عطار (غزلیات)/عشق را گر سری پدیدستی: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|عشق را گر سری پدیدستی|این در بسته را کلیدستی}}
{{ب|عشق را گر سری پدیدستی|این در بسته را کلیدستی}}
{{ب|نرسد هیچکس به درگه عشق|کاشکی هیچ کس رسیدستی}}
{{ب|نرسد هیچکس به درگه عشق|کاشکی هیچ کس رسیدستی}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۲۶

' عطار (غزلیات) (عشق را گر سری پدیدستی)
از عطار
'


عشق را گر سری پدیدستی این در بسته را کلیدستی
نرسد هیچکس به درگه عشق کاشکی هیچ کس رسیدستی
یا اگر کس به پیشگه نرسد اثر آن ز دور دیدستی
لیک عالم ز عشق موج زن است ورنه عاشق نیارمیدستی
در دل ار نیستی تسلی عشق بارها زین قفس پریدستی
در بیابان عشق نعره‌زنان بی سر و پای می‌دویدستی
گاه چون خاک می‌فتادستی گاه چون باد می‌وزیدستی
به یکی آه آتشین در راه پرده از پیش بر دریدستی
در میان شراب‌خانه‌ی عشق بی دهان قطره‌ای چشیدستی
تا صبوح ابد چو دلشدگان نعره‌ی عشق بر کشیدستی
دل عطار را درین معنی به سخن روح پروریدستی