دیوان شمس/شیر خدا بند گسستن گرفت: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|شیر خدا بند گسستن گرفت|ساقی جان شیشه شکستن گرفت}}
{{ب|شیر خدا بند گسستن گرفت|ساقی جان شیشه شکستن گرفت}}
{{ب|دزد دلم گشت گرفتار یار|دزد مرا دست ببستن گرفت}}
{{ب|دزد دلم گشت گرفتار یار|دزد مرا دست ببستن گرفت}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۰۰

' دیوان شمس (غزلیات) (شیر خدا بند گسستن گرفت)
از مولوی
'


شیر خدا بند گسستن گرفت ساقی جان شیشه شکستن گرفت
دزد دلم گشت گرفتار یار دزد مرا دست ببستن گرفت
دوش چه شب بود که در نیم شب برق ز رخسار تو جستن گرفت
عشق تو آورد شراب و کباب عقل به یک گوشه نشستن گرفت
ساغر می قهقهه آغاز کرد خابیه خونابه گرستن گرفت
در دل خم باده چو انداخت تیر بال و پر غصه گسستن گرفت
پیر خرد دید که سرده توی دست ز مستان تو شستن گرفت
طفل دلم را به کرم شیر ده چون سر پستان تو جستن گرفت
جان من از شیر تو شد شیرگیر وز سگی نفس برستن گرفت
ساقی باقی چو به جان باده داد عمر ابد یافت و بزستن گرفت
بیش مگو راز که دلبر به خشم جانب من کژ نگرستن گرفت