دیوان شمس/هیچ میدانی چه میگوید رباب: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|هیچ میدانی چه میگوید رباب|ز اشک چشم و از جگرهای کباب}} | {{ب|هیچ میدانی چه میگوید رباب|ز اشک چشم و از جگرهای کباب}} | ||
{{ب|پوستیام دور مانده من ز گوشت|چون ننالم در فراق و در عذاب}} | {{ب|پوستیام دور مانده من ز گوشت|چون ننالم در فراق و در عذاب}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۸ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۳۴
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (هیچ میدانی چه میگوید رباب) از مولوی |
' |
| هیچ میدانی چه میگوید رباب | ز اشک چشم و از جگرهای کباب | |
| پوستیام دور مانده من ز گوشت | چون ننالم در فراق و در عذاب | |
| چوب هم گوید بدم من شاخ سبز | زین من بشکست و بدرید آن رکاب | |
| ما غریبان فراقیم ای شهان | بشنوید از ما الی الله المأب | |
| هم ز حق رستیم اول در جهان | هم بدو وا میرویم از انقلاب | |
| بانگ ما همچون جرس در کاروان | یا چو رعدی وقت سیران سحاب | |
| ای مسافر دل منه بر منزلی | که شوی خسته به گاه اجتذاب | |
| زانک از بسیار منزل رفتهای | تو ز نطفه تا به هنگام شباب | |
| سهل گیرش تا به سهلی وارهی | هم دهی آسان و هم یابی ثواب | |
| سخت او را گیر کو سختت گرفت | اول او و آخر او او را بیاب | |
| خوش کمانچه میکشد کان تیر او | در دل عشاق دارد اضطراب | |
| ترک و رومی و عرب گر عاشق است | همزبان اوست این بانگ صواب | |
| باد مینالد همیخواند تو را | که بیا اندر پیم تا جوی آب | |
| آب بودم باد گشتم آمدم | تا رهانم تشنگان را زین سراب | |
| نطق آن بادست کبی بوده است | آب گردد چون بیندازد نقاب | |
| از برون شش جهت این بانگ خاست | کز جهت بگریز و رو از ما متاب | |
| عاشقا کمتر ز پروانه نهای | کی کند پروانه ز آتش اجتناب | |
| شاه در شهرست بهر جغد من | کی گذارم شهر و کی گیرم خراب | |
| گر خری دیوانه شد نک کیر گاو | بر سرش چندان بزن کید لباب | |
| گر دلش جویم خسیش افزون شود | کافران را گفت حق ضرب الرقاب |