عطار (غزلیات)/آنچه نقد سینهی مردان بود: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|آنچه نقد سینهی مردان بود|زآرزوی آن فلک گردان بود}} | {{ب|آنچه نقد سینهی مردان بود|زآرزوی آن فلک گردان بود}} | ||
{{ب|گر از آن یک ذره گردد آشکار|هر دو عالم تا ابد پنهان بود}} | {{ب|گر از آن یک ذره گردد آشکار|هر دو عالم تا ابد پنهان بود}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۰۷
| ' | عطار (غزلیات) (آنچه نقد سینهی مردان بود) از عطار |
' |
| آنچه نقد سینهی مردان بود | زآرزوی آن فلک گردان بود | |
| گر از آن یک ذره گردد آشکار | هر دو عالم تا ابد پنهان بود | |
| در گذر از کون تا تاب آوری | خود که را در کون تاب آن بود | |
| آن فلک کان در درون عاشق است | آفتاب آن رخ جانان بود | |
| گر فرو استد ز دوران این فلک | آن فلک را تا ابد دوران بود | |
| نور این خورشید اگر زایل شود | نور آن خورشید جاویدان بود | |
| زود بیند آن فلک و آن آفتاب | هر که را یک ذره نور جان بود | |
| وانکه نور جان ندارد ذرهای | تا بود در کار خود حیران بود | |
| چند گویی کین چنین و آن چنان | تا چنینی عمر تو تاوان بود | |
| کی بود پروای خلقش ذرهای | هر که او در کار سرگردان بود | |
| پای در نه راه را پایان مجوی | زانکه راه عشق بیپایان بود | |
| عشق را دردی بباید بی قرار | آن چنان دردی که بی درمان بود | |
| گر زند عطار بی این سر نفس | آن نفس بر جان او تاوان بود |