الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:CarpetMuseumOpening.mp4|thumb|left|200px|گشایش موزه فرش ایران ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی]]
[[پرونده:VictoryOfMashrutehOverMashrooeh22Bahman1285.mp4|thumb|left|200px|روز ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ روز پیروزی مشروطه بر مشروعه]]
[[پرونده:ShahanshahShahbanouCarpetMuseum22Bahman2536.jpg|thumb|left|200px|شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو موزه فرش ایران را می‌گشایند]]
[[پرونده:Noori Sheikh Fazlollah.jpg|thumb|left|150px|شیخ فضل‌الله نوری به جرم پافشاری در برقراری حکومت اسلامی بر پایه شریعت به دار آویخته شد]]
[[پرونده:Tehrancarpetmuseummani.jpg|thumb|چپ|200px|موزه فرش در تهران]]
[[پرونده:KhomeiniMashrutehExperience2537a.jpg|thumb|left|150px|مشروطه، سکولار و دشمن اسلام نباید تکرار شود]]
[[پرونده:StampCarpetMuseum2536a.jpg|thumb|left|200px|]]
'''[[۲۲ بهمن ۱۲۸۵ روز پیروزی مشروطه بر مشروعه]] - تاریخ ایران به چند تصمیم سازنده در تاریخ جنبش مشروطه وابسته است. نخستین تاریخ ۱۴ امرداد ۱۲۸۵ است روزی که فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه قاجار دستینه شد. ۱۴ امرداد روز مشروطیت نامیده شد و از این تاریخ هر سال، روز مشروطیت تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی در ایران جشن گرفته می‌شد. دومین تاریخ مهمی که در جنبش مشروطه ایران وجود دارد ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ خورشیدی می باشد روزی که محمدعلی سلطان قاجار هنگامی که پافشاری مردم را با زور اسلحه برای برپایی مشروطه شاهنشاهی دید، ناگزیر شد در ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ دستینه کند که حکومت ایران مشروطه تامه است.
[[پرونده:StampCarpetMuseum2536b.jpg|thumb|left|200px|]]
[[پرونده:StampCarpetMuseum2536d.jpg|thumb|left|200px|]]
[[پرونده:CarpetMuseumofIran2536a2.jpg|thumb|left|200px|]]
'''[[موزه فرش ایران]]''' - موزه فرش ایران در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی پس از نیمروز شنبه ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی گشایش یافت. این موزه که به اراده علیاحضرت شهبانوی ایران بنیاد شده است، نموداری از بی کم و کاستی صنعت فرش در کشور ایران است. نام قالی همه جا با نام ایران همچم (مترادف) است و در موزه‌های پلودی، پتزولی میلان، ویکتوریا و آلبرت لندن، هنرهای تزئینی پاریس، هنر و صنعت وین، متروپولیتن نیویورک و موزه‌های دیگر نمونه‌های اصیل قالی به نمایش درآمده است. در این آیین والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی و همسرشان  اعلیحضرتین را همراهی می‌کردند.


شاهنشاه آریامهر هنگام بازدید از موزه فرش ایران در مصاحبه‌ای  فرمودند:
هفتاد و دو سال پس از استقرار مشروطه در ایران، روز ۲۲ بهمن ماه را خمینی و همدستان او روز پیروزی انقلاب اسلامی برگزیدند تا پیروزی سکولار ایران را نابود سازند و این روز را به عنوان پیروزی حکومت اسلامی به ایرانیان بفروشند. همانگونه که روح الله خمینی در بهشت زهرا گفت "در ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد. آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد. باید آرمهای اسلامی باشد. از همه وزارت خانه‌ها، از همه ادارات، باید این شیر خورشید منحوس قطع بشد. علم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برد. اینها آثار طاغوت است. این تاج، آثار طاغوت است. آثار اسلام باید باشد. نه آثاری که تمدن است." سامانه شاهنشاهی کهن ایران و مشروطه و مجلس شورای ملی و قوانین سکولار از ایران برچیده شد و ولایت فقیه و مشروعه و مجلس شورای اسلامی و شریعت جایگزین آن شد.
:توجهی که ما به نمایش آثار نفیسی ایران و نیز آثار نفیس هنری ممالک دیگر دنیا در ایران داریم، کمک مؤثری به پیشرفت و بالا بردن سطح فرهنگ مردم کشورمان می‌کند و ایران را تا چند سال دیگر به یکی از مراکز هنری و فرهنگی بین‌المللی مبدل خواهد کرد و مردم نیز در این شرایط تشویق خواهند شد مانند سایر ممالک خودشان در برپایی و تشکیل موزه‌های بزرگ شرکت داشته باشند و آثار هنری داخلی و خارجی را به موزه‌ها هدیه کنند. جای خوشوقتی است که موزه کرمان از هنگام گشایش تا کنون که مدت زیادی نیز از آن نمی‌گذرد حدود ۳۰ هزار نفر بازدید کننده داشته است. همچنین موزه هنرهای معاصر هم تعداد زیادی بازدید کننده داشته که دلگرم کننده است و نشان می‌دهد که اگر آثار هنری و فرهنگی به مردم ایران عرضه شود، به بهترین نحو از آن بهره خواهند گرفت.  
:هنر قالیبافی در ایران  نه تنها در ایران نضج گرفته بلکه سطح قالیبافی و نقوش قالی‌های ایران در ۵۰ سال اخیر قابل مقایسه با هیچ دوره‌ای نیست.  رقابت با برخی از کشورها که با بهره‌گیری از ماشین و یا کارگر ارزان‌قیمت فرش تولید می‌کنند مشکل است، به خصوص که اگر اصول انقلاب شاه و ملت دقیقاً رعایت شود و کارگر کمتر از ۱۲ سال به کار گرفته نشود و همچنین قالی‌بافان در شرایط کاملاً بهداشتی کار کنند. هنر قالیبافی در ایران باید یا بوسیله دوستداران این هنر یا اشخاصی که امکانات مالی دارند و همچنین از راه کمک‌های دولت و وزارت فرهنگ و هنر و شرکت فرش حفظ شود و برای زمانی که جمعیت ایران به حدود ۶۵ میلیون نفر خواهد رسید با حد متوسط ۱۲ میلیون واحد خانه تقاضا برای خرید فرش در آینده زیاد خواهد بود و این امیدواری که فرش‌های خوب برای آینده هم بافته شود، افزایش می‌یابد.


علیاحضرت شهبانو نیز در این گفتگو یادآور شدند که موزه فرش ایران تنها مرکز نمایش فرش نخواهد بود، بلکه مرکزی برای آموزش و پژوهش هنر قالیبافی خواهد بود. افتتاح موزه فرش ایران باعث خوشوقتی من و تمام افرادی است که از ۱۰ سال پیش برای برپایی آن زحمت کشیده‌اند. اتمام موزه به دلایل مشکلات مالی و اداری مختلفی به تعویق افتاد ولی خوشبختانه در این مدت قالی‌های نفیس شناسایی و دارای شناسنامه شدند.  
۲۲ بهمن ۱۲۸۵ روزی است که از سوی محمدعلی سلطان از ایل قاجار، حکومت ایران به حکومت کانستیتوشنال شناخته شد و دولت برپایه کانستیتوشن برگزار شد. پس از انتخابات مجلس شورای ملی، میان مجلس از یک سو و محمدعلی سلطان قاجار و ملایان از سوی دیگر، درباره گونه حکومت در ایران اختلاف پیش آمد. محمدعلی سلطان با پشتیبانی علمای نجف حکومت « مشروعه سلطنتی » را برای ایران تعیین کردند. ولی نمایندگان مجلس شورای ملی حکومت ایران را مشروطه شاهنشاهی می دانستند. مردم آذربایجان و تهران به یاری نمایندگان مجلس برپاخاستند و از محمدعلی سلطان حکومت پادشاهی مشروطه را خواستار شدند و حکومت را که بر پایه قوانین اسلام و شریعت بود را رد کردند. پس از آنکه محمدعلی شاه، پافشاری مردم را با زور اسلحه برای برپایی مشروطه سلطنتی دید، ناگزیر شد در ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ دستینه کند که حکومت ایران مشروطه تامه است. حکومت مشروطه سلطنتی تا ۲۱ بهمن ۲۵۳۷ شاهنشاهی در ایران برقراربود و خمینی به سبب تاریخی بودن روز ۲۲ بهمن که مردم ایران خود را از فشار شریعت و عمامه‌داران رهانیده بودند، روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را روز جمهوری اسلامی و پیروزی مشروعه نامید. از سال ۱۳۵۸ خورشیدی هر ساله، از سوی جمهوری اسلامی ده روز تا روز ۲۲ بهمن را دهه فجر می نامند که روزهای عزای ملی ایرانیان است.  


هوشنگ نهاوندی رئیس دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانو گزارش رسایی درباره موزه به آگاهی رسانید و گفت:  
'''مبارزه برای حکومت سکولار در ایران''' - در تلگراف محمدعلی سلطان به آذربایجان:"خدمت حضرات مستطابان آقایان ححج‌الاسلام آذربایجان ادام‌الله توفیقاتهم و انجمن محترم ملی بحمدالله والمنه که توفیقات الهی و همت ابنای وطن خصوصا اهالی باغیرت آذربایجان در تکمیل نواقص قانون اساسی استحکام مشروطیت لفظا و معنا دستخط جهان مطاع ملوکانه شرف سنوح بخشید جادارد مجلس بعموم ابنای وطن بگویند الیوم اکمت لکم دینکم عین دستخط همایونی ذیلا مخابره می‌شود."
:«جناب اشرف صدراعظم سابق هم دستخط فرموده بودیم که نیات مقدسه ما در توجه باجرا اصول قوانین اساسی که امضا آنرا خودمان از شاهنشاه مرحوم انارالله برهانه گرفتیم بیش از آن است که ملت بتواند تصور کنند و این بدیهی است از همان روز که فرمان شاهنشاه مبرور انارالله برهانه شرف صدور یافت امر بتاسیس مجلس شورای ملی شد دولت ایران در عداد دول مشروطه صاحب کنستیتوسیون بشمار می‌آمد منتهی ملاحظه که دولت داشته این بوده است که قوانین لازم برای انتظام وزارتخانه‌ها و دوایر حکومتی و مجالس بلدی مطابق شرع محمدی صلی‌الله علیه و آله نوشته آنوقت بموقع اجرا گذارده شود عین این دستخط ما را برای جنابان مستطابان حجج‌الاسلام سلمه‌الله تعالی و مجلس شورای ملی ابلاغ نمایند (۲۷) ذیحجه‌الحرام ۱۳۲۴ [برابر با ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ خورشیدی] »


:ایجاد موزه فرش ایران همزمان با برگزاری آیین فرخنده تاجگذاری شاهنشاه آریامهر و شهبانوی ایران از جانب دولت و سازمان برنامه پیشنهاد گردید و ساختمان آن در سال ۲۵۳۱ شاهنشاهی به اتمام رسید. سپس برای آماده‌سازی و تجهیز در اختیار دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانوی ایران قرار گرفت. با الهام از اوامر اعلیحضرتین در مورد تسریع در بهره‌برداری از طرح‌های فرهنگی و هنری کار مرمت و تکمیل و توسعه ساختمان موزه و محوطه بیست و هشت هزار متری در بهمن ماه سال گذشته آغاز شد و قرارداد مربوط به تجهیزات داخلی و آماده‌سازی آن در امرداد ماه امسال به امضاء رسید که اینک موزه آماده بازدید است. سطح کلی زیربنای ساختمان در حدود ۸۰۰۰ متر مربع و حجم آن ۳۳۰۰۰ متر مکعب است. این ارقام مشتمل بر تالار سپید و قسمت‌های اداری و کلیه انبارها و تأسیسات فنی است که جدیداً ساخته و به ساختمان قبلی افزوده شده است. بیش از ۵۰۰۰ متر مربع از سطح زیربنا شامل بر سه تالار به نمایش شاهکارهای صنعت فرش ایران و بقیه به انبارها، قسمت‌های فنی و اداری تالار نمایش فیلم و سخنرانی و کتابخانه مجهز تحقیقی و دیگر نیازهای موزه اختصاص یافته است.
شش روز شورش و مبارزه از سوی مجلس علیه محمدعلی سلطان درگرفت تا این دستخط نوشته شد.
:این موزه به جدیدترین و کامل‌ترین تأسیسات فنی و تجهیزات ایمنی و حفاظتی مجهز گردیده است. موزه فرش ایران که اداره آن از اول اسفند ماه سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی به هیئت مدیره مستقلی زیر نظر بنیاد شهبانو فرح سپرده خواهد شد، نه تنها مرکزی برای ارئه هنر و آفرینش استعدادهای ایرانی است، بلکه به یک کانون فرهنگی زنده و فعال در زمینه تحقیق و مطالعه و ارائه ارزش‌های هنر و صنعت فرش ایران نیز خواهد بود.  


پس از پایان گزارش رئیس دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانو اعضای هیئت مدیره موزه فرش ایران به پیشگاه شاهنشاه و شهبانو شناسانده شدند و مورد مهربانی قرار گرفتند. آنگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو از تالارهای موزه بازدید فرمودند و فرش‌های بسیار نفیس و زیبای این موزه را تماشا کردند. در این موزه ۲۰۰ تخته قالی، قالیچه و نیز گلیم‌های خوش‌بافت به نمایش گذشته شده است. شاهنشاه آریامهر پس از دیدن  فرش‌ها در تالارهای هم کف و اشکوب بالای موزه، موزه داران موزه هنرهای اسلامی را در کشورهای آلمان، هلند، آمریکا، انگلستان، فرانسه و هند به پیشگاه همایونی پذیرفتند و آنان را مورد مهربانی قرار دادند. همچنین افرادی را که در برپایی موزه فرش ایران فعالیت داشته و گروهی از قالی‌بافان نقاط مختلف مملکت را مورد مرحمت قرار دادند. در این‌جا به آگاهی همایونی رسید که برگزیده‌ترین فرش‌های بافته شده در ۵۰ سال اخیر در ایران موجود است. شاهنشاه مقرر فرمودند نمایشگاهی از فرش‌های ۵۰ سال اخیر ایران برپا شود تا هر چه بهتر نمایانگر هنر قالیبافی در ایران در سال‌های اخیر باشد.  
مظفرالدین شاه در ۱۶ دی ماه ۱۲۸۵ درگذشت[۳] و پسرش محمدعلی میرزا در ۲۸ دی ۱۲۸۵ تاجگذاری کرد[۴]. درباره تاجگذاری محمدعلی شاه در مجلس گفتگو شد:
:آقا سید حسین – شنیدم امروز روز تاجگذاری بود صحیح است یا خیر؟ چرا بمجلس اطلاع ندادند و وکلا را خبر نکردند نمایندگان ملت در تاجگذاری باید حاضر باشند.


'''ویژگی‌ها -''' این موزه که به اراده علیاحضرت شهبانوی ایران بنیاد شده است، نموداری از بی کم و کاستی صنعت فرش در کشور ایران است. نام قالی همه جا با نام ایران همچم (مترادف) است و در موزه‌های پلودی، پتزولی میلان، ویکتوریا و آلبرت لندن، هنرهای تزئینی پاریس، هنر و صنعت وین، متروپولیتن نیویورک و موزه‌های دیگر نمونه‌های اصیل قالی به نمایش درآمده است. در ایران اگر چه در چند موزه، فرش دست بافت چون بخشی از هنر ایران به نمایش گزارده شده بود، لکن موزه ویژه‌ای  برای نشان دادن هنر فرش‌بافی ایران وجود نداشت.  هدف از بنیاد موزه فرش، پژوهش در پیشینه و دگرگونی‌های تاریخی هنر صنعت فرش از آغاز پیدایش و شناساندن این هنر، گردآوری و خریداری نمونه‌ها و گونه‌های فرش‌های دست‌باف ایرانی از دیدگاه تاریخی، هنری و جغرافیایی و برگزاری نمایشگاه‌های فرش در ایران و سایر نقاط جهان است.  
آقا سید محمد تقی – این حرف صحیح است باید از طرف مجلس وکلا هم حضور داشته باشند.


موزه فرش با پهنه ۸۰۰۰ متر مربع  زیربنا و سطح نمایشی ۳۴۰۰ متر مربع دربرگیرنده دو تالار برای نمایش  گونه‌های گلیم‌های ایرانی می‌باشد. اشکوب همکف برای نمایش همیشگی ۱۵۰ قطعه فرش نفیس و اشکوب دوم آن برای برگزاری نمایشگاه‌ها در نظر گرفته شده‌است. این موزه دارای کتابخانه بزرگی است که در آن کتاب‌های و نشریات و پژوهش‌ها درباره فرش که از همه مرکزهای فرهنگی و آموزشی جهان گردآوری شده نگهداری می‌شود. در کنار کتابخانه فروشگاه کوچکی قراردارد که در آن آخرین نشریات و پژوهش‌های کارشناسان موزه تدوین و چاپ شده است به فروش می‌رسد.  
آقا شیخ حسین – جواب می‌دهند که علمای روحانی که نماینده ملتند حضور داشتند.


موزه فرش برای نگهداری فرش‌هایش به جدیدترین ابزار و آژیرهای اخباری و حفاظتی مجهز است. برای نگهداری و انبار کردن فرش‌های موزه در زیرزمین ساختمان انباری ساخته شده است که هر قطعه فرش در داخل جعبه استوانه‌ای شکل قرار دارد زیرا نور، گرما، نم و هوا موجب فرسایش و نابودی فرش است.  در پهنه موزه افزون بر فضای سبز، پارکینگ و باجه تلفن و پست و تلگراف وجود دارد. در جلوی موزه ایستگاه اتوبوس شهری برای رفت و آمد آماده گردیده است.  
آقا سید حسین – علما از جانب خودشان بودند ربطی به وکلا ندارد جناب رئیس بودند بعنوان دیگر و جناب سعدالدوله بودند بعنوان دیگر بعنوان مجلس نبود.


کلکسیون موزه فرش ایران دربرگیرنده با ارزش‌ترین نمونه‌های قالی ایران از سده نهم هجری تا کنون است. نزدیک به ۱۳۵ تخته از شاهکارهای قالی ایران، بافت مراکز مهم قالی‌بافی مانند کاشان، کرمان، اصفهان، تبریز، خراسان، کردستان و دیگر شهرها، در تالار هم‌کف به نمایش گذاشته می‌شود.
آقا میرزا محمود خوانساری- خوبست از جناب رئیس سؤال کنید که در سایر دول مشروطه تاجگذاری بچه ترتیب است.


در کتاب‌خانه موزه نزدیک به ۳۵۰۰ پوشینه (جلد) کتاب به زبان‌های فارسی، عربی، فرانسه، انگلیسی و آلمانی وجود دارد. هم‌چنین بهترین کتاب‌ها و نشریات و پژوهش‌ها درباره فرش ایران و قالی‌های مشرق زمین به طور کلی و کتاب‌هایی در زمینه  هنر و ادبیات ایران در کتاب‌خانه موزه موجود است.  کتاب‌فروشی موزه نیز بسیاری از کتاب‌های ارزنده درباره فرش  را به فروش می‌رساند. پیوسته فیلم‌ها و اسلایدهایی در زمینه قالی‌بافی و گلیم و هنرهای دستی ایران در سالن نمایش موزه به نمایش در می‌آید.
آقا میرزا طاهر – سلطان سلطان ملت است باید از طرف ملت تاج بگذارند و مجلس نماینده ملت است.


موزه فرش ایران در تهران خیابان آریامهر نبش [[پارک فرح]] قراردارد.
رئیس- من در این باب اطلاع کامل شخصی ندارم چه عرض کنم.


آقا سید حسین – اگر تاجگذاری هست چرا نباید از هیئت مجلس جمعی از نمایندگان ملت باشند؟
آقا میرزا محمود – حالا که اول مجلس است اگر می‌تواند مطالبه حق خودش را بکند والا بعدها نمی‌تواند کاری از پیش ببرد.
حاجی معین التجار – بعضی از وکلا حاضر بودند رئیس و سعدالدوله.
آقا سید حسین – رئیس از طرف مجلس نبود بعنوان دیگر بود آقا میرزا محسن بود بعنوان علماء بود سعدالدوله بود بعنوان وزرا بود دخلی بعنوان مجلس ندارد غرض اینست که اگر بمجلس اطلاع می‌دادند و دعوت می‌کردند بهمان یکنفر رئیس هم ما قناعت می‌کردیم حرف در اینست که اعتنائی بمجلس نکردند.
آقا میرزا محمود خوانساری- چطور فلان طبیب را دعوت می‌کنند وکلا را دعوت نمی‌کنند.
آقا سید محمد تقی – مجلس در این باب چیزی بصدارت بنویسد که چرا از هیئت مجلس دعوت نشده است؟
۱۳ بهمن ۱۲۸۵ نخست‌وزیر نصرالله خان مشیرالدوله نامه‌ای به مجلس شورای ملی نوشت و در این نامه وزیران کابینه خود را شناساند. مشیرالدوله در نامه خود یادآور شد که این وزیران تنها در برابر محمدعلی شاه جوابگو خواهند بود. بر پایه قانون اساسی مشروطه، محمدعلی شاه می‌بایستی که در برابر مجلس شورای ملی، سوگند پادشاهی را بخواند تا از دیدگاه قانونی شاه ایران بشود. وزیران کابینه نیز می‌بایستی که از سوی مجلس شورای ملی مورد تصویب قرارگیرند تا جایگاه آنان قانونی شود. از آنجا که محمدعلی شاه این آیین را زیر پا گذاشت و انجام نداد، بازاریان تبریز در ۱۶ بهمن ۱۲۸۵ به اعتراض به دشمنی‌های محمدعلی شاه با مشروطه بازار را بستند و تلگرافی در روز پنج شنبه ۱۷ بهمن ماه ۱۲۸۵ دربرگیرنده درخواست‌های هفتگانه تبریزیان را به محمدعلی شاه فرستادند.
درخواست‌های هفتگانه از تبریز: ۱- شخص همایونی باید دستخطی برای اسکات عامه صادر نمایند که دولت ایران مشروطه تامه است. ۲- عدد وزرای مسول فعلا از هشت عدد متجاوز نیست و هرگاه بعدها تشکیل یک وزارت‌خانه لازم گردد بامضای مجلس تشکیل داده خواهد شد. ۳-از این و بعد از خارجه وزیر نباید معین و مقرر شود. ۴- در هر ولایات و ایالات باطلاع مجلس شورای ملی انجمن محلی برقرار باشد. ۵-  وزرای افتخاری ابدا نباید باشند. یعنی اسم وزارت بجز هشت وزیر مسول در دایره دولت نباید برده شود. ۶- عزل مسیو نوز  و پریم و توقیف لاورس رییس گمرکخانه تبریز فوری لازم است. ۷- عزل ساعدالملک.
در همین روز، نخستین انجمن محلی در ایران برپا شد تا رشته کار در دست خود مردم باشد و حکمرانان نتوانند با دستور محمدعلی سلطان قاجار کارشکنی کنند. فردا آدینه مردم در تلگراف‌خانه گردآمدند و آغاز به سرودخوانی کردند.
'''کابینه مشیرالدوله''' - در این روز آدینه نمایندگان تبریز به تهران وارد شدند. این هفت تن در خانه مشیرالدوله با بودن صنیع‌الدوله، سعدالدوله، حاجی معین و مرتضوی و امین‌الضرب و حاجی محمد اسماعیل درباره درخواست‌های هفتگانه تبریز گفتگو کردند. سعدالدوله از سوی تبریزیان سخن می‌گفت. مشیرالدوله گفت: "دولت می‌خواهد هزار وزیر داشته باشد شما با وزرایی که دولت به شما معرفی می‌کند طرف هستید، شما چکار دارید که دولت فلان قدر وزیر دارد؟"
سعدالدوله در پاسخ گفت: "در دولت مشروطه باید وزرا مسول باشند و غیر از وزرای معین هیچ وزیری خواه افتخاری یا رسمی نباید باشد. مگر ما دولت مشروطه نیستیم؟ مگر دولت بما مشروطه نداده؟"
مشیرالدوله گفت: "خیر ما دولت مشروطه نیستیم و دولت بشما مشروطه نداده. مجلسی که دارید جهت وضع قوانین است."
سعدالدوله رو بدیگران برگردانیده گفت:" آقایان شنیدند که چه می‌فرمایند. در این صورت ما غیر از تعیین تکلیف ملت تکلیفی نداریم. بعد از این بودن ما در این مجلس زیاد است برویم."
حاجی امین‌الضرب بپا برخاست و گفت: "دولت نمی‌تواند بگوید من بشما مشروطه نداده‌ام اگر ما مشروطه نیستیم چرا از ولایات مبعوث (نماینده) می‌فرستند؟ اما خودمان را رسما مشروطه می دانیم و حقوقی که داریم هیچ کس نمی‌تواند از ما پس‌گیرد مگر با خون ملت."
سپس مستشارالدوله بپاخاست و سخنانی ایراد کرد و در پایان چنین گفت:"حال که دولت نکول می‌کند و می‌خواهد ملت را فریب دهد تکلیف ما غیر از اطلاع دادن بملت خودمان که در تلگرافخانه جمع و منتظر هستند نیست. مرخص فرمایید برویم و آنان را از انتظار برهانیم.
مشیرالدوله گفت: "خشم ننمایید که بنشینید و آنچه می‌خواهید بنویسید که فردا به شاه نشان دهم."
سعدالدوله گفت: ما آنچه که می‌داریم نتوانیم دوباره از دولت بخواهیم. خواست ما درست گردانیدن قانون است که کمی‌های آن برداشته شود.
مشیرالدوله گفت: "کمی‌های آن چیست؟"
سعدالدوله گفت:"پاسخده بودن وزیران، و به اندازه بودن شماره آنان، و برداشته شده فزونیان، که یکی از آنها نوز و پریم است و بدیهای نوز را شمردن گرفت."
مشیرالدوله گفت:"اینها همه راست است ولی دولت ناگزیر است نوز را بدانسان که بود نگه دارد.
سعدالدوله پاسخ داد: ولی توده ناگزیر نیست که بدخواهان را بپذیرد.
نمایندگان مجلس درخواست حکومت سکولار می‌کنند
روز شنبه ۱۹ بهمن ۱۲۸۵ مجلس پیش از نیمروز برپاگردید. نمایندگان تبریز هم‌آمدند. درخواست‌های تبریز به حاجی مخبرالسلطنه داده شد که درخواست‌ها را به نخست‌وزیر دهد تا وی تا چهار ساعت دیگر از شاه پاسخش را بگیرد. پاسخی نرسید. محمد علی شاه چون به تلگرافخانه ایران بدبین بود، از تلگرافخانه‌ای در قفقاز تلگرامی به علمای نجف فرستاد و از آنها رایزنی کرد که چه بکند؟
روز یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۲۸۵ مجلس از بامداد برپاگردید. به هنگام نیمروز مخبرالسلطنه نوشته‌ای از مشیرالدوله آورد که او را برای گفتگو با مجلسیان نماینده کرده بود. سخن آغاز شد: نماینده دولت مشروطه را نمی‌پذیرفت و می‌گفت: "این کلمه غلط است". نمایندگان مجلس پاسخ‌های سختی به وی دادند. مخبرالسطنه دوباره به نزد مشیرالدوله رفت و شامگاه بازگشت و پیام را خواند که:"شاه می‌فرماید با همه محذورات عزل مسیو نوز و پریم آنها را معزول کردیم. لفظ مشروطه را هم مشروعه می‌کنیم. ما دولت اسلام هستیم و سلطنت مشروعه باشد." مجلسیان برآشفتند و هیاهو سختی به راه انداختند که جز از "مشروطه" نام دیگری نخواهیم پذیرفت.
مشیرالدوله نخست‌وزیر حکومت را مشروعه اعلام می‌کند - روز دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۲۸۵ از بامداد مجلس برپا گردید. مخبرالسطنه آمد و این بار چنین گفت: "دیروز مامور به گفتن بودم امروز مامور به شنیدن هستم. ولی من باب خیرخواهی عرض می‌کنم که مشروطه بودن دولت ایران صلاح نیست. جهت اینکه در دولت مشروطه آزادی همه چیز هست در این صورت آزادی ادیان هم لابد باید بشود. آنهایی که در میان ما عددشان کم نیست، ما آن‌ها را نمی‌شناسیم آنوقت دستاویز می‌کنند که ما را آزادی باید و در هیچ مواقع مانع نباید شد و شرر این بر اسلام است."
مخبرالسطنه از سوی علمای نجف مامور شده بود که این سخنان را بگوید، نمایندگان مجلس شورای ملی گفته‌های وی را نپذیرفتند. آیت‌الله بهبهانی و آیت‌الله طباطبایی که از نمایندگان مجلس دوره نخست قانونگذاری بودند، نیز تایید کردند که سخنان مخبرالسلطنه درست نیست که قانون اساسی علیه اسلام است. مشروطه‌خواهان از آغاز می‌دانستند که زمانی خواهد آمد که آنها را بهایی یا ضد اسلام بخوانند به همین روی از آیت‌الله بهبهانی و آیت‌الله طباطبایی درخواست کردند که از آنها مشاوره بگیرند و گام به گام در رعایت قوانین اسلام از ایشان همفکری خواستند. بسیاری از روحانیون از آخوند تازه به مدرسه دینی آمده تا روحانیون بلندپایه از جنبش مشروطه پشتیبانی کردند. پشتیبانی این گروه برای جنبش مشروطه بسیار ارزنده بود زیرا که در کنار خانواده قاجار، تنها ملایان بودند که می‌توانستند بخوانند و بنویسند. دو نام پرآوازه در یاد ماندنی دیگر در جنبش مشروطه یکی احمد کسروی و دیگری سید حسن تقی‌زاده می‌باشد که جنبش مشروطه را فرم دادند و برنامه‌ریزی کردند. آنچه که بر ایران و ایرانیان در درازای جنبش مشروطه گذشت را تاریخ ایران، وامدار (مدیون) احمد کسروی است.
ولی مردم برای به انجام رسیدن درخواست‌های خود پافشاری نشان دادند. مردم بر بام خانه‌هایشان رفتند و سرود زیر را خواندند:
آه‌ ای آزادگان از دست استبداد/ خانمان شش هزاران ساله را بر باد داد
یک نفر کز مادرش هنگام زاد آزاد زاد/بهر چه خود را بدست جور استبداد داد
هردم از هر گوشه‌ای می‌آید این فریاد یاد/ آه‌ای آزادگان از دست استبداد داد
۲۲ بهمن ۱۲۸۵ حکومت ایران مشروطه شناخته شد - عضدالملک سر ایل قاجار همراه با مخبرالسلطنه نزد محمدعلی شاه رفتند و گفتند که مردم مشروعه و حکومت اسلامی را نمی‌پذیرند، بلکه مردم خواستار "مشروطه" و دولت سکولار هستند و خارجیان جایی در کابینه ندارند. محمدعلی شاه که دیگر راهی نمی دید در دستخط خود نوشت که دولت ایران مشروطه تام است.
۲۹ بهمن ۱۲۸۵ روضه‌خوانان دشمن مشروطه با فرارسیدن محرم، مانند سید اکبر شاه به بدگویی از مجلس شورای ملی پرداختند. از سوی دیگر شیخ زین‌الدین زنجانی به پشتیبانی از سید اکبر برخاست و طلبه‌های همراه او سیدی که از مشروطه دفاع کرده بود را به سختی زدند. این روضه‌خوانان و گروهی از طلبه‌ها به شاه عبدالعظیم پناهنده شدند و سه هفته در آنجا ماندند. ولی دیدند که جایگاهی در میان مردم ندارند. سپس سید اکبر شاه و صدرالمحققین نامه‌ای با دستینه سید اکبر به مجلس شورای ملی نوشتند که در آن: به تمام قسمت‌های مشروعه سوگند خوردند که از اول تاکنون با مجلس شورای اسلامی دشمنی نداشته و نمی‌دارند و ابراز بیزاری از کار خود نمودند. این گروه به آن امید بودند که کسانی به پشتیبانی آنان به عبدالعظیم در ری بروند و آنها را به تهران بازگردانند ولی چشمداشت بی‌جایی بود زیرا که کسی مشروعه و مجلس شورای اسلامی را پشتیبانی نکرد و بهتر آن دیدند که پراکنده شوند.
هفتاد و دو سال پس از اعلام اینکه حکومت ایران پارلمانی شاهنشاهی می‌باشد از سوی محمدعلی سلطان قاجار، این رویداد سرنوشت ساز ایرانیان، روح الله خمینی یک عمامه بر سر جنبش مشروعه را به راه انداخت و حکومت شاهنشاهی پارلمانی ایران را با همدستی مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی خلق، توده‌ای‌ها، دیگر گروهک‌های کمونیستی و اسلامیون که همه زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی گرد آمده بودند را برانداخت. روح الله خمینی مجلس شورای ملی و دولت مشروطه و حکومت مشروطه را غیرقانونی خواند زیرا که این با اسلام ضدیت دارد. خمینی همان درخواست‌های سال ۱۲۸۵ از سوی علمای نجف و محمدعلی شاه را که خواستند که حکومت و دولت اسلامی و مجلس شورای اسلامی برگزار شود را تکرار کرد. در سال ۱۲۸۵ مردم ایران این درخواست‌ها را با تظاهرات و مبارزه‌های خود رد کردند و آماده بودند که با اسلحه برای برقراری مشروطه بجنگند. در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی مردم ایران جنون مذهبی پیدا کردند و به پای خمینی افتادند، بر بام خانه‌هایشان رفتند و عربده "الله اکبر " سردادند و حکومت پارلمانی شاهنشاهی ایران که بر پایه اعلامیه حقوق انسانی و شهروندی نوشته شده بود را به کناری نهادند و غریو شادی برای "مشروعه" کشیدند. جنون مذهبی به آنجا کشیده شد که شاهنشاه ایران حافظ همه شیعیان گیتی جایش را به امام سیزدهم داد. ارتش و نیروی هوایی، آنانی که برای پدافند از مشروطه بوجود آمده بودند، کسانی را که شاهنشاهی کهن ایران و مشروطه را گرامی می‌داشتند اعدام کردند. نیروی هوایی به گارد شاهنشاهی لشکرکشی کرد و افسران گارد را کشت و همافران نیروی هوایی ایران در برابر خمینی ملایی از هند، سلام نظامی دادند.
پدران و پدربزرگان این مردم که بسیاری از آنان مدرسه نرفته بودند و بی‌سواد بودند، در آن زمان، خود را از قوانین شریعت و بیدادگری اسلام رهانیدند، در جایی که نوادگان آنها که در بهترین دانشگاه‌های کاپیتالیستی غرب و دانشگاه‌های سوسیالیستی شرق درجه دکترا بدست آورده بودند، پناهشان را در اسلام یافتند. آزادی که پدربزرگ‌های آنان برایش جنگیده بودند، نوادگانشان آن را بیماری "غرب‌زدگی" خواندند که با داروی اسلام می‌باید درمان شود. راه آینده درخشانی را که پدربزرگ‌ها برایشان باز کرده بودند رها ساختند و در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی روشنفکران ایرانی گام واپس نهادند و با شتاب هرچه بیشتر به سال‌های پیش از ۱۲۸۵ خورشیدی بازگشتند.
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۹ فوریهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۲۰:۴۳


