الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanshahAryamehr Shahbanou Visit East Azarbaijan 31Amordad 4Shahrivar 2535 Shahanshahi1.mp4|thumb|left|180px|بازدید اعلیحضرتین از پروژه های عمرانی آذربایجان شرقی]]
[[پرونده:HIMMohammadRezaShahAryamehrRoozDehghanBoinZahra1Mehr1342.mp4|thumb|left|200px|سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در روز دهقان در بویین زهرا ۱ مهر ماه ۱۳۴۲]]
[[پرونده:AryamehrAzarbaijanOst31Amordad2535a1.jpg|thumb|left|180px|اعلیحضرتین در فرودگاه تبریز با پیشبازکنندگان گفتگو می‌کنند]]
[[پرونده:VaraminRoyallanddistribution1331.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه برنامه رفاه مردم را با تقسیم املاک سلطنتی در ورامین آغاز می‌کنند امرداد ۱۳۳۱ که به رستاخیز ملت ایران علیه مصدق انجامید]]
[[پرونده:AryamehrShahbanouAzarbaijanOst31Amordad2535.jpg|thumb|left|180px|اعلیحضرتین در فرودگاه تبریز با پیشبازکنندگان گفتگو می‌کنند]]
[[پرونده:Mrplandreform1.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه سند مالکیت زمینهای تقسیم شده را به کشاورزان می‌دهند]]
[[پرونده:AryamehrShahbanouEastAzarbaijanExhibitionShahrivar2535f.jpg|thumb|left|180px]]
[[پرونده:Landreform in Khorasan.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه سند مالکیت زمین‌ها را به کشاورزان خراسان می‌دهند]]
[[پرونده:ShahbanouFarahPahlaviBehkadeh‌BabaBaghiShahrivar2535.jpg|thumb|left|180px|شهبانو فرح پهلوی از جذام خانه  ''"بابا باغی"'' بازدید می‌کند ۲۵۳۵ شاهنشاهی]]
[[پرونده:Mpaminiarsanjani.jpg|thumb|left|180px|پادشاه، علی امینی و ارسنجانی، پادشاه سند مالکیت زمین‌ها در کرمانشاه را به کشاورزان می‌دهند]]
[[پرونده:ShahbanouFarahPahlaviBehkadeh‌BabaBaghiShahrivar2535a.jpg|thumb|left|180px|شهبانو فرح پهلوی از جذام خانه  ''"بابا باغی"'' بازدید می‌کند ۲۵۳۵ شاهنشاهی]]


'''[[بازدید اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر و شهبانو فرح پهلوی از پروژه‌های عمرانی آذربایجان شرقی ۳۱ امرداد تا ۴ شهریور ۲۵۳۵ شاهنشاهی]]'''
[[روز دهقان]] - به فرمان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران روز ۱ مهر ماه به روز دهقان نامگذاری شد. این فرمان در روز ۱۵ شهریور ماه ۱۳۳۹ به آگاهی همگان رسانده شد. بدین روی برنامه ویژه‌ای از رادیو تهران پخش گردید. هم‌چنین برای بازدید مردم از مرکزهای کشاورزی پیرامون تهران برنامه‌هایی سازمان داده شد. در روز ۱ مهر ماه ۱۳۴۰ شاهنشاه در پیامی که به کشاورزان و روستاییان فرستادند فرمودند:


شاهنشاه آریامهر در روز ۳۱ امرداد ماه هنگام ورود به تبریز درباره تأمین مسکن برای عموم افراد بخصوص کارگران کشور فرمودند: من این موضوع را شخصاً دنبال خواهم کرد. در مورد بیمه کارگران بیمه نشده تأکید فرمودند که بیمه باید عموم افراد کشور را در بر بگیرد و کارگران بیمه نشده نیز از مزایای بیمه برخوردار شوند. اعلیحضرتین در فرودگاه مورد پیشباز گرم قرار گرفتند. سپبهد آزموده استاندار آذربایجان خوش آمد گفت: مردم آذربایجان زندگی و موجودیت خود را مرهون رهبری‌ها و فداکاری‌های فراموش نشدنی رهبر بزرگ و عالی‌قدر خود شاهنشاه آریامهر می‌دانند. پس از آن دسته گل‌هایی به پیشگاه اعلیحضرتین تقدیم شد.
شما کشاورزان پایه محکم و متین ساختمان اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ما را تشکیل می‌دهید. کار مداوم شماست که برای ملت ایران تولید ثروت می‌کند. فرزندان شما یا در مزارع در راه تولید کشاورزی کار می‌کنند و یا در لباس با شرافت سربازی دفاع از زاد و بوم و هستی خود و خانواده ملی خود را می‌آموزند. پس شما نزد من عزیز و گرامی هستید و من نگران رفاه و سعادت شما هستم.


شاهنشاه آریامهر پس از ورود به فرودگاه تبریز در مصاحبه با نمایندگان طبقات مختلف مردم آذربایجان شرقی درباره مسافرت خود و علیاحضرت شهبانو که مورد پرسش خبرنگاران قرار گرفته بودند فرمودند:  ضمن این مسافرت در میدان ورزشی بزرگ شهر تبریز با اهالی تبریز گفتگو خواهیم کرد. صحبت‌‎های اولیه این است که از بازدید از آذربایجان مثل هر دفعه خوشوقت هستم و این سرزمین تاریخی برای ایران دارای معانی خاصی است و ما همیشه متوجه آن هستیم. خوشبختانه این اواخر امکاناتی پیش آمده است تا از منابع زرخیز طبیعی و منابع انسانی بر اینکه هم جمعیت بالنسبه زیاد و هم مردم آذربایجان فعال هستند بتوانیم بهره برداری کنیم و همین الآن هم خیلی کارها انجام گرفته که بعداً خود شما خبرنگاران باید به این جا بیایید و گزارش کاملی از آن بدهید. این کارها را به امید پروردگار ما بحداکثر تکمیل می‌کنیم.
۱ مهر ماه ۱۳۴۱ آیین جشن روز دهقان در پیشگاه شاهنشاه در شهر مراغه برگزار شد و اعلیحضرت در پیامی که برای این روز فرخنده فرستادند فرمودند:


شاهنشاه در برابر صف پیشبازکنندگان پرسش‌هایی از گروه مربوط می‌فرمودند که پاسخ شایسته به آگاهی همایونی می‌رسید. سناتور بهادری در برابر صف نمایندگان مردم آذربایجان شرقی در سنا به عرض رساندند که آذربایجان شرقی امسال از نظر فعالیت‌های زراعی با بهترین سال فعالیت‌های کشاورزی روبرو بوده است که قسمتی از این فعالیت‌ها در دشت مغان متمرکز شده است.
...لایحه اصلاحات ارضی که در جریان است، مترقی ترین وسیله تامین سعادت و رفاه و هم چنین تامین وضع شرافتمندانه زندگی دهقان ایرانی است....


شاهنشاه در برابر صف نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای ملی از آقای جعفر جوادی قائم مقام مدیر عامل جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران و نماینده مردم تبریز در مجلس شورای ملی پرسش‌هایی در زمینه فعالیت‌های شهری از سوی نمایندگان جمعیت شیر و خورشید سرخ آذربایجان و نیز تعداد جمعیت و نمایندگان فرمودند که آقای جوادی پس از خوش‌آمدگویی به اعلیحضرتین، گفت: درحال حاضر در تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی بیش از یک میلیون نفر جمعیت زندگی می‌کنند. شاهنشاه فرمودند، مسلماً با افزایش تعداد جمعیت تعداد نمایندگان مجلسین نیز اضافه خواهد شد.
سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در روز دهقان به روستاییان قزوین و بویین‌زهرا ۱ مهر ۱۳۴۲
شاهنشاه در باره جمعیت استان آذربایجان شرقی پرسش فرمودند، به آگاهی همایونی رسید، تبریز مرکز آذربایجان شرقی در حال حاضر بیش از یک میلیون نفر جمعیت دارد. شاهنشاه فرمودند، مسلماً با افزایش تعداد جمعیت تعداد نمایندگان مجلسین نیز اضافه خواهد شد. در مورد انتخابات نیز در مقابل صف نمایندگان انجمن‌های دمکراتیک به عرض رسید که تبریز برای برگزاری این انتخابات آماده است.


در برابر صف وکلای دادگستری شاهنشاه در مورد علت کمی تعداد وکلاء پرسش فرمودند، به عرض رسید، همین تعداد در حال حاضر تکافوی احتیاجات مردم استان را در حل و فصل دعاوی می‌کند و این بدان جهت است که تعداد شکایت‌ها کم است. در برابر صف تجار و نمایندگان بازرگان شاهنشاه از فعالیت‌های آنان پرسش فرمودند، مرتضی خویی رئیس اتاق بازرگانی تبریز به عرض رسانید، فعالیت تجارتی در آذربایجان شرقی بسیار خوب است و فعالیت‌های بازرگانی افزایش یافته و تعداد بازرگانان روز بروز بیشتر می‌شود. در مقابل صف اصناف نیز گزارش مبسوطی به عرض رسید. در برابر صف نمایندگان شوراهای داوری و خانه‌های انصاف شاهنشاه در زمینه فعالیت‌های آنان پرسش فرمودند. آقای مهراقدم یکی از اعضای شورای داوری به عرض رسانید، سابقاً شوراهای داوری از اختیارات بیشتری برخوردار بودند و از جمله رسیدگی به اختلافات خانوادگی در صلاحیت آنان بود ولی اکنون مدتی است که تنها به اختلافات جزیی رسیدگی می‌کنند و اکنون رسیدگی به اختلافات خانوادگی در صلاحیت شوراهای داروی نیست. شاهنشاه مقرر فرمودند که علت سلب اختیارات شوراهای داوری مورد رسیدگی قرار گیرد و گزارش آن به عرض برسد. در مقابل صف اعضای جمعیت خیریه فرح پهلوی به عرض رسید، که فعالیت این جمعیت بعد از تهران دومین مرکز ایران می‌باشد.
قریب یک سال پیش در همین محل با قلبی آزرده به بازدید خرابی‌ها، سعی در تسلی دادن و امیدوار نمودن خانواده‌هایی که در زلزله دهم شهریور مصیبت دیده بودند به اینجا آمدم و امروز نیز برای شرکت در جشن دهقان و ضمناً بازرسی از کارهایی که در این یک سال برای بنای جدید دهات خراب شده، و همچنین احوالپرسی از کسانی که باقی مانده‌اند، و دیدن روحیه جدیدی که در باقیماندگان ایجاد شده است، در این جا حضور دارم.


در برابر صف نمایندگان کارگران، شاهنشاه از شمار کارگران بیمه شده پرسش فرمودند، به عرض رسید، در حال حاضر ۴۳ هزار کارگر بیمه شده در آذربایجان شرقی زیر پوشش بیمه قرار دارند. شاهنشاه در مورد کارگران بیمه نشده پرسیدند، به عرض رسید ۳۵ هزار نفر از کارگران هنوز بیمه نشده‌اند که در دهات و بخش‌ها بطور پراکنده سرگرم کارند که قسمت اعظم آنان را قالی‌بافان تشکیل می‌دهند. شاهنشاه فرمودند آن‌ها هم باید حتماً بیمه بشوند. در این‌جا همچنین در مورد فروش سهام کارخانه سیمان صوفیان، در من دیزل که از پنج ماه پیش آغاز شده است گزارش کوتاهی به عرض شاهنشاه رسید. شاهنشاه با اشاره به تأمین رفاه هر چه بیشتر کارگران فرمودند: فکر اساسی ما تأمین مسکن برای عموم مردم ایران، بخصوص طبقه کارگر است که از طریق ایجاد واحدهای مسکونی چنین کاری را به انجام خواهیم رساند. به عرض رسید که حدود ۵ هزار واحد مسکونی برای کارگران در تبریز در دست ساختمان قرار گرفته و هزار واحد نیز آماده بهره‎‌برداری است.
زلزله‌ای که پارسال در این صفحات پدیدآمد، با کمال تأسف بیش از ده هزار نفر تلفات داشت و در حدود سی هزار نفر بی خانمان شدند. اقداماتی که تا بحال شده است آن چیزی که از دست مؤسسات ایرانی، خیرخواهان ایرانی، و تمام کسانی که در این مملکت به نحوی از انحاء در تجدید بنای این دهات شرکت کردند، و همچنین کمک‌های ذیقیمتی که ممالک دوست و افراد بشردوست و خیرخواه که از خارج به این مملکت کمک کردند باعث کمال قدردانی است. منتها اقداماتی که انجام گرفته است جوابگوی تمام احتیاجات ساکنین آسیب دیده نمی باشد و سعی ما در آتیه باید این باشد که در تمام دهات خراب شده را بتوانیم برای باقیماندگان آنها بنای کافی و وسیله زندگی، وسیله کشاورزی و امرار معاش فراهم کنیم. ضمناً در این دشت پهناور یک برنامه عمرانی در نظر داریم که شاید برای تمام مملکت نمونه باشد، یعنی یک کشاورز با اصول جدید در چه نوع خانه‌ای زندگی کند که بیشتر وسیله رفاه و آسایش او را فراهم کند، چه شکلی زمین خودش را با چه وسایلی زراعت کند، طرز آبیاری چه باشد، طرز کود دادن چه باشد، دامداری چه باشد، و امیدواریم این برنامه نمونه را با هر قیمتی که باشد شروع و به اتمام برسانیم و این خود نمونه ای باشد برای تمام اقدامات بعدی چه دولتی و چه خصوصی.


در برابر نمایندگان مطبوعات محلی شاهنشاه از فعالیت‌های مطبوعات پرسش فرمودند: دبیر سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات در آذربایجان شرقی به عرض رسانید که هم اکنون یک روزنامه محلی در آذربایجان شرقی به چاپ می رسد و چهار روزنامه روزانه نیز از تهران می‌رسد و تیراژ روزنامه‌ها با افزایش فعالیت‌های پیکار با بیسوادی روز بروز رو به افزایش است.
و اما در این روز باید از اصلاحات ارضی که در این مملکت صورت گرفته است ذکری بکنیم. اصلاحات ارضی را همان طوری که می دانید سعی کردم که در ۱۳۲۹ با تقسیم املاک شخصی خود شروع کنم. بعد از مدت کوتاهی متأسفانه وضع مملکت شما دستخوش حوادث شد و کسانی که در آن موقع زمامدار دولت بودند به آن برنامه خاتمه دادند و برای مدت کوتاهی متوقف شد. بعدها فهمیدیم که آن نظر متوقف کردن این برنامه چه معنایی داشت. معنای متوقف کردن این برنامه در ۱۳۳۱ را ما در اتفاقاتی که در این یک سال اخیر در این مملکت افتاد فهمیدیم، یعنی همان حرفی که من در کنگره دهقان‌ها زدم که در مقابل این نهضت بزرگ ما، این انقلاب ملی ما، دو قوه از پای نخواهند نشست و آن ارتجاع سیاه و قوای مخرب سرخ باهم دست اتحاد خواهند داد تا مانع پیشرفت و سرافرازی این مملکت بشوند. همین قوه و اتحاد این دو قوه بود که در ۱۳۳۱ به زمامداران کور وقت در واقع حکم کرد که در همان موقع این برنامه اصلاحات ارضی را متوقف کنند.


در پایان آیین پیشباز اعلیحضرتین در یک اتومبیل روباز قرار گرفتند و از فرودگاه تبریز رهسپار اقامتگاه اختصاصی گردیدند. مردم تبریز از فرودگاه این شهر تا مرکز شهر و از آن‌جا تا اقامتگاه اختصاصی همه جا با فریادهای شادی و جاوید شاه ورود اعلیحضرتین را به گرمی پذیرا شدند. در سفر شاهنشاه و شهبانو به آذربایجان شرقی سرکار علیه بانو فریده دیبا، آقای امیر اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، آقای پهلبد وزیر فرهنگ و هنر، تیمسار سپهبد هاشمی‌نژاد رئیس سرای نظامی و ژنرال آجودان شاهنشاه، آقای کریم پاشا بهادری رئیس دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانو، آقای رستم امیربختیار قائم مقام رئیس کل تشریفات شاهنشاهی، آقای ابوالفتح آتابای معاون وزارت دربار شاهنشاهی، آقای تیمسار سپهبد دکتر ایادی پزشک مخصوص شاهنشاه، تیمسار سپبهد خادمی مدیر عالم هواپیمایی ملی ایران و تیمسار سرلشگر علی نشاط فرمانده گارد جاویدان اعلیحضرتین را همراهی می‌کنند.
بعد از مدتی خواستیم که اصلاحات ارضی شخصی خود را به مملکت تعمیم بدهیم، لایحه تقسیم خالصجات را به تصویب رساندیم، و لایحه محدودیت اراضی زراعتی را نیز به مجلس دادیم. همان طوری که قبلاً گفتیم این لایحه به یک طریقی وارد مجلس شد و به طریق دیگری خارج. درست مصداق اصطلاح معروف است که یک شیر برازنده خوش ترکیبی وارد مجلس شد و بدون یال و دم و اِشکم خارج شد. چرا؟ چون تا قبل از این انتخابات، تا قبل از آزادی دهقان، تا قبل از الغای رژیم ارباب و رعیتی، کشاورزان زحمتکش ایران و سایر طبقاتی که زنجیرهای اسارتی به پای آن‌ها بسته شده بود در رفتن به پای صندوق از خود اراده‌ای نداشتند، مجبور بودند که آن چیزی را که یا ارباب به آنها می‌گفت یا صاحبان نفوذی که به هر قیمتی می‌خواستند یک منافع قدیمی و پوسیده‌ای را برای خود در مملکت حفظ کنند اینها در پر کردن صندوق های این مملکت نفوذ و تاثیر داشتند. پس در مورد آن لایحه که در مجلسی که به آن ترتیب تشکیل می‌شد غیر از همان اتفاقی که افتاد نمی‌بایستی که ما انتظاری داشته باشیم. تا اینکه بالاخره در مقابل مقایسه وضع خود ما با تمدن امروز جهان، در سه سال پیش قریب سه سال پیش تصمیم گرفتیم که برای حفظ و بقای این مملکت منتظر حوادث نمی شود شد، بلکه ما خودمان حوادث را باید بیافرینیم و بر آن‌ها فایق بشویم تا اینکه آینده مملکت خود را تأمین بکنیم و با ملل راقیه دنیا برابر و همسر زندگانی کنیم. این است که مجبور شدیم برای انجام اصلاحات و پیشرفت‌های مملکت مدتی بدون دغدغه و اشکالاتی تصمیماتی که برای پیشرفت مملکت لازم بود انجام بدهیم. دو سال و نیم ما بدون نمایندگان که مربوط به گذشته این مملکت بودند زندگی کردیم و نتیجه این دو سال و نیم همین است که امروز می‌بینید، یعنی در ششم بهمن با آن شوق و ذوق که شما به پای صندوق‌های تصویب ملی رفتید و به انقلاب ایران صحه گذاردید و آن انقلاب ایران چیزی است که شما دهقان‌های ایران را آزاد کرد، به رژیم ارباب و رعیتی خاتمه داد، به کارگر ایرانی وضع فعلی را بخشید، به نصف جمعیت که آنهم زن‌های ایرانی است آزادی داد و به سایر موادی که معروف به مواد شش گانه است صحه قانونی ملی را گذاشتید.


شاهنشاه آریامهر پس از نیمروز از مرکز آموزشی پشتیبانی بازدید کردند. در پهنه سربازخانه تیمسار سرلشگر بیات فرمانده مرکز آموزش‌های پشتیبانی گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانید. آنگاه شاهنشاه از برابر صف افسران ستاد مرکز گذشتند و سپس از ماکت مرکز آموزش‌های پشتیبانی دیدن فرمودند.
نمی‌توانیم امروز در تمام جزییات وارد بشویم. بلکه فقط راجع به امور اصلاحات ارضی مختصری می‌پردازیم.
در این‌جا استاندار آذربایجان شرقی به آگاهی رسانید که به امر شاهنشاه برای رفاه مردم تبریز جاده کمربندی بزرگی با اعتبار ۹۵ میلیون تومان در دست ساختمان است که چون نزدیک به ۶۰۰ متر از آن از سربازخانه رد می‌شود بدین روی این پروژه تاکنون نیمه تمام مانده است و اگر اوامر شاهنشاه برای انجام این طرح شرفصدور یابد از ترافیک سنگین داخل شهر و عبور کامیون‌های بزرگ که از خیابان پهلوی وسط شهر می‌گذرد جلوگیری خواهد شد. شاهنشاه فرمودند برای رفاه و آسایش مردم تبریز جاده کمربندی ساخته شود و ارتباط دو قسمت سربازخانه که از کشیدن این جاده از هم جدا می‌شود بوسیله یک تونل زیرزمینی برقرار شود تا مردم تبریز از رفاه و آسایش برخوردار شوند و هم از سنگینی بار ترافیک کاسته شود. سپس شاهنشاه آریامهر از اتاق توجیه کلاس‌های آموزش زبان، افسری جزء، آموزش مکانیک، کلاس‌های آمار، آشپزخانه و نانواخانه صحرایی دیدن کردند.


شاهنشاه آریامهر سپس به مرکز اسناد و مدارک پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی در مرکز آموزش‌های پشتیبانی تشریف‌فرما شدند. این مرکز دربرگیرنده اسناد مصور و خطی و فرمان‌هایی است که اعلیحضرت رضاشاه کبیر به فرماندهان نیروهای مسلح شاهنشاهی صادر فرموده‌اند. در مرکز اسناد و مدارک پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی دستخط اعلیحضرت رضاشاه کبیر که پس از سلطنت شاهنشاه آریامهر به معظم‌له نوشته شده بود جلب توجه می‌کرد. شاهنشاه آریامهر به دقت از اسناد و مدارک دوران پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی و عکس‌ها و نمودارهای این دوران پرشکوه دیدن کردند و سپس به مرکز اوردنانس تشریف‌فرما شدند. در این‌جا سرتیپ بیدآبادی فرمانده مرکز اوردنانس گزارش نظامی به آگاهی همایونی رساند. سپس شاهنشاه از کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزشی تانک‌های چیفتن و اسکورپیون و وسایل کمک آموزش مدرن و تعمیرگاه‌ها دیدن کردند و از تانک‌های جدید چیفتن و توپ‌های خودکششی بازدید کردند. بخش پایانی که مورد بازدید همایونی قرار گرفت، موزه مهمات و جنگ‌افزار سبک بود. بازدید شاهنشاه آریامهر از مرکز آموزش‌های پشتیبانی تا ساعت ۱۶ و سی دقیقه به درازا کشید.  
وقتی که قانون اصلاحات ارضی، اول تصویب شد و ما به مراغه رفتیم و برنامه را اعلام کردیم، خیلی‌ها بودند که فکر می‌کردند این برنامه‌ها در مملکت عملی نیست. شاید اولین کسانی که از طرف اصلاحات ارضی به دهات مراغه فرستاده شده بودند، برای آنها اسباب اشکال شد بعضی‌ها آن‌ها را تهدید کردند، ولی دستور من به قوای مسلح مملکت این بود که با تمام قوا مجری این برنامه هستند و هر کسی که خواست حتی یک ثانیه در مقابل اجرای قانون حتی تأخیر بیندازد، آن شخص را خلع سلاح بکنند، یعنی از صدمه رساندن او جلوگیری بکنند. در مراغه نصایحی کردم که امروز دنیا چطور است و به عقیده من مالکیت چطور ممکن است ادامه داشته باشد. نصیحت من این بود که شما مالکین جایی که با زارع سروکار دارید بهتر است که آن زمین را به زارع واگذار بکنید و خودتان با ماشین‌آلات در جایی که زارع نیست به کار بپردازید. البته گمان نمی‌کنم که همه از این حرف‌ها، یا پند گرفتند یا خوششان آمد، ولی از من نصیحت کردن بود برای اینکه آتیه را می‌دیدم.


چه خوشبخت بودیم زمانی که ایران مشروطه شاهنشاهی بود و درآمد کشور برای رفاه ملت و آبادی کشور هزینه می شد. '''[[بازدید اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر و شهبانو فرح پهلوی از پروژه‌های عمرانی آذربایجان شرقی ۳۱ امرداد تا ۴ شهریور ۲۵۳۵ شاهنشاهی|نوشتار این سفر پر بار اعلیحضرتین را بخوانید و مشروطه شاهنشاهی را به ایران بازگردانید]].'''
چند صباحی گذشت و همان دو قوه‌ای که اتحاد غیرمقدس باطنی با هم داشتند شروع به عمل کردند. مهندس ملک عابدی را در فارس به قتل رساندند. کشتن او ما را از اجرای برنامه منصرف نکرد. کشتن او شاید در تصمیمی که من برای به مراجعه گذاشتن آرای عمومی لوایح اصلاحات ارضی و هم لوایح دیگری را که جامعه ایرانی را زیرورو می‌کرد بی تأثیر نبود. آن عکس‌العمل خائنانه باعث تسریع در تصمیم گرفتن از طرف من و تأیید از طرف شما شد که به آن زندگی ناجوانمردانه و غیرقابل تحمل گذشته زودتر خاتمه بدهیم. برنامه اصلاحات ارضی با فداکاری‌های حقیقتاً تمام مأمورین این سازمان ادامه داشت. جوان‌هایی که بدون فوق‌العاده و حتی بدون خرج سفر، این دقیقه به آنها می گفتند که بروید در فلان نقطه دورافتاده مملکت، شاید بعد از چند ساعت اینان در راه بودند. حقوق‌هایی که به آنها می دادند ناچیز. تنها محرک اینها قطعاً ایمان به این برنامه بود و قطعا به آینده‌ای که برای مملکت پیش خودشان تجسم می‌کردند. خدمات بی شائبه اینها ادامه داشت.
 
ششم بهمن آمد و شما ملت انقلابی ملی خودتان را تصویب کردید. ولی این هنوز به عمر خائنانه آن اتحاد نامقدس خاتمه نداده بود. دیدید که بعد از ششم بهمن، بعد از چند روزی یک مشت از خدا بی‌خبر سعی کردند که در فارس غائله‌ای راه بیندازند که به فکر خودشان باعث رکود و شکست انقلاب ملی ما بشود. یک مشت مردم گمراه، یک مشت قاتلین حرفه‌ای و پیشه‌ای، با تحریک مرتجع و مخرب که ما اسنادش را داریم، به خیال خودشان افتادند توی کوه‌ها که قتل ملک عابدی‌ها را تجدید بکنند و یا ما را مرعوب بکنند و یا برنامه ما را متوقف سازند.
 
به همت سربازهای رشید وطن شما که متأسفانه آن‌ها نیز تلفات دادند و شاید تلفاتشان در حدود هفتاد الی هشتاد نفر بود از سرباز و ژاندارم و غیره به آن غائله خائنانه و در عین حال بچگانه و مضحک پایان داد. بعد از آن پانزده خرداد را ما داشتیم که در آن بدترین مظاهر وحشیگری و عقب افتادگی و تحجّر فکری نمایان شد که برای این مملکت ننگی بود که باز اراده قوی ملت ایران، و همچنین وظیفه شناسی قوای مسلح، در عرض مدت کوتاهی به این وضع خاتمه داد. جواب ۱۵ خرداد با رویه و تصمیم خلل ناپذیر شما در رفتن به پای صندوق‌ها در بیست و ششم شهریور و انتخاب کردن افرادی که به انقلاب ملی ما مؤمن بودند داده شد. بزرگترین پاداشی که ملت ایران برای اظهار قدردانی به مأمورین اصلاحات ارضی و کشاورزی داد همانا که بیست و هشت نفر از وزارت کشاورزی و بخصوص مأمورین اصلاحات ارضی را به نمایندگی از طرف خود برای مجلس شورای ملی انتخاب کرد. این بزرگترین افتخاری بود که ملت می‌توانست به این خدمتگزاران خود بدهد.
 
بدانید ملت ایران که این وقایع مختصری که برای شما شرح دادم امروز پایه‌های آینده شما را به محکمترین طریقی پی ریزی کرده است. روح اتحادی که من امروز در تمام طبقات ایران می‌بینم، نه فقط در عمر من و در مدت سلطنت من بی سابقه است، بلکه فکر می‌کنم کمتر زمانی در این مملکت دیده شده باشد. البته اطلاع داشتم و می‌دانستم، ولی همین مسافرت چهار روزه به من فرصت آن را داد که اصلاً من در ایرانی یک قیافه جدیدی ببینم. این از بچه خُردی که در دبستان بود، تا جوان‌های بزرگتری که در دبیرستان‌ها بودند، در کاسبی که در شهر بود می‌دیدم، در زارعی که در سر مسیر راه ما بود می‌دیدم، در پیرمرد و پیرزن می‌دیدم و حتی بعضی اوقات در افراد افلیج که بعضی‌ها دست و پا نداشتند و بعضی‌ها کور بودند اینها را من می‌دیدم که مثل یک پارچه آتش از زمین می‌جستند و فریاد می‌کشیدند، فریادی که مسلماً در استقبال از آینده ایران بود. آن کسی که کور است و دنیا را نمی‌بیند، آن کسی که افلیج است و زمین گیر است، این برای چه اینطور فریاد شادی می‌کشید؟ مسلماً برای خودش نبود، چون او تقریباً از این دنیا محروم است، ولی فریاد او برای بیست و یک میلیون نفر دیگر ایرانی بوده برای اینکه مؤمن شده است که آینده شما تأمین است. این لازم نیست که این شخص حتماً یک استاد دانشگاه و پروفسور باشد که بفهمد. وقتی یک چیزی حقیقت داشته باشد در قلب هر کسی خطور می‌کند، این شخص چه سواد داشته باشد، چه نداشته باشد، چه زارع باشد، چه کاسب، چه پیرمرد باشد، چه بچه خردسال باشد. این اتحاد را من در ملت ایران بطور بی سابقه‌ای می‌بینم و همین است رمز پیشرفت ما در مقابل تمام موانعی که سر راه ما بود.
 
امروز نه فقط کوچکترین مانعی دیگر باقی نیست، بلکه این قوه نهانی و آتشینی که در تمام شما می‌بینم باعث این خواهد شد که در اندک مدتی ملت کهنسال ایران به سمت جلو، به سمت عالی ترین هدف‌های اجتماعی پرتاب بشود و با افتخار و سرافرازی همدوش مترقی ترین جوامع دنیا به پیش برود.
 
خداوند همیشه یار و مددکار شما باشد!
 
 
۱ مهر ماه ۱۳۴۳ آیین روز دهقان در ساعت چهار و نیم پس از نیمروز در پیشگاه شاهنشاه در انستیتوی نوین بررسی آفات و بیماری‌های گیاهی در اوین برگزار شد، هنگام برگزاری این آیین انستیتو بررسی آفات و بیماری‌های گیاهی به دست شاهنشاه گشوده شد.[۱] با ورود شاهنشاه باشندگان با ابراز شادمانی خود سالن را به لرزه درآورده بودند. دختر خردسالی دسته گل زیبایی پیشکش شاهنشاه کرد، سپس شاهنشاه از برابر رده ۲۰۰ تن از نمایندگان کشاورزان که با پوشاک محلی خود گردآمده بودند و کف می‌زدند و غریو جاوید شاه آنان به آسمان بود و از برابر سناتورها و نمایندگان مجلس شورا و سفیرهای کشورهای خارجی گذشتند. در آغاز این آیین تیمسار سپهبد ریاحی وزیر کشاورزی و سپس سالور معاون وزارت کشاورزی و سرپرست اصلاحات ارضی و مدیر عامل سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران گزارش‌هایی را به آگاهی همایونی رسانیدند. آنگاه آیین شکرگزاری از سوی دهقانانی که در این آیین بودند انجام یافت. سپس شاهنشاه سخنان خود را آغاز کردند که کشاورزان نیز باید از بیمه و بازنشستگی برخوردار شوند و چنین فرمودند:
 
روز اول مهر را که روز دهقان است با کمال خوشوقتی جشن می‌گیریم. دهقان در پیش نیاکان ما عزیز و محترم بوده است و حال نیز بیش از پیش در نزد ما محترم و عزیز می‌باشد. طبعا توجه ما نسبت به شما که اکثریت جمعیت مملکت را تشکیل می‌دهید بیش از همه است و از سال ۱۳۲۹ تا به حال این توجه مخصوص را به طرق و صور مختلف ابراز داشته‌ایم. لایحه اصلاح ارضی که در جریان است مترقی ترین وسیله تامین سعادت و رفاه و هم چنین تامین وضع شرافتمندانه زندگی دهقان ایرانی است. با عزم راسخی در این راه گام بر می‌داریم و مطمئن هستیم که با استقبال همه جانبه‌ای که شما دهقانان شرافتمند از آن به عمل آورده و در تسهیل اجرای آن رشد و فهم اجتماعی خود را به خوبی نشان داده‌اید به زودی شاهد بهترین وضع جامعه دهقانی و همچنین ازدیاد قابل توجه محصولات کشاورزی ایران خواهیم بود.
امروز دیگر امتیاز طبقاتی در این مملکت وجود ندارد تمام آثار آن محو شده است. از لحاظ قانون همه مساوی هستند، از لحاظ حیثیت و شرافت ذاتی همه مساوی هستند. اصول اجتماعی ما در این مملکت طوری است که مثلا صنایع نفت ایران ملی است، راه و راه آهن ایران ملی است، تلگراف و تلفن ملی است...به طور کلی هر چیزی که جنبه کارتل دارد ملی است یا دولت وسیله خود کنترل آن را در دست دارد...بار دیگر این روز با سعادت را به ملت ایران و به خصوص به تمام کشاورزان از صمیم قلب تبریک می‌گویم و در عین حال از زحمات کارکنان وزارت کشاورزی و تمام افرادی که در این راه زحمت کشیده‌اند قدردانی می‌کنم.
خداوند پشت و پناه شما باد!
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۴۸


سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در روز دهقان در بویین زهرا ۱ مهر ماه ۱۳۴۲
شاهنشاه برنامه رفاه مردم را با تقسیم املاک سلطنتی در ورامین آغاز می‌کنند امرداد ۱۳۳۱ که به رستاخیز ملت ایران علیه مصدق انجامید
شاهنشاه سند مالکیت زمینهای تقسیم شده را به کشاورزان می‌دهند
شاهنشاه سند مالکیت زمین‌ها را به کشاورزان خراسان می‌دهند
پادشاه، علی امینی و ارسنجانی، پادشاه سند مالکیت زمین‌ها در کرمانشاه را به کشاورزان می‌دهند

روز دهقان - به فرمان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران روز ۱ مهر ماه به روز دهقان نامگذاری شد. این فرمان در روز ۱۵ شهریور ماه ۱۳۳۹ به آگاهی همگان رسانده شد. بدین روی برنامه ویژه‌ای از رادیو تهران پخش گردید. هم‌چنین برای بازدید مردم از مرکزهای کشاورزی پیرامون تهران برنامه‌هایی سازمان داده شد. در روز ۱ مهر ماه ۱۳۴۰ شاهنشاه در پیامی که به کشاورزان و روستاییان فرستادند فرمودند:

شما کشاورزان پایه محکم و متین ساختمان اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ما را تشکیل می‌دهید. کار مداوم شماست که برای ملت ایران تولید ثروت می‌کند. فرزندان شما یا در مزارع در راه تولید کشاورزی کار می‌کنند و یا در لباس با شرافت سربازی دفاع از زاد و بوم و هستی خود و خانواده ملی خود را می‌آموزند. پس شما نزد من عزیز و گرامی هستید و من نگران رفاه و سعادت شما هستم.

۱ مهر ماه ۱۳۴۱ آیین جشن روز دهقان در پیشگاه شاهنشاه در شهر مراغه برگزار شد و اعلیحضرت در پیامی که برای این روز فرخنده فرستادند فرمودند:

...لایحه اصلاحات ارضی که در جریان است، مترقی ترین وسیله تامین سعادت و رفاه و هم چنین تامین وضع شرافتمندانه زندگی دهقان ایرانی است....

سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در روز دهقان به روستاییان قزوین و بویین‌زهرا ۱ مهر ۱۳۴۲

قریب یک سال پیش در همین محل با قلبی آزرده به بازدید خرابی‌ها، سعی در تسلی دادن و امیدوار نمودن خانواده‌هایی که در زلزله دهم شهریور مصیبت دیده بودند به اینجا آمدم و امروز نیز برای شرکت در جشن دهقان و ضمناً بازرسی از کارهایی که در این یک سال برای بنای جدید دهات خراب شده، و همچنین احوالپرسی از کسانی که باقی مانده‌اند، و دیدن روحیه جدیدی که در باقیماندگان ایجاد شده است، در این جا حضور دارم.

زلزله‌ای که پارسال در این صفحات پدیدآمد، با کمال تأسف بیش از ده هزار نفر تلفات داشت و در حدود سی هزار نفر بی خانمان شدند. اقداماتی که تا بحال شده است آن چیزی که از دست مؤسسات ایرانی، خیرخواهان ایرانی، و تمام کسانی که در این مملکت به نحوی از انحاء در تجدید بنای این دهات شرکت کردند، و همچنین کمک‌های ذیقیمتی که ممالک دوست و افراد بشردوست و خیرخواه که از خارج به این مملکت کمک کردند باعث کمال قدردانی است. منتها اقداماتی که انجام گرفته است جوابگوی تمام احتیاجات ساکنین آسیب دیده نمی باشد و سعی ما در آتیه باید این باشد که در تمام دهات خراب شده را بتوانیم برای باقیماندگان آنها بنای کافی و وسیله زندگی، وسیله کشاورزی و امرار معاش فراهم کنیم. ضمناً در این دشت پهناور یک برنامه عمرانی در نظر داریم که شاید برای تمام مملکت نمونه باشد، یعنی یک کشاورز با اصول جدید در چه نوع خانه‌ای زندگی کند که بیشتر وسیله رفاه و آسایش او را فراهم کند، چه شکلی زمین خودش را با چه وسایلی زراعت کند، طرز آبیاری چه باشد، طرز کود دادن چه باشد، دامداری چه باشد، و امیدواریم این برنامه نمونه را با هر قیمتی که باشد شروع و به اتمام برسانیم و این خود نمونه ای باشد برای تمام اقدامات بعدی چه دولتی و چه خصوصی.

و اما در این روز باید از اصلاحات ارضی که در این مملکت صورت گرفته است ذکری بکنیم. اصلاحات ارضی را همان طوری که می دانید سعی کردم که در ۱۳۲۹ با تقسیم املاک شخصی خود شروع کنم. بعد از مدت کوتاهی متأسفانه وضع مملکت شما دستخوش حوادث شد و کسانی که در آن موقع زمامدار دولت بودند به آن برنامه خاتمه دادند و برای مدت کوتاهی متوقف شد. بعدها فهمیدیم که آن نظر متوقف کردن این برنامه چه معنایی داشت. معنای متوقف کردن این برنامه در ۱۳۳۱ را ما در اتفاقاتی که در این یک سال اخیر در این مملکت افتاد فهمیدیم، یعنی همان حرفی که من در کنگره دهقان‌ها زدم که در مقابل این نهضت بزرگ ما، این انقلاب ملی ما، دو قوه از پای نخواهند نشست و آن ارتجاع سیاه و قوای مخرب سرخ باهم دست اتحاد خواهند داد تا مانع پیشرفت و سرافرازی این مملکت بشوند. همین قوه و اتحاد این دو قوه بود که در ۱۳۳۱ به زمامداران کور وقت در واقع حکم کرد که در همان موقع این برنامه اصلاحات ارضی را متوقف کنند.

بعد از مدتی خواستیم که اصلاحات ارضی شخصی خود را به مملکت تعمیم بدهیم، لایحه تقسیم خالصجات را به تصویب رساندیم، و لایحه محدودیت اراضی زراعتی را نیز به مجلس دادیم. همان طوری که قبلاً گفتیم این لایحه به یک طریقی وارد مجلس شد و به طریق دیگری خارج. درست مصداق اصطلاح معروف است که یک شیر برازنده خوش ترکیبی وارد مجلس شد و بدون یال و دم و اِشکم خارج شد. چرا؟ چون تا قبل از این انتخابات، تا قبل از آزادی دهقان، تا قبل از الغای رژیم ارباب و رعیتی، کشاورزان زحمتکش ایران و سایر طبقاتی که زنجیرهای اسارتی به پای آن‌ها بسته شده بود در رفتن به پای صندوق از خود اراده‌ای نداشتند، مجبور بودند که آن چیزی را که یا ارباب به آنها می‌گفت یا صاحبان نفوذی که به هر قیمتی می‌خواستند یک منافع قدیمی و پوسیده‌ای را برای خود در مملکت حفظ کنند اینها در پر کردن صندوق های این مملکت نفوذ و تاثیر داشتند. پس در مورد آن لایحه که در مجلسی که به آن ترتیب تشکیل می‌شد غیر از همان اتفاقی که افتاد نمی‌بایستی که ما انتظاری داشته باشیم. تا اینکه بالاخره در مقابل مقایسه وضع خود ما با تمدن امروز جهان، در سه سال پیش قریب سه سال پیش تصمیم گرفتیم که برای حفظ و بقای این مملکت منتظر حوادث نمی شود شد، بلکه ما خودمان حوادث را باید بیافرینیم و بر آن‌ها فایق بشویم تا اینکه آینده مملکت خود را تأمین بکنیم و با ملل راقیه دنیا برابر و همسر زندگانی کنیم. این است که مجبور شدیم برای انجام اصلاحات و پیشرفت‌های مملکت مدتی بدون دغدغه و اشکالاتی تصمیماتی که برای پیشرفت مملکت لازم بود انجام بدهیم. دو سال و نیم ما بدون نمایندگان که مربوط به گذشته این مملکت بودند زندگی کردیم و نتیجه این دو سال و نیم همین است که امروز می‌بینید، یعنی در ششم بهمن با آن شوق و ذوق که شما به پای صندوق‌های تصویب ملی رفتید و به انقلاب ایران صحه گذاردید و آن انقلاب ایران چیزی است که شما دهقان‌های ایران را آزاد کرد، به رژیم ارباب و رعیتی خاتمه داد، به کارگر ایرانی وضع فعلی را بخشید، به نصف جمعیت که آنهم زن‌های ایرانی است آزادی داد و به سایر موادی که معروف به مواد شش گانه است صحه قانونی ملی را گذاشتید.

نمی‌توانیم امروز در تمام جزییات وارد بشویم. بلکه فقط راجع به امور اصلاحات ارضی مختصری می‌پردازیم.

وقتی که قانون اصلاحات ارضی، اول تصویب شد و ما به مراغه رفتیم و برنامه را اعلام کردیم، خیلی‌ها بودند که فکر می‌کردند این برنامه‌ها در مملکت عملی نیست. شاید اولین کسانی که از طرف اصلاحات ارضی به دهات مراغه فرستاده شده بودند، برای آنها اسباب اشکال شد بعضی‌ها آن‌ها را تهدید کردند، ولی دستور من به قوای مسلح مملکت این بود که با تمام قوا مجری این برنامه هستند و هر کسی که خواست حتی یک ثانیه در مقابل اجرای قانون حتی تأخیر بیندازد، آن شخص را خلع سلاح بکنند، یعنی از صدمه رساندن او جلوگیری بکنند. در مراغه نصایحی کردم که امروز دنیا چطور است و به عقیده من مالکیت چطور ممکن است ادامه داشته باشد. نصیحت من این بود که شما مالکین جایی که با زارع سروکار دارید بهتر است که آن زمین را به زارع واگذار بکنید و خودتان با ماشین‌آلات در جایی که زارع نیست به کار بپردازید. البته گمان نمی‌کنم که همه از این حرف‌ها، یا پند گرفتند یا خوششان آمد، ولی از من نصیحت کردن بود برای اینکه آتیه را می‌دیدم.

چند صباحی گذشت و همان دو قوه‌ای که اتحاد غیرمقدس باطنی با هم داشتند شروع به عمل کردند. مهندس ملک عابدی را در فارس به قتل رساندند. کشتن او ما را از اجرای برنامه منصرف نکرد. کشتن او شاید در تصمیمی که من برای به مراجعه گذاشتن آرای عمومی لوایح اصلاحات ارضی و هم لوایح دیگری را که جامعه ایرانی را زیرورو می‌کرد بی تأثیر نبود. آن عکس‌العمل خائنانه باعث تسریع در تصمیم گرفتن از طرف من و تأیید از طرف شما شد که به آن زندگی ناجوانمردانه و غیرقابل تحمل گذشته زودتر خاتمه بدهیم. برنامه اصلاحات ارضی با فداکاری‌های حقیقتاً تمام مأمورین این سازمان ادامه داشت. جوان‌هایی که بدون فوق‌العاده و حتی بدون خرج سفر، این دقیقه به آنها می گفتند که بروید در فلان نقطه دورافتاده مملکت، شاید بعد از چند ساعت اینان در راه بودند. حقوق‌هایی که به آنها می دادند ناچیز. تنها محرک اینها قطعاً ایمان به این برنامه بود و قطعا به آینده‌ای که برای مملکت پیش خودشان تجسم می‌کردند. خدمات بی شائبه اینها ادامه داشت.

ششم بهمن آمد و شما ملت انقلابی ملی خودتان را تصویب کردید. ولی این هنوز به عمر خائنانه آن اتحاد نامقدس خاتمه نداده بود. دیدید که بعد از ششم بهمن، بعد از چند روزی یک مشت از خدا بی‌خبر سعی کردند که در فارس غائله‌ای راه بیندازند که به فکر خودشان باعث رکود و شکست انقلاب ملی ما بشود. یک مشت مردم گمراه، یک مشت قاتلین حرفه‌ای و پیشه‌ای، با تحریک مرتجع و مخرب که ما اسنادش را داریم، به خیال خودشان افتادند توی کوه‌ها که قتل ملک عابدی‌ها را تجدید بکنند و یا ما را مرعوب بکنند و یا برنامه ما را متوقف سازند.

به همت سربازهای رشید وطن شما که متأسفانه آن‌ها نیز تلفات دادند و شاید تلفاتشان در حدود هفتاد الی هشتاد نفر بود از سرباز و ژاندارم و غیره به آن غائله خائنانه و در عین حال بچگانه و مضحک پایان داد. بعد از آن پانزده خرداد را ما داشتیم که در آن بدترین مظاهر وحشیگری و عقب افتادگی و تحجّر فکری نمایان شد که برای این مملکت ننگی بود که باز اراده قوی ملت ایران، و همچنین وظیفه شناسی قوای مسلح، در عرض مدت کوتاهی به این وضع خاتمه داد. جواب ۱۵ خرداد با رویه و تصمیم خلل ناپذیر شما در رفتن به پای صندوق‌ها در بیست و ششم شهریور و انتخاب کردن افرادی که به انقلاب ملی ما مؤمن بودند داده شد. بزرگترین پاداشی که ملت ایران برای اظهار قدردانی به مأمورین اصلاحات ارضی و کشاورزی داد همانا که بیست و هشت نفر از وزارت کشاورزی و بخصوص مأمورین اصلاحات ارضی را به نمایندگی از طرف خود برای مجلس شورای ملی انتخاب کرد. این بزرگترین افتخاری بود که ملت می‌توانست به این خدمتگزاران خود بدهد.

بدانید ملت ایران که این وقایع مختصری که برای شما شرح دادم امروز پایه‌های آینده شما را به محکمترین طریقی پی ریزی کرده است. روح اتحادی که من امروز در تمام طبقات ایران می‌بینم، نه فقط در عمر من و در مدت سلطنت من بی سابقه است، بلکه فکر می‌کنم کمتر زمانی در این مملکت دیده شده باشد. البته اطلاع داشتم و می‌دانستم، ولی همین مسافرت چهار روزه به من فرصت آن را داد که اصلاً من در ایرانی یک قیافه جدیدی ببینم. این از بچه خُردی که در دبستان بود، تا جوان‌های بزرگتری که در دبیرستان‌ها بودند، در کاسبی که در شهر بود می‌دیدم، در زارعی که در سر مسیر راه ما بود می‌دیدم، در پیرمرد و پیرزن می‌دیدم و حتی بعضی اوقات در افراد افلیج که بعضی‌ها دست و پا نداشتند و بعضی‌ها کور بودند اینها را من می‌دیدم که مثل یک پارچه آتش از زمین می‌جستند و فریاد می‌کشیدند، فریادی که مسلماً در استقبال از آینده ایران بود. آن کسی که کور است و دنیا را نمی‌بیند، آن کسی که افلیج است و زمین گیر است، این برای چه اینطور فریاد شادی می‌کشید؟ مسلماً برای خودش نبود، چون او تقریباً از این دنیا محروم است، ولی فریاد او برای بیست و یک میلیون نفر دیگر ایرانی بوده برای اینکه مؤمن شده است که آینده شما تأمین است. این لازم نیست که این شخص حتماً یک استاد دانشگاه و پروفسور باشد که بفهمد. وقتی یک چیزی حقیقت داشته باشد در قلب هر کسی خطور می‌کند، این شخص چه سواد داشته باشد، چه نداشته باشد، چه زارع باشد، چه کاسب، چه پیرمرد باشد، چه بچه خردسال باشد. این اتحاد را من در ملت ایران بطور بی سابقه‌ای می‌بینم و همین است رمز پیشرفت ما در مقابل تمام موانعی که سر راه ما بود.

امروز نه فقط کوچکترین مانعی دیگر باقی نیست، بلکه این قوه نهانی و آتشینی که در تمام شما می‌بینم باعث این خواهد شد که در اندک مدتی ملت کهنسال ایران به سمت جلو، به سمت عالی ترین هدف‌های اجتماعی پرتاب بشود و با افتخار و سرافرازی همدوش مترقی ترین جوامع دنیا به پیش برود.

خداوند همیشه یار و مددکار شما باشد!


۱ مهر ماه ۱۳۴۳ آیین روز دهقان در ساعت چهار و نیم پس از نیمروز در پیشگاه شاهنشاه در انستیتوی نوین بررسی آفات و بیماری‌های گیاهی در اوین برگزار شد، هنگام برگزاری این آیین انستیتو بررسی آفات و بیماری‌های گیاهی به دست شاهنشاه گشوده شد.[۱] با ورود شاهنشاه باشندگان با ابراز شادمانی خود سالن را به لرزه درآورده بودند. دختر خردسالی دسته گل زیبایی پیشکش شاهنشاه کرد، سپس شاهنشاه از برابر رده ۲۰۰ تن از نمایندگان کشاورزان که با پوشاک محلی خود گردآمده بودند و کف می‌زدند و غریو جاوید شاه آنان به آسمان بود و از برابر سناتورها و نمایندگان مجلس شورا و سفیرهای کشورهای خارجی گذشتند. در آغاز این آیین تیمسار سپهبد ریاحی وزیر کشاورزی و سپس سالور معاون وزارت کشاورزی و سرپرست اصلاحات ارضی و مدیر عامل سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران گزارش‌هایی را به آگاهی همایونی رسانیدند. آنگاه آیین شکرگزاری از سوی دهقانانی که در این آیین بودند انجام یافت. سپس شاهنشاه سخنان خود را آغاز کردند که کشاورزان نیز باید از بیمه و بازنشستگی برخوردار شوند و چنین فرمودند:

روز اول مهر را که روز دهقان است با کمال خوشوقتی جشن می‌گیریم. دهقان در پیش نیاکان ما عزیز و محترم بوده است و حال نیز بیش از پیش در نزد ما محترم و عزیز می‌باشد. طبعا توجه ما نسبت به شما که اکثریت جمعیت مملکت را تشکیل می‌دهید بیش از همه است و از سال ۱۳۲۹ تا به حال این توجه مخصوص را به طرق و صور مختلف ابراز داشته‌ایم. لایحه اصلاح ارضی که در جریان است مترقی ترین وسیله تامین سعادت و رفاه و هم چنین تامین وضع شرافتمندانه زندگی دهقان ایرانی است. با عزم راسخی در این راه گام بر می‌داریم و مطمئن هستیم که با استقبال همه جانبه‌ای که شما دهقانان شرافتمند از آن به عمل آورده و در تسهیل اجرای آن رشد و فهم اجتماعی خود را به خوبی نشان داده‌اید به زودی شاهد بهترین وضع جامعه دهقانی و همچنین ازدیاد قابل توجه محصولات کشاورزی ایران خواهیم بود. امروز دیگر امتیاز طبقاتی در این مملکت وجود ندارد تمام آثار آن محو شده است. از لحاظ قانون همه مساوی هستند، از لحاظ حیثیت و شرافت ذاتی همه مساوی هستند. اصول اجتماعی ما در این مملکت طوری است که مثلا صنایع نفت ایران ملی است، راه و راه آهن ایران ملی است، تلگراف و تلفن ملی است...به طور کلی هر چیزی که جنبه کارتل دارد ملی است یا دولت وسیله خود کنترل آن را در دست دارد...بار دیگر این روز با سعادت را به ملت ایران و به خصوص به تمام کشاورزان از صمیم قلب تبریک می‌گویم و در عین حال از زحمات کارکنان وزارت کشاورزی و تمام افرادی که در این راه زحمت کشیده‌اند قدردانی می‌کنم. خداوند پشت و پناه شما باد!