الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید.  -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید.  -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*[[پرونده:MohammadRezaShahPahlaviOath25Shahrivar1320.jpg|thumb|left|280px|سوگند محمدرضا شاه پهلوی به نگاهبانی از قانون اساسی سکولار مشروطه ایران ۲۶ شهریور ۱۳۲۰]]
*[[پرونده:MohammadRezaShahPahlaviSpeech08Dey1349k.mp4|thumb|left|240px|به سخنان شاهنشاه آریامهر درباره برنامه عمرانی پنجم گوش فرادهیم]]
'''[[سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در روشن ساختن خطوط اصلی برنامه عمرانی پنجم سازمان برنامه و بودجه ۸ دی ماه ۱۳۴۹]]''' - ... سایر مظاهر انقلاب ما که همه آنها منطبق با اصول عدالت اجتماعی است، چنان استحکامی به جامعه ما داده که ایران در تمام دنیا به عنوان جزیره ثبات و یا دریای آرامش نامیده شده‌است. به هر صورت هر کس به سلیقه خودش اسمی که معرف استحکام وضع ما است به ما داده و مملکت ما به این پیشرفت‌ها نائل شده‌است. البته حسودان، کسانی که می‌دیدند دوازده ماده انقلاب ایران در داخل کشور چه اثراتی داشته و احیاناً ممکن است شهرت این پیشرفت‌ها به جاهای دیگر برسد و مردم اگر چشمشان باز باشد می‌توانند وضع خود را با دیگران مقایسه بکنند و نتیجه‌گیری نمایند، از این وضع ناراحت می‌شدند. همچنین بود وضع کسانی که به دنبال مرام می‌گردند، نه مثل ما که دنبال مرام نمی‌گردیم، بلکه به دنبال طریقی می‌گردیم که بیشتر و بهتر بتواند به کشور ایران و به ملت ایران خدمت بکند و در این جستجوها اغلب اوقات ابتکاراتی که شده نتیجه فکر خود ما بود، جز در قسمت‌های فنی و تکنولوژی که ما از سایرین اقتباس کردیم. شرط عقل هم همین است که کاری را که سایرین سال‌ها مطالعه کرده‌اند و مبالغ هنگفت و معتنابهی برای پیدا کردن تکنولوژیک و مسائل فنی خرج کرده‌اند، ما بدون زحمت، بدون خرج، شاید با پرداخت آن قیمت لیسانسی که آنها به طور کلی روی قیمت‌هایشان می‌کشند و سال‌های سال طول می‌کشد تا مستهلک بشود، همه آنها را تجربه شده و امتحان شده اقتباس بکنیم، ولی آن چیزی که مربوط به اجتماع ایران است و منطبق با روحیه ایرانی و تاریخ ایران و موقعیت جغرافیایی ایران است، ما آن را از کسی اقتباس نکردیم و این نتیجه قدرت معنوی ایران است، زیرا اقتباس کردن این چیزها یک نوع اسارت است در مقابل آن کشور یا آن ایدئولوژی که ما اینها را از آن اقتباس می‌کنیم، به علاوه ما را وادار می‌سازد که همیشه دنباله‌رو دیگران باشیم، در صورتی که می‌بینیم تکنولوژی و ترقیات فنی و صنعتی امروز (ایسم)های قدیمی را به کلی تحت‌الشعاع قرار داده‌است. قدرت انقلاب ایران این است که خود من، پیشنهادکننده اصول این انقلاب، به شما می‌گویم چه بسا بعضی از مواد دوازده‌گانه انقلاب که باید در سال‌های آینده تغییراتی بکند. البته فلسفه کلی ما تغییر نخواهد کرد، زیرا دنیا به قهقرا برنمی‌گردد، یعنی اگر ما جنگل‌ها را ملی کردیم در آینده این جنگل‌ها دو مرتبه بین افراد و سرمایه‌داران تقسیم نخواهدشد، یا زمین‌هایی که بین دهقان‌ها تقسیم شده‌است دو مرتبه به مالکیت بزرگ فردی تبدیل نخواهد شد، حداکثر آن است که یا در تعاونی‌ها جمع می‌شود یا در شرکت‌های سهامی زراعی. آب‌های این مملکت را نیز که ما ملی کردیم دو مرتبه بین افراد تقسیم نمی‌کنند که این حوض مال تو، آن چاه مال این، و آن رودخانه مال دیگری. همینطور است وضع مراتع.


فلسفه کلی ما درباره صنایع سنگین نیز آن است که این صنایع باید متعلق به جامعه باشد و به وسیله دولت که نماینده جامعه است اداره بشود، یعنی در آینده صنایع نفت ایران بین یک عده سهامدار تقسیم نخواهد شد. همچنین ذوب‌آهن که صنعت ملی ایران است به دست افراد یعنی به بخش خصوصی سپرده نمی‌شود، ولی خیلی چیزها است که امروز مورد عمل ما است اما فردا لازم است به وسیله تکنولوژی مدرن که تغییرات شگرفی در آن پدیدار شده، تغییر کند و با ترقیات جدید تطبیق نماید.


'''[[سوگند پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی]]''' - روز سه شنبه ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ نخست‌وزیر فروغی ایران در نشست فوق‌العاده مجلس شورای ملی، کناره‌گیری اعلیحضرت رضا شاه پهلوی از مقام سلطنت و برقرار شدن والاحضرت محمدرضا پهلوی ولیعهد ایران به مقام سلطنت را به آگاهی نمایندگان ملت ایران رساند و استعفانامه اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ را خواند:
موضوعی که لازم است خاطرنشان بکنم (گو اینکه در کتاب انقلاب سفید و در بعضی نطق‌های خود به کرات راجع به آن توضیح داده‌ام)، اهمیت بیمه‌های گوناگون اجتماعی است. اصطلاحی که در این مورد به کار برده‌ام این است که یک ایرانی از موقعی که به دنیا می‌آید تا موقعی که از این دنیا می‌رود، در تمام مراحل زندگی‌‌اش و در سنین مختلف باید از مزایای بیمه‌ها بهره‌مند باشد، یعنی اولیای یک طفل وقتی که او به دنیا می‌آید با پیش‌بینی‌های لازم و پرداخت یک وجه کاملاً قابل تحمل مانند مخارج تحصیل باید او را بیمه کنند، همچنین بیمه‌هایی در مقابل بیماری. کسی که بیمار می‌شود باید به وسیله بیمه‌های اجتماعی در بیمارستان‌های مربوط مداوا بشود تا به خواست خدا بهبود پیدا بکند. همچنین بیمه عمر، بیمه پیری، بیمه از دست دادن عضو و سایر بیمه‌هایی که هست و خیلی‌ها هم بدان عمل می‌کنند. ولی فکر می‌کنم اگر بخواهیم این نوع عدالت اجتماعی را همگانی بکنیم و در سرتاسر مملکت توسعه بدهیم باید این جزو سیاست عمومی ما باشد و راه‌هایش را باید پیدا بکنیم که چگونه دولت کارمندان خودش را بیمه بکند، چگونه کارفرما کارگران خودش را بیمه بکند، چگونه شرکت‌های سهامی و سایر تشکیلاتی که جنبه شرکت و عمومیت دارد همه اعضای خودشان را بیمه بکنند. همانطور که گفتم تحت هر رژیمی آینده بشریت و ترقی مجامع و جوامع بین‌المللی بر اساس شرکت‌های تعاونی و بیمه‌های گوناگون اجتماعی استوار خواهدبود و زندگی افراد را از این راه در تمام مدت عمر تأمین نموده و موجبات راحت و رفاه آنها را فراهم خواهند ساخت.
:نظر باینکه من همه قوای خود را در این چند ساله مصروف امور کشور کرده و ناتوان شده‌ام حس می‌کنم که اینک وقت آن رسیده‌است که یک قوه و بنیه جوانتری به کارهای کشور که مراقبت دائم لازم دارد بپردازند و اسباب سعادت و رفاه ملت را فراهم آورد بنابراین امر سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کردم از کار کناره نمودم از امروز که روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ است عموم ملت از کشوری و لشکری ولیعهد و جانشین قانونی مرا باید به سلطنت بشناسد و آنچه نسبت به من از پیروی مصالح کشور می‌کردند نسبت به ایشان بکنند - کاخ مرمر - تهران - به تاریخ ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ - امضا


اجرای آیین سوگند از سوی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در مجلس شورای ملی - بر پایه اصل ۳۹ متمم قانون اساسی مشروطه - اصل سی و نهم: هیچ پادشاهی برتخت سلطنت نمی‌تواند جلوس کند مگر این که قبل از تاجگذاری در مجلس شورای ملی حاضر شود با حضور اعضای مجلس شورای ملی و مجلس سنا و هیات وزراء به قرار ذیل قسم یاد نماید. بر پایه فراخوان رییس مجلس شورای ملی، در ساعت ۴ پس از نیمروز روز ۲۶ شهریور ماه با بودن هیات وزیران، امرای لشکر، معاونین و مدیران کل وزارتخانه‌ها و رییس‌های اداره‌های دولتی همه با پوشاک رسمی در ساختمان مجلس شورای ملی و باغ بهارستان گرد آمدند. موکب همایونی ولیعهد ایران محمدرضا پهلوی در ساعت ۴ پس از نیمروز از کاخ مرمر به راه افتاد و از خیابان پهلوی و سپس از خیابان شاه گذشت و ساعت ۴ و سی دقیقه پس از نیمروز در میان ابراز احساسات و هلهله و هورای مردم به مجلس شورای ملی رسید. در میدان بهارستان مامورین شهربانی ایستاده بودند. گروهان گارد احترام با دسته موزیک ارتش درون باغ مجلس شورای ملی با ورود اعلیحضرت همایون آیین احترام نظامی را انجام دادند و دسته موزیک [[سرود ملی ایران]] را نواخت.
در قسمت صنعت، واحدهای صنعتی ایران به سطح تولیدی از لحاظ مقدار و به سطح فنی از لحاظ اتوماسیون و به سطح فنی از لحاظ مهندسان و کارگران متبحر و متخصص باید برسند که تولید کارخانجات ایران و قیمت فرآورده‌های ایران با قیمت فرآورده‌های ممالک صنعتی رقابت بکند، تا ما بتوانیم صنعت سالم و صنعت قابل رقابت با سایر ملل جهان پیدا بکنیم. این فقط موقعی ممکن است که واحد تولیدی ما به همان سطح برسد، یعنی واحد تولید ما از این چیزی که الان هست خیلی بالاتر باشد، و متخصصینی که پشت ماشین‌ها ایستاده‌اند در کارشان تخصص کامل داشته باشند و ماشین‌ها هم ماشین آخرین سیستم باشند. علاوه بر این، دو چیز دیگر را نیز ما باید درست یاد بگیریم، یکی مدیریت که هر قدر به آن اهمیت بدهیم باز کافی نخواهد بود، در این مورد خوشوقتم که شنیدم صاحبان صنایع ما و شاید دیگران در صدد تأسیس یک مدرسه عالی مدیریت در سطح بین‌المللی در اینجا هستند که کار خوبی است.  


