الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTaheri1351a5.jpg|thumb|left|160px]]
[[پرونده:ShahanshahMachineSaziArak2536b.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه آریامهر در فرودگاه مهرآباد پیش از پرواز به سوی اراک]]
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTaheri1351d1c.jpg|thumb|left|160px|]]
[[پرونده:ShahanshahAryaMehrHEPCOIndustriesArak2536.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه هنگام بازدید از کارخانجات هپکو]]
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTaheri1351d3.jpg|thumb|left|160px|]]
[[پرونده:MojahedinKillTahery1351k.jpg|thumb|left|160px|]]
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTahery1351f.jpg|thumb|left|160px|]]
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTaheri1351p.jpg|thumb|left|160px|]]
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTaheri1351Dey.jpg|thumb|left|160px|]]


'''[[ترور سرلشکر سعید طاهری از سوی مجاهدین خلق ۲۲ امرداد ماه ۱۳۵۱]]''' - ساعت شش و پانزده دقیقه بامداد سرلشکر سعید طاهری از افسران بلندپایه شهربانی از خانه خود در تهران پارس رهسپار محل کار خویش بود که از سوی دو تن از تروریست‌های سازمان مجاهدین خلق به گلوله بسته شد و جان باخت. محمد مفیدی و محمدباقر عباسی که جامه کارگران رنگ کار را بر تن داشتند سوار بر موتورسیکلت به بهانه پرسیدن آدرس به سرلشکر سعید طاهری نزدیک شدند و هنگامی که سرلشکر به آنها آدرس می‌داد، به وی سه گلوله شلیک کردند، آنگاه اسلحه کمری و کلاه وی را دزدیدند و متواری شدند. با شنیدن سدای گلوله همسر سرلشکر طاهری سراسیمه از خانه بیرون دوید و در پیاده رو با جسد همسرش روبرو شد. سرتیپ طاهری بی درنگ با کمک همسایگان به بیمارستان برده شد ولی تلاش پزشکان به جایی نرسید و سرلشکر طاهری در بیمارستان جان باخت. همسر و سه فرزندش به سوگ او نشستند. علی رضا رضایی تروریست مجاهد خلق برنامه ریزی و سازمان دهنده ترور سرلشکر طاهری بود. اسلحه کمری سرلشکر سعید طاهری به شماره ۱۰۱۲۶۳ - از خانه رضا رضایی در روز ۲۶ خرداد ماه ۱۳۵۲ به دست ماموران پلیس افتاد. رضا رضایی برنامه ریز قتل مستشار آمریکایی کلنل هاوکینز و بسیاری دیگر از ترورهای سازمان مجاهدین نیز بود.
[[بازدید شاهنشاه آریامهر از پروژه‌های صنعتی اراک]] - در روز ۱۰ خردادماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی آریامهر شاهنشاه ایران برای بازدید از چند پروژه صنعتی در شهرستان اراک به آن شهرستان وارد شدند. در این سفر، هرمز قریب، رئیس کل تشریفات شاهنشاهی، و سپهبد طباطبایی در رکاب همایونی هستند. هنگام پرواز، شاهنشاه آریامهر از فرودگاه، اوامری به علم، وزیر دربار شاهنشاهی، دادند. در فرودگاه، مهندس شریف‌امامی رئیس سنا – اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی – ارتشبد ازهاری رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران – معینیان رئیس دفتر مخصوص شاهنشاهی – معاونان وزارت دربار و جمعی از مقام‌های لشکری و کشوری سرافرازی پسواز شاهنشاه آریامهر را در فرودگاه داشتند.  


پس از نیمروز محمد مفیدی و محمدباقر عباسی با علیرضا سپاسی و مصطفی جوان خوشدل دو تن از تروریست‌های خطرناک سازمان مجاهدین در خیابان ری نزدیک به آب منگل دیدار کردند تا کلاه و اسلحه سرلشکر طاهری را به آنان واسپارند، بهرام آرام رابط با سازمان مجاهدین نیز به آنان پیوست. سرانجام سپاسی و جوان خوشدل اسلحه و کلاه سرلشکر را گرفتند و راهشان را جدا کردند و رفتند. مفیدی و عباسی پیاده وارد خیابان ادیب الممالک شدند و به درون یک کوچه پیچیدند، در این هنگام مهدی حیدریان پلیس راهنمایی که در ساعت شش و سی و پنج دقیقه پس از پایان کار به سوی خانه اش روان بود، به این دو نفر که در کوچه بودند گمان برد و خواست آنان را بازرسی بدنی کند، مفیدی پیشدستی کرد و اسلحه اش را کشید و به شکم پلیس حیدریان شلیک کرد و پلیس حیدریان بر زمین افتاد. محمدباقر عباسی اسلحه پاسبان حیدریان را برداشت و مفیدی و عباسی هر یک به سویی فرارکردند و متواری شدند. مردم با شنیدن سدای تیراندازی خود را به کوچه رساندند، گروهی پلیس راهنمایی مهدی حیدریان را به بیمارستان شهربانی بردند و گروه دیگر از مردم پیاده و با موتورسیکلت تروریست عباسی را دنبال کردند. دو نوجوان به نام‌های امیر شعبانی ۱۳ ساله و دوستش وحید محمد حسین که در کوچه بازی می‌کردند خواستند جلوی محمدباقر عباسی را بگیرند ولی عباسی گلوله‌ای شلیک کرد که به سر امیر شعبانی خورد و وی را زخمی کرد و بیهوش شد. محمدباقر عباسی پا به فرار گذاشت و جوانی به نام رضا شیرازی که در پی وی می‌دوید آماج تیر دیگری از تپانچه در دست عباسی شد و به زمین افتاد. جوانی دیگری به نام رضا کوشش کرد از فرار وی جلوگیری کند این بار نیز محمدباقر عباسی توانست رضا را زخمی کند و متواری شود. حسین درویش مکانیک که در مغازه خود این رخداد را دیده بود، رضا را به گوشه‌ای برد و سپس سوار بر موتورسیکلت خود شد و تروریست را پی گرفت، سرانجام حسین درویش توانست که موتورسیکلت را به محمدباقر عباسی بزند و او را روی زمین پرتاب کند، محمدباقر عباسی تروریست مجاهد بی درنگ از جای برخاست و با گلوله‌ای که به سینه حسین درویش شلیک کرد او را کشت و دوباره پا به فرار گذاشت. یکی از رهگذران راه را بر وی بست، در این هنگام عباس تیری به وی شلیک کرد و وی را از پای درآورد. در این زمان محمدباقر عباسی به پایان کوچه صادقی که به خیابان آب منگل می‌پیوندد رسیده بود. در اینجا رضا احمدی که درون کارگاه مبل سازی خود ایستاده بود، دید که یک تن با اسلحه‌ای در دست می‌دود و شماری از مردم به دنبال وی می‌دوند. درست در زمانی که مجاهد تروریست عباسی جلوی مغازه وی رسید، رضا احمدی یک پیت خالی را برداشت و به سوی او پرتاب کرد و بی درنگ خود را به عباسی رساند و وی را بغل گرفت تا از فرار وی جلوگیری کند، مفیدی تروریست آموزش دیده در فلسطین که به خوبی آموخته بود بدود و بکُشد دوباره ماشه را چکاند و احمدی را زخمی کرد. این آخرین گلوله اسلحه این مجاهد بود. در این هنگام مردم و یک دانشجوی پلیس نیز سر رسیدند و پیش از آنکه محمدباقر عباسی بتواند اسلحه اش را فشنگ گذاری کند دستگیر شد. از سوی دیگر مفیدی توانست موتورسیکلت سواری را زخمی کند و با موتورسیکلت وی فرار کند ولی در مهر ماه دستگیر شد.
شاهنشاه آریامهر از فرودگاه اراک رهسپار کوی کارگران شدند و از نمونه یکان‌های مسکونی دیدن فرمودند. سپس به شهر صنعتی اراک تشریف‌فرما شدند و واحدهای مسکونی کارکنان و کارمندان را مورد بازدید قرار دادند. شاهنشاه آریامهر به هنگام بازدید از واحدهای مسکونی شهر صنعتی اراک، لزوم ایجاد مسکن برای هر یک از افراد شاغل را سپارش فرمودند:
: "شاید از این به بعد ۵۰ درصد افرادی که وارد بازار کار می‌شوند، افراد بسیار جوانی باشند، به همین جهت ضروری است که در ایجاد مسکن برای کارکنان و کارگران و ایجاد واحدهای تک اتاقی در نظر گرفته شود. باید از نظر ایجاد مسکن محاسبات طوری انجام گیرد که در آینده علاوه بر رفع کمبود مسکن، واحدهای مسکونی اضافی نیز داشته باشیم."
 
شاهنشاه آریامهر پس از آن به کارخانه ماشین‌سازی اراک رفتند و به بازدید از کارخانه پرداختند. شاهنشاه آریامهر به هنگام بازدید از بخش‌های مختلف کارخانه ماشین‌سازی اراک لزوم مشارکت بیشتر این کارخانه را در ساخت پالایشگاه‌های نفت یادآور شدند و همکاری این کارخانه را با صنایع ذوب فولاد که در کارخانه جدید بندرعباس ایجاد شده است، سپارش فرمودند. شاهنشاه در این بازدید از اینکه کارخانه ماشین‌سازی اراک در ساختن دیگ‌های بخار کام یاب بوده است، ابراز خرسندی کردند و فرمودند:
 
: "این کارخانه در این سطح از دانش و تکنولوژی می‌تواند در ساختن تجهیزات تکنولوژی پیشرفته‌تر سهیم باشد."
 
شاهنشاه آریامهر پس از آن به محل کارخانه هپکو تشریف‌فرما شدند و پس از شنیدن گزارش محمود رضایی، مدیرعامل کارخانه، و بازدید از این کارخانه، در اجتماع بزرگی از مهندسان، کارمندان و کارگران کارخانه چنین فرمودند:
: "از دیدن شما کارگران خوب و زحمتکش ایران و همچنین از پیشرفت کارهایی که از مرتبه آخر دیدار من از اینجا انجام گرفته است، خوشوقت هستم. روحیه مدیران، مهندسان و کارگران اینجا با پیشرفت سریع کار مطابقت می‌کند. در چند ماه پیش، در مسافرت به خوزستان، در صحبتی که با کارگران ذوب آهن احیای مستقیم داشتیم، اشاراتی کردم که در مدت زمانی که ما در پیش داریم، یعنی تا آن موقعی که ثروت‌های نفتی ما تمام بشود، ما باید مملکت ایران را طوری بسازیم که ثروت‌های تولیدشده از صنعت و کشاورزی بتواند نه فقط جای منابع فعلی ما را از نفت پر کند، بلکه لااقل دو برابر آن ثروت تولید بکند. زیرا آن موقع جمعیت ایران به دو برابر جمعیت فعلی خواهدرسید و چون می‌خواهیم از حالا بهتر زندگی بکنیم، پس ثروت تولیدشده ما از دو برابر هم باید به مراتب بیشتر باشد. این چطور ممکن است؟ از لحاظ برنامه و مسئولین آینده‌ریزی ایران صرف وجوه فعلی در ریختن زیربنای مملکت، در ریختن زیربنای صنعتی مملکت، در کشاورزی مملکت با سیاست‌های دوربینانه، بر اساس فلسفه رستاخیز ملت ایران، یعنی یک ملت خوشبخت، ملتی که بر اساس عدالت اجتماعی قرار گرفته باشد، یک ملتی که سیاست اشتراک در کارها، چه سیاسی چه اقتصادی، به حداکثر رسیده باشد و از طرف مردم مهیا شدن کامل از لحاظ علمی از لحاظ فنی، از لحاظ اختصاصی و مهارت و البته حداکثر تلاش برای تولیدات ملی هم به نفع مملکت و هم ضمناً به نفع خودشان است.
 
: در این زمینه سیاست‌های کلی ما از این قرار است، به چشم خودتان می‌بینید که زیربنای صنعتی و اقتصادی مملکت که می‌رویم روی صنایع سنگین که البته در پشت سر صنایع سنگین، صنایع سبک هم خودبه‌خود ایجاد می‌شود. یک نمونه صنایع سنگین و زیربنایی همین مجتمع صنعتی اراک است که بعضی از شما کارگران از روز اول به دنیا آمدنش را دیده‌اید و از آن روز تا به امروز ترقی آن را مشاهده کرده‌اید. ترقی آن قابل تقدیر است و تمام فلسفه انقلاب ایران در این مجتمع نمایانگر است. یکی ایران مترقی صنعتی، یکی ایرانی  که بر اساس عدالت اجتماعی است، یعنی زندگی افراد خودش را تأمین می‌کند. زندگی افراد در قسمت صنعتی می‌تواند به این خلاصه شود، مسلماً در بخش‌های دولتی، و امیدوارم در بخش‌های خصوصی طرز فکر این باشد که یک شغل، یک مسکن و مقابل پرسنلی که درست می‌کنید مسکن باید در نظر گرفته بشود و فکر می‌کنم که شمایی که در اینجا زندگی می‌کنید و خانه‌هایتان هم نزدیک کارخانه است، به خوبی می‌فهمید که تا چه اندازه موضوع مسکن در بهتر کار کردن مؤثر است.
: همین امروز می‌توانم بگویم که اگر کارمندان، مهندسان و کارگران کارخانه‌های محتمع اراک با طرح‌ریزی صحیح و بهره‌برداری کامل از کارخانجات و ماشین‌آلات هر وقت شما این کارخانجات را سود ده کردید، همان روز دستور خواهم داد که تا ۹۹ درصد سهام این کارخانه‌ها را تا ۴۹ درصد اول به شما کارگران و مهندسین و کارمندان اینجا و تا ۵۰ درصد به ملت ایران عرضه بکنند. این امر منوط به بهتر کار کردن، به بیشتر کار کردن، به تولید بیشتر و ارزان‌تر، رقابت در بازارها، چه داخلی و چه صادراتی، دارد و این امکان به وجود خواهدآمد که شما در سودی که به همت شما به دست آمده است، شریک و سهیم باشید. فکر می‌کنم سیاست شراکت در عموم کارهای مملکتی نتایج خوبی داشته باشد و ما این را از کسی تقلید نمی‌کنیم. شاید ایران بنیانگذار شراکت به حداکثر باشد. در مورد مشارکت مردم در تمام شئون زندگی خود، کما اینکه چندی پیش تأسیس بانکی برای فرهنگیان اعلام شد و در عرض چند روز تمام سهام آن فروش رفت. اینجا هم بازگفتیم در عرض ۳ سال تا ۹۹ درصد سهام بانک فرهنگیان به خود فرهنگیان عرضه بشود.
: در این دورنمای ده، یازده سال آینده که به خصوص ما باید به زیربنای مملکت توجه بکنیم و در این قسمت بخش دولتی، یک خدمت حساس دارد، گو اینکه میل داریم در بخش خصوصی هم حتی روز به روز بیشتر کار بشود، مثلاً در برنامه ششم اگر بشود، حتی بخش خصوصی یک سهم بیشتری از بخش دولتی داشته باشد، جای خوشوقتی خواهدبود و در برنامه هفتم باز هم بیشتر. در بخش دولتی گفتیم که ۹۹ درصد سهام به کارگران و کارمندان و سایر ملت عرضه خواهیم کرد و در بخش خصوصی ۴۹ درصد استحکامی که این سیاست به جامعه ایرانی می‌دهد، استحکامی است که ما در جاهای دیگری نمی‌بینیم، شرایط جامعه و شرایط زندگی و به هر صورت در سایر ممالک ما چنان سیاست شرکتی را که تا به حال ندیده‌ایم، به هر صورت ایران در اینجا پیشاهنگ است، ایران در خیلی کارها پیشاهنگ است. اگر هفده ماده انقلاب ما را ببینید، اگر کارهایی که تا به حال انجام داده‌ایم و کارهایی که در آینده انجام خواهیم داد، ببینید، ایران در خیلی از کارها همان طور که گفتم، پیشاهنگ است و این باعث حسدهای حقیقتاً مشمئزکننده شده است ، ولی این در پیشرفت ما و در راه کاروان ما به سوی تمدن و امیدوارم تمدن بزرگ، نمی‌تواند اثری داشته باشد، برای اینکه یکپارچگی ملت ایران هم اکنون در تمام تاریخ ایران سابقه نداشته و این یکپارچگی مرا امیدوار می‌کند هر چه زودتر و مطمئناً به هدف‌های ملی و میهنی خود برسیم. پس امید کامل دارم که در بازدید آینده خودم از این منطقه صنعتی، این مملکت نه فقط همین تفاوتی که در بین بازدید فعلی و بازدید قبلی در اینجا دیدم، بلکه سرعت پیشرفت حتی با آهنگ سریع‌تری پیش برود، برنامه‌های صنعتی ما تکمیل بشود، خانه‌های سازمانی تکمیل بشود و شما کارگران زحمتکش، کارگران ماهر، کارگران علاقمند، کارگرانی که شاید انشاءالله تا دفعه بعد مقدمات سهیم شدنتان در این کارخانجات فراهم بشود و اینجا را باز یک مرتبه دیگر به خواست خداوند از نزدیک ببینیم."


آیین سوگواری و خاک‌سپاری - در روز ۲۴ امرداد ماه مهربانی‌ها و دلجویی شاهانه از سوی امور اجتماعی دربار شاهنشاهی به بازماندگان سرلشکر سعید طاهری پیشکش شد. تیمسار سرتیپ علی محمد آیرملو آورنده مهر همایونی در خانه سرلشکر طاهری گفت: فرزندان سرلشکر جان باخته سعید طاهری مانند همه فرزندان شهدا فرزندان شاهنشاه آریامهر هستند و امور اجتماعی دربار شاهنشاهی در اجرای اوامر مبارک همایونی سرپرستی آنها را به عهده دارد.


روز ۲۴ امرداد ماه ۱۳۵۱ در آیینی ویژه و باشکوه پیکر سرلشکر سعید طاهری از مسجد سپهسالار تشییع شد. در این آیین اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، هیات وزیران، نمایندگان مجلس شورای ملی و مجلس سنا، رییس شهربانی کل کشور و ژنرال‌های ارتش ، ژاندارمری و شهربانی، نمایندگان شهربانی‌های استان‌ها و فرمانداری‌های کل کشور و انبوهی از مردم تهران در پس تابوت سرلشکر سعید طاهری به راه افتادند. در جلوی تابوت بیش از ۵۰ تاج گل از سوی دربار شاهنشاهی، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دیگر بلندپایگان کشوری و لشکری به جلو رانده می‌شد. تابوت با پرچم ایران پوشیده شده بود و کلاه و یونیفورم، فرتور، مدال‌ها و نشان‌های سرلشکر طاهری بر روی آن نهاده شده بود. در راه میان مسجد سپهسالار تا چهارراه سرچشمه انبوهی از مردم در پیاده روها ایستاده بودند. در درازای این آیین باشکوه دسته موزیک گارد شرکت شهربانی پیشایش پیکر سرلشکر طاهری راه می‌رفت.


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱۵ اوت ۲۰۲۳، ساعت ۱۶:۳۱


شاهنشاه آریامهر در فرودگاه مهرآباد پیش از پرواز به سوی اراک
شاهنشاه هنگام بازدید از کارخانجات هپکو

بازدید شاهنشاه آریامهر از پروژه‌های صنعتی اراک - در روز ۱۰ خردادماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی آریامهر شاهنشاه ایران برای بازدید از چند پروژه صنعتی در شهرستان اراک به آن شهرستان وارد شدند. در این سفر، هرمز قریب، رئیس کل تشریفات شاهنشاهی، و سپهبد طباطبایی در رکاب همایونی هستند. هنگام پرواز، شاهنشاه آریامهر از فرودگاه، اوامری به علم، وزیر دربار شاهنشاهی، دادند. در فرودگاه، مهندس شریف‌امامی رئیس سنا – اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی – ارتشبد ازهاری رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران – معینیان رئیس دفتر مخصوص شاهنشاهی – معاونان وزارت دربار و جمعی از مقام‌های لشکری و کشوری سرافرازی پسواز شاهنشاه آریامهر را در فرودگاه داشتند.

شاهنشاه آریامهر از فرودگاه اراک رهسپار کوی کارگران شدند و از نمونه یکان‌های مسکونی دیدن فرمودند. سپس به شهر صنعتی اراک تشریف‌فرما شدند و واحدهای مسکونی کارکنان و کارمندان را مورد بازدید قرار دادند. شاهنشاه آریامهر به هنگام بازدید از واحدهای مسکونی شهر صنعتی اراک، لزوم ایجاد مسکن برای هر یک از افراد شاغل را سپارش فرمودند:

"شاید از این به بعد ۵۰ درصد افرادی که وارد بازار کار می‌شوند، افراد بسیار جوانی باشند، به همین جهت ضروری است که در ایجاد مسکن برای کارکنان و کارگران و ایجاد واحدهای تک اتاقی در نظر گرفته شود. باید از نظر ایجاد مسکن محاسبات طوری انجام گیرد که در آینده علاوه بر رفع کمبود مسکن، واحدهای مسکونی اضافی نیز داشته باشیم."

شاهنشاه آریامهر پس از آن به کارخانه ماشین‌سازی اراک رفتند و به بازدید از کارخانه پرداختند. شاهنشاه آریامهر به هنگام بازدید از بخش‌های مختلف کارخانه ماشین‌سازی اراک لزوم مشارکت بیشتر این کارخانه را در ساخت پالایشگاه‌های نفت یادآور شدند و همکاری این کارخانه را با صنایع ذوب فولاد که در کارخانه جدید بندرعباس ایجاد شده است، سپارش فرمودند. شاهنشاه در این بازدید از اینکه کارخانه ماشین‌سازی اراک در ساختن دیگ‌های بخار کام یاب بوده است، ابراز خرسندی کردند و فرمودند:

"این کارخانه در این سطح از دانش و تکنولوژی می‌تواند در ساختن تجهیزات تکنولوژی پیشرفته‌تر سهیم باشد."

شاهنشاه آریامهر پس از آن به محل کارخانه هپکو تشریف‌فرما شدند و پس از شنیدن گزارش محمود رضایی، مدیرعامل کارخانه، و بازدید از این کارخانه، در اجتماع بزرگی از مهندسان، کارمندان و کارگران کارخانه چنین فرمودند:

"از دیدن شما کارگران خوب و زحمتکش ایران و همچنین از پیشرفت کارهایی که از مرتبه آخر دیدار من از اینجا انجام گرفته است، خوشوقت هستم. روحیه مدیران، مهندسان و کارگران اینجا با پیشرفت سریع کار مطابقت می‌کند. در چند ماه پیش، در مسافرت به خوزستان، در صحبتی که با کارگران ذوب آهن احیای مستقیم داشتیم، اشاراتی کردم که در مدت زمانی که ما در پیش داریم، یعنی تا آن موقعی که ثروت‌های نفتی ما تمام بشود، ما باید مملکت ایران را طوری بسازیم که ثروت‌های تولیدشده از صنعت و کشاورزی بتواند نه فقط جای منابع فعلی ما را از نفت پر کند، بلکه لااقل دو برابر آن ثروت تولید بکند. زیرا آن موقع جمعیت ایران به دو برابر جمعیت فعلی خواهدرسید و چون می‌خواهیم از حالا بهتر زندگی بکنیم، پس ثروت تولیدشده ما از دو برابر هم باید به مراتب بیشتر باشد. این چطور ممکن است؟ از لحاظ برنامه و مسئولین آینده‌ریزی ایران صرف وجوه فعلی در ریختن زیربنای مملکت، در ریختن زیربنای صنعتی مملکت، در کشاورزی مملکت با سیاست‌های دوربینانه، بر اساس فلسفه رستاخیز ملت ایران، یعنی یک ملت خوشبخت، ملتی که بر اساس عدالت اجتماعی قرار گرفته باشد، یک ملتی که سیاست اشتراک در کارها، چه سیاسی چه اقتصادی، به حداکثر رسیده باشد و از طرف مردم مهیا شدن کامل از لحاظ علمی از لحاظ فنی، از لحاظ اختصاصی و مهارت و البته حداکثر تلاش برای تولیدات ملی هم به نفع مملکت و هم ضمناً به نفع خودشان است.
در این زمینه سیاست‌های کلی ما از این قرار است، به چشم خودتان می‌بینید که زیربنای صنعتی و اقتصادی مملکت که می‌رویم روی صنایع سنگین که البته در پشت سر صنایع سنگین، صنایع سبک هم خودبه‌خود ایجاد می‌شود. یک نمونه صنایع سنگین و زیربنایی همین مجتمع صنعتی اراک است که بعضی از شما کارگران از روز اول به دنیا آمدنش را دیده‌اید و از آن روز تا به امروز ترقی آن را مشاهده کرده‌اید. ترقی آن قابل تقدیر است و تمام فلسفه انقلاب ایران در این مجتمع نمایانگر است. یکی ایران مترقی صنعتی، یکی ایرانی که بر اساس عدالت اجتماعی است، یعنی زندگی افراد خودش را تأمین می‌کند. زندگی افراد در قسمت صنعتی می‌تواند به این خلاصه شود، مسلماً در بخش‌های دولتی، و امیدوارم در بخش‌های خصوصی طرز فکر این باشد که یک شغل، یک مسکن و مقابل پرسنلی که درست می‌کنید مسکن باید در نظر گرفته بشود و فکر می‌کنم که شمایی که در اینجا زندگی می‌کنید و خانه‌هایتان هم نزدیک کارخانه است، به خوبی می‌فهمید که تا چه اندازه موضوع مسکن در بهتر کار کردن مؤثر است.
همین امروز می‌توانم بگویم که اگر کارمندان، مهندسان و کارگران کارخانه‌های محتمع اراک با طرح‌ریزی صحیح و بهره‌برداری کامل از کارخانجات و ماشین‌آلات هر وقت شما این کارخانجات را سود ده کردید، همان روز دستور خواهم داد که تا ۹۹ درصد سهام این کارخانه‌ها را تا ۴۹ درصد اول به شما کارگران و مهندسین و کارمندان اینجا و تا ۵۰ درصد به ملت ایران عرضه بکنند. این امر منوط به بهتر کار کردن، به بیشتر کار کردن، به تولید بیشتر و ارزان‌تر، رقابت در بازارها، چه داخلی و چه صادراتی، دارد و این امکان به وجود خواهدآمد که شما در سودی که به همت شما به دست آمده است، شریک و سهیم باشید. فکر می‌کنم سیاست شراکت در عموم کارهای مملکتی نتایج خوبی داشته باشد و ما این را از کسی تقلید نمی‌کنیم. شاید ایران بنیانگذار شراکت به حداکثر باشد. در مورد مشارکت مردم در تمام شئون زندگی خود، کما اینکه چندی پیش تأسیس بانکی برای فرهنگیان اعلام شد و در عرض چند روز تمام سهام آن فروش رفت. اینجا هم بازگفتیم در عرض ۳ سال تا ۹۹ درصد سهام بانک فرهنگیان به خود فرهنگیان عرضه بشود.
در این دورنمای ده، یازده سال آینده که به خصوص ما باید به زیربنای مملکت توجه بکنیم و در این قسمت بخش دولتی، یک خدمت حساس دارد، گو اینکه میل داریم در بخش خصوصی هم حتی روز به روز بیشتر کار بشود، مثلاً در برنامه ششم اگر بشود، حتی بخش خصوصی یک سهم بیشتری از بخش دولتی داشته باشد، جای خوشوقتی خواهدبود و در برنامه هفتم باز هم بیشتر. در بخش دولتی گفتیم که ۹۹ درصد سهام به کارگران و کارمندان و سایر ملت عرضه خواهیم کرد و در بخش خصوصی ۴۹ درصد استحکامی که این سیاست به جامعه ایرانی می‌دهد، استحکامی است که ما در جاهای دیگری نمی‌بینیم، شرایط جامعه و شرایط زندگی و به هر صورت در سایر ممالک ما چنان سیاست شرکتی را که تا به حال ندیده‌ایم، به هر صورت ایران در اینجا پیشاهنگ است، ایران در خیلی کارها پیشاهنگ است. اگر هفده ماده انقلاب ما را ببینید، اگر کارهایی که تا به حال انجام داده‌ایم و کارهایی که در آینده انجام خواهیم داد، ببینید، ایران در خیلی از کارها همان طور که گفتم، پیشاهنگ است و این باعث حسدهای حقیقتاً مشمئزکننده شده است ، ولی این در پیشرفت ما و در راه کاروان ما به سوی تمدن و امیدوارم تمدن بزرگ، نمی‌تواند اثری داشته باشد، برای اینکه یکپارچگی ملت ایران هم اکنون در تمام تاریخ ایران سابقه نداشته و این یکپارچگی مرا امیدوار می‌کند هر چه زودتر و مطمئناً به هدف‌های ملی و میهنی خود برسیم. پس امید کامل دارم که در بازدید آینده خودم از این منطقه صنعتی، این مملکت نه فقط همین تفاوتی که در بین بازدید فعلی و بازدید قبلی در اینجا دیدم، بلکه سرعت پیشرفت حتی با آهنگ سریع‌تری پیش برود، برنامه‌های صنعتی ما تکمیل بشود، خانه‌های سازمانی تکمیل بشود و شما کارگران زحمتکش، کارگران ماهر، کارگران علاقمند، کارگرانی که شاید انشاءالله تا دفعه بعد مقدمات سهیم شدنتان در این کارخانجات فراهم بشود و اینجا را باز یک مرتبه دیگر به خواست خداوند از نزدیک ببینیم."