الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
<onlyinclude> | <onlyinclude> | ||
* | * | ||
[[پرونده: | [[پرونده:Himaryamehrshahanshahirannejatazarbaijan21azar2535a-2.webm|thumb|left|200px|شاهنشاه آریامهر در آیین ۲۱ آذر ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی]] | ||
[[پرونده: | [[پرونده:Irankaval1945.jpg|thumb|left|160px|سواره نظام ارتش شاهنشاهی ایران به فرماندهی محمدرضا شاه پهلوی در آذربایجان ۲۱ آذر ۱۳۲۴]] | ||
[[پرونده: | [[پرونده:ShahanshahvaQhavamPMAzarbaijanRescue.jpg|thumb|left|160px|شاهنشاه، قوام و ارتش ۲۱ آذر ۱۳۲۶ روز نجات آذربایجان و بیرون راندن پیشهوری و فرقه دموکرات آذربایجان]] | ||
[[پرونده:Mrpazar21.jpg|thumb|left|160px|محمدرضا شاه پهلوی با ژنرالهای ارتش شاهنشاهی نقشه هوایی آذربایجان را بررسی میکنند]] | |||
'''[[نجات آذربایجان]]''' - ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان روزی بود که یکانهای ارتش شاهنشاهی به فرماندهی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در میان شور و هیجان و فریادهای شادی مردم وارد تبریز و رضاییه شد و استانهای شمالی ایران را از چنگ استالین و مزدورانش بیرون آورد. ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز جشن ملی اعلام شد و از سال ۱۳۲۵ همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ایران بر آن خطه جشن گرفته شد. نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند. | |||
۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ شاهنشاه که خود فرماندهی نیروهای فرستاده شده به آذربایجان را برعهده گرفته بودند با هواپیما بر فراز قرارگاههای شورشیان و خائنین پرواز کردند تا از میزان نیروی آنان آگاه شوند. مردم که از پرواز هواپیمای شاهنشاه برفراز آذربایجان آگاهی یافته بودند بپاخاستند و بر فرقهسازان حکومت خودمختار پیشه وری تاختند و بسیاری از کمونیستها را نابود کردند. با پیشروی ارتش ایران به تبریز، مردم و ارتش، اعضای فرقه دموکرات را از ادارههای دولتی بیرون آوردند و آنها را بازداشت کردند. نیروهای زیر فرماندهی سرهنگ بایندر پس از پیروزی در تکاب وارد شاهیندژ شدند. صد نفر از سران فرقه دموکرات همراه با پیشهوری با شتاب وارد جلفا شدند و با مقدار زیادی اموال غارت شده به شوروی گریختند. ستون دوم ارتش وارد شهر میاندوآب شد و قاضی محمد و حاج بابا و بسیاری از جدایی خواهان در کردستان تسلیم شدند. ستون سوم فرستاده شده به رشت پس از زد و خورد با فداییان فرقه دموکرات آنها را شکست داده و آستارا را زیر کنترل خود درآوردند. سپس مهاباد مهار ارتش ایران شد و سربازان به سوی مرند و ماکو پیشروی کردند. یک ستون ارتش پس از آزاد کردن چند شهر آذربایجان، جلفا شهر مرزی را پس از یکسال آزاد کردند. سران مزدور فرقه دموکرات پیش از ورود یکانهای ارتش بارو بنه خود را بسته بودند و راه مرزهای شوروی را پیش گرفته بودند و آن سوی رود ارس به کمیسرهای سیاسی و نظامی ارتش پیوستند. | |||
با حمله هیتلر به شوروی در جنگ جهانی دوم، در روز سوم شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش سرخ شوروی به مرزهای ایران تجاوز نمود و نیروی هوایی شوروی در آذربایجان به بمباران شهرهای باز و بی دفاع پرداخت. ارتش شوروی، بریتانیا، امریکا که بدانها متفقین گفته میشد ایران را چون راهرویی برای رسانیدن ابزار جنگی امریکایی از خلیج فارس به شوروی در جنگ علیه آلمان هیتلری درآورند و ایران را پل پیروزی نام نهادند. ۲۴ آذرماه ۱۳۲۰ میان سه دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و انگلستان پیمان سه دولت امضا شد که برپایه آن دولت اشغالی شوروی و بریتانیا استقلال و حق حاکمیت ایران را محترم میشمرند و میباید حداکثر تا شش ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم ارتش خود را از ایران بیرون برند.[۳] پس از آنکه روشن شد که متفقین در جنگ پیروز خواهند شد، استالین سیاست دیگری با ایران در پیش گرفت که استانهای شمالی ایران را با سازمان دادن به جنبشهای جدایی خواهانه از ایران جداسازد و ضمیمه شوروی کند. هدف استالین کنترل بر روی منابع نفتی شمال ایران بود. پس از اعلام پایان جنگ در ۲۳ امرداد ۱۳۲۴، استالین ارتش خود را که میبایستی تا ۱۲ اسفند ۱۳۲۴ بر پایه پیمان سه دولت و اعلامیه سه دولت راجع به ایران از ایران بیرون روند، از ایران خارج نکرد. پس از آن که دولت شاهنشاهی ایران شکایت رسمی خود را علیه شوروی به شورای امنیت سازمان تازه بنیان شده ملل متحد داد میان متفقین شوروی، بریتانیا و امریکا شکاف افتاد. پرزیدنت ترومن، استالین را زیر فشار قرارداد تا ارتش شوروی مجبور به بیرون رفتن از ایران شود و از جداسازی استانهای شمالی ایران دست بردارد. ۱۶ آذر ۱۳۲۵ ارتش ایران در سه ستون به آذربایجان لشکر کشید. پس از آن که احمد قوام نخست وزیر وقت ایران با دولت شوروی قرارداد امتیاز نفت شمال ایران را امضا کرد، ارتش شوروی از ایران بیرون رفت. ولی مجلس شورای ملی این قرارداد را نپذیرفت و این زمینه ساز جنگ سرد در دنیا و ژرفتر شدن دخالتهای شوروی در امور ایران بود که با سقوط محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ سرانجام به پایان رسید. | |||
با کاپیتولاسیون ارتش آلمان در ۷ مه ۱۹۴۵ برابر با ۱۷ اردیبهشت ۱۳۲۴ جنگ دوم جهانی در اروپا پایان یافت. ایران، پل پیروزی وظیفه خود را انجام داد. مردم و دولت ایران مواد پیمان سه دولت را پاس داشته و سهم بزرگی در پیروزی متفقین داشتند و با بردباری بی پایان خود در درازای چهار سال در برابر گرسنگی و دشواریها و بیماریهای دستاورد جنگ تاب آوردند، به امید روزی که ارتش متفقین از ایران بیرون روند و ایران از اشغال بیگانه درآید و زندگی به حال عادی برگردد. پیش از آغاز کنفرانس پتسدام (۱۷ جولای - ۲ اوت ۱۹۴۵) که در آن سه دولت شوروی، بریتانیا و امریکا شرکت داشتند کره زمین و حیطه قدرت سیاسی و اقتصادی خود را تقسیم کردند. استالین در روز ۶ جولای فرمان بنیان جنبشهای جدایی خواهی در شمال ایران را داد. ۲۱ جولای ۱۹۴۵ بیرون بردن نیروهای ارتش سه کشور از ایران مورد گفتگو قرار گرفت. سه کشور همداستان شدند که نیروهای ارتش نخست از تهران بیرون روند، ولی استالین پافشاری کرد که ارتش میباید تا پایان جنگ با ژاپن در ایران بمانند. سه دولت شوروی، بریتانیا و امریکا برآن شدند که تاریخ بیرون رفتن قوای متفقین میباید دوباره در نشست وزیران امور خارجه سه کشور در لندن در سپتامبر ۱۹۴۵ مورد بررسی قرار گیرد. با این تصمیم برای استالین زمان کافی باقی ماند که جنبشهای جدایی خوایی در شمال ایران و آذربایجان سازمان دهد. در اگوست ۱۹۴۵ فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری جعفر پیشه وری بنیان شد و ۱۲ دسامبر ۱۳۲۴ (۲۱ آذر ماه ۱۳۲۴) دولت به اصطلاح خودمختار آذربایجان در تبریز تشکیل شد و در سایه پشتیبانی بی دریغ سربازان استالین دست به کارهای مسلحانه زد و با سلاحهایی که عمال دیکتاتور شوروی در اختیار فرقه دموکرات گذاشتند پادگانهای ارتش ایران را در آذربایجان مورد آفند (حمله) قرار داد. فرماندهان پادگانها که سربازان و ابزار جنگی و نیروهای موتوریزه ارتش سرخ را در برابر خود میدیدند، برای دوری از هرگونه برخورد با نیروهای ارتش سرخ در برابر رخدادها و پیش آمدها تسلیم شدند و شمار زیادی ار افسران میهن پرست از سوی مزدوران فرقه دموکرات آذربایجان بازداشت و زندانی شدند. در پارهای از منطقههای آذربایجان پادگانهای ژاندارمری دلیرانه در برابر فرقه سازان و عمال استالین به پدافند پادگانها دست زدند ولی این مزدوران تا آخرین نفر را کشتند. این کارهای خشونت بار موجی از خشم و بیزاری علیه فرقه دموکرات آذربایجان که با پول و نیرنگ استالین ساخته شده بود را به پا کرد. | |||
دولت ابراهیم حکیمی به دستور محمدرضا شاه پهلوی نیروهای کمکی برای سرکوب کردن شورشیان فرقه آذربایجان به سوی آذربایجان گسیل داشت، ولی استالین دستور داد که نیروهای ارتش سرخ در نزدیکی قزوین در شریفآباد ستونهای ارتش ایران را باز ایستاندند. استالین اختیار هرگونه اقدام نظامی علیه مزدوران فرقه دموکرات را از دولت ایران گرفت و راه را برای بیدادگری و زورگویی دولت خودمختار ساختگی آذربایجان که نمونه قالبی و نارسی از دولتهای پس از جنگ اروپای شرقی بود، هموار ساخت و راه ارتباط نیروهای انتظامی ایران را با آذربایجان بست. ابراهیم حکیمی به دستور شاهنشاه نامه اعترض آمیزی به مسکو فرستاد و این نامه در کنفرانس وزیران امور خارجه سه دولت متفق آمریکا، شوروی و بریتانیا که از ۲۵ آذر ماه تا ۶ دی ماه ۱۳۲۴ در مسکو برگزار شده بود در میان گذاشته شد. جیمز بیرنس وزیر امور خارجه امریکا اعتراض دولت ایران را وارد دانست و کوشش خود را برای گرفتن موافقت وزیر خارجه شوروی درباره رسیدگی به شکایت ایران بکار برد ولی سرانجامی نداشت. ارنست بوین وزیر امور خارجه بریتانیا پیشنهاد داد که یک کمیته سه نفری از نمایندگان شوروی و انگلستان و امریکا به وضع ایران به ویژه آذربایجان را بررسی کنند. ابراهیم حکیمی در بیانات خود در نشست ۲۵ دی ماه ۱۳۲۴ اعلام کرد که به رئیس هیات نمایندگی ایران در سازمان ملل دستور داده شدهاست که شکایت ایران را علیه زیر پا نهادن پیمان سه دولت از سوی شوروی و بیرون نبردن ارتش سرخ از ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد بدهد. حکیمی در روز ۳۰ دی ماه از نخست وزیری کناره گرفت و احمد قوام روز ۸ بهمن ماه ۱۳۲۴ کابینه خود را به مجلس شورای ملی شناساند. | |||
