فداییان اسلام: تفاوت میان نسخهها
Bellavista (گفتگو | مشارکتها) |
Bellavista (گفتگو | مشارکتها) |
||
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
سدی مجتبی نواب صفوی به سال ۱۳۰۲ در تهران، به شماره شناسنامه ۲۶۴ از تهران زاده شد. وی در یک خانواده مذهبی و واپسگرا به دنیا آمد. پدرش سیدجواد میرلوحی نامی به نواب صفوی بود. نواب در هفت سالگی به دبستان رفت و سپس وارد دبیرستان صنعتی نامی به دبیرستان صنعتی آلمانها در خیابان قوامالسلطنه شد. نواب پس از پایان سال اول و آغاز سال دوم دیگر به دبیرستان نرفت، ولی با فشار بستگانش دوباره به دبیرستان بازگشت ولی پس از کوتاه زمانی یک باره برای همیشه درس خواندن را کنارگذاشت. | سدی مجتبی نواب صفوی به سال ۱۳۰۲ در تهران، به شماره شناسنامه ۲۶۴ از تهران زاده شد. وی در یک خانواده مذهبی و واپسگرا به دنیا آمد. پدرش سیدجواد میرلوحی نامی به نواب صفوی بود. نواب در هفت سالگی به دبستان رفت و سپس وارد دبیرستان صنعتی نامی به دبیرستان صنعتی آلمانها در خیابان قوامالسلطنه شد. نواب پس از پایان سال اول و آغاز سال دوم دیگر به دبیرستان نرفت، ولی با فشار بستگانش دوباره به دبیرستان بازگشت ولی پس از کوتاه زمانی یک باره برای همیشه درس خواندن را کنارگذاشت. | ||
با بازجوییها از وی روشن شد که نواب صفوی در شرکت نفت در خوزستان کار می کرده ولی پس از کوتاه زمانی از خوزستان رهسپار عراق شد. پس از چهار ماه که نواب در عراق بود، جامه آخوندی بر تن کرد. نواب صفوی در کلاسهای طلاب با خود روزنامههای سیاسی همراه میبرد. آشکار نیست که او چگونه و چرا یک دسته سیاسی مذهبی به راه انداخت. نواب صفوی فداییان اسلام را پنهانی بنیاد گذاشت و برای ایجاد حکومت اسلامی و قتل سران و بزرگان کشور کمر بست. پس از کشتن [[احمد کسروی]] ، وزیر دربار شاهنشاهی هژیر ترور شد. ولی پس از ترور نافرجام به جان حسین علاء نخست وزیر نواب صفوی رهبر فداییان اسلام و دو تن از یارانش دستگیر شدند. نواب صفوی به جرم بنیاد نهادن یک جمعیت | با بازجوییها از وی روشن شد که نواب صفوی در شرکت نفت در خوزستان کار می کرده ولی پس از کوتاه زمانی از خوزستان رهسپار عراق شد. پس از چهار ماه که نواب در عراق بود، جامه آخوندی بر تن کرد. نواب صفوی در کلاسهای طلاب با خود روزنامههای سیاسی همراه میبرد. آشکار نیست که او چگونه و چرا یک دسته سیاسی مذهبی به راه انداخت. نواب صفوی فداییان اسلام را پنهانی بنیاد گذاشت و برای ایجاد حکومت اسلامی و قتل سران و بزرگان کشور کمر بست. پس از کشتن [[احمد کسروی]] ، وزیر دربار شاهنشاهی هژیر ترور شد. ولی پس از ترور نافرجام به جان حسین علاء نخست وزیر نواب صفوی رهبر فداییان اسلام و دو تن از یارانش دستگیر شدند. | ||
سرانجام نواب صفوی به جرم بنیاد نهادن یک جمعیت غیرقانونی، قتل و برانگیزاندن همدستانش به قتل در روز ۲۴ دی ماه ۱۳۳۴ در دادگاه نظامی به اعدام محکوم شد و در روز ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ تیرباران شد. | |||
== منبع == | == منبع == | ||
نسخهٔ ۲۷ آوریل ۲۰۱۵، ساعت ۱۱:۲۷
| حزب توده | سوقصدهای سیاسی در ایران در درازای جنگ سرد | جبهه ملی |
نام جمعیت فداییان اسلام برای نخستین بار در سالهای ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ بر زبانها افتاد. رهبری این دسته را جوانی به نام سیدمجتبی میرلوحی به گردن گرفته بود و خود را نواب صفوی می خوند. در آن روزها چند تن از واپسگرایان اسلامی و خشک مغز به این گروه کمک مالی میکردند. فداییان اسلام جایی در یک بالاخانه روبروی بازار آهنگرها دایر کردند و تابلویی بر سر در آن بالابرده بودند که روی آن "جمعیت فداییان اسلام" نوشته شده بود.
ترور کسروی
نخستین ترور سیاسی فداییان اسلام، از سوی خود نواب صفوی انجام شد. هنگامی که شادروان احمد کسروی در خیابان راه میرفت با هفت تیر به روی نشانه رفت و به کسروی تیراندازی کرد. احمد کسروی نیز با عصایی که در دست داشت به پدافند از خود پرداخت و با نواب صفوی گلاویز شد.
به دنبال این رخداد شادروان احمد کسروی زخمی شد و به بیمارستان برده شد. نواب صفوی دستگیر و زندانی شد. زمانی پس از این رخداد، هموندان جمعیت فداییان اسلام در روز روشن در ساختمان دادگستری احمد کسروی و منشی اش را به قتل رساندند. کسانی که در قتل کسروی دست داشتند مانند سیدحسین امامی در رده پرکارترین تروریست های اسلامی هموندان جمعیت فداییان اسلام درآمدند.
ترور هژیر وزیر دربار شاهنشاهی
همزمان با این رخدادها جمعیت فداییان اسلام دست به یکی از بزرگترین ترورهای سیاسی ایران زد.
سیدحسین امامی قاتل کسروی و تروریست اسلامی هموند جمعیت فداییان اسلام، هنگامی که هژیر وزیر دربار شاهنشاهی روز ۱۳ آبان ماه ۱۳۲۸ برای بودن در مجلس سوگواری پنج تن آل عبا به مسجد سپهسالار رفته بود، در گرماگرم سینه زنی و زنجیر زنی و قمه زنی به شلیک گلوله، هژیر را کشت. هژیر دو روز پس از سوءقصد درگذشت. به دنبال قتل هژیر نواب صفوی و سیدحسین امامی و گروهی دیگر از قاتلین پرانرژی فداییان اسلام دستگیر شدند.
ترور حاجعلی رزمآرا نخستوزیر
در روز ۱۶ اسفند ماه ۱۳۲۹ هنگامی که سپهبد علی رزمآرا نخستوزیر برای شرکت در آیین سوگواری آیت الله فیض به مسجد شاه میرفت در کنار حوض بزرگ با گلوله خلیل طهماسبی از قاتلین جمعیت فداییان اسلام که به مغزش خورد، بی درنگ درگذشت.
خلیل طهماسبی درودگر (نجار) بود. به دنبال سوءقصد به سپهبد علی رزمآرا و درگذشت وی، خلیل طهماسبی بازداشت شد. در این زمان در دوره هفدهم قانونگذاری محمد مصدق مغول نوکر بیگانگان و خائن به کشور ایران نخست وزیر بود[۱] و با شماری از نمایندگان مجلس تبانی کردند و طرحی دایر بر بی گناهی و آزادی خلیل طمهماسبی نوشتند که در نشست روز ۱۶ امرداد ماه ۱۳۳۱ مجلس شورای ملی طرحی با سه فوریت به مجلس داده شد که تصویب شد و بی درنگ خلیل طهماسبی آزاد شد.
در این روزها جمعیت فداییان اسلام با پشتیبانیهای محمد مصدق در اوج قدرت بود. قاتل سپهبد رزمآرا در زمان نخستوزیری محمد مصدق بیگناه و قهرمان ملی شناخته شد و از زندان آزاد شد. محمد مصدق خود به دیدار وی در زندان رفت و برای خلیل طهماسبی مقرری مادامالعمر نیز تعیین کرد. خلیل طهماسبی پس از آزاد شدن به دیدار آیت الله کاشانی رفت و مورد مهربانی فراوان قرارگرفت. بدین سان مصدق و همدستانش خلیل طهماسبی از اعدام رهایی بخشیدند و تا پایان زندگی برای خلیل طهماسبی حقوق تعیین کردند.
پس از سوءقصد به حسین علاء نخست وزیر و زیر پیگرد قانونی بردن هموندان جمعیت فداییان اسلام پرونده ترور رزمآرا یک بار دیگر پیش کشیده شد. مجلس سنا بخشیدن و آزاد ساختن خلیل طهماسبی را مخالف قانون اساسی مشروطه دانست و آن را از میان برداشت.
پانزده تن از سناتورها در نشست ۲۵ آذر ماه ۱۳۳۲ در پیشنهادی درخواست کردند که گزارش بخشش و آزادی خلیل طهماسبی در دستور قرارگیرد. مجلس سنا در همین نشست در زمان کابینه حسین علاء به رای موافق همه نمایندگان، بخشیدن و آزاد ساختن خلیل طهماسبی را ناسازگار با قانون اساسی بازشناختند (تشخیص). مجلس سنا ابراز کرد که پیشنهاد بخشش و آزادی خلیل طهماسبی ناسازگار با اصل ۲۸ متمم قانون اساسی مشروطه درباره جدایی و استقلال سه قوه مقننه مجریه و قضاییه میباشد.
پشت پرده
هنوز دولت نخست وزیر محمد مصدق بر سر کار بود که جمعیت فداییان اسلام فریاد برآوردند که در تشکیل حکومت محمد مصدق سهم به سزایی داشتهاند و چشم داشتند که دیدگاههای آنان مورد بررسی و گفتگو قرارگیرد و در کابینه محمد مصدق نیز باشند ولی محمد مصدق که برنامههای شوم دیگر برای ایران در سر داشت، توجهی به این داد و بیدادها نکرد. در نخستین میتینگی که فداییان اسلام پس از برپایی دولت محمد مصدق به راه انداخت جارنامههایی چاپ کردند و به محمد مصدق دشنام و ناسزا گفتند. در این گیر و دار نواب صفوی و دیگر تروریستهای اسلامی جمعیت فداییان اسلام دستگیر شدند، بدین سان فداییان اسلام دست به کارهای پنهانی زدند و به کار خود پشت پرده تا ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ ادامه دادند.
ترور حسین علاء نخست وزیر
در روز ۲۵ آبان ماه ۱۳۳۴ حسین علاء در مسجد شاه در مجلس سوگواری مصطفی کاشانی پسر آیتالله کاشانی و نماینده مجلس، آماج گلوله مظفرعلی ذوالقدر تروریست فداییان اسلام قرارگرفت. نخستین گلوله به نخست وزیر نخورد و دومین گلوله در لوله تپانچه گیر کرد و شلیک نشد. مظفرعلی ذوالقدر تپانچه را بر سر حسین علاء کوبید و وی را زخمی کرد. حسین علاء روز پس از ترور نافرجام به جانش به بغداد رفت تا در گفتگوهای بسته شدن پیمان بغداد شرکت نماید.
مظفرعلی ذوالقدر در روز ۲۸ آبان ماه در بازپرسی گفت که نواب صفوی گرداننده اصلی ترور نافرجام حسین علاء بوده است.
پس از بازجوییها و پی گیریهای پیوسته و دامنهدار برای دستگیری هموندان جمعیت تروریستی فداییان اسلام آغاز شد. روز ۱ آذر ۱۳۳۴ نواب صفوی رهبر جمعیت تروریستی فداییان اسلام به همراه دو تن از همدستان خود دستگیر شد.
قاتل رزم آرا تروریست اسلامی خلیل طهماسبی یا همان عبدالله موحد رستگار
روز ۶ آذر ماه ۱۳۳۴ خلیل طهماسبی (عبدالله موحد رستگار) قاتل رزمآرا نخست وزیر ایران در خانه خود در خیابان ری دستگیر شد. با دستگیر شدن این تروریست اسلامی بیشتر تروریستهای جمعیت فداییان اسلام دستگیر شدند. خلیل طهماسبی گلولهای از پشت به مغز نخست وزیر شلیک کرد که از پیشانی ایشان بیرون جهید. دو گلوله دیگر نیز شلیک شد که شانه راست و ریه راست نخست وزیر را زخمی کرد. سپهبد رزمآرا بی درنگ بر زمین افتاد و درگذشت. طهماسبی کوشش میکند که خود را میان مردم پنهان سازد و از دیواره غربی مسجد شاه که به بازار پارچه فروشان میخورد بیرون رود که خوشبختانه مامورین دستگیرش میکنند.
یک گلوله دیگر نیز به شقیقه پاسبانی خورد و وی را زخمی ساخت.
با بازجویی روشن شد که قاتل رزم آرا، عبدالله فرزند محمد نام کوچک او است و نام خانوادگیش موحدرستگار است. عبدالله در کلانتری ۸ گفت: "من عبدالله یعنی بنده خدا فدایی اسلام، از بین برنده دشمنان اسلام هستم." عبدالله موحد رستگار را از کلانتری ۸ به شهربانی بردند. در سالن شهربانی عبدالله عربده میکشید "زنده باد اسلام"
چگونگی بخشش قاتل اسلامی خلیل طهماسبی یا عبدالله موحد رستگار
روز ۲۱ اسفند ماه ۱۳۲۹ پنج روز پس از کشته شده سپهبد رزم آرا ، حسین علاء با بیشترین رای ۷۰ رای از ۹۷ رای مجلس شورای ملی رای اعتماد گرفت. روز ۶ اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ حسین علاء از نخست وزیری کناره گرفت.
روز ۷ اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ دوره قانونگذاری هفدهم گشایش یافت. روز ۱۲ اردیبهشت ماه محمد مصدق ۱۳۳۰ بزرگ فئودال ایران لیدر اقلیت مجلس شورای ملی که سالها با همدستان جبهه ملیاش مجلس را سبوتاژ کرده بود، نخست وزیر شد. محمد مصدق خود به دیدار خلیل طهماسبی در زندان رفت. در نشست پنجشنبه ۱۶ امرداد ماه ۱۳۳۱ مصدق و همدستانش در مجلس پیشنهادی به مجلس دادند که بر پایه آن خلیل طهماسبی بخشیده و آزاد شود و تا پایان زندگی اش از رفاه و حقوق بهرهمند گردد. محمد مصدق که خود غیرقانونی نخست وزیر شده بود زیرا که بیش از ۷۰ سال داشت (در این زمان ۷۳ ساله بود) و افزون بر این ملیت دوم یعنی ملیت سویسی داشت که باز هم خلاف قانون اساسی و قانون انتخابات است و بالاتر از همه در انتخابات افتضاح تقلبش زبان زد مردم تهران شد، در این روز برای تصویب این لایحه غیرقانونی خلاف قانون اساسی سه فوریت تعیین کرده بود. اصل این طرح را ۲۹ تن از همدستان مصدق دایر بر تبرئه خلیل طهماسبی دستینه کرده بودند.
یکی از نمایندگان همدست مصدق پیشنهاد کرده بود که دولت هزینه زندگی "استاد خلیل طهماسبی" را تا پایان زندگی فراهم سازد. بی درنگ پس از اینکه این پیشنهاد خوانده شد، دو تن از نمایندگان فراکسیون نهضت ملی فریاد زدند: "این چه پیشنهادی است؟" او با قوت بازوی خودش نان میخورد. نایب رییس مجلس گفت این پیشنهاد وارد نیست زیرا وکیل مجلس نمیتواند پیشنهاد خرج زندگی بکند. در این نشست بر روال همیشگی مصدق و همدستانش با برپاخاستن رای گرفتند و آن را به مجلس سنا فرستادند.
این پیشنهاد تصویب شده در مجلس شورای ملی در روز ۳۰ امرداد ماه ۱۳۳۱ در کمیسیون دادگستری سنا رد شد. این پیشنهاد در سنا راکد ماند زیرا که رخدادهای ۳۰ تیر و اختیارات گرفتن محمد مصدق از مجلس پیش آمد و سپس محمد مصدق مجلس سنا را بست و نمایندگان را پشت در بسته سنا گذاشت و آنان را زیر پیگرد قرارداد.
روز ۲۴ آبان ماه ۱۳۳۱ ساعت دو و نیم پس از نیمروز خلیل طهماسبی با هلهله و شادمانی تروریستهای اسلامی و جبهه ملی و دیگر انیرانیان از زندان بیرون آمد. وی به زیارت عبدالعظیم رفت و از آنجا در خانه کسی به نام ناجی به دیدار آیت الله کاشانی شتافت و بسیار مورد مهربانی کاشانی قرارگرفت. چند روز پس از آزاد شدن به عراق رفت و پس از بازگشت در جاهای گوناگون پیدایش میشد و در شمار هموندان کارای جمعیت فداییان اسلام تبلیغ حکومت اسلامی و آدمکشی میکرد و بیشتر وقتش را با نواب صفوی و معاونش عبدالحسن واحدی میگذراند. تا ایکه پس از سه سال توطئه چینی در روز ۲۵ آبان ماه ۱۳۳۴ به نخست وزیر حسین علاء از سوی ذوالقدر یکی دیگر از سران فداییان سوءقصد شد. جمعیت فداییان اسلام به دنبال این سوءقصد پراکنده شدند و خلیل طهماسبی در خانه یکی از بستگان خود پنهان شد. خلیل طهماسبی در روز ۷ آذر ماه ۱۳۳۴ دستگیر شد.
در ۱۴ آذر ماه ۱۳۳۴ از سوی رییس مجلس سنا از دولت وقت درخواست شد که همه لایحههایی که در مجلس در دوران نکبت بار نخست وزیری محمد مصدق از مجلس شورای ملی گذشته است و مجلس سنا در آن زمان از سوی محمد مصدق بسته شد، دوباره بررسی شود که یکی از این لایحهها، لایحه بخشش خلیل طهماسبی بود. بدین سان پس از برقراری دوباره مجلس سنا در جلسه ۲۵ آذر ماه ۱۳۳۴ این لایحه پیش کشیده شد و مجلس سنا آن را شکستن قانون اساسی مشروطه دانست.
روز ۷ آذر ماه ۱۳۳۴ عبدالحسین واحدی معاون نواب صفوی، تروریست اسلامی شماره ۲ فداییان اسلام که از سوی ماموران به تهران آورده میشد، کوشش کرد که فرار کند ولی ماموران به وی تیراندازی کردند و در نزدیکی کرج کشته شد.
بدین سان نواب صفوی، خلیل طهماسبی و محمد واحدی از رهبران جمعیت تروریستی فداییان اسلام پس از دستگیری و دادرسی در دادگاههای نظامی ساعت شش بامداد روز ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ در میدان تیر لشکر ۲ زرهی تیرباران شدند.
نواب صفوی چه کسی است؟
سدی مجتبی نواب صفوی به سال ۱۳۰۲ در تهران، به شماره شناسنامه ۲۶۴ از تهران زاده شد. وی در یک خانواده مذهبی و واپسگرا به دنیا آمد. پدرش سیدجواد میرلوحی نامی به نواب صفوی بود. نواب در هفت سالگی به دبستان رفت و سپس وارد دبیرستان صنعتی نامی به دبیرستان صنعتی آلمانها در خیابان قوامالسلطنه شد. نواب پس از پایان سال اول و آغاز سال دوم دیگر به دبیرستان نرفت، ولی با فشار بستگانش دوباره به دبیرستان بازگشت ولی پس از کوتاه زمانی یک باره برای همیشه درس خواندن را کنارگذاشت.
با بازجوییها از وی روشن شد که نواب صفوی در شرکت نفت در خوزستان کار می کرده ولی پس از کوتاه زمانی از خوزستان رهسپار عراق شد. پس از چهار ماه که نواب در عراق بود، جامه آخوندی بر تن کرد. نواب صفوی در کلاسهای طلاب با خود روزنامههای سیاسی همراه میبرد. آشکار نیست که او چگونه و چرا یک دسته سیاسی مذهبی به راه انداخت. نواب صفوی فداییان اسلام را پنهانی بنیاد گذاشت و برای ایجاد حکومت اسلامی و قتل سران و بزرگان کشور کمر بست. پس از کشتن احمد کسروی ، وزیر دربار شاهنشاهی هژیر ترور شد. ولی پس از ترور نافرجام به جان حسین علاء نخست وزیر نواب صفوی رهبر فداییان اسلام و دو تن از یارانش دستگیر شدند.
سرانجام نواب صفوی به جرم بنیاد نهادن یک جمعیت غیرقانونی، قتل و برانگیزاندن همدستانش به قتل در روز ۲۴ دی ماه ۱۳۳۴ در دادگاه نظامی به اعدام محکوم شد و در روز ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ تیرباران شد.
منبع