الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اصلاح فاصلهٔ مجازی)
(اصلاح ارقام)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده: FarahKanun.jpg|thumb|left|250px|شهبانو فرح همراه با شاهزاده فرحناز و لیلا پهلوی در مسابقه تاتر کودکان در کتابخانه نیاوران]]
[[پرونده: ShahRaftKeyhan26Dey1357.JPG|thumb|left|250px|سرخبر روزنامه کیهان ۲۶ دی ۱۳۵۷]]
'''[[کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان]]''': در دی ماه سال ۱۳۴۴ به ریاست عالیه شهبانو فرح پهلوی بنیان شد. ایجاد کانون در راستای فراگیر کردن کتاب‌خوانی بین کودکان و نوجوانان و به دنبال چاره‌اندیشی برای پرکردن هنگام فراغت گروه نوجوانان ایران و فراهم آوردن آموزش و سرگرمی برای آنها بود. کانون پرورش زیر نظر هیات امنا، هیات مدیره و مدیر عامل اداره می‌شد. کتابخانه‌های  کانون برای کودکان و نو جوانان ایجاد شد تا بتوانند میزان آگاهی و دانش خود را بیازمایند و نوآوری‌های خود را آزمایش کنند. این کتابخانه‌ها برای بالا بردن آگاهی نوجوانان ایران در بخش‌های گوناگون برنامه ریزی شده بود. برنامه‌هایی به کوشش کانون برای پرورش استعدادهای کودکان و نو جوانان همانند داستان سرایی، آشنایی به کتاب‌های نوین چاپ شده، آشنایی با شخصیت‌های علمی و هنری و تاریخی ایران و جهان، آشنایی با سرزمین‌ها، قوم‌ها، ملت‌ها و نژادها، نمایش فیلم، برنامه‌های گفتگو و انتقاد در زمینه‌های گوناگون و در باره کتاب‌های کتابخانه، مسابقه‌های هوش و آمادگی ذهن، مشاعره، شطرنج، برگزاری نمایشگاه‌های گوناگون، بازدید‌های گروهی، آموزش نقاشی، آموزش موسیقی و گروه کُر بچه‌ها و آموزش فیلم‌سازی گسترش داده شد. تاتر دیگر بخشی از کانون  بود که برنامه‌های فشرده و گسترده‌ای را پایه‌ریزی کرد تا نمایش‌هایی از سوی  کودکان  برای کودکان به روی سن برود. چاپ کتاب، سینما، برگزاری فستیوال فیلم کودکان و نوجوانان، پژوهش‌های فرهنگی و هنری، و ساخت آرشیو فیلم از دیگر فعالیت‌های کانون بودند. بخش سینما کوشش در پیشبرد انگیزه‌ها و سازندگی اندیشه و پرورش نگرش هنری داشت. دستاورد کارهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در درخشش فیلم‌های ساخته شده به وسیله کانون در فستیوال پنجم، ششم و هفتم فیلم‌های کودکان و نو جوانان نشان داده شد. در هفتمین فستیوال فیلم در آبان ۱۳۵۱ فیلم "سفر"، چهار جایزه و فیلم "گلباران" و "سیاه و سپید" از ساخته‌های مرکز سینمایی کانون هر یک جایزه دریافت داشتند. پیش از این فستیوال فیلم "رهایی در جهان"، برنده جایزه نخست ونیز و سانفرانسیسکو شد. فیلم "پسر و ساز و پرنده" نیز جایزه فسیتوال ونیز را از آن خود کرد. ...
'''۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ روزی که شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی آریامهر و شهبانو فرح ایران را ترک کردند.''' در درازای سال ۱۳۵۷ در پی تظاهرات؛ اعتصاب‌ها؛ آتش‌زدن سینماها، بانک‌ها، اداره‌ها و دفترهای دولتی در شهرهای ایران، کشور به آشوب کشیده شد. در آغاز تظاهرات درخواست مردم دموکراسی بود و در پایان به "باید بَرَوَد" کشید. جبهه ملی کانون سیاسی کنترل کننده تظاهرات در داخل ایران بود. برای آرام کردن کشور، شاهنشاه برآن شدند که سرنوشت کشور را به جبهه ملی و کاندیدای این حزب شاپور بختیار بسپارند. با یاری رهبران جبهه ملی در شانزده سال پیش از این، [[ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی]] یا کنفدراسیون محصلین و دانشجویان خارج از کشور - اتحادیه ملی در خارج از کشور به راه انداخته شد. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که مرکزیت آن آلمان غربی بود، کانون براندازی سلطنت شد. بیشتر اعضای کنفدراسیون محصلین و دانشجویان خارج از کشور بورسیه تحصیلی ایران بودند و با هزینه مردم ایران به خارج از کشور فرستاده شده بودند تا در رشته‌های مورد نیاز کشور تخصص یابند و به کشور بازگردند و در عمران و بازسازی آن شریک شوند. اعضایی از کنفدراسیون که درسشان تمام شده بود و به ایران بازگشته بودند برای بازسازی کشور وارد سیستم دولتی یا صنعتی نشدند بلکه برای براندازی سلطنت و ویرانی کشور با تئوری "پیاده‌روی طولانی رخنه در نهادها یا آماده‌سازی زمینه برای به دست گرفتن قدرت " به استخدام دولت یا کارخانه ها درآمدند. اعضای دیگر کنفدراسیون به اردوگاه‌های آموزش چریکی در الجزایر، لبنان، فلسطین، لیبی، سوریه، چین و کوبا رفتند و دوره‌های تروریستی را در این کشورها به پایان رساندند. این تروریست‌ها نیز به ایران بازگشتند و با حمله به پلیس و شهربانی، حمله و دزدی از بانک‌ها، کشتار مردم، سوءقصدها و بمب‌گذاری‌ها کوشش کردند که سلطنت را براندازند. پس از شکست شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ رهبران کنفدراسیون با آیت‌الله خمینی ارتباط برقرارکردند تا همه مخالفین شاهنشاه را در یک شبکه گردهم‌آورند. کنفدراسیون دستور خمینی را که می باید با قوانین اسلام همراهی کنند تا پشتیبانی مالی و پرسنلی از وی بگیرند را پذیرفتند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور پرواز خمینی به پاریس و نوفل‌لوشاتو را سازماندهی کردند و پرواز آیت‌الله خمینی به ایران و بازگشت خود را ترتیب دادند. پس از به قدرت رسیدن آیت‌الله خمینی با پست‌های نخست‌وزیر، وزیر، مدیرکل و ... قدرت را به دست گرفتند. در درازای انقلاب اسلامی، کنفدراسیون و سازمان‌های تروریستی و چریکی وابسته به آن ، کنارگذاشته شدند و جای خود را به عمامه‌داران و پیروان آنها دادند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور که ضدانقلاب "انقلاب مشروطه" و "انقلاب شاه و مردم" را سازماندهی کرده بود، در پایان قربانی اهداف پلید انقلابی خود شد. '''[[کنفدراسیون دانشجویان ایرانی|این نوشتار را بخوانید]]'''
'''[[کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان|این نوشتار را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۶ دسامبر ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۵۳


سرخبر روزنامه کیهان ۲۶ دی ۱۳۵۷

۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ روزی که شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی آریامهر و شهبانو فرح ایران را ترک کردند. در درازای سال ۱۳۵۷ در پی تظاهرات؛ اعتصاب‌ها؛ آتش‌زدن سینماها، بانک‌ها، اداره‌ها و دفترهای دولتی در شهرهای ایران، کشور به آشوب کشیده شد. در آغاز تظاهرات درخواست مردم دموکراسی بود و در پایان به "باید بَرَوَد" کشید. جبهه ملی کانون سیاسی کنترل کننده تظاهرات در داخل ایران بود. برای آرام کردن کشور، شاهنشاه برآن شدند که سرنوشت کشور را به جبهه ملی و کاندیدای این حزب شاپور بختیار بسپارند. با یاری رهبران جبهه ملی در شانزده سال پیش از این، کنفدراسیون دانشجویان ایرانی یا کنفدراسیون محصلین و دانشجویان خارج از کشور - اتحادیه ملی در خارج از کشور به راه انداخته شد. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که مرکزیت آن آلمان غربی بود، کانون براندازی سلطنت شد. بیشتر اعضای کنفدراسیون محصلین و دانشجویان خارج از کشور بورسیه تحصیلی ایران بودند و با هزینه مردم ایران به خارج از کشور فرستاده شده بودند تا در رشته‌های مورد نیاز کشور تخصص یابند و به کشور بازگردند و در عمران و بازسازی آن شریک شوند. اعضایی از کنفدراسیون که درسشان تمام شده بود و به ایران بازگشته بودند برای بازسازی کشور وارد سیستم دولتی یا صنعتی نشدند بلکه برای براندازی سلطنت و ویرانی کشور با تئوری "پیاده‌روی طولانی رخنه در نهادها یا آماده‌سازی زمینه برای به دست گرفتن قدرت " به استخدام دولت یا کارخانه ها درآمدند. اعضای دیگر کنفدراسیون به اردوگاه‌های آموزش چریکی در الجزایر، لبنان، فلسطین، لیبی، سوریه، چین و کوبا رفتند و دوره‌های تروریستی را در این کشورها به پایان رساندند. این تروریست‌ها نیز به ایران بازگشتند و با حمله به پلیس و شهربانی، حمله و دزدی از بانک‌ها، کشتار مردم، سوءقصدها و بمب‌گذاری‌ها کوشش کردند که سلطنت را براندازند. پس از شکست شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ رهبران کنفدراسیون با آیت‌الله خمینی ارتباط برقرارکردند تا همه مخالفین شاهنشاه را در یک شبکه گردهم‌آورند. کنفدراسیون دستور خمینی را که می باید با قوانین اسلام همراهی کنند تا پشتیبانی مالی و پرسنلی از وی بگیرند را پذیرفتند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور پرواز خمینی به پاریس و نوفل‌لوشاتو را سازماندهی کردند و پرواز آیت‌الله خمینی به ایران و بازگشت خود را ترتیب دادند. پس از به قدرت رسیدن آیت‌الله خمینی با پست‌های نخست‌وزیر، وزیر، مدیرکل و ... قدرت را به دست گرفتند. در درازای انقلاب اسلامی، کنفدراسیون و سازمان‌های تروریستی و چریکی وابسته به آن ، کنارگذاشته شدند و جای خود را به عمامه‌داران و پیروان آنها دادند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور که ضدانقلاب "انقلاب مشروطه" و "انقلاب شاه و مردم" را سازماندهی کرده بود، در پایان قربانی اهداف پلید انقلابی خود شد. این نوشتار را بخوانید