الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahbanuFarahPahlavi1stAnniversaryPassingAwayShahanshahAryamehr1360.ogv|thumb|left|250px|]]
[[پرونده:MashrutehconstitutionBook.jpg|thumb|left|200px|[http://www.amazon.com/Mashruteh-Constitution-Iran-Persian/dp/1514631369 سپارش قانون‌اساسی مشروطه]]]


'''[[سخنان علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی در نخستین سالروز درگذشت اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران ۵ امرداد ماه ۱۳۶۰|در آستانه درگذشت دو شاهنشاه ایران‌ساز سدای علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی را در نخستین سالروز درگذشت اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در روز ۵ امرداد ماه ۱۳۶۰ می شنویم ]]'''  - روز پنجم مرداد ۱۳۵۹ هجری شمسی پادشاه محبوب ما در قاهره درگذشتند. برای من به عنوان یک ایرانی، او بیش از همه چیز شاهم بود و امروز می‌خواستم که سخنانم را به او خطاب کنم:
'''[[قانون اساسی مشروطه]]'''  - در آستانه سدونهمین سالگرد انقلاب مشروطه، قانون اساسی مشروطه ایران را بخوانیم که دست‌آورد مبارزه پدربزرگان ما علیه استبداد قاجاریان بیگانه و شریعت اسلام بود. شریعت اسلام که با فشار آن قاجاریان مردم ایران را بیش از سدوسی سال به بند کشیده بودند. قانون اساسی مشروطه را بخوانیم و اصل‌هایی به ویژه اصل اول و دوم متمم قانون اساسی و جمله‌هایی که با دین اسلام مربوط است  را با برگزاری مجلس موسسان حذف کنیم.  قانون اساسی مشروطه را همانگونه که تقی‌زاده در روزنامه کاوه به نوشتار کشید که بر پایه اعلامیه حقوق انسانی و شهروندی نبشته شد، ماهیت و روح آن سکولار بود. در قانون اساسی مشروطه قدرت از سوی ملت می‌آید.  قانون اساسی مشروطه پاک شده از دین اسلام را چراغ راه خود قراردهیم و به ملت ایران قدرت تصمیم‌گیری را بازگردانیم. قانون اساسی نوشتاری است که سرنوشت یک ملت و یک کشور در آن نهفته است. قانون اساسی مشروطه را بخوانید و به هم‌میهنان پیشکش کنید.


اعلیحضرتا!
پس از انقلاب مشروطه حکومت ایران از استبدادی به حکومت کانستیتیوشنال مونارشی یا پارلمانی شاهنشاهی دگرگون شد. قانون اساسی مشروطه در مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری نخست نوشته و تصویب شد. قانون اساسی مشروطه دربرگیرنده ۵۱ اصل می‌باشد. سپس ۱۰۷ اصل به آن افزوده شد. در قانون اساسی مشروطه به سال‌های ۱۳۰۴ و ۱۳۲۸ و ۱۳۴۶ تغییراتی داده شد. قانون اساسی مشروطه بر پایه اعلامیه حقوق انسانی و شهروندی دستآورد انقلاب فرانسه نوشته شد. این پایه‌ها بدین قرارند:


امروز درست یک سال از آن نیمروز گرم تابستان که من برای آخرین بار پیشانی سرد شما را بوسیدم می‌گذرد، در آن روز غم‌انگیز شما برای همیشه ما را ترک گفتید و به دیاری جاودان رفتید که در آن دیگر از غم‌ها و رنج‌ها، از دردهای جانکاه جسمی و از دردهای جانکاه‌تر روحی  نشانی نیست. پس از یک عمر تلاش، پس از سال‌ها کوشش شبانه‌روزی در ایفای مسئولیتی بسیار خطیر که خداوند و ملت شما به عهده شما گذاشته بودند و پس از گذراندن روزهای اندوه‌بار غربت،  شما سرانجام از آرامشی که داروی همه دردهای جانگداز است برخوردار شدید. به صورت یک مسلمان پاکدل در خانه خدا که هر روز در آن بانگ اذان بر می‌خیزد به خواب جاودان رفتید و درست در همان مکانی به ابدیت سپرده شدید که سال‌ها آرامگاه پدر بزرگوارتان بود. شاهنشاه بزرگی که مانند شما به گناه میهن‌پرستی و آشتی‌ناپذیری خود در راه دفاع از مصالح ملی، دور از زاد وبوم خویش جان سپرد ولی آتش عشق به وطن را که در دل داشت به فرزندش سپرد و او نیز روزی در این آتش بسوخت. اعلیحضرتا!
:۱- قدرت از سوی ملت می‌آید (اصل بیست و ششم متمم قانون اساسی: قوای مملکت ناشی از ملت است طریقه استعمال آن قوا را قانون اساسی معین می‌نماید.)


شما در حالی ما را ترک گفتید که قلبتان از تحمل بی‌انصافی‌ها و ناجوانمردی‌های فراوان خونین بود با این همه با آرامشی  آسمانی دیده از جهان فرو بستید زیرا می‌دانستید که در پیشگاه پرودگاری که مافوق همه دشمنی‌ها و کینه‌توزی‌هاست با روسفیدی حضور خواهید یافت و می‌دانستید  که در دادگاه تاریخ نیز سرافراز خواهید بود. شما تمام وجود خود را وقف سعادت ملتی کرده بودید که با برخورداری از سرمایه تاریخ و فرهنگی بسیار غنی و با داشتن ثروت انسانی سرشاری از مردم باهوش و پرکار و ثروت خداداده فراوانی از منابع طبیعی و زیرزمینی شایستگی و امکان همه گونه ترقی را داشته است و دارد. شما با اتکا به این پشتوانه بزرگ مادی و معنوی کشور خودتان را جلوه‌گاه غرورانگیزی از امید و اعتماد کرده بودید که در آن هر چه بود سازندگی و آینده نگری بود و از این راه سرمشقی از تلاش و موفقیت برای بسیار از ملت‌های استثمار شده و محروم به شمار می‌رفت.  شما با دوراندیشی و جهان بینی خود کشورتان را در صحنه جهانی از حیثت و احترامی بی‌سابقه برخوردار ساخته و با تماس‌های شخصی خویش در شرق و غرب و شمال و جنوب نقش ایران را در زمینه بین المللی به صورتی که شایسته تاریخ و فرهنگ و افتخارات این کشور کهن بود بالا برده بودید البته برای شما از همان آغاز روشن بود که با این تلاش‌ها و پیروزی‌ها به خیلی از منافع!!  لطمه می‌زنید و خیلی از خشم‌ها و دشمنی‌ها را نسبت به خود برمی انگیزید و طبعا در این راه به استقبال خطرات فراوانی نیز  می‌روید که بارها درباره آنها به شما هشدار داده بودند. ولی راه شما  در برابر تاریخ و ملتتان راهی برگشت ناپذیر بود زیرا با ایمان به حقانیت هدف خود، قدم در این راه گذاشته بودید و با آگاهی عمیق خویش به تاریخ ایران و جهان خوب می‌دانستید که پیش از شما نیز بسیاری از مردان بزرگ در راه هدف‌های بزرگ از پای درافتاده‌اند ولی در عین حال بر این واقعیت تاریخ، بخصوص تاریخ کشور خودتان آگاه بودید که این فداکاریها هر واصل نمی‌ماند بله هر بار انگیزه‌ای برای تلاش‌های تازه و پیروزی‌های تازه  می‌شود با اتکا به این واقعیت است که همه آنهایی که دلشان به خاطر ایران و در عشق ایران می‌تپد کابوس وحشتناک کنونی را تحمل می‌کنند لازم نیست من این کابوس را برای شما توضیح دهم و بگویم که در سرزمین زخم‌خورده و ستم‌کشیده ایران اکنون چه می‌گذرد زیرا می دانم که شما در عالم تجرد و وارستگی ابدی خویش همه این ماجرای دردناک را در برابر نظر دارید، می‌بینید که چگونه کشور آباد و مترقی شما امروز سرزمین مرگ و ویرانی شده است، می‌بیندید که چگونه در سراسر این مملکت سیل خون جاری است و چگونه هر روز گروهی تازه‌ای از فرزندان آن به خاک می‌افتند و هر روز خانواده‌های تازه‌ای در مرگ عزیزان خود عزادار می‌شوند، می‌بیندید که چگونه کشوری که سرزمین امنیت و رفاه و سازندگی بود امروز قلمرو هرج و مرج برادرکشی و وحشت و فلاکت شده است، می‌بیندید که جامعه‌ای که شما برای رسانیدن آن به صفوف مقدم جهان هزاره سوم تلاش می‌کردید اکنون قرن‌ها به عقب بازگشته است می‌بیندید که دانشگاه‌هایی که ساختید بسته شده‌اند و کارخانه‌هایی که به گردش انداختید از کار ایستاده‌اند و جامعه زنان که به دست شما حقوق انسانی خود را بازیافته بودند به تاریکی عصرجاهلیت برگشته‌اند می‌بیندید که آن ارتش نیرومندی که به دست شما بوجود آمده بود متلاشی شده و آن حیثیت و احترام جهانی که برای تحصیل آن کوشیده بودید جای خود را به سرشکستگی و حقارت داده است یقین دارم هیچ یک از این واقعیت‌های دردناک بر شما پوشیده نیست زیرا هیچ پدری نمی‌تواند رنج‌های فرزندان خود را نادیده بگیرد و شما اکنون نیز مانند دوران زندگی خود عمیقا شریک غم‌ها و شادی‌های همه مردم ایران هستید که آنها را فرزندان خویش می‌دانستید شادی‌هایی که در ایران کنونی هر روز کمتر و غم‌هایی که هر روز بیشتر می‌شود....'''[[سخنان علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی در نخستین سالروز درگذشت اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران ۵ امرداد ماه ۱۳۶۰|به سخنان علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی گوش فرادهید و آن را میان ایرانیان پخش کنید]]'''  
:۲- قدرت در سه قوه مقننه و مجریه و قضاییه تقسیم می‌شود و این سه قوه از یکدیگر جدا و مستقل هستند. (اصل بیست و هفتم: قوای مملکت به سه شعبه تجزیه می‌شود: مقننه، مجریه و قضاییه)
 
:۳ - حقوق انسانی و شهروندی (اصل ۸ تا ۲۵ متمم قانون اساسی)
 
چگونه قانون اساسی مشروطه با دشمنی‌های دربار قاجار و الدوله‌ها و سلطنه‌ها نوشته شد، در مقاله‌ای از حسن تقی‌زاده در روزنامه کاوه به نوشتار درآمد. حسن تقی‌زاده نماینده مجلس شورای ملی دوره نخست قانونگذاری و پدر متمم قانون اساسی مشروطه بود.
 
''' قانون اساسی مشروطه و متمم‌های آن''' - مصوب مجلس شورای ملی در ۱۴ امرداد ماه ۱۲۸۵ برابر با  ۵ اگوست ۱۹۰۶ میلادی و ۱۴ جمادی‌الاخر ۱۳۲۴ هجری قمری ....'''[[قانون اساسی مشروطه|قانون اساسی مشروطه و نوشتارهای وابسته به آن را بخوانید و میان هم‌میهنان پخش کنید]]'''  


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۳ اوت ۲۰۱۵، ساعت ۱۲:۰۸


قانون اساسی مشروطه - در آستانه سدونهمین سالگرد انقلاب مشروطه، قانون اساسی مشروطه ایران را بخوانیم که دست‌آورد مبارزه پدربزرگان ما علیه استبداد قاجاریان بیگانه و شریعت اسلام بود. شریعت اسلام که با فشار آن قاجاریان مردم ایران را بیش از سدوسی سال به بند کشیده بودند. قانون اساسی مشروطه را بخوانیم و اصل‌هایی به ویژه اصل اول و دوم متمم قانون اساسی و جمله‌هایی که با دین اسلام مربوط است را با برگزاری مجلس موسسان حذف کنیم. قانون اساسی مشروطه را همانگونه که تقی‌زاده در روزنامه کاوه به نوشتار کشید که بر پایه اعلامیه حقوق انسانی و شهروندی نبشته شد، ماهیت و روح آن سکولار بود. در قانون اساسی مشروطه قدرت از سوی ملت می‌آید. قانون اساسی مشروطه پاک شده از دین اسلام را چراغ راه خود قراردهیم و به ملت ایران قدرت تصمیم‌گیری را بازگردانیم. قانون اساسی نوشتاری است که سرنوشت یک ملت و یک کشور در آن نهفته است. قانون اساسی مشروطه را بخوانید و به هم‌میهنان پیشکش کنید.

پس از انقلاب مشروطه حکومت ایران از استبدادی به حکومت کانستیتیوشنال مونارشی یا پارلمانی شاهنشاهی دگرگون شد. قانون اساسی مشروطه در مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری نخست نوشته و تصویب شد. قانون اساسی مشروطه دربرگیرنده ۵۱ اصل می‌باشد. سپس ۱۰۷ اصل به آن افزوده شد. در قانون اساسی مشروطه به سال‌های ۱۳۰۴ و ۱۳۲۸ و ۱۳۴۶ تغییراتی داده شد. قانون اساسی مشروطه بر پایه اعلامیه حقوق انسانی و شهروندی دستآورد انقلاب فرانسه نوشته شد. این پایه‌ها بدین قرارند:

۱- قدرت از سوی ملت می‌آید (اصل بیست و ششم متمم قانون اساسی: قوای مملکت ناشی از ملت است طریقه استعمال آن قوا را قانون اساسی معین می‌نماید.)
۲- قدرت در سه قوه مقننه و مجریه و قضاییه تقسیم می‌شود و این سه قوه از یکدیگر جدا و مستقل هستند. (اصل بیست و هفتم: قوای مملکت به سه شعبه تجزیه می‌شود: مقننه، مجریه و قضاییه)
۳ - حقوق انسانی و شهروندی (اصل ۸ تا ۲۵ متمم قانون اساسی)

چگونه قانون اساسی مشروطه با دشمنی‌های دربار قاجار و الدوله‌ها و سلطنه‌ها نوشته شد، در مقاله‌ای از حسن تقی‌زاده در روزنامه کاوه به نوشتار درآمد. حسن تقی‌زاده نماینده مجلس شورای ملی دوره نخست قانونگذاری و پدر متمم قانون اساسی مشروطه بود.

قانون اساسی مشروطه و متمم‌های آن - مصوب مجلس شورای ملی در ۱۴ امرداد ماه ۱۲۸۵ برابر با ۵ اگوست ۱۹۰۶ میلادی و ۱۴ جمادی‌الاخر ۱۳۲۴ هجری قمری ....قانون اساسی مشروطه و نوشتارهای وابسته به آن را بخوانید و میان هم‌میهنان پخش کنید