الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید.  -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید.  -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*[[پرونده:Mrpazar21.jpg|thumb|left|285px|محمدرضا شاه پهلوی با ژنرال‌های ارتش شاهنشاهی نقشه هوایی آذربایجان را بررسی می‌کنند]]
[[پرونده:Majlis Shora Melli5.jpg|thumb|left|مجلس شورای ملی پس از بمباران به وسیله محمدعلی شاه قاجار با ملیت روسی و پیش از بسته شدن به وسیله شورش ۱۳۵۷]]
جنبش مشروطه‌خواهی با پاکدلی‌ها آغازید ولی با ناپاک‌دلی‌ها به پایان رسید، و دست‌هایی، از درون و بیرون، به میان آمد، آن را بهم زد و نا انجام گذاشت، و کار به آشفتگی کشور، و ناتوانی دولت، و از هم گسیختن رشته‌ها انجامید، و مردم ندانستند آن چگونه آمد و چگونه رفت و انگیزه ناانجام ماندنش چه بود. دانستن این رازها آسان نمی بود، و اگر هم کسانی به گِردآوردن داستان‌ها پرداختندی به این رازها کمتر پی‌بردندی و گیج‌وار درماندندی. ناآگاهی ایرانیان از سود و زیان، و سستی اندیشه‌های ایشان به اندازه‌ایست که کسان بسیاری که از وزیران و دیگران با مشروطه دورویی نموده، و از باغشاه درآمده و در بهارستان جا گرفته‌اند، از زبونی اندیشه بدی آنها را ندانسته و به چون و چرایی برنخاسته‌اند. در جنبش مشروطه دو دسته پا در میان داشته‌اند: یکی وزیران و درباریان و مردان برجسته و به نام، و دیگری بازاریان و کسان گمنام و بی‌شکوه. آن دسته کمتر یکی درستی نمودند و این دسته کمتر یکی نادرستی نشان دادند. هرچه هست کارها را این دسته گمنام و بی‌شکوه پیش بردند و تاریخ باید به نام ایشان نوشته شود. ولی چون سستی اندیشه و پستی خوی‌های وارونه این را خواستار است، در این چندگاه بی‌کار ننشسته و به وارونه گردانیدن داستان‌ها کوشیده‌ و بر روی راستی‌ها پرده‌هایی کشیده، و اگر نوشتن تاریخ به اینان، به این سست اندیشگان، واگزار شدی بی‌گمان همه داستان‌ها را وارونه گردانیده و تاریخ را به نام دسته نادرست پرداختندی. مردم ایران که گرفتار پراکندگی اندیشه‌اند، و شما ده تَن را دارای یک راه و یک اندیشه نتوانید یافت، پیش‌‌آمد مشروطه، زمینه دیگری برای پراکنده‌اندیشی‌ها شده بود، و بارها در انجمن‌ها گفتگو به میان آمده و یک رشته سخنان خام و بی‌پایی از کسانی شنیده می‌شد. در یک جنبشی که هزاران مردان ارجمند و پاک به کوشش برخاستند، و هزاران جوانان جان در راه آن باختند، بی خردانی از ناآگاهی این را یک پیش‌آمد بسیار کوچک وانموده و چنین می‌گفتند: "چیزی بود دیگران پیش‌آورده بودند و خودشان برداشتند". احمد کسروی - تاریخ مشروطه ایران


'''[[قانون اساسی مشروطه|قانون اساسی مشروطه و متمم آن و هم‌چنین اصل دوم متمم قانون اساسی (اصل نوری) تحمیل شده به ملت ایران  را بخوانید]]'''
{{ شنیدن
| نام پرونده    = RouzeNejatAzarbaijan.ogg
| عنوان        = روز نجات آذربایجان
| توصیف        = بیانات شاهنشاه آریامهر محمدرضا شاه پهلوی  ۱۹ دی ۱۳۴۱
| نوع          = گفتار
| مکان قرارگیری = چپ
| سرآیند        =
}}
'''[[نجات آذربایجان| ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان]]''' روزی بود که یکان‌های ارتش شاهنشاهی به فرماندهی محمدرضا شاه پهلوی در میان شور و هیجان و فریادهای شادی مردم وارد تبریز و رضاییه شدو استان‌های شمالی ایران را از چنگ استالین و مزدورانش بیرون آورد. ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز عید ملی اعلام شد و از سال ۱۳۲۵ همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ایران بر آن خطه جشن گرفته شد. نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند. از نوشتار شاهنشاه در کتاب ماموریت برای وطنم


...مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاشی و سیاسی وطن خود مشارکت دارند. ...اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی الحقوق خواهد بود....حکم و اجرای هیچ مجازاتی نمی‌شود مگر به موجب قانون....منزل و خانه هرکس در حفظ و امان است درهیچ مسکنی قهرا نمی‌توان داخل شد مگر به حکم و ترتیبی که قانون مقرر نموده....هیچیک از ایرانیان را نمی‌توان نفی داد یا منع از اقامت در محلی یا مجبور به اقامت محل معینی نمود مگر در مواردی که قانون تصریح می‌کند.
با حمله هیتلر به شوروی در جنگ جهانی دوم، در روز سوم شهریور ۱۳۲۰ ارتش سرخ شوروی به مرزهای ایران تجاوز نمود و نیروی هوایی شوروی در آذربایجان به بمباران شهرهای باز و بی دفاع پرداخت. ارتش شوروی، بریتانیا، امریکا که بدانها متفقین گفته می‌شد ایران را چون راهرویی برای رسانیدن ابزار جنگی امریکایی از خلیج فارس  به شوروی در جنگ علیه آلمان هیتلری درآورند و ایران را پل پیروزی نام نهادند. ۲۴ آذرماه ۱۳۲۰  میان سه دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و انگلستان پیمان سه دولت امضا شد که برپایه آن دولت اشغالی شوروی و بریتانیا استقلال و حق حاکمیت ایران را محترم می‌شمرند و می‌باید حداکثر تا شش ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم ارتش خود را از ایران بیرون برند. پس از آنکه روشن شد که متفقین در جنگ پیروز خواهند شد، استالین سیاست دیگری با ایران در پیش گرفت که استان‌های شمالی ایران را با سازمان دادن به جنبش‌های جدایی خواهانه از ایران جداسازد و ضمیمه شوروی کند. هدف استالین کنترل بر روی منابع نفتی شمال ایران بود. پس از اعلام پایان جنگ در ۲۳ امرداد ۱۳۲۴،  استالین ارتش خود را که می‌بایستی تا ۱۲ اسفند ۱۳۲۴ بر پایه پیمان سه دولت و اعلامیه سه دولت امریکا بریتانیا و شوروی در کنفرانس تهران راجع به ایران، از ایران بیرون روند، خارج نکرد. پس از آن که دولت شاهنشاهی ایران شکایت رسمی خود را علیه شوروی به شورای امنیت سازمان تازه بنیان شده ملل متحد داد میان متفقین شوروی، بریتانیا و امریکا شکاف افتاد. پرزیدنت ترومن، استالین را زیر فشار قرارداد تا ارتش شوروی مجبور به بیرون رفتن از ایران شود و از جداسازی استان‌های شمالی ایران دست بردارد. ۱۶ آذر ۱۳۲۵ ارتش ایران در سه ستون به آذربایجان لشکر کشید. پس از آن که احمد قوام نخست وزیر وقت ایران با دولت شوروی قرارداد امتیاز نفت شمال ایران را امضا کرد، ارتش شوروی از ایران بیرون رفت. ولی مجلس شورای ملی این قرارداد را نپذیرفت و این زمینه ساز جنگ سرد در دنیا و ژرفتر شدن دخالت‌های شوروی در امور ایران بود که با روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ و سقوط محمد مصدق بالاخره به پایان رسید.


'''[[روز نجات آذربایجان|این نوشتار را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱ دسامبر ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۴۷


  • محمدرضا شاه پهلوی با ژنرال‌های ارتش شاهنشاهی نقشه هوایی آذربایجان را بررسی می‌کنند


بیانات شاهنشاه آریامهر محمدرضا شاه پهلوی ۱۹ دی ۱۳۴۱

آیا مشکلی با شنیدن این پرونده دارید؟ راهنمای رسانه را ببینید.

۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان روزی بود که یکان‌های ارتش شاهنشاهی به فرماندهی محمدرضا شاه پهلوی در میان شور و هیجان و فریادهای شادی مردم وارد تبریز و رضاییه شدو استان‌های شمالی ایران را از چنگ استالین و مزدورانش بیرون آورد. ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز عید ملی اعلام شد و از سال ۱۳۲۵ همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ایران بر آن خطه جشن گرفته شد. نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند. از نوشتار شاهنشاه در کتاب ماموریت برای وطنم

با حمله هیتلر به شوروی در جنگ جهانی دوم، در روز سوم شهریور ۱۳۲۰ ارتش سرخ شوروی به مرزهای ایران تجاوز نمود و نیروی هوایی شوروی در آذربایجان به بمباران شهرهای باز و بی دفاع پرداخت. ارتش شوروی، بریتانیا، امریکا که بدانها متفقین گفته می‌شد ایران را چون راهرویی برای رسانیدن ابزار جنگی امریکایی از خلیج فارس به شوروی در جنگ علیه آلمان هیتلری درآورند و ایران را پل پیروزی نام نهادند. ۲۴ آذرماه ۱۳۲۰ میان سه دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و انگلستان پیمان سه دولت امضا شد که برپایه آن دولت اشغالی شوروی و بریتانیا استقلال و حق حاکمیت ایران را محترم می‌شمرند و می‌باید حداکثر تا شش ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم ارتش خود را از ایران بیرون برند. پس از آنکه روشن شد که متفقین در جنگ پیروز خواهند شد، استالین سیاست دیگری با ایران در پیش گرفت که استان‌های شمالی ایران را با سازمان دادن به جنبش‌های جدایی خواهانه از ایران جداسازد و ضمیمه شوروی کند. هدف استالین کنترل بر روی منابع نفتی شمال ایران بود. پس از اعلام پایان جنگ در ۲۳ امرداد ۱۳۲۴، استالین ارتش خود را که می‌بایستی تا ۱۲ اسفند ۱۳۲۴ بر پایه پیمان سه دولت و اعلامیه سه دولت امریکا بریتانیا و شوروی در کنفرانس تهران راجع به ایران، از ایران بیرون روند، خارج نکرد. پس از آن که دولت شاهنشاهی ایران شکایت رسمی خود را علیه شوروی به شورای امنیت سازمان تازه بنیان شده ملل متحد داد میان متفقین شوروی، بریتانیا و امریکا شکاف افتاد. پرزیدنت ترومن، استالین را زیر فشار قرارداد تا ارتش شوروی مجبور به بیرون رفتن از ایران شود و از جداسازی استان‌های شمالی ایران دست بردارد. ۱۶ آذر ۱۳۲۵ ارتش ایران در سه ستون به آذربایجان لشکر کشید. پس از آن که احمد قوام نخست وزیر وقت ایران با دولت شوروی قرارداد امتیاز نفت شمال ایران را امضا کرد، ارتش شوروی از ایران بیرون رفت. ولی مجلس شورای ملی این قرارداد را نپذیرفت و این زمینه ساز جنگ سرد در دنیا و ژرفتر شدن دخالت‌های شوروی در امور ایران بود که با روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ و سقوط محمد مصدق بالاخره به پایان رسید.

این نوشتار را بخوانید