خاقانی (غزلیات)/وصل تو به وهم در نمی‌آید: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|وصل تو به وهم در نمی‌آید|وصف تو به گفت برنمی‌آید}}
{{ب|وصل تو به وهم در نمی‌آید|وصف تو به گفت برنمی‌آید}}
{{ب|شد عمر و عماری وصال تو|از کوی امید در نمی‌آید}}
{{ب|شد عمر و عماری وصال تو|از کوی امید در نمی‌آید}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۵۰

' خاقانی (غزلیات) (وصل تو به وهم در نمی‌آید)
از خاقانی
'


وصل تو به وهم در نمی‌آید وصف تو به گفت برنمی‌آید
شد عمر و عماری وصال تو از کوی امید در نمی‌آید
وصل تو به وعده گفت می‌آیم آمد اجل، او مگر نمی‌آید
زان می که تو را نصیب خصمان است یک جرعه مرا به سر نمی‌آید
افسون مسیح بر تو می‌خوانم افسوس که کارگر نمی‌آید
خاقانی کی رسد به گرد تو چون دولت راهبر نمی‌آید