مثنوی معنوی/حکمت ویران شدن تن به مرگ: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|من چو آدم بودم اول حبس کرب|پر شد اکنون نسل جانم شرق و غرب}}
{{ب|من چو آدم بودم اول حبس کرب|پر شد اکنون نسل جانم شرق و غرب}}
{{ب|من گدا بودم درین خانه چو چاه|شاه گشتم قصر باید بهر شاه}}
{{ب|من گدا بودم درین خانه چو چاه|شاه گشتم قصر باید بهر شاه}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۱۸:۱۵

' دفتر سوم مثنوی (حکمت ویران شدن تن به مرگ)
از مولوی
'


من چو آدم بودم اول حبس کرب پر شد اکنون نسل جانم شرق و غرب
من گدا بودم درین خانه چو چاه شاه گشتم قصر باید بهر شاه
قصرها خود مر شهان را مانسست مرده را خانه و مکان گوری بسست
انبیا را تنگ آمد این جهان چون شهان رفتند اندر لامکان
مردگان را این جهان بنمود فر ظاهرش زفت و به معنی تنگ بر
گر نبودی تنگ این افغان ز چیست چون دو تا شد هر که در وی بیش زیست
در زمان خواب چون آزاد شد زان مکان بنگر که جان چون شاد شد
ظالم از ظلم طبیعت باز رست مرد زندانی ز فکر حبس جست
این زمین و آسمان بس فراخ سخت تنگ آمد به هنگام مناخ
جسم بند آمد فراخ وسخت تنگ خنده‌ی او گریه فخرش جمله ننگ