هیات وزیران و امرای لشکر در سرسرای ساختمان مجلس ایستاده بودند. بی‌درنگ پس از ورود اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی به ساختمان مجلس شورای ملی پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران بر بام مجلس شورای ملی به اهتزاز درآمد.  اعلیحضرت پس از ابراز مهربانی به هیات دولت به تالار آیینه تشریف فرما شدند. هیات دولت از سرسرا وارد تالار نشست شدند و بر سر جاهای خود قرارگرفتند. رییس تشریفات دربار شاهنشاهی ایران ورود اعلیحضرت همایونی محمدرضا شاه پهلوی را به تالار نشست‌های مجلس شورای ملی به آگاهی رساند و نمایندگان همه برخاستند.
و اما سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی، هیچ مملکتی موقعیت استثنایی و عالی ایران را از لحاظ سرمایه‌گذاری دولت در امر کشاورزی ندارد، چرا؟ برای اینکه اراضی بایری که کشاورز در آنها کار نمی‌کند می‌تواند به وسیله شرکت‌های بزرگ یا خود دولت به صورت شرکت‌های بزرگ کشت و صنعت درآید. در ممالک دیگر ساختن شبکه درجه چهار روی اصول مالکیت بعضی اوقات غیر ممکن است. ما اینجا وقتی شرکت سهامی زراعی داریم و مالکیت شرکت، هیچ گونه اشکالی برای ایجاد شبکه آبیاری نخواهیم داشت. تعاونی‌های ما هم اگر بتوانند در امر آبیاری مقرراتی وضع بکنند که برای دولت امکان ساختن شبکه‌های سه و چهار پیدا بشود، کار خیلی عظیمی کرده‌اند. میل دارم وزیر اصلاحات ارضی با وزیر آب و برق در این موضوع مطالعه بکنند که آیا در شرکت‌های تعاونی هم ممکن است امکاناتی که در شرکت‌های سهامی وجود دارد ایجاد بشود یا خیر؟ این را هم تذکر می‌دهم که ساختن یک سد فقط به عشق اینکه شما یک سد ساختید و آماده نکردن شبکه آبیاری‌اش، یک نوع فانتزی است که برای کسانی که اول کارشان است شاید خوب باشد، ولی برای ایران امروز دیگر معنی ندارد و لازم نیست.


اعلیحضرت همایونی در برابر میز ویژه ایستادند. سوگندنامه از سوی رییس تشریفات دربار به اعلیحضرت همایونی داده شد و اعلیحضرت همایونی نوشتار سوگند که در متمم قانون اساسی اصل سی و نهم آمده است را خواندند و بر سوگندنامه دستینه نهادند.
سدی که شما امروز نقشه‌اش را می‌کشید (و شاید کشیدن نقشه سد تقریباً به اندازه ساختمان خود سد طول بکشد) باید توأم باشد با تهیه نقشه شبکه آبیاری. همان موقعی که شما ساختن یک سد را شروع می‌کنید باید شبکه آبیاری‌اش را هم شروع بکنید، در همان زمان آبریز سد را نیز از لحاظ فرسایش زمین باید تأمین بکنید، بوته است، درخت است، پاشیدن مالچ است، هر سیستم جدیدی که امروز برای جلوگیری از فرسایش زمین در آبریز یک سد لازم است، باید هماهنگ و همزمان با شروع ساختن سد پیشرفت بکند، والا ما سدی ساختیم به نام خود من در رودخانه دز، چند سال از عمر این سد می‌گذرد؟ فکر نمی‌کنم بیش از هفت یا هشت سال، سیصدمیلیون تُن گل و لای به وسیله باران و شسته‌شدن زمین بر اثر سیل در این سد جمع شده، اگر قرار باشد این وضع به همین مقیاس ادامه پیدا بکند بیست یا سی سال دیگر این سد پر می‌شود. چه سدی؟ سدی که روز اول سه‌میلیاردوسیصدمیلیون مترمکعب ظرفیت ذخیره آبش بود و شاید هفتمین سد دنیا به شمار رود، شاید یکی از اکونومیک‌ترین سدهای دنیا باشد، برای اینکه با حجم خیلی خیلی محدود به ارتفاع ۲۰۳ متر بتون‌ریزی شده و شما می‌توانستید سه‌میلیاردوسیصدمیلیون مترمکعب آب در آن ذخیره بکنید و ۵۲۰هزار کیلووات برق تولید نمایید و درحدود ۱۴۰هزار هکتار زمین را نیز در زیر آن آبیاری بکنید. چه زمینی؟ زمینی در خوزستان که هر محصولی شما آنجا بکارید، رکورد دنیا است. نیشکر بکارید، مطابق گزارشی که به من داده‌اند شاید ۱۲۵ تن نیشکر در هکتار محصولتان باشد، اقلاً ده درصد شهد و شیرینی دارد، این نیشکر یعنی دوازده تن و نیم حداقل شکری است که شما در هر هکتار از آنجا برمی‌دارید و این رکورد دنیا است. برای آزمایش در آنجا چغندر کاشتند زیرا سابقاً فکر می‌کردند در خوزستان نمی‌شود چغندر کاشت، ولی حد متوسط برداشت ۷۰ تن بود، در خیلی نقاط ۱۰۰ تن برداشت چغندر است. به تازگی مارچوبه در آنجا کاشتند، سؤال کردم، گفتند میزان محصول فعلاً چهار تن و نیم در هر هکتار است، ولی مطمئناً به پنج تن و احیاناً شش تن مارچوبه در هر هکتار می‌رسیم که باز رکورد بین‌المللی است. هر چه در این سرزمین بکارید با این آب‌های تمیزی که از کوه‌های نزدیک سرازیر می‌شود، به خصوص با تشعشع آفتابی که در خوزستان داریم، همین نتیجه را خواهد داد. به هر حال ما در آن سد جلوی فرسایش زمین را نگرفتیم، در نتیجه سیصدمیلیون تن گل و لای داخل سد رفته‌است. ما از روز اول ساختمان شبکه آبیاری سد را با ساختمان سد توأم نکردیم، در نتیجه اکنون که هشت سال از اختتام سد می‌گذرد، هنوز شاید نصف اراضی این سد آبیاری نمی‌شود.


من خداوند قادر متعال را گواه گرفته به کلام الله مجید و به آن چه نزد خدا محترم است قسم یاد می‌کنم که تمام هم خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم قانون اساسی مشروطیت ایران را نگهبان و برطبق آن و قوانین مقرره سلطنت نمایم و در ترویج مذهب جعفری اثنی عشری سعی و کوشش نمایم و در تمام اعمال و افعال خداوند عز شانه را حاضر و ناظر دانسته منظوری جز سعادت و عظمت دولت و ملت ایران نداشته باشم و از خداوند مستعان در خدمت به ترقی ایران توفیق می‌طلبم و از ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد می‌کنم.
سفیدرود هم همینطور، سایر سدهای ما نیز به نسبت بزرگی و وسعتشان نیز به همین درد مبتلا هستند، برای اینکه شبکه‌های آبیاریشان همزمان با ساختمان سد شروع نشدند، اما از این پس دیگر این کار نخواهد شد، مگر در جایی که بگویند ساختمان سد برای آب آشامیدنی اهالی آن منطقه حیاتی است و هیچ راه دیگری وجود ندارد، یا اینکه بگویید اگر این سد را ما نسازیم ممکن است فی‌المثل سیل یک قسمت بزرگ از مملکت را از بین ببرد، یا اینکه بگویید این سد از لحاظ تولید الکتریسیته طوری در موقعیت مناسبی قرار گرفته که از فروش برقش ما می‌توانیم از نظر اقتصادی این کار را توجیه بکنیم، ولی من تعجب خواهم کرد که وجود یک سد را فقط به خاطر برقش در کشوری که این همه نفت و گاز دارد، شما بتوانید از لحاظ اقتصادی توجیه بکنید و بگویید که این کار برای ما فایده دارد.  


آنگاه اعلیحضرت همایونی محمدرضا شاه پهلوی برای مجلس شورای ملی و ملت ایران سخنرانی کردند:
خوزستان آب و هوای به خصوصی دارد، خراسان همینطور، آذربایجان به همین ترتیب، سواحل دریای خزر غرب و شرقش از هم جدا است، در غربش حدود دو متر باران در سال می‌بارد، در شرقش هم در سال‌های خوب بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ و ۹۰۰ میلیمتر باران می‌آید، فلات مرکزی ایران هم که البته وضع به خصوصی دارد. سرمایه‌گذاری ما باید در راه شناختن جنس خاک ایران و تجزیه آب‌های کشور و املاحی که دارند صورت گیرد و معلوم شود که چه کود شیمیایی باید در نقاط مختلف مورد استفاده قرار گیرد. همچنین کدام بذر بهتر به این آب و هوا و به این خاک می‌خورد و همه جای دنیا را بگردید تا بهترین بذر را پیدا بکنید. خاطرم هست که در طول دو سال، سه سال، چهار سال من به بعضی از مسئولین امور خودمان می‌گفتم: می‌گویند یک بذر خارجی هست که خیلی خوب است، بروید آن را پیدا بکنید.  بعد شنیدم که از درخت‌های اکالیپتوس در حدود دویست و شاید دویست‌وپنجاه نوع مختلف در دنیا وجود دارد. به آنها گفتم بروید آن را بیاورید، برای اینکه من می‌دانم و گزارشش را خواندم که درخت اکالیپتوس در هر آب و هوایی رشد می‌کند، در باتلاق رشد می‌کند، در جایی که اصلاً باران نمی‌آید رشد می‌کند، در زمین شوره‌زار رشد می‌کند، حتی درخت‌های اکالیپتوسی هست که در باتلاق درست مثل پمپ آب رفتار می‌کند، اشخاصی که دیده‌اند، عکس آن را گرفته‌اند که از کله درخت آب پاشیده می‌شود، یعنی این درخت مثل پمپ آب را از زمین می‌کشد و آن وقت اجباراً از بالا پخش می‌کند، برای اینکه تمام درخت از آب پر می‌شود، خیلی از زمین‌های شوره‌زار را می‌توانند به وسیله درخت‌های اکالیپتوس کنترل بکنند و شوری‌اش را کم نمایند. هر چه در طول سه چهار سال گفتم که یک دانه از آنها را به عنوان نمونه برای من بیاورند و نشان بدهند، نیاوردند و این همان سنگینی است که به آن اشاره شد.


اکنون که مقتضیات داخلی کشور ایجاب نموده‌است که من وظایف خطیر سلطنت را عهده‌دار شوم و در چنین موقعی سنگینی مهام امور کشور را مطابق [[قانون اساسی مشروطه|قانون اساسی]] تحمل نمایم لازم می دانم با توجه وافی به اصول مشروطیت و تفکیک قوا لزوم همکاری دایم و کامل را بین دولت و مجلس شورای ملی خاطر نشان نموده برای تامین مصالح کشور متذکر شوم که هم من و دولت و هم مجلس شورای ملی و عموم افراد ملت هر یک باید مراقبت تام نسبت به انجام وظایف خود داشته‌باشیم و هیچگاه به هیچوجه از رعایت کامل قوانین فروگذار نکنیم در این زمینه مخصوصا برای رفاه اهالی کشور فرمان موکد داده شده که به عموم مامورین و مستخدمین کشوری و لشکری ابلاغ گردد که هر کس از حدود قوانین و مقررات وابسته تجاوز نماید و یا به حقوق افراد تعدی کند موافق قانون به کیفر مقرر خواهد رسید.
تولید کشاورزی ایران باید به اندازه‌ای باشد که جمعیت ایران با پرداخت قیمت عادلانه، یعنی چیزی که از قیمت بین‌المللی بیشتر نباشد، به اندازه کافی بخورد و در بدن او آن مقدار کالری که لازم است، برود و احیاناً اگر امکانش باشد ایران با تولید اضافه بر مصرف خود قسمتی از کمبود مواد کشاورزی دنیا را جبران بکند. بدین ترتیب به موضوع کشاورزی و همچنین به موضوع صنایع کشور در حدود فلسفه انقلاب اشاره کردیم و گفتیم چه چیزهایی در دست دولت باید باقی بماند و چه کارهایی را بخش خصوصی باید بکند، ولی مواظب باشید برای قسمتی که در دست دولت است هر سرمایه‌گذاری که لازم است باید بکنید و از آن غافل نباشید، یعنی شرکت ملی نفت ایران همانطور که بارها گفتم بزرگترین شرکت نفت دنیا خواهد بود. برای اینکه تولیدش در کشور خود ما هست، اما شرکت‌های بزرگ دنیا که در ممالک دیگر کار می‌کنند و از آنجا منفعت می‌برند، ممکن است اصلاً یک روز قراردادشان فسخ بشود، ممکن است روزی آنها را بیرون بکنند، ممکن است روزی آنها از آن منافع سرشارشان محروم بشوند، در صورتی که شرکت ملی نفت ایران با نفت خودش سر و کار دارد. شرکت ملی نفت ایران باید بزرگترین شرکت نفتی جهان باشد. نفت بزرگترین منبع درآمد داخلی ما است، نفتی که این شرکت می‌فروشد اگر ما زیاد قیمت‌ها را پایین‌تر از قیمت واقعی نیاوریم منفعت دارد، گازی که می‌فروشد منفعت دارد، اگر شرکت ملی نفت ایران مقام خودش را حفظ بکند می‌تواند بزرگترین شرکت پتروشیمی دنیا هم باشد، برای اینکه تمام مواد اولیه‌اش در داخل خود مملکت است، بنابراین هر سرمایه‌گذاری که در آنجا لازم است باید بشود. لوله‌کشی که باید در سراسر این مملکت بشود، لوله‌کشی نفت و گاز است. پالایشگاه‌های متعددی نیز باید ساخته شود. پس در قسمت صنایع برای بخش دولتی، شرکت ملی نفت مقام اول را دارد. بعد شرکت توسعه صنعتی است که از این دو نمی‌توانیم غافل باشیم، همچنین توسعه ذوب‌آهن که بهره‌برداری از آن و گسترش زیربنایی آن در نزدیک اصفهان باید به حداکثر امکان برسد. اگر در برنامه پنج ساله ظرفیت آن فقط دومیلیون تن است، ولی شما بتوانید آن را به چهارمیلیون تن برسانید بهتر است، زیرا این کار اقتصادی خواهد بود.  


دولت ماموریت دارد گذشته از اهتمام جدی در اجرای دقیق قوانین برای حصول تامین قضایی برنامه جامعی حاکی از رئوس اصلاحات مربوطه به امور اجتماعی و اقتصادی و مالی و تغییر مقرراتی که با احتیاجات و مقتضیات امروز وفق نمی‌دهد هر چه زودتر با موافقت و تصویب مجلس تهیه نموده به موقع اجرا بگذارند که موجبات آسایش عموم طبقات اهالی کشور و هم چنین بهبود اوضاع زندگی خدمتگذاران لشکری و کشوری از هر جهت آماده و وسایل رفاهیت آینده کشور فراهم گردد. این نکته را مخصوصا یادآور می‌شوم که من جد وافی خواهم داشت پیوسته وظایف خود را موافق قانون و وجدان انجام‌دهم و انتظاردارم نمایندگان ملت و عموم کارکنان ادارات دولت و طبقه روشن‌فکر هم همین معنی را نصب‌العین خود نموده برای سعادت و بهروزی میهن که مقصود مشترک همه ماها می‌باشد از این روش منحرف نگردد ضمنا دولت من با اهتمام کامل به عمل خواهد آورد که با همکاری نزدیک با دولت‌هایی که منافع ما با آنها ارتباط مخصوص دارد به طوری که مصالح مملکتی کاملا رعایت شود مشکلاتی که فعلا برای ما پیش آمده حل شده و جریان امور بر وفق دلخواه گردد در این صورت امیدوارم به فضل خداوند با منتهای کوشش که همه با تمام قوا به عمل خواهیم آورد کشتی سلامت کشور را به ساحل برسانیم.
اکنون که موضوع شرکت ملی نفت به میان آمده، دو سه مطلب است که باید آنها را تذکر داد. ملاحظه بکنید در قسمت نفت ما موفقیت‌های زیادی به دست آوردیم، این موفقیت‌ها با زحمت به دست آمد و ما آن کاری را که می‌توانستیم در این راه انجام بدهیم مطمئن باشید تا سرحد امکان انجام دادیم، ولی موضوع نفت در دنیا موضوعی است که شاید یکی از نمونه‌های ظلم ممالک پیشرفته نسبت به ممالک تولیدکننده مواد اولیه باشد. این مطلب را ما در کنفرانس ژنو چندین بار عنوان کردیم و تذکر دادیم که این وضع قابل تحمل نیست. حالا ایران خوشبختانه از مرز عقب‌ماندگی گذشته است. ... ملاحظه کنید در دوازده سال اخیر در مورد صنعت نفت در دنیا چه پیش‌آمدهایی کرده‌است. آن چیزی که من یادم هست موضوع « پُستد پرایس » است. بهای نفت در خلیج فارس در چند سال پیش پایین آمد، یعنی نفت ایران و تمام منطقه را از سابق ارزان‌تر « پستد پرایس » کردند، در صورتی که در همین مدت و شاید در نصف این مدت ارزش آن پولی که به ما می‌دهند، حالا دلار یا لیره یا هر چیز دیگر درحدود ۳۷ درصد کمتر شده، برای اینکه هزینه زندگی در آن ممالک درحدود ۳۷ درصد بالا رفته‌است، پس هم قیمت کمتری به ما می‌دهند و هم جنس‌هایی را که ما باید با همین پول بخریم در حدود ۳۷ درصد گرانتر باید بخریم، آیا این عادلانه است؟ بد نیست در این مورد مقایسه‌ای بکنیم، البته درباره خودمان صحبت می‌کنیم و به کسان دیگر کاری نداریم. امیدوارم همین عزم در همه جا باشد که ممالک اوپک هم از یک طرف معقولانه و با حساب و کتاب و از طرف دیگر به طور غیر متزلزل، تصمیماتی را که در کنفرانس اوپک اتخاذ می‌شود، به مرحله عمل بگذارند. شاید موقع آن رسیده‌است که اصولاً قیمت‌های مواد اولیه در دنیا به تناسب بالارفتن مواد تولیدشده ممالک صنعتی فرق بکند. دیگر از این درخواست ساده‌تر نمی‌شود. شما جنس را از ما ارزان‌تر می‌خرید، جنس خودتان را گرانتر می‌فروشید. ما هر روز لاغرتر می‌شویم و شما هر روز چاق‌تر، روزی شما خواهید ترکید، هیچ تردیدی نیست. این سیاست خیلی علنی و واضح ایران البته دشمنی‌هایی را ایجاد می‌کند، چنانکه می‌بینیم با چه طریق حقیقتاً مضحکی افرادی که اصلاً هیچ شباهت و وجه تشابهی با هم ندارند، ولی در یک هدف که ضدیت با پیشرفت ایران است با هم شریکند در گوشه و کنار به دور هم جمع می‌شوند،


سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی در میان کف زدن ممتد باشندگان به پایان رسید و اعلیحضرت همایونی در میان ابراز احساسات عمومی به تالار آیینه بازگشتند و پس از درنگی کوتاه به شیوه برنامه ریزی شده برای آمدن به مجلس شورای ملی به کاخ مرمر بازگشتند. آیین سوگند و سخنرانی اعلیحضرت همایونی محمدرضا شاه پهلوی از رادیو ایران زنده برای ملت ایران پخش شد.  
اشخاص بی‌وطنی که اگر مخالف این سیستم و این رژیم بودند و می‌گفتند که ما از این رژیم خوشمان نمی‌آید، حرفشان تا حدی قابل فهم بود. یا اگر کسی از قیافه پادشاه خوشش نمی‌آید، خوب، این را نمی‌شود زیاد ایراد گرفت، چه می‌شود کرد؟ اما عمل کردن علیه مملکتی که پیشرفت مادی‌اش تا این حد بوده، از لحاظ رشد پیشرفتش ده درصد بوده، از لحاظ آزادشدن دهقانش، از لحاظ آزادشدن کارگرش، از لحاظ پیشرفت زن ایرانی که به این مقام رسیده، سپاه‌های انقلاب ایران که برای خدمت به دورافتاده‌ترین نقاط این کشور می‌روند، این کارها را با آن کارشکنی‌ها چطور می‌توان توجیه کرد؟ چگونه اینها به خود حق می‌دهند که بیایند و با سیاست سازندگی که در این مملکت است مخالفت بکنند، با انقلاب ایران مخالفت بکنند و بخواهند این کشور تحویل اجنبی بشود؟ تازه تحویل اجنبی بشود که چه کار بکنند؟ آن اجنبی که خودش به زبان آمده و گفته‌است که من اصلاً در سیاستم شکست خورده‌ام. این البته از یک طرف جای تمسخر است و از طرف دیگر جای تأثر که اینها اگر تعدادشان ۲۰۰ نفر، ۳۰۰ نفر، ۴۰۰ نفر، حتی ۱۰۰۰ نفر است باز چرا بایستی این پدیده ایجاد بشود؟ این موضوع چون مهم نیست روی آن تکیه نمی‌کنم، فقط جای تأسف است. اصالت کار ما طوری است که در عرض مدتی کوتاه این نتیجه‌ها را داده، خواهید دید که پنج سال دیگر نتیجه‌اش چه خواهد بود و بیست سال دیگر چه نتیجه‌ای خواهد داد. تا دوازده سال دیگر یعنی وقتی این برنامه تمام بشود و بعد برنامه پنج ساله پنجم و برنامه پنج ساله ششم به پایان برسد، ایران وارد دوره تمدن بزرگ خواهد شد. ما حالا درباره کارمان می‌گوییم جهش بزرگ و کار بزرگ، ولی بعد در دوازده سال دیگر من نام آن را تمدن بزرگ می‌گذارم، بر اساس فلسفه انقلاب ایران و پیشرفت‌هایی که در تمام زمینه‌ها خواهیم کرد.


به هنگام بازگشت هزاران تن از مردم پایتخت در برابر مجلس شورای ملی گردآمده بودند و در راستای راه بازگشت، پیرامون خودروی شاهانه را گرفتند و تا کاخ مرمر همراهی کردند. مردم ساعت‌ها در برابر کاخ مرمر ایستاده بودند و کف می‌زدند و هورا می‌کشیدند. این ابراز احساسات آن اندازه‌ای بود که اعلیحضرت به ایوان کاخ تشریف فرما شدند و چندین دقیقه با اشاره سر و دست از این همه شادمانی و احساسات مردم ابراز خوشوقتی و قدردانی کردند.  
ایران در آینده نزدیک شاید اگر در برنامه پنج ساله پنجم نشود، حتماً تا ده سال دیگر برنامه‌اش این خواهدبود که بتواند از لحاظ آموزشی اولاً بی‌سواد نداشته باشد، ثانیاً دبیرستان‌ها و مدارس حرفه‌ایش به اندازه‌ای باشد که احتیاجات مملکت را تأمین بکند، همچنین از لحاظ دانشگاهی آنقدر وسیله در داخل کشور باشد که هیچ کس به علت اینکه در ایران جا نیست، مجبور به رفتن به خارج نباشد، یعنی تمام کادر دانشگاهی ایران که برای پیشرفت کارش لازم است، در دانشگاه‌های ایران به اندازه کافی وجود داشته باشد تا هم دانشجویان ایرانی را بپذیرد و هم هزاران نفر از ممالک دور و نزدیک در دانشگاه‌های ایران مشغول تحصیل شوند، کما اینکه اکنون این کار شروع شده و عده‌ای برای کارهای خیلی تخصصی به دانشگاه‌های ما می‌آیند. البته ما نیز باید فارغ‌التحصیلان خود را به خارج کشور بفرستیم، هم برای کارهای تخصصی و هم برای تطبیق کارها، برای اینکه محیط دیگری را ببینند و تماس‌های علمی حاصل کنند و ما از تماس‌هایشان بهره‌مند بشویم.  


در این روز ارتش شوروی و انگلیس تهران را اشغال کردند و همه وزارتخانه‌ها و اداره‌های دولتی را به دست گرفتند. برای ناآگاه نگاهداشتن مردم ایران از آنچه که در کشورشان می‌گذرد، روزنامه‌ها زیر سانسور شدید رفتند و نوشتارهای هر روزنامه می‌بایستی که از بخش مطبوعاتی سفارت شوروی و انگلستان در تهران بگذرد تا پروانه چاپ شدن بگیرد. کشور ایران سه بخش شده بود، بخش اشغال شده از سوی ارتش شوروی در شمال ایران و بخش اشغال شده از سوی ارتش انگلستان در جنوب ایران و بخش سوم که منطقه بی طرف نامیده می‌شد بخش میانی ایران بود که تهران را نیز دربرداشت. ارتش ایران پروانه نداشت که در بخش اشغالی از سوی ارتش شوروی در پادگان‌ها باشد. کنترل بر روی شمال ایران از دست دولت مرکزی بیرون کشیده شد. در تهران سربازان شوروی زندان‌ها را بازکردند و آن ۵۲ تن کمونیست خطرناک سرسپرده شوروی را از زندان بیرون آوردند و بی‌درنگ [[حزب توده]] از سوی استالین در ایران بنیانگذاری شد. از همین جا "پرشین کریدور" برپا شد تا اسلحه و مهمات امریکایی که به شاخاب پارس (خلیج فارس) ترابر شده بود از راه ایران به ارتش سرخ شوروی داده شود. استالین نیز زمینه را برای صادرکردن فرمان‌هایش در جداساختن استان های شمالی ایران فراهم ساخت. ... '''[[سوگند پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی|سوگند پادشاهی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر را بخوانید و روزهای تاریخی ایران را به یاد بسپارید زیرا که بر پایه اصل هفتم متمم قانون اساسی مشروطه، اساس مشروطیت کلا و جزا تعطیل بردار نیست]]  
با وجود این ما درمورد قوای مسلح خود از لحاظ تعداد و از لحاظ تشکیلات تا جایی که ممکن است صرفه‌جویی خواهیم کرد. در چند روز آینده تصمیماتی خواهیم گرفت که نمودار همین موضوع است، از جمله صرفه‌جویی در سازمان، منتها تا آن حد که این کشور برای دفاع از خودش هیچ وقت احتیاج به فرستادن یک تلگراف حتی برای نزدیکترین دوستش نداشته باشد که خواهش می‌کنم به کمک ما بیایید، زیرا دیدیم که این نوع درخواست‌ها از طرف کشوری که نه عزمش را دارد و نه امکانش را که از خود دفاع بکند، به چه فجایع بین‌المللی منتهی شده‌است.  
 
با توسعه دموکراسی که روزبه‌روز در مملکت بیشتر می‌شود، آن صحبتی که کردم دایر بر اینکه اساس دموکراسی جامعه ایران نمی‌تواند بر یک شالوده غیر دموکراتیک اقتصادی قرار گیرد و به عکس یک شالوده اقتصاد دموکراتیک بدون دموکراسی سیاسی عملی نمی‌شود، خوشبختانه در هر دو زمینه داریم پیشرفت می‌کنیم. در دموکراسی سیاسی ما از پایین‌ترین سطوح که انجمن ده باشد چندین چیز مکمل دموکراسی داریم که یکی شرکت‌های تعاونی است، دیگری شرکت‌های سهامی زراعی، یکی هم خانه‌های انصاف، در آینده نیز خانه‌های فرهنگ به دموکراسی کمک خواهد کرد. وقتی ما در آنجاها تلویزیون و رادیو بگذاریم و افرادی بروند و برای آنها تمدن و فرهنگ ایران را توضیح بدهند، کتابخانه و وسایل دیگر داشته باشند، اینها البته به دموکراسی کمک خواهند کرد. هر قدر فکر آنها بازتر و فهمشان بیشتر بشود، بیشتر دموکراسی را درک می‌کنند. از آنجا می‌آییم به انجمن‌های شهر و شهرستان و استان و بالاخره به مجلسین سنا و شورای ملی. تمام اینها هر کدام یک مرحله و پله‌ای است که برای تعمیم دموکراسی ایران ایجاد شده‌است، اینها وقتی با ریشه‌کن شدن بی‌سوادی و توسعه وسایل آموزشی توأم بشود و بعد تطبیق بکند با اقتصاد دموکراتیک هدف ما جامه عمل خواهند پوشید. و اما اقتصاد دموکراتیک یعنی اقتصادی که در آن صنایعی که تعیین‌کننده قیمت است مانند نفت، آهن، حمل و نقل، پست و تلگراف، گاز، فرآورده‌های پتروشیمی (که می‌توانیم مردم را تا حدی در قسمت اخیر شریک بکنیم زیرا تعیین‌کننده قیمت نیست) در دست جامعه قرار دارد که به وسیله دولت که نماینده جامعه است اداره می‌شود، همچنین شرکت کارگران در سود کارخانه‌ها که باز باعث تعمیم اقتصاد دموکراتیک می‌شود، همین طور کارهای دیگری که در امور روستایی می‌کنیم، زیرا زراعت ایران کم‌کم دارد یک زراعت صنعتی می‌شود و اسمش هم کشت و صنعت است. پس این دو در کنار هم و توأم با هم پیشرفت خواهدکرد و رژیم دموکراتیک ما با اقتصاد دموکراتیک ایران به موفقیت‌های بسیار چشمگیر نائل خواهد شد.
 
حالا هدف‌هایی را که برای برنامه پنج ساله پنجم داریم در چند جمله خلاصه می‌کنم: از لحاظ کشاورزی مطالب را گفتم و تذکر دادم که اهمیت زیادی به کشاورزی می‌دهیم. از لحاظ صنعت کارهایی که در بخش دولتی کردیم از هر جهت کامل است، به خصوص در شرکت ملی نفت و صنایع ذوب‌آهن. موضوع جدیدی که باید به آن اشاره بکنم و هنوز به اندازه کافی درباره اهمیت آن توضیح داده نشده، مسئله کشف معادن مس است، همچنین توسعه شبکه برق که اگر به همین آهنگ بخواهیم پیش برویم فوق‌العاده است، زیرا یک رشد ۳۷ درصد گمان می‌کنم در دنیا بی‌سابقه باشد، با این حال اگر احتیاج باشد سعی می‌کنیم این رشد را حفظ بکنیم.
 
موضوع آموزش را هم شرح دادم، و اما درباره مسئله خدمات باید بگویم چیزی که زودتر از همه در زندگی مردم تأثیر خواهدکرد موضوع ساختمان مسکن است، چه در شهرها و چه در روستاها. اگر ما چند چیز را بتوانیم به قیمت‌های تقریباً ثابت به اختیار مردم بگذاریم، بزرگترین کار را انجام داده‌ایم و این امر خیلی مهم‌تر از آن است که سال به سال به حقوق کارمندان اضافه بکنیم، این چیزها یکی مواد مصرفی و دیگری مسکن است. اگر ما بتوانیم مسکن در اختیار مردم بگذاریم و مخصوصاً در این مورد به بعضی‌ها بیشتر توجه بکنیم کار شایسته‌ای انجام داده‌ایم، زیرا مثلاً اگر به یک افسر و یک درجه‌دار ارتش مسکن بدهیم این وسیله انجام وظیفه او است، برای اینکه در نقطه‌ای خدمت می‌کند که گاهی هیچ چیز در آنجا نیست، حتی شهر و آبادی نیست، پس مسکن برای او جزو وسائل کار و انجام وظیفه به شمار می‌رود. این مسکن نباید کرایه‌اش از مقدار معینی از حقوق او بیشتر بشود، حداکثر ده درصد و در خیلی از موارد پنج درصد، برای سایر کارمندان دولت هم همینطور. اگر ما یک مسکن ارزان‌قیمت در اختیار کارمند بگذاریم، خیلی مهمتر از آن است که حقوق را اضافه بکنیم، برای اینکه اگر حقوق بالا برود قیمت مسکن و قیمت تمام احتیاجات زندگی هم بالا می‌رود و این در واقع نقض غرض است. نمی‌گویم حقوق بالا نرود، باید بالا برود، ولی فقط در موقعی که بالارفتن حقوق برای بهتر زندگی کردن باشد نه تنها برای جبران گران شدن هزینه زندگی. ما موقعی بهتر زندگی می‌کنیم که میزان حقوق بالا می‌رود، یعنی قدرت خرید فرد یا خانواده بیشتر می‌شود و بهتر زندگی می‌کند، ولی اگر هزینه زندگی ده درصد بالا رفت و شما هم ده درصد به حقوقتان اضافه شد، در این صورت زندگی در همان سطح می‌ماند و بهتر زندگی نمی‌کنید، در حالی که من می‌گویم سعی کنید قیمت چیزهای مهم را ثابت نگه دارید. یا اگر احیاناً بعضی اوقات قیمت‌ها مانند سایر نقاط دنیا بالا رفت و این افزایش قیمت مثلاً دو درصد بود. شما اگر امکانش را داشتید سه درصد به حقوق‌ها اضافه بکنید تا همیشه کارمند قدری بهتر از سابق زندگی بکند. با این حال اگر شما مسکن ارزان در اختیار او بگذارید وضع خیلی بهتر خواهد شد. زیرا الان ۲۰ و شاید ۲۵ درصد حقوق کسانی که خانه ندارند برای پرداخت کرایه خانه می‌رود، از این رو اگر شما بتوانید کرایه خانه را به حدود ۱۲ یا ۱۵ درصد حقوقش برسانید، این ۱۰ درصد بقیه را در واقع به حقوق او اضافه کرده‌اید بدون اینکه بر قیمت اجناس اضافه بشود و بدون اینکه تولید تورم در مملکت بکند.
 
ولی برای اکثر کارمندان دولت ما باید خانه‌سازی بکنیم. وقتی که برای آنها خانه ساختیم چون عرضه زیاد می‌شود به طور غیرمستقیم کرایه خانه‌ها در سطح مملکت پایین می‌آید و رفاه بیشتر برای مردم ایجاد می‌شود. پس جزو خدمات، موضوع خانه‌سازی را هم باید در نظر بگیرید، حتی خانه‌سازی به وسیله مؤسسات داخلی و شرکت‌های خارجی که اگر بیایند به اقساط خانه بسازند و پولشان را به تدریج بگیرند فکر می‌کنم این سیاست صحیحی باشد، زیرا به همان اندازه که توسعه صنایع مملکت مهم است توسعه خانه‌سازی هم دارای اهمیت است. در این مورد مثالی می‌زنیم: ما در تبریز و اراک مراکز مهم صنعتی ایجاد کردیم. اگر در این دو نقطه به اندازه کافی برای کارگرانی که در آنجا مشغول کار خواهند شد خانه نسازیم، چه خواهد شد؟ بدون شک کرایه خانه در آنجاها به قدری بالا خواهد رفت که اگر حقوق فعلی را به کارگر بدهیم نمی‌تواند در آنجاها زندگی بکند، مگر اینکه حقوق او را دو یا سه برابر بالا ببریم تا زندگی‌اش نظیر زندگی کارگر دیگر ایرانی در سایر نقاط مملکت بشود. تهیه برنامه شما فکر می‌کنم روی همین خطوط باشد مگر اینکه در آینده پیشامدهایی بکند که از حدود کنترل و یا پیش‌بینی ما خارج باشد، در آن موقع وقت دارید که تقدم‌ها را معین کنید و آن متناسب با اوضاع بین‌المللی و احتیاجات داخلی کشور خواهدبود.
 
امیدوارم برنامه فعلی با موفقیتی که تا به حال داشته و بیش از مقدار پیش‌بینی شده بوده خاتمه پیدا بکند و برنامه پنجم را هم به یاری خداوند بتوانیم با همین موفقیت و شاید بیشتر تنظیم کنیم و انجام بدهیم. ما اگر در پروژه‌هایمان دقت بکنیم و در مخارجشان نظارت دقیق داشته باشیم، می‌توانیم آنها را ارزان‌تر و سریع‌تر تمام کنیم و تفاوت این دو خیلی خواهد بود. پروژه‌ای که می‌بایستی در عرض سه سال با فلان مقدار سرمایه تمام بشود، معمولاً ما آن را در عرض هفت هشت سال تمام می‌کنیم و در نتیجه تفاوت هزینه زندگی و گرانی بین سه سال تا هشت سال علاوه بر آنکه پروژه را گران‌تر تمام می‌کند موجب اتلاف وقت می‌شود و پروژه را غیر اقتصادی می‌سازد. درباره این چیزها دقت بکنید و همچنین سعی نمایید اغلب کارهای مملکتی را با ماشین حساب انجام بدهید و در حقیقت مکانیزاسیون کامل بکنید. امیدوارم نتایجی که از برنامه پنج ساله پنجم خواهیم گرفت از برنامه اخیر هم درخشان‌تر باشد.. ... '''[[سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در روشن ساختن خطوط اصلی برنامه عمرانی پنجم سازمان برنامه و بودجه ۸ دی ماه ۱۳۴۹|به سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در روشن ساختن خطوط اصلی برنامه عمرانی پنجم سازمان برنامه و بودجه ۸ دی ماه ۱۳۴۹ گوش فرادهید و آن را میان ایرانیان پخش کنید]]  


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۱۹


  • به سخنان شاهنشاه آریامهر درباره برنامه عمرانی پنجم گوش فرادهیم

سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در روشن ساختن خطوط اصلی برنامه عمرانی پنجم سازمان برنامه و بودجه ۸ دی ماه ۱۳۴۹ - ... سایر مظاهر انقلاب ما که همه آنها منطبق با اصول عدالت اجتماعی است، چنان استحکامی به جامعه ما داده که ایران در تمام دنیا به عنوان جزیره ثبات و یا دریای آرامش نامیده شده‌است. به هر صورت هر کس به سلیقه خودش اسمی که معرف استحکام وضع ما است به ما داده و مملکت ما به این پیشرفت‌ها نائل شده‌است. البته حسودان، کسانی که می‌دیدند دوازده ماده انقلاب ایران در داخل کشور چه اثراتی داشته و احیاناً ممکن است شهرت این پیشرفت‌ها به جاهای دیگر برسد و مردم اگر چشمشان باز باشد می‌توانند وضع خود را با دیگران مقایسه بکنند و نتیجه‌گیری نمایند، از این وضع ناراحت می‌شدند. همچنین بود وضع کسانی که به دنبال مرام می‌گردند، نه مثل ما که دنبال مرام نمی‌گردیم، بلکه به دنبال طریقی می‌گردیم که بیشتر و بهتر بتواند به کشور ایران و به ملت ایران خدمت بکند و در این جستجوها اغلب اوقات ابتکاراتی که شده نتیجه فکر خود ما بود، جز در قسمت‌های فنی و تکنولوژی که ما از سایرین اقتباس کردیم. شرط عقل هم همین است که کاری را که سایرین سال‌ها مطالعه کرده‌اند و مبالغ هنگفت و معتنابهی برای پیدا کردن تکنولوژیک و مسائل فنی خرج کرده‌اند، ما بدون زحمت، بدون خرج، شاید با پرداخت آن قیمت لیسانسی که آنها به طور کلی روی قیمت‌هایشان می‌کشند و سال‌های سال طول می‌کشد تا مستهلک بشود، همه آنها را تجربه شده و امتحان شده اقتباس بکنیم، ولی آن چیزی که مربوط به اجتماع ایران است و منطبق با روحیه ایرانی و تاریخ ایران و موقعیت جغرافیایی ایران است، ما آن را از کسی اقتباس نکردیم و این نتیجه قدرت معنوی ایران است، زیرا اقتباس کردن این چیزها یک نوع اسارت است در مقابل آن کشور یا آن ایدئولوژی که ما اینها را از آن اقتباس می‌کنیم، به علاوه ما را وادار می‌سازد که همیشه دنباله‌رو دیگران باشیم، در صورتی که می‌بینیم تکنولوژی و ترقیات فنی و صنعتی امروز (ایسم)های قدیمی را به کلی تحت‌الشعاع قرار داده‌است. قدرت انقلاب ایران این است که خود من، پیشنهادکننده اصول این انقلاب، به شما می‌گویم چه بسا بعضی از مواد دوازده‌گانه انقلاب که باید در سال‌های آینده تغییراتی بکند. البته فلسفه کلی ما تغییر نخواهد کرد، زیرا دنیا به قهقرا برنمی‌گردد، یعنی اگر ما جنگل‌ها را ملی کردیم در آینده این جنگل‌ها دو مرتبه بین افراد و سرمایه‌داران تقسیم نخواهدشد، یا زمین‌هایی که بین دهقان‌ها تقسیم شده‌است دو مرتبه به مالکیت بزرگ فردی تبدیل نخواهد شد، حداکثر آن است که یا در تعاونی‌ها جمع می‌شود یا در شرکت‌های سهامی زراعی. آب‌های این مملکت را نیز که ما ملی کردیم دو مرتبه بین افراد تقسیم نمی‌کنند که این حوض مال تو، آن چاه مال این، و آن رودخانه مال دیگری. همینطور است وضع مراتع.

فلسفه کلی ما درباره صنایع سنگین نیز آن است که این صنایع باید متعلق به جامعه باشد و به وسیله دولت که نماینده جامعه است اداره بشود، یعنی در آینده صنایع نفت ایران بین یک عده سهامدار تقسیم نخواهد شد. همچنین ذوب‌آهن که صنعت ملی ایران است به دست افراد یعنی به بخش خصوصی سپرده نمی‌شود، ولی خیلی چیزها است که امروز مورد عمل ما است اما فردا لازم است به وسیله تکنولوژی مدرن که تغییرات شگرفی در آن پدیدار شده، تغییر کند و با ترقیات جدید تطبیق نماید.

موضوعی که لازم است خاطرنشان بکنم (گو اینکه در کتاب انقلاب سفید و در بعضی نطق‌های خود به کرات راجع به آن توضیح داده‌ام)، اهمیت بیمه‌های گوناگون اجتماعی است. اصطلاحی که در این مورد به کار برده‌ام این است که یک ایرانی از موقعی که به دنیا می‌آید تا موقعی که از این دنیا می‌رود، در تمام مراحل زندگی‌‌اش و در سنین مختلف باید از مزایای بیمه‌ها بهره‌مند باشد، یعنی اولیای یک طفل وقتی که او به دنیا می‌آید با پیش‌بینی‌های لازم و پرداخت یک وجه کاملاً قابل تحمل مانند مخارج تحصیل باید او را بیمه کنند، همچنین بیمه‌هایی در مقابل بیماری. کسی که بیمار می‌شود باید به وسیله بیمه‌های اجتماعی در بیمارستان‌های مربوط مداوا بشود تا به خواست خدا بهبود پیدا بکند. همچنین بیمه عمر، بیمه پیری، بیمه از دست دادن عضو و سایر بیمه‌هایی که هست و خیلی‌ها هم بدان عمل می‌کنند. ولی فکر می‌کنم اگر بخواهیم این نوع عدالت اجتماعی را همگانی بکنیم و در سرتاسر مملکت توسعه بدهیم باید این جزو سیاست عمومی ما باشد و راه‌هایش را باید پیدا بکنیم که چگونه دولت کارمندان خودش را بیمه بکند، چگونه کارفرما کارگران خودش را بیمه بکند، چگونه شرکت‌های سهامی و سایر تشکیلاتی که جنبه شرکت و عمومیت دارد همه اعضای خودشان را بیمه بکنند. همانطور که گفتم تحت هر رژیمی آینده بشریت و ترقی مجامع و جوامع بین‌المللی بر اساس شرکت‌های تعاونی و بیمه‌های گوناگون اجتماعی استوار خواهدبود و زندگی افراد را از این راه در تمام مدت عمر تأمین نموده و موجبات راحت و رفاه آنها را فراهم خواهند ساخت.

در قسمت صنعت، واحدهای صنعتی ایران به سطح تولیدی از لحاظ مقدار و به سطح فنی از لحاظ اتوماسیون و به سطح فنی از لحاظ مهندسان و کارگران متبحر و متخصص باید برسند که تولید کارخانجات ایران و قیمت فرآورده‌های ایران با قیمت فرآورده‌های ممالک صنعتی رقابت بکند، تا ما بتوانیم صنعت سالم و صنعت قابل رقابت با سایر ملل جهان پیدا بکنیم. این فقط موقعی ممکن است که واحد تولیدی ما به همان سطح برسد، یعنی واحد تولید ما از این چیزی که الان هست خیلی بالاتر باشد، و متخصصینی که پشت ماشین‌ها ایستاده‌اند در کارشان تخصص کامل داشته باشند و ماشین‌ها هم ماشین آخرین سیستم باشند. علاوه بر این، دو چیز دیگر را نیز ما باید درست یاد بگیریم، یکی مدیریت که هر قدر به آن اهمیت بدهیم باز کافی نخواهد بود، در این مورد خوشوقتم که شنیدم صاحبان صنایع ما و شاید دیگران در صدد تأسیس یک مدرسه عالی مدیریت در سطح بین‌المللی در اینجا هستند که کار خوبی است.

و اما سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی، هیچ مملکتی موقعیت استثنایی و عالی ایران را از لحاظ سرمایه‌گذاری دولت در امر کشاورزی ندارد، چرا؟ برای اینکه اراضی بایری که کشاورز در آنها کار نمی‌کند می‌تواند به وسیله شرکت‌های بزرگ یا خود دولت به صورت شرکت‌های بزرگ کشت و صنعت درآید. در ممالک دیگر ساختن شبکه درجه چهار روی اصول مالکیت بعضی اوقات غیر ممکن است. ما اینجا وقتی شرکت سهامی زراعی داریم و مالکیت شرکت، هیچ گونه اشکالی برای ایجاد شبکه آبیاری نخواهیم داشت. تعاونی‌های ما هم اگر بتوانند در امر آبیاری مقرراتی وضع بکنند که برای دولت امکان ساختن شبکه‌های سه و چهار پیدا بشود، کار خیلی عظیمی کرده‌اند. میل دارم وزیر اصلاحات ارضی با وزیر آب و برق در این موضوع مطالعه بکنند که آیا در شرکت‌های تعاونی هم ممکن است امکاناتی که در شرکت‌های سهامی وجود دارد ایجاد بشود یا خیر؟ این را هم تذکر می‌دهم که ساختن یک سد فقط به عشق اینکه شما یک سد ساختید و آماده نکردن شبکه آبیاری‌اش، یک نوع فانتزی است که برای کسانی که اول کارشان است شاید خوب باشد، ولی برای ایران امروز دیگر معنی ندارد و لازم نیست.

سدی که شما امروز نقشه‌اش را می‌کشید (و شاید کشیدن نقشه سد تقریباً به اندازه ساختمان خود سد طول بکشد) باید توأم باشد با تهیه نقشه شبکه آبیاری. همان موقعی که شما ساختن یک سد را شروع می‌کنید باید شبکه آبیاری‌اش را هم شروع بکنید، در همان زمان آبریز سد را نیز از لحاظ فرسایش زمین باید تأمین بکنید، بوته است، درخت است، پاشیدن مالچ است، هر سیستم جدیدی که امروز برای جلوگیری از فرسایش زمین در آبریز یک سد لازم است، باید هماهنگ و همزمان با شروع ساختن سد پیشرفت بکند، والا ما سدی ساختیم به نام خود من در رودخانه دز، چند سال از عمر این سد می‌گذرد؟ فکر نمی‌کنم بیش از هفت یا هشت سال، سیصدمیلیون تُن گل و لای به وسیله باران و شسته‌شدن زمین بر اثر سیل در این سد جمع شده، اگر قرار باشد این وضع به همین مقیاس ادامه پیدا بکند بیست یا سی سال دیگر این سد پر می‌شود. چه سدی؟ سدی که روز اول سه‌میلیاردوسیصدمیلیون مترمکعب ظرفیت ذخیره آبش بود و شاید هفتمین سد دنیا به شمار رود، شاید یکی از اکونومیک‌ترین سدهای دنیا باشد، برای اینکه با حجم خیلی خیلی محدود به ارتفاع ۲۰۳ متر بتون‌ریزی شده و شما می‌توانستید سه‌میلیاردوسیصدمیلیون مترمکعب آب در آن ذخیره بکنید و ۵۲۰هزار کیلووات برق تولید نمایید و درحدود ۱۴۰هزار هکتار زمین را نیز در زیر آن آبیاری بکنید. چه زمینی؟ زمینی در خوزستان که هر محصولی شما آنجا بکارید، رکورد دنیا است. نیشکر بکارید، مطابق گزارشی که به من داده‌اند شاید ۱۲۵ تن نیشکر در هکتار محصولتان باشد، اقلاً ده درصد شهد و شیرینی دارد، این نیشکر یعنی دوازده تن و نیم حداقل شکری است که شما در هر هکتار از آنجا برمی‌دارید و این رکورد دنیا است. برای آزمایش در آنجا چغندر کاشتند زیرا سابقاً فکر می‌کردند در خوزستان نمی‌شود چغندر کاشت، ولی حد متوسط برداشت ۷۰ تن بود، در خیلی نقاط ۱۰۰ تن برداشت چغندر است. به تازگی مارچوبه در آنجا کاشتند، سؤال کردم، گفتند میزان محصول فعلاً چهار تن و نیم در هر هکتار است، ولی مطمئناً به پنج تن و احیاناً شش تن مارچوبه در هر هکتار می‌رسیم که باز رکورد بین‌المللی است. هر چه در این سرزمین بکارید با این آب‌های تمیزی که از کوه‌های نزدیک سرازیر می‌شود، به خصوص با تشعشع آفتابی که در خوزستان داریم، همین نتیجه را خواهد داد. به هر حال ما در آن سد جلوی فرسایش زمین را نگرفتیم، در نتیجه سیصدمیلیون تن گل و لای داخل سد رفته‌است. ما از روز اول ساختمان شبکه آبیاری سد را با ساختمان سد توأم نکردیم، در نتیجه اکنون که هشت سال از اختتام سد می‌گذرد، هنوز شاید نصف اراضی این سد آبیاری نمی‌شود.

سفیدرود هم همینطور، سایر سدهای ما نیز به نسبت بزرگی و وسعتشان نیز به همین درد مبتلا هستند، برای اینکه شبکه‌های آبیاریشان همزمان با ساختمان سد شروع نشدند، اما از این پس دیگر این کار نخواهد شد، مگر در جایی که بگویند ساختمان سد برای آب آشامیدنی اهالی آن منطقه حیاتی است و هیچ راه دیگری وجود ندارد، یا اینکه بگویید اگر این سد را ما نسازیم ممکن است فی‌المثل سیل یک قسمت بزرگ از مملکت را از بین ببرد، یا اینکه بگویید این سد از لحاظ تولید الکتریسیته طوری در موقعیت مناسبی قرار گرفته که از فروش برقش ما می‌توانیم از نظر اقتصادی این کار را توجیه بکنیم، ولی من تعجب خواهم کرد که وجود یک سد را فقط به خاطر برقش در کشوری که این همه نفت و گاز دارد، شما بتوانید از لحاظ اقتصادی توجیه بکنید و بگویید که این کار برای ما فایده دارد.

خوزستان آب و هوای به خصوصی دارد، خراسان همینطور، آذربایجان به همین ترتیب، سواحل دریای خزر غرب و شرقش از هم جدا است، در غربش حدود دو متر باران در سال می‌بارد، در شرقش هم در سال‌های خوب بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ و ۹۰۰ میلیمتر باران می‌آید، فلات مرکزی ایران هم که البته وضع به خصوصی دارد. سرمایه‌گذاری ما باید در راه شناختن جنس خاک ایران و تجزیه آب‌های کشور و املاحی که دارند صورت گیرد و معلوم شود که چه کود شیمیایی باید در نقاط مختلف مورد استفاده قرار گیرد. همچنین کدام بذر بهتر به این آب و هوا و به این خاک می‌خورد و همه جای دنیا را بگردید تا بهترین بذر را پیدا بکنید. خاطرم هست که در طول دو سال، سه سال، چهار سال من به بعضی از مسئولین امور خودمان می‌گفتم: می‌گویند یک بذر خارجی هست که خیلی خوب است، بروید آن را پیدا بکنید. بعد شنیدم که از درخت‌های اکالیپتوس در حدود دویست و شاید دویست‌وپنجاه نوع مختلف در دنیا وجود دارد. به آنها گفتم بروید آن را بیاورید، برای اینکه من می‌دانم و گزارشش را خواندم که درخت اکالیپتوس در هر آب و هوایی رشد می‌کند، در باتلاق رشد می‌کند، در جایی که اصلاً باران نمی‌آید رشد می‌کند، در زمین شوره‌زار رشد می‌کند، حتی درخت‌های اکالیپتوسی هست که در باتلاق درست مثل پمپ آب رفتار می‌کند، اشخاصی که دیده‌اند، عکس آن را گرفته‌اند که از کله درخت آب پاشیده می‌شود، یعنی این درخت مثل پمپ آب را از زمین می‌کشد و آن وقت اجباراً از بالا پخش می‌کند، برای اینکه تمام درخت از آب پر می‌شود، خیلی از زمین‌های شوره‌زار را می‌توانند به وسیله درخت‌های اکالیپتوس کنترل بکنند و شوری‌اش را کم نمایند. هر چه در طول سه چهار سال گفتم که یک دانه از آنها را به عنوان نمونه برای من بیاورند و نشان بدهند، نیاوردند و این همان سنگینی است که به آن اشاره شد.

تولید کشاورزی ایران باید به اندازه‌ای باشد که جمعیت ایران با پرداخت قیمت عادلانه، یعنی چیزی که از قیمت بین‌المللی بیشتر نباشد، به اندازه کافی بخورد و در بدن او آن مقدار کالری که لازم است، برود و احیاناً اگر امکانش باشد ایران با تولید اضافه بر مصرف خود قسمتی از کمبود مواد کشاورزی دنیا را جبران بکند. بدین ترتیب به موضوع کشاورزی و همچنین به موضوع صنایع کشور در حدود فلسفه انقلاب اشاره کردیم و گفتیم چه چیزهایی در دست دولت باید باقی بماند و چه کارهایی را بخش خصوصی باید بکند، ولی مواظب باشید برای قسمتی که در دست دولت است هر سرمایه‌گذاری که لازم است باید بکنید و از آن غافل نباشید، یعنی شرکت ملی نفت ایران همانطور که بارها گفتم بزرگترین شرکت نفت دنیا خواهد بود. برای اینکه تولیدش در کشور خود ما هست، اما شرکت‌های بزرگ دنیا که در ممالک دیگر کار می‌کنند و از آنجا منفعت می‌برند، ممکن است اصلاً یک روز قراردادشان فسخ بشود، ممکن است روزی آنها را بیرون بکنند، ممکن است روزی آنها از آن منافع سرشارشان محروم بشوند، در صورتی که شرکت ملی نفت ایران با نفت خودش سر و کار دارد. شرکت ملی نفت ایران باید بزرگترین شرکت نفتی جهان باشد. نفت بزرگترین منبع درآمد داخلی ما است، نفتی که این شرکت می‌فروشد اگر ما زیاد قیمت‌ها را پایین‌تر از قیمت واقعی نیاوریم منفعت دارد، گازی که می‌فروشد منفعت دارد، اگر شرکت ملی نفت ایران مقام خودش را حفظ بکند می‌تواند بزرگترین شرکت پتروشیمی دنیا هم باشد، برای اینکه تمام مواد اولیه‌اش در داخل خود مملکت است، بنابراین هر سرمایه‌گذاری که در آنجا لازم است باید بشود. لوله‌کشی که باید در سراسر این مملکت بشود، لوله‌کشی نفت و گاز است. پالایشگاه‌های متعددی نیز باید ساخته شود. پس در قسمت صنایع برای بخش دولتی، شرکت ملی نفت مقام اول را دارد. بعد شرکت توسعه صنعتی است که از این دو نمی‌توانیم غافل باشیم، همچنین توسعه ذوب‌آهن که بهره‌برداری از آن و گسترش زیربنایی آن در نزدیک اصفهان باید به حداکثر امکان برسد. اگر در برنامه پنج ساله ظرفیت آن فقط دومیلیون تن است، ولی شما بتوانید آن را به چهارمیلیون تن برسانید بهتر است، زیرا این کار اقتصادی خواهد بود.

اکنون که موضوع شرکت ملی نفت به میان آمده، دو سه مطلب است که باید آنها را تذکر داد. ملاحظه بکنید در قسمت نفت ما موفقیت‌های زیادی به دست آوردیم، این موفقیت‌ها با زحمت به دست آمد و ما آن کاری را که می‌توانستیم در این راه انجام بدهیم مطمئن باشید تا سرحد امکان انجام دادیم، ولی موضوع نفت در دنیا موضوعی است که شاید یکی از نمونه‌های ظلم ممالک پیشرفته نسبت به ممالک تولیدکننده مواد اولیه باشد. این مطلب را ما در کنفرانس ژنو چندین بار عنوان کردیم و تذکر دادیم که این وضع قابل تحمل نیست. حالا ایران خوشبختانه از مرز عقب‌ماندگی گذشته است. ... ملاحظه کنید در دوازده سال اخیر در مورد صنعت نفت در دنیا چه پیش‌آمدهایی کرده‌است. آن چیزی که من یادم هست موضوع « پُستد پرایس » است. بهای نفت در خلیج فارس در چند سال پیش پایین آمد، یعنی نفت ایران و تمام منطقه را از سابق ارزان‌تر « پستد پرایس » کردند، در صورتی که در همین مدت و شاید در نصف این مدت ارزش آن پولی که به ما می‌دهند، حالا دلار یا لیره یا هر چیز دیگر درحدود ۳۷ درصد کمتر شده، برای اینکه هزینه زندگی در آن ممالک درحدود ۳۷ درصد بالا رفته‌است، پس هم قیمت کمتری به ما می‌دهند و هم جنس‌هایی را که ما باید با همین پول بخریم در حدود ۳۷ درصد گرانتر باید بخریم، آیا این عادلانه است؟ بد نیست در این مورد مقایسه‌ای بکنیم، البته درباره خودمان صحبت می‌کنیم و به کسان دیگر کاری نداریم. امیدوارم همین عزم در همه جا باشد که ممالک اوپک هم از یک طرف معقولانه و با حساب و کتاب و از طرف دیگر به طور غیر متزلزل، تصمیماتی را که در کنفرانس اوپک اتخاذ می‌شود، به مرحله عمل بگذارند. شاید موقع آن رسیده‌است که اصولاً قیمت‌های مواد اولیه در دنیا به تناسب بالارفتن مواد تولیدشده ممالک صنعتی فرق بکند. دیگر از این درخواست ساده‌تر نمی‌شود. شما جنس را از ما ارزان‌تر می‌خرید، جنس خودتان را گرانتر می‌فروشید. ما هر روز لاغرتر می‌شویم و شما هر روز چاق‌تر، روزی شما خواهید ترکید، هیچ تردیدی نیست. این سیاست خیلی علنی و واضح ایران البته دشمنی‌هایی را ایجاد می‌کند، چنانکه می‌بینیم با چه طریق حقیقتاً مضحکی افرادی که اصلاً هیچ شباهت و وجه تشابهی با هم ندارند، ولی در یک هدف که ضدیت با پیشرفت ایران است با هم شریکند در گوشه و کنار به دور هم جمع می‌شوند،

اشخاص بی‌وطنی که اگر مخالف این سیستم و این رژیم بودند و می‌گفتند که ما از این رژیم خوشمان نمی‌آید، حرفشان تا حدی قابل فهم بود. یا اگر کسی از قیافه پادشاه خوشش نمی‌آید، خوب، این را نمی‌شود زیاد ایراد گرفت، چه می‌شود کرد؟ اما عمل کردن علیه مملکتی که پیشرفت مادی‌اش تا این حد بوده، از لحاظ رشد پیشرفتش ده درصد بوده، از لحاظ آزادشدن دهقانش، از لحاظ آزادشدن کارگرش، از لحاظ پیشرفت زن ایرانی که به این مقام رسیده، سپاه‌های انقلاب ایران که برای خدمت به دورافتاده‌ترین نقاط این کشور می‌روند، این کارها را با آن کارشکنی‌ها چطور می‌توان توجیه کرد؟ چگونه اینها به خود حق می‌دهند که بیایند و با سیاست سازندگی که در این مملکت است مخالفت بکنند، با انقلاب ایران مخالفت بکنند و بخواهند این کشور تحویل اجنبی بشود؟ تازه تحویل اجنبی بشود که چه کار بکنند؟ آن اجنبی که خودش به زبان آمده و گفته‌است که من اصلاً در سیاستم شکست خورده‌ام. این البته از یک طرف جای تمسخر است و از طرف دیگر جای تأثر که اینها اگر تعدادشان ۲۰۰ نفر، ۳۰۰ نفر، ۴۰۰ نفر، حتی ۱۰۰۰ نفر است باز چرا بایستی این پدیده ایجاد بشود؟ این موضوع چون مهم نیست روی آن تکیه نمی‌کنم، فقط جای تأسف است. اصالت کار ما طوری است که در عرض مدتی کوتاه این نتیجه‌ها را داده، خواهید دید که پنج سال دیگر نتیجه‌اش چه خواهد بود و بیست سال دیگر چه نتیجه‌ای خواهد داد. تا دوازده سال دیگر یعنی وقتی این برنامه تمام بشود و بعد برنامه پنج ساله پنجم و برنامه پنج ساله ششم به پایان برسد، ایران وارد دوره تمدن بزرگ خواهد شد. ما حالا درباره کارمان می‌گوییم جهش بزرگ و کار بزرگ، ولی بعد در دوازده سال دیگر من نام آن را تمدن بزرگ می‌گذارم، بر اساس فلسفه انقلاب ایران و پیشرفت‌هایی که در تمام زمینه‌ها خواهیم کرد.

ایران در آینده نزدیک شاید اگر در برنامه پنج ساله پنجم نشود، حتماً تا ده سال دیگر برنامه‌اش این خواهدبود که بتواند از لحاظ آموزشی اولاً بی‌سواد نداشته باشد، ثانیاً دبیرستان‌ها و مدارس حرفه‌ایش به اندازه‌ای باشد که احتیاجات مملکت را تأمین بکند، همچنین از لحاظ دانشگاهی آنقدر وسیله در داخل کشور باشد که هیچ کس به علت اینکه در ایران جا نیست، مجبور به رفتن به خارج نباشد، یعنی تمام کادر دانشگاهی ایران که برای پیشرفت کارش لازم است، در دانشگاه‌های ایران به اندازه کافی وجود داشته باشد تا هم دانشجویان ایرانی را بپذیرد و هم هزاران نفر از ممالک دور و نزدیک در دانشگاه‌های ایران مشغول تحصیل شوند، کما اینکه اکنون این کار شروع شده و عده‌ای برای کارهای خیلی تخصصی به دانشگاه‌های ما می‌آیند. البته ما نیز باید فارغ‌التحصیلان خود را به خارج کشور بفرستیم، هم برای کارهای تخصصی و هم برای تطبیق کارها، برای اینکه محیط دیگری را ببینند و تماس‌های علمی حاصل کنند و ما از تماس‌هایشان بهره‌مند بشویم.

با وجود این ما درمورد قوای مسلح خود از لحاظ تعداد و از لحاظ تشکیلات تا جایی که ممکن است صرفه‌جویی خواهیم کرد. در چند روز آینده تصمیماتی خواهیم گرفت که نمودار همین موضوع است، از جمله صرفه‌جویی در سازمان، منتها تا آن حد که این کشور برای دفاع از خودش هیچ وقت احتیاج به فرستادن یک تلگراف حتی برای نزدیکترین دوستش نداشته باشد که خواهش می‌کنم به کمک ما بیایید، زیرا دیدیم که این نوع درخواست‌ها از طرف کشوری که نه عزمش را دارد و نه امکانش را که از خود دفاع بکند، به چه فجایع بین‌المللی منتهی شده‌است.

با توسعه دموکراسی که روزبه‌روز در مملکت بیشتر می‌شود، آن صحبتی که کردم دایر بر اینکه اساس دموکراسی جامعه ایران نمی‌تواند بر یک شالوده غیر دموکراتیک اقتصادی قرار گیرد و به عکس یک شالوده اقتصاد دموکراتیک بدون دموکراسی سیاسی عملی نمی‌شود، خوشبختانه در هر دو زمینه داریم پیشرفت می‌کنیم. در دموکراسی سیاسی ما از پایین‌ترین سطوح که انجمن ده باشد چندین چیز مکمل دموکراسی داریم که یکی شرکت‌های تعاونی است، دیگری شرکت‌های سهامی زراعی، یکی هم خانه‌های انصاف، در آینده نیز خانه‌های فرهنگ به دموکراسی کمک خواهد کرد. وقتی ما در آنجاها تلویزیون و رادیو بگذاریم و افرادی بروند و برای آنها تمدن و فرهنگ ایران را توضیح بدهند، کتابخانه و وسایل دیگر داشته باشند، اینها البته به دموکراسی کمک خواهند کرد. هر قدر فکر آنها بازتر و فهمشان بیشتر بشود، بیشتر دموکراسی را درک می‌کنند. از آنجا می‌آییم به انجمن‌های شهر و شهرستان و استان و بالاخره به مجلسین سنا و شورای ملی. تمام اینها هر کدام یک مرحله و پله‌ای است که برای تعمیم دموکراسی ایران ایجاد شده‌است، اینها وقتی با ریشه‌کن شدن بی‌سوادی و توسعه وسایل آموزشی توأم بشود و بعد تطبیق بکند با اقتصاد دموکراتیک هدف ما جامه عمل خواهند پوشید. و اما اقتصاد دموکراتیک یعنی اقتصادی که در آن صنایعی که تعیین‌کننده قیمت است مانند نفت، آهن، حمل و نقل، پست و تلگراف، گاز، فرآورده‌های پتروشیمی (که می‌توانیم مردم را تا حدی در قسمت اخیر شریک بکنیم زیرا تعیین‌کننده قیمت نیست) در دست جامعه قرار دارد که به وسیله دولت که نماینده جامعه است اداره می‌شود، همچنین شرکت کارگران در سود کارخانه‌ها که باز باعث تعمیم اقتصاد دموکراتیک می‌شود، همین طور کارهای دیگری که در امور روستایی می‌کنیم، زیرا زراعت ایران کم‌کم دارد یک زراعت صنعتی می‌شود و اسمش هم کشت و صنعت است. پس این دو در کنار هم و توأم با هم پیشرفت خواهدکرد و رژیم دموکراتیک ما با اقتصاد دموکراتیک ایران به موفقیت‌های بسیار چشمگیر نائل خواهد شد.

حالا هدف‌هایی را که برای برنامه پنج ساله پنجم داریم در چند جمله خلاصه می‌کنم: از لحاظ کشاورزی مطالب را گفتم و تذکر دادم که اهمیت زیادی به کشاورزی می‌دهیم. از لحاظ صنعت کارهایی که در بخش دولتی کردیم از هر جهت کامل است، به خصوص در شرکت ملی نفت و صنایع ذوب‌آهن. موضوع جدیدی که باید به آن اشاره بکنم و هنوز به اندازه کافی درباره اهمیت آن توضیح داده نشده، مسئله کشف معادن مس است، همچنین توسعه شبکه برق که اگر به همین آهنگ بخواهیم پیش برویم فوق‌العاده است، زیرا یک رشد ۳۷ درصد گمان می‌کنم در دنیا بی‌سابقه باشد، با این حال اگر احتیاج باشد سعی می‌کنیم این رشد را حفظ بکنیم.

موضوع آموزش را هم شرح دادم، و اما درباره مسئله خدمات باید بگویم چیزی که زودتر از همه در زندگی مردم تأثیر خواهدکرد موضوع ساختمان مسکن است، چه در شهرها و چه در روستاها. اگر ما چند چیز را بتوانیم به قیمت‌های تقریباً ثابت به اختیار مردم بگذاریم، بزرگترین کار را انجام داده‌ایم و این امر خیلی مهم‌تر از آن است که سال به سال به حقوق کارمندان اضافه بکنیم، این چیزها یکی مواد مصرفی و دیگری مسکن است. اگر ما بتوانیم مسکن در اختیار مردم بگذاریم و مخصوصاً در این مورد به بعضی‌ها بیشتر توجه بکنیم کار شایسته‌ای انجام داده‌ایم، زیرا مثلاً اگر به یک افسر و یک درجه‌دار ارتش مسکن بدهیم این وسیله انجام وظیفه او است، برای اینکه در نقطه‌ای خدمت می‌کند که گاهی هیچ چیز در آنجا نیست، حتی شهر و آبادی نیست، پس مسکن برای او جزو وسائل کار و انجام وظیفه به شمار می‌رود. این مسکن نباید کرایه‌اش از مقدار معینی از حقوق او بیشتر بشود، حداکثر ده درصد و در خیلی از موارد پنج درصد، برای سایر کارمندان دولت هم همینطور. اگر ما یک مسکن ارزان‌قیمت در اختیار کارمند بگذاریم، خیلی مهمتر از آن است که حقوق را اضافه بکنیم، برای اینکه اگر حقوق بالا برود قیمت مسکن و قیمت تمام احتیاجات زندگی هم بالا می‌رود و این در واقع نقض غرض است. نمی‌گویم حقوق بالا نرود، باید بالا برود، ولی فقط در موقعی که بالارفتن حقوق برای بهتر زندگی کردن باشد نه تنها برای جبران گران شدن هزینه زندگی. ما موقعی بهتر زندگی می‌کنیم که میزان حقوق بالا می‌رود، یعنی قدرت خرید فرد یا خانواده بیشتر می‌شود و بهتر زندگی می‌کند، ولی اگر هزینه زندگی ده درصد بالا رفت و شما هم ده درصد به حقوقتان اضافه شد، در این صورت زندگی در همان سطح می‌ماند و بهتر زندگی نمی‌کنید، در حالی که من می‌گویم سعی کنید قیمت چیزهای مهم را ثابت نگه دارید. یا اگر احیاناً بعضی اوقات قیمت‌ها مانند سایر نقاط دنیا بالا رفت و این افزایش قیمت مثلاً دو درصد بود. شما اگر امکانش را داشتید سه درصد به حقوق‌ها اضافه بکنید تا همیشه کارمند قدری بهتر از سابق زندگی بکند. با این حال اگر شما مسکن ارزان در اختیار او بگذارید وضع خیلی بهتر خواهد شد. زیرا الان ۲۰ و شاید ۲۵ درصد حقوق کسانی که خانه ندارند برای پرداخت کرایه خانه می‌رود، از این رو اگر شما بتوانید کرایه خانه را به حدود ۱۲ یا ۱۵ درصد حقوقش برسانید، این ۱۰ درصد بقیه را در واقع به حقوق او اضافه کرده‌اید بدون اینکه بر قیمت اجناس اضافه بشود و بدون اینکه تولید تورم در مملکت بکند.

ولی برای اکثر کارمندان دولت ما باید خانه‌سازی بکنیم. وقتی که برای آنها خانه ساختیم چون عرضه زیاد می‌شود به طور غیرمستقیم کرایه خانه‌ها در سطح مملکت پایین می‌آید و رفاه بیشتر برای مردم ایجاد می‌شود. پس جزو خدمات، موضوع خانه‌سازی را هم باید در نظر بگیرید، حتی خانه‌سازی به وسیله مؤسسات داخلی و شرکت‌های خارجی که اگر بیایند به اقساط خانه بسازند و پولشان را به تدریج بگیرند فکر می‌کنم این سیاست صحیحی باشد، زیرا به همان اندازه که توسعه صنایع مملکت مهم است توسعه خانه‌سازی هم دارای اهمیت است. در این مورد مثالی می‌زنیم: ما در تبریز و اراک مراکز مهم صنعتی ایجاد کردیم. اگر در این دو نقطه به اندازه کافی برای کارگرانی که در آنجا مشغول کار خواهند شد خانه نسازیم، چه خواهد شد؟ بدون شک کرایه خانه در آنجاها به قدری بالا خواهد رفت که اگر حقوق فعلی را به کارگر بدهیم نمی‌تواند در آنجاها زندگی بکند، مگر اینکه حقوق او را دو یا سه برابر بالا ببریم تا زندگی‌اش نظیر زندگی کارگر دیگر ایرانی در سایر نقاط مملکت بشود. تهیه برنامه شما فکر می‌کنم روی همین خطوط باشد مگر اینکه در آینده پیشامدهایی بکند که از حدود کنترل و یا پیش‌بینی ما خارج باشد، در آن موقع وقت دارید که تقدم‌ها را معین کنید و آن متناسب با اوضاع بین‌المللی و احتیاجات داخلی کشور خواهدبود.

امیدوارم برنامه فعلی با موفقیتی که تا به حال داشته و بیش از مقدار پیش‌بینی شده بوده خاتمه پیدا بکند و برنامه پنجم را هم به یاری خداوند بتوانیم با همین موفقیت و شاید بیشتر تنظیم کنیم و انجام بدهیم. ما اگر در پروژه‌هایمان دقت بکنیم و در مخارجشان نظارت دقیق داشته باشیم، می‌توانیم آنها را ارزان‌تر و سریع‌تر تمام کنیم و تفاوت این دو خیلی خواهد بود. پروژه‌ای که می‌بایستی در عرض سه سال با فلان مقدار سرمایه تمام بشود، معمولاً ما آن را در عرض هفت هشت سال تمام می‌کنیم و در نتیجه تفاوت هزینه زندگی و گرانی بین سه سال تا هشت سال علاوه بر آنکه پروژه را گران‌تر تمام می‌کند موجب اتلاف وقت می‌شود و پروژه را غیر اقتصادی می‌سازد. درباره این چیزها دقت بکنید و همچنین سعی نمایید اغلب کارهای مملکتی را با ماشین حساب انجام بدهید و در حقیقت مکانیزاسیون کامل بکنید. امیدوارم نتایجی که از برنامه پنج ساله پنجم خواهیم گرفت از برنامه اخیر هم درخشان‌تر باشد.. ... به سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در روشن ساختن خطوط اصلی برنامه عمرانی پنجم سازمان برنامه و بودجه ۸ دی ماه ۱۳۴۹ گوش فرادهید و آن را میان ایرانیان پخش کنید