روز ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ روز پیروزی مشروطه بر مشروعه
شیخ فضل‌الله نوری به جرم پافشاری در برقراری حکومت اسلامی بر پایه شریعت به دار آویخته شد
مشروطه، سکولار و دشمن اسلام نباید تکرار شود

۲۲ بهمن ۱۲۸۵ روز پیروزی مشروطه بر مشروعه - تاریخ ایران به چند تصمیم سازنده در تاریخ جنبش مشروطه وابسته است. نخستین تاریخ ۱۴ امرداد ۱۲۸۵ است روزی که فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه قاجار دستینه شد. ۱۴ امرداد روز مشروطیت نامیده شد و از این تاریخ هر سال، روز مشروطیت تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی در ایران جشن گرفته می‌شد. دومین تاریخ مهمی که در جنبش مشروطه ایران وجود دارد ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ خورشیدی می باشد روزی که محمدعلی سلطان قاجار هنگامی که پافشاری مردم را با زور اسلحه برای برپایی مشروطه شاهنشاهی دید، ناگزیر شد در ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ دستینه کند که حکومت ایران مشروطه تامه است.

هفتاد و دو سال پس از استقرار مشروطه در ایران، روز ۲۲ بهمن ماه را خمینی و همدستان او روز پیروزی انقلاب اسلامی برگزیدند تا پیروزی سکولار ایران را نابود سازند و این روز را به عنوان پیروزی حکومت اسلامی به ایرانیان بفروشند. همانگونه که روح الله خمینی در بهشت زهرا گفت "در ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد. آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد. باید آرمهای اسلامی باشد. از همه وزارت خانه‌ها، از همه ادارات، باید این شیر خورشید منحوس قطع بشد. علم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برد. اینها آثار طاغوت است. این تاج، آثار طاغوت است. آثار اسلام باید باشد. نه آثاری که تمدن است." سامانه شاهنشاهی کهن ایران و مشروطه و مجلس شورای ملی و قوانین سکولار از ایران برچیده شد و ولایت فقیه و مشروعه و مجلس شورای اسلامی و شریعت جایگزین آن شد.

۲۲ بهمن ۱۲۸۵ روزی است که از سوی محمدعلی سلطان از ایل قاجار، حکومت ایران به حکومت کانستیتوشنال شناخته شد و دولت برپایه کانستیتوشن برگزار شد. پس از انتخابات مجلس شورای ملی، میان مجلس از یک سو و محمدعلی سلطان قاجار و ملایان از سوی دیگر، درباره گونه حکومت در ایران اختلاف پیش آمد. محمدعلی سلطان با پشتیبانی علمای نجف حکومت « مشروعه سلطنتی » را برای ایران تعیین کردند. ولی نمایندگان مجلس شورای ملی حکومت ایران را مشروطه شاهنشاهی می دانستند. مردم آذربایجان و تهران به یاری نمایندگان مجلس برپاخاستند و از محمدعلی سلطان حکومت پادشاهی مشروطه را خواستار شدند و حکومت را که بر پایه قوانین اسلام و شریعت بود را رد کردند. پس از آنکه محمدعلی شاه، پافشاری مردم را با زور اسلحه برای برپایی مشروطه سلطنتی دید، ناگزیر شد در ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ دستینه کند که حکومت ایران مشروطه تامه است. حکومت مشروطه سلطنتی تا ۲۱ بهمن ۲۵۳۷ شاهنشاهی در ایران برقراربود و خمینی به سبب تاریخی بودن روز ۲۲ بهمن که مردم ایران خود را از فشار شریعت و عمامه‌داران رهانیده بودند، روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را روز جمهوری اسلامی و پیروزی مشروعه نامید. از سال ۱۳۵۸ خورشیدی هر ساله، از سوی جمهوری اسلامی ده روز تا روز ۲۲ بهمن را دهه فجر می نامند که روزهای عزای ملی ایرانیان است.

مبارزه برای حکومت سکولار در ایران - در تلگراف محمدعلی سلطان به آذربایجان:"خدمت حضرات مستطابان آقایان ححج‌الاسلام آذربایجان ادام‌الله توفیقاتهم و انجمن محترم ملی بحمدالله والمنه که توفیقات الهی و همت ابنای وطن خصوصا اهالی باغیرت آذربایجان در تکمیل نواقص قانون اساسی استحکام مشروطیت لفظا و معنا دستخط جهان مطاع ملوکانه شرف سنوح بخشید جادارد مجلس بعموم ابنای وطن بگویند الیوم اکمت لکم دینکم عین دستخط همایونی ذیلا مخابره می‌شود."

«جناب اشرف صدراعظم سابق هم دستخط فرموده بودیم که نیات مقدسه ما در توجه باجرا اصول قوانین اساسی که امضا آنرا خودمان از شاهنشاه مرحوم انارالله برهانه گرفتیم بیش از آن است که ملت بتواند تصور کنند و این بدیهی است از همان روز که فرمان شاهنشاه مبرور انارالله برهانه شرف صدور یافت امر بتاسیس مجلس شورای ملی شد دولت ایران در عداد دول مشروطه صاحب کنستیتوسیون بشمار می‌آمد منتهی ملاحظه که دولت داشته این بوده است که قوانین لازم برای انتظام وزارتخانه‌ها و دوایر حکومتی و مجالس بلدی مطابق شرع محمدی صلی‌الله علیه و آله نوشته آنوقت بموقع اجرا گذارده شود عین این دستخط ما را برای جنابان مستطابان حجج‌الاسلام سلمه‌الله تعالی و مجلس شورای ملی ابلاغ نمایند (۲۷) ذیحجه‌الحرام ۱۳۲۴ [برابر با ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ خورشیدی] »

شش روز شورش و مبارزه از سوی مجلس علیه محمدعلی سلطان درگرفت تا این دستخط نوشته شد.

مظفرالدین شاه در ۱۶ دی ماه ۱۲۸۵ درگذشت[۳] و پسرش محمدعلی میرزا در ۲۸ دی ۱۲۸۵ تاجگذاری کرد[۴]. درباره تاجگذاری محمدعلی شاه در مجلس گفتگو شد:

آقا سید حسین – شنیدم امروز روز تاجگذاری بود صحیح است یا خیر؟ چرا بمجلس اطلاع ندادند و وکلا را خبر نکردند نمایندگان ملت در تاجگذاری باید حاضر باشند.

آقا سید محمد تقی – این حرف صحیح است باید از طرف مجلس وکلا هم حضور داشته باشند.

آقا شیخ حسین – جواب می‌دهند که علمای روحانی که نماینده ملتند حضور داشتند.

آقا سید حسین – علما از جانب خودشان بودند ربطی به وکلا ندارد جناب رئیس بودند بعنوان دیگر و جناب سعدالدوله بودند بعنوان دیگر بعنوان مجلس نبود.

آقا میرزا محمود خوانساری- خوبست از جناب رئیس سؤال کنید که در سایر دول مشروطه تاجگذاری بچه ترتیب است.

آقا میرزا طاهر – سلطان سلطان ملت است باید از طرف ملت تاج بگذارند و مجلس نماینده ملت است.

رئیس- من در این باب اطلاع کامل شخصی ندارم چه عرض کنم.

آقا سید حسین – اگر تاجگذاری هست چرا نباید از هیئت مجلس جمعی از نمایندگان ملت باشند؟

آقا میرزا محمود – حالا که اول مجلس است اگر می‌تواند مطالبه حق خودش را بکند والا بعدها نمی‌تواند کاری از پیش ببرد.

حاجی معین التجار – بعضی از وکلا حاضر بودند رئیس و سعدالدوله.

آقا سید حسین – رئیس از طرف مجلس نبود بعنوان دیگر بود آقا میرزا محسن بود بعنوان علماء بود سعدالدوله بود بعنوان وزرا بود دخلی بعنوان مجلس ندارد غرض اینست که اگر بمجلس اطلاع می‌دادند و دعوت می‌کردند بهمان یکنفر رئیس هم ما قناعت می‌کردیم حرف در اینست که اعتنائی بمجلس نکردند.

آقا میرزا محمود خوانساری- چطور فلان طبیب را دعوت می‌کنند وکلا را دعوت نمی‌کنند.

آقا سید محمد تقی – مجلس در این باب چیزی بصدارت بنویسد که چرا از هیئت مجلس دعوت نشده است؟


۱۳ بهمن ۱۲۸۵ نخست‌وزیر نصرالله خان مشیرالدوله نامه‌ای به مجلس شورای ملی نوشت و در این نامه وزیران کابینه خود را شناساند. مشیرالدوله در نامه خود یادآور شد که این وزیران تنها در برابر محمدعلی شاه جوابگو خواهند بود. بر پایه قانون اساسی مشروطه، محمدعلی شاه می‌بایستی که در برابر مجلس شورای ملی، سوگند پادشاهی را بخواند تا از دیدگاه قانونی شاه ایران بشود. وزیران کابینه نیز می‌بایستی که از سوی مجلس شورای ملی مورد تصویب قرارگیرند تا جایگاه آنان قانونی شود. از آنجا که محمدعلی شاه این آیین را زیر پا گذاشت و انجام نداد، بازاریان تبریز در ۱۶ بهمن ۱۲۸۵ به اعتراض به دشمنی‌های محمدعلی شاه با مشروطه بازار را بستند و تلگرافی در روز پنج شنبه ۱۷ بهمن ماه ۱۲۸۵ دربرگیرنده درخواست‌های هفتگانه تبریزیان را به محمدعلی شاه فرستادند.

درخواست‌های هفتگانه از تبریز: ۱- شخص همایونی باید دستخطی برای اسکات عامه صادر نمایند که دولت ایران مشروطه تامه است. ۲- عدد وزرای مسول فعلا از هشت عدد متجاوز نیست و هرگاه بعدها تشکیل یک وزارت‌خانه لازم گردد بامضای مجلس تشکیل داده خواهد شد. ۳-از این و بعد از خارجه وزیر نباید معین و مقرر شود. ۴- در هر ولایات و ایالات باطلاع مجلس شورای ملی انجمن محلی برقرار باشد. ۵- وزرای افتخاری ابدا نباید باشند. یعنی اسم وزارت بجز هشت وزیر مسول در دایره دولت نباید برده شود. ۶- عزل مسیو نوز و پریم و توقیف لاورس رییس گمرکخانه تبریز فوری لازم است. ۷- عزل ساعدالملک.

در همین روز، نخستین انجمن محلی در ایران برپا شد تا رشته کار در دست خود مردم باشد و حکمرانان نتوانند با دستور محمدعلی سلطان قاجار کارشکنی کنند. فردا آدینه مردم در تلگراف‌خانه گردآمدند و آغاز به سرودخوانی کردند.

کابینه مشیرالدوله - در این روز آدینه نمایندگان تبریز به تهران وارد شدند. این هفت تن در خانه مشیرالدوله با بودن صنیع‌الدوله، سعدالدوله، حاجی معین و مرتضوی و امین‌الضرب و حاجی محمد اسماعیل درباره درخواست‌های هفتگانه تبریز گفتگو کردند. سعدالدوله از سوی تبریزیان سخن می‌گفت. مشیرالدوله گفت: "دولت می‌خواهد هزار وزیر داشته باشد شما با وزرایی که دولت به شما معرفی می‌کند طرف هستید، شما چکار دارید که دولت فلان قدر وزیر دارد؟"

سعدالدوله در پاسخ گفت: "در دولت مشروطه باید وزرا مسول باشند و غیر از وزرای معین هیچ وزیری خواه افتخاری یا رسمی نباید باشد. مگر ما دولت مشروطه نیستیم؟ مگر دولت بما مشروطه نداده؟"

مشیرالدوله گفت: "خیر ما دولت مشروطه نیستیم و دولت بشما مشروطه نداده. مجلسی که دارید جهت وضع قوانین است."

سعدالدوله رو بدیگران برگردانیده گفت:" آقایان شنیدند که چه می‌فرمایند. در این صورت ما غیر از تعیین تکلیف ملت تکلیفی نداریم. بعد از این بودن ما در این مجلس زیاد است برویم."

حاجی امین‌الضرب بپا برخاست و گفت: "دولت نمی‌تواند بگوید من بشما مشروطه نداده‌ام اگر ما مشروطه نیستیم چرا از ولایات مبعوث (نماینده) می‌فرستند؟ اما خودمان را رسما مشروطه می دانیم و حقوقی که داریم هیچ کس نمی‌تواند از ما پس‌گیرد مگر با خون ملت."

سپس مستشارالدوله بپاخاست و سخنانی ایراد کرد و در پایان چنین گفت:"حال که دولت نکول می‌کند و می‌خواهد ملت را فریب دهد تکلیف ما غیر از اطلاع دادن بملت خودمان که در تلگرافخانه جمع و منتظر هستند نیست. مرخص فرمایید برویم و آنان را از انتظار برهانیم.

مشیرالدوله گفت: "خشم ننمایید که بنشینید و آنچه می‌خواهید بنویسید که فردا به شاه نشان دهم."

سعدالدوله گفت: ما آنچه که می‌داریم نتوانیم دوباره از دولت بخواهیم. خواست ما درست گردانیدن قانون است که کمی‌های آن برداشته شود.

مشیرالدوله گفت: "کمی‌های آن چیست؟"

سعدالدوله گفت:"پاسخده بودن وزیران، و به اندازه بودن شماره آنان، و برداشته شده فزونیان، که یکی از آنها نوز و پریم است و بدیهای نوز را شمردن گرفت."

مشیرالدوله گفت:"اینها همه راست است ولی دولت ناگزیر است نوز را بدانسان که بود نگه دارد.

سعدالدوله پاسخ داد: ولی توده ناگزیر نیست که بدخواهان را بپذیرد. نمایندگان مجلس درخواست حکومت سکولار می‌کنند

روز شنبه ۱۹ بهمن ۱۲۸۵ مجلس پیش از نیمروز برپاگردید. نمایندگان تبریز هم‌آمدند. درخواست‌های تبریز به حاجی مخبرالسلطنه داده شد که درخواست‌ها را به نخست‌وزیر دهد تا وی تا چهار ساعت دیگر از شاه پاسخش را بگیرد. پاسخی نرسید. محمد علی شاه چون به تلگرافخانه ایران بدبین بود، از تلگرافخانه‌ای در قفقاز تلگرامی به علمای نجف فرستاد و از آنها رایزنی کرد که چه بکند؟

روز یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۲۸۵ مجلس از بامداد برپاگردید. به هنگام نیمروز مخبرالسلطنه نوشته‌ای از مشیرالدوله آورد که او را برای گفتگو با مجلسیان نماینده کرده بود. سخن آغاز شد: نماینده دولت مشروطه را نمی‌پذیرفت و می‌گفت: "این کلمه غلط است". نمایندگان مجلس پاسخ‌های سختی به وی دادند. مخبرالسطنه دوباره به نزد مشیرالدوله رفت و شامگاه بازگشت و پیام را خواند که:"شاه می‌فرماید با همه محذورات عزل مسیو نوز و پریم آنها را معزول کردیم. لفظ مشروطه را هم مشروعه می‌کنیم. ما دولت اسلام هستیم و سلطنت مشروعه باشد." مجلسیان برآشفتند و هیاهو سختی به راه انداختند که جز از "مشروطه" نام دیگری نخواهیم پذیرفت.

مشیرالدوله نخست‌وزیر حکومت را مشروعه اعلام می‌کند - روز دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۲۸۵ از بامداد مجلس برپا گردید. مخبرالسطنه آمد و این بار چنین گفت: "دیروز مامور به گفتن بودم امروز مامور به شنیدن هستم. ولی من باب خیرخواهی عرض می‌کنم که مشروطه بودن دولت ایران صلاح نیست. جهت اینکه در دولت مشروطه آزادی همه چیز هست در این صورت آزادی ادیان هم لابد باید بشود. آنهایی که در میان ما عددشان کم نیست، ما آن‌ها را نمی‌شناسیم آنوقت دستاویز می‌کنند که ما را آزادی باید و در هیچ مواقع مانع نباید شد و شرر این بر اسلام است."

مخبرالسطنه از سوی علمای نجف مامور شده بود که این سخنان را بگوید، نمایندگان مجلس شورای ملی گفته‌های وی را نپذیرفتند. آیت‌الله بهبهانی و آیت‌الله طباطبایی که از نمایندگان مجلس دوره نخست قانونگذاری بودند، نیز تایید کردند که سخنان مخبرالسلطنه درست نیست که قانون اساسی علیه اسلام است. مشروطه‌خواهان از آغاز می‌دانستند که زمانی خواهد آمد که آنها را بهایی یا ضد اسلام بخوانند به همین روی از آیت‌الله بهبهانی و آیت‌الله طباطبایی درخواست کردند که از آنها مشاوره بگیرند و گام به گام در رعایت قوانین اسلام از ایشان همفکری خواستند. بسیاری از روحانیون از آخوند تازه به مدرسه دینی آمده تا روحانیون بلندپایه از جنبش مشروطه پشتیبانی کردند. پشتیبانی این گروه برای جنبش مشروطه بسیار ارزنده بود زیرا که در کنار خانواده قاجار، تنها ملایان بودند که می‌توانستند بخوانند و بنویسند. دو نام پرآوازه در یاد ماندنی دیگر در جنبش مشروطه یکی احمد کسروی و دیگری سید حسن تقی‌زاده می‌باشد که جنبش مشروطه را فرم دادند و برنامه‌ریزی کردند. آنچه که بر ایران و ایرانیان در درازای جنبش مشروطه گذشت را تاریخ ایران، وامدار (مدیون) احمد کسروی است.

ولی مردم برای به انجام رسیدن درخواست‌های خود پافشاری نشان دادند. مردم بر بام خانه‌هایشان رفتند و سرود زیر را خواندند:

آه‌ ای آزادگان از دست استبداد/ خانمان شش هزاران ساله را بر باد داد

یک نفر کز مادرش هنگام زاد آزاد زاد/بهر چه خود را بدست جور استبداد داد

هردم از هر گوشه‌ای می‌آید این فریاد یاد/ آه‌ای آزادگان از دست استبداد داد


۲۲ بهمن ۱۲۸۵ حکومت ایران مشروطه شناخته شد - عضدالملک سر ایل قاجار همراه با مخبرالسلطنه نزد محمدعلی شاه رفتند و گفتند که مردم مشروعه و حکومت اسلامی را نمی‌پذیرند، بلکه مردم خواستار "مشروطه" و دولت سکولار هستند و خارجیان جایی در کابینه ندارند. محمدعلی شاه که دیگر راهی نمی دید در دستخط خود نوشت که دولت ایران مشروطه تام است.

۲۹ بهمن ۱۲۸۵ روضه‌خوانان دشمن مشروطه با فرارسیدن محرم، مانند سید اکبر شاه به بدگویی از مجلس شورای ملی پرداختند. از سوی دیگر شیخ زین‌الدین زنجانی به پشتیبانی از سید اکبر برخاست و طلبه‌های همراه او سیدی که از مشروطه دفاع کرده بود را به سختی زدند. این روضه‌خوانان و گروهی از طلبه‌ها به شاه عبدالعظیم پناهنده شدند و سه هفته در آنجا ماندند. ولی دیدند که جایگاهی در میان مردم ندارند. سپس سید اکبر شاه و صدرالمحققین نامه‌ای با دستینه سید اکبر به مجلس شورای ملی نوشتند که در آن: به تمام قسمت‌های مشروعه سوگند خوردند که از اول تاکنون با مجلس شورای اسلامی دشمنی نداشته و نمی‌دارند و ابراز بیزاری از کار خود نمودند. این گروه به آن امید بودند که کسانی به پشتیبانی آنان به عبدالعظیم در ری بروند و آنها را به تهران بازگردانند ولی چشمداشت بی‌جایی بود زیرا که کسی مشروعه و مجلس شورای اسلامی را پشتیبانی نکرد و بهتر آن دیدند که پراکنده شوند.

هفتاد و دو سال پس از اعلام اینکه حکومت ایران پارلمانی شاهنشاهی می‌باشد از سوی محمدعلی سلطان قاجار، این رویداد سرنوشت ساز ایرانیان، روح الله خمینی یک عمامه بر سر جنبش مشروعه را به راه انداخت و حکومت شاهنشاهی پارلمانی ایران را با همدستی مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی خلق، توده‌ای‌ها، دیگر گروهک‌های کمونیستی و اسلامیون که همه زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی گرد آمده بودند را برانداخت. روح الله خمینی مجلس شورای ملی و دولت مشروطه و حکومت مشروطه را غیرقانونی خواند زیرا که این با اسلام ضدیت دارد. خمینی همان درخواست‌های سال ۱۲۸۵ از سوی علمای نجف و محمدعلی شاه را که خواستند که حکومت و دولت اسلامی و مجلس شورای اسلامی برگزار شود را تکرار کرد. در سال ۱۲۸۵ مردم ایران این درخواست‌ها را با تظاهرات و مبارزه‌های خود رد کردند و آماده بودند که با اسلحه برای برقراری مشروطه بجنگند. در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی مردم ایران جنون مذهبی پیدا کردند و به پای خمینی افتادند، بر بام خانه‌هایشان رفتند و عربده "الله اکبر " سردادند و حکومت پارلمانی شاهنشاهی ایران که بر پایه اعلامیه حقوق انسانی و شهروندی نوشته شده بود را به کناری نهادند و غریو شادی برای "مشروعه" کشیدند. جنون مذهبی به آنجا کشیده شد که شاهنشاه ایران حافظ همه شیعیان گیتی جایش را به امام سیزدهم داد. ارتش و نیروی هوایی، آنانی که برای پدافند از مشروطه بوجود آمده بودند، کسانی را که شاهنشاهی کهن ایران و مشروطه را گرامی می‌داشتند اعدام کردند. نیروی هوایی به گارد شاهنشاهی لشکرکشی کرد و افسران گارد را کشت و همافران نیروی هوایی ایران در برابر خمینی ملایی از هند، سلام نظامی دادند.

پدران و پدربزرگان این مردم که بسیاری از آنان مدرسه نرفته بودند و بی‌سواد بودند، در آن زمان، خود را از قوانین شریعت و بیدادگری اسلام رهانیدند، در جایی که نوادگان آنها که در بهترین دانشگاه‌های کاپیتالیستی غرب و دانشگاه‌های سوسیالیستی شرق درجه دکترا بدست آورده بودند، پناهشان را در اسلام یافتند. آزادی که پدربزرگ‌های آنان برایش جنگیده بودند، نوادگانشان آن را بیماری "غرب‌زدگی" خواندند که با داروی اسلام می‌باید درمان شود. راه آینده درخشانی را که پدربزرگ‌ها برایشان باز کرده بودند رها ساختند و در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی روشنفکران ایرانی گام واپس نهادند و با شتاب هرچه بیشتر به سال‌های پیش از ۱۲۸۵ خورشیدی بازگشتند.