|
|
| (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۲: |
خط ۲: |
| <onlyinclude> | | <onlyinclude> |
| * | | * |
| [[پرونده:HIM Shahanshah Aryamehr 26 Dey 2537 Shahanshahi.mp4|thumb|left|220px]] | | [[پرونده:Coup d etat 3Esfand1299 Final.mp4|thumb|left|220px|کودتای سوم اسفند]] |
| [[پرونده:ShahanshahArymehrDeparture26Dey2537b.jpg|thumb|left|220px|اعلیحضرتین در فرودگاه مهرآباد ۲۶ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی]] | | [[پرونده:RezaKhanSardarSepah2.jpg|thumb|left|200px|رضا خان سردار سپه]] |
| [[پرونده:MargBarJomhoriyehEslamiTehranUniDey1396.jpg|thumb|left|220px|تظاهرات سراسری مردم ایران - مرگ بر جمهوری اسلامی دی ماه ۱۳۹۶]] | | [[پرونده:YaranKudeta3Esfand1299.jpg|thumb|left|240px|یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمانخان، عبدالله میرزا، کاطمخان سیاح، علیخان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخستوزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعهبیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق]] |
| '''[[شاه رفت مرگ آمد]]''' - ۲۶ دی ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی روزی که آریامهر شاهنشاه ایران، با نیرنگ تروریستهای تودهای، جبهه ملی، چریک فدایی، مجاهد خلق، پان ایرانیست و اسلامیستها دستها و ابزار استعمار در ایران، ناچار به ترک میهن خود شدند. روز ۲۶ دی ماه، روز سیاه در ایران و برای ایرانیان، روز عزای ملی است، که با رفتن آریامهرش خورشید ایران غروب کرد و تاریکی بر ایران چیره شد و ایرانیان تا به امروز در رنج و غم و بدبختی و بیماری و بی کسی سرگردان ماندهاند. به امید روزی که دوباره شاهنشاهی داشته باشیم که برای ملت ایران سخنرانی کند و ما ایرانیان را « ملت من » بنامد.
| |
|
| |
|
| شاهنشاه آریامهر مانند همیشه سر ساعت ده بامداد به دفتر خود آمدند چند نامه و سند را دستینه فرمودند. دکتر محمد باهری از اعلیحضرت برای چندمین بار درخواست کرد که از ایران بیرون نروند. شاهنشاه چای گرم و شیرینی نوشیدند و نگاهی به دفترشان کردند و گفتند برویم. هر پانزده دقیقه یک بار از سفارت امریکا به کاخ شاهنشاهی زنگ میزدند که از رفتن شاهنشاه مطمئن شوند. کسانی که در کاخ صاحبقرانیه و کاخ نیاوران مانده بودند گرد آمده و چشم به راه بودند. همه میگریستند. شاهنشاه و شهبانو با آنها دست دادند و شاهنشاه میگفتند: ناراحت نباشید بر میگردیم. اعلیحضرتین با هم به فرودگاه هلیکوپتر کاخ رفتند. شاهنشاه آریامهر به همراه امیر اصلان افشار رییس تشریفات دربار و سرهنگ جهان بینی و علیاحضرت شهبانو به همراه سرهنگ یزدان نویسی ، بانو دکتر پیرنیا پزشک خانوادگی سوار هلیکوپتر شدند. شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه وارد فرودگاه مهرآباد شدند. دکتر جواد سعید رییس مجلس شورای ملی، دکتر علیقلی اردلان وزیر دربار، معینیان رییس دفتر مخصوص، ارتشبد بدرهای فرمانده نیروی زمینی، علی نشاط فرمانده گارد جاویدان، قره باغی رییس ستاد بزرگ ارتشتاران و گروهی از بلندپایگان کشوری برای پسواز شاهنشاه به فرودگاه آمده بودند. اعلیحضرتین به پاویون سلطنتی رفتند. شاهنشاه چشم به راه شنیدن رای اعتماد شاپور بختیار از مجلس شورای ملی بودند. تلفنهای پاویون سلطنتی را از کار انداخته بودند. سرانجام با یاری سیستم تلفنی گارد شاهنشاهی از مجلس شورای ملی آگاهی رسید که شاپور بختیار با ۱۴۹ رای موافق و ۴۳ رای مخالف و ۱۳ رای ممتنع رای اعتماد گرفته است. هلیکوپتری فرستاده شد تا بختیار را از مجلس شورای ملی به فرودگاه بیاورد. شاهنشاه آریامهر به بختیار گرفتن رای اعتماد را تهنیت گفتند و نگاهبانی قانون اساسی مشروطه و کشور و ملت ایران را به وی سپردند. شاهنشاه با تنها خبرنگاری که پروانه دادند به فرودگاه بیاید آقای لطفی مصاحبه کردند و فرمودند که تهران را به سوی اسوان در مصر ترک خواهند کرد و چند روز در آنجا استراحت مینمایند. همانطور که به هنگام تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی میکنم و احتیاج به استراحت دارم و ضمنا گفته بودم پس از اینکه خیالم راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز میشود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از رای سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق بشود و برای این کار ما مدتی همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم اقتصا ما باید راه بیفتد مردم باید زندگی عادیشان شروع شود و پایه ریزی بهتری برای آینده بکنیم. سخن دیگری غیر از حفظ وضع مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم. مدت سفر من بستگی به حالت مزاجی من دارد و در حال حاضر نمیتوانم آن را دقیقا مشخص کنم.
| |
| علیاحضرت فرح پهلوی شهبانوی ایران نیز در مصاحبه فرمودند: اطمینان دارم استقلال مملکت و وحدت ملی همیشه پایدار خواهند ماند و من به ملت ایران ایمان و اعتقاد دارم. همینطور به فرهنگ ایران زمین اعتقاد دارم و امیدوارم و میدانم که خداوند همیشه پشت و پناه ملت ایران خواهد بود.
| |
|
| |
| ساعت ۱۳ و ۸ دقیقه زمان تلخ بدرود گفتن فرارسید. سپهبد عبدالعلی بدرهای فرمانده رشید نیروزمینی در برابر شاهنشاه زانو زد و زانوانش را بوسید و گفت: اعلیحضرتا ما را رها نکنید. شاهنشاه با چشمانی پر از اشک سپهبد بدرهای را با دو دست بلند کردند و دستهای وی را کوتاه زمانی در دست گرفتند. سپس به سوی دیگری رفتند که او نیز میگریست، همه باشندگان میگریستند. حتی بختیار با خیانتهایی که به ملت و کشور ایران کرد و کشور را برباد داد در این لحظات گریست. شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو و همراهان از پلکان هواپیمای « شاهین » بالارفتند. بختیار وارد هواپیما شد، شاهنشاه باز هم برای وی موفقیت آرزو کردند و با سدایی رسا فرمودند « ایران را به شما میسپارم و شما را به خدا ».
| |
|
| |
|
| هواپیمای شاهین که شاهنشاه آریامهر خود آن را تا مرز عربستان سعودی خود خلبانی نمودند از فرودگاه مهرآباد بلند شد و چرخی روی شهر تهران زد، شاهنشاه آریامهر شادی گروهی بی خرد و مزدور را دیدند و از مرزهای ایران بیرون رفتند. ساعت ۱۳ و ۲۱ دقیقه و ۵۹ ثانیه در زمانی که هواپیمای شاهنشاه از زمین ایران بلند شد، زلزله هولناکی شهر مشهد و شهرهای جنوبی استان خراسان چون قاین، بیرجند، فردوس، طبس، کاشمر، تربت حیدریه، تربت جام، نیشابور ، فریمان و گناباد را به سختی تکان داد و هزاران تن کشته و دهها هزار تن زخمی شدند. پایگاه زلزله نگاری مشهد وابسته به دانشگاه فردوسی به آگاهی رساند که دستگاهها سه ماه است که از کار افتادهاند. مرکز زلزله نگاری فنلاند این زمین لرزه را ۷٫۲ ریشتر ثبت کرد. دیگر شاهنشاه و شهبانو در کشور نبودند که به میان مردم نگون بخت بروند و آنان را در آغوش بگیرند، اشک هایشان را پاک کنند و دلداری دهند، و به جای خانه و کاشانه ویران شده آنها خانههایی مدرن و زیبا برای روستاییان بسازند. زلزله قائن نیز مانند زلزله طبس به دست آخوندها افتاد و از یادها رفت و مردم سرگردان و بدبخت زیر و روی آوارها تنها ماندند. (دنباله نوشتار را در سایت مشروطه بخوانید)
| | '''[[کودتای سوم اسفند]]''' - روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز [[رضا شاه بزرگ|رضا شاه کبیر]] نامگذاری شد و قرار شد که همهساله در این روز خدمات و فداکاریهای اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحهای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید. |
|
| |
|
| ۲۶ دی ماه ۲۵۳۷ جبهه ملی در جارنامهای پشتیبانی خود را از راه پیمایی روز اربعین به آگاهی رساند و مردم را فراخواند:"جبهه ملی ایران ی به هنگام به همگامی با مردم قهرمانی که در دو راه پیمایی افتخارآفرین تاسوعا و عاشورا خواست بنیادی خود را در سرنگونی نظام سلطنت غیر قانونی اعلام می دارد "
| | پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمردهای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت: |
|
| |
|
| ۲۷ دی ماه ۲۵۳۷ به دنبال دستور خمینی نمایندگان انیرانی پان ایرانیست از نمایندگی در مجلس شورای ملی کناره گرفتند. روز ۳۰ دی ماه نیز ۲۱ تن دیگر از نمایندگان کناره گیری کردند. انبوهی از نظامیان در خیابانهای اهواز به هواداری از شاهنشاه راه پیمایی کردند و فریاد میزدند " جاوید شاه - شاه باید برگردد ". روز پسین در دزفول و مسجد سلیمان نیز نظامیان به هواداری از شاهنشاه آریامهر پرداختند.
| | {{نقل قول|برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز میشویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر میزنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطنمان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذرهای در انجام وظیفهای که بر عهدهی شماست تعلل نکنید.}} |
|
| |
|
| ۲۹ دی ماه ۲۵۳۷ راه پیمایی اربعین به رهبری جامعه روحانیت مبارز تهران و در نبودن ماموران فرمانداری نظامی و ماموران راهنمایی و رانندگی برگزار شد. مهدی بازرگان خائن به کشور و ملت ایران بالای خودرویی ایستاد و قطعنامه هشت مادهای جبهه ملی راه پیمایی را خواند. کمیته برقراری راه پیمایی روحانیت در روز اربعین نیز قطعنامهای بیرون داد که در آن مژده برپایی شورای انقلاب اسلامی را به آگاهی رسانید و شاهنشاهی پهلوی و دولت بختیار را غیرقانونی و واپسگرا خواند، از ارتشیان خواسته شد امت را پشتیبانی کنند، از نمایندگان مجلس خواسته شد که از پست خود کناره بگیرند و از هموندان شورای سلطنت خواسته شد که غیرقانونی بودن خود را به آگاهی امت برسانند. سیدجلال الدین تهرانی تازی زادهای دیگر برای دیدار با خمینی به فرانسه پرواز کرد. ابراهیم یزدی گفت شرط دیدار خمینی با سید جلال تهرانی کناره گیری وی از ریاست شورای سلطنت است. غلامحسین ساعدی چامه سرای تودهای از آمریکا راهی لندن شد و با احمد شاملو چامه سرای هرویینی دیدار کرد. وی سپس به ایران بازگشت و گفت: مردم دولت منتخب شاه را نمیپذیرند و به بختیار اعتماد نخواهند کرد.
| | در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بیدرنگ مرکزهای مهم مانند تلگرافخانه، تلفنخانه و شهربانی و وزارتخانهها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که [[مالکان بزرگ ایران|زمینداران بزرگ]] بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عینالدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند. |
|
| |
|
| ۳۰ دی ماه ۲۵۳۷ در چند روز پایانی دی ماه خانه فرماندار و شهردار خوی به آتش کشیده شد. کنترل شهر تبریز به دست شماری از جوانان افتاد و سه کلانتری برچیده شد. سازمان اطلاعات و امنیت چالوس برچیده شد.
| | ۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد: |
|
| |
|
| ۳۰ دی ماه ۲۵۳۷ خطرناکترین تروریستها به دستور شاپور بختیار از زندان آزاد شدند. بیشتر این زندانیان تروریستهایی بودند که حملههای مسلحانه کرده و آدم کشته بودند به زندان ابد محکوم بودند. مسعود رجوی، موسی خیابانی که میان آزاد شدگان هستند پس از آزادی بی درنگ در پیامی به یاسر عرفات ابراز داشتند: " در میهن خونبارمان جنبشی بزرگ به راه افتاده و قائد پرافتخار آن امام مجاهد اعظم خمینی بارها هر گونه رابطه با اسراییل پای فشرده است."
| | '''حکم می کنم:''' |
|
| |
|
| ۳۰ دی ماه ۲۵۳۷ روستاییان میهن پرست و هوادار شاهنشاه در خوی، سلمان، بروجرد، کرمانشاه، مشکین شهر و دیگر شهرها به خمینی چیان شهرنشین یورش بردند. روستاییان آذربایجان به هفت آخوند یورش بردند. روزنامهها این مردم میهن پرست را چماقداران خواندند.
| | ۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند. |
| ۳۰ دی ماه ۲۵۳۷ آیت اله العظمی شریعتمداری، مرعشی نجفی، گلپایگانی و روحانی به آگاهی رساندند که از دولت شاپور بختیار پشتیبانی نخواهندکرد.
| |
|
| |
|
| ۱ بهمن ماه ۲۵۳۷ روزنامه ساندی تلگراف گزارش بلند بالایی درباره یک قشون چریکهای تروریست ایرانی که از سوی یاسر عرفات و معمر قذافی آموزش دیدهاند به چاپ رساند. ساندی تایمز نوشت این گروه تروریست که بیش از دو هزار تن میباشند، همگی تا بُن دندان مجهز به سلاحهای ساخت شوروی که سرهنگ معمر قذافی به آنها داده است میباشند و از ۱۲ ماه گذشته از لیبی و پایگاههای فلسطینی به درون ایران رخنه کردهاند. افزون بر این، این گروه میلیونها دلار از سرهنگ قذافی برای سرنگونی شاهنشاهی مشروطه دریافت کردهاست. این تروریستها همان کنفدراسیونیها، همان چریکهای فدایی و مجاهدین، همان بورسیههای دولت ایران هستند که پس از فراگرفتن تاکتیکهای جنگی و ترور در اردوگاههای لیبی و فلسطینی در لبنان و سوریه، برای به دست آوردن تجربه آدم کشی و ترور به جنوب لبنان رفتهاند و با اسراییلیها جنگیدهاند.
| | ۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید. |
|
| |
|
| ۱ بهمن ماه ۲۵۳۷ احمد کیوانی مدیر داخلی پناهگاه کودکان عقب افتاده که در آن بیش از ۳۰۰ کودک و نوجوان نگاهداری میشوند ، برای فراهم ساختن خوراک برای کودکان درخواست کمک کرد. وی گفت که تاکنون خوراک برای پناهگاه از فروشگاه کورش فراهم میشد، هم اکنون پناهگاه با تنگی فراوان روبرو است. بامدادان در رضاییه یک تانک با مسلسل چرخان وارد خیابان پهلوی شد. سپس شماری از ماموران مسلح میهن پرست شهربانی و ارتش به خیابان ریختند و روستاییان شاه پرست نیز با چماق مامورین را همراهی کردند. مامورین که تیراندازی هوایی میکردند همه پوسترهای خمینی را از پشت شیشههای مغازهها و فروشگاهها برداشتند و پاره کردند. همین کار با ورود تانکی دیگر نیز به چهارراه عسکرآباد رضاییه تکرار شد. در سراسر کشور میهن پرستان در شهرها و روستاییان شاه پرست با چماق مزدوران کمونیست و خمینی چیان را تار و مار میکنند. شوربختانه رسانهها این خبرها را بسیار کوچک و بی اهمیت مینویسند و از میهن پرستان و شاه پرستان، با واژگان شورشی و چماق به دست یاد میکنند.
| | ۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد. |
|
| |
|
| ۱ بهمن ماه ۲۵۳۷ سیدجلال الدین تهرانی تازی زاده که برای دیدار خمینی به فرانسه پرواز کرده بود به دستور خمینی از ریاست شورای سلطنت کناره گرفت و در فرانسه ماند و دیگر به ایران بازنگشت.
| | ۴- تمامی روزنامهجات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازهای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند. |
|
| |
|
| ۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو با پیشباز رسمی و گرم ملک حسن پادشاه مغرب وارد مراکش شدند. شاهنشاه که خود هواپیما را خلبانی میکردند از اسوان به سوی مراکش پرواز کردند و وارد آسمان لیبی و الجزایر نشدند. شاهنشاه و شهبانو رهسپار « جنت الکبیر » کاخ زمستانی ملک حسن شدند. جرالد فورد پرزیدنت پیشین امریکا در اسوان با شاهنشاه آریامهر دیدار کرد در مصاحبهای به خبرنگاران گفت که شاهنشاه باور دارند که امریکا آن گونه که باید و شاید به اوضاع ایران توجه نکرده است.
| | ۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد. |
|
| |
|
| ۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ رمزی کلارک وزیر پیشین دادگستری امریکا با خمینی در نوفل لو شاتو دیدار و گفتگو کرد. کلارک در مصاحبهای گفت که خمینی مرد بسیار باهوشی است و کلید مشکلات ایران در دست وی است، کلارک خمینی را رهبر شیعیان جهان خواند!. کلارک هم چنین به دیدارش از ایران ۱۰ تا ۲۰ ژانویه و دیدارش با شاپور بختیار نخست وزیر، کریم سنجابی رهبر جبهه ملی، مهدی بازرگان از سیاستمداران نزدیک به خمینی و سولیوان سفیر امریکا در ایران اشاره کرد. کلارک گفت سولیوان بدین باور است که دولت بختیار « نمایی » بیش نیست و این دولت یک راه حل سد در سد نمیتواند باشد، خمینی از پشتیبانی اکثریت ملت ایران برخوردار است و بدین سان بدون رهبر شیعیان پیدا کردن راه حلی برای مسایل ایران شدنی نیست. داریوش فروهر رهبر حزب ملت ایران وابسته به جبهه ملی گفت ... چون این مجلس، مجلس ملی و مردمی نیست و در بین مردم هم پایگاه محکم و شناخته شدهای ندارد، بهتر آن است که نمایندگانش قبل از انحلال استعفاکنند تا راه برای استقرار یک حکومت ملی و در پناه آن انتخابات مردمی باز شود.