احمد قوام به همراهی هیاتی از کارشناسان از ۳۰ بهمن ماه تا ۱۷ اسفند ماه ۱۳۲۴ در مسکو با استالین و مولوتف وزیر امور خارجه دیدار و گفتگو کرد. در پانزدهم فروردین ماه ۱۳۲۵ با ایوان سادچیکف سفیر کبیر شوروی در تهران موافقت نامه ای را امضا کرد که به عنوان ابلاغیه مشترک ایران و شوروی چاپ شد. پس از آن احمد قوام کلوبها و روزنامهها و دیگر مجلهها و فعالیت حزب توده را آزاد کرد و دَرِ نامهنگاری دوستانه را با دولت خودمختار آذربایجان باز کرد. موافقتنامهای میان مظفر فیروز معاون سیاسی قوام و پیشهوری در ۲۳ خرداد ماه ۱۳۲۵ در تبریز به امضا رسید. یکی از مواد این موافقت نامه این بود که ارتش آذربایجان بخشی از ارتش شاهنشاهی ایران شود. پیشهوری درخواست کرد که بودجه ارتش آذربایجان از سوی بودجه دولت در تهران پرداخته شود و همچنین خواست که همه افسران ارتش آذربایجان با درجهای که او بدانها داده به رسمیت شناخته شوند و به ارتش شاهنشاهی ایران بپیوندند. شماری از افسران ارتش شاهنشاهی، زمانی که پیشهوری جمهوری دموکراتیک آذربایجان را به فرمان استالین راه انداخت از ارتش شاهنشاهی ایران فرار کردند و به ارتش جمهوری دموکراتیک آذربایجان پیوستند. این افسران فراری از سوی پیشهوری درجه بالاتر گرفتند، برای نمونه افسران فراری که در ارتش شاهنشاهی ایران درجه سروانی داشتند از سوی پیشهوری سرهنگ شدند. قوام درخواست پیشهوری را با شاهنشاه درمیان گذاشت. شاهنشاه گفتند " من هرگـز چنین قدرت و اختیـاراتی ندارم که برخلاف قانون اساسی مشروطه ایران به افسرانی که از خدمت فرارکرده و برضد ارتش و میهن خود شوریدهاند، درجه بدهم و یا درجاتی که از جای دیگر و از راه دیگر بدست آوردهاند را به رسمیت بشناسم، و در کنار افسرانی بازگردند که به سوگند خود برای حفظ مملکت وفادار ماندهاند، بهتر است که من دست راستم را ببرم پیش از اینکه این درجههای گرفته شده را به رسمیت بشناسم. من عملی برخلاف مصالح مملکت در جهت از هم پاشیدن ارتش ایران مرتکب نمیشوم...". احمد قوام به پیشهوری گفت که شاهنشاه که فرمانده کل قوا هستند و این درخواست را امضا نخواهند کرد. پیشهوری گفت در این صورت گفتگوها با حکومت مرکزی به پایان رسید. | |||
فرقه دموکرات آذربایجان - فرقه دموکرات آذربایجان یک فرقه خلقالساعه بود که در روز ۱۲ شهریور ماه ۱۳۲۴ با دستورات استالین و پشتیبانی مالی و سیاسی شوروی و برخلاف اصول ساختمان حزبی برپا شده بود. آرمان فرقه دموکرات آذربایجان برقراری یک جمهوری جدا از ایران و راهاندازی جنبشهای جداییخواهی و حکومتهای خودمختار در سراسر استانهای شمالی ایران بود. | |||
برنامه فرقه دمکرات آذربایجان راه اندازی حکومت خودمختار سوسیالیستی آذربایجان و تشکیل دولتی به نام دولت آذربایجان با مجلس ملی، رسمی شدن زبان ترکی به جای فارسی و دادن آزادی کامل به دولت آذربایجان در اداره امور داخلی آن از جمله مالیه، فرهنگ، ارتش و دیگر سازمانها و نهادهای مورد نیاز بود و هم چنین جدا ساختن استانهای شمالی ایران از کشور ایران. دولت به اصطلاح خودمختار سوسیالیستی آذربایجان به ریاست سید جعفر پیشهوری روز ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۴ در تبریز بنیان شد. | |||
در دوره چهاردهم قانونگذاری مجلس شورای ملی انتخابات در روز ۱۱ اسفند ماه ۱۳۲۲ برگزار شد. بودن ارتش سرخ شوروی در آذربایجان میدان تاخت و تاز گروههای وابسته به شوروی را فراهم ساخته بود، از جمله کمیته ایالتی حزب توده در آذربایجان که با چاپ نامه انتخاباتی و برگههای تبلیغ برای کاندیداهای خود، رای دهنده جلب میکرد. کاندیدای ممتاز حزب توده سیدجعفر پیشهوری بود. انتخابات آذربایجان در روز ۱۷ اسفند ماه ۱۳۲۲ آغاز شد و هجده روز به درازا کشید. | |||
در شمارش نهایی نه نفر از کاندیداها به نامهای: ۱- سید جعفر پیشهوری ۲- حاج سیدزینالعابدین رحیمزاده خوئی ۳- امیر نصرتالله اسکندری ۴- ابوالحسن صادقی ۵- میرزا ابوالحسن ثقهالاسلامی ۶- علی اصغر سرتیپزاده ۷- دکتر مجتهدی ۸- اصغر پناهی ۹- فتح علی ایپکچیان به مجلس شورای ملی راه یافتند. مجلس اعتبارنامه سید جعفر پیشهوری[۹] و هم چنین اعتبارنامه رحیمزاده خوئی را رد کرد. | |||
استالین در روز ۱۵ تیر ماه ۱۳۲۴ فرمان بنیان جنبش جدایی خواهی در آذربایجان، کردستان و گیلان را داد و چند روز پس از آن نیز در روز ۲۳ تیر ماه ۱۳۲۴ استالین دستور داد که پیشهوری بیدرنگ به باکو آورده شود و بنیان فرقه دموکراتیک آذربایجان با وی برنامهریزی شود. افزون بر آن در تبریز یک کمیته برای سازماندهی فرقه دمکرات آذربایجان درست شود و در سراسر آذربایجان کمیتههای ایالتی بوجود آید که عضو برای فرقه دمکرات آذربایجان گردآوری کنند. اعضای حزب توده میباید بر پایه برنامه استالین از حزب توده بیرون بیایند و عضو فرقه دمکرات آذربایجان بشوند. همچنین در کنار گروه سیاسی فرقه دموکرات آذربایجان، گروههای مسلح راه اندازی شوند و اسلحههایی که ساخت شوروی نیست با خود همراه داشته باشند. برای انجام این کار استالین یک میلیون روبل در اختیار پیشهوری قرارداد. کمتر از دو ماه پس از فرمان استالین در روز ۱۲ شهریور ماه ۱۳۲۴ فرقه دموکرات آذربایجان موجودیت خود را اعلام کرد. | |||
نیروهای شوروی به همراه شماری از مزدوران داخلی خود در ایران (هموندان حزب توده در آذربایجان) که بعدها از هموندان فرقه دمکرات شدند، در عملیاتهایی مشترک، پادگانها و پاسگاهها و کلانتریها را تصرف کردند و بسیاری از سربازان میهن پرست را به گلوله بستند. در شهر سراب شمار بسیاری از سربازان ژاندارمری به شهادت رسیدند. آدمکشان فرقه با همکاری تروریستهای فرستاده شده از باکو، با همکاری ارتش سرخ، به پادگانها و پاسگاهها و مرکزهای نظامی و انتظامی در شهرها چون اردبیل، آستارا، سراب، مشکین شهر، ارومیه و... حمله بردند. در جریان این آفندها صدها تن جان باختند. فرقه دموکرات آذربایجان برای ایجاد ترس میان نیروهای مسلح و مردم، پس از کشتار نظامیان در اردبیل، قسمت بالای جسد آنها را در خاک کرده و پاهایشان را بیرون گذاشتند. در برخی موارد جسد نظامیان را آتش زدند. چنین کشتارهایی را در شهرها و بخشهای گوناگون آذربایجان انجام دادند تا بتوانند هر صدای مخالفی را با پشتیبانی اشغالگران ارتش سرخ خاموش کنند. | |||
در درازای حکومت یک ساله فرقه دموکرات آذربایجان و برقراری یک دولت خودمختار سوسیالیستی آذربایجان، پیوسته با فرمانها و دستورهای استالین و پولیت بورو یا دفتر سیاسی، مزدوران فرقه برای کشتن و از میان برداشتن اشخاص و هرگونه نهادی که سد راه گسترش جنبش جدایی خواهانه آذربایجان میشد، مردم آذربایجان و دیگر استانهای شمالی ایران را به خاک و خون کشیدند. | |||
... | |||
آذر ۱۳۲۵ شاهنشاه که خود فرماندهی نیروهای فرستاده شده به آذربایجان را برعهده گرفته بودند با هواپیما بر فراز قرارگاههای شورشیان و خائنین پرواز کردند تا از میزان نیروی آنان آگاه شوند. مردم که از پرواز هواپیمای شاهنشاه برفراز آذربایجان آگاهی یافته بودند بپاخاستند و بر فرقهسازان حکومت خودمختار پیشه وری تاختند و بسیاری از کمونیستها را نابود کردند. با پیشروی ارتش ایران به تبریز، مردم و ارتش، اعضای فرقه دموکرات را از ادارههای دولتی بیرون آوردند و آنها را بازداشت کردند. نیروهای زیر فرماندهی سرهنگ بایندر پس از پیروزی در تکاب وارد شاهیندژ شدند. صد نفر از سران فرقه دموکرات همراه با پیشهوری با شتاب وارد جلفا شدند و با مقدار زیادی اموال غارت شده به شوروی گریختند. ستون دوم ارتش وارد شهر میاندوآب شد و قاضی محمد و حاج بابا و بسیاری از جدایی خواهان در کردستان تسلیم شدند. ستون سوم فرستاده شده به رشت پس از زد و خورد با فداییان فرقه دموکرات آنها را شکست داده و آستارا را زیر کنترل خود درآوردند. سپس مهاباد مهار ارتش ایران شد و سربازان به سوی مرند و ماکو پیشروی کردند. یک ستون ارتش پس از آزاد کردن چند شهر آذربایجان، جلفا شهر مرزی را پس از یکسال آزاد کردند. | |||
سران مزدور فرقه دموکرات پیش از ورود یکانهای ارتش بارو بنه خود را بسته بودند و راه مرزهای شوروی را پیش گرفته بودند و آن سوی رود ارس به کمیسرهای سیاسی و نظامی ارتش پیوستند. | |||
اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در ماموریت برای وطنم درباره رویدادهای آذربایجان چنین مینویسد: | |||
قضیه آذربایجان واقعا یکی از رخدادهای تاریخی خاورمیانه در دوره معاصر است زیرا مقاصد روسیه استالینی پس از جنگ اولین بار در آذربایجان ظاهر و برملا گردید. آنچه روسیه شوروی در آذربایجان کرد و جزییات آن در جلسات شورای امنیت سازمان ملل مورد بحث قرارگرفت دنیای آزاد را تکان داد و نخستین بار مردم نقاط مختلف گیتی را با امیریالیسم کمونیستها بیدار و هوشیار ساخت. | |||
و در جای دیگر نوشتهاند: | |||
اهمیت وقایع مزبور به قدری آشکار است که ملت ایران روزی را که مصادف با ختم این غائله عظیم است به نام روز آذربایجان عید ملی اعلام نموده و از سال ۱۳۲۵ به این طرف همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ما بر آن خطه جشن میگیرد و به عقیده من نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند. | |||
</onlyinclude> | </onlyinclude> | ||
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] | [[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] | ||
نسخهٔ ۱۱ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۰۹
نجات آذربایجان - ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان روزی بود که یکانهای ارتش شاهنشاهی به فرماندهی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در میان شور و هیجان و فریادهای شادی مردم وارد تبریز و رضاییه شد و استانهای شمالی ایران را از چنگ استالین و مزدورانش بیرون آورد. ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز جشن ملی اعلام شد و از سال ۱۳۲۵ همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ایران بر آن خطه جشن گرفته شد. نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند.
۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ شاهنشاه که خود فرماندهی نیروهای فرستاده شده به آذربایجان را برعهده گرفته بودند با هواپیما بر فراز قرارگاههای شورشیان و خائنین پرواز کردند تا از میزان نیروی آنان آگاه شوند. مردم که از پرواز هواپیمای شاهنشاه برفراز آذربایجان آگاهی یافته بودند بپاخاستند و بر فرقهسازان حکومت خودمختار پیشه وری تاختند و بسیاری از کمونیستها را نابود کردند. با پیشروی ارتش ایران به تبریز، مردم و ارتش، اعضای فرقه دموکرات را از ادارههای دولتی بیرون آوردند و آنها را بازداشت کردند. نیروهای زیر فرماندهی سرهنگ بایندر پس از پیروزی در تکاب وارد شاهیندژ شدند. صد نفر از سران فرقه دموکرات همراه با پیشهوری با شتاب وارد جلفا شدند و با مقدار زیادی اموال غارت شده به شوروی گریختند. ستون دوم ارتش وارد شهر میاندوآب شد و قاضی محمد و حاج بابا و بسیاری از جدایی خواهان در کردستان تسلیم شدند. ستون سوم فرستاده شده به رشت پس از زد و خورد با فداییان فرقه دموکرات آنها را شکست داده و آستارا را زیر کنترل خود درآوردند. سپس مهاباد مهار ارتش ایران شد و سربازان به سوی مرند و ماکو پیشروی کردند. یک ستون ارتش پس از آزاد کردن چند شهر آذربایجان، جلفا شهر مرزی را پس از یکسال آزاد کردند. سران مزدور فرقه دموکرات پیش از ورود یکانهای ارتش بارو بنه خود را بسته بودند و راه مرزهای شوروی را پیش گرفته بودند و آن سوی رود ارس به کمیسرهای سیاسی و نظامی ارتش پیوستند.
با حمله هیتلر به شوروی در جنگ جهانی دوم، در روز سوم شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش سرخ شوروی به مرزهای ایران تجاوز نمود و نیروی هوایی شوروی در آذربایجان به بمباران شهرهای باز و بی دفاع پرداخت. ارتش شوروی، بریتانیا، امریکا که بدانها متفقین گفته میشد ایران را چون راهرویی برای رسانیدن ابزار جنگی امریکایی از خلیج فارس به شوروی در جنگ علیه آلمان هیتلری درآورند و ایران را پل پیروزی نام نهادند. ۲۴ آذرماه ۱۳۲۰ میان سه دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و انگلستان پیمان سه دولت امضا شد که برپایه آن دولت اشغالی شوروی و بریتانیا استقلال و حق حاکمیت ایران را محترم میشمرند و میباید حداکثر تا شش ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم ارتش خود را از ایران بیرون برند.[۳] پس از آنکه روشن شد که متفقین در جنگ پیروز خواهند شد، استالین سیاست دیگری با ایران در پیش گرفت که استانهای شمالی ایران را با سازمان دادن به جنبشهای جدایی خواهانه از ایران جداسازد و ضمیمه شوروی کند. هدف استالین کنترل بر روی منابع نفتی شمال ایران بود. پس از اعلام پایان جنگ در ۲۳ امرداد ۱۳۲۴، استالین ارتش خود را که میبایستی تا ۱۲ اسفند ۱۳۲۴ بر پایه پیمان سه دولت و اعلامیه سه دولت راجع به ایران از ایران بیرون روند، از ایران خارج نکرد. پس از آن که دولت شاهنشاهی ایران شکایت رسمی خود را علیه شوروی به شورای امنیت سازمان تازه بنیان شده ملل متحد داد میان متفقین شوروی، بریتانیا و امریکا شکاف افتاد. پرزیدنت ترومن، استالین را زیر فشار قرارداد تا ارتش شوروی مجبور به بیرون رفتن از ایران شود و از جداسازی استانهای شمالی ایران دست بردارد. ۱۶ آذر ۱۳۲۵ ارتش ایران در سه ستون به آذربایجان لشکر کشید. پس از آن که احمد قوام نخست وزیر وقت ایران با دولت شوروی قرارداد امتیاز نفت شمال ایران را امضا کرد، ارتش شوروی از ایران بیرون رفت. ولی مجلس شورای ملی این قرارداد را نپذیرفت و این زمینه ساز جنگ سرد در دنیا و ژرفتر شدن دخالتهای شوروی در امور ایران بود که با سقوط محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ سرانجام به پایان رسید.
با کاپیتولاسیون ارتش آلمان در ۷ مه ۱۹۴۵ برابر با ۱۷ اردیبهشت ۱۳۲۴ جنگ دوم جهانی در اروپا پایان یافت. ایران، پل پیروزی وظیفه خود را انجام داد. مردم و دولت ایران مواد پیمان سه دولت را پاس داشته و سهم بزرگی در پیروزی متفقین داشتند و با بردباری بی پایان خود در درازای چهار سال در برابر گرسنگی و دشواریها و بیماریهای دستاورد جنگ تاب آوردند، به امید روزی که ارتش متفقین از ایران بیرون روند و ایران از اشغال بیگانه درآید و زندگی به حال عادی برگردد. پیش از آغاز کنفرانس پتسدام (۱۷ جولای - ۲ اوت ۱۹۴۵) که در آن سه دولت شوروی، بریتانیا و امریکا شرکت داشتند کره زمین و حیطه قدرت سیاسی و اقتصادی خود را تقسیم کردند. استالین در روز ۶ جولای فرمان بنیان جنبشهای جدایی خواهی در شمال ایران را داد. ۲۱ جولای ۱۹۴۵ بیرون بردن نیروهای ارتش سه کشور از ایران مورد گفتگو قرار گرفت. سه کشور همداستان شدند که نیروهای ارتش نخست از تهران بیرون روند، ولی استالین پافشاری کرد که ارتش میباید تا پایان جنگ با ژاپن در ایران بمانند. سه دولت شوروی، بریتانیا و امریکا برآن شدند که تاریخ بیرون رفتن قوای متفقین میباید دوباره در نشست وزیران امور خارجه سه کشور در لندن در سپتامبر ۱۹۴۵ مورد بررسی قرار گیرد. با این تصمیم برای استالین زمان کافی باقی ماند که جنبشهای جدایی خوایی در شمال ایران و آذربایجان سازمان دهد. در اگوست ۱۹۴۵ فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری جعفر پیشه وری بنیان شد و ۱۲ دسامبر ۱۳۲۴ (۲۱ آذر ماه ۱۳۲۴) دولت به اصطلاح خودمختار آذربایجان در تبریز تشکیل شد و در سایه پشتیبانی بی دریغ سربازان استالین دست به کارهای مسلحانه زد و با سلاحهایی که عمال دیکتاتور شوروی در اختیار فرقه دموکرات گذاشتند پادگانهای ارتش ایران را در آذربایجان مورد آفند (حمله) قرار داد. فرماندهان پادگانها که سربازان و ابزار جنگی و نیروهای موتوریزه ارتش سرخ را در برابر خود میدیدند، برای دوری از هرگونه برخورد با نیروهای ارتش سرخ در برابر رخدادها و پیش آمدها تسلیم شدند و شمار زیادی ار افسران میهن پرست از سوی مزدوران فرقه دموکرات آذربایجان بازداشت و زندانی شدند. در پارهای از منطقههای آذربایجان پادگانهای ژاندارمری دلیرانه در برابر فرقه سازان و عمال استالین به پدافند پادگانها دست زدند ولی این مزدوران تا آخرین نفر را کشتند. این کارهای خشونت بار موجی از خشم و بیزاری علیه فرقه دموکرات آذربایجان که با پول و نیرنگ استالین ساخته شده بود را به پا کرد.
دولت ابراهیم حکیمی به دستور محمدرضا شاه پهلوی نیروهای کمکی برای سرکوب کردن شورشیان فرقه آذربایجان به سوی آذربایجان گسیل داشت، ولی استالین دستور داد که نیروهای ارتش سرخ در نزدیکی قزوین در شریفآباد ستونهای ارتش ایران را باز ایستاندند. استالین اختیار هرگونه اقدام نظامی علیه مزدوران فرقه دموکرات را از دولت ایران گرفت و راه را برای بیدادگری و زورگویی دولت خودمختار ساختگی آذربایجان که نمونه قالبی و نارسی از دولتهای پس از جنگ اروپای شرقی بود، هموار ساخت و راه ارتباط نیروهای انتظامی ایران را با آذربایجان بست. ابراهیم حکیمی به دستور شاهنشاه نامه اعترض آمیزی به مسکو فرستاد و این نامه در کنفرانس وزیران امور خارجه سه دولت متفق آمریکا، شوروی و بریتانیا که از ۲۵ آذر ماه تا ۶ دی ماه ۱۳۲۴ در مسکو برگزار شده بود در میان گذاشته شد. جیمز بیرنس وزیر امور خارجه امریکا اعتراض دولت ایران را وارد دانست و کوشش خود را برای گرفتن موافقت وزیر خارجه شوروی درباره رسیدگی به شکایت ایران بکار برد ولی سرانجامی نداشت. ارنست بوین وزیر امور خارجه بریتانیا پیشنهاد داد که یک کمیته سه نفری از نمایندگان شوروی و انگلستان و امریکا به وضع ایران به ویژه آذربایجان را بررسی کنند. ابراهیم حکیمی در بیانات خود در نشست ۲۵ دی ماه ۱۳۲۴ اعلام کرد که به رئیس هیات نمایندگی ایران در سازمان ملل دستور داده شدهاست که شکایت ایران را علیه زیر پا نهادن پیمان سه دولت از سوی شوروی و بیرون نبردن ارتش سرخ از ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد بدهد. حکیمی در روز ۳۰ دی ماه از نخست وزیری کناره گرفت و احمد قوام روز ۸ بهمن ماه ۱۳۲۴ کابینه خود را به مجلس شورای ملی شناساند.
