سیف فرغانی (غزلها)/جرعه‌ای می نخورده از دستش: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|جرعه‌ای می نخورده از دستش|بیخودم کرد نرگس مستش}}
{{ب|جرعه‌ای می نخورده از دستش|بیخودم کرد نرگس مستش}}
{{ب|هر که از جام عشق او می‌خورد|توبه گر سنگ بود بشکستش}}
{{ب|هر که از جام عشق او می‌خورد|توبه گر سنگ بود بشکستش}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۰:۳۴

' سیف فرغانی (غزلها) (جرعه‌ای می نخورده از دستش)
از سیف فرغانی
'


جرعه‌ای می نخورده از دستش بیخودم کرد نرگس مستش
هر که از جام عشق او می‌خورد توبه گر سنگ بود بشکستش
به کسی مبتلا شدم که نرست مرغ از دام و ماهی از شستش
به همه جای می‌رود حکمش به همه کس همی رسد دستش
از عنایت مپرس کن معنی نیست در حق بنده گر هستش
هر که عاشق نشد، به دامن دوست نرسد دست همت پستش
سیف از مشک بوی دوست شنید بر گریبان خویشتن بستش