کنفدراسیون دانشجویان ایرانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خط ۸۷: خط ۸۷:
با پیروزی [[انقلاب شاه و مردم]] و ویژه ساختن درآمد نفت از  [[برنامه عمرانی دوم]] پس از آن که قرارداد کنسرسیوم بسته شد، با پشتکار دولت‌های حسین علاء، دکتر منوچهر اقبال، علی امینی و اسدالله علم کشور به سوی صنعتی شدن گام برداشت. دولت با فراهم آوردن هر گونه دستمایه (امکانات) و ابزاری جوانان را به تحصیل در اروپا و امریکا بر می انگیزانید. با بالارفتن شمار دانشجویان که بیشتر آنها با رسیدن به اروپا و یا امریکا به هم‌بندی کنفدراسیون درمی آمدند، هر روز نیز به یکان‌های نوین بر انجمن‌های دانشجویی نیز افزوده می‌شد.  
با پیروزی [[انقلاب شاه و مردم]] و ویژه ساختن درآمد نفت از  [[برنامه عمرانی دوم]] پس از آن که قرارداد کنسرسیوم بسته شد، با پشتکار دولت‌های حسین علاء، دکتر منوچهر اقبال، علی امینی و اسدالله علم کشور به سوی صنعتی شدن گام برداشت. دولت با فراهم آوردن هر گونه دستمایه (امکانات) و ابزاری جوانان را به تحصیل در اروپا و امریکا بر می انگیزانید. با بالارفتن شمار دانشجویان که بیشتر آنها با رسیدن به اروپا و یا امریکا به هم‌بندی کنفدراسیون درمی آمدند، هر روز نیز به یکان‌های نوین بر انجمن‌های دانشجویی نیز افزوده می‌شد.  


بنی صدر در چهارمین کنگره کنفدراسیون جهانی در کلن در نبودنش به هم‌بندی (عضویت) هیات دبیران کنفدراسیون در آمد. بنی صدر با پیوستن به کنفدراسیون به اتحادیه بین‌المللی دانشجویان که از سیاست‌های شوروی دنباله‌روی می‌کرد گرایش نداشت و چندی بعد به سبب رقابت در رهبری اختلاف‌های پیش آمد که به انشعاب جبهه ملی خارج از کشور انجامید، بنی صدر همراه با تَنی چند از مذهبیون در کنفدراسیون از سازمان بیرون رفت و راه خود را پیش گرفت و نشریه خبرنامه جبهه ملی ایران را چاپ کرد.
بنی صدر در چهارمین کنگره کنفدراسیون جهانی به هم‌بندی (عضویت) هیات دبیران کنفدراسیون در آمد. صادق قطب‌زاده، بنی صدر و مصطفی چمران از فعالین جنبش دانشجویان خارج از کشور بودند.


== - کنگره پنجم اشتوتگارت ۱۰ - ۴ آذر ۱۳۴۳ برابر با ۳۱ - ۲۵ دسامبر ۱۹۶۵ ==
== - کنگره پنجم اشتوتگارت ۱۰ - ۴ آذر ۱۳۴۳ برابر با ۳۱ - ۲۵ دسامبر ۱۹۶۵ ==

نسخهٔ ‏۱۸ نوامبر ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۳۰

جبهه ملی تصمیم‌های مجلس

قوانین برنامه‌های عمرانی کشور مصوب مجلس شورای ملی

درگاه محمدرضا شاه پهلوی
بنیانگذاری کنفدراسیون یکی از شرم‌آورترین پدیده‌ها در تاریخ معاصر ایران است. هنگامی که شاهنشاه ایران آغاز به دادن بورس‌های تحصیلی که در گیتی بی‌همتا بود به دانشجویان ایرانی کرد و آنان را راهی کشورهای خارج کرد که با هزینه دولت درس بخوانند و زندگی کنند و به عنوان کارشناسانان والا به ایران بازگردند و در گسترش نوسازی و بازسازی ایران همکاری کنند، همان دانشجویان بورس تحصیلی خود را با کمک جبهه ملی در راه بنیان یک سازمان کمونیستی مبارزاتی برای براندازی همان شاهنشاه تمرکز دادند. برخی از رهبران کنفدراسیون پس از انقلاب اسلامی پست‌های کلیدی در جمهوری اسلامی بدست آوردند مانند ابوالحسن بنی‌صدر، صادق قطب‌زاده و داریوش فروهر ....


کنفدراسیون دانشجویان ایرانی سازمان دانشجویان ایرانی در خارج از کشور بود. پایه‌گذاری کنفدراسیون همزمان با تشکیل جبهه دوم به سرکردگی محمد مصدق بزرگ فئودال ایران بود که در تیر ماه ۱۳۳۹ دوباره جان گرفت و هم‌بندان آن مهدی بازرگان، غلامحسین صدیقی، کریم سنجابی، کاظم حسیبی، محمود طالقانی، یدالله سحابی، شاپور بختیار، محمدعلی خنجی، محمدعلی کشاورز صدر، محمود نریمان، مهدی آذر، نصرت الله امینی، ابراهیم کریم آبادی، احمد رضوی، ادیب برومند، اصغر پارسا، حسن نزیه، جهانگیرحق‌شناس، جلال غنی‌زاده، باقر کاظمی، حسن قاسمیه، عبدالحسین اردلان، سید باقر کاظمی، عبدالحسین خلیلی، علی شهیدزاده، داریوش فروهر، احمد زیرک زاده، اقبال کرمانشاهی، حسین صدر، امیر تیمور کلالی، باقر جلالی، حسین راضی، سعید فاطمی، سید ضیاءالدین حاج سید جوادی، شمس الدین امیر علایی، علی اشرف منوچهری بودند.

قانون‌ آموزش دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های خارج از کشور

اجرای برنامه عمرانی دوم کشور را به کارشناسان ایرانی به ویژه در رشته‌های پزشکی، مهندسی، کشاورزی، علوم و آموزش و پرورش قانون مربوط به محصلین ایرانی در خارجه [۱] نیازمند ساخت. شاهنشاه و دولت برآن شدند که یک برنامه برای دادن بورس تحصیلی در خارج از کشور در رشته‌های پایه‌ای برای پیشبرد کشور به تصویب مجلس شورای ملی برسد که به وسیله آن دانش‌آموزان دیپلمه کشور با هزینه دولت با شرایط بی‌مانند در سراسر دنیا برای دریافت درجه لیسانس، فوق لیسانس و یا دکترا[۲] به دانشگاه‌های گیتی فرستاده شوند. در خرداد سال ۱۳۳۹ قانون راجع به اصلاح ماده اول و سوم قانون اعزام محصلین ایرانی به خارجه [۳] اصلاح شد که براساس آن

از تاریخ تصویب این قانون وزارت فرهنگ مجاز است فارغ‌التحصیلان داوطلب را که در دانشکده‌های تهران و شهرستانها و همچنین دردانشسرای عالی و هنرسرای عالی در هر یک از رشته‌های مذکور در اساسنامه آنها طبق تشخیص شورای رسمی هر یک از مؤسسات فوق حائز رتبه اول‌می‌شوند به خرج دولت و فارغ‌التحصیلان رتبه اول آموزشگاه عالی و فنی آبادان را به خرج شرکت ملی نفت به خارجه اعزام دارد....مدت تحصیل کسانی‌که درجه تحصیلات آنان لیسانس و فوق لیسانس می‌باشد حداکثر چهار سال و مدت تحصیل کسانی که دارای درجه دکتری می‌باشند معادل با مدتی‌خواهد بود که دانشگاه یا مؤسسات معتبر عالی محل تحصیل برای تحصیل رشته تخصصی مربوط لازم بداند و در هر حال از چهار سال تجاوز نخواهدکرد. مخارج رفت و برگشت دانشجویانی که به خرج دولت اعزام می‌شوند و همچنین هزینه تحصیل و اعاشه آنان در هر سال از درآمد عمومی کشورپرداخت می‌شود و در پایان آن سال از محل اعتباراتی که به موجب قانون تیر ماه ۱۳۳۶ از اعتبار مخصوص محصلین آزاد می‌شود و در صورتی که این‌اعتبار کافی نباشد مازاد آن از محل صرفه‌جویی سایر اعتبارات مصوب وزارت فرهنگ واریز می‌شود و مخارج رفت و برگشت و هزینه تحصیل و اعاشه‌آن عده که به خرج شرکت ملی نفت عزیمت می‌نمایند از طرف شرکت مذکور پرداخت خواهد شد.

هم‌چنین در خرداد ۱۳۳۵ قانون پرداخت کمک هزینه تحصیلی به دانشجویان دانشگاه تهران [۴] که به وام شرافتی میان دانشجویان نامیده شد به تصویب رسید. بر اساس این قانون پس از پایان رسیدن دوره لیسانس، یا فوق لیسانس و یا دکترا زمانی که دانشجو خود حقوق بگیر شده بود، دولت آن وام داده شده را به آنها پیشکش می کرد و دانشجویی وامی را پس نداد.

- کنفدراسیون اروپایی - کنگره نخست هایدلبرگ ۲۹ - ۲۶ فروردین ۱۳۳۹ برابر با ۱۸ - ۱۵ آوریل ۱۹۶۰

پایه‌گذاری این سازمان، در شهر هایدلبرگ (آلمان غربی) در کلوب دانشجویان خارجی دانشگاه هایدلبرگ با نام رسمی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی / اتحاد ملی [۵] در کنگره‌ نخست از ۲۹ - ۲۶ فروردین ۱۳۳۹ انجام شد. شرکت کنندگان در این کنگره: شیرین مهدوی، منوچهر هزارخانی، منوچهر ثابتیان، نیرومند،منوچهر آشتیانی، حشمت الله معتمدی، روح الله و فریدون حمزه‌ای، حسن رسولی، حسیب، عباس‌علی گرامی منش، علی شیرازی، فرخ حسیب، بهمن نیرومند، احد رحمان زاده بودند.

اساس کنگره هایدلبرگ را دانشجویان هوادار جامعه سوسیالیست‌های ایرانی در اروپا ریخته بودند. در نشست هایدلبرگ هم‌چنین مرامنامه، اساسنامه و ارگان‌های کنفدراسیون تصویب شد و منوچهر هزارخانی، روح الله حمزه‌ای و منوچهر ثابتیان به عنوان هیات دبیران برگزیده شدند. پیگیری و دنباله کار نشست هایدلبرگ در شهر هانور پس از چند ماهی انجام شد تا به بررسی چگونگی تشکیل فدراسیون دانشجویی در سطح کشوری بپردازد.

- کنفدراسیون اروپایی - کنگره دوم لندن ۱۹ - ۱۶ دی ۱۳۳۹ برابر با ۸ - ۵ ژانویه ۱۹۶۱

کنگره دوم ۱۹ - ۱۶ دی ۱۳۳۹ در لندن برگزار شد و هیات دبیران آن: مهرداد بهار، منوچهر ثابتیان، ژیلا سیاسی، محسن رضوانی و حمید عنایت بودند. در این کنگره نمایندگان فدراسیون‌های دانشجویان ایرانی در انگلستان و آلمان، اتجمن دانشجویان ایرانی لوزان، اتحادیه دانشجویان ایرانی در وین و گراتس (پرسپولیس) از اتریش و هم‌چنین نمایندگان انجمن‌های دانشجویی شهرهای ورتسبورگ، توبینگن و آگسبورگ (آلمان غربی) شرکت داشتند. هواداران حزب توده و جبهه ملی، گردانندگان و نیرووی اصلی کنفدراسیون شدند

- کنگره سوم کنفدراسیون اروپایی و نخستین کنگره کنفدراسیون جهانی - پاریس ۱۵ - ۱۱ دی ۱۳۴۰ برابر با ۵ - ۱ ژانویه ۱۹۶۲

کنگره سوم کنفدراسیون اروپایی و نخستین کنگره کنفدراسیون جهانی - پاریس ۱۵ - ۱۱ دی ۱۳۴۰ برابر با ۵ - ۱ ژانویه ۱۹۶۲ با هیات دبیران فرج الله اردلان، مجید تهرانیان، صادق قطب‌زاده، علی محمد فاطمی و حسن لباسچی برگزار شد.

در این کنگره مصوباتی در کمیسیون‌ها به نوشتار درآمد. هم‌جنین جزایری یک ار دو نماینده دانشگاه تهران ، گزارش رسایی از مبارزات دنشگاه تهران، سازمان دادن اعتصابات و تظاهرات دانشجویی و یوش بردن به دکتر منوچهر اقبال و آتش زدن خودروی وی خواند. این گزارش که بازتاب ابتکارهای انقلابی، دلیری‌های خیره‌گننده و درخشان پیروزی‌های با ارزش دانشجویان با رژیم سیاه کشور بود چنان با شور و هیجان از سوی کنگره روبرو شد که زمان درازی با کف زدن سپری گشت. کنگره برآن شد که با هماهنگ کردن مبارزه‌ها به صورت خرابکاری، آتش زدن، آسیب رساندن به اموال دولتی، برانگیزاندن مردم به ویژه کارمندان دولت به کم کاری یا اعتصاب ، چرخ‌های مملکت را از حرکت بازایستانند و از پیشرفت اقتصادی و اجتماعی ایران جلوگیری کنند. [۶]


نامه نخستین کنگره کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی و سومین کنگره کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا به محمد مصدق بزرگ فئودال ایران سردار پیر. سر از زانوی اندیشه بردار و خروش فرزندانت را بشنو که با سینه‌هایی مالامال از امید به فردای پیروزی، نام تو را می‌برند. ای دهقان سالخورده تاریخ ما، کاش می‌توانستی دیواره‌های قلعه‌ای که در آن به زنجیرت کشیده‌اند بشکافی و بیرون آیی تا به چشم خویش ببینی که در مزرعه اندیشه‌هایی که کاشته‌ای نسلی روییده‌است که جز به جهاد نمی‌اندیشد و جز به راه تو گام نمی‌گذارد و تو آنگاه می دیدی نهضتی را که تو رهبری کردی و او ترا پرورش داد امروز دارای فرهنگی غنی است. فرهنگی که صفحاتش با خون نگاشته شده‌است و داستانش داستان شکنجه‌ها، زندان‌ها، اسارت‌ها و محرومیت‌هاست. امروز نسلی که پس از هشت سال پیکارش ولوله در جهان انداخته از این فرهنگ الهام می‌گیرد. ما نیز هزاران فرسنگ دور از دیار عزیز و یاران دلیر خویش، راه مقدس همین نسل را دنبال می‌کنیم و بی آنکه لحظه‌ای به منافع خویش و حتی به حیات خویش بیاندیشیم دست اندر کار نبرد با پلیدی و تاریکی هستیم و امروز در برابر همان دشمنانی که از چپ و راست بر تو می‌تاختند ایستاده‌ایم و می‌خواهیم در کوشش ملت خود به سوی روشنایی سهم شایسته خویش را داشته باشیم. نام تو امروز نه تنها فضای وطن ما را گرم می‌دارد بلکه انسان‌های بیگانه‌ای را که امروز ما در زیر آن بسر می‌بریم با روح و دل ما آشنا ساخته‌است. زیرا که هر کجا که می‌گذریم سخن از تو است و پیکار مقدس تو.

ما به تو اعلام می‌کنیم که به راهی رفتهای وفا داریم. نام تو محک آزادی و شرف ماست و شیرازه اتحاد و پیوند ما. ما به تو اعلام می‌کنیم که دوش به دوش یاران تو می‌جنگیم و از شکنجه و کشتار خصم نمی‌هراسیم. ما به تو اعلام می‌کنیم بنایی را که پی ریخته‌ای می‌سازیم. جهادی را که آغاز کرده‌ای به پایان می‌بریم و دیوارهای استبدادی را که شکافتی، فرو می‌ریزیم. ما به تو اعلام می‌کنیم که همگام با ملت خویش به پا خاسته‌ایم تا شب سیاه ملک خویش را به صبح کشانیم. استعماری را که تو مجروح کردی بمیرانیم و در راه تو و در پی تو شرف و آزادی ملت خویش را از چنگال دژخیمان مردم‌خوار و غلامان جان‌نثار رهایی بخشیم و زنجیرهای گران را از پای تاریخ وطن خود برداریم.

درودهای گرم و آتشین فرزندان وفادار خویش را بپذیر

نامه کنفدراسیون دانشجویان ایرانی پیش از سفر شاهنشاه ایران به آمریکا به پرزیدنت جان کندی دی ۱۳۴۰

آقای رییس جمهور، بنا بر دعوت شما پادشاه ایران دوباره به کشور شما می‌آید. چون شاه خود را نماینده مردم ایران می‌خواند ما نیز ناگزیریم حقایق زیر را به آگاهی شما برسانیم:

از کودتای ۱۹۵۳ به بعد مردم ایران در تحت فشار یکی از فاسدترین رژیم‌های جهان قرارگرفته‌اند و آزادی‌های اجتماعی از مردم سلب شده‌است. پس از انحلال مجلس (از طرف شاه) و عدم تشکیل مجدید مجلس جدید، قانون اساسی ایران عملا و صورتا پایمال شده‌است. هزاران تَن زندانی سیاسی بدون محاکمه در زندان‌ها بسر می‌برند و بر هیچکس پوشیده نیست که مردم در زیر فشار حک.متی دیکتاتوری هستند.

آقای رییس جمهور! این شرایط کشوری (حکومتی) است که ایلات متحده بیش از هشتصد میلیون دلار در آن پول ریخته‌است. پولی که سراسر حیف و میل شده و منشاء هیچگونه پیشرفت اقتصادی برای مردم نبوده‌است. ما دیگر نمی‌توانیم خاموش بمانیم در خالی که شما از کسی دعوت کرده‌اید کهب هقول و سوگند خود در وفاداری به قانون اساسی پشت پا زده‌است و دستش به خون بی‌کناهان آلوده‌است.

آقای رییس جممهور! ما به دموکراسی معتقد هستیم و میل داریم که تحولات اقتصادی و اجتماعی موثر در کشور ما عملی گردد. ما بهر گونه کمکی نسبت به رژیم کنونی ایران اعتراض داریم و به عنوان دانشجویان ایران این حقایق را به اطلاع شما می رسانیم. مانند خواهران و برادران خود در ایران و اروپا سوگند خورده‌ایم و معتقدیم که در حفظ حقوق بشری پایداری کنیم و مبارزه را برای بدست آوردن حقوقمان ادامه دهیم.

- کنگره دوم لوزان ۱۵ - ۱۰ دی ۱۳۴۱ برابر با ۳۱ دسامبر ۱۹۶۲ تا ۵ ژانویه ۱۹۶۳

لوزان ۱۵ - ۱۰ دی ۱۳۴۱ با هیات دبیران فرج الله اردلان، علی برزگر، صادق قطب‌زاده، علی محمد فاطمی و حسن لباسچی و بهرام دهقان، فرخ مجلسی و حمید مُهیمن.

کنگره در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۴۱ به نام محمد مصدق و شهدا گشایش یافت. در این کنگره نمایندگان دانشجویان ایرانی از امریکا، سویس، فرانسه، آلمان، ایتالیا، انگلستان، اتحادیه دانشجویان مستعمرات پرتقال، سازمان دانشجویان آفریقای جنوبی، کانادا و سویس نیز پیام‌هایی به کنگره دادند و پیام دانشجویان الجزایری در کنگره خوانده شد. در این کنگره جزایری و محمد توسلی[۷] نمایندگان دانشجویان دانشگاه تهران که زیر کنترل حزب توده بودند نیز شرکت داشتند و پیوستن دانشجویان دانشگاه تهران به کنفدراسیون را به آگاهی همگان رساندند. نشریه پیوند، ارگان فدراسیون دانشجویان ایرانی در آلمان غربی و برلین نوشت که در این نشست ۶۶ نماینده، ۱۰۰ نگرنده (ناظر) و بیست مشاور در کنگره بودند.

خواست‌های کنگره درباره ایران: آزادی مصدق، اجرای قانون اساسی و اعلامیه حقوق بشر، آزادی زنان، بیرون رفتن ایران از پیمان سنتو، بیرون کردن مستشاران خارجی (امریکایی)، حق اعتصاب برای کارگران و دهقانان و حق برگزاری سندیکا، از میان برداشتن قرارداد کنسوسیوم و اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت!

خواست کنگره درباره مسایل بین‌المللی: پشتیبانی از جنبش‌های آزادی‌خواهی، نفی سیاست تبعیض نژادی در افریقای جنوبی و امریکا و پشتیبانی از مبارزه مردم آنگولا و موزامبیک . کنگره هم‌چنین پیام‌هایی به محمد مصدق، دانش‌آموزان و دانشجویان ایران تصویب کرد و پیام‌هایی نیز به اتحادیه دانشجویان الجزایر و فدراسیون دانشگاه‌های کوبا فرستاد و همبستگی خود را با آنان اعلام کرد.

خواست های کنگره درباره ایران، خواست های جبهه ملی بود که همیشه برای رسیدن به آن فشار می آوردند. پشتیبانی از جنبش های آزادی‌خواهی در آنگولا و موزامبیک و پشتیبانی از حکومت های کمونیستی الجزایر و کوبا نشان می دهد که کنفدراسیون دانشحویان ایرانی برای آینده ایران چه نقشه هایی در سر می پرورانند، که از یک حکومت کمونیستی با شعار "اتحاد، مبارزه، پیروزی" نیز در ایران برپا شود.

در این کنگره فرج‌الله اردلان، علی محمد فاطمی، صادق قطب‌زاده، علی برزگر و حسن لباسچی همچون نمایندگان دانشجویان ایرانی در آمریکا و فرخ مجلسی، بهرام دهقان و حمید مُهیمن همچون مسولان دفتر اروپایی کنفدراسیون جهانی به هم‌بندی (عضویت) در هیات دبیران برگزیده شدند.

- کنگره سوم لندن ۱۳ - ۱۰ دی ۱۳۴۲ برابر با ۳۱ دسامبر ۱۹۶۳ تا ۳ ژانویه ۱۹۶۴

کنگره سوم کنفدراسیون روز دهم دی ماه ۱۳۴۲ برگزار شد و چهار روز به درازا کشید. میان کنگره دوم تا سوم گرایش رادیکالی در کنفدراسیون پدید آمد. در کنگره دوم که اجرای قانون اساسی از خواست‌ها بود در کنگره سوم به براندازی سلطنت دگرگون شد. کنگره سوم پی‌گیر پشتیبانی از جنبش‌های کذایی (ساختگی - دروغین) آزادی‌خواهی شده بود و کنفدراسیون علیه همکاری شوروی با حکومت ایران مبارزه می کرد. هم‌بندان کنفدراسیون دریافتند که آنها به آرمان سیاسی خود در ایران نه تنها نزدیکتر نشده‌اند بلکه دورتر شده‌اند.

کنگره در این نشست، به پشتیبانی دولت امریکا از کشور ایران یورش برد و دست به دامان نمایندگان کنگره امریکا شد که چرا دولت آمریکا برای اجرای برنامه‌های عمرانی به ایران وام می‌دهد و چرا آمریکا ارتش ایران را نیرومند می‌سازد. هم‌چنین کنفدراسیون نمایندگان آمریکا را محکوم کردند که چرا آمریکا در مسایل ویتنام دست درازی می‌کند و چرا حکومت کمونیستی کوبا را زیر فشار اقتصادی قرارداده‌است. کنگره کنفدراسیون دانشجویان ایرانی هم‌چنین سفر لئونید برژنف صدر هیات رییسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی به ایران و کمک‌های سیاسی و اقتصادی شوروی به ایران را محکوم کردند. کنگره لندن، هیات دبیران برگزیده را به فرستادن نامه‌ای به اتحادیه دانشجویان یوگسلاوی واداشت که از آنان بخواهد که از سفر مارشال تیتو رهبر آن کشور به ایران جلوگیری کنند. این نامه با امضای حسن ماسالی به اتحادیه دانشجویان یوگسلاوی در بلگراد فرستاده شد. [۸]

کنگره کنفدراسیون اعلام داشت برای از بین بردن و سرنگونی سلطنت در ایران می‌باید در پهنه بین‌المللی وارد مبارزه سیاسی شوند بدین روی دبیر کنگره، حسن ماسالی، نامه‌ای به نیکیتا خروشچف نخست‌وزیر شوروی فرستاد[۹].

برای یادآوری، دادن بورس تحصیلی را رضا شاه بزرگ در زمانی که بودجه مملکت صفر بود بنیان کرد و کسانی چون مهدی بازرگان، و ... را برای تحصیل به خارج فرستاد. محمدرضا شاه پهلوی برای پیشبرد رفاه مردم و عمران کشور و اینکه کشور ایران کارشناس در رشته‌های پزشکی، مهندسی، کشاورزی داشته باشد، پیوسته سالیانه صدها دیپلمه را به کشورهای اروپایی و امریکایی می‌فرستاد تا پس از پایان تحصیل کارهای مملکتی را بر دوش بگیرند، به جای آن، بیشتر این دانشجویان با پول ملت ایران انقلابی شدند و در زمانی که در ایران، شاهنشاه با گام‌های استوار در راه از میان برداشتن فئودالیسم و تقسیم زمین‌های کشاورزی میان برزگران، اجرای برنامه عمرانی دوم [۱۰] و برانگیزاندن سرمایه‌داران برای سرمایه‌گذاری در کشور می کوشید تا کارخانه‌های داخلی مانند کارخانه ارج، کارخانه بی اف گودریچ، کارخانه کاشی سازی ایرانا، کارخانه لوازم خانگی خرم، کارخانه مونتاژ فیات و غیره بنا شود و تولیدات صنعتی ایرانی به دست کارگر ایرانی در بازارهای ایران و منطقه سرازیر شود، و تلاش خستگی ناپذیر شاهنشاه در ساختن زیربنای کشور راه‌ها، سدها، کشیدن آب لوله‌کشی به خانه‌ها و فراهم آوردن برق و دیگر خدمات پایه‌ای کشور، چهره واپس‌ماتده ایران را دگرگون می کرد تا کشور ایران که در راه رشد و یافتن اعتبار در پهنه سیاسی بین‌المللی بود، به جهانیان بشناساند، کنفدراسیون خشمگین‌تر از پیش از اینکه شاهنشاه با هر دو قدرت جهانی در دوستی و همکاری را گشوده است روی به چین آوردند.

کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور که نگرانی پول و جا و هزینه دانشگاه را نداشتند این بار در زمان کنگره سوم هیجان‌زده و سر از پا ناشناخته زیر نفوذ انقلاب کوبا و الجزایر رفتند. در کنگره سوم کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور، دانشجویان جبهه ملی و حزب توده قدرت گرفته بودند و کمیته‌های گوناگون آن پیوسته اعلامیه علیه سلطنت محمدرضا شاه پهلوی صادر می‌کردند با "اصول تئوریک " و و "قوانین علمی" کمونیستی تیشه بر ریشه کشور ایران می‌زدند. علی شایگان از یاران محمد مصدق بزرگ فئودال ایران پیامی به کنفدراسیون فرستاد. دانشجویان دانشگاه تهران پیامی خود را به وسیله ابوالحسن بنی صدر [۱۱] نماینده دانشجویان دانشگاه تهران که برای نخستین بار در کنگره کنفدراسیون شرکت می کرد، خوانده شد. آیت الله محمدهادی میلانی نیز پیامی به کنگره کنفدراسیون فرستاده بود. افزون بر این، اتحادیه ملی دانشجویان سوسیالیسم، ارگان جامعه سوسیالیست‌های ایرانی در اروپا با چاپ نوشتارهایی پیرامون پیروزی کنگره کنفدراسیون در لندن نوشتند:

... نکته برجسته دیگر اینکه پیامی توسط آیت الله میلانی از جانب جامعه روحانیت به کنگره فرستاده شده بود. این پیام که ورود نیروهای پیشرو مذهبی را به میدان مبارزه با نظام استبدادی دست نشانده استعمار اعلام می‌کرد، شور و هیجان توصیف‌ناپذیری به کنگره بخشید و با استقبال بی‌نظیری مواجه گشت....

با پایان سومین کنگره کنفدراسیون در ۱۳ دی ۱۳۴۲ دامنه کارها و کارشکنی‌ها و پروپاگاندای کنفدراسیون علیه سلطنت گسترش می‌یافت. دانشجویان کنفدراسیون خارج از کشور توجه روزافزونشان به مسایل ایران و نوسازی و بازسازی آن بود که نشانه پیشرفت کشور و عشق ملت به میهن و شاهنشاه بود. به همین سبب بر کارها و تبلیغات خود در خارج از کشور افزودند. از سوی دیگر با پیش‌باز ار محمد توسلی و جزایری نمایندگان دانشجویان دانشگاه تهران در کنگره لوزان و پیش‌باز باشکوه از ابوالحسن بنی صدر نماینده دانشجویان دانشگاه تهران و سازمان دانشجویی وابسته به جبهه ملی در دانشگاه تهران و برگزیدن بنی صدر به عنوان ریاست افتخاری کنگره، کوشش در رخنه به دانشجویان داخل کشور داشتند که جنبش دانشجویی در ایران علیه سلطنت را سامان دهند.


در جریان کار کنگره پیام‌هایی نیز به کنفدراسیون رسید

- کنگره چهارم کلن ۱۷ - ۱۳ دی ۱۳۴۳ برابر با ۷ - ۳ ژانویه ۱۹۶۵

کنگره چهارم در شهر کلن آلمان غربی در تاریخ ۱۷ - ۱۳ دی ۱۳۴۳ برابر با ۷ - ۳ ژانویه ۱۹۶۵ برگزار شد. هیات دبیران کنگره چهارم: ابوالحسن بنی صدر، بهرام دهقان، خسرو شاکری، حسن ماسالی و پرویز نعمان بودند.


با پیروزی انقلاب شاه و مردم و ویژه ساختن درآمد نفت از برنامه عمرانی دوم پس از آن که قرارداد کنسرسیوم بسته شد، با پشتکار دولت‌های حسین علاء، دکتر منوچهر اقبال، علی امینی و اسدالله علم کشور به سوی صنعتی شدن گام برداشت. دولت با فراهم آوردن هر گونه دستمایه (امکانات) و ابزاری جوانان را به تحصیل در اروپا و امریکا بر می انگیزانید. با بالارفتن شمار دانشجویان که بیشتر آنها با رسیدن به اروپا و یا امریکا به هم‌بندی کنفدراسیون درمی آمدند، هر روز نیز به یکان‌های نوین بر انجمن‌های دانشجویی نیز افزوده می‌شد.

بنی صدر در چهارمین کنگره کنفدراسیون جهانی به هم‌بندی (عضویت) هیات دبیران کنفدراسیون در آمد. صادق قطب‌زاده، بنی صدر و مصطفی چمران از فعالین جنبش دانشجویان خارج از کشور بودند.

- کنگره پنجم اشتوتگارت ۱۰ - ۴ آذر ۱۳۴۳ برابر با ۳۱ - ۲۵ دسامبر ۱۹۶۵

- کنگره ششم فرانکفورت ۱۷ - ۱۳ دی ۱۳۴۵ برابر با ۷ - ۳ ژانویه ۱۹۶۷

- کنگره هفتم فرانکفورت ۱۷ - ۱۲ دی ۱۳۴۶ برابر با ۹ - ۲ ژانویه ۱۹۶۸

- کنگره هشتم فرانکفورت ۸ - ۶ اردیبهشت ۱۳۴۷ برابر با ۲۸ - ۲۶ آوریل ۱۹۶۸

کنگره نهم کلن ۲۰ - ۱۲ دی ۱۳۴۷ برابر با ۱۰ - ۲ ژانویه ۱۹۶۹

- کنگره دهم کارلسروهه ۱۵ - ۵ دی ۱۳۴۸ برابر با ۲۶ دسامبر ۱۹۶۹ تا ۵ ژانویه ۱۹۷۰

- کنگره یازدهم فرانکفورت اردیبهشت ۱۳۴۹ برابر با آوریل ۱۹۷۰

- کنگره دوازدهم فرانکفورت ۲۳ - ۱۸ اسفند ۱۳۴۹ برابر با ۱۴ - ۹ مارس ۱۹۷۱

- کنگره سیزدهم فرانکفورت ۲۲ - ۱۸ دی ۱۳۵۰ برابر با ۱۲ - ۸ ژانویه ۱۹۷۲

- کنگره چهاردهم فرانکفورت ۲۱ - ۱۴ دی ۱۳۵۱ برابر با ۱۱ - ۶ ژانویه ۱۹۷۳

- کنگره پانزدهم فرانکفورت ۲۵ - ۱۸ دی ۱۳۵۳ برابر با ۱۵ - ۸ ژانویه ۱۹۷۵

رویدادهای ایران

علی شریعتی در سال ۱۳۳۹ هم‌زمان با تشکیل جبهه ملی دوم ، به پاریس رفت و به کنفدراسیون پیوست. علی شریعتی در این دوره، سردبیری نشریه «ایران آزاد» ارگان رسمی سازمان‌های اروپایی جبهه ملی بود.

نهضت آزادی ایران به وسیله بازرگان، دکتر یدالله سحابی و آیت‌الله طالقانی بنیان شد. در سال ۱۳۴۲ دکتر علی شریعتی به همراه مصطفی چمران، ابراهیم یزدی، پرویز امین، صادق قطب‌زاده، بهرام راستین، شریفیان و محمد توسلی شعبه‌های نهضت آزادی در اروپا و آمریکا را تاسیس کردند.

منبع