احمد قوام به همراهی هیاتی از کارشناسان از ۳۰ بهمن ماه تا ۱۷ اسفند ماه ۱۳۲۴ در مسکو با استالین و مولوتف وزیر امور خارجه دیدار و گفتگو کرد. در پانزدهم فروردین ماه ۱۳۲۵ با ایوان سادچیکف سفیر کبیر شوروی در تهران موافقت نامه ای را امضا کرد که به عنوان ابلاغیه مشترک ایران و شوروی چاپ شد. پس از آن احمد قوام کلوبها و روزنامهها و دیگر مجلهها و فعالیت حزب توده را آزاد کرد و دَرِ نامهنگاری دوستانه را با دولت خودمختار آذربایجان باز کرد. موافقتنامهای میان مظفر فیروز معاون سیاسی قوام و پیشهوری در ۲۳ خرداد ماه ۱۳۲۵ در تبریز به امضا رسید. یکی از مواد این موافقت نامه این بود که ارتش آذربایجان بخشی از ارتش شاهنشاهی ایران شود. پیشهوری درخواست کرد که بودجه ارتش آذربایجان از سوی بودجه دولت در تهران پرداخته شود و همچنین خواست که همه افسران ارتش آذربایجان با درجهای که او بدانها داده به رسمیت شناخته شوند و به ارتش شاهنشاهی ایران بپیوندند. شماری از افسران ارتش شاهنشاهی، زمانی که پیشهوری جمهوری دموکراتیک آذربایجان را به فرمان استالین راه انداخت از ارتش شاهنشاهی ایران فرار کردند و به ارتش جمهوری دموکراتیک آذربایجان پیوستند. این افسران فراری از سوی پیشهوری درجه بالاتر گرفتند، برای نمونه افسران فراری که در ارتش شاهنشاهی ایران درجه سروانی داشتند از سوی پیشهوری سرهنگ شدند. قوام درخواست پیشهوری را با شاهنشاه درمیان گذاشت. شاهنشاه گفتند " من هرگـز چنین قدرت و اختیـاراتی ندارم که برخلاف قانون اساسی مشروطه ایران به افسرانی که از خدمت فرارکرده و برضد ارتش و میهن خود شوریدهاند، درجه بدهم و یا درجاتی که از جای دیگر و از راه دیگر بدست آوردهاند را به رسمیت بشناسم، و در کنار افسرانی بازگردند که به سوگند خود برای حفظ مملکت وفادار ماندهاند، بهتر است که من دست راستم را ببرم پیش از اینکه این درجههای گرفته شده را به رسمیت بشناسم. من عملی برخلاف مصالح مملکت در جهت از هم پاشیدن ارتش ایران مرتکب نمیشوم...". احمد قوام به پیشهوری گفت که شاهنشاه که فرمانده کل قوا هستند و این درخواست را امضا نخواهند کرد. پیشهوری گفت در این صورت گفتگوها با حکومت مرکزی به پایان رسید.
فرقه دموکرات آذربایجان - فرقه دموکرات آذربایجان یک فرقه خلقالساعه بود که در روز ۱۲ شهریور ماه ۱۳۲۴ با دستورات استالین و پشتیبانی مالی و سیاسی شوروی و برخلاف اصول ساختمان حزبی برپا شده بود. آرمان فرقه دموکرات آذربایجان برقراری یک جمهوری جدا از ایران و راهاندازی جنبشهای جداییخواهی و حکومتهای خودمختار در سراسر استانهای شمالی ایران بود. برنامه فرقه دمکرات آذربایجان راه اندازی حکومت خودمختار سوسیالیستی آذربایجان و تشکیل دولتی به نام دولت آذربایجان با مجلس ملی، رسمی شدن زبان ترکی به جای فارسی و دادن آزادی کامل به دولت آذربایجان در اداره امور داخلی آن از جمله مالیه، فرهنگ، ارتش و دیگر سازمانها و نهادهای مورد نیاز بود و هم چنین جدا ساختن استانهای شمالی ایران از کشور ایران. دولت به اصطلاح خودمختار سوسیالیستی آذربایجان به ریاست سید جعفر پیشهوری روز ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۴ در تبریز بنیان شد. در دوره چهاردهم قانونگذاری مجلس شورای ملی انتخابات در روز ۱۱ اسفند ماه ۱۳۲۲ برگزار شد. بودن ارتش سرخ شوروی در آذربایجان میدان تاخت و تاز گروههای وابسته به شوروی را فراهم ساخته بود، از جمله کمیته ایالتی حزب توده در آذربایجان که با چاپ نامه انتخاباتی و برگههای تبلیغ برای کاندیداهای خود، رای دهنده جلب میکرد. کاندیدای ممتاز حزب توده سیدجعفر پیشهوری بود. انتخابات آذربایجان در روز ۱۷ اسفند ماه ۱۳۲۲ آغاز شد و هجده روز به درازا کشید.
در شمارش نهایی نه نفر از کاندیداها به نامهای: ۱- سید جعفر پیشهوری ۲- حاج سیدزینالعابدین رحیمزاده خوئی ۳- امیر نصرتالله اسکندری ۴- ابوالحسن صادقی ۵- میرزا ابوالحسن ثقهالاسلامی ۶- علی اصغر سرتیپزاده ۷- دکتر مجتهدی ۸- اصغر پناهی ۹- فتح علی ایپکچیان به مجلس شورای ملی راه یافتند. مجلس اعتبارنامه سید جعفر پیشهوری[۹] و هم چنین اعتبارنامه رحیمزاده خوئی را رد کرد.
استالین در روز ۱۵ تیر ماه ۱۳۲۴ فرمان بنیان جنبش جدایی خواهی در آذربایجان، کردستان و گیلان را داد و چند روز پس از آن نیز در روز ۲۳ تیر ماه ۱۳۲۴ استالین دستور داد که پیشهوری بیدرنگ به باکو آورده شود و بنیان فرقه دموکراتیک آذربایجان با وی برنامهریزی شود. افزون بر آن در تبریز یک کمیته برای سازماندهی فرقه دمکرات آذربایجان درست شود و در سراسر آذربایجان کمیتههای ایالتی بوجود آید که عضو برای فرقه دمکرات آذربایجان گردآوری کنند. اعضای حزب توده میباید بر پایه برنامه استالین از حزب توده بیرون بیایند و عضو فرقه دمکرات آذربایجان بشوند. همچنین در کنار گروه سیاسی فرقه دموکرات آذربایجان، گروههای مسلح راه اندازی شوند و اسلحههایی که ساخت شوروی نیست با خود همراه داشته باشند. برای انجام این کار استالین یک میلیون روبل در اختیار پیشهوری قرارداد. کمتر از دو ماه پس از فرمان استالین در روز ۱۲ شهریور ماه ۱۳۲۴ فرقه دموکرات آذربایجان موجودیت خود را اعلام کرد.
نیروهای شوروی به همراه شماری از مزدوران داخلی خود در ایران (هموندان حزب توده در آذربایجان) که بعدها از هموندان فرقه دمکرات شدند، در عملیاتهایی مشترک، پادگانها و پاسگاهها و کلانتریها را تصرف کردند و بسیاری از سربازان میهن پرست را به گلوله بستند. در شهر سراب شمار بسیاری از سربازان ژاندارمری به شهادت رسیدند. آدمکشان فرقه با همکاری تروریستهای فرستاده شده از باکو، با همکاری ارتش سرخ، به پادگانها و پاسگاهها و مرکزهای نظامی و انتظامی در شهرها چون اردبیل، آستارا، سراب، مشکین شهر، ارومیه و... حمله بردند. در جریان این آفندها صدها تن جان باختند. فرقه دموکرات آذربایجان برای ایجاد ترس میان نیروهای مسلح و مردم، پس از کشتار نظامیان در اردبیل، قسمت بالای جسد آنها را در خاک کرده و پاهایشان را بیرون گذاشتند. در برخی موارد جسد نظامیان را آتش زدند. چنین کشتارهایی را در شهرها و بخشهای گوناگون آذربایجان انجام دادند تا بتوانند هر صدای مخالفی را با پشتیبانی اشغالگران ارتش سرخ خاموش کنند.
در درازای حکومت یک ساله فرقه دموکرات آذربایجان و برقراری یک دولت خودمختار سوسیالیستی آذربایجان، پیوسته با فرمانها و دستورهای استالین و پولیت بورو یا دفتر سیاسی، مزدوران فرقه برای کشتن و از میان برداشتن اشخاص و هرگونه نهادی که سد راه گسترش جنبش جدایی خواهانه آذربایجان میشد، مردم آذربایجان و دیگر استانهای شمالی ایران را به خاک و خون کشیدند. ...
آذر ۱۳۲۵ شاهنشاه که خود فرماندهی نیروهای فرستاده شده به آذربایجان را برعهده گرفته بودند با هواپیما بر فراز قرارگاههای شورشیان و خائنین پرواز کردند تا از میزان نیروی آنان آگاه شوند. مردم که از پرواز هواپیمای شاهنشاه برفراز آذربایجان آگاهی یافته بودند بپاخاستند و بر فرقهسازان حکومت خودمختار پیشه وری تاختند و بسیاری از کمونیستها را نابود کردند. با پیشروی ارتش ایران به تبریز، مردم و ارتش، اعضای فرقه دموکرات را از ادارههای دولتی بیرون آوردند و آنها را بازداشت کردند. نیروهای زیر فرماندهی سرهنگ بایندر پس از پیروزی در تکاب وارد شاهیندژ شدند. صد نفر از سران فرقه دموکرات همراه با پیشهوری با شتاب وارد جلفا شدند و با مقدار زیادی اموال غارت شده به شوروی گریختند. ستون دوم ارتش وارد شهر میاندوآب شد و قاضی محمد و حاج بابا و بسیاری از جدایی خواهان در کردستان تسلیم شدند. ستون سوم فرستاده شده به رشت پس از زد و خورد با فداییان فرقه دموکرات آنها را شکست داده و آستارا را زیر کنترل خود درآوردند. سپس مهاباد مهار ارتش ایران شد و سربازان به سوی مرند و ماکو پیشروی کردند. یک ستون ارتش پس از آزاد کردن چند شهر آذربایجان، جلفا شهر مرزی را پس از یکسال آزاد کردند.
سران مزدور فرقه دموکرات پیش از ورود یکانهای ارتش بارو بنه خود را بسته بودند و راه مرزهای شوروی را پیش گرفته بودند و آن سوی رود ارس به کمیسرهای سیاسی و نظامی ارتش پیوستند.
اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در ماموریت برای وطنم درباره رویدادهای آذربایجان چنین مینویسد: قضیه آذربایجان واقعا یکی از رخدادهای تاریخی خاورمیانه در دوره معاصر است زیرا مقاصد روسیه استالینی پس از جنگ اولین بار در آذربایجان ظاهر و برملا گردید. آنچه روسیه شوروی در آذربایجان کرد و جزییات آن در جلسات شورای امنیت سازمان ملل مورد بحث قرارگرفت دنیای آزاد را تکان داد و نخستین بار مردم نقاط مختلف گیتی را با امیریالیسم کمونیستها بیدار و هوشیار ساخت.
و در جای دیگر نوشتهاند: اهمیت وقایع مزبور به قدری آشکار است که ملت ایران روزی را که مصادف با ختم این غائله عظیم است به نام روز آذربایجان عید ملی اعلام نموده و از سال ۱۳۲۵ به این طرف همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ما بر آن خطه جشن میگیرد و به عقیده من نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند.