الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanshahSpeech23Esfand1346ZobehAhan.ogv|thumb|left|280px|شاهنشاه کارخانه ذوب آهن آریامهر را در اسپهان بنیادمی‌کنند ۲۳ اسفند ۱۳۴۶ ]]
[[پرونده:GerneralZiaAldinFarsiu1350.jpg|thumb|left|180px|سپهبد فرسیو رییس دادرسی ارتش]]


'''[[سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر هنگام بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر و بتون‌ریزی کوره بلند ذوب آهن اسپهان ۲۳ اسفند ۱۳۴۶|به سدای اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی به هنگام بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر و بتون ریزی کوره بلند در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ گوش فرادهیم و آن را میان میهن‌پرستان پخش کنیم]]'''  
'''[[ترور سپهبد ضیاالدین فرسیو رییس دادرسی ارتش از سوی چریک‌های فدایی خلق ۱۸ فروردین ماه ۱۳۵۰]]'''  


امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است، زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. قبل از شهریور ۱۳۲۰ که مملکت ایران با استقلال سیاست ملی خود را دنبال می‌کرد پدر من هم دست به ایجاد کارخانه ذوب آهن زده بود، ولی جنگ بین المللی دوم و آثار آن این امر را متوقف کرد و آثار بعدی جنگ و نفوذهای بیگانه و همچنین ایجاد دستجات مختلف ستون پنجم با رنگ‌های مختلف و اشکال گوناگون چنان پایه‌های این مملکت را متزلزل کرده بود که تا مدت‌ها دچار نوسانات داخلی و کجروی‌های و گمراهی‌ها و شاهد تیشه به ریشه زدن این مملکت بودیم، تا اینکه بالاخره رستاخیز ملت ایران در ۱۳۳۲ ایران را از مهلکه حتمی نجات داد و اجازه داد که در ششم بهمن ۱۳۴۱ با انقلاب همه جانبه و ملی ایران دو مرتبه این مملکت به سرنوشت خود مسلط شود و راه استقرار سیاست مستقل ملی خود را پیدا کند، کما اینکه دیدیم بعد از بهمن ۱۳۴۱ ایران توانست به آرزوی دیرینه خود که داشتن صنعت مادر ذوب آهن بود نایل بشود. بعد از انقلاب ششم بهمن بود که ما توانستیم هر روز یک گام در استحکام بنیان ملیت ایران برداریم. بعد از آن بود که توانستیم به مظاهر ارتجاع و عقب ماندگی و عدم تساوی افراد و از بین بردن استثمار فرد به وسیله فرد و سوءاستفاده باز بعضی افراد از ثروت‌های طبیعی مملکت و هر مظهری در جامعه که امتیازات بیهوده‌ای به یک طبقه‌ای بر طبقه دیگر می‌داد خاتمه بدهیم. نه فقط ثروت‌های ملی مثل جنگل‌ها و مراتع و معادن بزرگ ملی شد، بلکه اخیرا شاید به مهمترین اقدام دراین زمینه دست زدیم که ملی کردن ذخایر آب مملکت است. در زمینه داخلی می‌بینید هر اقدامی که برای پیشرفت و ترقی و سرافرازی جامعه لازم باشد اتخاذ می‌شود، برای اینکه ما استقلال داریم و می‌توانیم برای خود و برای ایرانی و فقط به خاطر ایرانی تصمیم بگیریم.
بامداد روز ۱۸ فروردین ماه ۱۳۵۰ سه تن از [[سازمان چریک‌های فدایی خلق|چریک‌های فدایی خلق]]  با مسلسل و بتری آتش زا به خودروی سرلشکر فرسیو یورش بردند و سرلشکر را به مسلسل بستند. سپهبد فرسیو ساعت ۱ بامداد روز یکشنبه ۲۲ فروردین ماه ۱۳۵۰ پس از ۹۰ ساعت تلاش  و مبارزه، در راه انجام وظیفه در بیمارستان ژاندارمری جان باخت.  
چهارده گلوله به بدن سپهبد فرسیو شلیک شد که شش گلوله  به شکم و سینه سرلشکر فرسیو رییس دادرسی ارتش خورد، این گلوله‌ها از مسلسل ربوده شده از پاسبان کلانتری قلهک بود. در شامگاه ۱۴ فروردین ماه پنج تن از چریک‌های فدایی خلق به کلانتری قلهک یورش بردند و سرپاسبان سر خدمت را کشتند و مسلسل وی را دزدیدند. قاتلان سپهبد فرسیو پس مانده‌های سه گروه جنگل و احمدزاده و جزنی، همان انیرانیان و دشمنان ایران و ایرانی بودند که به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله بردند و چند مامور ژاندارمری و یک سپاه دانش رییس خانه انصاف سیاهکل را به قتل رساندند.


در زمینه های دیگر، استقلال ما در سیاست خارجی نیز به همان حدی است که در داخل استقلال داریم. در قسمت ثروت عمده فعلی مملکت که نفت باشد در این چند سال اخیر تقریبا سالی نشده است که قدمی برداشته نشده باشد. حالا نیز مشغول مذاکرات مهمی هستیم. ما حرفی نداریم که شرکت‌های فعلی نفت ایران با حفظ منافع ایران و با احترام گذاشتن به احتیاجات ایران وسیله صدور نفت ایران و تحصیل درآمد به ایران باشند، حرف ما این است که این تصمیمات یک طرفه نمی‌تواند باشد، زیرا ما نیز به عنوان صاحب اصلی نفت و صاحب این سرزمین در استخراج این ثروت نظر داریم. احتیاجات این ممکلت روشن است و معلوم است که در چه راهی درآمدهای مملکت خرج می‌شود. هیچ دستگاهی، هیچ شرکت‌هایی نمی‌توانند صرفا برای خاطر اینکه با ما قراردادی دارند بگویند که ما فقط این مقدار از منابع مملکت شما را صادر می‌کنیم و استخراج می‌کنیم و مابقی ثروت خودتان را نمی‌توانید بهره‌برداری بکنید چون من مایل نیستم، یعنی در واقع ملت ایران که صاحب این ثروت است از استفاده از منابع خود محروم نمایند. تکلیف این کار بزودی روشن خواهد شد.
تیمسار سپهبد فرسیو در سال ۱۲۹۸ خورشیدی در آلاشت سوادکوه زاده شد. سپهبد فرسیو دانش آموخته دانشکده افسری به سال ۱۳۱۹ بود، وی پس از به پایان رساندن دوره دانشکده افسری دوره‌های مقدماتی توپخانه، مشترک تکمیلی و فرماندهی و ستاد را گذرانید و سپس از دانشکده حقوق دانشگاه تهران لیسانس گرفت. تیمسار سپهبد ضیاالدین فرسیو دوره‌های پرسنلی، فرماندهی ستاد، دانشگاه جنگ و دوره قضایی را نیز در ایالت متحده امریکا گذراند. تیمسار سپهبد فرسیو در اسفند ماه ۱۳۴۷ از درجه سرتیپی به سرلشکری سرافراز شد. پس از معاونت دادستانی ارتش تیمسار فرسیو، چند سال مقام دادستان ارتش را داشت تا این که در دی ماه ۱۳۴۹ به ریاست دادرسی ارتش منصوب شد. سپهبد فرسیو در سال ۱۳۲۳ پیمان زناشویی بست و دارای چهار فرزند فرهاد، فرخ، فرزاد و فرزین شد.


همان طور که گفتم استقلال ما در صنایع توام است با استقلال ما در سیاست. تمام  پایه‌های استقلال صنعتی کشور را مشغول برنامه ریزی هستیم. ذوب آهن در یک  رشته وسیعی از صنایع فلزی است، استقلال ما را تا درجه زیادی تامین می‌کند. اضافه بر این صنایع پتروشیمی به مقدار وسیعی وسایل پیشرفت و ترقی این مملکت را فراهم خواهد کرد. هم چنین صنایع  ماشین سازی و آلومینیوم و مژده دیگری هست که باید به ملت ایران بدهیم و آن تقریبا اطمنیان زیادی است که معادن مس به مقدار قابل توجه و متنابهی در ایران موجود است. لازم می دانیم در این موقع از همکاری‌های دولت دوست و همسایه خود اتحاد جماهیر شوروی در امر همکاری در تاسیس این صنعت مهم سپاسگزاری بکنیم و اطمینان داشته باشیم که این روح تفاهم و همکاری ادامه خواهد داشت.  
در روز یکشبنه ۲۲ فروردین ماه ۱۳۵۰ نامه‌ای از سوی اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی به شریف امامی نوشته شد:
::حناب آقای مهندس شریف امامی تولیت عظمای بنیاد پهلوی
::خاطر مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر از مرگ تیمسار سپهبد فرسیو رییس اداره دادرسی ارتش بسیار متاثر است تیمسار فرسیو در راه میهن و اجرای عدالت در مورد تبهکاران و خائنان به کشور با قهرمانی و دلاوری شربت شهادت نوشید و جان شیرین خود را از دست داد فرزندان آن مرحوم در زمره فرزندان شهدا تحت سرپرستی شاهنشاه آریامهر قراردارند و حسب الامر همایونی بایستی وسایل رفاه و آسایش و تحصیل آنها را فراهم نماید.
::وزیر دربار شاهنشاهی اسداله علم


هر مملکتی بنا به رویه‌ای که نسبت به ایران اتخاذ کند می‌تواند انتظار رویه متقابل از طرف ما داشته باشد، و این زمان رسیده است که ما بگوییم نسبت به رفتار خارجی با آن کشور رویه متقابل پیش خواهیم گرفت، نه اینکه از ما دوستی، و احیانا از خارجی تا اندازه‌ای نگاه محبت آمیز به ما. حتی اخطار می‌کنم که دوستان فعلی ما اگر منافع ایران را از هر جهت به خصوص در خلیج فارس محترم نشمارند باید از طرف ایران انتظار همان رویه را نسبت به خودشان داشته باشند.
اعلامیه بلندی از سوی ستاد بزرگ ارتشتاران به چاپ رسید و به آگاهی رسانیده شد که آیین سوگواری و خاک سپاری پیکر شادروان سپهد فرسیو در ساعت ۹ بامداد روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۳۵۰ از بیمارستان ژاندارمری کل کشور در خیابان پهلوی انجام خواهد یافت.


امروز این صحبت‌هایی که من با شما ملت ایران می‌کنم از توی رختخواب و از زیر پتو نیست. این اظهارات ظاهرسازی و جنگ زرگری نیست. این اظهارات از داخل خاک ایران و از قلب ملت ایران است. و اما در خاتمه به شما طراحان، مهندسین، سرکارگران، کارگران و تمام کسانی که در تاسیس این کارخانه شرکت دارید و کار می‌کنید تبریک می‌گویم و شما را جزو سربازان حافظ استقلال مملکت می‌شمارم. این افتخاری است ابدی برای شما و خانواده شما، و توفیق همگی را در راه اجرای سیاست‌های ملی در راه پیشرفت اقتصاد و صنعت ایران از خداوند متعال خواستارم....'''[[سخنان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر هنگام بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر و بتون‌ریزی کوره بلند ذوب آهن اسپهان ۲۳ اسفند ۱۳۴۶ |به سخنان آریامهر گوش فرادهیم و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانیم]]'''
... با پی گیری ماموران پلیس، و همکاری و آگاهی‌هایی که مردم دادند، رد پای تروریست‌های دشمنان ایران و ایرانی در کوی نیروی هوایی  و وحیدیه پیدا شد. سرانجام روز دوشنبه ۳ خرداد ماه ۱۳۵۰ ماموران خانه‌ای که تروریست‌ها در آن پنهان شده بودند را محاصره کردند. ساعت ۳ پس از نیمروز از کوچه شماره ۴ خیابان شماره ۲۰ کوی نیروی هوایی (دوشان تپه) خیابانی که میان فلکه خیابان پنجم و خیابان سی متری که به فلکه وثوق تهران می‌پیوندند قراردارد، سدای تیراندازی شنیده شد. با بلندگو ماموران از مردم خواستند که از خانه‌های خود بیرون نیایند و روی زمین دراز بکشند. کم کم تیراندازی‌ها بیشتر شد و بیش از نیم ساعت زد و خورد با تروریست‌ها به درازا کشید.
 
در این برخورد مسلحانه میان ماموران پلیس و چریک‌های فدایی خلق سه تن از چریک‌ها نابود شدند و یک تن زخمی و دستگیر شد. در همین تیراندازی ۵ تن از ماموران پلیس نیز با گلوله‌های شلیک شده از سوی چریک فدایی‌ها یا همان شبکه جنگل که در ترور سپهبد فرسیو و کشتن سرپاسبان کلانتری قلهک و دزدی از بانک ملی خیابان آیزنهاور دست داشته‌اند زحمی شدند و به بیمارستان برده شدند. امیر پرویز پویان، اسکندر صادقی نژاد و رحمت پیرونذیری در روز ۳ خرداد ماه در تیراندازی به پلیس نابود شدند. امیر پرویز پویان رهبر و مغز متفکر متواریان و برنامه‌ریز قتل سپهبد فرسیو و دزدی از بانک ملی شعبه خیابان آیزنهاور بود و خود در این دزدی شرکت داشت. اسکند صادقی نژاد و رحمت پیرونذیری نگهبان کلانتری قلهک را به قتل رساندند و در دزدی بانک ملی شعبه آیزنهاور به همراه یکی دیگر از متواریان دست داشتند، هر سه آنها سپهبد فرسیو را به گلوله‌های مسلسل و تپانچه کمری بستند....
 
یاد این مردان بزرگ را که در راه نگاهبانی از حکومت مشروطه سکولار پارلمانی شاهنشاهی ایران جان باختند گرامی می‌داریم. تا به امروز  هزاران تن از افسران ارتش شاهنشاهی ایران و مردم ایران جان خود را برای  برقراری حکومت سکولار پارلمانی فداکردند،  پروانه ندهیم که خون‌های این زنان و مردان آریایی بیهوده ریخته شده باشد....'''[[ترور سپهبد ضیاالدین فرسیو رییس دادرسی ارتش از سوی چریک‌های فدایی خلق ۱۸ فروردین ماه ۱۳۵۰ |ترور سپهبد فرسیو و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۹ مارس ۲۰۱۵، ساعت ۲۱:۳۴


سپهبد فرسیو رییس دادرسی ارتش

ترور سپهبد ضیاالدین فرسیو رییس دادرسی ارتش از سوی چریک‌های فدایی خلق ۱۸ فروردین ماه ۱۳۵۰

بامداد روز ۱۸ فروردین ماه ۱۳۵۰ سه تن از چریک‌های فدایی خلق با مسلسل و بتری آتش زا به خودروی سرلشکر فرسیو یورش بردند و سرلشکر را به مسلسل بستند. سپهبد فرسیو ساعت ۱ بامداد روز یکشنبه ۲۲ فروردین ماه ۱۳۵۰ پس از ۹۰ ساعت تلاش و مبارزه، در راه انجام وظیفه در بیمارستان ژاندارمری جان باخت. چهارده گلوله به بدن سپهبد فرسیو شلیک شد که شش گلوله به شکم و سینه سرلشکر فرسیو رییس دادرسی ارتش خورد، این گلوله‌ها از مسلسل ربوده شده از پاسبان کلانتری قلهک بود. در شامگاه ۱۴ فروردین ماه پنج تن از چریک‌های فدایی خلق به کلانتری قلهک یورش بردند و سرپاسبان سر خدمت را کشتند و مسلسل وی را دزدیدند. قاتلان سپهبد فرسیو پس مانده‌های سه گروه جنگل و احمدزاده و جزنی، همان انیرانیان و دشمنان ایران و ایرانی بودند که به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله بردند و چند مامور ژاندارمری و یک سپاه دانش رییس خانه انصاف سیاهکل را به قتل رساندند.

تیمسار سپهبد فرسیو در سال ۱۲۹۸ خورشیدی در آلاشت سوادکوه زاده شد. سپهبد فرسیو دانش آموخته دانشکده افسری به سال ۱۳۱۹ بود، وی پس از به پایان رساندن دوره دانشکده افسری دوره‌های مقدماتی توپخانه، مشترک تکمیلی و فرماندهی و ستاد را گذرانید و سپس از دانشکده حقوق دانشگاه تهران لیسانس گرفت. تیمسار سپهبد ضیاالدین فرسیو دوره‌های پرسنلی، فرماندهی ستاد، دانشگاه جنگ و دوره قضایی را نیز در ایالت متحده امریکا گذراند. تیمسار سپهبد فرسیو در اسفند ماه ۱۳۴۷ از درجه سرتیپی به سرلشکری سرافراز شد. پس از معاونت دادستانی ارتش تیمسار فرسیو، چند سال مقام دادستان ارتش را داشت تا این که در دی ماه ۱۳۴۹ به ریاست دادرسی ارتش منصوب شد. سپهبد فرسیو در سال ۱۳۲۳ پیمان زناشویی بست و دارای چهار فرزند فرهاد، فرخ، فرزاد و فرزین شد.

در روز یکشبنه ۲۲ فروردین ماه ۱۳۵۰ نامه‌ای از سوی اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی به شریف امامی نوشته شد:

حناب آقای مهندس شریف امامی تولیت عظمای بنیاد پهلوی
خاطر مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر از مرگ تیمسار سپهبد فرسیو رییس اداره دادرسی ارتش بسیار متاثر است تیمسار فرسیو در راه میهن و اجرای عدالت در مورد تبهکاران و خائنان به کشور با قهرمانی و دلاوری شربت شهادت نوشید و جان شیرین خود را از دست داد فرزندان آن مرحوم در زمره فرزندان شهدا تحت سرپرستی شاهنشاه آریامهر قراردارند و حسب الامر همایونی بایستی وسایل رفاه و آسایش و تحصیل آنها را فراهم نماید.
وزیر دربار شاهنشاهی اسداله علم

اعلامیه بلندی از سوی ستاد بزرگ ارتشتاران به چاپ رسید و به آگاهی رسانیده شد که آیین سوگواری و خاک سپاری پیکر شادروان سپهد فرسیو در ساعت ۹ بامداد روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۳۵۰ از بیمارستان ژاندارمری کل کشور در خیابان پهلوی انجام خواهد یافت.

... با پی گیری ماموران پلیس، و همکاری و آگاهی‌هایی که مردم دادند، رد پای تروریست‌های دشمنان ایران و ایرانی در کوی نیروی هوایی و وحیدیه پیدا شد. سرانجام روز دوشنبه ۳ خرداد ماه ۱۳۵۰ ماموران خانه‌ای که تروریست‌ها در آن پنهان شده بودند را محاصره کردند. ساعت ۳ پس از نیمروز از کوچه شماره ۴ خیابان شماره ۲۰ کوی نیروی هوایی (دوشان تپه) خیابانی که میان فلکه خیابان پنجم و خیابان سی متری که به فلکه وثوق تهران می‌پیوندند قراردارد، سدای تیراندازی شنیده شد. با بلندگو ماموران از مردم خواستند که از خانه‌های خود بیرون نیایند و روی زمین دراز بکشند. کم کم تیراندازی‌ها بیشتر شد و بیش از نیم ساعت زد و خورد با تروریست‌ها به درازا کشید.

در این برخورد مسلحانه میان ماموران پلیس و چریک‌های فدایی خلق سه تن از چریک‌ها نابود شدند و یک تن زخمی و دستگیر شد. در همین تیراندازی ۵ تن از ماموران پلیس نیز با گلوله‌های شلیک شده از سوی چریک فدایی‌ها یا همان شبکه جنگل که در ترور سپهبد فرسیو و کشتن سرپاسبان کلانتری قلهک و دزدی از بانک ملی خیابان آیزنهاور دست داشته‌اند زحمی شدند و به بیمارستان برده شدند. امیر پرویز پویان، اسکندر صادقی نژاد و رحمت پیرونذیری در روز ۳ خرداد ماه در تیراندازی به پلیس نابود شدند. امیر پرویز پویان رهبر و مغز متفکر متواریان و برنامه‌ریز قتل سپهبد فرسیو و دزدی از بانک ملی شعبه خیابان آیزنهاور بود و خود در این دزدی شرکت داشت. اسکند صادقی نژاد و رحمت پیرونذیری نگهبان کلانتری قلهک را به قتل رساندند و در دزدی بانک ملی شعبه آیزنهاور به همراه یکی دیگر از متواریان دست داشتند، هر سه آنها سپهبد فرسیو را به گلوله‌های مسلسل و تپانچه کمری بستند....

یاد این مردان بزرگ را که در راه نگاهبانی از حکومت مشروطه سکولار پارلمانی شاهنشاهی ایران جان باختند گرامی می‌داریم. تا به امروز هزاران تن از افسران ارتش شاهنشاهی ایران و مردم ایران جان خود را برای برقراری حکومت سکولار پارلمانی فداکردند، پروانه ندهیم که خون‌های این زنان و مردان آریایی بیهوده ریخته شده باشد....ترور سپهبد فرسیو و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانید