دیوان شمس/خوش بود فرش تن نور دیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|خوش بود فرش تن نور دیده|خوش بود مرغ جان بپریده}}
{{ب|خوش بود فرش تن نور دیده|خوش بود مرغ جان بپریده}}
{{ب|جان نادیده خسیس شده|جان دیده رسیده در دیده}}
{{ب|جان نادیده خسیس شده|جان دیده رسیده در دیده}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۰۷:۳۸

' دیوان شمس (غزلیات) (خوش بود فرش تن نور دیده)
از مولوی
'


خوش بود فرش تن نور دیده خوش بود مرغ جان بپریده
جان نادیده خسیس شده جان دیده رسیده در دیده
جان زرین و جان سنگین را چون کلوخ از برنج بگزیده
سر کاغذ گشاده دست اجل نقد در کاغذ است پیچیده
خمره پرعسل سرش بسته پشت و پهلوش را تو لیسیده
خمره را بر زمین زن و بشکن دیده نبود چنانک بشنیده
شمس تبریز بشکند خم را که ز نامش فلک بلرزیده