خواجوی کرمانی (غزلیات)/رخت شمع شبستان می‌نهندش: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|رخت شمع شبستان می‌نهندش|لبت لعل بدخشان می‌نهندش}}
{{ب|رخت شمع شبستان می‌نهندش|لبت لعل بدخشان می‌نهندش}}
{{ب|اگر شد چین زلفت مجمع دل|چرا جمعی پریشان می‌نهندش}}
{{ب|اگر شد چین زلفت مجمع دل|چرا جمعی پریشان می‌نهندش}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۵۱

' خواجوی کرمانی (غزلیات) (رخت شمع شبستان می‌نهندش)
از خواجوی کرمانی
'


رخت شمع شبستان می‌نهندش لبت لعل بدخشان می‌نهندش
اگر شد چین زلفت مجمع دل چرا جمعی پریشان می‌نهندش
گدایی کز خرد باشد مبرا بشهر عشق سلطان می‌نهندش
چمن دوزخ بود بی لاله رویان اگر خود باغ رضوان می‌نهندش
قدح کو گوهر کانست در اصل بمعنی جوهر جان می‌نهندش
می روشن طلب درظلمت شب که عین آب حیوان می‌نهندش
هر آن کافر که او قربان عشقست بکیش ما مسلمان می‌نهندش
وگر بر عقل چیزی هست مشکل بنزد عشق آسان می‌نهندش
اگر صاحبدلی خواجو چه نالی از آن دردی که درمان می‌نهندش