الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:MohammadRezaShahPahlaviAryamehrNationalAnthemJavidShah.mp4|thumb|left|280px|اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران فروردین ۱۳۲۱ - جاوید شاه که با شاه پاینده است ایران ]]
'''[[پیام نوروزی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران به ملت ایران ۱ فروردین ماه ۱۳۲۱|نخستین پیام نوروزی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران به ملت ایران در زمان اشغال ایران از سوی ارتش شوروی و بریتانیا ۱ فروردین ماه ۱۳۲۱ ]]'''


هم‌میهنان عزیز، امیدوارم عید نوروز بر همه شما مبارک باشد و سال جدید را به خوشی و سعادت بگذرانید. مردم در تبریک عید به یکدیگر غالباً می‌گویند: انشاءالله صد سال به این سال‌ها برسیم. من چون خطابم به ملت ایران است، آرزومندم این ملت هزاران سال به این سال‌ها برسد و همواره در راه ترقی و تعالی سیر کند.
[[پرونده:ShahbanouPrincessLyla5.jpg|thumb|left|240px|]]
[[پرونده:ShahanshahRoyalFamily2536.jpg|thumb|left|240px|]]
[[پرونده:PrincessLeilaTandisAryamehr.jpg|thumb|left|240px|]]
'''[[والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی]]''' - در ساعت هشت بامداد روز آدینه هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی در بیمارستان خانوادگی ارتش زاده شدند. نوزاد ۳ کیلو و ۳۵۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد دارد. والاحضرت لیلا چهارسد و بیست و چهارمین نوزادی بود که در بیمارستان ارتش زاده شد.


البته در هر امر توفیق و یاری از خدا باید خواست، ولیکن با توفیق الهی باید دانست که سعادت و ترقی ملت بسته به همت افراد خود ملت است که اگر در راه راست و صلاح قدم زنند، به رستگاری و فلاح می‌رسند و اگر خدای نکرده به خلاف این باشد دچار نکبت و شقاوت می‌شوند. پیش از این گفته‌ام که یگانه وسیله نجات و سعادت ملت اتحاد و اتفاق است. امروز هم چاره‌ای ندارم جز اینکه همین سخن را تکرار و تأکید کنم که باید دست به دست هم بدهیم تا بتوانیم این بار را به منزل برسانیم.
ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که آن را خود رانندگی می‌کردند در برابر در ورودی بیمارستان ارتش  بازایستاد و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی پیاده شدند. سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان گردیدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح،  دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی  نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو  دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرت‌ها از نخستین ساعت‌ها بر بالین علیاحضرت بود.


چه باید کرد تا متحد شویم؟ یک چیز و بس، و آن این است که اندکی از اغراض شخصی بگذریم و مصالح نوع را نیز منظور نظر قرار دهیم. اغراض نفسانی اشخاص با هم منافات دارد و تصادم می‌کند، پس مایه نفاق و شقاق است، اما مصلحت نوع یکی است و موجب اختلاف نمی‌شود و از آن بابت به اتحاد و یگانگی می‌توان نائل شد. راست است که در حفظ مصالح نوع هم ممکن است سلیقه اشخاص مختلف شود، ولیکن اگر همه به راستی مصالح نوع را بیشتر منظور بدارند و عمل خود را کمتر منسوب به اغراض خصوصی کنند و منافع خاصه را هم در ضمن مصالح عامه بخواهند، با وجود اختلاف سلیقه نفاق و نزاع پیش نمی‌آید و عاقبت راه اتحاد و اتفاق پیدا می‌شود. رعایت مصالح نوع همان است که به عبارت دیگر میهن‌پرستی می‌نامند. پس هر میهن‌پرستی ناچار مصالح عمومی را بر منافع خصوصی مقدم می‌دارد و اگر چنین کند در راه عدالت ثابت‌قدم خواهد بود. نباید چنین پنداشت که عدالت تنها وظیفه صاحبان حکم است، بلکه باید متوجه بود که هر فردی از افراد در زندگانی اجتماعی مکلف به رعایت عدالت است، زیرا اگر کسی انحراف از عدالت را روا دارد و ظلم نسبت به دیگری را جایز شمارد، دلیلی نیست بر اینکه دیگری هم نسبت به او از این روش خودداری کند. در آن صورت ظلم عالم‌گیر خواهد بود و جماعتی که ستم و بیداد را میان خود شایع و رایج بدارند، ممکن نیست بتوانند به خوشی و آسودگی زندگانی کنند و نتیجه این می‌شود که فقط به فکر منافع خصوصی خود باشند و آسایش نوع را نظر دور بدارند. در این صورت همه از آسایش محروم خواهند بود، زیرا اگر نظر حقیقت‌بین باشد روشن است که بندگان خدا همه در خوشی و ناخوشی یکدیگر شریکند و ممکن است یک نفر شاد باشد در حالی که دیگران همه غمناکند و اگر عموم سعادتمند باشند البته افراد هم خوش خواهند بود.
چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"


هم میهنان عزیز،
ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را می‌نگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست می‌دهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که می‌خواستیم".


من که امروز بر حسب پیشامد روزگار ریاست کشور و ملت ایران را عهده‌دار شده‌ام معتقدم که آبرومندی دولت و سلطنت همانا در این است که ملت آسوده باشد و به خوشی زندگانی کند، و در سهم خود آن اندازه که به من مربوط است در ادای وظایفی که برای این مقصود باید به جا آورد به قدر مقدور می‌کوشم، اما باید یقین دانست که حصول این مقصود بسته به این است که همه افراد ملت به وظایف خود عمل کنند، و رأس آن وظایف این است که نسبت به یکدیگر عدالت و انصاف را منظور دارند و مصلحت عامه را بر منافع خصوصی مقدم شمارند.
ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز  و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچه‌ای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خنده‌ها و شادی‌های کودکانه والاحضرت‌ها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.  


اگر این اصل را در مد نظر قرار دهید، اتحاد و اتفاق به آسانی دست می‌دهد و چون اتفاق باشد چنانکه گفته‌اند جهان می‌توان گرفت. از گذشته عبرت بگیرید و در آینده غفلت نکنید، علی‌الخصوص که امسال مشکلاتی در پیش است که حل آنها جز به نیروی اتفاق و اتحاد و میهن‌دوستی و نوع‌پروری میسر نیست و اگر صاحبان قدرت و استطاعت با مردمان ضعیف و بی‌بضاعت همدردی نکنند و شفقت نداشته باشند و خودپرستی پیشه نمایند خدا نخواسته به مصائب و بلیاتی گرفتار می‌شویم که برای همه مایه جگرسوزی و پشیمانی خواهدبود.
نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد. این سبد گل از گل‌های کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.


بهترین طریقه برای سازگار کردن منفعت شخصی و مصلحت عمومی اشتغال به کار سودمند است، و در وضع کنونی که ابواب ارتباط کشورها با یکدیگر روزبه‌روز بیشتر مسدود می‌شود، ملت‌ها مجبورند حوائج زندگانی را شخصاً فراهم سازند و به مساعدت ملل دیگر کمتر چشم داشته باشند، و چون مهمترین حوائج زندگانی از راه کشاورزی فراهم می‌شود ضرورت ایجاب می‌کند که در این رشته از کار بیش از پیش جد و جهد به عمل آید، و می‌توان گفت امروز تکثیر محصولات فلاحتی و خواربار وظیفه‌ای است که هر کس به قدر قوه خود باید در ادای آن بکوشد که لااقل از جهت قوت یومیه دچار عسرت و تنگی نشویم، تا وقتی که انشاءالله در کارها گشایش دست دهد و بتوانیم به رشته‌های دیگر امور زندگانی نیز جداً بپردازیم.
در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت شاهدخت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که نام آن به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.


البته وقتی که گفته می‌شود خودپرست نباشید و مصالح عامه را منظور بدارید، مقصود این نیست که منافع شخصی خود را یکسره مهمل بگذارید، بلکه مراد این است که منافع خصوصی را با مصالح عمومی سازگار کنید و اگر چنین کردید شرایط عدالت و انصاف هم ادا می‌شود و مطمئن خواهید بود که در عین جلب منفعت شخصی تکلیف خویش را نسبت به ابناء نوع نیز به جای آورده‌اید.
والاحضرت شاهدخت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی اسلامیون و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.


این است پیام من به شما ملت ایران در این اولِ سال و هنگام عید باستان که انشاءالله به همت همه ایرانیان و توفیق پاک یزدان مبارک و میمون خواهد بود.
والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سال‌های ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه  مریمانت ( Marymount School )  دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره و در مدرسه پاین کابل  در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند.(Pine Cobble School in Williamstown, Massachusetts)  والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی (Rye Country Day School) در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند. (Brown University in Providence, Rhode Island)
 
{{شعر}}
{{ب|شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت|روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت}}
{{ب|گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود|بار بربست و به گَردَش نرسیدیم و برفت}}
{{ب|شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن|در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت}}
{{ب|همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم|کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت}}
 
 
{{ب|لندن – ۲۰ خرداد ماه  ۲۵۶۰ شاهنشاهی| برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی}}
 
{{پایان شعر}}
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۵ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۴۹


ShahbanouPrincessLyla5.jpg
ShahanshahRoyalFamily2536.jpg
PrincessLeilaTandisAryamehr.jpg

والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی - در ساعت هشت بامداد روز آدینه هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی در بیمارستان خانوادگی ارتش زاده شدند. نوزاد ۳ کیلو و ۳۵۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد دارد. والاحضرت لیلا چهارسد و بیست و چهارمین نوزادی بود که در بیمارستان ارتش زاده شد.

ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که آن را خود رانندگی می‌کردند در برابر در ورودی بیمارستان ارتش بازایستاد و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی پیاده شدند. سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان گردیدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح، دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرت‌ها از نخستین ساعت‌ها بر بالین علیاحضرت بود.

چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"

ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را می‌نگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست می‌دهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که می‌خواستیم".

ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچه‌ای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خنده‌ها و شادی‌های کودکانه والاحضرت‌ها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.

نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد. این سبد گل از گل‌های کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.

در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت شاهدخت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که نام آن به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.

والاحضرت شاهدخت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی اسلامیون و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.

والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سال‌های ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه مریمانت ( Marymount School ) دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره و در مدرسه پاین کابل در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند.(Pine Cobble School in Williamstown, Massachusetts) والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی (Rye Country Day School) در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند. (Brown University in Providence, Rhode Island)


شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود بار بربست و به گَردَش نرسیدیم و برفت
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
لندن – ۲۰ خرداد ماه ۲۵۶۰ شاهنشاهی برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی