرستد، پارلمان قوانین را می‌نویسد و تصویب می‌کند تا دولت آن را به اجرا درآورد. دیده‌بانی و اجرای قوانین تصویب شده پارلمان بر عهده دادگاه‌های آزاد بدون وابستگی است. این اندیشه نیز میان ملت ایران جا باز کرد و برای بدست آوردن آن، جنبش مشروطه پدید آمد. با بست‌نشینی و دست از کار کشیدن و گفتگوها، سرانجام مظفرالدین شاه پذیرفت که برقراری مشروطه در ایران، راه درستی برای اداره کشور و گشودن راه آینده روشن برای ملت ایران است. مظفرالدین شاه در روز چهاردهم امرداد ماه ۱۲۸۵ بر فرمان مشروطیت دستینه نهاد و ایران در شمار کشورهای با قانون اساسی و سلطنت پارلمانی قرار گرفت. پس از درگذشت مظفرالدین شاه، مبارزه بر سر قدرت میان مشروطه‌خواهان و بدخواهان مشروطه یعنی مشروعه‌خواهان آغاز شد. مشروعه می‌گوید که ایران کشور اسلامی است و باید بر پایه شریعت اداره شود. هم‌چنان که شیخ فضل‌الله نوری گفت: مشروطه با "شریعت" سازگار نیست زیرا که مشروطه به معنای دموکراتی و آزادی است ولی اسلام به معنای تسلیم بودن در برابر اراده الله است. با اینکه بیشتر ملایان و علمای نجف پشتیبان مشروطه بودند و تضادی میان اسلام و مشروطه ندیدند، محمدعلی شاه با کمک دولت روسیه مجلس شورای ملی را بمباران کرد و بست و سپس مشروطه‌خواهان را دستگیر کرد و به دار آویخت و جنگ یازده ماهه‌ای را در ایران به راه‌انداخت. در این جنگ چالش بر سر اسلام نبود زیرا مسلمان علیه مسلمان می‌جنگید، این برادرکشی بر سر قدرت بود. در گام نخست محمدعلی شاه با یاری دولت روسیه در برچیدن مشروطه در تهران و اسپهان و گیلان و دیگر استان‌ها و شهرهای ایران پیروز شد. تنها در تبریز مشروطه برجای ماند. جنگ محمدعلی شاه با مجاهدین و فداییان آذربایجان، هر دو سوی جنگ را فرسوده کرد و تنها سودبرنده در این میان دولت روسیه بود که ارتشش را در مرز جلفا مستقر کرد و سپس شمال ایران را اشغال کرد. محمدعلی شاه دریافت که علیه مشروطه‌خواهان نمی‌تواند پیروز شود و سرانجام اعلام کرد که حکومت ایران مشروطه و سلطنت پارلمانی است. سپس کمیسیونی برپا شد تا قانون انتخابات نوینی را بنویسد. این قانون نوین انتخابات، دیگر بر پایه طبقه‌های اجتماعی نبود بلکه هر ایرانی می‌توانست خود را کاندیدای نمایندگی کند و در انتخابات شرکت نماید. در درازای این زمان، ارتش روسیه در شمال ایران کشتار و چپاول می‌کرد و محمدعلی شاه در برابر این بیداد خاموش ماند. مشروطه‌خواهان می‌دانستند پیش‌نیاز بیرون آمدن از زیر زنجیر بندگی روسیه، سرنگونی محمدعلی شاه است. بنابراین سردار اسعد بختیاری که در اسپهان بود با محمدولی خان تنکابنی سپهدار اعظم در گیلان، برآن شدند که به تهران بتازند. با ورود لشکر گیلان و بختیاری، لیاخوف تسلیم شد و محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناه برد. با برقراری کمیسیون عالی گفتگوهایی با سفیر روسیه و سفیر انگلیس و عضدالملک رییس ایل قاجارانجام یافت و قرار بر آن شد که محمدعلی شاه از ایران بیرون رود و سالانه صدهزار تومان از سوی دولت به وی پرداخت شود. احمد میرزا پسر سیزده ساله محمدعلی شاه به پادشاهی و عضدالملک نایب‌السلطنگی برگزیده شدند. با قانون نوین انتخابات، مجلس شورای ملی دوره دوم قانونگذاری در روز ۲۴ آبان ماه ۱۲۸۸ گشوده شد. جنبش مشروطه بر نیروهای استعماری روسیه و انگلستان در ایران و دشمنان آزادی و عدالت به سرکردگی شیخ فضل‌الله نوری با توان و پایداری خود پیروز شد. تاریخ انقلاب مشروطه نشانگر این است که ایرانیان خود بدون وابستگی به بیگانگان، از کشور ایران می‌توانند کشوری آزاد با حکومتی سکولار بسازند. انقلاب مشروطه پایه‌های ایران نوین و پیشرفته را بنیاد نهاد. این نوشتار را بخوانید