الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanshahMohamadRezaPahlaviHospital1949.jpg|thumb|left|220px|اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در بیمارستان پس از سوءقصد نافرجام حزب توده در دانشگاه تهران برای ملت ایران پیام رادیویی می‌فرستند]]
[[پرونده:RezaShahBozorg 14.jpg|thumb|left|200px|رضا شاه بزرگ سنگ یادبود دانشگاه تهران را در زمین دانشگاه می‌نهند ۱۵ بهمن ۱۳۱۳ ]]
[[پرونده:ShahanshahAryamehr2534.jpg|thumb|left|220px|نیایش مردم ایران به مناسبت رفع خطر از جان شاهنشاه ایران]]
[[پرونده:TehranUniversityMemorialPlate.jpg|thumb|left|200px|سنگ یادبود دانشگاه تهران که در بهمن ماه ۱۳۱۳ از سوی رضا شاه بزرگ  برنشانده شد]]
[[پرونده:TerroristHezbTudehFakhrAraii.jpg|thumb|left|220px|ناصر فخرآرایی توده‌ایی تروریست به سوی شاهنشاه ایران شلیک کرد]]
[[پرونده:IssaKhanSadiq Thesis.pdf|thumb|left|200px|پایان‌نامه دکترای عیسی صدیق اعلم « پرشیای مدرن و سیستم آموزشی آن »  پروژه بنیاد دانشگاه تهران به دستور رضا شاه بزرگ]]
[[پرونده:TehranUniversityChancellorIssaSadighAlam1.jpg|thumb|left|200px|زیر نظر دکتر عیسی صدیق اعلم دانشگاه تهران یکی از دانشگاه‌های معتبر دنیا شد]]
[[پرونده:RezaShah Medical Faculty1.jpg|thumb|left|200px|[[رضا شاه بزرگ]] دانشکده پزشکی را می‌گشایند]]
[[پرونده:TehranUniversityTandisRezaShah.jpg|thumb|left|200px|پاسخ دانشجویان دانشگاه تهران در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی به بنیانگذار دانشگاه تهران رضا شاه بزرگ و سپاس بسیار آنها از آموزش رایگان تا درجه دکترا و دریافت کمک هزینه تحصیلی ماهانه!!!]]
'''[[دانشگاه تهران]]''' - در روز ۱۵ بهمن ماه ۱۳۱۳ لوحه ساختمان دانشگاه تهران به دست رضا شاه بزرگ در زمین‌های پردیس جلالیه تهران  بر زمین نشانده شد. نزدیک به ۲۵۰ هزار متر مربع از زمین‌های جلالیه ویژه ساختمان دانشگاه تهران شد و بنا بر امر اعلیحضرت شاهنشاه قرار شد که کار ساختمان دانشکده پزشکی زودتر از دیگر دانشکده‌ها آغاز شود. بر روی لوح فلزی تاریخ ساختمان دانشگاه تهران چنین نوشته شد:
هنگام شاهنشاهی پادشاه ایران رضا شاه پهلوی سردودمان پهلوی، ساختمان دانشگاه تهران به فرمان او آغاز و این نبشته که به یادگار در دل سنگ جای گرفته، به زمین سپرده شد. بهمن ماه یک هزار و سیصد و سیزده خورشیدی


'''[[سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی دانشگاه تهران ۱۵ بهمن ۱۳۲۷]] ''' -  سوءقصد به جان شاهنشاه ایران، به هنگام ورود اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی به دانشکده حقوق دانشگاه تهران در ساعت سه پس از نیمروز پانزدهم بهمن ماه ۱۳۲۷ سالروز بنیاد نهادن دانشگاه تهران و جشن استقلال دانشگاه روی داد. این سوقصد یکی از بزرگترین نمودهای خیانت به کشور و نموداری از اندیشه‌های پلید تندروهای دست راستی و دست چپی علیه یگانگی ملی و تمامیت ارضی و استقلال ایران بود. ناصر میرفخرایی از عوامل حزب توده با رولوری که در دست داشت پنج گلوله به سوی شاهنشاه شلیک کرد. بخت با مردم ایران بود که به جان شاهنشاه آسیبی وارد نیامد. پس از اینکه ارتش شوروی وادار به بیرون رفتن از خاک ایران شد و آذربایجان دوباره بخشی از ایران شد و پس از آنکه  بوجود آوردن کمپانی نفتی شوروی و ایران در مسکو از سوی شاهنشاه جلوگیری شد، استالین در اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی دشمنی را دید که باید از میان برداشته شود. سوقصد به جان محمدرضا شاه پهلوی یورشی بود که این دشمن از میان برداشته شود تا ایران را دوباره زیر کنترل شوروی درآید.   
در روز ۲۴ اسفند ماه ۱۳۱۳ زادروز رضا شاه بزرگ، دانشگاه تهران در آیین باشکوهی در پیشگاه اعلیحضرت رضا شاه بزرگ گشوده شد. مهدی‌قلی هدایت نخست‌وزیر پیشین و کهنسال ایران که در این آیین باشکوه بود گفت این رویداد به همان اندازه برای ایران مهم است که ساختن راه‌آهن ایران و او از خداوند سپاس دارد که این روز بزرگ را دید و تجربه کرد. دانشگاه تهران با ۱۰۴۳ تن دانشجو آغاز به کار کرد. قانون بنیان دانشگاه تهران و آیین‌نامه استخدامی دانشگاه تهران در روز ۸ خرداد ماه ۱۳۱۳ به تصویب مجلس شورای ملی رسید.


شاهنشاه اعلیحضرت همایون محمدرضاشاه پهلوی آریامهر در کتاب [[ماموریت برای وطنم]] رویداد سوءقصد را چنین بیان می‌کنند:
'''با بنیان دانشگاه تهران استعمار نیز به کار افتاد و مدرسه فیضیه قم را برپا کرد.'''
 
یکی از وقایع عجیب و تلخ دوران سلطنتم در بهمن سال ۱۳۲۷ هنگامی که در جشن سالیانه دانشگاه شرکت می‌کردم، روی داد. در آن روز لباس نظامی بر تن داشتم، و هنگامی که از اتومبیل پیاده شدم، و در شرف ورود به دانشکده حقوق و محل انعقاد جشن بودم، ناگهان سدای شلیک گلوله رسید و تیرهایی به جانب من شلیک شد. با این که به ظاهر عجیب جلوه می‌کند سه گلوله به کلاه نظامی من اصابت کرد و آسیبی به سر من وارد نیامد ولی گلوله چهارم از سمت راست گونه، وارد و از لب بالایی و زیر بینی من خارج گردید. شخصی که به من سوءقصد کرده و به عنوان عکاس به آن محل راه یافته بود، دو متر بیشتر با من فاصله نداشت و لوله تپانچه خود را به سینه من قراول رفته بود. من و او هر دو، روبروی هم قرار گرفته بودیم و کسی نزدیک ما نبود که بین ما حائل باشد و از این رو می‌دانستم که هیچ مانعی برای این که تیرش به هدف برسد، در پیش نداشت. عکس‌العملی که در آن لحظه فراموش نشدنی از خود نشان دادم هنور در خاطرم هست. فکر کردم که خود را بر روی او بیاندازم ولی فورا متوجه شدم که اگر به طرف او جستن کنم نشانه‌گیری او را آسان خواهم کرد و اگر فرار کنم از پشت سر هدف قرار خواهم گرفت. ناچار فورا شروع به یک سلسله حرکات مارپیچی کردم تا مطابق یک تاکتیک نظامی طرف را در هدف‌گیری گمراه کنم. ضارب مجددا گلوله دیگری شلیک نمود که شانه مرا زخمی کرد. آخرین گلوله در لوله تپانچه او گیر کرد و خارج نشد، و من احساس کردم که دیگر خطری متوجه من نیست و زنده‌ام. ضارب با غضب بسیار اسلحه را بر زمین زد و خواست فرار کند ولی از طرف افسران و اطرافیان من محاصره شد و متاسفانه به قتل رسید و محرکین اصلی او درست معلوم نشدند. بعداً معلوم شد که وی با بعضی از متعصبین دینی رابطه داشته، و در عین حال نشانه‌هایی از تماس او با حزب منحله توده به دست آمد. نکته جالب توجه آن که معشوقه او دختر باغبان سفارت انگلستان در تهران بود. ... خون از زخم‌های من مانند فواره می‌جست ولی به خاطر دارم که در حالت میل داشتم به انجام مراسم آن روز بپردازم ولی ملتزمین من مانع شدند و مرا به بیمارستان بردند و در آنجا به بستن زخم‌هایم پرداختند. ...
نخستین گفتگوها درباره بنیان دانشگاه در ایران در مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری ششم در نشست‌های ۲۴۳ تا ۲۴۶ در اردیبهشت ماه ۱۳۰۷ خورشیدی در چارچوب گفتگوهای قانون اعزام محصل به خارجه به انجام رسید در این زمان محمد تدین وزیر علوم و معارف بود. گفتگوها در مجلس درباره رشته تحصیلی دانشجویان و هزینه آن و تعهد دانشجویان برای خدمت به دولت پس از به پایان رساندن تحصیلاتشان در خارج از کشور و رشته‌هایی که دانشجویان در خارج از کشور بیاموزند دور می‌زد. هم‌چنین دشواری این که دانشجویان، میهن‌پرست! به ایران بازنمی‌گردند، بلکه هم چون بیگانه‌ای که از دیگر ایرانیان برتر می‌باشند رفتار می‌کنند بررسی شد و به گفتمان گزارده شد.
 
در این سخنان آشکار شد که واژگان علمی به زبان پارسی وجود ندارد و دانشجویانی که برای تحصیل در رشته‌های مهندسی، پزشکی و یا حقوق به خارج می‌روند پس از پایان تحصیل و بازگشت به ایران، دانستنی هایشان برای دیگران ناآشنا و بیگانه است و برابر پارسی ندارد.  


پنج گلوله از چند قدمی به شاهنشاه شلیک شد و گلوله ششم در لوله رولور گیر کرد. در این زمان سرتیپ صفاری رییس شهربانی با هفت تیر خود به پای فخرآرایی تیری زد و فخرآرایی به زمین افتاد. فخرآرایی رولورش را به زمین پرتاب کرد. در همین هنگام از میان افسران گارد تیر دیگری به فخرآرایی شلیک شد که وی را به سختی زخمی کرد. دانشجوی بیگانه‌ای از چکسلواکی! خودش را به فخرآرایی رساند تا از زنده بودن یا کشته شدن وی اطمینان یابد که وی نیز دستگیر شد. فخرآرایی به بیمارستان شهربانی برده شد. بر روی تخت بیمارستان یافتند که فخرآرایی با یک لنگه جوراب نایلونی زنانه کاردی را به پای خود بسته بود تا در زمان مناسب کارد را نیز به کار ببرد. در بیمارستان با همه کوشش‌های پزشکان که وی را زنده نگاه دارند، ناصر فخرایی مرد. از فخرآرایی دو کارت خبرنگاری به دست آمد، یکی از سوی « روزنامه فریاد ملت »  در سال ۱۳۲۴ خورشیدی و دیگری از سوی روزنامه پرچم اسلام که درست در بامداد ۱۵ بهمن ماه روز سوءقصد صادر شده بود. روز پسین ۱۶ بهمن ماه دکتر فقیهی شیرازی مدیر روزنامه پرچم اسلام که کارت خبرنگاری ناصر فخرآرایی را در بامداد ۱۵ بهمن صادر کرده بود دستگیر شد.  ناصر فخرآرایی هموند حزب توده بود و در دفترچه خاطرات خود با سرفرازی نوشته است: "من عضو حزب توده که مترقی‌ترین احزاب ایرانست و به وسیله شوروی‌ها پشتیبانی می‌گردد می‌باشم...."
اندیشه بنیاد دانشگاه تهران - فروردین ماه ۱۳۱۰ وزیر دربار عبدالحسین تیمورتاش عیسی صدیق اعلم را مامور کرد تا انستیتویی برای آموزش عالی با سه دانشکده تربیت معلم، پزشکی و مهندسی بنیان نماید.


از سوی دیگر شاهنشاه را به همراه سرهنگ دفتری رییس دژبانی کشور سوار خودرویی کردند تا به بیمارستان ارتش ببرند، باز هم بخت با مردم ایران بود که راننده خودرو به یکی از خیابان‌های بن بست دانشگاه تهران پیچید و ناچار شد دور بزند و دوباره به سوی دانشکده حقوق بازگردد که دکتر منوچهر اقبال وزیر بهداری، خودرو را بازایستاند و سوار شد و کنار شاهنشاه نشست. خودرو به بیمارستان ارتش رسید، شاهنشاه و دکتر اقبال از خودرو پیاده شدند و دکتر اقبال دریافت که پزشکانی که کشیک هستند، پزشکان دیگری می‌باشند و نه کسانی که باید در آن روز در بیمارستان باشند. همانگونه که بررسی‌ها نشان داد، پزشکان هموند حزب توده در این روز به کار گماشته شده بودند. این نشان می‌دهد که این سوءقصد کار یک تن نبود بلکه توطئه بزرگ و گسترده‌ای برنامه ریزی شده بود. پس از آنکه دکتر اقبال غیرعادی بودن وضعیت بیمارستان را دید، خود شاهنشاه را جراحی کرد و پروانه نداد که کسی از پزشکان کشیک توده‌ای  به شاهنشاه نزدیک شوند. یکی از گلوله‌ها که به پشت و شانه شاهنشاه خورده بود و آنجا گیر کرده بود، زمانی دیگر، در یکی از سفرهای شاهنشاه به ایالات متحده امریکا در پادگان نظامی بیرون کشیده شد.
عیسی صدیق اعلم راهی ایالات متحده امریکا شد و با پروفسور پل مونرو در دانشگاه کلمبیا دیدار کرد. عیسی صدیق اعلم تز دکترا خود را با فرنام پرشیای مدرن و سیستم آموزشی آن نوشت و طرح بنیان یک دانشگاه با همه جزییات مالی و پرسنلی آن را به نوشتار درآورد. در مهر ماه ۱۳۱۰ دکتر عیسی صدیق اعلم به تهران بازگشت و در نشستی با علی‌اکبر داور وزیر دادگستری، محمدعلی فروغی وزیر امور خارجه، سید حسن تقی‌زاده وزیر مالیه و یحیی قراگزلو وزیر معارف طرح بنیان یک دانشگاه را با آنان در میان گذاشت. قرار بر این شد پس از بازگشت تیمورتاش وزیر دربار از سفر، این طرح با وی نیز در میان گزارده شود و سپس تیمورتاش آن را به آگاهی اعلیحضرت رضا شاه بزرگ برساند.  
پخش خبر سوءقصد به جان شاهنشاه در تهران و شهرستان‌ها چنان ناآرامی در همگان بوجود آورد که همانند آن را در تاریخ ایران کمتر می‌توان یافت. همه از پیر و جوان، زن و مرد به خیابان‌ها ریختند و با بی‌تابی چشم به راه رسیدن مژده تندرستی شاهنشاه بودند. در شهرستان‌های دور و نزدیک مردم به تلگرافخانه‌ها هجوم آورده بودند و می‌خواستند هر چه زودتر از جریان سوءقصد آگاه شوند. در آن میان، تنها کارگردانان سازمان [[حزب توده]] وابسته به شوروی بودند که با خیال راحت از برنامه شومی که در پیش داشتند، بیش از ده هزار تن از افراد حزبی را برای برگزاری مراسم یادبود مزدور و سرسپرده بیگانه تقی ارانی در امامزاده عبدالله شهر ری گردآورده بودند و درست در همان لحظه‌هایی که شاهنشاه در دانشگاه تهران در کاخ دانش و فرهنگ کشور خود مورد سوءقصد قرار گرفته بود، توده‌ای‌ها سخنان پرشور بر سر گور ارانی ایراد می‌کردند و آوازهای انقلابی می‌خواندند.


دی ماه ۱۳۱۳ نشستی با بودن تیمورتاش، دکتر عیسی صدیق اعلم و علی اکبر داور برگزار گردید و شالوده بنیان دانشگاه با تیمورتاش در میان گذاشته شد. تیمورتاش به پیشگاه اعلیحضرت رضا شاه پهلوی شرفیاب شد و برنامه بنیان دانشگاه را به آگاهی رضا شاه رساند. رضا شاه فرمان بنیان دانشگاه را به تیمورتاش دادند و افزودند که عیسی صدیق اعلم به استخدام وزارت معارف درآید و شالوده بنیان دانشگاه را پی‌ریزی نماید و به اجرا درآورد. بدین سان، قراگزلو وزیر معارف عیسی صدیق اعلم را به استخدام وزارت معارف درآورد و به ریاست دانشسرای تربیت معلم برگزید. افزون بر این، قراگزلو عیسی صدیق اعلم را برآن داشت که مدرسه‌های آموزش عالی که وجود دارند را زیر یک چتر بیاورد و سپس آنان را دانشکده بنامند، همانند:
مدرسه حقوق - بنیاد شده از سوی محمدعلی فروغی به سال ۱۲۹۸ خورشیدی. - مدرسه طب: در سال ۱۲۹۷ خورشیدی مدرسه طب از سوی محمدحسین لقمان‌الدوله ادهم بنیاد نهاده شد.  - مدرسه علوم سیاسی: در سال ۱۲۷۸ از سوی حسن پیرنیا مشیرالدوله بنیان شد.  - مدرسه تربیت معلم: دارالمعلمین مرکزی از سوی نصیرالدوله وزیر معارف به سال ۱۲۹۸ بنیان گزارده شد.


دولت ساعد که پس از سقوط کابینه عبدالحسین هژیر (۲۳ خرداد - ۱۶ آبان ۱۳۲۷) از روز ۲۵ آبان ماه بر سر کار آمده بود در اعلامیه ایی که از رادیو تهران پخش شد، ملت ایران را از تندرستی و از میان رفتن خطر از جان شاهنشاه آگاه نمود. شاهنشاه که از نگرانی مردم آگاهی داشتند، ساعت ۱۹ یکشنبه در بستر بهبودی از رادیو تهران، پیامی برای ملت ایران فرستادند که سبب آرامش خاطر مردم شد:
نخستین گفتگوها درباره بنیاد نهادن دانشگاه تهران در مجلس شورای ملی در روزهای ۲۳ و ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۱۳ انجام شد.  سرانجام در روز ۸ خرداد ماه ۱۳۱۳ قانون اجازه تاسیس دانشگاه تهران در بیست و یک ماده به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بر پایه این قانون دانشگاه تهران با شش دانشکده آغاز به کار کرد: ۱ - ادبیات و فلسفه و علوم تربیتی ۲ - علوم طبیعی و ریاضی  ۳- فنی ۴ - پزشکی و شعب و فروع آن (آموزشگاه عالی مامایی و آموزشگاه پرستاری و آموزشگاه عالی بهداشت و بیمارستان‌های تهران) ۵ - حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی  ۶- معقول و منقول


: هم میهنان عزیز، بعد از سپاسگزاری بی پایان از فضل و رحمت الهی که مرا از خطر سوءقصد حفظ فرمود، از اینکه در این موقع عموم طبقات اهالی با خلوص کامل برای سلامت من ابراز احساسات نموده‌اند، مراتب رضایت و خشنودی خود را اظهار می‌دارم. البته انتظار من همین بود، زیرا به شهادت تاریخ مردم کشور ما در مقام حفظ شئون ملی هیچ وقت دستخوش اغراض بدخواهان نگردیده و غریزه ذاتی خود را که خلوص و صمیمیت است به منصه ظهور رسانیده‌اند. اگر چه چند روزی به واسطه این حادثه مجبور به استراحت و معالجه هستم، اما بدیهی است که اینگونه حوادث خللی به استحکام عقیده و ثبات من در راه خدمت به وطن وارد نمی‌سازد، بلکه در حفظ مملکت و تأمین رفاه و آسایش مردم ثابت‌تر بوده و از ایثار جان نیز در صورت لزوم دریغ نخواهم‌نمود. امیدوارم برای رسیدن به کمال مطلوب، با فضل و یاری خداوند تعالی همه وقت ما را حافظ و پشتیبان باشد، و هم‌میهنان عزیز هم برای ایجاد وحدت کامل و تقویت حس صمیمیت از انجام وظایفی که بر عهده دارند کوتاهی و فروگذار ننمایند.
استقلال دانشگاه تهران - پس از گشایش دانشگاه تهران بر پایه ماده سوم قانون بنیان دانشگاه، رییس دانشگاه با پیشنهاد وزیر فرهنگ به فرمان همایونی برگزیده می‌شد. در ماده هفتم این قانون می‌گوید که "دانشگاه دارای شخصیت حقوقی می‌باشد و نمایندگی آن به عهده رییس است و از لحاظ اداری و مالی دانشگاه مستقل و تحت مسولیت مستقیم وزیر فرهنگ خواهد بود." این سبب دشواری‌های بسیاری شد زیرا که برای انجام هر گونه کاری استادان، استادیاران، دانشیاران و دیگر کارکنان دانشگاه می‌بایستی که به وزارت فرهنگ بروند و از قسمت‌های گوناگون وزارتخانه چاره‌جویی کنند. در زمانی که دکتر سیاسی وزیر فرهنگ بود یعنی  سال ۱۳۲۲ - ۱۳۲۱  پیشنهاد کرد که گزینش رییس دانشگاه تهران از سوی شورای دانشگاه انجام شود و  بر پایه قانون، رییس‌های دانشکده‌ها از میان استادان و با همداستانی و رای آنان برگزیده شوند و رییس دانشگاه نیز از میان رییس دانشکده‌ها به رای شورای دانشگاه و فرمان اعلیحضرت همایونی برگزیده شود.
چارت سازمانی دانشگاه از تاریخ ۱۵ بهمن ماه ۱۳۲۱ با استقلال امور اداری دانشگاه تهران از وزارت فرهنگ دگرگون شد.


۱۵ بهمن ماه ۱۳۲۱ آیین نخستین جشن استقلال دانشگاه تهران در پیشگاه شاهنشاه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی و ملکه فوزیه برگزار شد و اعلیحضرت مدال‌ها و جایزه‌های دانشجویان برجسته را به آنان دادند.
کوی دانشگاه - برای جای زندگی دانشجویان دانشگاه تهران که از شهرستان‌ها به تهران می‌آمدند و یا دانشجویان خارجی که در دانشگاه تهران درس می‌خواندند و هم‌چنین برای کادر آموزشی و کارکنان دانشگاه که جای مناسبی برای زندگی نداشتند، اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی در آذر ماه ۱۳۲۳ خانه‌ها و کاچال (اثاثیه) مورد نیاز در کوی امیرآباد شمالی با همه تاسیسات آن را به پیشنهاد رییس دانشگاه خریداری نمودند و به دانشجویان دانشگاه تهران پیشکش کردند تا در آرامش رشته برگزیده خود را بیاموزند و به میهن خود خدمت کنند. در سال تحصیلی ۱۳۲۵ - ۱۳۲۴ بیش از پانصد دانشجو در کوی دانشگاه خیابان امیرآباد شمالی با ساختمان مدرن و مجهز جای گرفتند و پس از آن ساختمان‌های بیشتری در کوی دانشگاه برای دانشجویان بنا شد.


دولت ساعد پس از آنکه مدرک‌ها و اطلاعات در پیوند با سوءقصد به شاهنشاه از سوی حزب توده را بدست آورد، [[حزب توده]] وابسته به شوروی را رسما غیرقانونی اعلام نمود. بی‌درنگ فرمانداری نظامی در پایتخت برقرار شد و کارهای دولت شتابان در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. کلوب‌های حزب توده در سراسر ایران و روزنامه حزبی از سوی مامورین انتظامی بسته شد. شماری از رهبران حزب در دادگاه‌های نظامی محاکمه شدند و به سبب خیانت و وطن‌فروشی و جرم‌هایی که ردشدنی نبودند و در درازای سال‌ها به آن دست زده بودند به زندان افتادند. شماری دیگر از سران حزب که به خارج از کشور گریخته بودند، در نبودنشان دادرسی  و به اعدام محکوم شدند.  با وجود این، حزب توده از فعالیت خود دست نکشید و از آن پس سازمان‌های پنهانی دایر کرد و به اصطلاح حزبی به زیر زمین رفت و چشم به راه فرصت مناسب نشست تا بار دیگر در پهنه سیاست ایران نخشی را که در برابر استالینیسم و دیپلماسی بریتانیا بر عهده گرفته بود به اجرا درآورد.
در سال ۱۳۲۶ خورشیدی عوامل حزب توده چون دکتر فریدون کشاورز (دانشکده ادبیات) ، علی شایگان، کریم سنجابی ، نورالدین کیانوری، یدالله سحابی، غلامحسین زیرک زاده، مهندس مهدی بازرگان، دکتر حسین جودت، دکتر رضا رادمنش، غلامحسین صدیقی در دانشگاه تهران از استادان و دانشیاران بودند[ از راهنمای دانشگاه تهران سال ۱۳۲۶ خورشیدی، انتشارات دانشگاه تهران ۱۸ ، اداره انتشارات و روابط دانشگاهی ] این خیانتکاران به ملت و کشور ایران در دانشگاه تهران شبکه سازمان‌هایی را بوجود آوردند تا حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران را براندازی کنند.


'''اعلامیه دولت راجع به برقراری حکومت نظامی و انحلال حزب توده ایران''' - با بررسی‌ها و بازجویی‌هایی که انجام شد، روشن شد که در رابطه با حزب توده بوده است  و دولت برآن شد که اعلامیه دولت راجع به برقراری حکومت نظامی و انحلال حزب توده ایران را در مجلس شورای ملی به آگاهی ملت برساند
۱۵ مهر ماه ۲۵۳۷ در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو در آیین ویژه‌ای سال تحصیلی نوین دانشگاه تهران آغاز شد. هلیکوپتر در ساعت ۱۵ و ۵۵ دقیقه در پهنه دانشگاه بر زمین نشست و سپس اعلیحضرتین به سوی تالار فردوسی دانشگاه رفتند. آیین ویژه چهل و پنجمین سال تحصیلی دانشگاه تهران با خواندن سرود شاهنشاهی از سوی هم‌خوانان دانشگاه آغاز شد.  دکتر عبدالله شیبانی رییس دانشگاه تهران سخنرانی کرد. در پایان شاهنشاه آریامهر جایزه دانش‌آموختگان رتبه اول دانشگاه تهران را به آنان دادند و با دانشجویان به گفتگو پرداختند. اعلیحضرتین ساعت ۱۷ و ۱۵ دقیقه از پهنه دانشگاه تهران با هلیکوپتر پرواز کردند.


با مشاهده این اوضاع دولت برای حفظ مصالح عالیه کشور در جلسه فوق العاده ۱۵ بهمن ماه تصویب نمود که از آن تاریخ بموجب قانون مصوب ۲۷ سرطان ۱۳۲۹ قمری در شهر تهران و حومه حکومت نظامی برقرار گردد مامورین مربوط طبق موازین قانون فوق از هرگونه افساد و تحریکات جدا ممانعت نموده و در کشف توطئه خائنانه و دستگیری محرکین و مسببین اقدام و اهتمام لازم بعمل خواهند آورد. نخست‌وزیر - محمد ساعد
در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی دانشگاه تهران دارای ۲۱ دانشکده، ۶ موسسه، ۴ انستیتو، ۷ مرکز علمی و پژوهشی، ۷ آموزشگاه و ۱۱ بیمارستان با بیش از ۳۱۱۳ تخت بیمارستانی بود. شمار گروه‌های آموزشی دانشگاه ۱۳۳ و شمار رشته‌های تحصیلی در همه واحدهای آموزشی ۲۴۸ می‌باشد که از آن ۱۰ رشته فوق دیپلم، ۵۸ رشته لیسانس، ۹۶ رشته فوق لیسانس، ۲۹ رشته دکترا و ۵۵ رشته تخصصی پس از دکترا بود.


<big>'''اعلامیه دولت'''</big> - از چند سال به این طرف در داخل کشور عناصر مفسده‌جویی به اسم حزب توده ایران دور هم جمع شده یک عده مردمان ساده‌لوح را با کلمات فریبنده اغفال و هرروز ایجاد اغتشاش و هرج و مرج نموده و در صدد واژگون کردن بنیان و اساس کشور بودن و از هیچگونه آزار و قتل و غارت در مازندران و گیلان و آذربایجان فروگذار نکرده و حتی موقعی هم درصدد تجزیه قسمتی از کشور برآمدند صحیح است گزارشهای رسیده حاکی است که اینک صرف نظر از اغفال مردمان ساده به ترویج مرام اشتراکی در بین نوباوگان و دانشجویان شروع کرده و زمینه انقلاب را در کشور فراهم می‌سازند بنابراین دولت برای حفظ تمامیت و استقلال کشور و جلوگیری از هرگونه مفسده و آشوب حزب مزبور را منافی استقلال کشور تشخیص و دستور می‌دهد سازمان حزب مزبور در تمام کشور منحل و افراد خائن که مدارک لازم برعلیه آنها موجود است طبق مقررات قوانین مربوطه تحت تعقیب قرار گرفته و مجازات شوند.
پس از فتنه‌ای که در ایران در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی با همدستی سازمان‌های تروریستی برای براندازی حکومت مشروطه پارلمانی در ایران بر پا شد،  گروه‌های تروریستی چون حزب توده، جبهه ملی، سازمان چریک‌های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق و دیگر گروهک‌ها به همدستی اسلامیون زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی گردآمدند و کشور ایران را به خاک و خون کشیدند تا سرانجام در ۲۲ بهمن ماه توطئه‌های چندین ساله آنان به رهبری بیگانگان  به انجام رسید و سامانه مشروطه شاهنشاهی و قوانین مدرن سکولار از ایران برانداخته شد.  دانشگاه تهران با این فتنه دستخوش دگرگونی‌های بزرگی شد، استادان عالیقدر دانشگاه پاک سازی شدند و بسیاری از دانشجویان بیرون انداخته شدند. پس از چند سالی کتابخانه دانشکده حقوق آتش زده شد و این مجموعه بی همانند کتاب‌های حقوق مدنی و حقوق انسانی از بین رفت تا سدی در برابر قوانین شریعت حاکم بر کشور ایران نباشد. دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه‌ها با همکاری کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور برای براندازی شاهنشاهی پارلمانی ایران سال‌ها زیر چتر تروریست‌ها آموزش یافتند تا دوباره ایران و ایرانی زیر یوغ بیگانگان درآیند.  دو پادشاه ایران ساز که همه کوشش خود را بر آن نهادند که از ایران کشوری مستقل و از ایرانیان ملتی فرهیخته بسازند که از زمان زاده شدن تا واپسین دَم در رفاه و آرامش و آسایش و امنیت زندگی کنند با دسیسه روشنفکران ایران که سرسپرده قدرت‌های استعماری بودند و هستند، بهترین زنان و مردان ایرانی را اعدام کردند و می‌کنند، ایران را چپاول می‌کنند و در رسانه‌های داخلی و خارجی همین مزدوران همچنان برای ماندن حکومت اسلامی، برنامه‌های مغزشویی و جدایی انداختن میان ایرانیان را به نمایش می‌گذارند و هر بار با سناریویی نوین از جنبش مردم ایران برای آزاد ساختن میهن جلوگیری می‌کنند.





نسخهٔ ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۲۴


رضا شاه بزرگ سنگ یادبود دانشگاه تهران را در زمین دانشگاه می‌نهند ۱۵ بهمن ۱۳۱۳
سنگ یادبود دانشگاه تهران که در بهمن ماه ۱۳۱۳ از سوی رضا شاه بزرگ برنشانده شد
پایان‌نامه دکترای عیسی صدیق اعلم « پرشیای مدرن و سیستم آموزشی آن » پروژه بنیاد دانشگاه تهران به دستور رضا شاه بزرگ
زیر نظر دکتر عیسی صدیق اعلم دانشگاه تهران یکی از دانشگاه‌های معتبر دنیا شد
رضا شاه بزرگ دانشکده پزشکی را می‌گشایند
پاسخ دانشجویان دانشگاه تهران در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی به بنیانگذار دانشگاه تهران رضا شاه بزرگ و سپاس بسیار آنها از آموزش رایگان تا درجه دکترا و دریافت کمک هزینه تحصیلی ماهانه!!!

دانشگاه تهران - در روز ۱۵ بهمن ماه ۱۳۱۳ لوحه ساختمان دانشگاه تهران به دست رضا شاه بزرگ در زمین‌های پردیس جلالیه تهران بر زمین نشانده شد. نزدیک به ۲۵۰ هزار متر مربع از زمین‌های جلالیه ویژه ساختمان دانشگاه تهران شد و بنا بر امر اعلیحضرت شاهنشاه قرار شد که کار ساختمان دانشکده پزشکی زودتر از دیگر دانشکده‌ها آغاز شود. بر روی لوح فلزی تاریخ ساختمان دانشگاه تهران چنین نوشته شد: هنگام شاهنشاهی پادشاه ایران رضا شاه پهلوی سردودمان پهلوی، ساختمان دانشگاه تهران به فرمان او آغاز و این نبشته که به یادگار در دل سنگ جای گرفته، به زمین سپرده شد. بهمن ماه یک هزار و سیصد و سیزده خورشیدی

در روز ۲۴ اسفند ماه ۱۳۱۳ زادروز رضا شاه بزرگ، دانشگاه تهران در آیین باشکوهی در پیشگاه اعلیحضرت رضا شاه بزرگ گشوده شد. مهدی‌قلی هدایت نخست‌وزیر پیشین و کهنسال ایران که در این آیین باشکوه بود گفت این رویداد به همان اندازه برای ایران مهم است که ساختن راه‌آهن ایران و او از خداوند سپاس دارد که این روز بزرگ را دید و تجربه کرد. دانشگاه تهران با ۱۰۴۳ تن دانشجو آغاز به کار کرد. قانون بنیان دانشگاه تهران و آیین‌نامه استخدامی دانشگاه تهران در روز ۸ خرداد ماه ۱۳۱۳ به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

با بنیان دانشگاه تهران استعمار نیز به کار افتاد و مدرسه فیضیه قم را برپا کرد.

نخستین گفتگوها درباره بنیان دانشگاه در ایران در مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری ششم در نشست‌های ۲۴۳ تا ۲۴۶ در اردیبهشت ماه ۱۳۰۷ خورشیدی در چارچوب گفتگوهای قانون اعزام محصل به خارجه به انجام رسید در این زمان محمد تدین وزیر علوم و معارف بود. گفتگوها در مجلس درباره رشته تحصیلی دانشجویان و هزینه آن و تعهد دانشجویان برای خدمت به دولت پس از به پایان رساندن تحصیلاتشان در خارج از کشور و رشته‌هایی که دانشجویان در خارج از کشور بیاموزند دور می‌زد. هم‌چنین دشواری این که دانشجویان، میهن‌پرست! به ایران بازنمی‌گردند، بلکه هم چون بیگانه‌ای که از دیگر ایرانیان برتر می‌باشند رفتار می‌کنند بررسی شد و به گفتمان گزارده شد.

در این سخنان آشکار شد که واژگان علمی به زبان پارسی وجود ندارد و دانشجویانی که برای تحصیل در رشته‌های مهندسی، پزشکی و یا حقوق به خارج می‌روند پس از پایان تحصیل و بازگشت به ایران، دانستنی هایشان برای دیگران ناآشنا و بیگانه است و برابر پارسی ندارد.

اندیشه بنیاد دانشگاه تهران - فروردین ماه ۱۳۱۰ وزیر دربار عبدالحسین تیمورتاش عیسی صدیق اعلم را مامور کرد تا انستیتویی برای آموزش عالی با سه دانشکده تربیت معلم، پزشکی و مهندسی بنیان نماید.

عیسی صدیق اعلم راهی ایالات متحده امریکا شد و با پروفسور پل مونرو در دانشگاه کلمبیا دیدار کرد. عیسی صدیق اعلم تز دکترا خود را با فرنام پرشیای مدرن و سیستم آموزشی آن نوشت و طرح بنیان یک دانشگاه با همه جزییات مالی و پرسنلی آن را به نوشتار درآورد. در مهر ماه ۱۳۱۰ دکتر عیسی صدیق اعلم به تهران بازگشت و در نشستی با علی‌اکبر داور وزیر دادگستری، محمدعلی فروغی وزیر امور خارجه، سید حسن تقی‌زاده وزیر مالیه و یحیی قراگزلو وزیر معارف طرح بنیان یک دانشگاه را با آنان در میان گذاشت. قرار بر این شد پس از بازگشت تیمورتاش وزیر دربار از سفر، این طرح با وی نیز در میان گزارده شود و سپس تیمورتاش آن را به آگاهی اعلیحضرت رضا شاه بزرگ برساند.

دی ماه ۱۳۱۳ نشستی با بودن تیمورتاش، دکتر عیسی صدیق اعلم و علی اکبر داور برگزار گردید و شالوده بنیان دانشگاه با تیمورتاش در میان گذاشته شد. تیمورتاش به پیشگاه اعلیحضرت رضا شاه پهلوی شرفیاب شد و برنامه بنیان دانشگاه را به آگاهی رضا شاه رساند. رضا شاه فرمان بنیان دانشگاه را به تیمورتاش دادند و افزودند که عیسی صدیق اعلم به استخدام وزارت معارف درآید و شالوده بنیان دانشگاه را پی‌ریزی نماید و به اجرا درآورد. بدین سان، قراگزلو وزیر معارف عیسی صدیق اعلم را به استخدام وزارت معارف درآورد و به ریاست دانشسرای تربیت معلم برگزید. افزون بر این، قراگزلو عیسی صدیق اعلم را برآن داشت که مدرسه‌های آموزش عالی که وجود دارند را زیر یک چتر بیاورد و سپس آنان را دانشکده بنامند، همانند: مدرسه حقوق - بنیاد شده از سوی محمدعلی فروغی به سال ۱۲۹۸ خورشیدی. - مدرسه طب: در سال ۱۲۹۷ خورشیدی مدرسه طب از سوی محمدحسین لقمان‌الدوله ادهم بنیاد نهاده شد. - مدرسه علوم سیاسی: در سال ۱۲۷۸ از سوی حسن پیرنیا مشیرالدوله بنیان شد. - مدرسه تربیت معلم: دارالمعلمین مرکزی از سوی نصیرالدوله وزیر معارف به سال ۱۲۹۸ بنیان گزارده شد.

نخستین گفتگوها درباره بنیاد نهادن دانشگاه تهران در مجلس شورای ملی در روزهای ۲۳ و ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۱۳ انجام شد. سرانجام در روز ۸ خرداد ماه ۱۳۱۳ قانون اجازه تاسیس دانشگاه تهران در بیست و یک ماده به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بر پایه این قانون دانشگاه تهران با شش دانشکده آغاز به کار کرد: ۱ - ادبیات و فلسفه و علوم تربیتی ۲ - علوم طبیعی و ریاضی ۳- فنی ۴ - پزشکی و شعب و فروع آن (آموزشگاه عالی مامایی و آموزشگاه پرستاری و آموزشگاه عالی بهداشت و بیمارستان‌های تهران) ۵ - حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی ۶- معقول و منقول

استقلال دانشگاه تهران - پس از گشایش دانشگاه تهران بر پایه ماده سوم قانون بنیان دانشگاه، رییس دانشگاه با پیشنهاد وزیر فرهنگ به فرمان همایونی برگزیده می‌شد. در ماده هفتم این قانون می‌گوید که "دانشگاه دارای شخصیت حقوقی می‌باشد و نمایندگی آن به عهده رییس است و از لحاظ اداری و مالی دانشگاه مستقل و تحت مسولیت مستقیم وزیر فرهنگ خواهد بود." این سبب دشواری‌های بسیاری شد زیرا که برای انجام هر گونه کاری استادان، استادیاران، دانشیاران و دیگر کارکنان دانشگاه می‌بایستی که به وزارت فرهنگ بروند و از قسمت‌های گوناگون وزارتخانه چاره‌جویی کنند. در زمانی که دکتر سیاسی وزیر فرهنگ بود یعنی سال ۱۳۲۲ - ۱۳۲۱ پیشنهاد کرد که گزینش رییس دانشگاه تهران از سوی شورای دانشگاه انجام شود و بر پایه قانون، رییس‌های دانشکده‌ها از میان استادان و با همداستانی و رای آنان برگزیده شوند و رییس دانشگاه نیز از میان رییس دانشکده‌ها به رای شورای دانشگاه و فرمان اعلیحضرت همایونی برگزیده شود.

چارت سازمانی دانشگاه از تاریخ ۱۵ بهمن ماه ۱۳۲۱ با استقلال امور اداری دانشگاه تهران از وزارت فرهنگ دگرگون شد.

۱۵ بهمن ماه ۱۳۲۱ آیین نخستین جشن استقلال دانشگاه تهران در پیشگاه شاهنشاه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی و ملکه فوزیه برگزار شد و اعلیحضرت مدال‌ها و جایزه‌های دانشجویان برجسته را به آنان دادند. کوی دانشگاه - برای جای زندگی دانشجویان دانشگاه تهران که از شهرستان‌ها به تهران می‌آمدند و یا دانشجویان خارجی که در دانشگاه تهران درس می‌خواندند و هم‌چنین برای کادر آموزشی و کارکنان دانشگاه که جای مناسبی برای زندگی نداشتند، اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی در آذر ماه ۱۳۲۳ خانه‌ها و کاچال (اثاثیه) مورد نیاز در کوی امیرآباد شمالی با همه تاسیسات آن را به پیشنهاد رییس دانشگاه خریداری نمودند و به دانشجویان دانشگاه تهران پیشکش کردند تا در آرامش رشته برگزیده خود را بیاموزند و به میهن خود خدمت کنند. در سال تحصیلی ۱۳۲۵ - ۱۳۲۴ بیش از پانصد دانشجو در کوی دانشگاه خیابان امیرآباد شمالی با ساختمان مدرن و مجهز جای گرفتند و پس از آن ساختمان‌های بیشتری در کوی دانشگاه برای دانشجویان بنا شد.

در سال ۱۳۲۶ خورشیدی عوامل حزب توده چون دکتر فریدون کشاورز (دانشکده ادبیات) ، علی شایگان، کریم سنجابی ، نورالدین کیانوری، یدالله سحابی، غلامحسین زیرک زاده، مهندس مهدی بازرگان، دکتر حسین جودت، دکتر رضا رادمنش، غلامحسین صدیقی در دانشگاه تهران از استادان و دانشیاران بودند. [ از راهنمای دانشگاه تهران سال ۱۳۲۶ خورشیدی، انتشارات دانشگاه تهران ۱۸ ، اداره انتشارات و روابط دانشگاهی ] این خیانتکاران به ملت و کشور ایران در دانشگاه تهران شبکه سازمان‌هایی را بوجود آوردند تا حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران را براندازی کنند.

۱۵ مهر ماه ۲۵۳۷ در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو در آیین ویژه‌ای سال تحصیلی نوین دانشگاه تهران آغاز شد. هلیکوپتر در ساعت ۱۵ و ۵۵ دقیقه در پهنه دانشگاه بر زمین نشست و سپس اعلیحضرتین به سوی تالار فردوسی دانشگاه رفتند. آیین ویژه چهل و پنجمین سال تحصیلی دانشگاه تهران با خواندن سرود شاهنشاهی از سوی هم‌خوانان دانشگاه آغاز شد. دکتر عبدالله شیبانی رییس دانشگاه تهران سخنرانی کرد. در پایان شاهنشاه آریامهر جایزه دانش‌آموختگان رتبه اول دانشگاه تهران را به آنان دادند و با دانشجویان به گفتگو پرداختند. اعلیحضرتین ساعت ۱۷ و ۱۵ دقیقه از پهنه دانشگاه تهران با هلیکوپتر پرواز کردند.

در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی دانشگاه تهران دارای ۲۱ دانشکده، ۶ موسسه، ۴ انستیتو، ۷ مرکز علمی و پژوهشی، ۷ آموزشگاه و ۱۱ بیمارستان با بیش از ۳۱۱۳ تخت بیمارستانی بود. شمار گروه‌های آموزشی دانشگاه ۱۳۳ و شمار رشته‌های تحصیلی در همه واحدهای آموزشی ۲۴۸ می‌باشد که از آن ۱۰ رشته فوق دیپلم، ۵۸ رشته لیسانس، ۹۶ رشته فوق لیسانس، ۲۹ رشته دکترا و ۵۵ رشته تخصصی پس از دکترا بود.

پس از فتنه‌ای که در ایران در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی با همدستی سازمان‌های تروریستی برای براندازی حکومت مشروطه پارلمانی در ایران بر پا شد، گروه‌های تروریستی چون حزب توده، جبهه ملی، سازمان چریک‌های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق و دیگر گروهک‌ها به همدستی اسلامیون زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی گردآمدند و کشور ایران را به خاک و خون کشیدند تا سرانجام در ۲۲ بهمن ماه توطئه‌های چندین ساله آنان به رهبری بیگانگان به انجام رسید و سامانه مشروطه شاهنشاهی و قوانین مدرن سکولار از ایران برانداخته شد. دانشگاه تهران با این فتنه دستخوش دگرگونی‌های بزرگی شد، استادان عالیقدر دانشگاه پاک سازی شدند و بسیاری از دانشجویان بیرون انداخته شدند. پس از چند سالی کتابخانه دانشکده حقوق آتش زده شد و این مجموعه بی همانند کتاب‌های حقوق مدنی و حقوق انسانی از بین رفت تا سدی در برابر قوانین شریعت حاکم بر کشور ایران نباشد. دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه‌ها با همکاری کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور برای براندازی شاهنشاهی پارلمانی ایران سال‌ها زیر چتر تروریست‌ها آموزش یافتند تا دوباره ایران و ایرانی زیر یوغ بیگانگان درآیند. دو پادشاه ایران ساز که همه کوشش خود را بر آن نهادند که از ایران کشوری مستقل و از ایرانیان ملتی فرهیخته بسازند که از زمان زاده شدن تا واپسین دَم در رفاه و آرامش و آسایش و امنیت زندگی کنند با دسیسه روشنفکران ایران که سرسپرده قدرت‌های استعماری بودند و هستند، بهترین زنان و مردان ایرانی را اعدام کردند و می‌کنند، ایران را چپاول می‌کنند و در رسانه‌های داخلی و خارجی همین مزدوران همچنان برای ماندن حکومت اسلامی، برنامه‌های مغزشویی و جدایی انداختن میان ایرانیان را به نمایش می‌گذارند و هر بار با سناریویی نوین از جنبش مردم ایران برای آزاد ساختن میهن جلوگیری می‌کنند.