دیوان شمس/بازرسید آن بت زیبای من: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|بازرسید آن بت زیبای من|خرمی این دم و فردای من}}
{{ب|بازرسید آن بت زیبای من|خرمی این دم و فردای من}}
{{ب|در نظرش روشنی چشم من|در رخ او باغ و تماشای من}}
{{ب|در نظرش روشنی چشم من|در رخ او باغ و تماشای من}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۱۸:۵۰

' دیوان شمس (غزلیات) (بازرسید آن بت زیبای من)
از مولوی
'


بازرسید آن بت زیبای من خرمی این دم و فردای من
در نظرش روشنی چشم من در رخ او باغ و تماشای من
عاقبت امر به گوشش رسید بانگ من و نعره و هیهای من
بر در من کیست که در می‌زند جان و جهان است و تمنای من
گر نزند او در من درد من ور نکند یاد من او وای من
دور مکن سایه خود از سرم باز مکن سلسله از پای من
در چه خیالی هله ای روترش رو بر حلوایی و حلوای من
هم بخور و هم کف حلوا بیار تا که بیفزاید صفرای من
ریش تو را سخت گرفته‌ست غم چیست زبونی تو بابای من
در زنخش کوب دو سه مشت سخت ای نر و نرزاده و مولای من
مشک بدرید و بینداخت دلو غرقه آب آمد سقای من
بانگ زدم کای کر سقا بیا رفت و بنشنید علالای من
آن من است او و به هر جا رود عاقبت آید سوی صحرای من
جوشش دریای معلق مگر از لمع گوهر گویای من
گوید دریا که ز کشتی بجه دررو در آب مصفای من
قطره به دریا چو رود در شود قطره شود بحر به دریای من
ترک غزل گیر و نگر در ازل کز ازل آمد غم و سودای من