بازدید اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر از آذربایجان شرقی و غربی و دادن سندهای مالکیت زمینها به کشاورزان ۳۱ شهریور تا ۱۸ مهر ماه ۱۳۴۱: تفاوت میان نسخهها
(←بازدید از ماکو: اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
(←بازدید از ماکو - شاه آباد - باغچه جوق - مرز بازرگان: اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| خط ۲۲۵: | خط ۲۲۵: | ||
=== بازدید از ماکو - شاه آباد - باغچه جوق - مرز بازرگان === | === بازدید از ماکو - شاه آباد - باغچه جوق - مرز بازرگان === | ||
روز ۸ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت هشت بامداد شاهنشاه با خودرو از خوی رهسپار ماکو گردیدند. در همه مسیر راه عشایر و اهالی روستاهای پیرامون در کنار جاده سف کشید و تاق نصرتهایی بسته بودند و پای تاق نصرتها با ساز و دهل به شادمانی و پایکوبی سرگرم بودند و به شاهنشاه آریامهر ابراز شور و هیجان میکردند. در بخش شاه آباد در شش فرسنگی ماکو، رییسهای ادارههای دولتی، هموندان انجمن شهر، نمایندگان عشایر و قاطبه طبقات مختلف مردم به پیشباز آمده بودند. شاهنشاه آریامهر در شاه آباد درنگ کردند و بخشدار خوش آمد گفت. سپس نماینده عشایر با خوش آمد گویی آمادگی عشایر و اهالی را برای جانبازی در راه شاه و میهن را ابراز داشت. شاهنشاه پرسشهایی درباره وضع زندگی مردم کردند. | روز ۸ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت هشت بامداد شاهنشاه با خودرو از خوی رهسپار ماکو گردیدند. در همه مسیر راه عشایر و اهالی روستاهای پیرامون در کنار جاده سف کشید و تاق نصرتهایی بسته بودند و پای تاق نصرتها با ساز و دهل به شادمانی و پایکوبی سرگرم بودند و به شاهنشاه آریامهر ابراز شور و هیجان میکردند. در بخش « شاه آباد » در شش فرسنگی ماکو، رییسهای ادارههای دولتی، هموندان انجمن شهر، نمایندگان عشایر و قاطبه طبقات مختلف مردم به پیشباز آمده بودند. شاهنشاه آریامهر در شاه آباد درنگ کردند و بخشدار خوش آمد گفت. سپس نماینده عشایر با خوش آمد گویی آمادگی عشایر و اهالی را برای جانبازی در راه شاه و میهن را ابراز داشت. شاهنشاه پرسشهایی درباره وضع زندگی مردم کردند. | ||
در یک کیلومتری شهرستان ماکو، گارد احترام و دسته موزیک پادگان صف کشیده بودند و فرماندار، فرمانده پادگان، روسای ادارات دولتی، هموندان انجمن شهر، نمایندگان عشایر و قاطبه اهالی، دانش آموزان و پیشاهنگان به پیشباز آمده بودند. در برابر صف نمایندگان عشایر یکی از نمایندگان خوش آمد گفت و آمادگی عشایر را برای جانبازی در راه حفظ استقلال کشورو تاج و تخت شاهنشاه معروض داشت. در برابر صف دانش آموزان و پیشاهنگان یکی از دانش آموزان خردسال خوش آمد گفت و دسته گلی فراداشت. شاهنشاه سپس با خودرو رهسپار شهر شدند. در درازای راه اهالی ماکو و عشایر و مردم روستاهای پیرامون برای دیدار شاهنشاه آمده بودند و در دو سوی خیابانها صف کشیده بودند و به شاهنشاه ابراز شور و هیجان میکردند. | |||
اعلیحضرت همایون در شهرستان ماکو از بیمارستان شیر و خورشید سرخ پادگان نظامی بازدید فرمودند و ناهار را در ساختمان « باغچه جوق » خوردند. شاهنشاه آریامهر ساعت ۱۵ رهسپار مرز بازرگان که در دو کیلومتری ماکو است، گردیدند. ساعت ۱۶ اسناد مالکیت کشاورزان « قطور » به دست مبارک شاهنشاه به کشاورزان داده میشود. پس از آن شاهنشاه به ماکو بازمیگردند و روز پسین رهسپار جلفا خواهند گردید. | |||
=== در تبریز === | === در تبریز === | ||
نسخهٔ ۷ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۲۷
| بازدیدهای داخلی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر | درگاه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر | برنامه عمرانی دوم |
شب هنگام ساعت ۲۳ و ده دقیقه، سی ام شهریور ماه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی با ترن شاهنشاهی رهسپار آذربایجان گردیدند. سفر شاهنشاه ۱۶ روز به درازا میکشد و آذربایجان شرقی و غربی و استان گیلان مورد بازدید قرار میگیرند. در ایستگاه راه آهن تهران، والاحضرت شاهپور محمودرضا پهلوی، اسداله علم نخست وزیر، حسین علا وزیر دربار شاهنشاهی، هیات دولت، ژنرالهای ارتش شاهنشاهی، رییسهای دربار شاهنشاهی و پایوران کشوری به پسواز شاهنشاه آمده بودند. برابر ساعت ۲۳ شاهنشاه آریامهر وارد سالن سلطنتی راه آهن شدند و در این هنگام سلام شاهنشاهی نواخته شد و گارد شاهنشاهی آیین احترامات نظامی را به جای آورد.
پیش از سوار شدن به ترن شاهنشاهی، اعلیحضرت مدتی با علم نخست وزیر و سپس با مهندس جعفر شریف امامی نایب التولیه موقوفات پهلوی و تیمسار ارتشبد حجازی رییس ستاد بزرگ ارتشتاران گفتگو نمودند. شاهنشاه به تیمسار ارتشبد حجازی رییس ستاد بزرگ ارتشتاران و جعفر شریف امامی درباره خانه سازی برای زلزله زدگان اوامری دادند.
در زنجان
۳۱ شهریور ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر وارد زنجان شدند و مردم زنجان از شاهنشاه خود به گرمی پیشباز کردند. ترن شاهنشاهی پانزده دقیقه پس از نیمه شب وارد کرج شد و سپس به سوی قزوین به راه افتاد. ساعت ۲ و سی و هشت دقیقه وارد قزوین شد و پس از درنگی کوناه رهسپار خرم دره گردید. شاهنشاه آریامهر و همراهان دو ساعت در خرم دره مانند و سپس به راه خود به سوی زنجان ادامه دادند. ساعت ۹ بامداد ترن شاهنشاهی ایران وارد زنجان شد. در ایستگاه راه آهن فرمانده ارتش یکم، فرماندار، شهردار، روسای ادارههای گوناگون، هموندان انجمن شهر و طبقههای گوناگون مردم به پیشباز آمده بودند. پس از این که شاهنشاه گام بر پهنه ایستگاه نهادند، تیمسار سپهبد نصرالهی فرمانده ارتش یکم گزارش نظامی به آگاهی شاهانه رساند و آنگاه موزیک نظامی سلام شاهنشاه نواخت و شاهنشاه از گارد احترام سان دیدند. پس از انجام تشریفات نظامی، فرماندار زنجان خوش آمد گفت و شاهنشاه پرسشهایی درباره امور شهر نمودند. سپس شهردار زنجان به نمایندگی از سوی اهالی این شهر دسته گلی فراداشت. شاهنشاه آریامهر از شهردار زنجان درباره درآمدهای شهرداری و شمار جمعیت و وضع عمومی شهر پرسشهای فرمودند و در باره تسریع لوله کشی شهر اوامری دادند.
هنگامی که رییس دادگستری زنجان به پیشگاه شاهنشاه شناسانده شد، شاهنشاه آریامهر پرسشهایی از وضع دادگستری زنجان و اجرای اصلاحات ارضی در این شهر نمودند و سپس یک یک روسای ادارهها را مورد مهر شاهانه قراردادند. تشریفات پیشباز در راه آهن زنجان ۴۵ دقیقه به درازا کشید و شاهنشاه پس از آن وارد سالن راه آهن شدند. در اینجا دختر خردسالی دسته گلی به پیشگاه شاهنشاه فراداشت و از سوی پیشاهنگان و دانش آموزان به شاهنشاه آریامهر خوش آمد گفت. شاهنشاه چند دقیقهای با پیشاهنگان گفتگو کردند و سپس با خودرو برای بازدید از بیمارستان شفیعیه و لوله کشی آب زنجان و ساختمانهای بانک ساختمانی رهسپار شهر شدند. در درازای راه تا مرکز شهر انبوه اهالی و دانش آموزان با پرچمهای سه رنگ ایستاده بودند و به شاهنشاه ابراز شور و هیجان میکردند.
اعلیحضرت همایونی در زنجان بیمارستان سی تختخوابی جمعیت شیر و خورشید سرخ را به نام بیمارستان شفیعیه گشودند. در این آیین نمایندگان طبقههای مردم از این که این بیمارستان گشایش مییابد، ابراز شادمانی مینمودند. هنگام اجرای آیین گشایش بیمارستان، گروه زیادی از اهالی زنجان به شاهنشاه خود ابراز شور و هیجان مینمودند و ورود اعلیحضرت همایونی را گرامی میداشتند. بیمارستان شفیعیه شیر و خورشید سرخ مجهز به همه دستگاهها و ابزار مدرن یک بیمارستان کامل میباشد.
در هتل بیمه زنجان، آخوندهای شهر به پای بوس شاهنشاه آریامهر آمدند. شاهنشاه آریامهر فرمودند از دیدار آقایان بسیار خوشوفتم، شهر زنجان از لحاظ آبادانی با گذشته فرق بسیار کرده است و باید از این هم به مراتب بهتر شود. در دنیا رفاه و آسایش نبایستی منحصر به یک عده مخصوص باشد. لابد آقایان که اهل دین و اصول و عدالت هستند خودشان به این مطلب به خوبی پی بردهاند. بحمدالله کار اصلاحات ارضی در کشور آغاز شده و پیشرفتهایی کرده است و این کار که به خواست خداوند و مشیت الهی مشغول انجام آن شدهایم با موفقیت به پایان میرسانیم. البته کوشش ما تنها در راه اصلاحات ارضی نیست بلکه هدف اصلی ما این است که در کلیه رشتهها گامهای سریع برداریم ما باید کاری کنیم که ضعیف و قوی در برابر حق و عدالت یک سان باشند و هر کس در پناه قانون محفوظ و محروس بماند. برقراری عدالت اجتماعی سبب میشود که برای همیشه ریشه ظلم و فساد از بیخ و بن برکنده شود و اعتماد و اطمینان مردم به دستگاههای دولتی بیشتر شود. آقایان باید مردم را به کار و فعالیت بیشتر تشویق کنند تا خود مردم بر اثر این فعالیت زندگی بهتری داشته باشند و در نتیجه ما نیز اجتماع صحیح و سالمی داشته باشیم.
۳۱ شهریور ماه ۱۳۴۱ به آگاهی رسید که پس از نیم روز کارکنان و کارمندان عالی رتبه سفارتخانههای خارجی در تهران و هم چنین آقای پکوف سفیر کبیر شوروی در ایران برای شرکت در آیین روز دهقان که در روز ۱ مهر ماه در مراغه در پیشگاه شاهنشاه آریامهر برگزار میشود، رهسپار مراغه شدند.
در آذربایجان شرقی - شهر میانه
ساعت ۱۵ قطار سلطنتی وارد ایستگاه شهر میانه شد. در این ایستگاه راه آهن، آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی، فرماندار، فرمانده تیپ، روسای سازمانهای اداری، شهردار و نمایندگان انجمن به پیشباز شاهنشاه آریامهر آمده بودند. هنگامی شاهنشاه از ترن پیاده شدند، آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی خوش آمد گفت و به آگاهی شاهانه رساند که مردم آذربایجان هیچگاه خاطره سال ۱۳۲۵ را فراموش نمیکنند. سپس تیمسارسرتیپ اسکندر آزموده فرمانده لشکر دو تبریز گزارش نظامی داد. آنگاه دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و گارد احترام آیین احترام نظامی را به جای آورد. سپس فرماندار میانه گزارشی پیرامون کارهای حوزه ماموریت خود به آگاهی همایونی رسانید. در برابر صف معممین و آخوندهای میانه، امام جمعه خوش آمد گفت و ابراز داشت که در این لحظه مقدس بنده از سوی جامعه روحانیت مقدم مبارک شاهنشاه را خیر مقدم میگویم تشریف فرمایی شاهنشاه به میانه، نشانه توجه شاهنشاه به این خطه است.
شاهنشاه آریامهر در پاسخ فرمودند: از ملاقات آقایان شادمانم، مطالبی که گفتید باید مورد توجه قرار گیرد، این است که ما سعی میکنیم کارهای مردم را به خود مردم بسپاریم و هنگامی مردم حس مسئولیت در خود احساس نمودند، این مشکلات حل میشود و این موضوع اساس پیشرفت هر اجتماعی است. یکی دیگر از آقایان به عرض رسانید که در سال گذشته یک قرائت خانه و کتابخانه ملی برای استفاده مردم در این شهر دایر شد، منتهی از لحاظ تعداد کتب ما در مضیقه هستیم. در این مورد شهرداری و انجمن شهر باید اقدام کنند در دنیای امروز مردم ننشستهاند که از آسمان احتیاجات آنها برایشان فراهم شود، ما هم باید مثل سایرین کار کنیم و احتباجات خودمان را خودمان تامین نماییم.
در درازای پنج کیلومتر راه میان ایستگاه راه آهن تا شهر میانه انبوه مردم برای دیدار شاهنشاه صف کشیده بودند و احساسات صمیمانهای ابراز میداشتند و چندین گاو و گوسفند قربانی شد.
شاهنشاه آریامهر سپس در ساختمان فرمانداری میانه، روسای سازمانهای اداری و نمایندگان طبقات مختلف مردم شهر به پیشگاه شاهانه پذیرفتند. در این باریابی شاهنشاه به روسای سازمانهای اداری و نمایندگان مردم میانه فرمودند: به زودی مشکلات موجود برطرف میشود، ما تصدیق میکنیم که در راه آبادانی و عمران کشور گرفتاریهای زیادی وجود دارد اما در این چند سال اقداماتی آغاز گردیده است. البته این اقدامات به هیچ وجه برای تامین رفاه و آسایش کامل مردم کافی به نظر نمیرسد، به طوری که یه من گزارش دادهاند در اینجا اغلب شکایت مردم از کمی آب است و عجیب است که در نزدیکی رودخانهای به این بزرگی مردم از بی آبی شکایت داشته باشند.
شاهنشاه سپس از میزان جمعیت شهر میانه پرسیدند. به آگاهی شاهانه رسید که از سال ۱۳۲۷ تاکنون بیست و شش هزار تن بر مردم این شهر افزوده شده و در هر ماه پانصد نوزاد در این شهر به دنیا میآیند و یک صد تن درمیگذرند. پیرامون وضع فرهنگ شاهنشاه فرمودند: باید آموزش متوسطه در کشور ملی شود اساس کار فرهنگ ما باید بر این اصل استوار باشد که تعلمیات ابتدایی و حرفهای برای همگان عمومی گردد و تعلیمات متوسطه ملی شود. در گذشته که جمعیت کشور کمتر بود ما پیشتر سرباز میگرفتیم، این سربازان در سربازخانهها تعلمیات میگرفتند و به کلی عوض میشدند، اما اکنون که جمعیت بیشت است با تصمیماتی که گرفته شده ما به سرباز کمتر نیاز داریم باید در دهات دبستانهای حرفهای به حد کافی ایجاد شود و در عین حال اداره مدرسههای متوسطه به خود مردم واگذار گردد.
پس از نیم روز به دست مبارک شاهنشاه آریامهر کلنگ ساختمان بیمارستان پنجاه تختخوابی شیر و خورشید سرخ در شهر میانه بر زمین زده شد. مهندسان جمعیت شیر و خورشید سرخ که با نقشه ساختمان بیمارستان از تهران به میانه آمده بودند، توضیحات نیازین را به آگاهی شاهانه رساندند. در زنجان و میانه شاهنشاه هموندان جمعیت شیر و خورشید سرخ را که از معتمدین مردم محل برگزیده شدهاند مورد مهر همایونی و تشویق در کارهای خیریه قرار دادند. شاهنشاه آریامهر پس از انجام آیین کلنگ زدن بیمارستان پنجاه تختخوابی میانه درمانگاه و اندرزگاه جمعیت شیر و خورشید سرخ این شهر را نیز بازدید فرمودند. در اندرزگاه شیر و خورشید از سیصد کودک شیرخوار در آغوش مادرانشان از دیدگاه بهداشت و دستورات خوراکی و پخش دارو و شیرخشک و برخی مواد خوراکی که به مادران تهیدست میدهند، نگاهداری میشود.
در شهر مراغه - روز دهقان
۱ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۹ و پانزده دقیقه بامداد، آیین تقسیم آخرین بخش از املاک حوزه مراغه، میاندوآب و هشترود در پیشگاه شاهنشاه آریامهر در کارخانه میوه خشک کنی مراغه برگزار شد. نمایندگان سیاسی در دربار شاهنشاهی که به مراغه آمده بودند از سوی دکتر ارسنجانی به پیشگاه شاهنشاه آریامهر شناسانده شدند. سپس مهندس خلخالی رییس سازمان اصلاحات ارضی مراغه و دکتر ارسنجانی وزیر کشاورزی و سخنانی پیرامون اصلاحات ارضی در مراغه ایراد کردند. در این آیین دکتر ارسنجانی در سخنان خود به آگاهی رسانید که به زودی قانون اصلاحات ارضی در استانهای کرمان و خراسان به مورد اجرا گذاشته میشود. سپس شاهنشاه آریامهر در روز دهقان در مراغه سخنانی ایراد فرمودند و گفتند: [۱]
امروز روز دهقان است و ما آن را با کمال خوشوقتی جشن میگیریم، ولی چقدر بر خوشوقتی افزوده شدهاست که این جشن مصادف است با خاتمه اصلاحات ارضی در منطقه مراغه، میاندوآب و هشترود.
گزارش این کار را متصدیان مربوطه ذکر کردند و توضیحات کافی دادند. افکار و عقاید مرا نسبت به این امر و علاقه به دهقانان کشور و اصولاً اصلاحات ارضی را به کرات شنیدهاید، در هفت ماه پیش اظهارات مرا در مراغه شنیدید، چند روز پیش در اراک بیاناتی کردم، لابد اطلاع دارید. دیگر در آن قسمت چیزی نمیگویم ولی در اطراف اساس این کار و اثری که در زندگی اجتماعی این ملت دارد، میخواستم چند کلمهای ذکر کنم. کاری را که ما شروع کردهایم فقط یک نوع اصلاح محدود به اراضی زراعتی نیست. این اقدام اجتماع ایران را تغییر خواهدداد. یعنی یکی از ریشهدارترین و در واقع انقلابیترین اعمالی است که در زندگی یک ملت ممکن است پیش بیاید. کاری را به این عظمت ملل دیگر در قرنها به تدریج انجام دادهاند و یا اینکه با انقلابات خونین که خود آن نیز ممکن است بروز زحماتی بکند، به طریق دیگری انجام دادند. ولی فکر میکنم افتخار ما باید در این باشد که این کار با آن عظمت را که سایرین طی قرنها انجام دادهاند، توانستیم به سهولت و سادگی در این منطقه و مناطق دیگر شروع کنیم و در فاصله کوتاهی نتیجه گرفتهایم.
در سراسر کشور در مدت کوتاهی شاید تا مدت دو سال دیگر قانون اصلاحات ارضی به مرحله اجرا درمیآید. درست است که در عقاید ما موضوع مالکیت محترم است، ولی مالکیت بر چه چیزی؟ مالکیت بر شیء و قسمتهای منقول صحیح است اما در عصر ما و در این روزگار آیا مالکیت بر فرد معنی دارد؟ مالکیت بر زمین صحیح است، ولی به عقیده من مالکیت بر زمینی که مستلزم مالکیت بر دهقان و یا زارع نباشد، اگر باشد این مالکیت صحیح نیست. قانون اصلاحات ارضی را محترم میشماریم و اجرا خواهیم کرد. هم مالک مشمول و هم رعایا باید تابع قانون باشند. من همان کسی هستم که از مدتها پیش تنها این جریان را پیشبینی و در سال ۱۳۲۹ شروع کردم.
نصیحت من به شما با اطلاع به گذشته و با در نظر گرفتن آینده مملکت این است که مالکانی که مشمول قانون نمیشوند و زمینی را نگاه میدارند، در آن فقط به وسیله ماشینآلات کشاورزی عمل کنند. اگر املاکی داشتهباشند که به وسیله زارعین عمل میکنند باید درآمد آنان را به میزان زارعینی که مالک شدهاند، برسانند و یا اینکه زمین را به زارع بفروشند، و یا اینکه به دولت منتقل و قیمت عادلانه را بگیرند. کسانی که نصیحت مرا بپذیرند، بعدها پشیمان نمیشوند. و اما جریان اصلاحات ارضی همانطور که مشاهده میکنم، خوشوقتم که در اسرع اوقات پیشرفت کردهاست.
منتهی اساس کار، دادن زمین و سند به دهقان سابق و مالک امروز نیست. باید او را یک فرد آزاد در میان اجتماع ببینیم و با کار و کوشش بیشتر وی، محصول چند برابر شود. این کار لازمهاش تشکیلات شرکتهای تعاونی است. این کار در این شرکتها با استقبال زارعین شروع شد. و اقدامات خوبی کردهاند که موجب خوشوقتی ما است. این اقدامات باید تکمیل شود. باید زمینها را مکانیزه کرد. آبیاری صحیح نمود. کود شیمیایی به زمین داد. در این کار عدهای حقیقتاً زحمت کشیدهاند و حتی فداکاری کردهاند و با ایمان و عقیده راسخ همه چیز خود را فراموش کردهاند، در دهات رفتهاند، و در این کار تشریک مساعی همگانی بود. تمام مأمورین دستور داشتهاند، به آنها امر شدهبود که با یکدیگر هماهنگی کامل نشان بدهند. اگر در بعضی نقاط یک اختلاف سلیقهای پیدا شدهبود این اختلاف سلیقه آنقدر کوچک بود که لازم به تذکر نیست. این اصلاحات سرتاسر ایران را فرا خواهدگرفت و با همین عزم و اراده دنبال خواهدشد و در آینده نزدیک یک جامعه محکم و قوی که بر مبنای عدالت اجتماعی بنا شدهباشد، خواهیم داشت. تا دو سال دیگر زارعین از این موهبت برخوردار میشوند.
در حال حاضر هفتادوپنج درصد مردم کشور ما کشاورز هستند. امیدواریم در آینده، تا یک نسل دیگر، این نسبت معکوس شود و این عده به کار کشاورزی بپردازند. برای اینکه از طرفی باید اصلاحات کشاورزی به صورت مکانیزاسیون انجام شود. سیستم آبیاری ممکن است ترقی و تغییرات کلی پیداکند. ما در مراغه استعداد زیادی میبینیم ولی میخواهیم در منطقه قزوین و سایر دهاتی که زلزله دهم شهریور خرابی به بار آورده، آنجا را نمونه یک منطقه کشاورزی که بر مبنای آخرین اسلوب و سیستم کشاورزی باشد درست کنیم. دولت عنقریب تصویبنامهای صادر خواهدکرد و تمام مناطق زلزلهزده به دولت منتقل خواهدشد و بار دیگر زمین به زارعین و خرده مالکین برمیگردد، و با کارهای اساسی و حفر چاههای عمیق آنجا را آبیاری میکنیم و خانهها را بار دیگر میسازیم. ما نمیتوانیم این کارها را برای خاطر کسانی که در آنجا مالک بودهاند، انجام دهیم. این کار صحیح نیست. مالکان آنجا که مشمول نمیشوند، در مقابل این زلزله فوقالعاده جانگداز واقعیت را درک میکنند.
امیدوارم در این منطقه نمونه هر چه زودتر عملیات شروع شود و تاریکی دو سال دیگر تمام شود. و این منطقه باعث بشود سایر نقاط از آن سرمشق بگیرند و ببینند چطور میشود در یک منطقه حداکثر استفاده از محصولات کشاورزی را کرد. شاید بیاحتیاطی نکرده باشم که بگویم میزان محصولات در قزوین به پنج برابر میرسد. این صحبتها به گوش خیلیها ممکن است صحبتهای انقلابی و ظالمانه باشد. اصل کار این است که ما اقدام انقلابی میکنیم. خونریزی و زد و خورد نیست. خونریزی و زد و خورد دلیل انقلاب نیست. اگر گفتهشود ظالمانه است، باید پرسید چه نوع ظلمی؟ آن دسته که از زندگی محروم نشدهاند، پول به آنها داده میشود. امیدوارم که مالکان اگر مایل باشند در امر صنعتیکردن کشور شرکت کنند تا در آینده بتوانیم یک کشور صنعتی بشویم. مطمئن هستم ما با جان و دل دنبال این کار هستیم و این را افتخار خود میدانیم و کسانی که قطعاً فکرمیکنند به آنها اجحاف شده به این عمل معتقد خواهندشد که وضعشان تغییر خواهدکرد.
به هر صورت موفقیت ملت ایران را در این روز، به خصوص موفقیت روزافزون دهقانان شریف ایران را از خداوند مسئلت میکنم و رضایت قلبی و قدردانی خود را به تمام کسانی که کوچکترین سهمی در این کار داشتهاند ابراز میدارم. همچنین موفقیت آنان را که در کمال صداقت به وظایف خود عمل میکنند از خداوند متعال مسئلت دارم.
پس از اینکه سخنرانی شاهنشاه آریامهر به پایان رسید، شاهنشاه سندهای مالکیت کشاورزان را میان آنها تقسیم نمودند و هنگامی که اعلیحضرت همایونی اسناد مالکیت را به کشاورزان میدادند، پکوف سفیر کبیر شوروی با دستگاه فیلم برداری از این رخداد بزرگ فیلم میگرفت. شاهنشاه آریامهر سپس کارخانه میوه خشک کنی را گشودند و از آن بازدید نمودند. شاهنشاه از چهار تراکتور روسی در پهنه کارخانه که چندی پیش رسیده بود، بازدید کردند. پس از این آیین بیمارستان ثریا و آموزشگاه حرفهای محمدرضا شاه مورد بازدید قرار گرفت و سپس شاهنشاه به فرمانداری تشریف فرما شدند. در اینجا دو تن از مالکین در زمینه اصلاحات ارضی درخواستهایی از پیشگاه همایونی داشتند. شاهنشاه فرمودند اگر میخواهید به کار کشاورزی سرگرم شوید، زمین بایر زیاد است و به شما داده میشود، به شرط آن که در آن با اصول ماشینی کار کنید و از نو اساس ارباب و رعیتی و وضعی را که ما با اصلاحات ارضی میخواهیم از میان برداریم، تجدید نکنید.
ساعت ۱۴ و سی دقیقه دکتر ارسنجانی و هیات نمایندگان کشورهای خارجی در دربار شاهنشاهی از جمله جولیوس هولمز سفیر کبیر آمریکا و پکوف سفیر کبیر شوروی از « سد رودخانه صوفی چای » و کارهایی که در آنجا برای فراهم ساختن آب مورد نیاز کشاورزان انجام یافته است، بازدید کردند.
ساعت ۱۶ و سی دقیقه شاهنشاه آریامهر برای بازدید عملیات ورزشی به میدان ورزش شهر مراغه وارد شدند. در این هنگام از سوی جوانان و ورزشکاران مراغه احساساتی وصف ناشدنی نسبت به شاهنشاه ابراز گردید. ساعت ۱۷ و سی دقیقه جشن ورزشی به پایان رسید.
آنگاه شاهنشاه رهسپار سرباز خانه لشکر ۳ آذربایجان در شش کیلومتر گردیدند. هنگام ورود شاهنشاه تیمسار سرلشکر عاصمی فرمانده لشکر۳ آذربایجان گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانیدند و خوش آمد گفتند، آنگاه درخواست نمودند که شاهنشاه سربازخانه نوین مراغه را بگشایند و پروانه دهند که این سربازخانه به نام والاحضرت ولیعهد به نام « رضاباد » نامیده شود. شاهنشاه آریامهر پس از گشایش سربازخانه تازه مراغه از بخشهای گوناگون آن بازدید فرمودند و سپس به باشگاه افسران مراغه که در همین سرباز خانه قرار دارد، رفتند. هنگام ورود شاهنشاه به باشگاه افسران چند دختر خردسال مقدم شاهنشاه را گل ریزان کردند. شاهنشاه از برابر صف افسران و خانوادههای آنان گذشتند و از چگونگی زندگیشان پرسشهای فرمودند.
پیشکش شاهنشاه آریامهر به عروس و داماد
ایوار شاهنشاه در آیین روز دهقان در بلوار جنوبی مراغه شرکت کردند. در اینجا شاهنشاه در جشن زن و شویی یک عروس و داماد روستایی که از ده پرآوازه « ورجویی » بودند، شرکت فرمودند و ۴۶ سکه نیم پهلوی به عروس پیشکش کردند. شاهنشاه از عروس که باهره نام داشت، پرسیدند، داماد را میشناسی؟ عروس گفت بله پسر عمومی من است. اعلیجضرت فرمودند چند سال داری؟ گفت ۱۹ سال. شاهنشاه برای آنها خوشبختی آرزو کردند و جشن با دست افشانی و آواز محلی آذربایجانی هنرمندان هنرهای زیبا پایان یافت.
از ساعت ۲۰ یک میهمانی شام رسمی به سرفرازی شاهنشاه از سوی لشکر۳ آذربایجان در باشگاه افسران مراغه برگزار شد.
شاهنشاه آریامهر شب را در مراغه گذراندند و بامداد ۲ مهر ماه ۱۳۴۱ رهسپار میاندوآب گردیدند.
از بناب به آذربایجان غربی میاندوآب و مهاباد
۲ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۸ بامداد، شاهنشاه با خودرو از مراغه رهسپار بناب شدند. در ورودی شهر بناب روسای سازمانهای دولتی، بزرگان شهر، دانش آموزان و طبقات مختلف مردم برای پیشباز شاهنشاه آریامهر ایستاده بودند. همین که خودروی شاهنشاه وارد شد، گارد احترام آیین احترام نظامی را به جای آورد و بخشدار بناب خوش آمد گفت. آنگاه شاهنشاه پس از درنگی کوتاه، با خودرو به سوی ملک کندی به راه افتادند. در درازای راه کشاورزان دهات پیرامون که از ورود شاهنشاه آگاهی یافته بودند با پرچمهای زیبای سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران در دست، در دو سوی جاده صف کشیده بودند و ابراز شور و هیجان و شادمانی میکردند.
سپس شاهنشاه آریامهر رهسپار میاندوآب شدند. ساعت ۱۰ بامداد موکب شاهانه وارد میاندوآب شد. در ورودی شهر تیمسار سرلشکر دیلمی استاندار آذربایجان غربی، روسای سازمانهای دولتی، بزرگان شهر، هموندان سازمان نیروی مقاومت ملی، پیشاهنگان و دانش آموزان به پیشباز آمده بودند. همین که شاهنشاه آریامهر از خودرو پیاده شدند، گارد احترام، آیین احترام نظامی را به جای آورد و دسته موزیک سرود شاهنشاهی را نواخت. سپس تیمسار دیلمی استاندار آذربایجان غربی خوش آمد گفت. آنگاه شاهنشاه به سوی صف پیشبازکنندگان رفتند، در برابر انبوه پیشبازکنندگان دختر خردسالی دسته گلی به پیشگاه شاهنشاه فراداشت. شاهنشاه آریامهر سپس با خودرو به سوی مرکز شهر راه افتادند. در همه خیابانهای شهر هزاران تن از اهالی میاندوآب با دیدن خودروی شاهنشاه ابراز احساسات شدیدی کردند. شاهنشاه در میاندوآب نخست از بیمارستان عباسی دیدن کردند و سپس به فرمانداری رفتند. در سالن فرمانداری روسای سازمانهای دولتی و بزرگان شهر به پیشگاه شاهانه بار یافتند. پس از آیین باریابی، شاهنشاه از ساختمان شیر و خورشید سرخ میاندوآب دیدن کردند.
ساعت ۱۳ و پانزده دقیقه شاهنشاه آریامهر با خودرو به مهاباد تشریف فرما شدند. در ورودی شهر، روسای ادارههای کشور و لشکری، دانش آموزان و پیشاهنگان و عشایر و انبوهی از اهالی ورود شاهنشاه را گرامی داشتند و به گرمی از شاهنشاهشان پیشباز کردند. شاهنشاه ناهار را در باشگاه افسران مهاباد خوردند.
ساعت ۱۶ در سالن شهرداری مهاباد ملایان، روسای سازمانهای اداری، نمایندگان انجمن شهر، بازرگانان، اصناف و طبقههای مختلف مردم به پیشگاه شاهنشاه باریافتند. در این باریابی امام جمعه مهاباد از سوی مردم این شهر خوش آمد گفت و خواستهای مردم را به آگاهی شاهانه رسانید. شاهنشاه پاسخ خوش آمد را گفتند و فرمودند که نسبت به درخواستهای مردم رسیدگی شود. در برابر صف روسای سازمانهای اداری، رییس دادگستری مهاباد پیرامون کارهای دادگستری توضیحهایی داد. سپس رییس فرهنگ مهاباد در پاسخ به پرسشهای شاهنشاه درباره شمار مدرسهها و شمار دانش اموزان و کمبودهای موجود، بیاناتی ایراد کرد. شاهنشاه به استاندار آذربایجان غربی دستور دادند که هر چه زودتر کمبودهای فرهنگ را از میان بردارند.
در برابر صف هموندان انجمن شهر، شهردار مهاباد گزارشی پیرامون وضع شهرداری به آگاهی همایونی رسانید و افزود که در سال گذشته شهرداری مهاباد مبلغ قابل توجهی اضافه دریافتی داشته است، با وجود این همه درآمد شهرداری، کافی برای هزینهها نیست. شاهنشاه فرمودند باید درگرفتن عوارض دقت بیشتری بشود و کوشش شود که این عوارض حیف و میل نگردد تا بدین سان، میزان درآمد شهرداری بالا برود و شهر آباد شود. شاهنشاه سپس از وضع آب آشامیدنی مردم مهاباد پرسیدند. به آگاهی شاهانه رسید که اگر سد رودخانه مهاباد ساخته شود، آب آشامیدنی شهر را میتوان فراهم ساخت. شاهنشاه فرمودند که این کار مورد توجه است و بی برو برگرد انجام خواهد شد. آنگاه روسای عشایر و طایفههای کرد به پیشگاه شاهنشاه باریافتند. شاهنشاه از وضع زندگی و کار آنان پرسیدند و آنان را مورد مهر شاهانه قرار دادند. شاهنشاه سپس به استاندار آذربایجان غربی دستور دادند که نیازمندیهای مردم مهاباد را در گزارشی به آگاهی همایونی برسانند. آیین باریابی در میان ابراز شور و هیجان شدید باشندگان به شاهنشاه آریامهر پایان یافت.
ساعت ۱۶ و چهل و پنج دقیقه شاهنشاه در میان ابراز شور و شادی مردم به بیمارستان شیر و خورشید مهاباد وارد شدند. هنگام ورود شاهنشاه هموندان سازمان جوانان شیر و خورشید سرخ مقدم شخص اول کشور را گلباران کردند. شاهنشاه از بخشهای گوناگون بیمارستان شیر و خورشید سرخ دیدن فرمودند و سپس رهسپار سد مهاباد شدند. در آنجا نقشه سد مورد بررسی شاهنشاه آریامهر قرار گرفت و پیرامون چگونگی اجرای این پروژه پرسشهایی فرمودند که از سوی مسولان پاسخهای نیازین داده شد.
ساعت ۱۷ و سی دقیقه شاهنشاه به پادگان مهاباد تشریف فرما شدند. هنگام ورود شاهنشاه دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و آیین احترامات نظامی به جای آورده شد. شاهنشاه آریامهر نخست از بیمارستان سربازخانه دیدن نمودند و از بیماران بیمارپرستی (عیادت) فرمودند. سپس شاهنشاه از یک دبستان نوبنیاد که با کمک مالی فرهنگیان مهاباد راه انداری شده، بازدید نمودند. هنگامی که شاهنشاه به پهنه دبستان گام نهادند، دانش آموزان، پیش آهنگان و فرهنگیان پیشباز بسیار گرمی نمودند و ابراز شور و هیجان نمودند. رییس فرهنگ مهاباد خوش آمد گفت که زمین این دبستان را شیر و خورشید سرخ به رایگان در اختیار فرهنگ مهاباد گذاشت و نیمی از هزینه ساختمان که ششصد هزار ریال بود از سوی خود فرهنگیان فراهم گردید و مانده را سپاه مهاباد و شهرداری پرداخت نمودند. از روز پسین دویست و چهل دانش آموز در این دبستان سرگرم تحصیل خواهند شد. در این هنگام شاهنشاه با بریدن نوار سه رنگ دبستان را گشودند و از بخشهای گوناگون آن بازدید فرمودند. شاهنشاه شب را در مهاباد سپری کردند.
۳ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۷ بامداد آنگاه شاهنشاه از ساختمان مبارزه با سل مهاباد بازدید کردند و تیمسار دکتر خطیب شهیدی گزارشی از وضع این ساختمان به آگاهی شاهانه رساند. پس از پایان بازدید ساختمان مبارزه با سل شاهنشاه به ستاد سپاه مهاباد تشریف فرما شدند و از اتاق جنگ بازدید نمودند و آنگاه در میان شدیدترین ابراز احساسات طبقههای گوناگون مردم مهاباد رهسپار فرودگاه این شهر شدند تا به مرز خانه پرواز کنند. هواپیمای شاهنشاه ساعت ده و نیم بامداد بسوی مرز خانه پرواز کرد. شاهنشاه ناهار را در مرز خانه میخورند و از آنجا با هواپیما رهسپار رضاییه خواهند شد.
روز پسین تلگرافی به امر شاهنشاه از سوی وزیر راه از مهاباد به نخست وزیر فرستاده شد: جناب آقای نخست وزیر در بازدیدی که ذات اقدس شاهانه امروز از سد مهاباد فرمودند، مقرر فرمودند به سازمان برنامه اطلاع دهند که هر چه زودتر مبلغ پنج میلیون ریال به اختیار بنگاه مستقل آبیاری برای تکمیل همه بررسیهای لازم و فراخواندن کارشناسان نیازین از خارج برای زمین شناسی سد مهاباد قرار دهند. - مهندس رجبی
جناب آقای رجبی وزیر راه: به عرض پیشگاه مبارک شاهانه برسانید برای تکمیل مطالعات سد مهاباد اعتبار تامین و کلیه ماشین آلات برای حفاری برای تعیین جنس زمین و غیره سپارش داده شده. نخست وزیر - اسداله علم
در شهرستان خانه و نقده
ساعت ۱۱ بامداد روز سوم مهر ماه هواپیمای آورنده شاهنشاه آریامهر که خود خلبانی آن را انجام میدادند در فرودگاه خانه بر زمین نشست. در فرودگاه خانه فرماندار شهرستان نقده، روسای ادارههای دولتی، سران عشایر و بزرگان نقده و اشنویه و خانه از شاهنشاه آریامهر پیشباز کردند. نخست تیمسار سرلشکر مبین فرمانده لشکر۵ آذربایجان خوش آمد گفت. فرماندار نقده نیز از سوی اهالی این شهرستان خوش آمد گفت و نیازهای این منطقه را به آگاهی شاهانه رسانید.
شاهنشاه آریامهر پس از پایان آیین پیشباز به پادگان خانه تشریف فرما شدند و ناهار را در باشگاه افسران در میان افسران لشکر۵ و خانوادههای آنان خوردند. در سر میز ناهار تیمسار سرلشکر مبین فرمانده لشکر۵ آذربایجان از اینکه شاهنشاه به افسران و خانوادههای آنان این سرفرازی را دادهاند سپاسگزاری نمود. سپس شاهنشاه آریامهر سخنانی ایراد کردند.[۲]
این اولین مرتبهای است که به خانه و این قلب کردستان غیور و نقاط مرزی و خاک سربلند ایران قدم میگذارم و باعث مباهات و دلخوشی است که این مرتبه اول مواجه میشوم با چنین تشکیلات با ابهت و کامل نظامی. کمتر نقاطی در مملکت موجود است که از لحاظ وسایل نظامی و سربازخانه و متعلقات آن چنین وضع مرتب و تکمیلی داشتهباشد البته از لحاظ فنی و روحی لازم است واحدهای دورافتاده مرزی از حداکثر وسایل بهرهمند باشند. لابد آقایان افسران در مرکز بوده و به اندازه کافی اطلاع دارید که مثلاً در پادگان مرکز و پایتخت سربازخانههای ما چه ترتیبی دارند، و همچنین وسیله زندگی افسران و درجهداران و افراد آن نسبت به شما تا چه اندازه ناقص و پایینتر است، ولی میدانید که ما از شما افرادی که در این مرز پاسداری مینمایید و پرچم ایران را در اهتزاز نگه میدارید چه میخواهیم؟ آن انجام وظیفهای است که برایتان از هر لحاظ روشن است، ولی شما هم باید بدانید که چرا انجام وظیفه را میکنید.
این صرفاً به خاطر نگهداری فقط نام ایران نیست. این صرفاً به خاطر مباهات به اینکه ما تاریخ پرافتخار گذشته داشتهایم نیست. این فقط برای این نیست که ما سعدی و حافظ داشتهایم یا بعضی از سرداران بزرگ ما در سابق دفاع کردهاند. این وظیفهای که شما امروز انجام میدهید، صرفاً همان طور که گفتم برای نگهداری این اسم نیست، این برای ایرانی است که باید در زمره ملل جهان و دنیای امروز و دنیای متمدنی که به این سرعت پیش میرود جای عالی و شرافتمندانهای میان دیگران برای خودش باز بکند و با افتخار آن را نگاه دارد. این مملکتی است که ما با کوشش و عزم آهنین و با تلاش روزافزون همه با هم برای آبادکردن آن اقدام میکنیم و عمل میکنیم. کارهای ما در یک نقطه نیست و اصلاحاتی که ما شروع کردهایم همهجانبه است. هم اصلاحات اداری، و هم به خصوص اصلاح جامعه ایران. جمعیت ایران و تمام افرادی که تشکیل این مملکت و این جامعه را میدهند، باید زندگیشان و رسومشان و طرز عملشان بر پایه مترقیترین طرق اجتماعی عصر امروز ما باشد. همین کار را میکنیم، منتهی بی سر و صدا. چون به ظواهر توجه نمیکنیم شاید این همه اقدامات اجتماعی بدون سر و صدای زیاد و جنجال پیش میرود و هنوز به آن وظیفهمان درست پی نمیبریم. ولی شما باید بدانید که اگر ارتش ما در آینده محدودتر بشود، از لحاظ مقدار و کمیت کوچکتر بشود، ولی از لحاظ کیفیت به مراتب قویتر خواهدبود و به خصوص از لحاظ روحی با داشتن یک کادر کامل و منزه و مؤمن و مطمئن که یک قسمت آن را تشکیل میدهید، به این مراحل برسد.
در این راه این عزم و اراده ما البته خللناپذیر است. هر فردی چه در گذشته و چه در حال منحرف بشود نمیتوانیم از تقصیرش چشمپوشی بکنیم، ولو اینکه در گذشته خدمات برجستهای هم انجام دادهاست. هیچ کس نمیتواند انتظار داشتهباشد که اگر خدمتی هم کرده باشد، برای عمل خلاف خود بخشیده بشود. در جامعۀ سربازی یک چنین چیزی امکانپذیر نیست. وقتی که مبنای این جامعه نظامی ما بر پایه چنین عزم استواری بنا نهادهشود، این مسلماً در روحیه تمام عناصری که با پاکی و با صمیمیت و با ایمان به انجام وظیفه و در واقع با طهارت کار میکنند و خدمت میکنند و در خیلی نقاط زحمت میکشند و در بعضی نقاط از وسایل اولیه زندگی محروم هستند، مؤثر خواهدبود. این برای آنها موجب کمال خوشوقتی است، و شوق به خدمت ایجاد میکند. من نمیتوانم بگویم که فردا این لشکر و این تأسیسات به چه صورتی درخواهدآمد و آیا وظیفه شما در این نقطه باز هم مدتی ادامه خواهد داشت؟ ولی میدانم و مطمئن هستم و آرزومیکنم که هر جا که باشید، در کمال صداقت به وظایف خود عمل کنید و خداوند بزرگ که کرم و الطافش بی پایان است، شما را تحت توجهات و در پناه خود نگاه خواهدداشت.
شاهنشاه آریامهر در ساعت ۱۵ و پانزده دقیقه با خودروی روباز رهسپار فرودگاه خانه گردیدند. عشایر کرد سوار بر اسب، با پرچمهای زیبای سه رنگ شیر و خورشید نسان گرداگرد فرودگاه نظامی خانه را گرفته بودند و احساسات شورانگیز و ستایش آمیزی به شاهنشاه ابراز میداشتند. شاهنشاه نیز با خودرو از برابر همه عشایر گذشتند و با تکان دادن دست به ابراز احساسات آنان پاسخ دادند. ساعت ۱۵ و چهل و پنج دقیقه اعلیحضرت همایونی با یک فروند هواپیما که خود خلبانی میکردند از فرودگاه خانه به سوی رضاییه پرواز کردند.
در رضاییه
۳ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۱۶ و پانزده دقیقه هوایپمای شاهنشاه و چهار هواپیمای دیگر که آن را اسکورت میکردند، وارد فرودگاه رضاییه شدند. نخست تیمسار سرلشگر دیلمی استاندار آذربایجان خوش آمد گفت. سپس تیمسار سرلشکر دکتر شفقت فرمانده لشکر۴ رضاییه گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانید. آنگاه دست موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و شاهنشاه آریامهر از برابر گارد احترام گذشتند. در برابر صف پیشاهنگان و دانش آموزان دختر پیشاهنگی هنگام فراداشت دسته گل از سوی پیشاهنگان خوش آمد گفت. سپس شاهنشاه سوار بر خودروی روباز شدند و به سوی مرکز شهر راه افتادند. در مسیر همایونی دهها هزار تن از اهالی رضاییه از زن و مرد ایستاده بودند و ورود شاهنشاه را گلریزان کردند. بیش از بیست راس گاو و گوسفند از سوی اهالی زیر پای شاهنشاه قربانی شدند. احساسات دانش آموزان و مردم شاهدوست رضاییه به شاهنشاه بی همانند و بی سابقه بود. خودروی شاهنشاه در برابر کاخ استانداری بازایستاد و شاهنشاه وارد کاخ استانداری شدند. در ورودی استانداری ملایان رضاییه صف کشیده بودند و از شاهنشاه پیشباز شایانی کردند. آیت اله نجفی به نمایندگی از سوی معممین ومردم شهر خوش آمد گفت و برای تندرستی شاهنشاه ایران و والاحضرت ولیعهد ایران دست به دعا برداشت. درمیدان استانداری بیش از ۵۰ هزار تن از اهالی شهر از زن و مرد و کوچک و بزرگ با کف زدنهای شدید و فریاد « جاوید شاه » میدان را به لرزه درآورده بودند. اعلیحضرت همایونی به بالکن ساختمان کاخ استانداری تشریف فرما شدند و با بلند کردن دست به ابراز احساسات مردم پاسخ دادند. آنگاه شاهنشاه پشت میکروفن قرار گرفتند و چنین گفتند: [۳] سخنان آریامهر چندین بار با ابراز احساسات مردم و غریو جاوید شاه مردم بازایستاد.
مردم شریف و نجیب رضاییه هر مرتبهای که من به شهر شما قدم میگذارم، در تجدید دیداری که با شما مردم غیور و زحمتکش میکنم به همان نسبت در اولین دیدار تحت تأثیر احساساتی قرارمیگیرم که شما مردم روی اصل وطنخواهی و رشد اجتماعی و تشخیص منافع ملی خود نسبت به من ابراز میکنید. این روحیه شما نشاندهنده بالاترین تضمین استقلال و آزادی این مملکت است. ولی این روحیهای که امروز شما نشان دادهاید و همان طور احساسات متقابلی که من همیشه نسبت به شما داشتهام، برای این نیست که ما فقط اکتفا بکنیم به اینکه استقلال مملکت را حفظ میکنیم. البته این خودش خیلی ارزش دارد هر فردی، هر رئیس خانوادهای، هر عضو خانوادهای البته این را باید همیشه عالیترین هدف خود بداند و ما به این قانع نیستیم که فقط اسم ایران عزیز را در صفحات تاریخ خود نگه داریم.
هدف ما این است که ایران و استقلال ایران و تمامیت ایران معنی دیگری داشتهباشد و آن این است که مملکت ما امروز در قرن بیستم هماهنگ و دوشبهدوش مترقیترین ممالک دنیا پیش برود. برای این کار تمام استعدادهای فطری و جسمی مملکت باید به کار بیفتد و آن هم در محیط عدالت اجتماعی، عدالتی که از هیچ جای دیگر کمتر نباشد، بلکه روی اصل سوابق تاریخی و سنن ملی و ثباتی که خداوند به ما دادهاست، ما بتوانیم با آسودگی، با فراغت، ولی ضمناً با سرعت تمام به پیشرفت اجتماعی که در قرن بیستم یک مملکتی میتواند به آن افتخار کند نائل بشویم. در همه زمینهها شروع کردهایم به یک تحول عظیم اجتماعی و آن چیزی است که هفتادوپنج درصد افراد مملکت مشمول آن میشود و آن اصلاحات ارضی است.
سخنانی را که در این باب به کرات در نقاط مختلف ایراد کردهام مرور بکنید، بخوانید و بشنوید، خواهید دید که این اصلاحاتی که در نظر است چقدر عمیق و دامنهدار است. همچنین در شئون طبقات دیگر، در شئون کارگران، در شئون کارمندان دولت، در شئون پیشهوران، در تمام شئون اجتماعی، همین تحول عمیق را وجهه همت و پیشه خود خواهیم کرد. از مجموع این اقدامات امیدوارم در آینده نزدیکی چنان جامعه پیشرفته و استوار و قوی به وجود بیاید، و مملکتی که واقعاً همه نوع نعمتها نسبت به آن ارزانی شدهاست به منزلتی نایل بشود که مورد غبطه سایرین واقع گردد، و ما به نوبه خود بتوانیم اگر لازم باشد دست دیگران را بگیریم و به آنها تا آنجایی که میتوانیم مساعدت بکنیم. اما از لحاظ امکاناتی که شما مردم این استان دارید لابد محتاج به ذکر نیست که چقدر از لحاظ طبیعت خداوند مساعدت کردهاست. این مساعدت خداوند را باید با بازوی شما مردان غیور و زحمتکش تکمیل بکنیم و از آن بهرهبرداری بکنیم و با عدالت اجتماعی که قبلاً ذکر آن شد حداکثر بهره را به حداکثر افراد برسانیم. از مرتبه قبل که به این صفحات آمدهبودم ترقیاتی در این شهر کاملاً به چشم میخورد. شهر شما تغییر پیدا کردهاست و وسایل اولیه زندگی که به خصوص آب باشد، به چشم میخورد که به حمدالله تا حدود تقریباً کاملی تأمین شدهاست. این اقدامات باید تکمیل بشود و به حد امکان برسد. انشاءالله وسایل امر هم فراهم خواهدشد.
در قسمت فرهنگی و بهداشت نیز پیشرفتهایی مشاهده میشود که در این قسمت نیز روزبهروز اقدامات تکاملی انجام خواهدگرفت و اما درباره امنیتی که شما دارید، لحظهای توجه کنید که در نزدیکیهای شما چه خبر است. ما همه شکر خدا را میکنیم که ما را تحت عطوفت و عنایت خود قرار داده و میتوانیم با فراغ خاطر و نقشهای صحیح به آینده نگاه کنیم و به آن امیدوار باشیم. پس همه در راه اعتلای وطن، در راه عدالت اجتماعی، و در راه پیشرفت روزانه بکوشیم و همه در هر قسمت مملکت دست به دست هم بدهیم تا هدفهای مقدس ملی خود را به خواست خداوند هر چه زودتر به دست بیاوریم. این است که شما اهالی این شهر که رابطه خاصی با خانواده من یعنی با اسم پدر من دارد، جای مخصوصی در قلب من دارید. همگی شما را به خداوند میسپارم و سعادت و نیکبختی همگی را از درگاه احدیت مسئلت مینمایم.
۴ مهر ماه ۱۳۴۱ از ساعت هشت و سی دقیقه بامداد کم کم قضات و رییسهای ادارههای دولتی، هموندان انجمن شهر، بزرگان و سران عشایر و نمایندگان اقلیتهای مذهبی، بازرگانان و مالکین، افسران بازنشستنه در سالن شهرداری رضاییه به پیشگاه شاهنشاه بار یافتند. شاهنشاه از یکایک مسولین امور در باره خویشکاری هایشان پرسشهایی فرمودند که پاسخها به آگاهی همایونی رسید. رییس انجمن شهر رضاییه از شاهنشاه درخواست کرد که راه آهن به رضاییه کشیده شود. شاهنشاه آریامهر فرمودند که در این باره باره بررسیهایی انجام یابد. ساعت ۱۰ و نیم این آیین پایان یافت و شاهنشاه رهسپار پادگان رضاییه شدند و قرار است پس از بازدید از سرباز خانه تاسیسات آب شهر را بگشایند.
پس از نیمروز شاهنشاه از کودکستان جمعیت خیریه فرح پهلوی در رضاییه دیدن کردند. هنگامی که شاهنشاه به پهنه کودکستان گام نهادند، مدیر کودکستان خوش آمد گفت و شاهنشاه آریامهر بانوان هموند جمعیت خیریه مورد مهر همایونی قرار دادند و از وضع کودکستان و شمار کودکان و دیگر کودکستانهای رضاییه پرسشهای فرمودند. هنگامی که شاهنشاه از کلاسهای کودکستان دیدن میکردند، کودکان به سرفرازی ورود شاهنشاه سرود خواندند. یکی از کودکان پس از خواندن چامهای برای والاحضرت ولیعهد پیشکش برای ایشان به پیشگاه شاهنشاه فراداشت. آنگاه شاهنشاه از شیرخوارگاه جمعیت نیز بازدید فرمودند.
ساعت ۱۵ و چهل دقیقه شاهنشاه از بیمارستان پهلوی رضاییه بازدید کردند. پزشکان و کارکنان بیمارستان با ابراز احساسات شدید ورود اعلیحضرت همایونی را گرامی داشتند. دکتر علی امبر فرزانه کفیل بهداری و رییس بیمارستان پهلوی رضاییه خوش آمد گفت و گزارش امور بیمارستان را به آگاهی شاهانه رسانید. سپس شاهنشاه از بخشهای گوناگون بیمارستان بازدید کردند و بیماران را مورد مهر شاهانه قرار دادند. در یکی از اتاقهای ژاندارمری بستری بود که در جریان زد و خورد با قاچاقچیان زخمی شدن بود. شاهنشاه دستور دادنداگر در این جریان تریاکی پیدا شده است پاداش به ژاندارم بستری شده داده شود. نزدیک به ساعت ۱۶ و چهل دقیقه شاهنشاه در میان شور و هیجان مردمی که در برابر بیمارستان گرد آمده بودند، بیمارستان را ترک کردند و از ساختمان نوین دفتر دفتر جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران دیدن فرمودند. در ورودی بیمارستان شیر و خورشید سرخ دکتر احمدی مدیر عامل جمعیت پس از گفتن خوش آمد، گزارشی از وضع امور بیمارستان به آگاهی شاهانه رسانید.
گشایش استادیوم رضا پهلوی
ساعت ۱۶ شاهنشاه آریامهر در آیینی که در استادیوم نوبنیاد ورزشی شهر رضاییه که به نام رضا پهلوی نامگذاری شده بود، بر پا گردید، شرکت فرمودند. در برابر استادیوم صدها تن از مردم گرد آمده بودند و با دیدن شاهنشاه احساسات پرشوری ابراز داشتند. هنگامی که شاهنشاه وارد استادیوم گردیدند، دوشیزه خردسالی خوش آمد گفت و دسته گلی فراداشت. آنگاه تیمسار سرلشکر دکتر ایزدپناه رییس سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران، روسای فدراسیونهای ورزشی استان آذربایجان را به پیشگاه شاهنشاه شناساند. هنگامی که شاهنشاه به سالن سرپوشیده استادیوم تشریف فرما شدند، تیمسار سرلشکر دیلمی استاندار آذربایجان غربی گزارشی به آگاهی همایونی رساند و گفت: شاهنشاها اجازه میخواهد، به شرف عرض مبارک برساند که جوانان و قهرمانان شاهدوست رضاییه سالها آرزوی بنای چنین کاخی را به دل میپروراندند تا در اسفند ماه سال ۱۳۳۸ بنا به اراده شاهنشاه عظیم الشان، آرزوی ورزشکاران تحقق یافت و عملیات ساختمانی این استادیوم آغاز شد. اعتبار بنا از محل صدی سه سهمیه تربیت بدنی و کمک سازمان تربیت بدنی مرکر تامین گردید. تاکنون مبلغ سه میلیون و پانصد هزار ریال برای تکمیل آن هزینه شده است و اکنون این استادیوم مورد استفاده جوانان و ورزشکاران قرارگرفته است. در پایان از پیشگاه شاهنشاه استدعا میکنم که کاخ ورزش رضاییه را که به نام والاحضرت ولیعهد رضا پهلوی نامیده شده است را بگشایند.
در این هنگام شاهنشاه در میان پرشورترین ابراز احساسات جوانان و ورزشکاران با بریدن نوار سه رنگ استادیوم را گشودند. سپس شاهنشاه با پرتاب یک توپ بسکتبال به میان سالن پروانه دادند مسابقه بسکتبال میان دو تیم آغاز گردد. پس از آن شاهنشاه به پهنه استادیوم ورزشی تشریف فرما شدند و سلام شاهنشاه نواخته شد . سرپرست تربیت بدنی آذربایجان گزارشی به آگاهی همایونی رساند. آنگاه آیین برافراشتن پرچم و رژه ورزشکاران برگزار گردید و برنامه جشن ورزشی و مسابقههای دو و نرمشهای گروهی در چندین بخش در پیشگاه شاهنشاه انجام شد. در پایان آیین نیایش ورزشکاران انجام گرفت و همه کسانی که در این آیین شرکت داشتند برای تندرستی شاهنشاه دست به نیایش برداشتند.
شاهنشاه آریامهر در ساعت ۱۸ و بیست و پنج دقیقه از دبیرستان شاهدخت رضاییه دیدن کردند. هنگام ورود مدیر دبیرستان خوش آمد گفت و دانش آموزان مقدم شاهنشاه را گلباران نمودند. شاهنشاه سپس از بخشهای گوناگون دبیرستان شاهدخت بازدید کردند و در تالار نمایش دبیرستان، نخست چند تن از دختران به سرفرازی شاهنشاه سرود خواندند و سپس رییس فرهنگ استان آذربایجان عربی گزارش فرهنگی به آگاهی همایونی رساند و سپس چند برنامه هنری از سوی دانش آموزان اجرا گردید. جالبترین بخش این برنامه نمایشنامه دو هزار و پانصدمین سال بنیاد شاهنشاهی ایران بود که از سوی دانش آموزان دبیرستانهای پسران رضاییه اجرا گردید.
شبانگاه شاهنشاه آریامهر در میهمانی شامی که از سوی شهرداری برگزار شده بود، شرکت فرمودند. روسای ادارههای دولتی و شماری از سران و بزرگان شهر سرافرازی بودن در این جشن را داشتند. هم چنین در میدان برابر شهرداری رضاییه آتش بازی زیبایی انجام گردید.
مانور لشکر رضاییه در بلندای راه بندر گلمانخانه
۵ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت هشت و نیم بامداد شاهنشاه آریامهر از ساختمان نوین دادگستری و بانک ملی رضاییه بازدید کردند. ساعت ۹ و ده دقیقه اعلیحضرت به ساختمان تلفن خودکار تشریف فرما شدند. نخست مهندس مشیری مدیر کل شرکت تلفن گزارش وضع تلفن خودکار را به آگاهی همایونی رسانید، سپس شاهنشاه از همه بخشهای ساختمان تلفن خودکار بازدید فرمودند.
آنگاه شاهنشاه در میان ابراز احساسات بی همانند اهالی رضاییه که در دو سوی خیابانها صف کشیده بودند، رهسپار جای مانور لشکر۴ در بلندای راه بندر گلمانخانه گردیدند. مانور در چهار بخش آغاز شد: الف - شناسایی و اجرای آتش، تهیه از سوی گروه هوایی برای ۸ دقیقه ب- اجرای آتشهای تهیه از سوی یکانهای پشتیبانی برای ۵ دقیقه ج- آغاز حمله یکانهای پیاده با همکاری ارابه و پشتیبانی توپخانه د- اشغال هدف و تجدید سازمان و تعقیب عناصر منهزم دشمن به وسیله آتش هواپیما.
نیم روز مانور به پایان رسید و شاهنشاه در میان ابراز شور و هیجان اهالی رهسپار اقامتگاه ویژه گردیدند.
در زیوه چهل کیلومتری رضاییه
۶ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۸ و بیست دقیقه روز آدینه اعلیحضرت همایونی با یک دستگاه خودرو استیشن برای دادن اسناد مالکیت رهسپار ۶ قریه از محال « مرگور » و « ترگور »به بخش « زیوه » در چهل کیلومتری رضاییه شدند. در درازای راه اهالی همه قریههای نزدیک در کنار جاده صف کشیده بودند و با ساز و پایکوبی و دست افشانی از شاهنشاه پیشباز کردند. در قریه « زرگه » که اهالی آن با پوشاک محلی دو سوی جاده ایستاده بودند و نسبت به شخص اول کشور به شدت ابراز احساسات میکردند، شاهنشاه دستور دادند که خودرو بازایستد و سپس پیاده شدند و به سوی جمعیت رفتند. در این هنگام پسر بچه خردسالی خوش آمد گفت. شاهنشاه کودک را نوازش کردند و از کدخدای قریه « زرگه » که در برابر جمعیت ایستاده بود، درباره وضع قریه زرگه و شمار اهالی و امور کشاورزی برزگران پرسشهایی فرمودند. سپس اعلیحضرت از خود کشاورزان پرسشهایی درباره چگونگی زندگی آنها فرمودند که هر یک با شور و شوق فراوان به پرسشهای شاهنشاه پاسخ میدادند. پس از پایان گفتگوی شاه و مردم اعلیحضرت همایونی به راه خویش ادامه دادند و در قریه « گرانا » دوباره از خودرو پیاده شدند و با مردم و کشاورزانی که در دو سوی جاده ایستاده بودند به گفتگو پرداختند و از پسر مالک قریه پرسشهایی نمودند. در درازای راه چند راس گاو و گوسفند از سوی کشاورزان قربانی شد.
برابر ساعت ۹ و سی دقیقه خودروی آورنده شاهنشاه به بخش « زیوه » رسید. نخست تیمسارسرتیپ صدری معاون لشکر۵ خانه و فرمانده پادگان « زیوه » خوش آمد گفت و گزارش نظامی به آگاهی همایونی رساند. آنگاه دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و گارد احترام آیین احترام را به جای آورد. سپس شاهنشاه از برابر گارد احترام گذشتند و به سوی پیشبازکنندگان با پوشاک محلی رفتند. ملایان همه به پای بوس شاهنشاه آریامهر آمده بودند و سران عشایر و روسای ادارات نیز در صف پیشبازکنندگان بودند. در برابر صف فرهنگیان دختر خردسالی دسته گلی فراداشت و خوش آمد گفت.
شاهنشاه آریامهر از مسول فرهنگ « زیوه » درباره وضع فرهنگ و شمار دانش آموزان و مدرسهها و روش درس دادن آموزشگاهها پرسشهایی فرمودند که پاسخ داده شد. در برابر ملایان زیوه اعلیحضرت بازایستادند و عبداله امامی از سوی روحانیون ورود شاهنشاه را خوش آمد گفت و افزود: اعلیحضرتا، ما از درگاه خداوند متعال پیوسته سلامتی و بقای سلطنت شاهنشاهی را که همیشه در ترویج شعائر مدهبی سعی میفرمایند مسئلت داریم.
شاهنشاه از رییس درمانگاه زیوه درباره بهداشت مردم پرسشهایی فرمودند، سرپرست پاسخ داد که وضع ساختمانی درمانگاه ما خوب است، اما دارو و وسایل کم داریم که فعلا آن را با کمک لشکر فراهم میسازیم. درخواست ما اینست که شاهنشاه در این باره دستور فرمایند توجه بیشتری بشود.
در برابر صف عشایر محمد امین حاتمی رییس ایل « هرکی » از سوی عشایر خوش آمد گفت و مراتب جانبازی و فداکاری افراد ایل هرکی و همه عشایر ان منطقه را در راه خدمت به شاه و میهن ابراز داشت. شاهنشاه پرسیدند: ایل هرکی چند ده و چقدر جمعیت دارد. پاسخ داده شد: « ایل هرکی » در ۴۲ پارچه آبادی زندگی میکند که بیشتر آنها خالصه است و اخیرا تقسیم این زمینها میان کشاورزان آغاز شده است. شمار افراد ایل هرکی پنج هزار تن میباشد که در این منطقه به سر میبرند. شاهنشاه فرمودند منطقه شما واقعا بهشت است و استعداد زیادی برای پیشرفت دارد. حاتمی گفت که در این منطقه ما چهل تراکتور داریم. وضع زندگی افراد ایل ما به لطف و عنایت شاهنشاه رعیت پرور بسیار خوب است و روز به روز به سوی تمدن و ترقی پیش میرویم. ما عشایر مرزنشین این منطقه در مقابل دشمنان سپر استواری هستیم و به سهم خود حافظ استقلال و عظمت شاهنشاهی ایران میباشیم و تنها تقاضای ما این است که امر فرمایند به وضع بهداشت ما توجه بیشتری بشود.
در پادگان زیوه و آیین تقسیم اسناد مالکیت به برزگران
شاهنشاه آریامهر پس از ابراز مهر شاهانه نسبت به سران و افراد عشایر که به شدت ابراز احساسات میکردند از برابر گروه پیشبازکنندگان گذشتند و رهسپار پادگان زیوه گردیدند. شاهنشاه آریامهر پس از بازدید از پادگان و چادرهای سربازان از « ماکت » برجستهای که نمودار گویایی از وضع منطقه مرکزی « مرگور » بود، بازدید فرمودند و سپس به زمین چمن سرسبز و در کنار کوه « دالدن پرداغ » که برای انجام آیین تقسیم اسناد مالکیت ویژه شده بود، رفتند.
هنگام ورود شاهنشاه از سوی کشاورزان و اهالی احساسات گرم و پرشوری ابراز شد. آنگاه مهندس خلخالی رییس اصلاحات ارضی آذربایجان خوش آمد گفت و آماده بودن اسناد مالکیت را برای تقسیم میان کشاورزان را به آگاهی رسانند و گزارشی درباره زمینهای کشاورزی داد. مدیرکل خالصجات گزارش رسایی از جریان تقسیم املاک خالصه در آذربایجان و پیشرفتی که در زمانی کوتاه آن گونه که مورد نظر شاهنشاه است، به دست آمده را به آگاهی رساند. وی افزود که زمینهای خالصهای که امروز سندهای مالکیت آن به دست شاهنشاه به کشاورزان داده میشود، عبارت از شش پارچه از قریه محال « مرگور » و « ترگور » میباشد. سپس شاهنشاه اسناد مالکیت قریههای نامبرده را به نمایندگان کشاورزان دادند. پس از پایان آیین دادن سندهای مالکیت زمینها، یکی از کشاورزان به نمایندگی از سوی کشاوران پیشین و مالکین نوین با سپاسگزاری افزود: ما کشاورزان این ناحیه امیدواریم تحت توجهات مخصوص شاهنشاه، روز به روز عواید و درآمدمان افزوده شود و رضایت آن پدر تاجدار را در راه خدمت به مملکت جلب کنیم.
آنگاه شاهنشاه آریامهر بیاناتی به کشاورزان و اهالی قریه و روستاها ایراد کردند:[۴]
در این چند ماه اخیر، فرصتهای زیادی پیدا شد که به این کاری که از قدیم و زمانی پیش به آن علاقمند بودیم، اقدام کردیم و خوشبختانه امروز نیز میتوانیم شاهد اعطای سند مالکیت عدهای از کشاورزان زخمتکش این مملکت باشیم. دهات خالصه، متاسفانه در گذشته شاید از مخروبهترین آبادیها و دهات مملکت بوده است، چون تکلیفش روشننبوده و اصولا دولت مالک خوبی نیست و رعیت وقتی که حس مالکیت نداشته است، قاعدتا نان بخور و نمیری بیشتر به دست نمیآورد. یعنی اینکه زحمت نمیکشد که به دست بیاورد. اینست که خالصجات ما معمولا دهات مخروبه تاسف آمیزی بوده. لایحه برای تقسیم خالصجات دلایلی داشته است که امیدوارم این عللی هر چه زودتر برطرف شود و تقسیم این خالصجات هم مثل دهاتی که مشمول اصلاحات ارضی است به همان سرعت پیش برودو در مدت کمی کاملا به دست برزگران محل آن خالصجات تقسیم شود. در اهمیت این اقدام به اندازه کافی صحبت شده است، فقط از موقعیت این محلی قدری صحبت بکنیم و آن این است که خود من دفعه اولی است که به اینجا میآیم، شنیده بودم که خالصجات « مرگه ور و ترگه ور » در یک نقطه بسیار زیبای طبیعی و با استعداد واقع شده است، اما حقیقتا هیچ وقت فکر نمیکردم که چنین استعداد فوق العادهای داشته باشد و از طرفی با این استعداد به حد کافی از آن بهره برداری نشده باشد. در این منطقه زرخیز متاسفانه، به طوری که قبلا هم اطلاع داشتم و باز هم تایید و تکرار شد و شاید یکی از پر برکتترین مناطق تمام مملکت ایران باشد، شنیدهایم که تعداد مسلول بالنسبه زیاد است، علت را که جویا میشویم، جواب این است که مردم به عنوان منزل و خانه در دخمههایی زندگی میکنند که شاید هم اگر در آنجا زندگی بکند مریض میشود. یعنی یک سوراخ کوچک به عنوان در هست، بدون پنجره و هیچ چیز دیگر. این اتاقها نه آفتاب میخورد و نه هوای کافی دارد و به همین مناسبت محل مناسبی است برای رشد و نمو هر نوع میکربی منجمله میکرب سل. یا میبینیم که این مطقه مستعد و فوق العاده درخت ندارد. علت ر ا جویا میشویم، میگویند که درخت چون ممکن است مظهر مالکیت و عرصه آنهم باز مظهر مالکیت باشد این است که حتی المقدور سعی شده بود در گذشته درخت کاشته نشود که احیانا فکر تملک درخت و عرصه به فکر این مردمان نیفتد. این جا آثار قرون وسطایی است. این آثاریست که بحمداله با تاییدات الهی به سرعت از بین میرود، این دیگر غیرقابل دوام است و مسلما تا یکی دو سال دیگر آثاری از آن باقی نخواهد ماند، قدرت یک مملکت را فقط می شودو میتوان از قدرت افراد آن تشخیص و تمیز داد. افراد مملکت را هم همیشه همان طور که واضح است اکثریت یک مملکتی تشکیل میدهد، اما اگر اکثریت خوشبخت بود، سالم بود، و دچار امراض گوناگون نبود، میشود گفت که آن ملت و آن جامعه در حال سعادت و سلامت هستند والاغیر، آن نتیجه اش همین است که ما میبینیم، در یک چنین منطقه بهشتی تعداد مسلول متاسفانه زیاد است.
با این اقداماتی که در پیش از ما فکر میکنیم که همگی از آن بهره مند و برخوردار گردند. یک اکثریتی وقتی که مرفه بود، خود به خود برای سایرین ایجاد کار میکند و همه برای تامین و رفع احتیاجات عمومی در یک رشته به خصوص میتوانند فعالیت بکنند و از یک زندگی مرفه و با تمدنی برخوردار باشند. ما همان طوری که باز هم بکرات گفتهام، یکی از هدف هایمان اضافه کردن بر تولیدات کشاورزی این مملکت است، حتی با اراضی موجود زراعتی، والا هنوز امکان هست که در این مملکت مقدار معتنابهی چند برابر اراضی موجود زراعتی را انشاالله در آینه با تهیه وسایل لازم منجمله آبیاری کافی تحت کشت قرار داد و چند برابر محصول را به طور عادی به دست آورد. ولی ما میل داریم که از همین اراضی موجود چند برابر محصول به دست بیاید و فقط با این سیاست است که درآمد یک خانواده کشاورز وقتی که چند برابر بالا رفت سطح زندگی او میرسد به پایه ممالک مترقی دنیا، در این راه امیدوارم که شرکتهای تعاونی به کار خودشان کاملا مسلط و مجهز باشند و تجهیزاتشان داشتن افراد ورزیده، مانند مروجین کشاورزی و از طرف دیگر داشتن وسایل لازمه زراعت مترقیانه امروزی و ماشین الات زراعتی و کود و غیره است. کارهایی که در این منطقه به خصوص میشود کرد ازدیاد دامپروری و شاید تغییر نسل دامهای موجود است. گاوهای شما به مراتب بهتر از این که هست میتواند بزرگتر باشد و همین طور گوسفندهایتان از حیث نوع و پشم میتواند بهتر شود و مجموع این فعالیتها و اقدامات نتایجی خواهد داد که کشاورز ایران به خصوص در یک چنین منطقهای درآمدش برسد به پای کشاورزان مرفه و خوشبخت ممالک دنیا و اما این منطقه به غیر از این محاسن و استعدادهایطبیعی و از طرف دیگر نقائصی که متاسفانه امروز مجبور شدم به آن اشاره کنم، یکی از مناطق دیگر کردستان غیور ایران است که خیلی به مرز مملکت نزدیک است. این کوههایی که ما بلافاصله میبینیم مرز مملکت را تشکیل میدهد و از طرفی چقدر باعث خوشوفتی و مباهات ماست که این طور راحت و آزادانه و در کمال امنیت در این منطقه قدم میزنیم. یعنی هر کسی میتواند بیاید و برود و کسی به او کاری ندارد، دنبال کارش برود و زندگی خود و خانواده اش را فراهم بکند و از طرف دیگر با مقایسه این نعمتهای الهی و اکتسابی با رخدادهایی که متاسفانه بغل گوش ما در جریان است و باعث این همه بدبختی و خرابی و خونریزی و بیچارگی شده است، لازم است قدر نعمت را بدانیم و شکر خدا را بکنیم که توجهات خود را از ما هیچ وقت دریغ ندارد و برای اینکه شکرگزار باشیم، اولین کار و بهترین کار این است که همیشه به فکر هم نوع خود باشیم. یک قسمت از خوشی خود را در خوشی دیگران نیز بدانیم و دست محبت و همکاری و یاری را همه به سمت همدیگر دراز بکنیم و متفقا این مملکت را به آن مدارجی برسانیم که حقا مستحق آن هستیم و اضافه بر این حق مطابق این روشهای مترقی لیافت به دست آوردن آن را هم انشاالله خواهیم داشت.
پس از پایان بیانات شاهنشاه و گفتگوی معظم له با کشاورزان چند برنامه جالب و تماشایی همراه با دست افشانی و ساز و آواز محلی که از سوی هنرمندان قریه « نریز » انجام میشد در برابر شاهنشاه اجرا گردید که بی نهایت مورد توجه قرار گرفت. شاهنشاه آریامهر سی دقیقه پس از پایان این آیین با هواپیما به سوی رضاییه پرواز کردند.
اعلیحضرت همایونی برابر ساعت ۱۲ و سی دقیقه وارد رضاییه شدند. پس از ناهار و کمی استراحت، ساعت ۱۶ آیین رژه افراد لشکر۴ رضاییه در پیشگاه شاهنشاه در میدان استانداری انجام شد. برگزاری این آیین، تا ساعت ۱۷ و سی دقیقه به درازا کشید و شاهنشاه به کاخ استانداری بازگشتند. اما جمعیت انبوهی که در میدان استانداری و خیابانهای پیرامون گرد آمده بودند به هیچ روی، از جای خود تکان نمیخوردند و با کف زدنهای پیوسته و غریو « جاوید شاه » درخواست داشتند که یک بار دیگر شاهنشاه مهربان و رعیت پرور خود را ببینند، ناچار اعلیحضرت همایونی یک بار دیگر بر روی بالکن ساختمان استانداری پدیدار شدند و به ابراز شور و هیجان مردم که خیابانهای پیرامون را به لرزه درآورده بود، پاسخ دادند.
شبانگاه از سوی لشکر۴ رضاییه میهمانی شامی در سالن شهرداری به سرفرازی تشریف فرمایی شاهنشاه برگزار شد که طبقههای مختلف مردم در آن حضور داشتند. روز پسین ۷ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر از رضاییه رهسپار شاهپور گردیدند.
بازدید از شاهپور - قره تپه راه ایران و اروپا - خوی
ساعت ۱۵ و ده دقیقه روز ۷ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر با خودرو از شاهپور رهسپار خوی شدند. در درازای راه کشاورزان و اهالی دهکدهها برای دیدار شاهنشاه گرد آمده بودند و به شدت ابراز شور و هیجان میکردند. شاهنشاه آریامهر برای پاسخ دادن به این احساسات گرم و صمیمانه مردم در سه جا از خودرو پیاده شدند و با آنان به گفتگو پرداختند. شاهنشاه در « قره تپه » در نزدیکی خوی در برابر یکی از یکانهای وزارت راه از خودرو پیاده شدند. به آگاهی همایونی رسید که قره تپه محل برخورد راه آهن شرفخانه - قطور است و این رشته را پس از گذر از مرز ایران به راه آهن ترکیه میپیوندد و بدین سان راه آهن سراسری ایران به اروپا پیوند میخورد. شاهنشاه پرسیدند درازای این خط چه اندازه است. از سوی مهندس نیامیر و مهندس معرفت نمایندگان وزارت راه به آگاهی شاهانه رسید که درازای این خط ترانزیتی تا مرز ترکیه ۱۴۱ کیلومتر است و تاکنون زیر سازی ۷۰ کیلومتری آن به پایان رسیده از سال آینده نیز ریل گذاری آن آغاز میگردد و در سال ۱۳۴۵ از این راه بهره برداری خواهد شد. هزینه کشیدن این راه آهن یک میلیارد و هشتصد میلیون ریال برآورده شده است که بخشی از آن از سوی سازمان پیمان مرکزی و بخشی دیگر از سوی سازمان برنامه و باقی از سوی وزارت راه پرداخت خواهد شد.
در شهرستان خوی - بازدید از پادگان خوی و بیمارستان
ساعت ۱۶ و بیست و پنج دقیقه ۷ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر وارد شهر خوی شدند. هنگام ورود شاهنشاه از سوی سرهنگ فرمنش فرمانده پادگان گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسید. دسته موزیک سلام شاهنشاه را نواخت و آیین احترام نظامی انجام یافت. آنگاه فرماندار خوی از سوی طبقات مردم آن شهر خوش آمد گفت و دسته گلی به پیشگاه اعلیحضرت شاهنشاه فراداشته شد. آخوندها نیز به پیشباز و پای بوسی آعلیحضرت آمده بودند، گفته شد که در مدرسه علوم دینی خوی هشتاد تن از طلاب سرگرم تحصیل هستند و ماهیانه ۲۰ هزار ریال کمک هزینه به همه آنان پرداخت میشود. یکی از دستاربندان درخواست کرد که اوامر شاهنشاه برای بستن سدی بر روی رودخانه قطور شرف صدور یابد.
شاهنشاه فرمودند در همه این راه مهمترین درخواست مردم مسئله بی آبی و یا کم آبی است و تعجب این استکه در منطقه حاصلخیز آذربایجان صحبت از بی آبیمی شود. خوشبختانه منابع آب در این نقاط در روی زمین است و با وسایل امروزی میشود همین آب را از قلب زمین بیرون بکشیم اما خود مردم در درجه اول باید درکارهای دسته جمعی شرکت کنند و اصولا همکاری و اشتراک مساعی با یکدیگر را یاد بگیرند. اگر خود مردم درکار تشکیل شرکتهای تعاونی اقدام نمایند، بسیاری از مشکلاتشان که تا امروز بر طرف نشده است در پرتو این همکاری بر طرف خواهد شد.
شاهنشاهبه استاندار آذربایجان غربی فرمودند نتیجه این اقدام را به دفتر مخصوص اطلاع دهید. آنگاه شهردار خوی از سوی اهالی به شاهنشاه خوش آمد گفت و هموندان انجمن شهر را شناساند. شاهنشاه از کارهای انجمن شهر پرسیدند، پاسخ داده شد که لوله کشی آب شهر خوی تا دوماه دیگر به پایان میرسد و برای برنشاندن یک موتور برق ۹۵۰ کیلووات با پنج ترانسفورماتور اقدام شده است. شاهنشاه از سرپرست دادگستری پرسیدند کمبودهای کار شما چیست؟ گفته شد که همه کارها رو به راه است و کمبودی وجود ندارد. شاهنشاه از سرپرست فرهنگ درباره وضع آموزشگاهها پرسش فرمودند به آگاهی همایونی رسید که در خود شهر ۲۶ دبستان و ۶ دبیرستان وجود دارد که سه دبیرستان آن کامل و سه دبیرستان دیگر که یکی از آنها حرفهای است، تنها دوره اول متوسطه را دارا است. شاهنشاه از اینکه دبیرستان حرفهای شهر خوی کمبودهایی دارد شگفت زده شدند و سپارش فرمودند باید به دبیرستان حرفهای فوق العاده توجه شود.
سپس شاهنشاه در یک خودروی رو باز قرارگرفتند و در میان پرشورترین و هیجان انگیزترین احساسات مردم خوی رهسپار پادگان خوی گردیدند. ساعت ۱۷ و پانزده دقیقه شاهنشاه از بخشهای گوناگون پادگان شهر خوی بازدید کردند. در ساعت ۱۷ و سی و پنج دقیقه نیز شاهنشاه از بیمارستان نوبنیاد خوی بازدید نمودند. پس از آن منبع آب شهر مورد بازدید قرارگرفت و شاهنشاه درباره چگونگی لوله کشی آب شهر پرسشهایی فرمودند. آنگاه شاهنشاه آریامهر برای گشودن استادیوم نوین ورزشی شهر خوی رهسپار استادیوم شدند. در برابر استادیوم تیمسار سرلشکر دکتر ایزدپناه رییس سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران و سرپرستان امور ورزشی خوی از شاهنشاه پیشباز کردند. هنگامی که شاهنشاه به استادیوم گام نهادند، غریو شادی از جوانان و ورزشکاران برخاست. فرماندار خوی گزارشی از چگونگی بنای استادیوم داد و رییس سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران گفت که پهنه این استادیوم برای فعالیتهای ورزشی کافی نیست. شاهنشاه به وزیر کشور دستور فرمودند ۲۰۰۰ متر مربع از زمینهای کنار استادیوم در اختیار اداره تربیت بدنی خوی گذارده شود. سپس شاهنشاه آریامهر در میان پرشورترین احساسات جوانان و ورزشکاران با بریدن نوار سه رنگ استادیوم ورزشی را گشودند.
بازدید از ماکو - شاه آباد - باغچه جوق - مرز بازرگان
روز ۸ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت هشت بامداد شاهنشاه با خودرو از خوی رهسپار ماکو گردیدند. در همه مسیر راه عشایر و اهالی روستاهای پیرامون در کنار جاده سف کشید و تاق نصرتهایی بسته بودند و پای تاق نصرتها با ساز و دهل به شادمانی و پایکوبی سرگرم بودند و به شاهنشاه آریامهر ابراز شور و هیجان میکردند. در بخش « شاه آباد » در شش فرسنگی ماکو، رییسهای ادارههای دولتی، هموندان انجمن شهر، نمایندگان عشایر و قاطبه طبقات مختلف مردم به پیشباز آمده بودند. شاهنشاه آریامهر در شاه آباد درنگ کردند و بخشدار خوش آمد گفت. سپس نماینده عشایر با خوش آمد گویی آمادگی عشایر و اهالی را برای جانبازی در راه شاه و میهن را ابراز داشت. شاهنشاه پرسشهایی درباره وضع زندگی مردم کردند.
در یک کیلومتری شهرستان ماکو، گارد احترام و دسته موزیک پادگان صف کشیده بودند و فرماندار، فرمانده پادگان، روسای ادارات دولتی، هموندان انجمن شهر، نمایندگان عشایر و قاطبه اهالی، دانش آموزان و پیشاهنگان به پیشباز آمده بودند. در برابر صف نمایندگان عشایر یکی از نمایندگان خوش آمد گفت و آمادگی عشایر را برای جانبازی در راه حفظ استقلال کشورو تاج و تخت شاهنشاه معروض داشت. در برابر صف دانش آموزان و پیشاهنگان یکی از دانش آموزان خردسال خوش آمد گفت و دسته گلی فراداشت. شاهنشاه سپس با خودرو رهسپار شهر شدند. در درازای راه اهالی ماکو و عشایر و مردم روستاهای پیرامون برای دیدار شاهنشاه آمده بودند و در دو سوی خیابانها صف کشیده بودند و به شاهنشاه ابراز شور و هیجان میکردند.
اعلیحضرت همایون در شهرستان ماکو از بیمارستان شیر و خورشید سرخ پادگان نظامی بازدید فرمودند و ناهار را در ساختمان « باغچه جوق » خوردند. شاهنشاه آریامهر ساعت ۱۵ رهسپار مرز بازرگان که در دو کیلومتری ماکو است، گردیدند. ساعت ۱۶ اسناد مالکیت کشاورزان « قطور » به دست مبارک شاهنشاه به کشاورزان داده میشود. پس از آن شاهنشاه به ماکو بازمیگردند و روز پسین رهسپار جلفا خواهند گردید.
در تبریز
۹ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۱۷ شاهنشاه آریامهر با ترن سلطنتی از مرند رهسپار تبریز گردیدند.
- ↑ سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در مراغه هنگام دادن سندهای مالکیت زمینها به کشاورزان ۱ مهر ماه ۱۳۴۱
- ↑ سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در باشگاه افسران خانه کردستان ۳ مهر ماه ۱۳۴۱
- ↑ سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در رضاییه ۴ مهر ماه ۱۳۴۱
- ↑ بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در زیوه پس از دادن سندهای مالکیت به کشاورزان روستاهای پیرامون ۶ مهر ماه ۱۳۴۱