روز نفت ۹ امرداد ماه: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
}}
}}


== امتیاز نفت شوروی ==
محمد مصدق به مجلس پانزدهم راه نیافت. ولی نمایندگان به نام اقلیت به سرکردگی محمد مصدق و با همکاری نمایندگان حزب توده‌ای  به سیاست ایجاد هرج و مرج و کارشکنی در مجلس چون مجلس چهاردهم ادامه دادند. پس از [[تصمیم‌قانونی دایر به بی‌اثر‌بودن موافقتنامه مورخ ۱۵ فروردین راجع به ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی|رد شدن پیشنهاد ایجاد شرکت نفت مختلط ایران و شوروی]] در مجلس پانزدهم به تاریخ سی‌ام مهر ماه ۱۳۲۶،  سادچیکف نامه تندی  به قوام نوشت که "تصویب نشدن قرارداد نفت با شوروی، ولی امتیاز نفت انگلیس به همان ترتیب وجود دارد قرارداد دوستی با شوروی را لطمه زده‌است و این برای ایران دشواری‌هایی را به ارمغان خواهد آورد." پیشتر نیز مولوتف در نامه‌ای به قوام حق شوروی دانست که امتیاز نفت شمال ایران را همانند نفت جنوب که به انگلیس‌ها داده شده‌است بدست بیاورند.<ref>[[نامه مولوتف وزیر امور خارجه شوروی به احمد قوام نخست وزیر ایران درباره آذربایجان، ارتش شوروی در ایران و امتیاز نفت ۹ اسفند ۱۳۲۴]]</ref> با این بگومگوها که اگر شوروی امتیاز نفت بدست نیاورد، انگلیس هم نباید امتیاز نفت داشته باشد به عبارت دیگر اگر انگلیس امتیاز نفتی داشته باشد می‌باید که شوروی نیز امتیاز نفت ایران را نیز داشته باشد. یادآوری کنیم که [[مذاکرات مجلس شورای ملی ۷ آذر ۱۳۲۳ نشست ۷۹|در مجلس چهاردهم نشست روز ۷ آذر ۱۳۲۳ محمد مصدق]] چنین گفت:
<blockquote>من اگر با امتیاز مخالفت نموده‌ام پیشنهادهائی هم برای استخراج نفت و فروش آن کرده‌ام که آن‌ها را نباید از نظر دور داشت که کار نفت را برای بعد از خاتمه جنگ گذاشت. آن‌هایی که می‌گویند مذاکرات نفت به بعد از جنگ محول شود یا از درک حقایق عاجزند و یا اینکه عقیده از خود ندارند ولی آن‌هائی که اهل تشخیصند و نماینده این ملتند می‌دانند که تأخیر موجب زیان است. وضعیات بین‌المللی ایجاب می‌کند که هر چه زودتر تکلیف معادن نفت معلوم شود امروز یکی از شخصیت‌های مهم کشور دوست و مجاور ما تشریف آورده‌اند و می‌خواهند در کار نفت مذاکره نمایند(منظور کافتارادزه از سران شوروی می‌باشد). هر دولتی در کار تأخیر کند به مملکت خیانت می‌نماید</blockquote>  ولی پس از آن که مجلس تصویب کرد که هیچ امتیاز نفتی تا پس از پایان جنگ و اشغال ایران نباید داده شود، محمد مصدق گفتگوهای مجلس را به  "موازنه منفی"  و [[قانون ممنوعیت دولت از مذاکره و عقد قرارداد راجع به امتیاز نفت با خارجی‌ها|قانون ممنوعیت دولت از مذاکره و عقد قرارداد راجع به امتیاز نفت با خارجی‌ها یا قانون موازنه منفی]] با هدف دادن امتیاز نفت شمال ایران به شوروی، دگرگون کرد زیرا که انگلیس امتیاز نفت جنوب ایران را دارد. نجات آذربایجان و نگرفتن امتیاز نفت برای استالین شکست بزرگ و پیروزی بزرگی برای ایران بود. بدین روی استالین دخالت‌های خود را در مسائل داخلی ایران با پشتیبانی بیشتر از [[حزب توده]]، سازمان دادن به تظاهرات و ایجاد آشوب در ایران بیشتر کرد، نخستین پیروزی استالین برانداختن دولت قوام بود. قوام در برابر مجلس پانزدهم ۱۸ آذر ۱۳۲۶<ref>[[مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۸ آذر ۱۳۲۶ نشست ۳۳#بیانات آقای نخست‌وزیر و تقاضای رای اعتماد|بیانات آقای احمد قوام نخست‌وزیر و تقاضای رای اعتماد]]</ref>  درباره سیاست خود درباره نجات آذربایجان و مواد ده‌گانه برنامه کابینه‌اش که دربرگیرنده برنامه عمرانی هفت ساله اول برای نوسازی اقتصادی ایران بود سخنرانی کرد.<ref>[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای احمد قوام نخست‌وزیر ۱۳۲۶]]</ref> و از مجلس درخواست رای اعتماد کرد، از ۱۱۲ نماینده حاضر، ۴۶ رأی موافق، ۳۹ رأی مخالف و ۵ ورقه سفید بی امضاء شمرده شد، و ۲۲ نفر از مجلس بیرون رفتند، قوام به ۵۷ (یعنی نیمی از حاضران بعلاوه یک) رای برای تصویب نیاز داشت، قوام، سرانجام این رای‌گیری را باور نمی‌کرد، به جای نوسازی کشور درپی ویرانی‌های جنگ، دادن امتیاز نفت در بالاترین رده قرارگرفت و کشور و ملت ایران را به سوی سیاست هولناک کمونیستی شدن ایران روانه کرد. این گفتگوها درباره نفت شمال ایران و نفت جنوب ایران بر روی همه گفتگوها و جر و بحث‌های سیاسی تا مرگ استالین در ۱۴ اسفند ۱۳۳۱ و برافتادن محمد مصدق در امرداد ۱۳۳۲ ادامه یافت و استالین  با استفاده از حزب توده و سپس '''[[جبهه ملی ایران]]''' به رهبری محمد مصدق، کشور ایران را به بحران کشاند و از ساختن ایران و نوسازی آن جلوگیری کرد.
پس از آن که استالین امتیاز نفت شمال ایران را نتوانست بدست بیاورد، کوشش کرد که همه ایران را زیر نفوذ شوروی بیاورد. تنها در تهران بیش از ۱۵۵ جاسوس شوروی در سفارت آن کشور لانه کرده بودند که بالاترین شمار جاسوسان در خارج از شوروی بود، افزون بر آن در ایران بیش از چهل مرکز پنهانی جاسوسی شوروی وجود داشت. حزب توده با پشتیبانی شوروی گسترش پیدا کرد و آموزش‌های تروریستی زیر نظر کیانوری به اعضای حزب  برای شناسایی مخالفان، ربودن آنها و کشتن آنها داده شد. کمیته دیگری در حزب توده وجود داشت که برای رخنه در ارتش و شهربانی و وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی، به ویژه فرهنگ و آموزش و پرورش بودند. سندیکاهای کارگری برای سازماندهی به کارگران، تظاهرات و اعتصاب‌ها نیز تشکیل شد، به ویژه در میان کارگران نفت آبادان.
== نزدیک شدن ایران با دنیای غرب ==
پس از آنچه که در [[نجات آذربایجان|آذربایجان]] رویداد و تهدید مداوم از سوی شوروی راه برای سیاست ایران روشن شده بود. اکثریت مردم ایران علیه ایران کمونیستی بودند، مردم ایران دیکتاتور پرولتاریا  و بردگی در برابر فرمان‌های رسیده شده از مسکو را نخواستند. دولت‌های غربی نیز این تصمیم مردم ایران را خوش‌آمد گفتند و شاهنشاه ایران را به اروپا و امریکا دعوت کردند. نخستین سفر خارج از کشور محمدرضا شاه پهلوی به انگلستان، فرانسه، سویس و ایتالیا بود. نخست‌وزیر هژیر در مجلس شورای ملی به آگاهی رساند که شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی دعوت اعلیحضرت جرج ششم پادشاه انگلستان برای بازدید از انگلستان را پذیرفته‌اند.  '''[[سفر محمدرضا شاه پهلوی به اروپا ۲۷ تیر ۱۳۲۷|سفر اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی به اروپا روز ۲۷ تیر ۱۳۲۷]]''' آغاز شد. شاهنشاه از کشورهای انگلستان، فرانسه، سویس، ایتالیا، واتیکان و قبرس بازدید رسمی کردند و با سران این کشورها به گفتگو نشستند و از صنایع و کارخانجات و پیشرفت‌های این کشورها آگاه شدند.
پس از [[سفر محمدرضا شاه پهلوی به اروپا ۲۷ تیر ۱۳۲۷|سفر شاهنشاه به اروپا در سال ۱۳۲۷]] گام بعدی سفر به ایالات متحده امریکا بود<ref>[[سفر محمدرضا شاه پهلوی به ایالات متحده امریکا ۲۵ آبان ۱۳۲۸ - ۱۰ دی ۱۳۲۸]]</ref>. در دوره فترت مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پانزدهم و شانزدهم کوتاهی پیش از سفر شاهنشاه به امریکا که از مهرماه ۱۳۲۸ با دعوت ترومن پرزیدنت امریکا سازمان یافته بود.  ۲۵ آبان ۱۳۲۸ شاهنشاه به شهر واشنگتن وارد شدند و مورد پیشباز ترومن رئیس جمهور امریکا و دیگر سران آن کشور قرارگرفتند. در پایان این سفر رسمی، شاهنشاه و پرزیدنت ترومن اعلامیه مشترکی را به آگاهی همگان رساندند که در آن پرزیدنت ترومن استقلال و تمامیت ارضی ایران همانگونه که در [[پیمان سه دولت]] به امضای وی رسیده بود را تضمین و برای بازسازی ایران پس از ویرانی‌های جنگ جهانی دوم، در چهارچوب [[اصل چهار ترومن]] کمک‌های مالی و فنی را نیز گارانتی می‌کند.
سرانجام سفر اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی همکاری نزدیک سیاسی و اقتصادی با کشورهای اروپایی و امریکا بود. این کشورها کمک‌های مالی و کارشناسان فنی برای بازسازی ایران در چهارچوب [[برنامه عمرانی اول]] را آماده ساختند. گرچه کشورهای اروپایی خود به سبب درگیری در جنگ جهانی دوم به ویژه از دیدگاه اقتصادی در تنگنا قرارداشتند ولی برایشان روشن بود که ایران زمانی کشور آزادی از تهدیدهای کمونیستی خواهد شد که اقتصاد آن کشور شکوفا شود و مردم در رفاه و آسایش زندگی کنند. برای نخستین بار با یاری کارشناسان غربی در تاریخ نوین ایران، پروژه عمرانی برنامه‌ریزی شد که عمران سراسر کشور را در برمی گرفت. از آنجا که مجلس شورای ملی تصویب کرد که بیشتر درآمد نفت برای [[برنامه عمرانی اول]] کنارگذاشته شود، محمد ساعد نخست‌وزیر، عباسقلی گلشائیان وزیر دارایی کابینه خود را برای گفتگو با مدیران شرکت نفت انگلیس و ایران فرستاد تا قرارداد بهتری برای تامین بودجه عمران کشور به امضا رساند.
عبدالحسین هژیر روز هشتم تیرماه ۱۳۲۷ از مجلس شورای ملی رای اعتماد گرفت. بند دوازدهم برنامه دولت هژیر اجرای کلیه قوانین بالاخص قانون ۲۹ مهر ماه ۱۳۲۶ بود که به موجب آن دولت می‌بایستی حقوق ملت ایران را از شرکت نفت جنوب بگیرد.<ref>[[طرح بررسی منابع زیرزمینی در ایران و روش بهره‌برداری و بستن قراردادهای بین‌المللی]]</ref> دولت هژیر بی‌درنگ درباره نفت اقدام کرد که از آن جمله موافقت مجلس شورای ملی برای استخدام سه تن کارشناس عالی‌مقام از کشورهای اروپایی بی‌طرف در نفت ایران بود سپس هژیر گفتگو را با گس <ref>Nevil A. Gass</ref> یکی از مدیران شرکت نفت انگلیس<ref>Managing Director of AIOC</ref> که در مهر ۱۳۲۷ به ایران آمده بود آغاز کرد.
هژیر از مستر گس خواست که قراردادی همانند ونزوئلا که ۵۰٪ به ۵۰٪ را نیز با ایران ببندند. مستر گس در پاسخ هژیر گفت : قرارداد ونزوئلا برای ایران مناسب نیست زیرا که سود شرکت نفت انگلیس و ایران دربرگیرنده عملیات شرکت در داخل ایران و خارج از ایران است. شرکت نفت انگلیس و ایران یک  شرکت سهامی است که ۴۷ شرکت تابعه دارد که ایران در همه آنها سهامدار است و ایران در سود همه شرکت های تابعه نیز شریک است. شرکت نفت انگلیس و ایران تنها از نفت ایران بهره‌برداری نمی کند، بلکه در دیگر کشورها مانند عراق و کویت و ایران در سود بهره‌برداری از نفت این کشورها سهیم است.  شرکت سرمایه‌گذاری هایی در ساختن پالایشگاه، نفتکش ، لوله‌های نفتی، شبکه خدمات پمپ بنزین و ایران در همه این سرمایه‌گذاری ها شریک است. قرارداد و ملی شدن نفت ونزوئلا تنها به ونزوئلا پیوند دارد ولی ایران یکی از سهامداران شرکت نفت انگلیس و ایران با همه سرمایه‌کذاری‌ها در سراسر گیتی است.
دولت هژیر در تاریخ ۱۵ آبان ۱۳۲۷ به سبب اینکه بودجه برنامه خود و برنامه هفت ساله اول را نتوانست در مجلس به تصویب برساند از نخست‌وزیری  کناره گرفت و دولت ساعد ۱۷ آذر ماه ۱۳۲۷ کابینه و برنامه خود را به تصویب مجلس شورای ملی رسانید<ref>[[تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای ساعد نخست وزیر ۱۳۲۷]]</ref>.
== نخست‌وزیر ساعد ==
۲۱ دی ۱۳۲۷ مستر گس نامه ای به گلشائیان وزیر دارایی ساعد نوشت که وی برای دنباله گفتگوها به تهران خواهد آمد. پیش از اینکه مستر گس رهسپار تهران شود در وزارت خارجه انگلیس نشستی با بوین <ref>Bevin</ref> , وزیر خارجه داشت. مستر گس ابراز داشت که شرکت می خواهد که با ایران مسله را به فرجام برساند. بوین گفت که ما در این مسله دخالتی نمی کنیم و دست شما در اختیار هرگونه راه حلی باز است.
=== عباس اسکندری و ملی کردن نفت ===
در نشست ۵ بهمن ۱۳۲۷ عباس اسکندری در سخنان خود در مجلس شورای ملی گفت که دولت نفت ایران را باید دولت کند و قرارداد با شرکت نفت انگلیس و ایران را لغو نماید. وی سند یک میلیون تومان برای محمد مصدق، آیت‌الله کاشانی و بهاءالملک را به عنوان جایزه به هر کسی که نفت ایران را ملی کند در مجلس اعلام کرد.
:دولت ایران بلافاصله بایستی صنعت نفت را ملی کند و البته خساراتی هم اگر دولت انگلیس و کمپانی نفت جنوب دارد در این موضوع داخل مذاکره بشوند و حل بکنند من میدانم که هر کسی خانه‌ای دارد قرضی دارد زندگی دارد اینها را تمام من می‌فهمم ولی باید برای خاطر کشور از همه آنها بگذرد  دو موضوعی را که از اول مجلس گفتم و تعقیب کردم و حالا هم تعقیب می‌کنم یکی موضوع بحرین بود و یکی موضوع نفت جنوب من تقریبا آنچه داشتم یعنی آنچه که دارائی من و بچه‌های من هست او را دو تا پانصد هزار تومان تعیین کردم جایزه برای کسانی که این قدم را بردارند و آن قسمت را بایران بازگشت بدهند و این ننگ را هم از سر ملت ایران بردارند. (باتمانقلیج - چکش را مرقوم بفرمایید) و برای این قسمت هم سند رسمی تهیه کرده‌ام آقای دکتر مصدق السلطنه و آقای بهاءالملک که مرد نامی و آقای سیدابوالقاسم کاشانی هم وکالت تام الاختیار دارند کسانی که طبق ورقه منتشره در روزنامه‌ها این کار را می‌کنند بآنها این پول را بدهند من عقیده‌ام این است که این آقایان اگر تصور می‌کنند مورد تعقیب می‌شوند مورد بی‌مهری می‌شوند دچار زندگی بد می‌شوند این را تامین می‌کنم در حدودی که من می‌توانم بیش ازاین نمی‌توانم این کار را من کردم باکمال میل هم می‌کنم برای نیکنامی خودمان اینقدر دیگر راه کج و کوله نروید  (باتمانقلیج - سندش کجاست)  اینجا که بشما می‌گویم دیگر هیچ جائی بالاتر از این نیست این سند است که داده شده‌است هیچ جائی بالاتر از این نیست که در مجلس شورای ملی می‌گویم این سه نفر هم وکالت تام الاختیار دارند که آن کسی که این کار را می‌کند باو بدهند بیشتر از این نداشتم
=== سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی ===
اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در روز ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در برابر دانشکده حقوق دانشگاه تهران به وسیله یکی از عوامل حزب توده مورد سوءقصد قرارگرفتند. ناصر میرفخرایی چهار گلوله به سوی شاهنشاه شلیک کرد که به کلاه و لب بالای شاهنشاه اصابت کرد. شاهنشاه به همراهی دکتر اقبال به بیمارستان شماره دو ارتش رفتند و پس از بهبودی پیامی رادیویی برای آگاه ساختن ملت ایران از تندرستی خویش فرستادند. عباس اسکندری رهبر حزب توده و نماینده مجلس شورای ملی فراکسیون حزب توده بی‌درنگ پس از سوءقصد نافرجام به جان شاهنشاه از ایران فرار کرد و به سوئیس رفت و تا تیر ماه سال ۱۳۳۱ در سوئیس و فرانسه زندگی کرد و با نخست‌وزیری مصدق به ایران بازگشت.
=== گفتگو با مستر گس عضو هیات مدیره شرکت نفت انگلیس و ایران ===
گلشائیان وزیر دارایی دو مسله را با مستر گس در میان گذاشت نخست درخواست  بستن قراردادی برپایه ۵۰٪ و ۵۰٪  و دیگر مالیات دولت انگلیس بر روی سود بدست آمده  شرکت بود. درباره مالیات مسترگس گفت که دولت ایران با دولت انگلیس در این باره می بایستی که مستقیم گفتگو کند. درباره بستن قرارداد نفتی همانند ونزوئلا، مستر گس ابراز داشت که می توان کمپانی دیگری بنیان کرد که تنها با نفت ایران معامله کند سپس می توانیم که قراردادی بر  پایه پنجاه/پنجاه درصد سود با دولت ایران ببندیم. مسترگس ۲۹ اسفند ۱۳۲۷ از تهران رهسپار لندن شد.
سفیر ایران در انگلستان، محسن رئیس در نشستی با بوین درخواست کرد که دولت انگلیس، شرکت نفت انگلیس و ایران را زیر فشار بگذارد تا قرارداد نوینی بسته شود و هم‌چنین مالیات دولت انگلیس برروی سود بدست آمده از معاملات شرکت برای دولت ایران کاهش یابد. نشست دیگری در ۱۷ فروردین  ۱۳۲۸ میان مسترگس، نماینده وزارت خارجه و نماینده وزارت دارایی انگلستان برگزار شد که در آن نماینده وزارت دارایی انگلیس اعلام داشت که آنها هیچ استثنایی برای شرکت نفت انگلیس و ایران قایل نخواهند شد. ۲۵ فروردین ۱۳۲۸ مستر گس دوباره به تهران پرواز کرد و ۹ اردیبهشت ۱۳۲۸ رئیس هیات مدیره شرکت ویلیام فریزر <ref>William Fraser, AIOC Chairman</ref> نیز به تهران آمد و در پایان گفتگوها سرانجام در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۲۸ پیشنهاد قرارداد الحاقی به گلشائیان داده شد. کابینه ساعد از ۱۹ اردیبهشت به درازای سه روز درباره پیشنهاد قرارداد الحاقی به گفتگو پرداخت. ساعد به آگاهی فریزر رساند که وی به زمان بیشتری نیازمند است. فریزر و مستر گس رهسپار لندن شدند.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۲۸ فریزر و مستر گس به وزارت خارجه انگلیس فراخوانده شدند و به آگاهی آنان رسانده شد که سفیر کبیر انگلستان در تهران لو روژتل <ref>Le Rougetel</ref> تلگرافی فرستاده است که درونمایه آن چنین است که  هژیر وزیر دربار با وی گفتگویی داشته است و موافقت دولت را با پیشنهاد قرارداد الحاقی اعلام داشته است اگر سود سهام سالانه ایران با مینیمم ۳،۵۰۰،۰۰۰ میلیون پوند تضمین بشود. این شرط دولت ایران از سوی شرکت نفت انگلیس و ایران رد شد. ۲۸ خرداد لو روژتل تلگرام دیگری از تهران فرستاد که دولت ایران مینیمم سود سالانه را به ۴،۰۰۰،۰۰۰ میلیون پوند افزایش داده است. بوین به مدیران شرکت نفت گفت اکنون می باید این مسله را به انجام رسانید و سازشی باید پیدا کرد. مستر گس دوباره ۱۰ تیر به سوی تهران پرواز کرد و روز پسین در نشستی با گلشائیان گفت که شرکت نفت انگلیس و ایران درخواست سود سهام چهار میلیون پوند را خواهد پذیرفت اگر پیشنهاد قرارداد الحاقی دیگر به همانگونه بماند و دگرگونی در آن داده نشود. گلشائیان پذیرفت و قول داد که پیشنهاد و سود سهام را در مجلس به آگاهی نمایندگان برای تصویب خواهد رسانید.<ref>Bamberg, J. H., The history of the British Petrolium, vol II ,Cambridge University Press 1994, p. 388 - 398</ref>
۱۷ تیر ۱۳۲۸ مستر گس و گلشائیان نشستی با یکدیگر داشتند که در آن گلشائیان درخواست‌های دیگری را به آگاهی مستر گس رسانید. نخست اینکه صادرات نفت خام نمی باید بیش از ۲۵٪ از میزان بهره‌برداری شده باشد و دیگر اینکه نرخ تبدیل ارز بایستی تغییر یابد و چندین مورد دیگر. در پایان مستر گس بدان اندیشه بود که دولت ایران گرایشی به پیدا کردن راه حل و سازش ندارد. بهر روی پس از رفت و آمدهای بسیار و گفتگوهای دراز ، لایحه قرارداد الحاقی میان گلشائیان و گس به امضا رسید.<ref>[[لایحه الحاقی گلشاییان - گس]]</ref>
برپایه این لایحه تغییراتی که به سود ایران بود تا پایان سال ۱۳۵۱ بدین قراربود:
* دریافت حداقل ۴،۰۰۰،۰۰۰ میلیون پوند در سال از سود سهام شرکت نفت انگلیس و ایران به کشور ایران: به معنای افزایش سود سهام از ۷۵۰،۰۰۰ پوند به حداقل ۴ میلیون پوند
* افزایش حق‌الامتیاز از چهار شلینگ به شش شلینگ: اگر بیش از شش میلیون تن نفت بهره‌برداری شود به جای رقم قبلی ۴ شلینگ و ۹ پنس، ۷ شلینگ برای هر تن
* معافیت درآمد دولت ایران از پرداخت مالیات به دولت انگلستان
* ارزان کردن بهای نفت برای مصرف داخلی ایران
* ۲۰٪ از مبلغ کل ذخیره شده کمپانی نفت انگلیس و ایران محدود از محل وجوهی که به حساب ذخیره عمومی<ref>General Reserve</ref> می‌گذارند برای هر دوره مالی که حسابهای کمپانی برای آن دوره تنظیم می‌گردد (شروع آن دوره مالی خواهد بود که به ۳۱ دسامبر ۱۹۴۸ ختم گردید) مبلغی معادل ۲۰ درصد به دولت ایران خواهد پرداخت که برای سال ۱۹۴۷ مبلغ  ۵،۰۹۰،۹۰۹ پوند پرداخته می شود.
* درآمد ایران از نفت  ۹،۱۷۲،۲۴۵ در سال  پوند می بود بر اساس لایحه الحاقی گس - گلشائیان در سال ۱۹۴۸ به ۱۸،۶۶۷،۷۸۶ پوند و در سال ۱۹۴۹ از ۱۳،۴۸۹،۲۷۱ میلیون پوند به ۲۲،۸۹۰،۲۶۱ میلیون پوند افزایش می یافت.
نخست‌وزیر ساعد و وزیر دارایی در روز ۲۸ تیر ۱۳۲۸ سرانجام گفتگوها با شرکت نفت انگلیس و ایران برای استیفای حقوق ملت ایران از نفت جنوب به آگاهی مجلس رساندند. گلشائیان وزیر دارایی قرارداد الحاقی دربرگیرنده یازده ماده را با یک فوریت به مجلس شورای ملی تقدیم داشت.<ref>[[مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۸ تیر ۱۳۲۸ نشست ۱۹۳ #- تقدیم یک فقره لایحه به قید یک فوریت راجع بقرارداد الحاقی شرکت نفت ایران و انگلیس و تصویب یک فوریت آن|تقدیم یک فقره لایحه به قید یک فوریت راجع بقرارداد الحاقی شرکت نفت ایران و انگلیس و تصویب یک فوریت آن به وسیله وزیر دارایی مجلس شورای ملی ۲۸ تیر ۱۳۲۸ نشست ۱۹۳]]</ref>
:مجلس شورای ملی – در اجرای قانون ۳۰ مهر ماه ۱۳۲۶ <ref>[[طرح بررسی منابع زیرزمینی در ایران و روش بهره‌برداری و بستن قراردادهای بین‌المللی]]</ref>در نتیجه مذاکرات مفصلی که در ظرف هشت ماه اخیر بین دولت شاهنشاهی و شرکت نفت انگلیس و ایران بعمل آمده موافقتهائی نسبت به تغییرات بعضی از مواد امتیازنامه بین دولت شاهنشاهی و شرکت مزبور حاصل گردیده و اینک متن موافقتنامه که بصورت قرارداد الحاقی ضمیمه قرارداد اصلی خواهد بود بضمیمه ماده واحده زیر بقید یک فوریت برای تصویب تقدیم مجلس شورای ملی می‌گردد. <ref>[[لایحه الحاقی گلشاییان - گس]]</ref>
::ماده واحده – مجلس شورای ملی قرارداد الحاقی را که مشتمل بر یازده ماده‌است و جزء قانون اعطای امتیاز نفت به شرکت نفت ایران و انگلیس محدود می‌باشد تصویب و بدولت اجازه مبادله آنرا می‌دهد. ساعد نخست وزیر، گلشائیان وزیر دارائی
== مجلس شانزدهم ==
== روز نفت - روز الغای قرارداد کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش خرید نفت دولت شاهنشاهی ایران با شرکت های خارجی ==
[[پرونده:Abolishconsortiumagreementopt.pdf|thumb|left|250px|قانون الغای قرارداد نفت با کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش و خرید نفت بین دولت شاهنشاهی ایران و شرکت‌های خارجی]]
[[پرونده:Abolishconsortiumagreementopt.pdf|thumb|left|250px|قانون الغای قرارداد نفت با کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش و خرید نفت بین دولت شاهنشاهی ایران و شرکت‌های خارجی]]
{{ شنیدن
{{ شنیدن
خط ۴۶: خط ۱۰۲:


فصل دهم:بین صاحب امتیاز از یک طرف و شرکتی که تشکیل کند از طرف دیگر قرار داده خواهدشد که یک ماه بعد از تاریخ تأسیس رسمی شرکت اول صاحب امتیاز مکلف است مبلغ بیست هزار لیره انگلیسی نقداً و بیست هزار لیره دیگر سهام پرداخته شده به دولت علیه بدهد علاوه بر آن آن شرکت و تمام شرکتهایی که تأسیس خواهندشد مکلف خواهندبود که از منافع خالص سالیانه خود صدی شانزده به دولت علیه سال به سال کارسازی نمایند.
فصل دهم:بین صاحب امتیاز از یک طرف و شرکتی که تشکیل کند از طرف دیگر قرار داده خواهدشد که یک ماه بعد از تاریخ تأسیس رسمی شرکت اول صاحب امتیاز مکلف است مبلغ بیست هزار لیره انگلیسی نقداً و بیست هزار لیره دیگر سهام پرداخته شده به دولت علیه بدهد علاوه بر آن آن شرکت و تمام شرکتهایی که تأسیس خواهندشد مکلف خواهندبود که از منافع خالص سالیانه خود صدی شانزده به دولت علیه سال به سال کارسازی نمایند.
== منبع ==
<references/>‎
[[رده:قراردادهای نفت و گاز]]
[[رده:قراردادهای نفت و گاز]]

نسخهٔ ‏۱۲ اوت ۲۰۱۲، ساعت ۲۰:۳۶

درگاه نفت تصمیم‌های مجلس

تصمیم‌های مجلس شورای ملی درباره نفت و گاز

اساسنامه‌های مصوب مجلس شورای ملی

امتیاز نفت شوروی

محمد مصدق به مجلس پانزدهم راه نیافت. ولی نمایندگان به نام اقلیت به سرکردگی محمد مصدق و با همکاری نمایندگان حزب توده‌ای به سیاست ایجاد هرج و مرج و کارشکنی در مجلس چون مجلس چهاردهم ادامه دادند. پس از رد شدن پیشنهاد ایجاد شرکت نفت مختلط ایران و شوروی در مجلس پانزدهم به تاریخ سی‌ام مهر ماه ۱۳۲۶، سادچیکف نامه تندی به قوام نوشت که "تصویب نشدن قرارداد نفت با شوروی، ولی امتیاز نفت انگلیس به همان ترتیب وجود دارد قرارداد دوستی با شوروی را لطمه زده‌است و این برای ایران دشواری‌هایی را به ارمغان خواهد آورد." پیشتر نیز مولوتف در نامه‌ای به قوام حق شوروی دانست که امتیاز نفت شمال ایران را همانند نفت جنوب که به انگلیس‌ها داده شده‌است بدست بیاورند.[۱] با این بگومگوها که اگر شوروی امتیاز نفت بدست نیاورد، انگلیس هم نباید امتیاز نفت داشته باشد به عبارت دیگر اگر انگلیس امتیاز نفتی داشته باشد می‌باید که شوروی نیز امتیاز نفت ایران را نیز داشته باشد. یادآوری کنیم که در مجلس چهاردهم نشست روز ۷ آذر ۱۳۲۳ محمد مصدق چنین گفت:

من اگر با امتیاز مخالفت نموده‌ام پیشنهادهائی هم برای استخراج نفت و فروش آن کرده‌ام که آن‌ها را نباید از نظر دور داشت که کار نفت را برای بعد از خاتمه جنگ گذاشت. آن‌هایی که می‌گویند مذاکرات نفت به بعد از جنگ محول شود یا از درک حقایق عاجزند و یا اینکه عقیده از خود ندارند ولی آن‌هائی که اهل تشخیصند و نماینده این ملتند می‌دانند که تأخیر موجب زیان است. وضعیات بین‌المللی ایجاب می‌کند که هر چه زودتر تکلیف معادن نفت معلوم شود امروز یکی از شخصیت‌های مهم کشور دوست و مجاور ما تشریف آورده‌اند و می‌خواهند در کار نفت مذاکره نمایند(منظور کافتارادزه از سران شوروی می‌باشد). هر دولتی در کار تأخیر کند به مملکت خیانت می‌نماید

ولی پس از آن که مجلس تصویب کرد که هیچ امتیاز نفتی تا پس از پایان جنگ و اشغال ایران نباید داده شود، محمد مصدق گفتگوهای مجلس را به "موازنه منفی" و قانون ممنوعیت دولت از مذاکره و عقد قرارداد راجع به امتیاز نفت با خارجی‌ها یا قانون موازنه منفی با هدف دادن امتیاز نفت شمال ایران به شوروی، دگرگون کرد زیرا که انگلیس امتیاز نفت جنوب ایران را دارد. نجات آذربایجان و نگرفتن امتیاز نفت برای استالین شکست بزرگ و پیروزی بزرگی برای ایران بود. بدین روی استالین دخالت‌های خود را در مسائل داخلی ایران با پشتیبانی بیشتر از حزب توده، سازمان دادن به تظاهرات و ایجاد آشوب در ایران بیشتر کرد، نخستین پیروزی استالین برانداختن دولت قوام بود. قوام در برابر مجلس پانزدهم ۱۸ آذر ۱۳۲۶[۲] درباره سیاست خود درباره نجات آذربایجان و مواد ده‌گانه برنامه کابینه‌اش که دربرگیرنده برنامه عمرانی هفت ساله اول برای نوسازی اقتصادی ایران بود سخنرانی کرد.[۳] و از مجلس درخواست رای اعتماد کرد، از ۱۱۲ نماینده حاضر، ۴۶ رأی موافق، ۳۹ رأی مخالف و ۵ ورقه سفید بی امضاء شمرده شد، و ۲۲ نفر از مجلس بیرون رفتند، قوام به ۵۷ (یعنی نیمی از حاضران بعلاوه یک) رای برای تصویب نیاز داشت، قوام، سرانجام این رای‌گیری را باور نمی‌کرد، به جای نوسازی کشور درپی ویرانی‌های جنگ، دادن امتیاز نفت در بالاترین رده قرارگرفت و کشور و ملت ایران را به سوی سیاست هولناک کمونیستی شدن ایران روانه کرد. این گفتگوها درباره نفت شمال ایران و نفت جنوب ایران بر روی همه گفتگوها و جر و بحث‌های سیاسی تا مرگ استالین در ۱۴ اسفند ۱۳۳۱ و برافتادن محمد مصدق در امرداد ۱۳۳۲ ادامه یافت و استالین با استفاده از حزب توده و سپس جبهه ملی ایران به رهبری محمد مصدق، کشور ایران را به بحران کشاند و از ساختن ایران و نوسازی آن جلوگیری کرد.

پس از آن که استالین امتیاز نفت شمال ایران را نتوانست بدست بیاورد، کوشش کرد که همه ایران را زیر نفوذ شوروی بیاورد. تنها در تهران بیش از ۱۵۵ جاسوس شوروی در سفارت آن کشور لانه کرده بودند که بالاترین شمار جاسوسان در خارج از شوروی بود، افزون بر آن در ایران بیش از چهل مرکز پنهانی جاسوسی شوروی وجود داشت. حزب توده با پشتیبانی شوروی گسترش پیدا کرد و آموزش‌های تروریستی زیر نظر کیانوری به اعضای حزب برای شناسایی مخالفان، ربودن آنها و کشتن آنها داده شد. کمیته دیگری در حزب توده وجود داشت که برای رخنه در ارتش و شهربانی و وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی، به ویژه فرهنگ و آموزش و پرورش بودند. سندیکاهای کارگری برای سازماندهی به کارگران، تظاهرات و اعتصاب‌ها نیز تشکیل شد، به ویژه در میان کارگران نفت آبادان.

نزدیک شدن ایران با دنیای غرب

پس از آنچه که در آذربایجان رویداد و تهدید مداوم از سوی شوروی راه برای سیاست ایران روشن شده بود. اکثریت مردم ایران علیه ایران کمونیستی بودند، مردم ایران دیکتاتور پرولتاریا و بردگی در برابر فرمان‌های رسیده شده از مسکو را نخواستند. دولت‌های غربی نیز این تصمیم مردم ایران را خوش‌آمد گفتند و شاهنشاه ایران را به اروپا و امریکا دعوت کردند. نخستین سفر خارج از کشور محمدرضا شاه پهلوی به انگلستان، فرانسه، سویس و ایتالیا بود. نخست‌وزیر هژیر در مجلس شورای ملی به آگاهی رساند که شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی دعوت اعلیحضرت جرج ششم پادشاه انگلستان برای بازدید از انگلستان را پذیرفته‌اند. سفر اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی به اروپا روز ۲۷ تیر ۱۳۲۷ آغاز شد. شاهنشاه از کشورهای انگلستان، فرانسه، سویس، ایتالیا، واتیکان و قبرس بازدید رسمی کردند و با سران این کشورها به گفتگو نشستند و از صنایع و کارخانجات و پیشرفت‌های این کشورها آگاه شدند.

پس از سفر شاهنشاه به اروپا در سال ۱۳۲۷ گام بعدی سفر به ایالات متحده امریکا بود[۴]. در دوره فترت مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پانزدهم و شانزدهم کوتاهی پیش از سفر شاهنشاه به امریکا که از مهرماه ۱۳۲۸ با دعوت ترومن پرزیدنت امریکا سازمان یافته بود. ۲۵ آبان ۱۳۲۸ شاهنشاه به شهر واشنگتن وارد شدند و مورد پیشباز ترومن رئیس جمهور امریکا و دیگر سران آن کشور قرارگرفتند. در پایان این سفر رسمی، شاهنشاه و پرزیدنت ترومن اعلامیه مشترکی را به آگاهی همگان رساندند که در آن پرزیدنت ترومن استقلال و تمامیت ارضی ایران همانگونه که در پیمان سه دولت به امضای وی رسیده بود را تضمین و برای بازسازی ایران پس از ویرانی‌های جنگ جهانی دوم، در چهارچوب اصل چهار ترومن کمک‌های مالی و فنی را نیز گارانتی می‌کند.

سرانجام سفر اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی همکاری نزدیک سیاسی و اقتصادی با کشورهای اروپایی و امریکا بود. این کشورها کمک‌های مالی و کارشناسان فنی برای بازسازی ایران در چهارچوب برنامه عمرانی اول را آماده ساختند. گرچه کشورهای اروپایی خود به سبب درگیری در جنگ جهانی دوم به ویژه از دیدگاه اقتصادی در تنگنا قرارداشتند ولی برایشان روشن بود که ایران زمانی کشور آزادی از تهدیدهای کمونیستی خواهد شد که اقتصاد آن کشور شکوفا شود و مردم در رفاه و آسایش زندگی کنند. برای نخستین بار با یاری کارشناسان غربی در تاریخ نوین ایران، پروژه عمرانی برنامه‌ریزی شد که عمران سراسر کشور را در برمی گرفت. از آنجا که مجلس شورای ملی تصویب کرد که بیشتر درآمد نفت برای برنامه عمرانی اول کنارگذاشته شود، محمد ساعد نخست‌وزیر، عباسقلی گلشائیان وزیر دارایی کابینه خود را برای گفتگو با مدیران شرکت نفت انگلیس و ایران فرستاد تا قرارداد بهتری برای تامین بودجه عمران کشور به امضا رساند.

عبدالحسین هژیر روز هشتم تیرماه ۱۳۲۷ از مجلس شورای ملی رای اعتماد گرفت. بند دوازدهم برنامه دولت هژیر اجرای کلیه قوانین بالاخص قانون ۲۹ مهر ماه ۱۳۲۶ بود که به موجب آن دولت می‌بایستی حقوق ملت ایران را از شرکت نفت جنوب بگیرد.[۵] دولت هژیر بی‌درنگ درباره نفت اقدام کرد که از آن جمله موافقت مجلس شورای ملی برای استخدام سه تن کارشناس عالی‌مقام از کشورهای اروپایی بی‌طرف در نفت ایران بود سپس هژیر گفتگو را با گس [۶] یکی از مدیران شرکت نفت انگلیس[۷] که در مهر ۱۳۲۷ به ایران آمده بود آغاز کرد. هژیر از مستر گس خواست که قراردادی همانند ونزوئلا که ۵۰٪ به ۵۰٪ را نیز با ایران ببندند. مستر گس در پاسخ هژیر گفت : قرارداد ونزوئلا برای ایران مناسب نیست زیرا که سود شرکت نفت انگلیس و ایران دربرگیرنده عملیات شرکت در داخل ایران و خارج از ایران است. شرکت نفت انگلیس و ایران یک شرکت سهامی است که ۴۷ شرکت تابعه دارد که ایران در همه آنها سهامدار است و ایران در سود همه شرکت های تابعه نیز شریک است. شرکت نفت انگلیس و ایران تنها از نفت ایران بهره‌برداری نمی کند، بلکه در دیگر کشورها مانند عراق و کویت و ایران در سود بهره‌برداری از نفت این کشورها سهیم است. شرکت سرمایه‌گذاری هایی در ساختن پالایشگاه، نفتکش ، لوله‌های نفتی، شبکه خدمات پمپ بنزین و ایران در همه این سرمایه‌گذاری ها شریک است. قرارداد و ملی شدن نفت ونزوئلا تنها به ونزوئلا پیوند دارد ولی ایران یکی از سهامداران شرکت نفت انگلیس و ایران با همه سرمایه‌کذاری‌ها در سراسر گیتی است.

دولت هژیر در تاریخ ۱۵ آبان ۱۳۲۷ به سبب اینکه بودجه برنامه خود و برنامه هفت ساله اول را نتوانست در مجلس به تصویب برساند از نخست‌وزیری کناره گرفت و دولت ساعد ۱۷ آذر ماه ۱۳۲۷ کابینه و برنامه خود را به تصویب مجلس شورای ملی رسانید[۸].

نخست‌وزیر ساعد

۲۱ دی ۱۳۲۷ مستر گس نامه ای به گلشائیان وزیر دارایی ساعد نوشت که وی برای دنباله گفتگوها به تهران خواهد آمد. پیش از اینکه مستر گس رهسپار تهران شود در وزارت خارجه انگلیس نشستی با بوین [۹] , وزیر خارجه داشت. مستر گس ابراز داشت که شرکت می خواهد که با ایران مسله را به فرجام برساند. بوین گفت که ما در این مسله دخالتی نمی کنیم و دست شما در اختیار هرگونه راه حلی باز است.

عباس اسکندری و ملی کردن نفت

در نشست ۵ بهمن ۱۳۲۷ عباس اسکندری در سخنان خود در مجلس شورای ملی گفت که دولت نفت ایران را باید دولت کند و قرارداد با شرکت نفت انگلیس و ایران را لغو نماید. وی سند یک میلیون تومان برای محمد مصدق، آیت‌الله کاشانی و بهاءالملک را به عنوان جایزه به هر کسی که نفت ایران را ملی کند در مجلس اعلام کرد.

دولت ایران بلافاصله بایستی صنعت نفت را ملی کند و البته خساراتی هم اگر دولت انگلیس و کمپانی نفت جنوب دارد در این موضوع داخل مذاکره بشوند و حل بکنند من میدانم که هر کسی خانه‌ای دارد قرضی دارد زندگی دارد اینها را تمام من می‌فهمم ولی باید برای خاطر کشور از همه آنها بگذرد دو موضوعی را که از اول مجلس گفتم و تعقیب کردم و حالا هم تعقیب می‌کنم یکی موضوع بحرین بود و یکی موضوع نفت جنوب من تقریبا آنچه داشتم یعنی آنچه که دارائی من و بچه‌های من هست او را دو تا پانصد هزار تومان تعیین کردم جایزه برای کسانی که این قدم را بردارند و آن قسمت را بایران بازگشت بدهند و این ننگ را هم از سر ملت ایران بردارند. (باتمانقلیج - چکش را مرقوم بفرمایید) و برای این قسمت هم سند رسمی تهیه کرده‌ام آقای دکتر مصدق السلطنه و آقای بهاءالملک که مرد نامی و آقای سیدابوالقاسم کاشانی هم وکالت تام الاختیار دارند کسانی که طبق ورقه منتشره در روزنامه‌ها این کار را می‌کنند بآنها این پول را بدهند من عقیده‌ام این است که این آقایان اگر تصور می‌کنند مورد تعقیب می‌شوند مورد بی‌مهری می‌شوند دچار زندگی بد می‌شوند این را تامین می‌کنم در حدودی که من می‌توانم بیش ازاین نمی‌توانم این کار را من کردم باکمال میل هم می‌کنم برای نیکنامی خودمان اینقدر دیگر راه کج و کوله نروید (باتمانقلیج - سندش کجاست) اینجا که بشما می‌گویم دیگر هیچ جائی بالاتر از این نیست این سند است که داده شده‌است هیچ جائی بالاتر از این نیست که در مجلس شورای ملی می‌گویم این سه نفر هم وکالت تام الاختیار دارند که آن کسی که این کار را می‌کند باو بدهند بیشتر از این نداشتم

سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی

اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در روز ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در برابر دانشکده حقوق دانشگاه تهران به وسیله یکی از عوامل حزب توده مورد سوءقصد قرارگرفتند. ناصر میرفخرایی چهار گلوله به سوی شاهنشاه شلیک کرد که به کلاه و لب بالای شاهنشاه اصابت کرد. شاهنشاه به همراهی دکتر اقبال به بیمارستان شماره دو ارتش رفتند و پس از بهبودی پیامی رادیویی برای آگاه ساختن ملت ایران از تندرستی خویش فرستادند. عباس اسکندری رهبر حزب توده و نماینده مجلس شورای ملی فراکسیون حزب توده بی‌درنگ پس از سوءقصد نافرجام به جان شاهنشاه از ایران فرار کرد و به سوئیس رفت و تا تیر ماه سال ۱۳۳۱ در سوئیس و فرانسه زندگی کرد و با نخست‌وزیری مصدق به ایران بازگشت.

گفتگو با مستر گس عضو هیات مدیره شرکت نفت انگلیس و ایران

گلشائیان وزیر دارایی دو مسله را با مستر گس در میان گذاشت نخست درخواست بستن قراردادی برپایه ۵۰٪ و ۵۰٪ و دیگر مالیات دولت انگلیس بر روی سود بدست آمده شرکت بود. درباره مالیات مسترگس گفت که دولت ایران با دولت انگلیس در این باره می بایستی که مستقیم گفتگو کند. درباره بستن قرارداد نفتی همانند ونزوئلا، مستر گس ابراز داشت که می توان کمپانی دیگری بنیان کرد که تنها با نفت ایران معامله کند سپس می توانیم که قراردادی بر پایه پنجاه/پنجاه درصد سود با دولت ایران ببندیم. مسترگس ۲۹ اسفند ۱۳۲۷ از تهران رهسپار لندن شد.

سفیر ایران در انگلستان، محسن رئیس در نشستی با بوین درخواست کرد که دولت انگلیس، شرکت نفت انگلیس و ایران را زیر فشار بگذارد تا قرارداد نوینی بسته شود و هم‌چنین مالیات دولت انگلیس برروی سود بدست آمده از معاملات شرکت برای دولت ایران کاهش یابد. نشست دیگری در ۱۷ فروردین ۱۳۲۸ میان مسترگس، نماینده وزارت خارجه و نماینده وزارت دارایی انگلستان برگزار شد که در آن نماینده وزارت دارایی انگلیس اعلام داشت که آنها هیچ استثنایی برای شرکت نفت انگلیس و ایران قایل نخواهند شد. ۲۵ فروردین ۱۳۲۸ مستر گس دوباره به تهران پرواز کرد و ۹ اردیبهشت ۱۳۲۸ رئیس هیات مدیره شرکت ویلیام فریزر [۱۰] نیز به تهران آمد و در پایان گفتگوها سرانجام در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۲۸ پیشنهاد قرارداد الحاقی به گلشائیان داده شد. کابینه ساعد از ۱۹ اردیبهشت به درازای سه روز درباره پیشنهاد قرارداد الحاقی به گفتگو پرداخت. ساعد به آگاهی فریزر رساند که وی به زمان بیشتری نیازمند است. فریزر و مستر گس رهسپار لندن شدند.

۲۹ اردیبهشت ۱۳۲۸ فریزر و مستر گس به وزارت خارجه انگلیس فراخوانده شدند و به آگاهی آنان رسانده شد که سفیر کبیر انگلستان در تهران لو روژتل [۱۱] تلگرافی فرستاده است که درونمایه آن چنین است که هژیر وزیر دربار با وی گفتگویی داشته است و موافقت دولت را با پیشنهاد قرارداد الحاقی اعلام داشته است اگر سود سهام سالانه ایران با مینیمم ۳،۵۰۰،۰۰۰ میلیون پوند تضمین بشود. این شرط دولت ایران از سوی شرکت نفت انگلیس و ایران رد شد. ۲۸ خرداد لو روژتل تلگرام دیگری از تهران فرستاد که دولت ایران مینیمم سود سالانه را به ۴،۰۰۰،۰۰۰ میلیون پوند افزایش داده است. بوین به مدیران شرکت نفت گفت اکنون می باید این مسله را به انجام رسانید و سازشی باید پیدا کرد. مستر گس دوباره ۱۰ تیر به سوی تهران پرواز کرد و روز پسین در نشستی با گلشائیان گفت که شرکت نفت انگلیس و ایران درخواست سود سهام چهار میلیون پوند را خواهد پذیرفت اگر پیشنهاد قرارداد الحاقی دیگر به همانگونه بماند و دگرگونی در آن داده نشود. گلشائیان پذیرفت و قول داد که پیشنهاد و سود سهام را در مجلس به آگاهی نمایندگان برای تصویب خواهد رسانید.[۱۲]

۱۷ تیر ۱۳۲۸ مستر گس و گلشائیان نشستی با یکدیگر داشتند که در آن گلشائیان درخواست‌های دیگری را به آگاهی مستر گس رسانید. نخست اینکه صادرات نفت خام نمی باید بیش از ۲۵٪ از میزان بهره‌برداری شده باشد و دیگر اینکه نرخ تبدیل ارز بایستی تغییر یابد و چندین مورد دیگر. در پایان مستر گس بدان اندیشه بود که دولت ایران گرایشی به پیدا کردن راه حل و سازش ندارد. بهر روی پس از رفت و آمدهای بسیار و گفتگوهای دراز ، لایحه قرارداد الحاقی میان گلشائیان و گس به امضا رسید.[۱۳]

برپایه این لایحه تغییراتی که به سود ایران بود تا پایان سال ۱۳۵۱ بدین قراربود:

  • دریافت حداقل ۴،۰۰۰،۰۰۰ میلیون پوند در سال از سود سهام شرکت نفت انگلیس و ایران به کشور ایران: به معنای افزایش سود سهام از ۷۵۰،۰۰۰ پوند به حداقل ۴ میلیون پوند
  • افزایش حق‌الامتیاز از چهار شلینگ به شش شلینگ: اگر بیش از شش میلیون تن نفت بهره‌برداری شود به جای رقم قبلی ۴ شلینگ و ۹ پنس، ۷ شلینگ برای هر تن
  • معافیت درآمد دولت ایران از پرداخت مالیات به دولت انگلستان
  • ارزان کردن بهای نفت برای مصرف داخلی ایران
  • ۲۰٪ از مبلغ کل ذخیره شده کمپانی نفت انگلیس و ایران محدود از محل وجوهی که به حساب ذخیره عمومی[۱۴] می‌گذارند برای هر دوره مالی که حسابهای کمپانی برای آن دوره تنظیم می‌گردد (شروع آن دوره مالی خواهد بود که به ۳۱ دسامبر ۱۹۴۸ ختم گردید) مبلغی معادل ۲۰ درصد به دولت ایران خواهد پرداخت که برای سال ۱۹۴۷ مبلغ ۵،۰۹۰،۹۰۹ پوند پرداخته می شود.
  • درآمد ایران از نفت ۹،۱۷۲،۲۴۵ در سال پوند می بود بر اساس لایحه الحاقی گس - گلشائیان در سال ۱۹۴۸ به ۱۸،۶۶۷،۷۸۶ پوند و در سال ۱۹۴۹ از ۱۳،۴۸۹،۲۷۱ میلیون پوند به ۲۲،۸۹۰،۲۶۱ میلیون پوند افزایش می یافت.

نخست‌وزیر ساعد و وزیر دارایی در روز ۲۸ تیر ۱۳۲۸ سرانجام گفتگوها با شرکت نفت انگلیس و ایران برای استیفای حقوق ملت ایران از نفت جنوب به آگاهی مجلس رساندند. گلشائیان وزیر دارایی قرارداد الحاقی دربرگیرنده یازده ماده را با یک فوریت به مجلس شورای ملی تقدیم داشت.[۱۵]

مجلس شورای ملی – در اجرای قانون ۳۰ مهر ماه ۱۳۲۶ [۱۶]در نتیجه مذاکرات مفصلی که در ظرف هشت ماه اخیر بین دولت شاهنشاهی و شرکت نفت انگلیس و ایران بعمل آمده موافقتهائی نسبت به تغییرات بعضی از مواد امتیازنامه بین دولت شاهنشاهی و شرکت مزبور حاصل گردیده و اینک متن موافقتنامه که بصورت قرارداد الحاقی ضمیمه قرارداد اصلی خواهد بود بضمیمه ماده واحده زیر بقید یک فوریت برای تصویب تقدیم مجلس شورای ملی می‌گردد. [۱۷]
ماده واحده – مجلس شورای ملی قرارداد الحاقی را که مشتمل بر یازده ماده‌است و جزء قانون اعطای امتیاز نفت به شرکت نفت ایران و انگلیس محدود می‌باشد تصویب و بدولت اجازه مبادله آنرا می‌دهد. ساعد نخست وزیر، گلشائیان وزیر دارائی

مجلس شانزدهم

روز نفت - روز الغای قرارداد کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش خرید نفت دولت شاهنشاهی ایران با شرکت های خارجی

قانون الغای قرارداد نفت با کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش و خرید نفت بین دولت شاهنشاهی ایران و شرکت‌های خارجی

آیا مشکلی با شنیدن این پرونده دارید؟ راهنمای رسانه را ببینید.

الغای قرارداد نفت با کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳

قانون الغای قرارداد نفت با کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش و خرید نفت بین دولت شاهنشاهی ایران و شرکت‌های خارجی

تصویب قانون الغای قرارداد نفت با کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش و خرید نفت بین دولت شاهنشاهی ایران و شرکت‌های خارجی در روز ۲ امرداد ۱۳۵۲ در مجلس شورای ملی و ۸ امرداد ۱۳۵۲ در مجلس سنا بزرگترین پیروزی در نفت برای محمدرضا شاه پهلوی و کشور ایران بود زیرا که با این قانون برای نخستین بار از ملی شدن بهره‌برداری و تولید و فروش نفت در تاریخ نوین ایران می توان گفتگو کرد. این قانون در واقع قانون ملی شدن نفت در ایران است. ایران برای نخستین بار تعیین کرد که چند بشکه در روز، با چه بهایی و به چه شرکت نفتی می خواهد بفروشد. صد در صد سود از فروش نفت برای نخستین بار از آن کشور ایران شد و در کشور باقی ماند. این قانون در تاریخ ۷ آبان ۱۳۳۳ به توشیح شاهنشاه رسید. این قانون با ماده واحده، قرارداد دولت ایران با کنسرسیوم نفت مصوب آبان ماه ۱۳۳۳ و ملحقات آن لغو می‌گردد و به دولت اجازه داده می‌شود قرارداد ضمیمه‌مربوط به فروش و خرید نفت را که بین دولت شاهنشاهی ایران و شرکت ملی نفت ایران از یک سو و شرکتهای خارجی نامبرده در قرارداد مزبور از‌ طرف دیگر منعقد و امضاء شده است به موقع اجراء بگذارد.

سخنرانی محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر به مناسبت سالروز دهمین سال انقلاب شاه و مردم ۳ بهمن ۱۳۵۱

پیش از تصویب این قانون محمدرضا شاه پهلوی در سوم بهمن ۱۳۵۱ به مناسبت سالروز انقلاب شاه و مردم سخنرانی ایراد کرد و گفت:

...یکی از مواد قرارداد این بود که شرکت‌های عامل منافع ایران را به بهترین وجهی حفظ خواهند کرد. ما دلائلی داریم که این کار نشده‌است....از موقع امضاء قرارداد جدیدی تمام مسئولیت‌ها و هر چه که امروز در دست ما نیست تمام برگردد به ایران ...اسلام، همانطور که قبلاً هم گفته‌ام، اسلام روز اول است. و این کاری که ما می‌کنیم و این مواد انقلاب ایران، تمام استوار بر همان اصول است. آن مذهب و اسلامی که پیغمبر آورد نه آنچیزی که به آن اضافه کرده‌اند و از آن برای خود و استفاده خود دکان ساخته‌اند.

قانون راجع به مبادله قرارداد فروش نفت و گاز و طرز اداره عملیات آن مصوب سال ۱۳۳۳

قانون راجع به مبادله قرارداد فروش نفت و گاز و طرز اداره عملیات آن - مصوب ۲۹ مهرماه ۱۳۳۳ مجلس شورای ملی و ۶ آبان ماه ۱۳۳۳ مجلس سنا - این قانون در تاریخ ۷ آبان ۱۳۳۳ به توشیح محمد رضا شاه پهلوی رسید.

‌ماده واحده - مجلس شورای ملی قرارداد ضمیمه را که قسمت اول آن مشتمل بر پنجاه و یک ماده و دو ضمیمه مربوط به خرید و فروش نفت و گازو طرز اداره عملیات مشروحه در آن می‌باشد و به امضای ایران و شرکت ملی نفت به عنوان طرف اول و با امضای شرکتهای مفصلهْ الاسامی زیر:

- گالف اویل کورپوریشن
- سوکونی واکیوئوم کمپانی اینکورپوریتد
- استاندارد اویل کمپانی
- استاندارد اویل کمپانی اف کالیفرنیا
- ذی تکساس کمپانی
- انگلو ایران اویل کمپانی لیمیتد
- ن‌و - ده باتافسه پترولئوم ماتشاپای و کمپانی فرانسز دپترول.

قانون اعطای امتیاز نفت به شرکت نفت انگلیس و ایران محدود

پس از لغو امتیازنامه دارسی با تصویب این قانون امتیاز بنیان شرکت نفت انگلیس و ایران داده‌شد . قانون اعطای امتیاز نفت به شرکت نفت انگلیس و ایران محدود در ۷ خرداد ماه ۱۳۱۲ به تصویب مجلس شورای ملی رسید. این قرارداد امتیازی است که از طرف دولت شاهنشاهی ایران به شرکت نفت انگلیس و ایران محدود و شرکت‌های تابعه آن در ۲۹ آوریل ۱۹۳۳ اعطاء گردیده‌است.

امتیازنامه دارسی

امتیازنامه دارسی در ۷ خرداد ۱۲۸۰ خورشیدی برابر با ۲۸ مه ۱۹۰۱ و برابر با ۹ صفر ۱۳۱۹ قمری در کاخ صاحبقرانیه به امضای مظفرالدین‌ شاه رسید. فصل نهم امتیاز نامه می‌گوید: دولت علیه ایران به صاحب امتیاز اجازه می‌دهد که یک یا چند شرکت به جهت انتفاع از آن امتیاز تأسیس نماید اسامی و نظام‌نامه سرمایه آن شرکتها به توسط صاحب امتیاز معین خواهدشد مشروط بر اینکه در ایجاد هر شرکتی صاحب امتیاز آن ایجاد را رسماً به توسط کمیسر به دولت اطلاع بدهد و نظام‌نامه آن شرکت را با تعیین محلی که شرکت مزبور باید در آنجا کار کند به دولت اظهار دارد و مدیرهای شرکتها نیز به توسط او انتخاب خواهندشد این شرکت با آن شرکتها تمام حقوق صاحب امتیاز را خواهند داشت ولی از طرف دیگر آنها باید تمام تعهدات و مسئولیت صاحب امتیاز را نیز درعهده خود گیرند.

فصل دهم:بین صاحب امتیاز از یک طرف و شرکتی که تشکیل کند از طرف دیگر قرار داده خواهدشد که یک ماه بعد از تاریخ تأسیس رسمی شرکت اول صاحب امتیاز مکلف است مبلغ بیست هزار لیره انگلیسی نقداً و بیست هزار لیره دیگر سهام پرداخته شده به دولت علیه بدهد علاوه بر آن آن شرکت و تمام شرکتهایی که تأسیس خواهندشد مکلف خواهندبود که از منافع خالص سالیانه خود صدی شانزده به دولت علیه سال به سال کارسازی نمایند.

منبع

  1. نامه مولوتف وزیر امور خارجه شوروی به احمد قوام نخست وزیر ایران درباره آذربایجان، ارتش شوروی در ایران و امتیاز نفت ۹ اسفند ۱۳۲۴
  2. بیانات آقای احمد قوام نخست‌وزیر و تقاضای رای اعتماد
  3. تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به کابینه آقای احمد قوام نخست‌وزیر ۱۳۲۶
  4. سفر محمدرضا شاه پهلوی به ایالات متحده امریکا ۲۵ آبان ۱۳۲۸ - ۱۰ دی ۱۳۲۸
  5. طرح بررسی منابع زیرزمینی در ایران و روش بهره‌برداری و بستن قراردادهای بین‌المللی
  6. Nevil A. Gass
  7. Managing Director of AIOC
  8. تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای ساعد نخست وزیر ۱۳۲۷
  9. Bevin
  10. William Fraser, AIOC Chairman
  11. Le Rougetel
  12. Bamberg, J. H., The history of the British Petrolium, vol II ,Cambridge University Press 1994, p. 388 - 398
  13. لایحه الحاقی گلشاییان - گس
  14. General Reserve
  15. تقدیم یک فقره لایحه به قید یک فوریت راجع بقرارداد الحاقی شرکت نفت ایران و انگلیس و تصویب یک فوریت آن به وسیله وزیر دارایی مجلس شورای ملی ۲۸ تیر ۱۳۲۸ نشست ۱۹۳
  16. طرح بررسی منابع زیرزمینی در ایران و روش بهره‌برداری و بستن قراردادهای بین‌المللی
  17. لایحه الحاقی گلشاییان - گس