| | ۶- تا دستور ثانوی تمام مغازههای مشروبفروشی و تاترها و قمارخانهها و کلوپها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد. |
|
| |
|
| ۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ تیمسار سپهبد مهدی رحیمی فرماندار نظامی تهران و حومه با داشتن فرمانداری نظامی از سوی نخست وزیر و همزمان وزیر کشور شاپور بختیار به ریاست شهربانی کشور برگزیده شد. ارتشبد قره باغی در گفتگویی با رسانهها سخنان بی سر و ته گفت که ارتش کودتا نخواهد کردو هیچ گونه برنامه ریزی برای این کار صورت نگرفته است بلکه وظیفه ارتش اجرای قانون اساسی است [؟] -
| | ۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه و تلگرافخانه و تلفونخانه هم مطیع این حکم خواهند بود. |
|
| |
|
| ۳ بهمن ماه ۲۵۳۷ از ساعت هشت بامداد هزاران تن در استادیوم امجدیه گردآمدند و با آرنگهای « استقلال آزادی قانون اساسی » پشتیبانی خود را از قانون اساسی مشروطه نشان دادند.
| | ۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سختترین مجازات خواهند رسید. |
|
| |
|
| ۴ بهمن ماه ۲۵۳۷ گروهی از همافران نیروی هوایی از سه راه آذری راه پیمایی کردند و تا میدان [[شهیاد آریامهر]] با آرنگهایی همبستگی خود را با شورش نشان دادند. ساعت ۱۵ گروهی دیگر از همافران نیروی هوایی در برابر ستاد فرماندهی نیروی هوایی در خیابان فرح آباد راه پیمایی کردند و عربده میکشیدند به فرمان خمینی - نظامیان ملی - ز طاغوت گُسستیم - به ملت پیوستیم . گروهی دیگر در خیابان آیزنهاور با در دست داشتن کارتهای شناسایی خود عربده می گشیدند « ما پرسنل هوایی هستیم - ما منتظر خمینی هستیم » . هم چنین گروهی از همافران و خانواده هایشان در پایگاه یکم شکاری و ترابری در برابر خانههای سازمانی با تیراندازی هوایی راه پیمایی کردند و گروهی را از میان برگزیدند تا با طالقانی دیدار کنند. این گروه گفتند که نمایندگان پادگان شماره ۳ ، پایگاه یکم ترابری - پایگاه یکم شکاری - پدافند هوایی - فرماندهی آموزش هوایی و قصر فیروزه هستند.
| | ۹- کلنل کاظمخان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین میشود و او مامور اجرای مواد فوق است. |
|
| |
|
| ۵ بهمن ماه ۲۵۳۷ بیش از ۱۵۰٬۰۰۰ تن از هواداران [[قانون اساسی مشروطه]] با آرنگهای استقلال، آزادی، قانون اساسی برای پایداری حکومت مشروطه و شاهنشاهی پارلمانی ایران در تهران و دیگر شهرها راه پیمایی کردند و با در دست داشتن پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران و فرتورهایی از شاهنشاه، شهبانو و ولیعهد پشتیبانی خود را از حکومت مشروطه پارلمانی ایران اعلام داشتند. در تهران راه پیمایان در استادیوم امجدیه گردآمدند. میهن پرستان سپس از استادیوم امجدیه راهی خیابان روزولت و سعدی شمالی و بهارستان شدند. در درازای راه انیرانیان و تروریستها در پیاده روها ایستاده بودند، زمانی که میهن پرستان هوادار قانون اساسی مشروطه با آرنگهای « زنده باد شاه » و فرتورهای شاهنشاه به خیابانهای مرکزی شهر رسیدند، تروریستها و دشمنان ایران با عربدههای « مرگ بر شاه » و با سنگ و چماق به میان ایرانیان رفتند. این درگیری در میدان سپه و خیابان سپه و دروازه دولت به اوج خود رسید. انیرانیان با چوب و قمه و کارد به جان مردم ایران افتادند. تروریستهای انیرانی به خبرنگاران نیز سنگ پرتاب کردند و به آنان یورش بردند تا خبر و فرتوری از راه پیمایی هواداران قانون اساسی مشروطه به چاپ نرسد. در دیگر شهرهای ایران نیز چون تبریز، مسجد سلیمان، سنندج، بیرجند، پل دختر، کرمانشاه، و اهواز مردم با در دست داشتن فرتورهای شاهنشاه و شهبانو و ولیعهد و پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران با آرنگهای « شاه باید برگردد » و « جاوید شاه » به راه پیمایی پرداختند. مردم با در دست داشتن پلاکاتهایی که روی آن نوشته شده بود: « روزنامههای اطلاعات و کیهان استعمارگرند » و « درود بر شاه دادگستر » به رادیو بی بی سی و رادیو مسکو یورش بردند. از سوی دیگر هواداران خمینی برای مردم خط و نشان میکشیدند که آنها را خواهند کُشت. نیروهای ارتش میان دو گروه از خونریزی جلوگیری کردند.
| | چهاردهم جمادیالثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا |
|
| |
|
| ۶ بهمن ماه ۲۵۳۷ مهدی عراقی هموند گروه تروریستی [[فداییان اسلام]] و از یاران خمینی در نوفل لوشاتو در گفتگویی با خبرنگاران گفت ما ۳ نخست وزیر عبدالحسین هژیر، [[سپهبد علی رزمآرا|سپهبد رزم آرا]] و [[حسنعلی منصور]] را اعدام کردیم.
| | وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخستوزیر و کابینه بر سر کار آمد و کنارهگیری کرد. فتحالله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخستوزیر شد و به انگلیسیها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوقالدوله دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود. |
|
| |
|
| ۸ بهمن ماه ۲۵۳۷ بامدادان ساعت ۹ و ۵۵ دقیقه از سوی « سازمان تروریستی موحدین » شاخه دیگر نظامی تروریستی [[فداییان اسلام]] خودروی غلامحسین دانشی نماینده آبادان در مجلس شورای ملی به رگبار مسلسل بسته شد.
| | ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمیشود که بلشویکها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمیشود که بلشویکها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمیشود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمیشود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذرهبین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسیها انجام دادهاند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی مینامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخستوزیر کابینه رضا شاه بود. |
|
| |
|
| ۹ بهمن ماه ۲۵۳۷ چریکهای فدایی خلق به ستاد ژاندارمری در میدان ۲۴ اسفند یورش بردند و این مرکز را با مسلسل زیر رگبار گرفتند. تروریستهای چریکهای فدایی خلق سرلشکر تقی لطیفی رییس آجودانی ژاندارمری را از خودروی خدمتش بیرون کشیدند و با چاقو و لگد به سختی زخمی کردند و پیکر وی را تا دانشگاه تهران روی زمین کشیدند و پیوسته با لگدهایشان به پیکر نیمه جان سرلشکر لطیفی میکوبیدند.
| | نیروی قزاق همان ارتش خود گذشتهای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسیها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهنپرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. همچنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استانهای خودمختار تقسیم نشود. |
|
| |
|
| مرگ آمد - ۱۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ ساعت ۹ و سی دقیقه بامداد جمبوجت ۷۴۷ ارفرانس از پاریس بر باند فرودگاه مهرآباد نشست. روح الله خمینی ، ابوالحسن بنی صدر، داریوش فروهر، ابراهیم یزدی، صادق قطب زاده، داریوش فروهر ، حبیب الله عسگراولادی، محمد مهدی عراقی، احمد خمینی، مرتضی مطهری، حجت الاسلام سید محمود دعایی، حجت الاسلام محمدعلی صدوقی، آیت الله حسن لاهوتی اشکوردی، آیت الله حاج شیخ شهاب الدین اشراقی، سید محمود دعایی، محمد منتظری، سید محمد موسوی خوئینیها، حسن حبیبی، صادق طباطبایی، ابراهیم یزدی، تقی ابتکار پدر معصومه ابتکار، احمد غضنفرپور، شاهرخ حاتمی، سید رسول صدر عاملی، هادی غفاری، محسن سازگارا، احمد غضنفرپور، اسماعیل فردوسی پور، محمد مکری کیوانپور کرمانشاهی، حجت الاسلام محمدحسین املایی، حمیده امیری (نوشابه امیری) و همسرش هوشنگ اسدی به همراه نزدیک به ۱۲۰ تن روزنامه نگار خارجی و چند روزنامه نگار ایرانی و بیش از سی تن از هموندان کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور در این پرواز بودند. در پای هواپیما هموندان [[جبهه ملی]] و کریم سنجابی رهبر جبهه ملی برای خوش آمدگویی ایستاده بودند. خمینی و همراهان به سالن فرودگاه مهرآباد وارد شدند. در این هنگام سرود « خمینی ای امام » خوانده شد. سپس خمینی سخنانی ایراد کرد. پس از بیرون آمدن از سالن فرودگاه خمینی و همراهان سوار بر خودروی ضد گلوله سفارت امریکا شدند و راهی بهشت زهرا گردیدند. رانندگی خودروی خمینی با رفیق دوست بود. خمینی روشن کرد که [[قانون اساسی مشروطه]] باید از میان برداشته شود و قانون اساسی نوین و حکومتی نوین بر پایه قوانین اسلامی باید برقرار گردد. خمینی برای همگان روشن ساخت که برنامه وی برقراری حکومت اسلامی است.
| | سردار سپه کسی که [[انقلاب مشروطه - یک پارچگی کشور ایران از سوی رضا خان سردار سپه وزیرجنگ|کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن]] درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد. |
|
| |
|
|
| |
| ۱۵ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی همافران نیروی هوایی با یونیفورم نظامی در مدرسه شماره ۲ علوی در خیابان ایران در برابر خمینی با احترام نظامی ایستاند و وفاداری خود را نسبت به او با خواندن شعارهای « ما همه سرباز توایم خمینی/ گوش به فرمان توایم خمینی ابراز داشتند.
| |
|
| |
| ۱۵ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی شاپور بختیار نخست وزیر در یک گفتگوی رادیویی بر مواضع خود پافشاری کرد و ارادت خود را به امام خمینی اعلام نمود. وی گفت مملکت ما در ۲۵ سال گذشته دارای دولتهای فاسد بوده و یک رژیم دیکتاتوری برای سرپوش گذاشتن بر این فساد هر روز محکمتر میشده است. حکومت من رژیم دیکتاتوری شاه و جمهوری لیبی نیست. من از کسی فرمان گرفتم که دکتر مصدق و وزرای او هم گرفتند. بختیار هم چنین افزود که جمهوری اسلامی برای وی مجهول است.
| |
|
| |
| در روز ۲۰ بهمن ماه ۲۵۳۷ در پادگان فرح آباد نیروی هوایی به گارد شاهنشاهی یورش برد و شماری از افسران گارد شاهنشاهی را کشتند. شامگاهان به دستور شاپور بختیار، برای چندمین بار، فیلم ورود خمینی به تهران، از تلویزیون ملی ایران پخش میشد که میان افسران گارد و نیروی هوایی به گفتگوهای سختی کشید و به یک برخورد مسلحانه از سوی همافران نیروی هوایی علیه افسران گارد کشید. بامداد ۲۱ بهمن ماه همافران نیروی هوایی دَرِ یک اسلحه خانه مخفی پادگان فرح آباد را شکستند و همه اسلحهها را میان شورشیان تقسیم کردند، و از آنها خواستند که در کشتن افسران گارد شاهنشاهی، به افسران نیروی هوایی که درون پادگان با افسران لشکر گارد میجنگیدند بشتابند. در ساعت ۹ و چهل و پنج دقیقه افراد مسلح خود را به بامهای خانههای پیرامون پادگان رساندند و از روی پشت بامها سربازان گارد را به گلوله بستند دقیقا همانگونه که در ۱۷ شهریور ماه در میدان بسیار کوچک ژاله کردند، تروریستهای فلسطینی از بام خانههای پیرامون میدانک ژاله، مردم را به گلوله بستند . هلیکوپترهای نظامی بر فراز پادگان فرح آباد پرواز میکردند ولی تیراندازی نکردند. هم چنین ۱۰ کامیون از لشکر گارد برای کمک به افسران گارد شاهنشاهی در انتظار دستور بودند ولی تا پایان سقوط پادگان دستوری دریافت نکردند. تروریستهای همدست همافران و افسران نیروی هوایی، با کیسههای شنی پیرامون پادگان فرح آباد سنگر بندی کردند. سدای انفجارهای پی در پی از درون پادگان به گوش میرسید. سرانجام پادگان فرح آباد سقوط کرد و اسلحه خانه به دست تروریستها افتاد. شورشیان مسلسلها را روی خودروها خود برنشاندند و به سوی دیگر محلههای تهران به راه افتادند.
| |
|
| |
| ۲۱ بهمن ماه ۲۵۳۷ گروه بی شماری از روستاییان پیرامون رضاییه به هواداری از شاهنشاه ایران و قانون اساسی مشروطه دست به تظاهرات گستردهای زدند. این تظاهرکنندگان برآن بودند که به شهر رضاییه وارد شوند ولی ماموران نظامی از ورود آنها به شهر جلوگیری کردند. در درازای انقلاب اسلامی و تظاهراتی که در شهرها از سوی اسلامیون و چریک فدایی و مجاهد و دیگر گروهکهای تروریستی ریز و درشت انجام میشد، پیوسته روستاییان به هواداری شاهنشاه ایران و قانون اساسی مشروطه کوشش کردند در شهرها تظاهرات بکنند که از سوی تروریستها سرکوب شدند و در روزنامهها از آنان به عنوان چماقداران نامبرده شد.
| |
|
| |
| در روز ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ ارتشبد فردوست با همدستی ارتشبد قره باغی رییس ستاد ارتش شاهنشاهی دو خائن به کشور ایران "اعلامیه بی طرفی ارتش " را دستینه نهادند. آشکار نیست چه شرایطی را بوجود آوردند و چه گفتگوهایی انجام یافت که همانروز ساعت ده و نیم بامداد ۲۵ تن دیگر از ژنرالهای ارتش شاهنشاهی این اعلامیه را دستینه نهادند و به ملت و کشور ایران خیانت کردند و شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله کشور اهورایی ایران کهن تر از تاریخ را منقرض کردند.
| |
|
| |
| ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ صدها تن از تروریستها و شورشیان با مسلسل و تفنگ و کارد و چوب و چماق به ساختمان سازمان اطلاعات و امنیت رشت حمله بردند. تروریستها و شورشیان با بولدوزر در ساختمان را شکستند و ۱۰ تن از ماموران سازمان را دستگیر کردند. نخست سرهنگ لحسایی رییس سازمان اطلاعات و امنیت را به درختی بستند و اعضای بدنش را به تدریج بریدند. سرهنگ لحسایی جانگداز و دردناک به دست مجاهد و چریک و تودهای جان باخت. چریکها و مجاهدین با خونی که از دست بریده سرهنگ لحسایی بیرون میزد به در و دیوار شعار مینوشتند. چریکهای فدایی، مجاهدین و تودهایها، شش تن دیگر از مامور سازمان امنیت رشت را نیز قطعه قطعه کردند و قطعههای بدنشان را به درختان پارک شهر روبروی ساختمان سازمان اطلاعات و امنیت کشور آویختند. در این جنایت، پیکر تکه تکه شده ۱- محمد تقی رزاقی ۲- سیروس حکیمی ۳- هوشنگ سمیعی ۴- مصطفی زلیخاپور ۵- عباس جلال وند مطلق ۶- جواد سیفی چارانی ۷- عیسی نوید ۸- نبی الله عباسیان ماموران دیگر در زیرزمین ساختمان سازمان امنیت پیدا شد.
| |
|
| |
| '''[[شاه رفت مرگ آمد|شاه رفت مرگ آمد از ۲۶ دی ماه رفتن آریامهر از ایران تا روز ۲۱ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی را بخوانید و آن را میان هم میهنان پخش کنید. بدانید بر پایه اصل هفتم قانون اساسی مشروطه شاهنشاهی ایران، اساس مشروطیت جزاً و کلاً تعطیلبردار نیست مشروطه کماکان بر سر اعتبار خویش است - پاینده ایران جاوید شاه]]'''
| |
|
| |
|
| </onlyinclude> | | </onlyinclude> |
|
| |
|
| [[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] | | [[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] |
یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمانخان، عبدالله میرزا، کاطمخان سیاح، علیخان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخستوزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعهبیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق
کودتای سوم اسفند - روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز رضا شاه کبیر نامگذاری شد و قرار شد که همهساله در این روز خدمات و فداکاریهای اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحهای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید.
پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمردهای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت:
| «
|
برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز میشویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر میزنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطنمان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذرهای در انجام وظیفهای که بر عهدهی شماست تعلل نکنید.
|
»
|
در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بیدرنگ مرکزهای مهم مانند تلگرافخانه، تلفنخانه و شهربانی و وزارتخانهها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که زمینداران بزرگ بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عینالدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند.
۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد:
حکم می کنم:
۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند.
۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید.
۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد.
۴- تمامی روزنامهجات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازهای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند.
۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد.
۶- تا دستور ثانوی تمام مغازههای مشروبفروشی و تاترها و قمارخانهها و کلوپها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد.
۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه و تلگرافخانه و تلفونخانه هم مطیع این حکم خواهند بود.
۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سختترین مجازات خواهند رسید.
۹- کلنل کاظمخان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین میشود و او مامور اجرای مواد فوق است.
چهاردهم جمادیالثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا
وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخستوزیر و کابینه بر سر کار آمد و کنارهگیری کرد. فتحالله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخستوزیر شد و به انگلیسیها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوقالدوله دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود.
ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمیشود که بلشویکها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمیشود که بلشویکها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمیشود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمیشود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذرهبین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسیها انجام دادهاند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی مینامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخستوزیر کابینه رضا شاه بود.
نیروی قزاق همان ارتش خود گذشتهای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسیها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهنپرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. همچنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استانهای خودمختار تقسیم نشود.
سردار سپه کسی که کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد.