سعدی (غزلیات)/ای صورتت ز گوهر معنی خزینهای: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
جز (clean up using AWB) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|ای صورتت ز گوهر معنی خزینهای|ما را ز داغ عشق تو در دل دفینهای}} | {{ب|ای صورتت ز گوهر معنی خزینهای|ما را ز داغ عشق تو در دل دفینهای}} | ||
{{ب|دانی که آه سوختگان را اثر بود|مگذار نالهای که برآید ز سینهای}} | {{ب|دانی که آه سوختگان را اثر بود|مگذار نالهای که برآید ز سینهای}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۶ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۲۲:۴۱
| ' | سعدی (غزلیات) (ای صورتت ز گوهر معنی خزینهای) از سعدی |
' |
| ای صورتت ز گوهر معنی خزینهای | ما را ز داغ عشق تو در دل دفینهای | |
| دانی که آه سوختگان را اثر بود | مگذار نالهای که برآید ز سینهای | |
| زیور همان دو رشته مرجان کفایتست | وز موی در کنار و برت عنبرینهای | |
| سر درنیاورم به سلاطین روزگار | گر من ز بندگان تو باشم کمینهای | |
| چشمی که جز به روی تو بر میکنم خطاست | وان دم که بی تو میگذرانم غبینهای | |
| تدبیر نیست جز سپر انداختن که خصم | سنگی به دست دارد و ما آبگینهای | |
| وان را روا بود که زند لاف مهر دوست | کز دل به درکند همه مهری و کینهای | |
| سعدی به پاکبازی و رندی مثل نشد | تنها در این مدینه که در هر مدینهای | |
| شعرش چو آب در همه عالم چنان شده | کز پارس میرود به خراسان سفینهای |