سعدی (قصاید فارسی)/المنةلله که نمردیم و بدیدیم: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|المنةلله که نمردیم و بدیدیم|دیدار عزیزان و به خدمت برسیدیم}} | {{ب|المنةلله که نمردیم و بدیدیم|دیدار عزیزان و به خدمت برسیدیم}} | ||
{{ب|در رفتن و بازآمدن رایت منصور|بس فاتحه خواندیم و به اخلاص دمیدیم}} | {{ب|در رفتن و بازآمدن رایت منصور|بس فاتحه خواندیم و به اخلاص دمیدیم}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۴۹
| ' | سعدی (قصاید فارسی) (المنةلله که نمردیم و بدیدیم) از سعدی |
' |
| المنةلله که نمردیم و بدیدیم | دیدار عزیزان و به خدمت برسیدیم | |
| در رفتن و بازآمدن رایت منصور | بس فاتحه خواندیم و به اخلاص دمیدیم | |
| تا بار دگر دمدمهی کوس بشارت | وآوای درای شتران باز شنیدیم | |
| چون ماه شب چارده از شرق برآمد | رویی که در آن ماه چو نو میطلبیدم | |
| شکر شکر عافیت از کام حلاوت | امروز بگفتیم که حنظل بچشیدیم | |
| در سایهی ایوان سلامت ننشستیم | تا کوه و بیابان مشقت نبریدیم | |
| وقتست به دندان لب مقصود گزیدن | آن شد که به حسرت سرانگشت گزیدیم | |
| دست فلک آن روز چنان آتش تفریق | در خرمن ما زد که چو گندم بطپیدیم | |
| المنةلله که هوای خوش نوروز | باز آمد و از جور زمستان برهیدیم | |
| دشمن که نمیخواست چنین روز بشارت | همچون دهلش پوست به چوگان بدریدیم | |
| سعدی ادب آنست که در حضرت خورشید | گوییم که ما خود شب تاریک ندیدیم |