آمریکا اول یا آمریکا تنها: تفاوت میان نسخهها
جز (added Category:مشروطه شاهنشاهی using HotCat) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
}} | }} | ||
[[پرونده:America First Or America Alone 10 March 2025-1.mp4|thumb|left|280px|آمریکا اول یا امریکا تنها]] | |||
'''آمریکا اول یا آمریکا تنها''' | '''آمریکا اول یا آمریکا تنها''' | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۰۳
آمریکا اول یا آمریکا تنها
دولت پرزیدنت ترامپ بر آن است که روابط خود را با کشورهای اروپایی دوست و متحد خود از بن و بنیاد دگرگون سازد و ایالات متحده امریکا را از ناتو – سازمان پیمان آتلانتیک شمالی بیرون بکشد. رویارویی میان ولودیمیر زلنسکی، پرزیدنت ترامپ و معاون پرزیدنت امریکا ونس در کاخ سفید نشان میدهد که ترانس اتلانتیک آلیانس در دشواریهای ژرفی فرورفته است. این رویارویی نشان میدهد که اوکراین، اروپا و امریکا از اینکه چگونه جنگ در اوکراین پایان یابد و چگونه با روسیه باید رفتار کرد تصور پایهای متفاوتی دارند. ترامپ میخواهد که روابط دوستانه و خوبی با روسیه داشته باشد. در جایی که اروپا روسیه را دشمن میداند. روسیه به اوکراین حمله برد و در اروپا گفته میشود که اگر روسیه اوکراین را اشغال کند، گام بعدی اشغال نظامی فنلاند و کشورهای بالتیک ( لتونی، لیتوانی و استونی) میباشد. هم چنین ترس در کشور لهستان، ترس از حمله نظامی روسیه چیره شده است. برای سیاستمداران اروپا مهم این است که روسیه در جنگ با اوکرین پیروز نشود و هم مرز با اتحادیه اروپا نگردد. تاریخ را بخوانید و بدانید که متجاوز و اشغالگر و ضد بشر کیست و کدامست.
بر اساس فرمان پرزیدنت ترامپ کمکهای نظامی امریکا به اوکراین بازایستاده است، این به سیاستمداران اروپا نشان داد که ایالات متحده امریکا علیه حمله نظامی روسیه به فنلاند و لیتوانی و لتونی و استونی را اتوماتیک بر اساس وظایف ناتو این کشورها را پشتیبان نخواهد بود و روسیه را به عقب نخواهد راند. در درازای جنگ سرد، آلمان غربی، کشور مرزی در برابر شوروی بود. در آن زمان برای جلوگیری از حمله شوروی به آلمان غربی، امریکا اعلام داشت در صورتی که شوروی به آلمان غربی حمله کند اسلحههای اتمی را به کار خواهند گرفت. پس از تجربههایی که از جنگ جهانی اول و دوم از کشور آلمان جنگ افروز به دست آمد، امریکا و دیگر کشورهای اروپایی نمیخواستند که آلمانها اسلحه اتمی داشته باشند و یا تولید کنند. بر این پایه، ایالات متحده امریکا اعلام داشت که امریکا در صورت حمله نظامی روسیه، از آلمان غربی با اسلحههای اتمی خود پدافند خواهد کرد. فنلاند، لتیوانی، لتونی و استونی و لهستان اسلحه اتمی ندارند. بدین روی، این کشورها هموند ناتو گردیدند تا با ابزار جنگی اتمی امریکا علیه حمله نظامی روسیه در پناه و در امان باشند. اوکراین در سال ۱۹۹۴ میلادی در بوداپست تفاهم نامهای را دستینه نمود که اسلحههای اتمی خود را تحویل دهد، اگر سرزمینهای اوکراین و حکومت اوکراین و مرزهای اوکراین دست نخورده و محافظت شده بمانند. این قرارداد از سوی بیل کلینتون پرزیدنت امریکا و بوریس یلسین پرزیدنت فدراسیون روسیه و دولت انگلستان دستینه شد.
فرانسوا میتران پرزیدنت فرانسه و دولت چین هم چنین اعلامیهای برای گارانتی محافظتی نوشتند و دستینه کردند. دولت امریکا به اوکراین تضمین داد که امریکا واکنش نظامی نشان خواهد اگر روسیه این پیمان را زیر پا بگذارد. اعتبار پیمان بوداپست در سال ۲۰۰۹ از سوی دولت روسیه و دولت امریکا تاکید شد. اما در سال ۲۰۱۴ که روسیه جزیره کریمه را اشغال کرد و به سرزمینهای روسیه افزود، با این کار روسیه تفاهم نامه بوداپست را شکست و زیر پا نهاد و با حمله نظامی روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ ، روسیه دوباره تفاهم نامه بوداپست را شکست. بیل کلینتون پرزیدنت پیشین امریکا در این باره گفت که او خود را مسئول میداند که جنگ میان روسیه و اوکراین رخ داده است. کلینتون گفت که او مطمئن است که روسیه به اوکراین نمیتوانست حمله کند اگر اوکراین هنوز اسلحههای اتمی خود را در اختیار داشت و من خود را در این باره مسئول میدانم زیرا که این من بودم که اوکراین را قانع کردم که اسلحههای اتمی خود را تحویل دهند.
اکنون که پرزیدنت ترامپ مسئولیت امریکا در برابر اوکراین را دیگر نمیپذیرد، نشان این است که برای ترامپ دیگر پیمان بوداپست معتبر نیست. تنها کشورهایی که هنوز پایبند به تفاهم نامه بوداپست هستند فرانسه و بریتانیا میباشند که از پشتیبانی دیگر کشورهای هموند اتحادیه اروپا برخوردارند.
پرزیدنت ترامپ و معاون پرزیدنت ونس اروپاییها را به دیده بی اعتنایی و بی توجهی مینگرند. سیاست پرزیدنت ترامپ بر این متمرکز است که روابط امریکا را با روسیه به ویژه با ولادیمیر پوتین بهبود و استواری بخشند. آنچه که جهانیان در کاخ سفید از راه تلویزیونها تماشاگر آن بودند و جر و بحث و داد و بی داد میان پرزیدنت ترامپ و ونس و زلنسکی بود که نشانی برای سران کشورهای اروپایی بود که اروپا میباید خود را از امریکا جدا و مستقل سازد. پرزیدنت ترامپ برای سران کشورهای اروپایی روشن ساخت که ترامپ بر آن است با پوتین از در معامله در آید و پیش نیاز معامله با روسیه این است که جنگ میان اوکراین و روسیه پایان یابد. برای اینکه جنگ پایان یابد، ترامپ همه شرایطی را که پوتین گذاشته است را دیکته کرد که باید پذیرفته شود. اوکراین باید همه سرزمینهایی که روسیه در اوکراین اشغال نظامی کرده است باید به روسیه داده شود. اوکراین حق ندارد هموند ناتو شود. هیچ گونه گارانتی امنیتی از سوی امریکا به اوکراین داده نخواهد شد، آن گونه که در تفاهم نامه بوداپست آمده است. با پذیرفتن شرایط پوتین، پرزیدنت ترامپ برای حکومت اوکراین روشن ساخت که اوکراین باید شرایط پوتین را بپذیرد.
در روز ۱۲ فوریه ۲۰۲۵ ، پرزیدنت ترامپ با پوتین تلفنی گفتگو کرد و دقیقا در این روز وزیر دفاع آمریکا پیت هکست در برابر مدیریت ناتو در شهر بروکسل سخنرانی نمود. در این سخنرانی هکست گفت که امریکا در آینده گارانت برای امینت اروپا نخواهد بود. دو روز پس از این سخنرانی، ونس در مونیخ در کنفرانس امنیتی نیز سخنانی ایراد کرد که گفت که روسیه و چین دیگر دشمنان امریکا نیستند، بلکه دشمن در کشورهای اروپایی دیده میشود زیرا که اروپا به آزادی سخن احترام نمیگذارد (منظور اینکه حزب هیتلری آ اف د را به بازی نمیگیرند). با این روشن شد که پرزیدنت ترامپ یک نقطه عطف رادیکالی را در برابر اروپا پیش گرفته است. آنچه که گفته شد بسیار حساب شده بود و اینکه چگونه اروپاییها را سرکوب و ناتوان سازند.
این چرخشگاه رادیکال امریکا در برابر اروپا را سران کشورهای اتحادیه اروپا دریافتند و سرانجام فهمیدند که باید میلیاردها در ساختار ارتش و ابزار جنگی سرمایه گذاری کنند و در کشور آلمان این پرسش پیش کشیده شده است که آیا آلمان نیز سلاح اتمی تولید نماید یا نه؟ فرانسه و بریتانیا پیشنهاد کردند که آلمان از چتر پدافند اتمی این دو کشور استفاده کند. نه تنها دولت آلمان به این میاندیشد که اسلحه اتمی تولید کند، بلکه دیگر کشورهایی که متحد امریکا هستند مانند ژاپن و کره جنوبی بر آن هستند که اسلحه اتمی خود را تولید نمایند.
در آلمان گفتگوها بر سر این است که اسلحههای اتمی را از امریکا خریداری نمایند و یا نه. دولت آلمان که هواپیماهای جنگی اف – ۳۵ را به امریکا سپارش داده بود اکنون درگیر این گفتگوها هستند که سپارشان را برای اف – ۳۵ پس بگیرند و خودشان تولید کننده شوند. اف – ۳۵ زمانی کارا هستند که سیستم کامپیوتری در هواپیما با سیستم کامپیوتر روی زمین لینک شده باشد و برقرار باشد. این سیستم کامپتوتری در امریکا برنشانده شدهاند و از سوی ارتش امریکا و سربازان امریکایی هدایت میشوند. اگر پرزیدنت ترامپ تصمیم بگیرد که ارتش اروپا دیگر نباید از پشتیبانی ارتش امریکا برخوردار شود، سی فروند هوایپمای اف – ۳۵ امریکایی در اروپا زمین گیر میشوند و قابل استفاده نیستند و ارزشی ندارند.
کاری قابل مقایسه با این را پرزیدنت ترامپ با اوکراین انجام داد که ترامپ تصمیم گرفته است که اوکراین فرتورهای ماهوارهای را از ماهواره و ساتلینتهای امریکا دریافت نکند. عقب نشینی ترامپ از ناتو ، نه تنها نتایج زیان بار نظامی به بار خواهد آورد بلکه مصیبتهای اقتصادی هولناکی در پیش خواهد داشت.
کشورهای اروپایی کارخانههای اسلحه سازی خود را گسترش خواهند داد و دیگر از امریکا اسلحه خریداری نخواهند کرد و اروپاییها اسلحههای ساخت خود را به کشورهایی صادر خواهند کرد که تا کنون از امریکا خریداری مینمودند، برای نمونه کشورهای خاورمیانه و کشورهای افریقایی. پرزیدنت ترامپ اشتباه بزرگی میکند اگر همه متحدانش را تنها بگذارد و آنها را رقیب اقتصادی خود بنماید. هم چنین پرزیدنت ترامپ اشتباه میکند که میپندارد میتواند جهان را با پوتین و ژی ژین پینگ تقسیم کند. چین خود را در جایگاهی برابر با امریکا میبیند و میخواهد آسیای شرقی را زیر نفوذ خود درآورد. چین سوپر کامپیوترها و میکرو چیپس و سافت ور با هوش مصنوعی تولید میکند و در رقابت تنگا تنگ با آمریکا است. از سوی چین هم چنین تنگا تنگ با روسیه متحد است و روسیه هم برنامه دارد که تا سال ۲۰۵۰ از امریکا به عنوان قدرت جهانی پیشی گیرد. پرزیدنت ترامپ میخواهد میان چین و اروپا فاصله بیاندازد اما سخت در اشتباه است. چین به عنوان پارتنر بازرگانی میتواند به روسیه بسیار کالاها را عرضه کند و بفروشد. چین به روسیه تولیدات سوپر تکنیکی میتواند بفروشد و در برابر نفت و گاز دریافت نماید. میبینیم که اصلا روشن نیست که روسیه به امریکا چه میتواند بدهد؟ چه میتواند بفروشد؟ افزون بر این، بازرگانی میان اروپا و چین هم چنان پایدارتر و گسترده تر میشود. هر چه بیشتر پرزیدنت ترامپ امریکا را از اروپا دور سازد، اروپا را بیشتر به چین نزدیک میکند.
پرزیدنت ترامپ توانست در چند هفته، اطمینان و اتحاد و دوستی که سالیان به درازا کشید تا برقرار شود را ویران سازد. نه تنها اروپا را از دست خواهد داد بلکه همه همسایههای امریکا، کانادا و مکزیکو نیز در شگفت ماندهاند. واقعیت تلخ امریکا این است که امریکا فرست در پایان امریکا الون تنها باقی خواهد ماند.