الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:RezaShahCrownPrinceImperialJandarmery1319.jpg|thumb|left|180px|رضا شاه بزرگ و ولیعهد با سران ژاندارمری شاهنشاهی]]
[[پرونده:Coup d etat 3Esfand1299 Final.mp4|thumb|left|220px|کودتای سوم اسفند]]
[[پرونده:RezaKhanWarMinister11.jpg|thumb|left|160px|رضا خان میرپنج، سردار سپه، فرمانده کل قوا و وزیر جنگ ارتش شاهنشاهی ایران را در ۱۶ دی ماه ۱۳۰۰ بنیادنهاد]]
[[پرونده:RezaKhanSardarSepah2.jpg|thumb|left|200px‎|رضا خان سردار سپه]]
[[پرونده:ImperialJandarmeriEmblem.png|thumb|left|160px|نشان ژاندارمری کشور شاهنشاهی ایران]]
[[پرونده:YaranKudeta3Esfand1299.jpg|thumb|left|240px|یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمان‌خان، عبدالله میرزا، کاطم‌خان سیاح، علی‌خان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخست‌وزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعه‌بیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق]]
[[پرونده:SardarRafatCommanderJandarmeriBahman1300.png|thumb|left|160px|سردار رفعت نخستین فرمانده امنیه (ژاندارمری)]]
[[پرونده:GeneralAmirAhmadi1300d.jpg|thumb|left|160px|ژنرال امیراحمدی]]
[[پرونده:SarTipFazlollahZahedi1.jpg|thumb|left|160px|سرتیپ فضل الله زاهدی]]
[[پرونده:GeneralYazdanPanah1300a.jpg|thumb|left|160px|ژنرال مرتضی یزدان پناه]]
[[پرونده:GeneralEzzatollahZarghamiCommaderJandarmeri1309a.jpg|thumb|left|160px|سرتیپ عزیرالله ضرغامی]]
[[پرونده:GeneralFarajollahAgholou1322.png|thumb|left|160px|سرتیپ فرج الله آق اولی]]
[[پرونده:JandarmeriCoin2500YearsShahanshahi1971.jpg|thumb|left|160px|سکه یادبود ژاندارمری شاهنشاهی برای جشن های ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران ]]
[[پرونده:StampRoozJandarmery27Bahman1353.png|thumb|left|160px|تمبر یادبود روز ژاندارمری ۲۷ بهمن ماه ۱۳۵۳]]
[[پرونده:StampRoozJandarmery27Bahman1353f.jpg|thumb|left|160px|]]
'''[[فرمان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در روز ژاندارمری ۲۷ بهمن ماه ۱۳۵۳]]'''


درود پی پایان به روان پاک پدر تاجدارمان اعلیحضرت رضاشاه کبیر که در بیست و هفتم بهمن ماه ۱۳۰۰ فرمان پی‌ریزی و تشکیل اداره امنیه را صادر فرمودند و بدین سبب هر سال یادبود این روز فرخنده و شکوهمند را به نام روز ژاندارمری کشور شاهنشاهی گرامی می‌داریم.


مایه خرسندی خاطر ما است که ژاندارمری کشور با عزمی راسخ و اراده‌ای آهنین با فداکاری و جانبازی مدارج ترقی و تعالی را گذرانده و همیشه در حفظ حدود و ثغور کشور کوشا بوده و توانسته است که امنیت را در سراسر کشور برقرار سازد. جای خوشوقتی است که افسران و درجه داران و سربازان ما همواره دلبستگی خود را به سربلندی و افتخار کشور شاهنشاهی ایران نشان داده و برابر سوگندی که یاد کرده و عهد و پیمانی که بسته‌اند آماده همه گونه فداکاری و جانبازی در راه میهن عزیز و مقدسات ملی و کهن آئین شاهنشاهی آن می‌باشند.
'''[[کودتای سوم اسفند]]''' -  روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز [[رضا شاه بزرگ|رضا شاه کبیر]] نامگزاری شد و قرار شد که همه‌ساله در این روز خدمات و فداکاری‌های اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحه‌ای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید.  


به موجب این فرمان مراتب رضامندی خاطر خود را به همه افسران، درجه داران و سربازان و کارمندان ژاندارمری کشور ابراز داشته و برای آنان از درگاه خداوند بزرگ پیروزی، سرافرازی و شادکامی مسئلت نموده امیدواریم با تلاش و فداکاری بیش از پیش خود را شایسته اعتماد و عنایت ما نشان دهند.
پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمرده‌ای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت:


- تاریخچه ارتش شاهنشاهی و ژاندارمری کشور شاهنشاهی ایران
{{نقل قول|برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز می‌شویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر می‌زنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطن‌مان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذره‌ای در انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌ی شماست تعلل نکنید.}}


در روز ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۲۹۰ خورشیدی مجلس شورای ملی قانون استخدام سه کارشناس سویدی برای بنیاد نهادن ژاندارمری دولتی را تصویب کرد. در این زمان مورگان شوستر کارشناس مالی آمریکا برای بر پا ساختن سیستم مالی و مالیاتی وارد ایران شد. مورگان شوستر با کمک مریل افسر بریتانیایی ژاندارمری خزانه را بنیاد نهاد تا از قاجاریان بتواند مالیات دریافت نماید. در سال نخست ژاندارمری خزانه بیش از یک هزار تن پرسنل داشت.  
در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بی‌درنگ مرکزهای مهم مانند تلگراف‌خانه، تلفن‌خانه و شهربانی و وزارت‌خانه‌ها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که [[مالکان بزرگ ایران|زمینداران بزرگ]] بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عین‌الدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند.  


مورگان شوستر و مریل در آذر ماه ۱۲۹۰ خورشیدی ناچار شد که ایران را به سبب تهدیدهای دولت روسیه ترک کند زیرا که قاجاریان یا روسی بودند و یا انگلیسی و دولت روسیه با مورگان شوستر اولتیماتوم داد که این قاجاریان تبعه روسیه هستند و به هیچ روی نباید به دولت ایران مالیات بپردازند. مورگان شوستر چون کوهی بر سندلی "خزانه‌دار کل" نشسته و حساب از کتاب می‌کشید و این درد بزرگی بر دل غارتگران اموال ایران شد. پس از رفتن مورگان شوستر از ایران ژاندارمری خزانه سرپرست نداشت بدین روی کارشناس سویدی قشون به نام سرهنگ یالمارسون  بر آن شد که با پرسنل ژاندارمری خزانه ژاندارمری دولتی را بنیاد نهد. پس از یک سال یالمارسون شمار پرسنل ژاندارمری دولتی را به ۳۰۰۰ ژاندارم رساند. در سال ۱۲۹۲ خورشیدی پرسنل ژاندارمری به ۶۰۰۰ تن رسید. ژاندارم‌ها میان تهران و شیراز و قزوین و اسپهان و بروجرد جای گرفتند.
۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد:


با آغاز جنگ اول جهانی ۱۲۹۳ خورشیدی ژاندارمری علیه ارتش روسیه که به ایران تجاوز کرده بودند و هم چنین علیه ارتش بریتانیا در جنوب کشور جنگیدند. اما از آنجا که ارتش روسیه و بریتانیا دو ارتش بسیار نیرومند بودند ژاندارمری دولتی کاری از پیش نبرد. پس از این که جنگ جهانی به پایان رسید، سپاه ایران وضع غم‌انگیزی داشت، ژاندارمری از سوی افسران سوئدی اداره می‌شد. در جنوب ایران، دولت انگلستان پلیس جنوب را زیر سرپرستی ارتش انگلستان برپا کرد، پلیس جنوب از سربازان ایرانی و هندی تشکیل می‌شد. عشایر ایران زیر رهبری سران خود تا بن دندان مسلح بودند.
'''حکم می کنم:'''
تیپ قزاق که به لشکر دگرگون شد، از زمان ۳ اسفند ماه ۱۲۹۹ تنها یکان نظامی بود که بهترین سازمان داشت و به همین روی هسته مرکزی ارتش نوینی شد که رضا خان وزیر جنگ بنیاد نهاد و با رفرم‌های خود پیشرفت و نیرومندی ارتش را به ارمغان آورد. در روز ۴ آذر ماه ۱۳۰۰ ژاندارمری از وزارت کشور به وزارت جنگ جا به جا شد. بر پایه امر فرماندهی کل قوا و وزیر جنگ رضا خان سردار سپه از تاریخ ۲۷ بهمن ماه ۱۳۰۰ خورشیدی اداره‌ای به نام تشکیلات امنیه کل کشور وابسته به وزارت جنگ تشکیل گردید و ریاست آن به تیمسار سرلشکر نقدی (سردار رفعت) واسپرده شد. برای اینکه تشکیلات امنیه از آغاز سازمان خود، با کمی پرسنل روبرو بود، قرار بر این شد که بنا بر موقعیت محلی از اشخاص سرشناس و بومی و عشایر خدمتگزار به نام امنیه محلی استخدام شوند و به رییس برخی از طایفه‌ها درجه‌های افتخاری افسری داده شد و امنیت برخی از منطقه‌ها نیز به آنان واسپرده شد، بدین روی، پاسگاه‌های نیازین در سراسر ایران راه اندازی شد.


در فروردین ماه ۱۳۰۴ تیمسار سرلشکر احمد امیراحمدی برابر امر فرماندهی کل قوا به ریاست اداره امنیه برگزیده شده و بی درنگ شماری از افسران کارآزموده را از ارتش به امنیه جا به جا گردیدند و سازمان نوینی بر پایه نیاز روز پیشنهاد نمودند و آن را پیاده کردند. تیمسار سرلشکر احمد امیراحمدی پس از سامان دادن به سازمان نامبرده برای پایداری دیسیپلین و نفوذ نیروهای دولتی در سراسر کشور دستور دادند که بی درنگ افراد شایسته استخدام شوند و کم کم به خدمت افراد محلی امنیه پایان داده شد و بدین سان افراد محلی از خدمت معاف شدند.
۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند.


بنا بر کار آزمودگی و آگاهی که فرماندهی اداره امنیه درباره امنیت منطقه‌های کشور و نیازهای نیروهای تامنیه بدست آورده بود، دوباره در پایان سال ۱۳۰۶ خورشیدی سازمان نوینی که نیازهای کشوری را از هر سو برآورده می‌ساخت پیشنهاد نمود. این ساختار نوین به پیشگاه اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ برده شد و به تصویب همایونی رسید و از فروردین ماه ۱۳۰۷ خورشیدی، امنیه با ساختار نوین آغاز به کار کرد.
۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید.


به هنگام فرماندهی تیمسار سرلشکر احمدی، امنیه توانست که دسته‌های کوچک راهزنان مسلح را بدون کمک ارتش سرکوب نماید. هم چنین دستورهایی که از سازمان‌های دولتی به ویژه مقامات قضایی می‌رسید با سرعت بیشتر اجرا شد. از آنجا که هنگامی که ارتش نیز نوسازی شد، همه ساله شماری افسر به دانشکده نظامی فرانسه فرستاده می‌شدند، در مهر ماه ۱۳۰۷ خورشیدی، بنا بر پیشنهاد سپهبد امیراحمدی و تصویب اعلیحضرت رضا شاه بزرگ شاهنشاه ایران،یک افسر و ۹ دانشجو نیز به دانشکده ژاندارمری فرانسه فرستادند شدند.
۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد.


از آنجا که تیمسار سرلشکر امیراحمدی هم ریاست اداره امنیه و هم فرماندهی سرلشکر غرب را به گردن داشتند، به فرمان اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ از اردیبهشت ماه ۱۳۰۸ ریاست اداره امنیه به تیمسار سرتیپ فضل الله زاهدی سپرده شد. تیمسار زاهدی یک ماه و نیم ریاست امنیه را داشتند و از خرداد ماه ۱۳۰۸ تیمسار سرتیپ مرتضی یزدان پناه رییس اداره بارزسی ارتش به ریاست اداره امنیه برگزیده شد. تیمسار یزدان پناه در راه برقرار نظم در تمام کشور و پیشبرد آموزش پرسنل ژاندارمری سختی‌ها و فشارهای گرانی را به دوش کشیدند و افسران و افراد را به وظایف بزرگ و والایشان آشنا ساختند. هم چنین امنیه برخی از جاهای کشور که نیروهایشان بسنده نبودند به یکان‌های بزرگتری دگرگون شدند و به برخی دیگر از سرزمین‌های کشور که بدون امنیه بودند، یکان‌های امنیه افزوده شد.
۴- تمامی روزنامه‌جات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازه‌ای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند.


در پایان فروردین ماه ۱۳۰۹ خورشیدی تیمسار سرتیپ عزیرالله ضرغامی به ریاست اداره امنیه برگزیده شدند. ایشان از همان آغاز درباره سازمان اداری و امنیه و سر و سامان دادن امور دفتری و ترتیب روند اداری و پیشرفت امور یکان‌ها و آموزش پرسنل کارهای بسیار شایسته‌ای انجام دادند، به ویژه چون در آن هنگام امنیه از داشتن افسران جوان و متخصص در فن امنیه بی بهره بود، برای بهبود وضعیت امنیه و تکمیل کادر افسری، بنیاد آمورشگاه فنی امنیه را به وزارت جنگ پیشنهاد نمود و اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ آن را تصویب نمودند. از یکم مهر ماه ۱۳۰۹ آموزشگاه ستوانی امنیه نشکیل گردید و با این یکی از گام‌های بنیادین در راه پیشرفت سازمان اداره امنیه بود. برای تکمیل کادر افسری عالی امنیه تیمسار ضرغامی پیشنهاد دیگری به پیشگاه شاهانه رضا شاه بزرگ داد که با تصویب همایونی از یکم مهر ماه ۱۳۱۱ آموزشگاه عالی افسری سازمان یافت و کمبود کادر افسری عالی نیز تکمیل شد. از امرداد ماه ۱۳۱۳ تیمسار سرلشکر ضرغامی به فرمان همایونی به ریاست ستاد ارتش منصوب شد و سرهنگ غلامعلی زند به سرپرستی اداره امنیه برگزیده شد.
۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد.


در سال ۱۳۱۵ به فرمان اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ شاهنشاه ایران اداره تشکیلات گمرکات مرزی به اداره امنیه پیوست و امنیه با ساختاری نوین سازمان یافت که در ساختار سازمانی بخش ژاندارمری امور مرزی را به عهده گرفت. در دی ماه ۱۳۱۵ خورشیدی تیمسار سرتیپ عبدالمجید فیروز سرپرست اداره امنیه گردید و تا پایان سال ۱۳۱۶ خورشیدی که ایشان به ریاست دادرسی ارتش برگزیده شد، هیچگونه تغییری در ساختار سازمانی اداره امنیه داده نشد.
۶- تا دستور ثانوی تمام مغازه‌های مشروب‌فروشی و تاتر‌ها و قمارخانه‌ها و کلوپ‌ها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد.
پس از انتصاب تیمسار سرتیپ فیروز به ریاست دادرسی ارتش، سرهنگ محمد خسرو پناه معاون اداره امنیه سرپرستی این سازمان را به عهده گرفتند.
در روز یکم فروردین ماه ۱۳۱۸ به فرمان اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ اداره مرکزی امنیه برچیده شد و یکان‌های آن بخشی از سازمان لشکرها و تیپ‌های ارتش گردید. سپس فرماندهان لشکرها و تیپ‌ها در سازمان یکان‌های امنیه بازبینی کردند و ساختار سازمان نوینی را پیشنهاد نمودند که پس از تصویب، راه اندازی شد و تا شهریور ماه ۱۳۲۰ حمله ارتش‌های بریتانیا و شوروی به ایران، به همان گونه ماند.


در مهر ماه ۱۳۲۰ خورشیدی، در ساختار اداره مرکزی امنیه بازنگری شد و سازمان نوینی بر پایه نیازمندی‌های کشور ساماندهی شد و پس از پیشنهاد به وزارت کشور، به تصویب مجلس شورای ملی رسید و زیر سرپرستی وزارت کشور قرارگرفت و تیمسار سرتیپ فضل الله زاهدی به ریاست آن برگزیده شد. در پایان آذر ماه ۱۳۲۰ تیمسار سرتیپ زاهدی به ستاد ارتش جا به جا شد و تیمسار سرتیپ فرج الله آق اولی به ریاست اداره امنیه برگزیده شد. با پیشنهاد ایشان نام امنیه به ژاندارمری دگرگون شد.
۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه‌ و تلگراف‌خانه و تلفون‌خانه هم مطیع این حکم خواهند بود.


در سال ۱۳۲۱ خورشیدی، دگرگونی‌های پایه‌ای در سازمان ژاندارمری کل کشور برای به روز در آوردن ژاندارمری ایران با وضعیت نوین جهانی به هنگام جنگ جهانی دوم داده شد. بدین روی، دولت بر آن شد با گرفتن موافقت مجلس شورای ملی از اندیشه و نوآوری افسران زبده ایالات متحده امریکا بهره مند گردد، بنابراین با پایوران آمریکا به گفتگو نشستند و قرار بر این شد که شماری از افسران امریکایی به فرماندهی سرهنگ شوارتسکف که در آن زمان فرمانداری نظامی شهر نیویورک را داشت وارد ایران شوند. سرهنگ شوارتسکف شهریور ماه ۱۳۲۱ وارد ایران شد و پس از بررسی‌های ژرف درباره سازمان یکان‌های ژاندارمری و ارزیابی نیازهای آن، پیشنهادهای خود را به دولت ایران داد. آنگاه شوارتسکف به ریاست سازماندهی ژاندارمری برگزیده و کار خود را آغاز کرد و سازمان نوین ژاندارمری شاهنشاهی ایران را همگون با جغرافیای ایران به وزارت کشور پیشنهاد نمود. در این سازمان خودروهای ترابری موتوری و مکانیکی و هم چنین ابراز مخابراتی پیش بینی شده بود که بخشی از ایالات متحده امریکا خریداری شد.  
۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سخت‌ترین مجازات خواهند رسید.
آذر ماه ۱۳۲۲ خورشیدی تیمسار سرلشکر فرج الله آق اولی به ریاست دادرسی ارتش برگزیده شد و تیمسار حسینقلی سطوتی فرمانده ژاندارمری کل کشور شد. فروردین ماه ۱۳۲۳ خورشیدی تیمسار سرلشکر خسروپناه به فرماندهی ژاندارمری کل کشور برگزیده شد. در این میان نیز سرهنگ شوارتسکف در سال ۱۳۲۴ خورشیدی از سوی دولت آمریکا به درجه ژنرالی سرافراز شد.
 
۹- کلنل کاظم‌خان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین می‌شود و او مامور اجرای مواد فوق است.
 
چهاردهم جمادی‌الثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا
 
وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخست‌وزیر و کابینه بر سر کار آمد و کناره‌گیری کرد. فتح‌الله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخست‌وزیر شد و به انگلیسی‌ها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوق‌الدوله  دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود.
 
ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمی‌شود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمی‌شود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذره‌بین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسی‌ها انجام داده‌اند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی می‌نامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخست‌وزیر کابینه رضا شاه بود.
 
نیروی قزاق همان ارتش خود گذشته‌ای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسی‌ها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهن‌پرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. هم‌چنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استان‌های خودمختار تقسیم نشود.
 
سردار سپه کسی که [[انقلاب مشروطه - یک پارچگی کشور ایران از سوی رضا خان سردار سپه وزیرجنگ|کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن]] درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد.  


دیگر فرماندهان ژاندارمری:


    سرتیپ محمدحسین جهانبانی
    احمد قوام
    سرلشکر محمود خسروپناه
    سرلشکر محمدصادق کوپال
    سرلشکر محمدعلی علوی مقدم
    سرتیپ محمود امینی
    سرلشکر علی‌قلی گلپیرا
    سپهبد سید محمدصادق امیرعزیزی
    سپهبد مظفر مالک
    سرلشکر غلامعلی اویسی
    سپهبد محمدحسین ضرغام
    سپهبد محمد معزی
    سپهبد فریدون فرخ‌نیا
    ارتشبد عباس قره‌باغی
    سپهبد تقی لطیفی
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۳۵


کودتای سوم اسفند
رضا خان سردار سپه
یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمان‌خان، عبدالله میرزا، کاطم‌خان سیاح، علی‌خان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخست‌وزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعه‌بیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق


کودتای سوم اسفند - روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز رضا شاه کبیر نامگزاری شد و قرار شد که همه‌ساله در این روز خدمات و فداکاری‌های اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحه‌ای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید.

پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمرده‌ای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت:

« برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز می‌شویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر می‌زنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطن‌مان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذره‌ای در انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌ی شماست تعلل نکنید. »

در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بی‌درنگ مرکزهای مهم مانند تلگراف‌خانه، تلفن‌خانه و شهربانی و وزارت‌خانه‌ها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که زمینداران بزرگ بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عین‌الدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند.

۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد:

حکم می کنم:

۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند.

۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید.

۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد.

۴- تمامی روزنامه‌جات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازه‌ای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند.

۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد.

۶- تا دستور ثانوی تمام مغازه‌های مشروب‌فروشی و تاتر‌ها و قمارخانه‌ها و کلوپ‌ها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد.

۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه‌ و تلگراف‌خانه و تلفون‌خانه هم مطیع این حکم خواهند بود.

۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سخت‌ترین مجازات خواهند رسید.

۹- کلنل کاظم‌خان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین می‌شود و او مامور اجرای مواد فوق است.

چهاردهم جمادی‌الثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا

وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخست‌وزیر و کابینه بر سر کار آمد و کناره‌گیری کرد. فتح‌الله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخست‌وزیر شد و به انگلیسی‌ها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوق‌الدوله دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود.

ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمی‌شود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمی‌شود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذره‌بین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسی‌ها انجام داده‌اند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی می‌نامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخست‌وزیر کابینه رضا شاه بود.

نیروی قزاق همان ارتش خود گذشته‌ای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسی‌ها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهن‌پرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. هم‌چنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استان‌های خودمختار تقسیم نشود.

سردار سپه کسی که کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد.