بازدید اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر از آذربایجان شرقی و غربی و دادن سندهای مالکیت زمین‌ها به کشاورزان ۳۱ شهریور تا ۱۸ مهر ماه ۱۳۴۱: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(←‏بازدید از ماکو - شاه آباد - باغچه جوق - مرز بازرگان: اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
(۴۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۹۱: خط ۱۹۱:


==== در پادگان زیوه و آیین تقسیم اسناد مالکیت به برزگران ====
==== در پادگان زیوه و آیین تقسیم اسناد مالکیت به برزگران ====
 
[[پرونده:ShahanshahAzarbaijanTribalLeadersMehr1341.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه هنگام گفتگو با سران عشایر]]
[[پرونده:ShahanshahVisitMarandIrrigationSource1341.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه در بازدید از منبع آبیاری مرند]]
[[پرونده:ShahanshahAzarbaijanVisit1341.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه در بازدید از آذربایجان]]
شاهنشاه آریامهر پس از ابراز مهر شاهانه نسبت به سران و افراد عشایر که به شدت ابراز احساسات می‌کردند از برابر گروه پیشبازکنندگان گذشتند و رهسپار پادگان زیوه گردیدند. شاهنشاه آریامهر پس از بازدید از پادگان و چادرهای سربازان از « ماکت » برجسته‌ای که نمودار گویایی از وضع منطقه مرکزی « مرگور » بود، بازدید فرمودند و سپس به زمین چمن سرسبز و در کنار کوه « دالدن پرداغ » که برای انجام آیین تقسیم اسناد مالکیت ویژه شده بود، رفتند.  
شاهنشاه آریامهر پس از ابراز مهر شاهانه نسبت به سران و افراد عشایر که به شدت ابراز احساسات می‌کردند از برابر گروه پیشبازکنندگان گذشتند و رهسپار پادگان زیوه گردیدند. شاهنشاه آریامهر پس از بازدید از پادگان و چادرهای سربازان از « ماکت » برجسته‌ای که نمودار گویایی از وضع منطقه مرکزی « مرگور » بود، بازدید فرمودند و سپس به زمین چمن سرسبز و در کنار کوه « دالدن پرداغ » که برای انجام آیین تقسیم اسناد مالکیت ویژه شده بود، رفتند.  


خط ۲۰۷: خط ۲۰۹:
اعلیحضرت همایونی برابر ساعت ۱۲ و سی دقیقه وارد رضاییه شدند. پس از ناهار و کمی استراحت، ساعت ۱۶ آیین رژه افراد لشکر۴ رضاییه در پیشگاه شاهنشاه در میدان استانداری انجام شد. برگزاری این آیین، تا ساعت ۱۷ و سی دقیقه به درازا کشید و شاهنشاه به کاخ استانداری بازگشتند. اما جمعیت انبوهی که در میدان استانداری و خیابان‌های پیرامون گرد آمده بودند به هیچ روی، از جای خود تکان نمی‌خوردند و با کف زدن‌های پیوسته و غریو « جاوید شاه » درخواست داشتند که یک بار دیگر شاهنشاه مهربان و رعیت پرور خود را ببینند، ناچار اعلیحضرت همایونی یک بار دیگر بر روی بالکن ساختمان استانداری پدیدار شدند و به ابراز شور و هیجان مردم که خیابان‌های پیرامون را به لرزه درآورده بود،  پاسخ دادند.
اعلیحضرت همایونی برابر ساعت ۱۲ و سی دقیقه وارد رضاییه شدند. پس از ناهار و کمی استراحت، ساعت ۱۶ آیین رژه افراد لشکر۴ رضاییه در پیشگاه شاهنشاه در میدان استانداری انجام شد. برگزاری این آیین، تا ساعت ۱۷ و سی دقیقه به درازا کشید و شاهنشاه به کاخ استانداری بازگشتند. اما جمعیت انبوهی که در میدان استانداری و خیابان‌های پیرامون گرد آمده بودند به هیچ روی، از جای خود تکان نمی‌خوردند و با کف زدن‌های پیوسته و غریو « جاوید شاه » درخواست داشتند که یک بار دیگر شاهنشاه مهربان و رعیت پرور خود را ببینند، ناچار اعلیحضرت همایونی یک بار دیگر بر روی بالکن ساختمان استانداری پدیدار شدند و به ابراز شور و هیجان مردم که خیابان‌های پیرامون را به لرزه درآورده بود،  پاسخ دادند.


شبانگاه از سوی لشکر۴ رضاییه میهمانی شامی در سالن شهرداری به سرفرازی تشریف فرمایی شاهنشاه برگزار شد که طبقه‌های مختلف مردم در آن حضور داشتند. روز پسین ۷ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر از رضاییه رهسپار شاهپور گردیدند.  
شبانگاه از سوی لشکر۴ رضاییه میهمانی شامی در سالن شهرداری به سرفرازی تشریف فرمایی شاهنشاه برگزار شد که طبقه‌های مختلف مردم در آن حضور داشتند. روز پسین ۷ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر از رضاییه رهسپار شاهپور گردیدند.


=== بازدید از شاهپور - قره تپه راه ایران و اروپا - خوی ===
=== بازدید از شاهپور - قره تپه راه ایران و اروپا - خوی ===
[[پرونده:ShahanshahTabrizSpeech10Mehr1341.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه از بالکن کاخ شهرداری برای مردم تبریز سخنرانی می کنند]]
[[پرونده:ShahanshahVisitTabrizUniversity1341.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه در بازدید از دانشگاه تبریز]]
[[پرونده:ShahanshahAzarbaijanMuseumTabriz1341.jpg|thumb|left|180px|بازدید شاهنشاه از موزه تبریز]]
[[پرونده:ShahanshahBafandegiAgahTabriz1341.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه از کارخانه بافندگی آگاه در تبریز بازدید می کنند]]
[[پرونده:ShahanshahBafandegiAgahTabriz1341a.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه از کارخانه بافندگی آگاه در تبریز بازدید می کنند]]


ساعت ۱۵ و ده دقیقه روز ۷ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر با خودرو از شاهپور رهسپار خوی شدند. در درازای راه کشاورزان و اهالی دهکده‌ها برای دیدار شاهنشاه گرد آمده بودند و به شدت ابراز شور و هیجان می‌کردند. شاهنشاه آریامهر برای پاسخ دادن به این احساسات گرم و صمیمانه مردم در سه جا از خودرو پیاده شدند و با آنان به گفتگو پرداختند. شاهنشاه در « قره تپه » در نزدیکی خوی در برابر یکی از یکان‌های وزارت راه از خودرو پیاده شدند. به آگاهی همایونی رسید که قره تپه محل برخورد راه آهن شرفخانه - قطور است و این رشته را پس از گذر از مرز ایران به راه آهن ترکیه می‌پیوندد و بدین سان راه آهن سراسری ایران به اروپا پیوند می‌خورد. شاهنشاه پرسیدند درازای این خط چه اندازه است. از سوی مهندس نیامیر و مهندس معرفت نمایندگان وزارت راه به آگاهی شاهانه رسید که درازای این خط ترانزیتی تا مرز ترکیه ۱۴۱ کیلومتر است و تاکنون زیر سازی ۷۰ کیلومتری آن به پایان رسیده از سال آینده نیز ریل گذاری آن آغاز می‌گردد و در سال ۱۳۴۵ از این راه بهره برداری خواهد شد. هزینه کشیدن این راه آهن یک میلیارد و هشتصد میلیون ریال برآورده شده است که بخشی از آن از سوی سازمان پیمان مرکزی و بخشی دیگر از سوی سازمان برنامه و باقی از سوی وزارت راه پرداخت خواهد شد.  
ساعت ۱۵ و ده دقیقه روز ۷ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر با خودرو از شاهپور رهسپار خوی شدند. در درازای راه کشاورزان و اهالی دهکده‌ها برای دیدار شاهنشاه گرد آمده بودند و به شدت ابراز شور و هیجان می‌کردند. شاهنشاه آریامهر برای پاسخ دادن به این احساسات گرم و صمیمانه مردم در سه جا از خودرو پیاده شدند و با آنان به گفتگو پرداختند. شاهنشاه در « قره تپه » در نزدیکی خوی در برابر یکی از یکان‌های وزارت راه از خودرو پیاده شدند. به آگاهی همایونی رسید که قره تپه محل برخورد راه آهن شرفخانه - قطور است و این رشته را پس از گذر از مرز ایران به راه آهن ترکیه می‌پیوندد و بدین سان راه آهن سراسری ایران به اروپا پیوند می‌خورد. شاهنشاه پرسیدند درازای این خط چه اندازه است. از سوی مهندس نیامیر و مهندس معرفت نمایندگان وزارت راه به آگاهی شاهانه رسید که درازای این خط ترانزیتی تا مرز ترکیه ۱۴۱ کیلومتر است و تاکنون زیر سازی ۷۰ کیلومتری آن به پایان رسیده از سال آینده نیز ریل گذاری آن آغاز می‌گردد و در سال ۱۳۴۵ از این راه بهره برداری خواهد شد. هزینه کشیدن این راه آهن یک میلیارد و هشتصد میلیون ریال برآورده شده است که بخشی از آن از سوی سازمان پیمان مرکزی و بخشی دیگر از سوی سازمان برنامه و باقی از سوی وزارت راه پرداخت خواهد شد.  
خط ۲۲۱: خط ۲۲۸:
شاهنشاهبه استاندار آذربایجان غربی فرمودند نتیجه این اقدام را به دفتر مخصوص اطلاع دهید. آنگاه شهردار خوی از سوی اهالی به شاهنشاه خوش آمد گفت و هموندان انجمن شهر را شناساند. شاهنشاه از کارهای انجمن شهر پرسیدند، پاسخ داده شد که لوله کشی آب شهر خوی تا دوماه دیگر به پایان می‌رسد و برای برنشاندن یک موتور برق ۹۵۰ کیلووات با پنج ترانسفورماتور اقدام شده است. شاهنشاه از سرپرست دادگستری پرسیدند کمبودهای کار شما چیست؟ گفته شد که همه کارها رو به راه است و کمبودی وجود ندارد. شاهنشاه از سرپرست فرهنگ درباره وضع آموزشگاه‌ها پرسش فرمودند به آگاهی همایونی رسید که در خود شهر ۲۶ دبستان و ۶ دبیرستان وجود دارد که سه دبیرستان آن کامل و سه دبیرستان دیگر که یکی از آنها حرفه‌ای است، تنها دوره اول متوسطه را دارا است. شاهنشاه از اینکه دبیرستان حرفه‌ای شهر خوی کمبودهایی دارد شگفت زده شدند و سپارش فرمودند باید به دبیرستان حرفه‌ای فوق العاده توجه شود.  
شاهنشاهبه استاندار آذربایجان غربی فرمودند نتیجه این اقدام را به دفتر مخصوص اطلاع دهید. آنگاه شهردار خوی از سوی اهالی به شاهنشاه خوش آمد گفت و هموندان انجمن شهر را شناساند. شاهنشاه از کارهای انجمن شهر پرسیدند، پاسخ داده شد که لوله کشی آب شهر خوی تا دوماه دیگر به پایان می‌رسد و برای برنشاندن یک موتور برق ۹۵۰ کیلووات با پنج ترانسفورماتور اقدام شده است. شاهنشاه از سرپرست دادگستری پرسیدند کمبودهای کار شما چیست؟ گفته شد که همه کارها رو به راه است و کمبودی وجود ندارد. شاهنشاه از سرپرست فرهنگ درباره وضع آموزشگاه‌ها پرسش فرمودند به آگاهی همایونی رسید که در خود شهر ۲۶ دبستان و ۶ دبیرستان وجود دارد که سه دبیرستان آن کامل و سه دبیرستان دیگر که یکی از آنها حرفه‌ای است، تنها دوره اول متوسطه را دارا است. شاهنشاه از اینکه دبیرستان حرفه‌ای شهر خوی کمبودهایی دارد شگفت زده شدند و سپارش فرمودند باید به دبیرستان حرفه‌ای فوق العاده توجه شود.  


سپس شاهنشاه در یک خودروی رو باز قرارگرفتند و در میان پرشورترین و هیجان انگیزترین احساسات مردم خوی رهسپار پادگان خوی گردیدند. ساعت ۱۷ و پانزده دقیقه شاهنشاه از بخش‌های گوناگون پادگان شهر خوی بازدید کردند. در ساعت ۱۷ و سی و پنج دقیقه نیز شاهنشاه از بیمارستان نوبنیاد خوی بازدید نمودند. پس از آن منبع آب شهر مورد بازدید قرارگرفت و شاهنشاه درباره چگونگی لوله کشی آب شهر پرسش‌هایی فرمودند. آنگاه شاهنشاه آریامهر برای گشودن استادیوم نوین ورزشی شهر خوی رهسپار استادیوم شدند. در برابر استادیوم تیمسار سرلشکر دکتر ایزدپناه رییس سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران و سرپرستان امور ورزشی خوی از شاهنشاه پیشباز کردند. هنگامی که شاهنشاه به استادیوم گام نهادند، غریو شادی از جوانان و ورزشکاران برخاست. فرماندار خوی گزارشی از چگونگی بنای استادیوم داد و رییس سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران گفت که پهنه این استادیوم برای فعالیت‌های ورزشی کافی نیست. شاهنشاه به وزیر کشور دستور فرمودند ۲۰۰۰ متر مربع از زمین‌های کنار استادیوم در اختیار اداره تربیت بدنی خوی گذارده شود. سپس شاهنشاه آریامهر در میان پرشورترین احساسات جوانان و ورزشکاران با بریدن نوار سه رنگ استادیوم ورزشی را گشودند.  
سپس شاهنشاه در یک خودروی رو باز قرارگرفتند و در میان پرشورترین و هیجان انگیزترین احساسات مردم خوی رهسپار پادگان خوی گردیدند. ساعت ۱۷ و پانزده دقیقه شاهنشاه از بخش‌های گوناگون پادگان شهر خوی بازدید کردند. در ساعت ۱۷ و سی و پنج دقیقه نیز شاهنشاه از بیمارستان نوبنیاد خوی بازدید نمودند. پس از آن منبع آب شهر مورد بازدید قرارگرفت و شاهنشاه درباره چگونگی لوله کشی آب شهر پرسش‌هایی فرمودند. آنگاه شاهنشاه آریامهر برای گشودن استادیوم نوین ورزشی شهر خوی رهسپار استادیوم شدند. در برابر استادیوم تیمسار سرلشکر دکتر ایزدپناه رییس سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران و سرپرستان امور ورزشی خوی از شاهنشاه پیشباز کردند. هنگامی که شاهنشاه به استادیوم گام نهادند، غریو شادی از جوانان و ورزشکاران برخاست. فرماندار خوی گزارشی از چگونگی بنای استادیوم داد و رییس سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران گفت که پهنه این استادیوم برای فعالیت‌های ورزشی کافی نیست. شاهنشاه به وزیر کشور دستور فرمودند ۲۰۰۰ متر مربع از زمین‌های کنار استادیوم در اختیار اداره تربیت بدنی خوی گذارده شود. سپس شاهنشاه آریامهر در میان پرشورترین احساسات جوانان و ورزشکاران با بریدن نوار سه رنگ استادیوم ورزشی را گشودند.


=== بازدید از ماکو - شاه آباد - باغچه جوق - مرز بازرگان ===
=== بازدید از ماکو - شاه آباد - باغچه جوق - مرز بازرگان ===
 
[[پرونده:ShahanshahBorderCityDoughehBaYazidMehr1341.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه در شهر مرزی « دوغه بایزید » در ترکیه]]
روز ۸ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت هشت بامداد شاهنشاه با خودرو از خوی رهسپار ماکو گردیدند. در همه مسیر راه عشایر و اهالی روستاهای پیرامون در کنار جاده سف کشید و تاق نصرت‌هایی بسته بودند و پای تاق نصرت‌ها با ساز و دهل به شادمانی و پایکوبی سرگرم بودند و به شاهنشاه آریامهر ابراز شور و هیجان می‌کردند.  در بخش « شاه آباد » در شش فرسنگی ماکو، رییس‌های اداره‌های دولتی، هموندان انجمن شهر، نمایندگان عشایر و قاطبه طبقات مختلف مردم به پیشباز آمده بودند. شاهنشاه آریامهر در شاه آباد درنگ کردند و بخشدار خوش آمد گفت. سپس نماینده عشایر با خوش آمد گویی آمادگی عشایر و اهالی را برای جانبازی در راه شاه و میهن را ابراز داشت. شاهنشاه پرسش‌هایی درباره وضع زندگی مردم کردند.
[[پرونده:ShahanshahAzarbaijanGivingAwayLandDocuments.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه سندهای مالکیت زمین‌ها را به روستاییان کشاورز می‌دهند]]
روز ۸ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت هشت بامداد شاهنشاه با خودرو از خوی رهسپار ماکو گردیدند. در همه مسیر راه عشایر و اهالی روستاهای پیرامون در کنار جاده صف کشید و تاق نصرت‌هایی بسته بودند و پای تاق نصرت‌ها با ساز و دهل به شادمانی و پایکوبی سرگرم بودند و به شاهنشاه آریامهر ابراز شور و هیجان می‌کردند.  در بخش « شاه آباد » در شش فرسنگی ماکو، رییس‌های اداره‌های دولتی، هموندان انجمن شهر، نمایندگان عشایر و قاطبه طبقات مختلف مردم به پیشباز آمده بودند. شاهنشاه آریامهر در شاه آباد درنگ کردند و بخشدار خوش آمد گفت. سپس نماینده عشایر با خوش آمد گویی آمادگی عشایر و اهالی را برای جانبازی در راه شاه و میهن را ابراز داشت. شاهنشاه پرسش‌هایی درباره وضع زندگی مردم کردند.


در یک کیلومتری شهرستان ماکو، گارد احترام و دسته موزیک پادگان صف کشیده بودند و فرماندار، فرمانده پادگان، روسای ادارات دولتی، هموندان انجمن شهر، نمایندگان عشایر و قاطبه اهالی، دانش آموزان و پیشاهنگان به پیشباز آمده بودند. در برابر صف نمایندگان عشایر یکی از نمایندگان خوش آمد گفت و آمادگی عشایر را برای جانبازی در راه حفظ استقلال کشورو تاج و تخت شاهنشاه معروض داشت. در برابر صف دانش آموزان و پیشاهنگان یکی از دانش آموزان خردسال خوش آمد گفت و دسته گلی فراداشت.  شاهنشاه سپس با خودرو رهسپار شهر شدند. در درازای راه اهالی ماکو و عشایر و مردم روستاهای پیرامون برای دیدار شاهنشاه آمده بودند و در دو سوی خیابان‌ها صف کشیده بودند و به شاهنشاه ابراز شور و هیجان می‌کردند.  
در یک کیلومتری شهرستان ماکو، گارد احترام و دسته موزیک پادگان صف کشیده بودند و فرماندار، فرمانده پادگان، روسای ادارات دولتی، هموندان انجمن شهر، نمایندگان عشایر و قاطبه اهالی، دانش آموزان و پیشاهنگان به پیشباز آمده بودند. در برابر صف نمایندگان عشایر یکی از نمایندگان خوش آمد گفت و آمادگی عشایر را برای جانبازی در راه حفظ استقلال کشورو تاج و تخت شاهنشاه معروض داشت. در برابر صف دانش آموزان و پیشاهنگان یکی از دانش آموزان خردسال خوش آمد گفت و دسته گلی فراداشت.  شاهنشاه سپس با خودرو رهسپار شهر شدند. در درازای راه اهالی ماکو و عشایر و مردم روستاهای پیرامون برای دیدار شاهنشاه آمده بودند و در دو سوی خیابان‌ها صف کشیده بودند و به شاهنشاه ابراز شور و هیجان می‌کردند.  
خط ۲۳۱: خط ۲۳۹:
اعلیحضرت همایون در شهرستان ماکو از بیمارستان شیر و خورشید سرخ پادگان نظامی بازدید فرمودند و ناهار را در ساختمان « باغچه جوق » خوردند. شاهنشاه آریامهر ساعت ۱۵ رهسپار مرز بازرگان که در دو کیلومتری ماکو است، گردیدند. ساعت ۱۶ اسناد مالکیت کشاورزان « قطور » به دست مبارک شاهنشاه به کشاورزان داده می‌شود. پس از آن شاهنشاه به ماکو بازمی‌گردند و روز پسین رهسپار جلفا خواهند گردید.
اعلیحضرت همایون در شهرستان ماکو از بیمارستان شیر و خورشید سرخ پادگان نظامی بازدید فرمودند و ناهار را در ساختمان « باغچه جوق » خوردند. شاهنشاه آریامهر ساعت ۱۵ رهسپار مرز بازرگان که در دو کیلومتری ماکو است، گردیدند. ساعت ۱۶ اسناد مالکیت کشاورزان « قطور » به دست مبارک شاهنشاه به کشاورزان داده می‌شود. پس از آن شاهنشاه به ماکو بازمی‌گردند و روز پسین رهسپار جلفا خواهند گردید.


ایوار شاهنشاه آریامهر از موسسات گمرک بازرگان دیدن کردند. هنگامی که شاهنشاه به پهنه گمرک بازرگان گام نهادند از سوی ستوان پورشهاب فرمانده گروهان مرزی گزارش نظامی به آگاهی شاهانه رسید. آنگاه سرپرستان گمرک، قرنطیه و پست و تلگراف بازرگان قرار گرفتند. سپس گروهان بازرگان مورد بازدید شاهنشاه قرار گرفت. شاهنشاه پس از دیدن موسسات گمرک به مرز ایران و ترکیه گام نهادند. در آنجا فرماندار « دوغوبایزید » شهر مرزی ترکیه به شاهنشاه خوش آمد گفت و ابراز داشت: اعلیحضرتا بسیار
ایوار شاهنشاه آریامهر از موسسات گمرک بازرگان دیدن کردند. هنگامی که شاهنشاه به پهنه گمرک بازرگان گام نهادند از سوی ستوان پورشهاب فرمانده گروهان مرزی گزارش نظامی به آگاهی شاهانه رسید. آنگاه سرپرستان گمرک، قرنطیه و پست و تلگراف بازرگان قرار گرفتند. سپس گروهان بازرگان مورد بازدید شاهنشاه قرار گرفت. شاهنشاه پس از دیدن موسسات گمرک به مرز ایران و ترکیه گام نهادند. در آنجا فرماندار « دوغوبایزید » شهر مرزی ترکیه به شاهنشاه خوش آمد گفت. شاهنشاه در پاسخ خوش آمد آقای بهادرپور فرماندار دوغوبایزید فرمودند:  


خوشحالیم که چنین دوستی و محبتی روی نوار مرزی از طرف ماموران دو کشور بوجود آمده است. انشاالله در نظر داریم ساختمان جاده بسیار خوبی را از سال آینده شروع کنیم که به این نقطه ختم شود. راه آهن ایران که از قطور خواهد گذشت و به ترکیه خواهد رسید، ارتباط ما را به کشور شما برقرار خواهد ساخت و راه آهن ما از راه ترکیه به اروپا متصل خواهد شد.
سپس شاهنشاه بنا به خواهش فرماندار دوغوبایزید به خاک ترکیه گام نهادند، از سوی گروهان مرزی ترکیه آیین احترامات نظامی انجام یافت و شاهنشاه از افسران ترک و گارد احترام سان دیدند. گروهی از مرزنشینان ترکیه در مرز دو کشور اجتماع کرده بودند و احساسات بسیار پرشوری نسبت به شاهنشاه آریامهر ابراز می‌داشتند. شاهنشاه در پاسخ به این احساسات پر شور و گرم و دوستانه با خانواده‌های مرزنشینان ترکیه به گفتگو پرداختند و از آنان جویای حالشان شدند.


==== دادن اسناد مالکیت کشاورزان ====
==== دادن اسناد مالکیت کشاورزان ====
 
[[پرونده:ShahanshahOpeningTabrizAgriculturalExhibition11Mehr1341.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه نمایشگاه کشاورزی تبریز را می گشایند ۱۱ مهر ۱۳۴۱]]
[[پرونده:ShahanshahVisitingTabrizAgriculturalExhibition11Mehr1341.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه در بازدید از غرفه کارهای دستی ۱۱ مهر ۱۳۴۱]]
در ساعت ۱۷ و سی دقیقه شاهنشاه برای دادن اسناد مالکیت زمین‌های خالصه با خودرو از بازرگان رهسپار « چمن باغچه چوق » شدند. در این جا فرماندار ماکو، شهردار، روسای سازمان‌های اداری، معتمدان محل سازمان‌ها اداری، معتمدان محل، هموندان انجمن شهر و طبقات مختلف مردم و کشاورزان از شاهنشاه آریامهر پیشباز کردند. در آغاز مدیر عامل بنگاه خالصه گزارشی پیرامون املاک واگذاری این منطقه به آگاهی همایونی رسانید و درخواست کرد که شاهنشاه اسناد مالکیت کشاورزان را به نمایندگان آنان بدهند. شاهنشاه آریامهر پس از دادن اسناد مالکیت کشاورزان گفتند: <ref>[[سخنرانی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در چمن باغچه چوق هنگام دادن سندهای مالکیت زمین‌های خالصه به کشاورزان ۸ مهر ۱۳۴۱]]</ref>
در ساعت ۱۷ و سی دقیقه شاهنشاه برای دادن اسناد مالکیت زمین‌های خالصه با خودرو از بازرگان رهسپار « چمن باغچه چوق » شدند. در این جا فرماندار ماکو، شهردار، روسای سازمان‌های اداری، معتمدان محل سازمان‌ها اداری، معتمدان محل، هموندان انجمن شهر و طبقات مختلف مردم و کشاورزان از شاهنشاه آریامهر پیشباز کردند. در آغاز مدیر عامل بنگاه خالصه گزارشی پیرامون املاک واگذاری این منطقه به آگاهی همایونی رسانید و درخواست کرد که شاهنشاه اسناد مالکیت کشاورزان را به نمایندگان آنان بدهند. شاهنشاه آریامهر پس از دادن اسناد مالکیت کشاورزان گفتند: <ref>[[سخنرانی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در چمن باغچه چوق هنگام دادن سندهای مالکیت زمین‌های خالصه به کشاورزان ۸ مهر ۱۳۴۱]]</ref>


خط ۲۴۶: خط ۲۵۸:
آب آشامیدنیشان را اگر لازم باشد تصفیه بکنند و لوله‌کشی بکنند. جایی که لازم باشد برای خودشان کارخانه برق تأسیس کنند و از مواهب تمدن امروز بهره‌مند باشند و استفاده کنند.
آب آشامیدنیشان را اگر لازم باشد تصفیه بکنند و لوله‌کشی بکنند. جایی که لازم باشد برای خودشان کارخانه برق تأسیس کنند و از مواهب تمدن امروز بهره‌مند باشند و استفاده کنند.


=== در تبریز ===
=== در جلفا مرند و تبریز ===
[[پرونده:ShahanshahCarpetWeavingAzarbaijanMehr1341.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه در کارگاه قالی بافی در آذربایجان]]
[[پرونده:ShanshahSarabRedLionSunSocietyMehr1341.jpg|thumb|left|180px|بازدید از جمعیت شیر و خورشید سرخ سراب]]
[[پرونده:ShahanshahArdebilWaterPipelineNetworkMehr1341.jpg|thumb|left|180px|شاهنشاه شبکه لوله کشی آب شهر اردبیل را گشودند]]
۹ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت هشت و سی دقیقه بامداد شاهنشاه آریامهر با هواپیما وارد فرودگاه جلفا شدند. در فرودگاه بخشدار، روسای اداره‌های دولتی و بزرگان جلفا برای پیشباز از موکب همایونی صف کشیده بودند. آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی و شمار بسیاری از روسای اداره‌های دولتی استان نیز که برای پیشباز شاهانه به جلفا آمده بودند در فرودگاه از باشندگان بودند هم چنین نماینده بازرگانی شوروی و نمایندگان موسسه‌های ترابری (حمل و نقل ) نیز صف کشیده بودند. هنگام تشریف فرمایی شاهنشاه نخست سرهنگ زمانی فرمانده دژبانی جلفا گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانید و دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و شاهنشاه از برابر گارد احترام گذشتند. در این هنگام دختر خردسالی دسته گلی فراداشت و بخشدار جلفا از سوی روسای اداره‌های دولتی و اهالی خوش آمد گفت.
 
شاهنشاه از بخشدار جلفا درباره شمار جمعیت شهر و درآمد شهرداری پرسیدند. به آگاهی شاهانه رسید که درآمد شهرداری سالانه دو میلیون تومان است. شاهنشاه فرمودند با این درآمد تا پنج سال دیگر می‌توان جلفا را می‌توان به بهشت دگرگون ساخت. سپس شاهنشاه در خودروی رو باز قرار گرفتند و از فرودگاه رهسپار شهر شدند. در مسیر راه و خیابان‌ها اهالی و دانش آموزان دختر و پسر ایستاده بودند و به شاهنشاهشان ابراز شور و هیجان می‌کردند. شاهنشاه آریامهر در میان احساسات بی همانند اهالی از بخش‌های گوناگون گمرک جلفا و انبارهای آن و سپس از پارک شهر و دبیرستان پهلوی جلفا بازدید نمودند. ساعت ۹ و سی دقیثه شاهنشاه از جلفا با ترن سلطنتی رهسپار مرند شدند. 
 
==== بازدید از مرند ====
 
ساعت ۱۱ و چهل و پنج دقیقه شاهنشاه آریامهر با ترن سلطنتی وارد ایستگاه راه آهن مرند شدند. نخست آقای احسانی فرماندار مرند در پای ترن خوش آمد گفت و آنگاه سرگرد طباطبایی فرمانده پادگان مرند گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانید. شاهنشاه از برابر گارد احترام گذشتند و در این هنگام دختر خردسالی دسته گلی فراداشت. شاهنشاه آریامهر از برابر صف ملایان و آخوندها، قضات، فرهنگیان، روسای اداره‌های دولتی، بزرگان و هموندان انجمن شهر و دانش آموزان و پیشاهنگان گذشتند. در برابر صف ملایان مرند، یکی از آخوندها به نمایندگی از سوی ملایان و اهالی شهر خوش آمد گفت. آنگاه شاهنشاه از رییس دادگاه مرند از وضع دادگاه‌ها پرسیدند. رییس دادگاه پاسخ داد که با انباشته شدن پرونده‌های موجود، شهر مرند نیاز به دادگستری دارد. شاهنشاه دستور دادند تا در مرکز در این باره اقدام نیازین انجام یابد. سپس شهردار مرند از سوی اهالی خوش آمد گفت و گزارش امور عمرانی شهر را به آگاهی شاهانه رسانید. اعلیحضرت از وضع آب و اسفالت شهر پرسش‌هایی فرمودند. شهردار گفت که شهر مرند در دست لوله کشی است و منبع آب آن ۳۰۰ متر مکعب گنجایش دارد. شاهنشاه فرمودند با جمعیت زیاد شهر، مسلما این منبع آب کافی نخواهد بود و باید در این مورد اقدام شود و یکی دو حلقه چاه عمیق حفر گردد.
 
شاهنشاه آریامهر یک سر از ایستگاه راه آهن رهسپار دیدن منبع آب شهر رفتند. سپس شاهنشاه به ساختمان شیر و خورشید سرخ مرند تشریف فرما شدند و از دفتر درمانگاه و اندرزگاه شیر و خورشید و بیمارستان ۲۵ تختخوابی رازی مرند که موقتا در ساختمان شیر و خورشید سرخ جای گرتفه است و هم چنین از آموزشگاه حرفه‌ای مرند بازدید کردند. شاهنشاه سپس برای بازدید از پادگان نظامی شهر که در ۸ کیلومتری شهر است رهسپار پادگان گردیدند و پس از بازدید از پادگان در میان ابراز احساسات شدید اهالی به ایستگاه راه آهن مرند رفتند و ساعت ۱۴ با ترن سلطنتی از مرند رهسپار تبریز گردیدند.
 
=== بازدید از تبریز ===
 
۹ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۱۶ و بیست و پنج دقیقه شاهنشاه آریامهر با ترن سلطنتی از مرند وارد ایستگاه راه آهن تبریز گردیدند. نصراله انتظام وزیر مشاور، تیمسار سپهبد عزیزی وزیر کشور، مهندس رجبی وزیر راه، تیمسار آریانا آجودان شاهنشاه، آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی، تیمسار سپهبد نصرالهی فرمانده ارتش یکم، روسای تشریفات دربار شاهنشاهی و آجودان‌های لشکری و کشور در رکاب اعلیحضرت شاهنشاه بودند. در ایستگاه راه آهن دکتر ارسنجانی وزیر کشاورزی، تیمسار سرتیپ آزموده فرمانده لشکر۲ آذربایجان، فرماندار، شهردار، رییس و استادان دانشگاه تبریز، قضات و افسران ارشد ارتش، روسای هیات‌های سیاسی خارجی در تبریز، روسای سازمان‌های اداری، نمایندگان طبقه‌های گوناگون مردم و نمایندگان اقلیت‌های مذهبی به پیشباز شاهنشاه آمدند. هنگامی که شاهنشاه از ترن پیاده شدند، دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و تیمسار سرتیپ رییسیان معاون لشکر۲ آذربایجان گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانید و به نمایندگی از سوی افسران و افراد لشکر۲ آذربایجان، ژاندارمری، شهربانی و سازمان نیروی مقاومت ملی به شاهنشاه خوش آمد گفت. سپس گارد احترام، آیین احترام نظامی به جای آورد و شاهنشاه از برابر افسران لشکر۲ آذربایجان گذشتند. در این هنگام نمایندگان سیاسی خارجی در تبریز به پیشگاه شاهنشاه آریامهر شناسانده شدند. سپس شاهنشاه از برابر صف قضات، روسای سازمان‌های اداری، صف هموندان انجمن شهر تبریز و صف نمایندگان اقلیت‌های مذهب، بازرگانان، اصناف و بزرگان شهر گذشتند و با هر یک گفتگو نمودند و پرسش‌هایی فرمودند. 
 
شاهنشاه آریامهر در این هنگام به پهنه میدان راه آهن تبریز گام نهادند. در اینجا دختر خردسالی از سوی دانش آموزان و پیشاهنگان خوش آمد گفت و شاهنشاه در میان پر شورترین احساسات دانش آموزان و پیشاهنگان و همونان سازمان جوانان شیر و خورشید سرخ و اهالی با یک خودروی رو باز رهسپار استانداری شدند. در خیابان‌های مسیر زن و مرد - پیر و جوان - بزرگ و کوچک خودروی شاهنشاه را گلباران کردند. مردم دلیر و غیرتمند تبریز چنان پیشبازی تاریخی از شاهنشاه کردند که همانند نداشت. شاهنشاه در ساعت ۱۷ و پانزده دقیقه وارد کاخ استانداری آذربایجان شرقی شدند. در آنجا بانوان هموند جمعیت خیریه فرح پهلوی از شاهنشاه پیشباز کردند و بانو دهقان همسر استاندار آذربایجان شرقی و رییس جمعیت خیریه فرح پهلوی تبریز به شاهنشاه خوش آمد گفت. شاهنشاه شب را در کاخ استانداری گذراندند.
 
۱۰ مهر ماه ۱۳۴۱ بامدادان ملایان و آخوندها ، رییس و استادان دانشگاه تبریز، قضات و روسای سازمان‌های اداری و پایوران محلی و نمایندگان مردم به پیشگاه شاهنشاه آریامهر باریافتند. نزدیک به ساعت ده بامداد باریابی نمایندگان مردم پایان یافت و شاهنشاه به بالکن شهرداری رفتند. میدان شهرداری مملو از جمعیت بود، آنگاه شاهنشاه آریامهر سخنانی چنین ایراد کردند.: <ref>[[سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در تبریز ۱۰ مهر ماه ۱۳۴۱]]</ref>
 
مردم غیور و عزیز و شریف تبریز، از دیروز عصر که قدم به شهر تاریخی شما گذاشتم، تحت تأثیر استقبال و احساسات شما قرار گرفته‌ام. در ۱۳۲۶ که مرتبه اول در زمان سلطنت خودم به این شهر آمدم، پس از اینکه مملکت ایران و استان آذربایجان از آن وضع مخوف که آینده مملکت را تهدید می‌کرد، نجات پیدا کرد، شما مردم این شهر و اهالی آذربایجان نسبت به پادشاه خودتان، کسی که گفته بود حاضر است دستش قطع بشود ولی سند اضمحلال و پاشیدگی ارتش ایران و خیانت این مملکت را امضا نکند، و کسی که مطابق وظیفه سلطنت و فرماندهی قوای این مملکت در رأس قوای خودش برای پاسخ دادن به احساسات درونی شما هر نوع خطری را ندیده گرفته و هر نوع آینده‌ای ولو مخوف را استقبال کرد برای انجام همان وظیفه و در اهتزاز نگاه داشتن پرچم استقلال و تمامیت ارضی و ملیت ایران، چنان استقبال و احساساتی به خرج دادید که همین استقبال شما بهترین ضامن ادامه حیات ملی این مملکت تلقی شد و به آن استقبال اسم «استقبال تاریخی» دادند، ولی می‌خواهم بگویم که علاقه‌ای که از دیروز بعدازظهر تا به حال شما مردم قهرمان در نشان دادن احساسات خود به من نشان داده‌اید اگر بیشتر از آن دفعه نباشد، مسلماً به همان هیجان و پرشوری است. چرا؟ از لحاظ انجام وظیفه‌ای که مطابق سنن و سوابق تاریخی یک پادشاهی نسبت به شما برای حفظ شما و استقلال شما کرده‌است. البته این وظیفه را ادامه دادیم. ولی شخصاً فکر می‌کنم که این شور و هیجان شما اضافه بر آن علل پیش گفته، دلایل دیگری دارد و آن این است که من و شما یک شکل فکر می‌کنیم و قلب ما به یک آهنگ ضربان دارد. به واسطه این رابطه قلبی و روحی خداوند خواسته‌است که من بتوانم خواسته‌های حقیقی آمال و آرزوهای شما را درک بکنم و پیش‌بینی بکنم و همیشه به حمدالله چند قدمی از جبر تاریخ و احتیاجات اجتماعی به جلو باشم که همین باعث این بشود که ملت ایران و مملکت ایران در این دنیای آشفته در امن و امان بماند و از لحاظ اجتماعی به کارهایی که لازم است دست بزند و در میان ملل راقیه دنیا ما بتوانیم جای خود را باز کنیم، حفظ کنیم و اسم خود را نگه داریم و مملکت را به نسلهای آینده تحویل دهیم.
 
این پیش‌بینی‌های اجتماعی در هر رشته‌ای انجام می‌شود و خواهدشد. هدف ما رساندن عموم ملت است به آمال خود و به یک سطح زندگانی اجتماعی که مطابق شئون ملی ما باشد. چه طبقه‌ای امروز اکثریت ملت را تشکیل می‌دهد؟ چه امروز و چه تا سالهای آینده این طبقه، طبقه دهقان و کشاورز ایران است. اقداماتی که انجام می‌گیرد آن است که این طبقه زحمتکش و نجیب و قانع در مرحله اول حس شرکت در اجتماع ایران را بکند و از هر لحاظ چه روحی و چه مادی آزاد باشد و به این جهت دلبستگی بیشتری به کار و زندگی خود پیدا کند، و شالوده اقتصاد صحیح و سالم ملی ما را با دسترنج کار و فعالیت خود مستحکم‌تر بنماید و در این راه اطلاع دارید که چه قدمهایی برداشته شده‌است.
 
خاطرم هست موقعی که از مسافرت آذربایجان در ۱۳۲۶ به پایتخت برمی‌گشتم در صف مستقبلینی که برای استقبال آمده‌بودند، گفتم که برای من سلطنت بر یک مردم محروم و یا خدای نخواسته فقیر افتخار ندارد. بعد از آن چه کردیم؟ اولین کاری که شروع کردم، نقشه تقسیم اراضی املاک موروثی خود من بود که به حمدالله این کار خاتمه پیداکرد و غیر از آن همانطوری که اطلاع دارید با وقف نود درصد دارایی شخصی خود به ملت ایران خواستم که نشان بدهم که یک فرد به شخصه چه می‌تواند بکند؟ در زندگی من همانطوری که اطلاع دارید دنبال مال نیستم. دنبال جاه نیز نیستم، زیرا از تخت سلطنت بالاتر که چیزی نیست، ولی نه تخت تفرعن و تبختر، بلکه تختی که جایگاه آن بر قلب شما ملت قرار داشته‌باشد. ولی دیدم که اقدام شخصی برای مثال و نمونه کافی نیست. این است که در مرحله اول در صدد آن برآمدیم که املاک خالصه در میان مردم کشاورز آن منطقه تقسیم شود. بعد آن اقدام را نیز کافی ندانسته لایحه اصلاح قانون اصلاحات ارضی را تنظیم کرده و به مرحله عمل قرار دادیم. این کار به سرعت ادامه خواهدداشت و سیر عادی و تکاملی خود را خواهدکرد و عن‌قریب اکثریت عظیم ملت ایران از مواهب آن برخوردار خواهندشد.
 
اجتماع ایران را طبقات دیگری نیز تشکیل می‌دهند، من‌جمله طبقه شریف و زحمتکش کارگر ایران. برای این طبقه نیز مایل هستم که طبق آخرین پیشرفتهای اجتماعی و مقرراتی که متداول هست به نسبت کار و فعالیت و اطلاع و تخصص اینها در کاری که انجام می‌دهند، سود و عواید کافی را تحصیل بکنند. قوانین کار و بیمه‌های اجتماعی مترقی وضع شده و خواهدشد و همچنین پیش‌بینی‌های دیگر. برای هر طبقه مملکت در حدود اصل عدالت اجتماعی که پایه و اساس سیاست اجتماعی ما را تشکیل می‌دهد اقدام شده‌است و خواهدشد. جمیع این اقدامات امیدوارم به زودی پایه اجتماع ما را بر مبنای مترقی‌ترین پایه‌های اجتماعی قرار دهد و ملت ایران که مهد آزادگان بوده‌است، بتواند در دنیای امروزی در هر نوع رشته‌ای رقابت نموده و سربلند و سرافراز به زندگی تاریخی خود ادامه دهد.
 
خداوند ثروتهای معنوی یعنی ملتی با استعداد، باهوش و فراست، نجیب و زحمتکش از یک طرف و از طرف دیگر ثروتهای طبیعی به حد وفور و تا اندازه خیلی زیادی دست‌نخورده به ما ارزانی فرموده که استفاده از آن ثروتها به وسیله آن ملت مستعد وظیفه و کار آینده ما خواهدبود. برای استفاده از این ثروتهای خداداد، اول مغزهای مستعد و بازوان توانای شما لازم است. برای دادن تخصص به افراد شرکت‌کننده در این زندگی اجتماعی، ما مدارس کافی و تخصصی و حرفه‌ای لازم را باید بیش از پیش ایجاد بکنیم. همگام این اقدامات، اقدامات اصلاحی، اداری و عمرانی مملکت نیز باید انجام بگیرد، زیربنای مملکت باید ساخته بشود، راه‌ها، راه‌آهن‌ها، بنادر، فرودگاه‌ها، لوله‌کشی‌ها، تأمین آب آشامیدنی و زراعتی مملکت، و هزارها اقدامات دیگر که یا در جریان است و یا روزبه‌روز به مقیاس بزرگتر و بیشتر و با سرعت بیشتری در جریان خواهدبود ما را به هدف مطلوب خواهد رسانید. رمز بقای ما در طول تاریخ اگر روی وطن‌پرستی ذاتی ملت ایران بود، اگر روی حس ملیت و عظمت گذشته بود، ما به این رمز اقدامات اجتماعی و مترقی امروزه را اضافه می‌کنیم که قدرت و استحکام و آینده ایران بیش از پیش و چند برابر هر موقع دیگری تضمین شده‌باشد. یکی از لوازم امروزه این اقدامات آن است که ملتی که به رشد اجتماعی لازم می‌رسد، قادر است که کارهای روزانه و چیزهایی را که مربوط به زندگی خودش است یا مستقیماً اداره بکند و یا نظارت کند.
 
ما این کار را از ده شروع می‌کنیم به وسیله انجمن دهات، از شهر شروع می‌کنیم به وسیله انجمن‌های شهر، از شهرستان ادامه می‌دهیم به وسیله انجمن شهرستان، به ایالات می‌رسانیم به وسیله انجمن‌های ایالتی. عدم تمرکز کارها در پایتخت و محول کردن آن به استانها و شهرستانها و شهرهای و دهات و روستاها، از سیاستهای قطعی و حتمی آینده ما، آینده نزدیک ما خوهدبود. پس شما مردم هر روز خودتان را برای شرکت بیشتر و در دست گرفتن این نوع کارها آماده کنید. از لحاظ تربیت اجتماعی روزبه‌روز کوشاتر باشید، از لحاظ ترکیب اجتماعی روزبه‌روز مسلط تر باشید. دفاع از منافع خودتان را دفاع از منافع عموم بدانید و در این راه بکوشید و بخواهید، چون خواست شما مسلماً خواست ملت است و به صلاح و منافع جامعه ایرانی تمام خواهدشد.
 
مسئولین وظیفه‌ای غیر از خدمت به شما و انجام کارهایی که به نفع شما و برای رفع مشکلات و گرفتاریهای شماست، ندارند. در این راه هم ما مراقبت دائمی خواهیم کرد و هم شما ناظرید و با وسایلی که ذکر کردم در واقع کار در تحت اختیار شما خواهدبود. پس با این آینده‌ای که برای همه ما مجسم شده‌است اضافه بر افتخارات گذشته و سنن ملی، ما خواهیم توانست همه با هم با یک روح در میلیونها بدن و یک ضربان قلب در میلیونها قلبهای اهالی این مملکت به سوی آینده با سربلندی و با افتخار تمام مردانه و مثبت و محکم قدم برداریم و مملکت خود را به آن نقطه‌ای و به آن مقام و منزلتی که همه ما در اعماق قلب خود آرزوی آن را می‌کشیم، برسانیم. در این راه همه شما را به خداوند می‌سپارم.
 
==== بازدید شاهنشاه آریامهر از دانشگاه تبریز ====
 
بیانات شاهنشاه سی دقیقه به درازا کشید و اعلیحضرت در میان ابراز احساسات شدید انبوه جمعیت با خودروی رو باز رهسپار بازدید از تاسیسات دانشگاه گردیدند. ساعت ۱۱ بامداد شاهنشاه آریامهر به دانشگاه تبریز تشریف فرما شدند. در ورودی دانشگاه،  رییس دانشگاه و روسا و استادان دانشکده‌ها و دانشجویان صف کشیده بودند. رییس دانشگاه دکتر بازرگان خوش آمد گفت و گزارشی رسا از وضع دانشگاه را در عریضه‌ای فراداشت. شاهنشاه آریامهر از برابر روسا و استادان دانشکده‌ها و دانشجویان گذشتند و پرسش‌هایی فرمودند و آنان را مورد مهر همایونی قرار دادند. دکتر امین الاشرافی استاد دانشگاه چهار پوشینه از نوشته‌های خود را به پیشگاه شاهنشاه فراداشت. هم چنین یک درخواست که از سوی همه استادان درباره فراهم ساختن مسکن برای استادان و نزدیک به دانشگاه به شاهنشاه فراداشته شد. شاهنشاه فرمودند این کار مورد علاقه من است وما در این باره اقدام خواهیم کرد و آن را به وزیر مشاور نصراله انتظام دادند.
 
شاهنشاه فرمودند بر پایه طرح شورای دانشگاه‌ها، اساتید دانشگاه‌های شهرستان‌ها من جمله تبریز هم فولتایم خواهند شد. سپس شاهنشاه به سوی ساختمان نوساخته شده دانشگاه رفتند و ساختمان را با بریدن نوار سه رنگ گشودند. شاهنشاه از بخش‌های گوناگون ساختمان نوین دانشگاه و بیمارستان ۱۵۰ تختخوابی آن و بخش‌های رادیوگرافی، رادیو تراپی، رادیو اسکوپی، بخش پرتوشناسی، اتاق عمل و دیگر بخش‌ها بازدید کردند. پس از بازدید از ساختمان نوین دانشگاه ساعت ۱۲ شاهنشاه با بریدن نوار سه رنگ ساختمان نوین دانشکده پزشکیرا در پهنه دانشگاه گشودند.  ساعت ۱۲ و پانزده دقیقه شاهنشاه از کوی دانشجویان بازدید کردن، ساختمان کوی دانشجویان قرار است دارای دویست ساختمان باشد که چهل دستگاه آن ساخته شده است. ۱۶۰ دستگاه دیگر در دست ساختمان است. شاهنشاه آنگاه از ماکت و نقشه‌های ساختمان‌های دانشکده‌های علوم و فنی و کشاورزی که بخشی از برنامه سوم عمرانی کشور باید ساخته شود، بازدید نمودند. در برابر ساختمان کوی دانشجویان انبوهی از دانشجویان صف کشیده بودند. رییس دانشگاه هنگام توضیح درباره نقشه ساختمان‌ها که ساختمانی هم برای سکونت دانشجویان خارجی ساخته می‌شود.  آنگاه شاهنشاه از مهندسین ساختمانی پرسیدند که آیا استیل ساختمان‌های نیمه تمام با ساختمان‌های تمام شده کنونی مطابقت دارد یا نه؟ سپس شاهنشاه دفتر یادبود دانشگاه را توشیح فرمودند و در پایان بازدید به استادان دانشگاه فرمودند چون پایه اولیه دانشگاه تبریز گذاشته شده است امیدوارم تکمیل آن سریع انجام شود.
 
برابر ساعت ۱۳ بازدید از تاسیسات دانشگاه پایان یافت و شاهنشاه در میان ابراز احساسات دانشجویان از دانشگاه به کاخ استانداری بازگشتند.
 
==== رژه لشکر۲ آذربایجان - جشن فرهنگ و نمایشگاه کشاورزی شاهگلی ====
 
پس از دیروز مراسم رژه واحدهای لشکر۲ آذربایجان و ژاندارمری و هم چنین رژه پیشاهنگان، دانش آموزان، ورزشکاران و افرداد سازمان نیروهای مقاومت ملی در پیشگاه شاهنشاه در برابر ساختمان استانداری آذربایجان شرقی برگزار شد. ساعت ۱۶ و سی دقیقه شاهنشاه به پهنه میدان گام نهادند، مردمی که از ساعت‌ها پیش در میدان گردآمده بودند با دیدن شاهنشاه احساسات بسیار پرشوری ابراز کردند. دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت. آنگاه فرمانده لشکر۲ آذربایجان گزارش نظامی به آگاهی رسانید. پس از اینکه شاهنشاه در جایگاه ویژه قرارگرفتند، آیین رژه آغاز شد و مدت یک ساعت و سی و پنج دقیقه به درازا کشید. در هنگامی که رژه انجام می‌یافت، مردم میهن پرست و غیرتمند تبریز به شاهنشاه احساسات پر شوری ابراز می‌داشتند. از سوی هواپیماهای نیروی هوایی شاهنشاهی برگه‌های شادباش در شهر پخش می‌شد.
 
ساعت ۱۷ و سی دقیقه شاهنشاه برای شرکت در جشن فرهنگ از میدان استانداری رهسپار هنرستان صنعتی پسران شدند. هنگامی که شاهنشاه به هنرستان گام نهادند، آقای شه روان رییس فرهنگ استان آذربایجان شرقی خوش آمد گفت و گزارشی به آگاهی همایونی رسانید که این هنرستان در سال ۱۳۳۷ به دست توانای شهریار فرهنگ پرور گشایش یافت و اوامر شاهانه درباره توسعه و تکمیل هنرستان و تجهیز کارگاه‌ها و لابراتوارها به اجرا گذاشته شد و بنا به دستور شاهنشاه کارگاه اتومکانیک ایجاد گردید و اینک آماده بهره برداری است. آنگاه شاهنشاه در میان شور و هیجان  فرهنگیان با بریدن نوار سه رنگ کارگاه اتومکانیک هنرستان صنعتی تبریز را گشودند و از بخش‌های گوناگون آن دیدن کردند. پس از آن کارگاه‌های نجاری و برق،  بخش جوشکاری و آتشکاری کارگاه‌های مکانیکی مورد بازدید قرار گرفت. پس از آن شاهنشاه در تالار نمایش هنرستان در جشن فرهنگیان شرکت فرمودند، در این جشن نخست سرود شاهنشاهی نواخته شد و سپس سرود فرهنگ و سرود جاوید شاه از سوی دانش آموزان خوانده شد.
 
در اینجا رییس فرهنگ آذربایجان شرقی گزارشی درباره امور فرهنگ استان آذربایجان شرقی داد و گفت با توجه و همکاری مردم کار توسعه تعلیمات ابتدایی به ویژه در دهات و قصبات به خوبی پیشرفت کرده و در سال تحصیلی گذشته در دبستان‌های آذربایجان شرقی ۱۱۹ هزار و ۳۸۹ دانش آموز سرگرم تحصیل بوده‌اند. هم چنین در سال تحصیلی جاری ۸۴ دبستان تازه در این استان تاسیس شده است و یک هزار و یکصد و بیست دانش آموز بر شمار دانش آموزان افزوده شده است و اقداماتی نیز در زمینه تعلیمات حرفه‌ای، کشاورزی، تربیت معلم، تعلیمات بزرگسالان انجام یافته است. پس از پایان گزارش رییس فرهنگ استان آذربایجان شرقی چند برنامه هنری از سوی هنرجویان اجرا گردید. ساعت ۱۹ و سی دقیقه شاهنشاه در میان غریو « جاوید شاه » هنرجویان رهسپار نمایشگاه کشاورزی گردید.
 
در شاهگلی در هفت کیلومتری تبریز دکتر ارسنجانی وزیر کشاورزی، سرپرستان سازمان‌های اداری و گروهی از مالکان و کشاورزان به پیشباز اعلیحضرت شاهنشاه آمدند. شاهنشاه در آغاز از نمایشگاه عکس اداره کشاورزی استان دیدن فرمودند و سپس غرفه خانه داری زنان روستایی مورد بازدید قرار گرفت. در این غرفه مروجان کشاورزی و هموندان باشگاه « چهار دال » دختران و پسران روستایی به پیشگاه شاهنشاه شناسانده شدند و یک سری نمونه کارهای دستی زنان هموند باشگاه‌های چهاردال شهرستان‌های گوناگون آذربایجان به پیشگاه شاهانه فراداشته شد. سپس شاهنشاه از دیگر غرفه‌ها بازدید فرمودند و یک نمونه از کلبه‌های روستایی مردم آذربایجان که  کلبه شاهسون نامیده می‌شود و بسیار زیبا آذین بسته شده بود مورد توجه همایونی قرار گرفت. شاهنشاه سپس ازصف پیشاهنگان گذشتند و به ساختمان کلاه فرنگی شاهگلی رفتند. در این ساختمان از سوی هنرمندان آذربایجانی چند برنامه هنری اجرا شد و پس از آن آیین آتش بازی برگزار گردید.
 
==== گشایش موزه آذربایجان در تبریز - آسایشگاه مسلولین - استادیوم ورزشی ====
 
روز ۱۱ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۱۵ و سی و پنج دقیقه اعلیحضرت شاهنشاه ساختمان نوین موزه آذربایجان شرقی را در تبریز گشودند. هنگامی که شاهنشاه به پهنه موزه گام نهادند، هموندان هیات مدیره و گروهی از فرهنگیان به پیشباز شاهنشاه آریامهر آمدند. رییس کل فرهنگ آذربایجان شرقی در گزارشی گفت:
:لوحه بنای ساختمان این موزه در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۷ به دست مبارک شاهنشاه به سینه خاک سپرده شد و کار ساختمان موزه آغاز گردید. ساختمان سه قسمت موزه مردم شناسی، باستان شناسیو مشروطیت امسال به پایان رسید و برای تکمیل قسمت‌های دیگر برابر نقشه اصلی اقدام خواهد شد. هزینه ایچاد این موزه بیش از پنج میلیون و پنجاه و سه هزار ریال است که یک چهارم آن را مردم شهر تبریز پرداخته‌اند و بقیه آن از محل اعتبارات دولت تامین شده است.
 
در این هنگام شاهنشاه با بریدن نوار سه رنگ موزه آذربایجان را گشودند و از قسمت‌های مختلف آن دیدن کردند و در پایان دفتر یادبود موزه را دستینه نمودند.
 
ساعت ۱۶ و پانزده دقیقه شاهنشاه آریامهر از ساختمان نیمه تمام آسایشگاه مسلولین تبریز بازدید کردند. هنگام ورود شاهنشاه رییس بهداری استان آذربایجان شرقی خوش آمد گفت و گزارشی به آگاهی همایونی رسانید و گفت: کارهای ساختمانی این آسایشگاه در پایان سال ۱۳۳۴ آغاز گردید اما به علت هم آهنگ نبودن اعتبار کافی کارهای ساختمانی متوقف شد. در حال حاضر یک قسمت از آسایشگاه با ۵۰ تختخواب آماده استفاده بیماران است و امید می‌رود که هر چه زودتر ظرفیت کامل آن یعنی ۱۵۰ تختخواب تکمیل شود.  شاهنشاه در این هنگام با بریدن نوار سه رنگ این بخش را گشودند و از بخش‌های تکمیل نشده آسایشگاه دیدن نمودند. شاهنشاه به آقای انتظام وزیر مشاور دستور فرمودند که باید هر چه زودتر تکلیف کار ساختمان نیمه تمام آسایشگاه مسلولین تبریز روشن شود.
 
ساعت ۱۷ شاهنشاه آریامهر رهسپار استادیوم ورزشی « باغ شمال » شدند. خودروی آورنده شاهنشاه از میدان شهرداری تبریز از سوی چهار تن از دوندگان که مشعل‌های فروزانی در دست داشتند تا استادیوم اسکورت می‌شد. هنگامی که شاهنشاه به پهنه استادیوم ورزشی گام نهادند، مدیر فنی تربیت بدنی تبریز و هموندان فدراسیون‌های ورزشی به پیشباز شاهنشاه آمدند. سپس مدیر عامل سازمان تربیت بدنی تبریز گزارشی پیرامون چگونگی ایجاد این ساختمان به آگاهی شاهانه رسانید. آنگاه شاهنشاه در میان ابراز احساسات شدید ورزشکاران با بریدن نوار سه رنگ سالن سرپوشیده رضا پهلوی را گشودند. سپس یک مسابقه بسکتبال برگزار شد، و پس از آن سالن کشتی و ژیمناستیک مورد بازدید قرار گرفت. در این هنگام آیین جشن ورزشی با بودن بیش از هشت هزار تن از مردم تبریز در پیشگاه شاهنشاه برگزار گردید. جوانان ورزشکار و کلیه کسانی که در استادیوم باغ شمال گرد امده بودند، پرشورترین احساسات را به شاهنشاهشان ابراز داشتند. این جشن ورزشی تا ساعت ۱۹ وسی دقیقه به درازا کشید و در پایان آتش بازی انجام شد.
 
شبانگاه به سرفرازی شاهنشاه آریامهر از سوی آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی یک میهمانی شام در کاخ استانداری تبریز برگزار شد.
 
 
==== میهمانی لشکر۲ آذربایجان در باشگاه افسران تبریز ====
 
شامگاه ۱۳ مهر ماه از سوی لشکر۲ آذربایجان میهمانی شامی در باشگاه افسران تبریز برگزار شد. ساعت ۲۱ و ده دقیقه شاهنشاه به پهنه باشگاه تشریف فرما شدند. دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و از سوی بانو آزموده همسر تیمسار سرتیپ آزموده فرمانده لشکر۲ آذربایجان خوش آمد گفته شد. آنگاه شاهنشاه از برابر صف خانواده‌های افسران گذشتند و به سالن باشگاه وارد شدند، در این هنگام دختر خردسالی دسته گلی به پیشگاه همایونی  فراداشت. در سر میز شام تیمسار سرتیپ آزموده در بیاناتی مراتب جانبازی و فداکاری افسران درجه داران و افراد را به آگاهی شاهانه رسانید. آنگاه شاهنشاه آریامهر پشت میکروفون قرارگفتند و سخنانی چنین ایراد فرمودند:<ref>[[سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در باشگاه افسران تبریز ۱۳ مهر ماه ۱۳۴۱]]</ref>
 
در طی این مسافرت چندین دفعه موقعیتی دست داده‌است که بتوانم حضوراً با افسران ارتش و خانواده آنها تماس بگیرم و کلماتی در خصوص وظایف آنها و به خصوص درخصوص وظایفی که همه ما در راه اعتلای این مملکت داریم، ادا کنم. از این موقعیت باید استفاده کرد و از تذکر وظایف معین و در عین حال ساده و روشن سربازی خارج شد و با شما که نگهبان استقلال و حافظ نوامیس مملکتی و سنن باستانی و افتخارات گذشته مملکت هستید، راجع به مملکت خودتان هم صحبتهایی داشت. امروزه اضافه بر وظایف سربازی که دارید، آن هم به شما که در این نقطه حساس هستید باید خاطرنشان کرد که هدفهای مملکتی و ملی ما چیست. این تا حدی تکرار مکررات خواهدبود، چون لابد این نوع اظهارات را قبلاً هم به کرات شنیده‌اید، ولی فکر می‌کنم که ذکر این مطالب هیچ وقت زائد نیست و هر چقدر تکرار بشود یادآوری خوبی است چون مطالبی است که گمان می‌کنم همه نسبت به آن معتقد باشیم و هر قدر هم تکرار بشود کسی از شنیدن این مطالب خسته نمی‌شود.
 
موضوع این است که به خواست خداوند برای ما امکانات زیادی هست که بتوانیم با ثروت انسانی که داریم از طرفی، و با ثروتهای طبیعی و خدادادی که داریم از طرف دیگر مملکت خود را از لحاظ اجتماعی بر بنیان عدالت و از لحاظ فنی مطابق آخرین اسلوب و از لحاظ وجدانی مطابق پاک‌ترین نیات و از لحاظ اداری نیز بر روی اصول اداری صحیح و بعد انشاءالله بر روی لیاقت و شایستگی و برجستگی افراد قرار بدهیم. هر کدام از این مطالب بحث مفصلی دارد که شاید از حوصله صحبتهای امشب خارج باشد، ولی ناچارم به اختصار شمه‌ای از آن بیان کنم.
 
متأسفانه مملکت ما دچار اختلالاتی شد و خوب یادم هست که در همین مدت سلطنت خودم لااقل سه مرتبه در معرض خطر مهلک محو و نابودی قرارگرفت و شاید حقیقتاً معجزه‌ای ما را نجات داد. فکر من، نیت من این است که کار ما فقط به معجزه بستگی نداشته‌باشد. کسی چه می‌داند، شاید یک روزی آن معجزه به وقوع نپیوندد. ما نمی‌توانیم کار مملکتی خود را فقط و فقط صرفاً به قضا و قدر بسپاریم هر چقدر هم که اطمینان داشته‌باشیم همیشه توجهات الهی شامل حال این مملکت بوده‌است که عن‌قریب ما جشن دوهزاروپانصد ساله شاهنشاهی آن را خواهیم گرفت. ولی اگر قدری تاریخ را مطالعه بکنیم در عرض این دوهزاروپانصد سال متأسفانه نشیب و فرازهای زیادی می‌بینیم. این بزرگترین امپراتوری دنیا فقط بر روی جهانگشایی و لشکرکشی بنا نهاده نشده‌بود، این امپراتوری بزرگ ما اساس صحیح تشکیلات اداری، روی مدنیت، روی تاریخ، روی ادبیات، روی بنیان محکمی قرار داشت.
 
پس چطور تاریخ شاهد نشیب و فرازهای عجیبی بود که حتی موقعی یکی از سلاطین در شهر اصفهان پایتخت خودش دچار محاصره عده انگشت‌شماری قرار گرفت و حواس خود را گم کرد و مدتی مملکت را دچار گرفتاریهای بی حد و حصری نمود. با توجه به گذشته و به خصوص با امیدهایی که به آینده داریم این دستگاه از لحاظ اداری و روحی و اخلاقی و علمی باید به بهترین وجهی اداره بشود و مجهز باشد. همانطوری که چندین مرتبه گفتم اینها ما را موظف می‌کند که شالوده خود را امروز بر روی اساسی قرار بدهیم که هیچ وقت این قبیل اتفاقات برای ما پیشامد نکند. ما دیگر تن به قضا و قدر نمی‌توانیم بدهیم. مثالهایی است معروف که شاید فقط در زبان ما نباشد در زبانهای دیگری هم هست که می‌گوید: شرط عقل این است که در مقابل مخاطرات و شدائد انسان سرش را خم بکند و بگذارد که آن توفان بگذرد و بعد دو مرتبه قد علم کند. شاید این در گذشته در جایی که جنگها محدود بود یا تن‌به‌تن بود یا در یک منطقه خیلی محدودی به وقوع می‌پیوست می‌شد احیاناً یک چنین چیزی را قبول کرد و فکر کرد که فرض یک شکست موضعی و موقتی یک ملتی می‌تواند قد راست بکند، ولی امروز موضوع شکست در میدان مبارزه رزمی نیست. امروز بود و نبود ممالک و ملل و اقوام و بالاخره تاریخ آنها و حیات آنها فقط در میدان جنگ معین نمی‌شود، بلکه سرنوشت در اساس اجتماعی ملل پایه‌ریزی می‌شود و به دست تمام افراد ملت نگهداری می‌شود، و البته اگر لازم باشد (که خدا البته آن روز را برای هیچ کس نیاورد) در آخرین مرحله به وسیله قوای مسلحی حفظ می‌شود.
 
این شالوده‌ای که ما باید بریزیم، بر اساس و مبنای عدالت اجتماعی است با آن قسمت دومی که گفتم یعنی از روی اصول فنی، و این کاری است که ما به حمدالله شروع کردیم و چیزی که جای خوشوقتی است این است که در این راه توانسته‌ایم همیشه قبل از اینکه مجبور باشیم و قبل از اینکه به ما تحمیل بشود اقدام کنیم. این تحمیل به هر صورتی باعث مضرات فوق‌العاده‌ای می‌توانست بشود که در صورت مثلاً تحمیل از طرف غیر ایرانی ممکن بود منجر به اضمحلال کامل استقلال مملکت بشود. با این عدالت اجتماعی که صحبتش را می‌کنیم و خاطرم هست که برای مرتبه اول در ۱۳۲۲ آن را عنوان کردم کم و بیش آشنا هستید. یعنی قوانینی و مقرراتی باشد که اکثریت مردم این مملکت از آن برخوردار باشند و برای همان مردم باشد. در سال ۱۳۲۲ که این مطلب را عنوان کردم ما صحبت از پنج اصل کردیم که این اصول لااقل باید در مملکت رعایت بشود که هر کسی از دسترنج کارش بتواند این اصول را برای خود و خانواده‌اش تأمین بکند و آن موضوع غذای کافی، مسکن، لباس و پوشاک، فرهنگ و بهداشت بود. در این راه قدمهایی برداشته شده چیزی که جالب توجه است این است که ما باید به طبقاتی که این ملت را تشکیل می‌دهند نظری بیفکنیم، ببینیم اینها کی هستند و می‌بینید که اکثریت اینها را زارعین مملکت تشکیل می‌دهند که دیدید و اطلاع دارید که راجع به اینها چه تصمیماتی گرفته شده و لابد می‌دانید که کار ما این است که بهترین راهی که ممکن است (و این گمان نمی‌کنم مبالغه باشد) این طبقه از مردم را از طرفی آزاد و از طرفی مرفه و به آتیه خوش‌بین بکنیم اتخاذ شده‌است و این کار را ما موفق شدیم که بدون اختلال، بدون خونریزی، بدون اینکه اجتماع ما دچار تزلزل و مخاطراتی بشود، در عرض مدت کوتاهی با نتایجی که خوشبختانه کاملاً رضایت‌بخش است، انجام دهیم و یکی از تحولات عمیق اجتماعی و تاریخی را در مملکت خودمان به مورد عمل بگذاریم. این یکی از مبانی عدالت اجتماعی بوده که از آن شروع کردیم چون مربوط می‌شود به اکثریت مردم این مملکت و قوه فعال مملکت و اینکه وقتی این قوه فعال آزادشد به نوبه خود به قدری تحولات دیگری به وجود خواهدآورد که از حالا پیش‌بینی آن مشکل است. ولی ضمناً می‌شود پیش‌بینی کرد که تمام چرخهای فعالیت این مملکت به نسبت و با ارتباط با این موضوع به سرعت به جریان خواهدافتاد.
 
راجع به طبقات دیگر هم به کرات صحبت کردم. اینها طبقات کارگر مملکت هستند، مستخدمین اداری مملکت هستند، و سایر مردمی که اجتماع را تشکیل می‌دهند. برای تمام اینها به نوبه خود مقرراتی وضع شده‌است یا می‌شود که از همان اساس عدالت اجتماعی برخوردار باشند و آنها هم در اجتماع مملکت کاملاً مطابق اجتماع امروزی مترقی دنیا پیش بروند و باز به نوبه خود و به نسبت خود در گردانیدن چرخ مملکت، چه از لحاظ اقتصادی و غیره عاملی بسیار مهم و مؤثر قرار بگیرند. مجبورم صحبت را در این باره کوتاه کنم، برای اینکه طولانی است، و بپردازم به دستگاهی که شما افسران گرداننده آن هستید.
 
مبنای کار ما اصولاً در دفاع از استقلال مملکت و آزادی خودمان است. خوشوقتم که می‌بینم هر روزه بر گروه و زمره افراد تحصیلکرده عالیمقام ارتش ما افزوده می‌شود و اصلاً طرز فکر، طرز برخورد آنها با مشکلات به کلی با گذشته فرق کرده‌است و شخصیت نظامی و فردی پیدا کرده‌اند که این خودش یکی از بالاترین هدفهایی است که می‌شود به آن رسید. این شخصیت فردی و علمی و نظامی را ما روزبه‌روز باید تقویت بکنیم و فکرمی‌کنیم این شخصیت اضافه بر زحمتی که فردفرد شما به نوبه خود می‌کشید به حالت اجتماع، موقعی به حداکثر تجلی خود خواهد رسید که دستگاه شما اساس و مبنایش بر روی پاکدامنی، وظیفه‌شناسی و ضمناً لیاقت، و از لحاظ دستگاه اداری بر مبنای بی‌نظری و بی‌طرفی نسبت به همه قرار داشته‌باشد.
 
موانع مختلف زیادی در سر راه همه هست که از هر کدام از این موانع دانه دانه باید بگذریم. این موانع بیشتر جنبه تحصیلی دارد. دوره‌های مختلفی هست که باید ببینید، و بعد امتحان لیاقتی است که در فرماندهی‌های مختلف که به شما محول می‌شود باید از خود به خرج بدهید، و تمام این موانع و مشکلات برای آن است که حقیقتاً برجسته‌ترین شما در کمال مساوات با شرایط مساوی بتواند خودش را به دستگاه فرماندهی ارتش و بالاخره به شخص من از طرق مختلف نشان بدهد. در این راه قدمهایی برداشته شده‌است ولی به خصوص در آتیه دقت بیشتری خواهدشد و الان مشغول یک تغییر و تبدیلاتی هستیم که به رسیدن به این منظور کمک خواهدکرد. اضافه بر اینکه ما سعی می‌کنیم این مطلب را به همه تفهیم بکنیم و از طرفی سعی می‌کنیم که فرماندهانی برای شما انتخاب بکنیم که آنها همین سیاست را دنبال بکنند، شخصاً نیز هر وقت که فرصتی به دست بیاید سعی می‌کنم که با کارهای شما و کسانی که چه در حال و چه در آینده دارای مسئولیتهای بزرگ نظامی خواهندبود از نزدیک آشنا شوم، به طرز کار شما، به طرز فکر شما، به شخصیت شما، برای اینکه به طور قهری و طبیعی اگر الان درجات شما کوچک باشد، حتی ستوان باشید، بالاخره روزی به مناصب عالی این ارتش خواهید رسید. هر قدر در این راه بکوشیم پشیمان نخواهیم بود.
 
امیدوار هستم که هیچ وقت مملکت احتیاج به آن فداکاری آخری شما نداشته باشد که امتحان بدهید که چطور به سوگندی که یاد کرده‌اید وفادار هستید. این آروزی من فقط برای ارتش ایران نیست، این آرزوی من برای همه ملل دنیاست. آرزوی ما، دعای ما، این است که همیشه صلح بر جهان حکمفرما باشد و در این راه اقداماتی بشود که اصل خطر از بین برود و ملل بتوانند با یک روح برادری به سر برند، و اگر رقابتی با هم دارند این رقابت در راه مسالمت‌آمیز باشد، در راه خلاقه باشد، در راه آبادانی باشد. ولی تا آن روز گمان می‌کنم برای ممالک آزاد هیچ خطری بالاتر از این نیست که یک ملتی آماده دفاع نباشد. برای اینکه خود این یک نوع دعوتی است به تجاوز. من می‌توانم بگویم و مسلماً از طرف همه شما می‌توانم بگویم که این دعوت را ما به دست خودمان نخواهیم نوشت پس هر چقدر مصمم‌تر باشیم، حاضرتر باشیم، این خطر کمتر خواهدبود تا انشاءالله روزی برسد که اصلاً این خطر در دنیا وجود نداشته‌باشد.
 
در مقابل این چیزهایی که ما از شما می‌خواهیم که هر روز آماده‌تر باشید و هر روز از لحاظ علمی و روحی و اخلاقی و روحیه مجهزتر باشید، البته باید به وسیله کار و زندگی هم به شما داده بشود. وسیله زندگی را توانسته‌ایم در بعضی از واحدها، در بعضی از لشکرها، تا حدود زیادی فراهم بکنیم. در همین مسافرت آذربایجان موقعیت پیش آمد کرد که از چندین واحد، از چندین لشکر، از چندین گروه رزمی بازدید بکنم که خوشبختانه کاملاً از لحاظ زیست و زندگی و تعلیمات مجهز بودند و سعی ما در آتیه این خواهدبود که ما بتوانیم این وسایل را انشاءالله در تمام پادگانها فراهم بکنیم. موضوع زندگی موضوع پراهمیتی است. البته می‌شود گفت که یک نفر نظامی کسی است که در سخت‌ترین شرایط می‌تواند زندگی بکند یا باید زندگی بکند، ولی این سخت‌ترین شرایط تا چه حد می‌تواند طولانی باشد؟ در زمان جنگ که صحبتی از آن نیست، ولی در زمان صلح وظیفه فرماندهی این است که از لحاظ روحیات همانطوری که تعالیم و تاریخ گذشته و حال و آینده و پیش‌بینی آینده را می‌گوید و روحیه افرادش را بالا می‌برد وسیله زندگی افرادی را که باید این وظایف را انجام بدهد، به حد ممکن فراهم کند و انشاءالله در این راه قدمهای دیگری برخواهیم داشت و به تلاش خود ادامه خواهیم داد.
 
از لحاظ وسایل ما فکر کردیم که در تهیه کردن تجهیزات یا انسان باید تمام تلاشش را مصروف این کار بکند و تمام ثروت ملیش را، که شاید آن هم تازه کافی نباشد و حتی با قرض در صدد تهیه اسلحه لازمه باشد که آن را فکر کردیم که مقرون به صلاح و مصلحت ما نیست. ما فکر دیگری کردیم و آن این است که از لحاظ سیاست مملکتی طوری قدم برداریم و طوری رفتار بکنیم که تا حدی تضمیناتی داشته‌باشیم که در موقع خطر تنها نباشیم و به همین جهت این سیاست به ما اجازه داده‌است که در راه نگاه‌داری ارتش خودمان، در راه تسلیحات ارتش خودمان، تقریباً دیناری از وجوهی که الان صرف آبادانی، صرف پیشرفت مملکت، بیمارستان، راه، راه‌آهن و صرف ساختمان مدرسه، صرف ساختمان درمانگاه، صدها یا هزارها پروژه کوچک و بزرگ دیگر که از حوصله صحبت امشب خارج است، می‌شود نکنیم و ثروت ملی خود را در این راه خرج بکنیم که سطح زندگی مردمان را بالا ببریم. مردمی که سطح زندگیشان بالا رفت و از زندگیشان راضی بودند و در رفاه و آسایش زندگی کردند هر کدام فردفردشان یک عنصر فداکاری خواهندبود که در راه حفظ مملکت کوشا خواهندبود و مصمم و مستعد خواهندبود. معهذا می‌شود گفت وسایلی که مالک الان داریم برای انجام مأموریتهای کاملاً دفاعی تا حدی رفع مضیقه می‌کند، ولی ما دائم در صدد بهبود بخشیدن سازمانهای نظامی خودمان هستیم. تشکیلات جدیدی خواهیم داد ارتش ما از لحاظ نفرات کوچکتر خواهدشد ولی روزبه‌روز فنی‌تر می‌شود و امیدواریم آنچه که برای ما باقی می‌ماند قابل استفاده‌تر باشد. چون اساس سیاست ما صرفاً و فقط و فقط تدافعی است. این است که ما این سیاست را بهتر تشخیص دادیم که تمام قدرت و ثروت ملی خود را در راه آبادانی مملکت صرف بکنیم.
 
و اما مسافرت ما به خطه آذربایجان، این استان عزیز و شریف مملکت، رو به پایان است. فردا به سمت سراب و اردبیل حرکت می‌کنیم و بعد از یکی دو روز این خاک را ترک می‌کنیم، ولی باید بگویم که حقیقتاً با امیدواری بیش از پیش من از این مردم موقتاً وداع می‌کنم تا دیدار آتیه، برای اینکه چیزی که مشاهده کردم از طرف مردم یکپارچگی، یکرنگی، احساسات عظیم در ایرانیت، در حفظ ملیت، در حفظ تمامیت کشور، و همچنین امیدواری فوق‌العاده‌ای نسبت به آتیه بود. البته نواقصی بوده و هست و مسلماً تا مدتها خواهدبود. هیچ جامعه‌ای کامل نیست، ولی ما این اطمینان را داریم که در راه جامعه، مترقی‌ترین قدمهایی که می‌شود برداشت برمی‌داریم و حتی همیشه ما چندین قدم جلوتر از جبر زمانه و تقاضاهای روزگار هستیم و این بهترین ضامن حیات اجتماعی ما است. در این راه قدمهای فوق‌العاده امیدبخشی برداشته شده، نقایص را باید بر طرف بکنیم و باید همگی در این راه بکوشند. از طرف دیگر چیزهایی دیدیم که خیلی باعث خوشوقتی است. اضافه بر قسمتهای نظامی که روی اصل انضباط و فداکاری افسران و افراد و درجه‌دارهای ما با کمال نظم و ترتیب پیشرفت می‌کند، چیزی که بیشتر جلب توجه کرد بعد از اشتیاق مردم و ذوق مردم و احساسات مردم، این بود که همه ادارات سعی خودشان را می‌کنند. هیچ تردیدی نیست خیلی‌ها دچار مضیقه مالی هستند که اگر آن مضیقه نبود بهتر از این کار می‌کردند، ولی باید گفت جایی که تقریباً هیچ وقت مورد ایراد واقع نمی‌شد و بلکه همیشه مورد تحسین واقع می‌شد، تشکیلات شیر و خورشید ایران بود که شما در تبریز هستید نزدیک شما هم هست و دیدید که اینها چطور کار می‌کنند. افراد دلسوزی سر این کار هستند و ارتش هم اصولاً همکاری نزدیکی با این دستگاه دارد، ولی خیلی باعث خوشوقتی بود که دیدم این مردم چطور با دلسوزی کار می‌کنند و به خصوص نتایج فوق‌العاده درخشان و نیکویی از زحمات خودشان گرفته‌اند.
 
چیزهای دیگری که باعث امیدواری هست، ارتباطهای این استان است چه با داخل مملکت و چه به زودی با ممالک دیگر، و اروپا.
 
دستگاه‌های فنی همه جا تا جایی که بودجه‌شان تأمین شده‌باشد، خوب بوده‌است و امیدوار هستم که این ترقیات تازه اول کار ما باشد. این چرخ عظیم اجتماعی و اداری ما که پس از اشکالات زیادی به کندی و به اشکال به گردش درآمد دیگر در جاده خود افتاده باشد و هر روزی، هر ساعتی، با سرعت بیشتر، با قدرت بیشتر به چرخش درآید و همه در حیات خودمان بتوانیم نتایج این کارها، این برنامه‌ها، این زحمات را که همه می‌کشید، ببینیم و یک مدتی هم از تمام این موفقیتها و پیشرفتها در عمرمان لذت ببریم و از کار انجام شده خوشوقت شویم و به هر صورت همیشه نسبت به پروردگار و در درگاه او شکرگزار باشیم.
 
=== بازدید از سراب، باسمنج، بستان آباد، کردکندی و دوزدوزان ۱۴ مهر ماه ===
 
آدینه ۱۳ مهر ماه ۱۳۴۱ بامدادان شاهنشاه از تبریز رهسپار سراب گردیدند. در دروازه تهران آیین پسواز رسمی انجام یافت و مردم میهن پرست تبریز احساسات صمیمانه خود را به شاهنشاه ایران زمین ابراز داشتند. ساعت ۷ و چهل دقیقه شاهنشاه وارد بلوار دروازه تهران شدند. در این هنگام دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و گارد احترام آیین احترام نظامی را به جای آورد. آنگاه شاهنشاه از گارد احترام سان دیدند و از برابر صف بدرقه کنندگان گذشتند. آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی به آگاهی همایونی رسانیدکه دادگستری استان سوم به بهترین وضع ممکن انجام وظیفه می‌کند و مردم خشنود هستند. قضات دادگستری به نام نامی اعلیحضرت همایونی انجام وظیفه می‌کنند و مستظهر به عنایات ملوکانه هستند. شاهنشاه در برابر صف استادان دانشگاه تبریز، فرهنگیان و هموندان انجمن شهر با آنان گفتگو فرمودند و از پیشرفت‌ها ابراز خشنودی فرمودند.
 
==== بازدید از باسمنج ====
 
در مسیر راه شاهنشاه در میان احساسات پر شور کشاورزان در بخش‌های باسمنج، بستان آباد، کردکندی و دوزدوزان از خودرو پیاده شدند و از چگونگی کار و زندگی روستاییان پرسش‌هایی فرمودند. شاهنشاه آریامهر ده دقیقه به نیم روز ۱۴ مهر ماه وارد سراب شدند. در ورودی شهر آیین پیشباز رسمی انجام یافت و فرماندار شهر خوش آمد گفت. آنگاه شاهنشاه از برابر صف پیشبازکنندگان گذشتند. در برابر صف آخوندها برای تندرستی شاهنشاه دعا کردند و نیازمندی‌های مردم شهر را به آگاهی رساندند. شاهنشاه از سرپرست فرهنگ درباره وضع فرهنگ سراب پرسش فرمودند. به آگاهی شاهانه رسید که ۵۸ دبستان و دبیرستان و کودکستان در شهر و پیرامون سراب وجود دارد و هم اکنون ۴۹۵۰ دانش آموز در آن سرگرم تحصیل می‌باشند. در برابر صف نمایندگان اصناف و پیشه وران، شاهنشاه از وضع انجمن شهر پرسیدند، به آگاهی رسید که شهر سراب سه سال پیش دارای انجمن شهر بوده اما اکنون در این شهر انجمن شهر وجود ندارد. شاهنشاه فرمودند باید فورا نسبت به تشکیل انجمن شهر اقدام شود. شاهنشاه سپس فرمودند دشتی که ما از بستان آباد تا اینجا از آن گذشتیم دارای خاک مساعد و مراتع خوبی است و از لحاظ کشاورزی می‌تواند یک منطقه بزرگ دام پروری شود. منتهی شما باید از این استعدادها استفده کنید و شرکت‌های تعاونی تشکیل دهید. به آگاهی همایونی رسید اگر سد رودخانه « تاجی یار » بسته شود، آب این رودخانه برای آبیاری زمین‌های کشاورزی بسنده می‌کند. شاهنشاه فرمودند: نیازمندی‌های خود را بنویسید تا مورد بررسی قرارگیرد. شاهنشاه از وضع بازرگانی سراب پرسیدند، به آگاهی رسید که از شهر سراب لبنیات به تهران و تبریز فرستاده می‌شود و بازار خوبی دارد. در این هنگام شاهنشاه در میان پرشورترین احساسات مردم یک سر رهسپار شهر شدند و از استادیوم ورزشی سراب دیدن فرمودند.
 
==== گشایش شیر و خورشید سراب ====
 
در استادیوم ورزشی سراب گزارشی از چگونگی ساختن آن داده شدد و شاهنشاه برای تکمیل آن دستورهایی فرمودند. چهل و پنج دقیقه پس از نیم روز بیمارستان شهر سراب مورد بازدید شاهنشاه قرار گرفت. سرپرست بیمارستان در گزارشی به آگاهی همایونی رسانید که این بیمارستان در سال ۱۳۲۶ از محل عطیه ملوکانه بنا شده و مورد استفاده مردم قرار گرفته است. پس از آن شاهنشاه رهسپار جمعیت شیر و خورشید سرخ شدند. مدیر عامل جمعیت گزارشی به آگاهی شاهانه رسانید و درخواست کرد که شاهنشاه ساختمان نوین جمعیت شیر و خورشید سرخ سراب را بگشایند. شاهنشاه آریامهر پس از گشودن این ساختمان از دبیرستان کشاورزی سراب نیز دیدن فرمودند. رییس فرهنگ شهرستان سراب گزارشی از وضع دبیرستان‌ها و نیازمندی‌های آن به آگاهی همایونی رسانید. آنگاه مزرعه نمونه دانش آموزان مورد بازدید قرار گرفت و سپس شاهنشاه رهسپار فرمانداری سراب گردیدند.
 
=== در دهکده نیار سه کیلومتری اردبیل ۱۵ مهر ماه ===
 
شاهنشاه در سه کیلومتری شهر اردبیل در دهکده نیار اسناد مالکیت ۴۵۵ تن دیگر از کشاورزان را که بر پایه قانون اصلاحات ارضی صاحب آب و ملک شخصی شده‌اند را به آنان دادند. در آغاز مهندس بهبودی گزارش داد و سپس دکتر ارسنجانی در گزارشی رسا به آگاهی شاهانه رساند:
 
: با کمال افتخار به عرض اعلیحضرت همایون شاهنشاهی می‌رسانم که پس از ۱۵ روز که از تاریخ اعلان [[قانون مربوط به اصلاحات اراضی]] در حوضه اردبیل می‌گذرد، نخستین دهات این منطقه تقسیم می‌شود که اسنادش را اعلیحضرت همایون شاهنشاه به زارعین التفات خواهند فرمود. شهر اردبیل که محل آخرین روز سفر اعلیحضرت همایونی در آذربایجان است، از نظر اختصاص تاریخی این شهر و این منطقه و رلی که در تاریخ ایران داشته و به ویژه اینکه در اینجا می‌شود گفت خانواده صفوی نضج گرفته، مقام داشته زندگی کردند، بنابراین ضرورت داشت که در روز آخر اقامت اعلیحضرت همایون شاهنشاه در آذربایجان اهالی اردبیل که یک چنین افتخارات تاریخی را برای ایران به دست آورده است بتوانند از مرحمت اعلیحضرت استفاده بکنند و صاحب زمین بشوند. اصلاحات ارضی همان گونه که گفتم تا اسفند ماه در آذربایجان شرقی به کلی خاتمه خواهد یافت. در مناطق دیگر هم در همه حوزه آذربایجان و بخش‌هایی که اعلام شده، در همین مدت تمام خواهد شد. پس از این هم در گیلان پس فردا البته جشن خاتمه اصلاحات ارضی در حوزه رشت خواهد بود که اعلیحضرت تشریف فرما خواهند شد، سپس در لاهیجان هم همین مراسم خواهد بود. در این منطقه زارعین بسیار پیش رفته هستند، خودشان سرمایه گذاری کردند و کشاورزی را مکانیزه نمودند. کشاورزان تراکتور دارند که متاسفانه به سبب نبود ارشاد و راهنمایی از ۵ مارک مختلف با قدرت اسب‌های مختلف خریدند که روی دست بعضی هایشان مانده. احتیاجی که این منطقه دارد عجالتا چاه عمیقی است که باید استفاده بشود، با یک دستگاه ژنراتور مرکزیاز چند حلقه چاه استفاده کنیم آب کافی به زارعین برسانیم. نقشه دیگری هم هست که یکی از مهندسین بنگاه آبیاری را خواهیم فرستاد در قله نزدیک اینجا میان طالش و اردبیل یک دریاچه‌ای هست که اگر دیواره اش را به اندازه دو متر یا سه متر بالا بیاورند ذخیره آب کافی برای شاید آبیاری چهار تا پنج هزار هکتار در نزدیک خودش ایجاد خواهد کرد، با یک سیستم کانالیزاسیون صحیح می‌شود این کار را کرد. خرجش هم رویهم رفته شاید نزدیک به یک میلیون تومان بشود که از محل سازمان عمران منطقه انجام خواهیم داد.
 
پس از پایان گزارش وزیر کشاورزی، شاهنشاه بیاناتی ایراد فرمودند و گفتند:<ref>[[سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در دهکده نیار اردبیل ۱۴ مهر ماه ۱۳۴۱]]</ref>
 
درباره اصلاحات ارضی تا به حال صحبت‌های زیادی شده‌است و زائد می‌دانم که بار دیگر در این مقوله بحثی بکنم، برای اینکه گمان می‌کنم این برای همه واضح و روشن باشد که تا چه اندازه در حیات اجتماعی ملت ما این اقدام و این اصلاح هم ضروری بوده و هم لازم در آتیه چه نتایج گرانبها و فوق‌العاده ثمربخشی خواهدداشت. از موقعی که در سفر آذربایجان در مراغه آخرین کسانی را که مشمول اصلاحات ارضی می‌شدند دیدم، حس کردم که همه کم و بیش به این اقدام کاملاً واقف هستند و کسانی که خوشبختانه مشمول هستند قدر و منزلت این کار را می‌دانند و به هر صورت عمق این کار را در حال خود و اصولاً در کشاورزی ایران فهمیده‌اند.
 
از نتایج اصلاحات ارضی در منطقه مراغه که بسیار با دقت و دلسوزی و ضمناً با سرعت انجام گرفته‌است، کمال رضایت و همچنین امیدواری را به آینده داریم. کسانی که توانستند این طور در مراغه کار بکنند لابد می‌توانند به همان خوبی در تمام مناطق دیگر نیز کار بکنند. در منطقه هشترود کار شاید یک قدری مشکل‌تر از مراغه باشد، به همین جهت تذکر می‌دهم که تمام دقتهای کافی را بکنند که نتایج کار به همان خوبی باشد. بعد میاندوآب است که منطقه مستعدی است و در آتیه راجع به آبیاری آنجا باید حتماً تصمیم عاجلی بگیریم که یا از رودخانه و یا از وسایل دیگر این منطقۀ مستعد، کاملاً آبیاری بشود. در قسمتهای کردستان مشغول مطالعات هستیم. در قسمت نقده دیشب تلگراف به من رسید که مردم آنجا جشن گرفتند، چراغانی کردند، و نسبت به این عمل ابراز کمال احساسات را می‌نمایند. در منطقه رضائیه نیز اعلام شده و شروع خواهدشد. در خالصجات منطقه کردستان، در منطقه کردستان، در منطقه زیوره، اولین اسناد را در آنجا تقسیم کردیم، و این کار باید به سرعت ادامه پیدا بکند و وسایل پیشرفت کار تقسیم اراضی خالصه را نیز در اولین فرصت باید در مرکز فراهم کرد، و در لایحه آن هر اصلاحی لازم داشته باشد، انجام داد. همینطور در منطقه بالاتر در قره‌قیون و ماکو، یا اعلام شده و یا امروز و فردا اعلام خواهدشد، و بالاخره در سرتاسر منطقه این کار عملی خواهدشد.
 
از تبریز که به سمت اردبیل حرکت کردیم آنجا نیز در سر راه به کرات با دهقانهایی که برای استقبال آمده‌بودند تماس حاصل کردم و با آنها صحبت کردم. البته شکایات بیشتر این افراد از بی آبی است. در مراجعت به مرکز می‌خواهم توجه خیلی زیادی به این مطلب معطوف بدارم، یعنی یا در داخل برنامه سوم آبادانی به این موضوع توجه خاصی خواهدشد و یا حتی خارج از برنامه سوم یک نقشه وسیع و همه‌جانبه‌ای برای ازدیاد آب و در اختیار گذاردن آب به کشاورز، طرح خواهدشد. این کار البته تشکیلات صحیحی می‌خواهد و ساده‌ترین کارها این است که این تشکیلات سر و کارش با شرکتهای تعاونی شما کشاورزان باشد، و با نقشه صحیحی پس از مطالعه منطقه، پس از مطالعه آبهای زیرزمینی آن، به ایجاد مراکز آبیاری بپردازیم، یعنی یک کارخانه برق که قادر به رساندن برق به بیست یا بیست‌وپنج حلقه چاه یا حتی بیشتر باشد تأسیس بشود که آب این حلقه چاه‌ها را یا مستقیماً به سر مزارع ببریم و یا در یک نقطه تمرکز بدهیم و به وسیله لوله به سرتاسر منطقه برسانیم و با سیستم جدید آبیاری که کشیدن لوله‌های به اصطلاح فیلتر هست حداکثر صرفه‌جویی را در آب بکنیم که چیزی از دست نرود، و تضییع نشود. این سیستم البته این قدرها در مملکت ما سابقه ندارد، و مقدمه کار خواهدبود. این کار در دشت قزوین به زودی انشاءالله شروع خواهدشد، ولی میل داریم که منتظر نتایج کار قزوین نباشیم، بلکه بتوانیم در نقاط بسیار دیگری نیز این کار را عملی بکنیم، مخصوصاً دشت بین بستان‌آباد تا سراب و یک قسمتی از سراب تا گردنه میر به نظر فوق‌العاده مستعد و مناسب برای یک چنین اقدامی و عملی می‌آید. در نقاط دیگر آذربایجان هم جلگه‌های وسیعی هست که آن هم دچار بی آبی است. تمام اطرافش را کوه‌ها مثل زنجیری گرفته‌اند. این کوه‌ها حتماً پر آب است و ما باید این آب را از دل زمین بیرون بیاوریم و بعد برای آبیاری مزارع و خاکهای مستعد مصرف کنیم. البته سیستم آبیاری آن نیست که انسان به یک زمینی هر چه بیشتر آب بدهد، بلکه این یک حساب مخصوصی دارد. هر خاکی بسته به جنس آن احتیاج به یک مقدار آب معینی دارد، همانطوری که هر زمینی یک نوع کود مخصوصی لازم دارد. آب زیاد دادن ممکن است به همان اندازه کم آبی مضر واقع بشود. اصلاحات ارضی که خوشبختانه شروع شده و با این سرعت و نتایج اولیه کاملاً درخشانی پیشرفت کرده‌است انشاءالله هر چه زودتر در سرتاسر مملکت عملی خواهدشد. ولی لازم به تذکر است که به همان اندازه اهمیت تشکیل شرکتهای تعاونی در نظر ما و هر فردی که حتی اطلاعات کمی در این رشته داشته‌باشد قطعی است.
 
سر راه اتفاقاً در یک دهی از یک عده‌ای که آنجا ایستاده بودند سؤالاتی کردم و دیدم درست به سؤال جواب نمی‌دهند. پرسیدم که شما چرا انجمن ده ندارید؟ چرا شرکت تعاونی تشکیل نمی‌دهید؟ یکی که شاید از همه جا بی‌خبر بود می‌گفت ما که مالکی نداریم، سرپرستی نداریم. این اهمیت تشکیل شرکتهای تعاونی را می‌رساند. این شرکت تعاونی باید تمام وسایل را فراهم کند و مثل یک پدر دلسوزی تمام اعضای شرکت، و حتی غیر شرکت را عضو خانواده خود بداند، و با دلسوزی و مهربانی به اینها کمک و مساعدت و راهنمایی بکند. به عقیده من این شرکتها چه در دهات تقسیم شده و چه در دهاتی که تقسیم نشده باشد، باید تشکیل بشود. ولی این تشکیلات تعاونی البته فقط صرفاً باید به نفع زارعین باشد. هر اضافه درآمدی که از این راه حاصل می‌شود باید نفعش مطلقاً عاید افراد شرکت بشود نه اینکه کسی به عنوان مالک از این تشکیلات بدون اینکه خودش کوچکترین دخالتی داشته باشد استفاده کند.
 
اضافه بر این ما نقشه‌های خیلی دامنه‌داری داریم که برای آبیاری مملکت در جاهایی که یا امکان سدبندی نیست و یا اینکه سدبندی مقرون به صرفه و اقتصادی نباشد این نوع آبیاری را شروع بکنیم. موضوع دیگر تهیه وسایل کشاورزی و یا مکانیزه کردن کشاورزی است. وسایل باید در اختیار این شرکتها باشد و این شرکتها وسیله تأمین و نگاهداری این ماشین‌آلات را کاملا فراهم بکنند. در نقاط زیادی در مملکت تعمیرگاه‌های ثابت مجهز و همچنین سیار ایجاد بشود. تعداد تراکتورهایی که در این مملکت باید کار بکند، در آتیه نزدیکی مسلماً اقلاً ده برابر تراکتورهای فعلی باید بشود، و این اضافه محصولی که از یک طرف با تشویق مردم و مالک کردن آنها در زمینهایی که زراعت می‌کردند و بعد با همکاری شرکتهای تعاونی که آنها را راهنمایی می‌کنند و داشتن وسایل مکانیزه، و استعمال کود شیمیایی، و فراهم کردن آب به دست خواهدآمد باید به بازار برسد و به این جهت باید راه‌های فرعی و مواصلاتی دهات به شاهراه‌های مملکت تهیه و ساخته بشود و از طرف دیگر سیلوهای محلی که می‌توان با وسایل ساده‌ای آنها را ساخت محصولات زارعین را از گزند هوای بد و یا آفتهای دیگر محفوظ خواهد داشت.
 
 
پس از سخنان شاهنشاه نمایندگان کشاورزان اسناد مالکیت را از دست شاهنشاه دریافت داشتند.  شاهنشاه پس از پایان این آیین رهسپار شهر اردبیل شدند.
 
==== در اردبیل ====
 
در برابر اقامتگاه شاهنشاه گروه انبوهی از مردم اردبیل از ساعت‌ها پیش گرد آمده بودند و بی تاب درخواست داشتند که شاهنشاه روی بالکن پدیدار شوند و بیاناتی ایراد فرمایند. سی دقیقه پس از نیم روز شاهنشاه برای پاسخ '''دادن به این همه احساسات پاک در برابر جمعیت قرار گرفتند و بیاناتی ایراد فرمودند:''' <ref>[[سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در اردبیل ۱۴ مهر ماه ۱۳۴۱]]</ref>
 
در این لحظه که با شما تماس می‌گیرم و صحبت می‌کنم البته اولین کلمات من اظهار قدردانی قلبی و اظهار صمیمانه‌ترین احساسات متقابل خودم نسبت به شما مردم شریف است. سوابق تاریخی شهر شما حاجت به ذکر ندارد. در طول تاریخ نشان داده‌اید که خون ایرانیت همیشه در رگهای شما در جریان بوده و مظهری از این بالاتر برای جوانمردی و وطن‌پرستی پیدا نمی‌شود کرد. در مقابل این سوابق شما و این مظاهری که امروز از حس ملیت و وطن‌پرستی شما می‌بینم و همچنین محبتی که به من نشان می‌دهید کیست که بتواند یک لحظه نسبت به حال و به خصوص آتیه شما کوچکترین شکی داشته‌باشد؟ این مظاهر احساسات شما قوت قلبی است برای هر ایرانی و اخطاری است به هر بدخواه که ایران ما به حیات خود با افتخار ادامه خواهدداد و پرچم ما به اهتزاز باقی خواهدماند. اضافه بر این با عزمی راسخ به تمام ترقیاتی که یک ملتی در این قرن باید به آن نایل بشود با معاضدت همگانی در فاصله کوتاهی خواهیم رسید و نشان خواهیم داد که چطور یک ملتی که این طور متحد است و از طرفی به خواست خداوند این صفات بارز اخلاقی و از طرف دیگر این ثروت خدادادی را دارد، می‌تواند به اوج ترقی و عظمت و سعادت برسد.
 
راه‌هایی که انتخاب شده‌است لابد بر همه روشن است. اولین اصلی که مراعات کرده‌ایم و به خصوص روزبه‌روز بیشتر مراعات خواهدشد از طرفی قوانینی است که عدالت اجتماعی را برقرار کند. در این جامعه هر کسی از زحمتی که می‌کشد باید آن اندازه نفع ببرد که اساس زندگی او مطابق آن پنج اصلی که ما قبلاً گفته‌ایم و امروز مطابقت می‌کند با اصول اجتماعی ملل مترقی تأمین بشود.
 
برای برزگر می‌دانید که چه نقشه‌ای داریم و چطور این نقشه در جریان است. برای سایر طبقات، یعنی برای طبقات زحمتکش کارگر، برای طبقات خدمتگزاران دولت، برای کسبه، برای اصناف، بالاخره برای تمام طبقاتی که این جامعه را تشکیل می‌دهند همینطور فکر شده‌است. برای اینکه هر چه زودتر به این مقاصد برسیم لازم است در تربیت افرادی که باید این کار را انجام بدهند و به نفع جامعه قدم بردارند، بکوشیم. اینها یا در مدارس عادی هستند و یا در مدارس تخصصی. روزبه‌روز افراد بیشتری باید در امر زراعت صاحب اطلاع و فن بشوند. در آموزشگاه کشاورزی اصول جدید را یاد بگیرند، تعاون را یاد بگیرند، و با ارشاد اینها مردم ما روزبه‌روز بهتر و بیشتر از نتایج زحمات خود بهره بردارند. همچنین است آموزشگاه‌های فنی برای تربیت کارگرهای متخصص و کسانی که صاحب پیشه و هنر خواهندبود. این افراد فنی در هر زمینه‌ای که هست باید روزبه‌روز به تعداد بیشتری تحویل جامعه داده بشوند. به این جهت پایه فرهنگی ما باید روزبه‌روز تقویت بشود. و اما این اجتماع نیز باید سالم باشد. برای سلامت اجتماع دو اصل هست:
 
یکی اصل بهداشت، یعنی طوری مردم ما عادت بکنند، تربیت بشوند، ارشاد بشوند، که به خواست خدا اصلاً مریض نشوند و بعد اگر احیاناً با وجود تمام این دقتها خدای نخواسته کسالتی پیدا بکنند، وسایل معالجه اینها نیز فراهم باشد. در این راه البته وسایل معالجه اینها نیز فراهم باشد. در این راه البته اشکالات زیاد است. برای جمعیت ایران که لااقل بیست‌ویک میلیون نفر هست ما احتیاج به هزارها پزشک و پزشکیار و پرستار داریم، و همچنین از مسئول بهداشت گرفته تا پایین‌ترین افرادی باید باشند که در این راه کار و خدمت بکنند. این قدری طولانی است، برای اینکه اینها تحصیلاتشان مدت زمانی طول می‌کشد. برای اینکه یک کسی پزشک بشود بعد از تحصیلات ابتدایی و متوسطه باید شش بلکه هفت سال در مدارس، در دانشکده‌ها، درس بخواند تا اینکه بتواند به وظیفه خود اقدام کند. معهذا سعی ما باید این باشد که در آتیه وسایلی فراهم شود که روزبه‌روز، سال‌به‌سال تعداد این فارغ‌التحصیل‌ها بیشتر بشود. پس یک اجتماعی را که افرادش سالم باشند و از طرفی در مشاغلی که دارا هستند درآمد کافی داشته‌باشند، می‌شود یک اجتماع مرفه و خوشبخت نامید و این هدف ما است.
 
در شهر شما، در منطقه زرخیز شما، هنوز کارهای زیادی می‌شود و باید انجام بگیرد که اصولاً تا مقدار زیادی از آن بنا به تصمیم و نقشه‌ای که داریم باید به خود مردم واگذار شود. انجمن ده، انجمن شهر، انجمنهای شهرستان، انجمنهای استان، اینها باید روزبه‌روز مجهزتر برای فراهم کردن وسایل پیشرفت و زندگی بهتر برای افراد این مملکت باشند. کارهایی که خارج از حیطه این قبیل اختیارات باشد باید به توسط دولت مرکزی انجام شود. در امر آبیاری‌های مفصل، در امر پیشرفت مواصلات و راه‌های ارتباطی، در امر تشویق صنعتی‌شدن مملکت، قدمهای بزرگتر و مؤثری برداشته شود که ما را زودتر به هدف مطلوب برساند. و اما امروز آخرین روز اقامت من در منطقه آذربایجان عزیز است. فردا به سمت یک استان دیگر این مملکت که استان گیلان باشد عزیمت می‌کنم و قبل از رفتن، در این شهر تاریخی و در میان شما میل دارم که پیامی برای تمام اهالی آذربایجان بفرستم و به آنها بگویم که شما مرا می‌شناسید و می‌دانید که من زندگی خود را وقف این مردم، این ملت و این مملکت کرده‌ام و در این راه هیچ وقت تزلزلی نداشته‌ام. ولی هر فردی در زندگی مشوقی لازم دارد. این استقبال شما مردم آذربایجان و احساساتی که نسبت به من نشان داده‌اید طوری مهیج و با عظمت و همگانی بوده‌است که هیچ وقت چنین چیزی را من به خاطر نمی‌آورم، و کیست که در مقابل چنین احساساتی تحت تأثیر قرار نگیرد و اگر لازم باشد پیش خدا و وجدان خود مصمم نباشد که بیش از پیش، خود و زندگانی خود را وقف خدمت به شما مردم بکند؟ میل دارم فکر کنم که این شور و هیجان شما و این احساساتی که زمین و زمان و قلبها را به لرزه درمی‌آورد معرف احساسات درونی شما نسبت به آرمانها و آرزوهایی است که در طی مدت سلطنتم و در طی صحبتهایی که با شما داشتم در میان نهاده‌ام. و این بهترین ترجمان نیات باطنی شما برای رسیدن به این مقاصد است. پس به خواست خداوند و با توجه به ائمه اطهار من و شما مردم با قلبی آکنده از امید و اطمینان و روحی جسور به سمت آینده قدم برمی‌داریم تا اینکه این مملکت را صد برابر آبادتر و بهتر به آیندگان و تاریخ تحویل بدهیم.
 
 
در این روز شاهنشاه شبکه لوله کشی آب شهر را گشودند. ساعت ۱۵ و چهل و پنج دقیقه  شاهنشاه وارد سازمان آب اردبیل گردیدند. در آغاز فرماندار اردبیل در گزارشی به آگاهی شاهانه رسانید که با گشایش لوله کشی شهر به دست مبارک شاهنشاه مردم اردبیل از امروز دارای آب آشامیدنی سالم خواهند بود. سپس ویژگی‌های لوله کشی شهر به آگاهی رسید و شاهنشاه با بریدن نوار سه رنگ شبکه لوله کشی آب آشامیدنی مردم اردبیل را گشودند و بی درنگ آب آشامیدنی در لوله‌های شهر روان شد. سرپرست شبکه آب شهر به آگاهی رسانید که چون جمعیت اردبیل در ۲۵ سال آینده به هشتاد و پنج هزار تن خواهد رسید، سازمان آب میزان مصرف آن روز را در نظر گرفته و پروژه‌هایی برای اجرا آماده ساخته است. شاهنشاه سپس درباره برق شهر پرسش‌هایی نمودند و فرمودند که اگر از نیروی آبشارهای طبیعی کوه سبلان برای تولید برق استفاده بشود، به کلیه دهات این منطقه که مستعد و حاصلخیز است آب و برق به حد کفایت خواهد رسید. مسله مهم در لوله کشی این است که کار انشعاب منازل آغاز شود.
 
شاهنشاه سپس از پادگان اردبیل دین فرمودند و آنگاه آیین رژه ورزشکاران و دانش آموزان اردبیل در پیشگاه شاهنشاه در خیابان پهلوی برگزار شد.  ساعت ۱۴ و پنجاه دقیقه رژه و عملیات ورزشی جوانان و ورزشکاران دانش آموزان و پیشاهنگان و هموندان سازمان جوانان شیر و خورشید سرخ آغاز شد و تا ساعت ۱۷ به درازا کشید. ساعت ۱۷ و چهل دقیقه شاهنشاه از آموزشگاه حرفه‌ای اردبیل و دبیرستان شاه عباس کبیر دیدن فرمودند، آموزشگاه حرفه‌ای در سال ۱۳۳۷ ایجاد شده و دوره آن سه سال است و هم اکنون شصت دانش آموز در آنجا سرگرم تحصیل هستند. در دبیرستان شاه عباس کبیر شاهنشاه از نمایشگاه علوم طبیعی که به گونه‌ای جالب سامان یافته بود، دیدن فرمودند و ساعت ۱۸ به اقامتگاه بازگشتند.


۹ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۱۷ شاهنشاه آریامهر با ترن سلطنتی از مرند رهسپار تبریز گردیدند.
بامداد روز دوشنبه ۱۶ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر در میان ابراز احساسات پرشور مردم اردبیل رهسپار آستار شدند. در درازای راه از سوی کشاورزان و روستاییان احساسات پر شوری به شخص اول مملکت ابراز شد.


===  ===
===  ===
خط ۲۵۵: خط ۴۱۷:
[[رده:بازدید محمدرضا شاه پهلوی آریامهر از استان آذربایجان شرقی مهر ۱۳۴۱]]
[[رده:بازدید محمدرضا شاه پهلوی آریامهر از استان آذربایجان شرقی مهر ۱۳۴۱]]
[[رده:بازدید محمدرضا شاه پهلوی آریامهر از استان آذربایجان غربی مهر ۱۳۴۱]]
[[رده:بازدید محمدرضا شاه پهلوی آریامهر از استان آذربایجان غربی مهر ۱۳۴۱]]
[[رده:بازدید محمدرضا شاه پهلوی آریامهر از استان گیلان مهر ۱۳۴۱]]
[[رده:انقلاب شاه و مردم]]
[[رده:انقلاب شاه و مردم]]
[[رده:اصلاحات ارضی]]
[[رده:اصلاحات ارضی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۰۹

بازدیدهای داخلی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر درگاه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر

سخنرانی‌های محمدرضا شاه پهلوی آریامهر سال ۱۳۴۱ خورشیدی تازی

برنامه عمرانی دوم
شاهنشاه در زنجان به شور و هیجان مردم پاسخ می‌گویند
دختر خردسالی در زنجان به شاهنشاه خوش آمد می‌گوید
شاهنشاه با پیشاهنگان گفتگو می‌کنند
شاهنشاه فئودالیسم را از ایران ریشه‌کن می‌کنند
ورود آریامهر به مراغه در ایستگاه راه آهن
ملایان به پای بوس شاهنشاه آریامهر می‌آیند
دیپلمات‌های خارجی در روز دهقان ۱ مهر ماه در پیشگاه شاهنشاه
دیپلمات‌های خارجی به پیشگاه شاهنشاه شناسانده می‌شوند
شاهنشاه وارد استادیوم ورزشی مراغه می‌شوند
پسران مراغه به شاهنشاه خوش آمد می‌گویند
شاهنشاه سندهای زمین‌های کشاورزی را به دهقانان مراغه می‌دهند
ShahanshahMaraghehLandReformOwnershipDocuments1341a.jpg
ShahanshahMaraghehLandReformOwnershipDocuments1341b.jpg
ShahanshahMaraghehLandReformOwnershipDocuments1341d.jpg
ShahanshahMaraghehLandReformOwnershipDocuments1341g.jpg
ShahanshahMaraghehLandReformOwnershipDocuments1341k.jpg
ShahanshahMaraghehLandReformOwnershipDocuments1341m.jpg
ShahanshahMaraghehLandReformOwnershipDocuments1341n.jpg
آیین زن و شویی در مراغه در پیشگاه شاهنشاه آریامهر
شاهنشاه در جشن زناشویی دختر و پسری از روستای ورجوی- مراغه
ShahanshahWeddingMargheh1341a.jpg
بازدید شاهنشاه از بیمارستان عباسی میاندوآب آذربایجان غربی
پیشباز گرم مهاباد از شاهنشاه آریامهر
دختران مهاباد با پوشاک کردی و روسای ادارها و فرماندهان محلی در پیشگاه شاهنشاه
شاهنشاه از میان روستایی در آذربایجان می‌گذرند

شب هنگام ساعت ۲۳ و ده دقیقه، سی ام شهریور ماه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی با ترن شاهنشاهی رهسپار آذربایجان گردیدند. سفر شاهنشاه ۱۶ روز به درازا می‌کشد و آذربایجان شرقی و غربی و استان گیلان مورد بازدید قرار می‌گیرند. در ایستگاه راه آهن تهران، والاحضرت شاهپور محمودرضا پهلوی، اسداله علم نخست وزیر، حسین علا وزیر دربار شاهنشاهی، هیات دولت، ژنرال‌های ارتش شاهنشاهی، رییس‌های دربار شاهنشاهی و پایوران کشوری به پسواز شاهنشاه آمده بودند. برابر ساعت ۲۳ شاهنشاه آریامهر وارد سالن سلطنتی راه آهن شدند و در این هنگام سلام شاهنشاهی نواخته شد و گارد شاهنشاهی آیین احترامات نظامی را به جای آورد.

پیش از سوار شدن به ترن شاهنشاهی، اعلیحضرت مدتی با علم نخست وزیر و سپس با مهندس جعفر شریف امامی نایب التولیه موقوفات پهلوی و تیمسار ارتشبد حجازی رییس ستاد بزرگ ارتشتاران گفتگو نمودند. شاهنشاه به تیمسار ارتشبد حجازی رییس ستاد بزرگ ارتشتاران و جعفر شریف امامی درباره خانه سازی برای زلزله زدگان اوامری دادند.


در زنجان

۳۱ شهریور ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر وارد زنجان شدند و مردم زنجان از شاهنشاه خود به گرمی پیشباز کردند. ترن شاهنشاهی پانزده دقیقه پس از نیمه شب وارد کرج شد و سپس به سوی قزوین به راه افتاد. ساعت ۲ و سی و هشت دقیقه وارد قزوین شد و پس از درنگی کوناه رهسپار خرم دره گردید. شاهنشاه آریامهر و همراهان دو ساعت در خرم دره مانند و سپس به راه خود به سوی زنجان ادامه دادند. ساعت ۹ بامداد ترن شاهنشاهی ایران وارد زنجان شد. در ایستگاه راه آهن فرمانده ارتش یکم، فرماندار، شهردار، روسای اداره‌های گوناگون، هموندان انجمن شهر و طبقه‌های گوناگون مردم به پیشباز آمده بودند. پس از این که شاهنشاه گام بر پهنه ایستگاه نهادند، تیمسار سپهبد نصرالهی فرمانده ارتش یکم گزارش نظامی به آگاهی شاهانه رساند و آنگاه موزیک نظامی سلام شاهنشاه نواخت و شاهنشاه از گارد احترام سان دیدند. پس از انجام تشریفات نظامی، فرماندار زنجان خوش آمد گفت و شاهنشاه پرسش‌هایی درباره امور شهر نمودند. سپس شهردار زنجان به نمایندگی از سوی اهالی این شهر دسته گلی فراداشت. شاهنشاه آریامهر از شهردار زنجان درباره درآمدهای شهرداری و شمار جمعیت و وضع عمومی شهر پرسش‌های فرمودند و در باره تسریع لوله کشی شهر اوامری دادند.

هنگامی که رییس دادگستری زنجان به پیشگاه شاهنشاه شناسانده شد، شاهنشاه آریامهر پرسش‌هایی از وضع دادگستری زنجان و اجرای اصلاحات ارضی در این شهر نمودند و سپس یک یک روسای اداره‌ها را مورد مهر شاهانه قراردادند. تشریفات پیشباز در راه آهن زنجان ۴۵ دقیقه به درازا کشید و شاهنشاه پس از آن وارد سالن راه آهن شدند. در اینجا دختر خردسالی دسته گلی به پیشگاه شاهنشاه فراداشت و از سوی پیشاهنگان و دانش آموزان به شاهنشاه آریامهر خوش آمد گفت. شاهنشاه چند دقیقه‌ای با پیشاهنگان گفتگو کردند و سپس با خودرو برای بازدید از بیمارستان شفیعیه و لوله کشی آب زنجان و ساختمان‌های بانک ساختمانی رهسپار شهر شدند. در درازای راه تا مرکز شهر انبوه اهالی و دانش آموزان با پرچم‌های سه رنگ ایستاده بودند و به شاهنشاه ابراز شور و هیجان می‌کردند.

اعلیحضرت همایونی در زنجان بیمارستان سی تختخوابی جمعیت شیر و خورشید سرخ را به نام بیمارستان شفیعیه گشودند. در این آیین نمایندگان طبقه‌های مردم از این که این بیمارستان گشایش می‌یابد، ابراز شادمانی می‌نمودند. هنگام اجرای آیین گشایش بیمارستان، گروه زیادی از اهالی زنجان به شاهنشاه خود ابراز شور و هیجان می‌نمودند و ورود اعلیحضرت همایونی را گرامی می‌داشتند. بیمارستان شفیعیه شیر و خورشید سرخ مجهز به همه دستگاه‌ها و ابزار مدرن یک بیمارستان کامل می‌باشد.

در هتل بیمه زنجان، آخوندهای شهر به پای بوس شاهنشاه آریامهر آمدند. شاهنشاه آریامهر فرمودند از دیدار آقایان بسیار خوشوفتم، شهر زنجان از لحاظ آبادانی با گذشته فرق بسیار کرده است و باید از این هم به مراتب بهتر شود. در دنیا رفاه و آسایش نبایستی منحصر به یک عده مخصوص باشد. لابد آقایان که اهل دین و اصول و عدالت هستند خودشان به این مطلب به خوبی پی برده‌اند. بحمدالله کار اصلاحات ارضی در کشور آغاز شده و پیشرفت‌هایی کرده است و این کار که به خواست خداوند و مشیت الهی مشغول انجام آن شده‌ایم با موفقیت به پایان می‌رسانیم. البته کوشش ما تنها در راه اصلاحات ارضی نیست بلکه هدف اصلی ما این است که در کلیه رشته‌ها گام‌های سریع برداریم ما باید کاری کنیم که ضعیف و قوی در برابر حق و عدالت یک سان باشند و هر کس در پناه قانون محفوظ و محروس بماند. برقراری عدالت اجتماعی سبب می‌شود که برای همیشه ریشه ظلم و فساد از بیخ و بن برکنده شود و اعتماد و اطمینان مردم به دستگاه‌های دولتی بیشتر شود. آقایان باید مردم را به کار و فعالیت بیشتر تشویق کنند تا خود مردم بر اثر این فعالیت زندگی بهتری داشته باشند و در نتیجه ما نیز اجتماع صحیح و سالمی داشته باشیم.

۳۱ شهریور ماه ۱۳۴۱ به آگاهی رسید که پس از نیم روز کارکنان و کارمندان عالی رتبه سفارتخانه‌های خارجی در تهران و هم چنین آقای پکوف سفیر کبیر شوروی در ایران برای شرکت در آیین روز دهقان که در روز ۱ مهر ماه در مراغه در پیشگاه شاهنشاه آریامهر برگزار می‌شود، رهسپار مراغه شدند.

در آذربایجان شرقی - شهر میانه

ساعت ۱۵ قطار سلطنتی وارد ایستگاه شهر میانه شد. در این ایستگاه راه آهن، آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی، فرماندار، فرمانده تیپ، روسای سازمان‌های اداری، شهردار و نمایندگان انجمن به پیشباز شاهنشاه آریامهر آمده بودند. هنگامی شاهنشاه از ترن پیاده شدند، آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی خوش آمد گفت و به آگاهی شاهانه رساند که مردم آذربایجان هیچگاه خاطره سال ۱۳۲۵ را فراموش نمی‌کنند. سپس تیمسارسرتیپ اسکندر آزموده فرمانده لشکر دو تبریز گزارش نظامی داد. آنگاه دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و گارد احترام آیین احترام نظامی را به جای آورد. سپس فرماندار میانه گزارشی پیرامون کارهای حوزه ماموریت خود به آگاهی همایونی رسانید. در برابر صف معممین و آخوندهای میانه، امام جمعه خوش آمد گفت و ابراز داشت که در این لحظه مقدس بنده از سوی جامعه روحانیت مقدم مبارک شاهنشاه را خیر مقدم می‌گویم تشریف فرمایی شاهنشاه به میانه، نشانه توجه شاهنشاه به این خطه است.

شاهنشاه آریامهر در پاسخ فرمودند: از ملاقات آقایان شادمانم، مطالبی که گفتید باید مورد توجه قرار گیرد، این است که ما سعی می‌کنیم کارهای مردم را به خود مردم بسپاریم و هنگامی مردم حس مسئولیت در خود احساس نمودند، این مشکلات حل می‌شود و این موضوع اساس پیشرفت هر اجتماعی است. یکی دیگر از آقایان به عرض رسانید که در سال گذشته یک قرائت خانه و کتابخانه ملی برای استفاده مردم در این شهر دایر شد، منتهی از لحاظ تعداد کتب ما در مضیقه هستیم. در این مورد شهرداری و انجمن شهر باید اقدام کنند در دنیای امروز مردم ننشسته‌اند که از آسمان احتیاجات آنها برایشان فراهم شود، ما هم باید مثل سایرین کار کنیم و احتباجات خودمان را خودمان تامین نماییم.

در درازای پنج کیلومتر راه میان ایستگاه راه آهن تا شهر میانه انبوه مردم برای دیدار شاهنشاه صف کشیده بودند و احساسات صمیمانه‌ای ابراز می‌داشتند و چندین گاو و گوسفند قربانی شد.

شاهنشاه آریامهر سپس در ساختمان فرمانداری میانه، روسای سازمان‌های اداری و نمایندگان طبقات مختلف مردم شهر به پیشگاه شاهانه پذیرفتند. در این باریابی شاهنشاه به روسای سازمان‌های اداری و نمایندگان مردم میانه فرمودند: به زودی مشکلات موجود برطرف می‌شود، ما تصدیق می‌کنیم که در راه آبادانی و عمران کشور گرفتاری‌های زیادی وجود دارد اما در این چند سال اقداماتی آغاز گردیده است. البته این اقدامات به هیچ وجه برای تامین رفاه و آسایش کامل مردم کافی به نظر نمی‌رسد، به طوری که یه من گزارش داده‌اند در اینجا اغلب شکایت مردم از کمی آب است و عجیب است که در نزدیکی رودخانه‌ای به این بزرگی مردم از بی آبی شکایت داشته باشند.

شاهنشاه سپس از میزان جمعیت شهر میانه پرسیدند. به آگاهی شاهانه رسید که از سال ۱۳۲۷ تاکنون بیست و شش هزار تن بر مردم این شهر افزوده شده و در هر ماه پانصد نوزاد در این شهر به دنیا می‌آیند و یک صد تن درمی‌گذرند. پیرامون وضع فرهنگ شاهنشاه فرمودند: باید آموزش متوسطه در کشور ملی شود اساس کار فرهنگ ما باید بر این اصل استوار باشد که تعلمیات ابتدایی و حرفه‌ای برای همگان عمومی گردد و تعلیمات متوسطه ملی شود. در گذشته که جمعیت کشور کمتر بود ما پیشتر سرباز می‌گرفتیم، این سربازان در سربازخانه‌ها تعلمیات می‌گرفتند و به کلی عوض می‌شدند، اما اکنون که جمعیت بیشت است با تصمیماتی که گرفته شده ما به سرباز کمتر نیاز داریم باید در دهات دبستان‌های حرفه‌ای به حد کافی ایجاد شود و در عین حال اداره مدرسه‌های متوسطه به خود مردم واگذار گردد.

پس از نیم روز به دست مبارک شاهنشاه آریامهر کلنگ ساختمان بیمارستان پنجاه تختخوابی شیر و خورشید سرخ در شهر میانه بر زمین زده شد. مهندسان جمعیت شیر و خورشید سرخ که با نقشه ساختمان بیمارستان از تهران به میانه آمده بودند، توضیحات نیازین را به آگاهی شاهانه رساندند. در زنجان و میانه شاهنشاه هموندان جمعیت شیر و خورشید سرخ را که از معتمدین مردم محل برگزیده شده‌اند مورد مهر همایونی و تشویق در کارهای خیریه قرار دادند. شاهنشاه آریامهر پس از انجام آیین کلنگ زدن بیمارستان پنجاه تختخوابی میانه درمانگاه و اندرزگاه جمعیت شیر و خورشید سرخ این شهر را نیز بازدید فرمودند. در اندرزگاه شیر و خورشید از سیصد کودک شیرخوار در آغوش مادرانشان از دیدگاه بهداشت و دستورات خوراکی و پخش دارو و شیرخشک و برخی مواد خوراکی که به مادران تهیدست می‌دهند، نگاهداری می‌شود.

در شهر مراغه - روز دهقان

۱ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۹ و پانزده دقیقه بامداد، آیین تقسیم آخرین بخش از املاک حوزه مراغه، میاندوآب و هشترود در پیشگاه شاهنشاه آریامهر در کارخانه میوه خشک کنی مراغه برگزار شد. نمایندگان سیاسی در دربار شاهنشاهی که به مراغه آمده بودند از سوی دکتر ارسنجانی به پیشگاه شاهنشاه آریامهر شناسانده شدند. سپس مهندس خلخالی رییس سازمان اصلاحات ارضی مراغه و دکتر ارسنجانی وزیر کشاورزی و سخنانی پیرامون اصلاحات ارضی در مراغه ایراد کردند. در این آیین دکتر ارسنجانی در سخنان خود به آگاهی رسانید که به زودی قانون اصلاحات ارضی در استان‌های کرمان و خراسان به مورد اجرا گذاشته می‌شود. سپس شاهنشاه آریامهر در روز دهقان در مراغه سخنانی ایراد فرمودند و گفتند: [۱]

امروز روز دهقان است و ما آن را با کمال خوشوقتی جشن می‌گیریم، ولی چقدر بر خوشوقتی افزوده شده‌است که این جشن مصادف است با خاتمه اصلاحات ارضی در منطقه مراغه، میاندوآب و هشترود.

گزارش این کار را متصدیان مربوطه ذکر کردند و توضیحات کافی دادند. افکار و عقاید مرا نسبت به این امر و علاقه به دهقانان کشور و اصولاً اصلاحات ارضی را به کرات شنیده‌اید، در هفت ماه پیش اظهارات مرا در مراغه شنیدید، چند روز پیش در اراک بیاناتی کردم، لابد اطلاع دارید. دیگر در آن قسمت چیزی نمی‌گویم ولی در اطراف اساس این کار و اثری که در زندگی اجتماعی این ملت دارد، می‌خواستم چند کلمه‌ای ذکر کنم. کاری را که ما شروع کرده‌ایم فقط یک نوع اصلاح محدود به اراضی زراعتی نیست. این اقدام اجتماع ایران را تغییر خواهدداد. یعنی یکی از ریشه‌دارترین و در واقع انقلابی‌ترین اعمالی است که در زندگی یک ملت ممکن است پیش بیاید. کاری را به این عظمت ملل دیگر در قرنها به تدریج انجام داده‌اند و یا اینکه با انقلابات خونین که خود آن نیز ممکن است بروز زحماتی بکند، به طریق دیگری انجام دادند. ولی فکر می‌کنم افتخار ما باید در این باشد که این کار با آن عظمت را که سایرین طی قرنها انجام داده‌اند، توانستیم به سهولت و سادگی در این منطقه و مناطق دیگر شروع کنیم و در فاصله کوتاهی نتیجه گرفته‌ایم.

در سراسر کشور در مدت کوتاهی شاید تا مدت دو سال دیگر قانون اصلاحات ارضی به مرحله اجرا درمی‌آید. درست است که در عقاید ما موضوع مالکیت محترم است، ولی مالکیت بر چه چیزی؟ مالکیت بر شیء و قسمتهای منقول صحیح است اما در عصر ما و در این روزگار آیا مالکیت بر فرد معنی دارد؟ مالکیت بر زمین صحیح است، ولی به عقیده من مالکیت بر زمینی که مستلزم مالکیت بر دهقان و یا زارع نباشد، اگر باشد این مالکیت صحیح نیست. قانون اصلاحات ارضی را محترم می‌شماریم و اجرا خواهیم کرد. هم مالک مشمول و هم رعایا باید تابع قانون باشند. من همان کسی هستم که از مدتها پیش تنها این جریان را پیش‌بینی و در سال ۱۳۲۹ شروع کردم.

نصیحت من به شما با اطلاع به گذشته و با در نظر گرفتن آینده مملکت این است که مالکانی که مشمول قانون نمی‌شوند و زمینی را نگاه می‌دارند، در آن فقط به وسیله ماشین‌آلات کشاورزی عمل کنند. اگر املاکی داشته‌باشند که به وسیله زارعین عمل می‌کنند باید درآمد آنان را به میزان زارعینی که مالک شده‌اند، برسانند و یا اینکه زمین را به زارع بفروشند، و یا اینکه به دولت منتقل و قیمت عادلانه را بگیرند. کسانی که نصیحت مرا بپذیرند، بعدها پشیمان نمی‌شوند. و اما جریان اصلاحات ارضی همانطور که مشاهده می‌کنم، خوشوقتم که در اسرع اوقات پیشرفت کرده‌است.

منتهی اساس کار، دادن زمین و سند به دهقان سابق و مالک امروز نیست. باید او را یک فرد آزاد در میان اجتماع ببینیم و با کار و کوشش بیشتر وی، محصول چند برابر شود. این کار لازمه‌اش تشکیلات شرکتهای تعاونی است. این کار در این شرکتها با استقبال زارعین شروع شد. و اقدامات خوبی کرده‌اند که موجب خوشوقتی ما است. این اقدامات باید تکمیل شود. باید زمینها را مکانیزه کرد. آبیاری صحیح نمود. کود شیمیایی به زمین داد. در این کار عده‌ای حقیقتاً زحمت کشیده‌اند و حتی فداکاری کرده‌اند و با ایمان و عقیده راسخ همه چیز خود را فراموش کرده‌اند، در دهات رفته‌اند، و در این کار تشریک مساعی همگانی بود. تمام مأمورین دستور داشته‌اند، به آنها امر شده‌بود که با یکدیگر هماهنگی کامل نشان بدهند. اگر در بعضی نقاط یک اختلاف سلیقه‌ای پیدا شده‌بود این اختلاف سلیقه آنقدر کوچک بود که لازم به تذکر نیست. این اصلاحات سرتاسر ایران را فرا خواهدگرفت و با همین عزم و اراده دنبال خواهدشد و در آینده نزدیک یک جامعه محکم و قوی که بر مبنای عدالت اجتماعی بنا شده‌باشد، خواهیم داشت. تا دو سال دیگر زارعین از این موهبت برخوردار می‌شوند.

در حال حاضر هفتادوپنج درصد مردم کشور ما کشاورز هستند. امیدواریم در آینده، تا یک نسل دیگر، این نسبت معکوس شود و این عده به کار کشاورزی بپردازند. برای اینکه از طرفی باید اصلاحات کشاورزی به صورت مکانیزاسیون انجام شود. سیستم آبیاری ممکن است ترقی و تغییرات کلی پیداکند. ما در مراغه استعداد زیادی می‌بینیم ولی می‌خواهیم در منطقه قزوین و سایر دهاتی که زلزله دهم شهریور خرابی به بار آورده، آنجا را نمونه یک منطقه کشاورزی که بر مبنای آخرین اسلوب و سیستم کشاورزی باشد درست کنیم. دولت عن‌قریب تصویب‌نامه‌ای صادر خواهدکرد و تمام مناطق زلزله‌زده به دولت منتقل خواهدشد و بار دیگر زمین به زارعین و خرده مالکین برمی‌گردد، و با کارهای اساسی و حفر چاه‌های عمیق آنجا را آبیاری می‌کنیم و خانه‌ها را بار دیگر می‌سازیم. ما نمی‌توانیم این کارها را برای خاطر کسانی که در آنجا مالک بوده‌اند، انجام دهیم. این کار صحیح نیست. مالکان آنجا که مشمول نمی‌شوند، در مقابل این زلزله فوق‌العاده جانگداز واقعیت را درک می‌کنند.

امیدوارم در این منطقه نمونه هر چه زودتر عملیات شروع شود و تاریکی دو سال دیگر تمام شود. و این منطقه باعث بشود سایر نقاط از آن سرمشق بگیرند و ببینند چطور می‌شود در یک منطقه حداکثر استفاده از محصولات کشاورزی را کرد. شاید بی‌احتیاطی نکرده باشم که بگویم میزان محصولات در قزوین به پنج برابر می‌رسد. این صحبتها به گوش خیلی‌ها ممکن است صحبتهای انقلابی و ظالمانه باشد. اصل کار این است که ما اقدام انقلابی می‌کنیم. خونریزی و زد و خورد نیست. خونریزی و زد و خورد دلیل انقلاب نیست. اگر گفته‌شود ظالمانه است، باید پرسید چه نوع ظلمی؟ آن دسته که از زندگی محروم نشده‌اند، پول به آنها داده می‌شود. امیدوارم که مالکان اگر مایل باشند در امر صنعتی‌کردن کشور شرکت کنند تا در آینده بتوانیم یک کشور صنعتی بشویم. مطمئن هستم ما با جان و دل دنبال این کار هستیم و این را افتخار خود می‌دانیم و کسانی که قطعاً فکرمی‌کنند به آنها اجحاف شده به این عمل معتقد خواهندشد که وضعشان تغییر خواهدکرد.

به هر صورت موفقیت ملت ایران را در این روز، به خصوص موفقیت روزافزون دهقانان شریف ایران را از خداوند مسئلت می‌کنم و رضایت قلبی و قدردانی خود را به تمام کسانی که کوچکترین سهمی در این کار داشته‌اند ابراز می‌دارم. همچنین موفقیت آنان را که در کمال صداقت به وظایف خود عمل می‌کنند از خداوند متعال مسئلت دارم.


پس از اینکه سخنرانی شاهنشاه آریامهر به پایان رسید، شاهنشاه سندهای مالکیت کشاورزان را میان آنها تقسیم نمودند و هنگامی که اعلیحضرت همایونی اسناد مالکیت را به کشاورزان می‌دادند، پکوف سفیر کبیر شوروی با دستگاه فیلم برداری از این رخداد بزرگ فیلم می‌گرفت. شاهنشاه آریامهر سپس کارخانه میوه خشک کنی را گشودند و از آن بازدید نمودند. شاهنشاه از چهار تراکتور روسی در پهنه کارخانه که چندی پیش رسیده بود، بازدید کردند. پس از این آیین بیمارستان ثریا و آموزشگاه حرفه‌ای محمدرضا شاه مورد بازدید قرار گرفت و سپس شاهنشاه به فرمانداری تشریف فرما شدند. در اینجا دو تن از مالکین در زمینه اصلاحات ارضی درخواست‌هایی از پیشگاه همایونی داشتند. شاهنشاه فرمودند اگر می‌خواهید به کار کشاورزی سرگرم شوید، زمین بایر زیاد است و به شما داده می‌شود، به شرط آن که در آن با اصول ماشینی کار کنید و از نو اساس ارباب و رعیتی و وضعی را که ما با اصلاحات ارضی می‌خواهیم از میان برداریم، تجدید نکنید.

ساعت ۱۴ و سی دقیقه دکتر ارسنجانی و هیات نمایندگان کشورهای خارجی در دربار شاهنشاهی از جمله جولیوس هولمز سفیر کبیر آمریکا و پکوف سفیر کبیر شوروی از « سد رودخانه صوفی چای » و کارهایی که در آنجا برای فراهم ساختن آب مورد نیاز کشاورزان انجام یافته است، بازدید کردند.

ساعت ۱۶ و سی دقیقه شاهنشاه آریامهر برای بازدید عملیات ورزشی به میدان ورزش شهر مراغه وارد شدند. در این هنگام از سوی جوانان و ورزشکاران مراغه احساساتی وصف ناشدنی نسبت به شاهنشاه ابراز گردید. ساعت ۱۷ و سی دقیقه جشن ورزشی به پایان رسید.

آنگاه شاهنشاه رهسپار سرباز خانه لشکر ۳ آذربایجان در شش کیلومتر گردیدند. هنگام ورود شاهنشاه تیمسار سرلشکر عاصمی فرمانده لشکر۳ آذربایجان گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانیدند و خوش آمد گفتند، آنگاه درخواست نمودند که شاهنشاه سربازخانه نوین مراغه را بگشایند و پروانه دهند که این سربازخانه به نام والاحضرت ولیعهد به نام « رضاباد » نامیده شود. شاهنشاه آریامهر پس از گشایش سربازخانه تازه مراغه از بخش‌های گوناگون آن بازدید فرمودند و سپس به باشگاه افسران مراغه که در همین سرباز خانه قرار دارد، رفتند. هنگام ورود شاهنشاه به باشگاه افسران چند دختر خردسال مقدم شاهنشاه را گل ریزان کردند. شاهنشاه از برابر صف افسران و خانواده‌های آنان گذشتند و از چگونگی زندگیشان پرسش‌های فرمودند.

پیشکش شاهنشاه آریامهر به عروس و داماد

ایوار شاهنشاه در آیین روز دهقان در بلوار جنوبی مراغه شرکت کردند. در اینجا شاهنشاه در جشن زن و شویی یک عروس و داماد روستایی که از ده پرآوازه « ورجویی » بودند، شرکت فرمودند و ۴۶ سکه نیم پهلوی به عروس پیشکش کردند. شاهنشاه از عروس که باهره نام داشت، پرسیدند، داماد را می‌شناسی؟ عروس گفت بله پسر عمومی من است. اعلیجضرت فرمودند چند سال داری؟ گفت ۱۹ سال. شاهنشاه برای آنها خوشبختی آرزو کردند و جشن با دست افشانی و آواز محلی آذربایجانی هنرمندان هنرهای زیبا پایان یافت.

از ساعت ۲۰ یک میهمانی شام رسمی به سرفرازی شاهنشاه از سوی لشکر۳ آذربایجان در باشگاه افسران مراغه برگزار شد.

شاهنشاه آریامهر شب را در مراغه گذراندند و بامداد ۲ مهر ماه ۱۳۴۱ رهسپار میاندوآب گردیدند.

از بناب به آذربایجان غربی میاندوآب و مهاباد

۲ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۸ بامداد، شاهنشاه با خودرو از مراغه رهسپار بناب شدند. در ورودی شهر بناب روسای سازمان‌های دولتی، بزرگان شهر، دانش آموزان و طبقات مختلف مردم برای پیشباز شاهنشاه آریامهر ایستاده بودند. همین که خودروی شاهنشاه وارد شد، گارد احترام آیین احترام نظامی را به جای آورد و بخشدار بناب خوش آمد گفت. آنگاه شاهنشاه پس از درنگی کوتاه، با خودرو به سوی ملک کندی به راه افتادند. در درازای راه کشاورزان دهات پیرامون که از ورود شاهنشاه آگاهی یافته بودند با پرچم‌های زیبای سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران در دست، در دو سوی جاده صف کشیده بودند و ابراز شور و هیجان و شادمانی می‌کردند.

سپس شاهنشاه آریامهر رهسپار میاندوآب شدند. ساعت ۱۰ بامداد موکب شاهانه وارد میاندوآب شد. در ورودی شهر تیمسار سرلشکر دیلمی استاندار آذربایجان غربی، روسای سازمان‌های دولتی، بزرگان شهر، هموندان سازمان نیروی مقاومت ملی، پیشاهنگان و دانش آموزان به پیشباز آمده بودند. همین که شاهنشاه آریامهر از خودرو پیاده شدند، گارد احترام، آیین احترام نظامی را به جای آورد و دسته موزیک سرود شاهنشاهی را نواخت. سپس تیمسار دیلمی استاندار آذربایجان غربی خوش آمد گفت. آنگاه شاهنشاه به سوی صف پیشبازکنندگان رفتند، در برابر انبوه پیشبازکنندگان دختر خردسالی دسته گلی به پیشگاه شاهنشاه فراداشت. شاهنشاه آریامهر سپس با خودرو به سوی مرکز شهر راه افتادند. در همه خیابان‌های شهر هزاران تن از اهالی میاندوآب با دیدن خودروی شاهنشاه ابراز احساسات شدیدی کردند. شاهنشاه در میاندوآب نخست از بیمارستان عباسی دیدن کردند و سپس به فرمانداری رفتند. در سالن فرمانداری روسای سازمان‌های دولتی و بزرگان شهر به پیشگاه شاهانه بار یافتند. پس از آیین باریابی، شاهنشاه از ساختمان شیر و خورشید سرخ میاندوآب دیدن کردند.

ساعت ۱۳ و پانزده دقیقه شاهنشاه آریامهر با خودرو به مهاباد تشریف فرما شدند. در ورودی شهر، روسای اداره‌های کشور و لشکری، دانش آموزان و پیشاهنگان و عشایر و انبوهی از اهالی ورود شاهنشاه را گرامی داشتند و به گرمی از شاهنشاهشان پیشباز کردند. شاهنشاه ناهار را در باشگاه افسران مهاباد خوردند.

ساعت ۱۶ در سالن شهرداری مهاباد ملایان، روسای سازمان‌های اداری، نمایندگان انجمن شهر، بازرگانان، اصناف و طبقه‌های مختلف مردم به پیشگاه شاهنشاه باریافتند. در این باریابی امام جمعه مهاباد از سوی مردم این شهر خوش آمد گفت و خواست‌های مردم را به آگاهی شاهانه رسانید. شاهنشاه پاسخ خوش آمد را گفتند و فرمودند که نسبت به درخواست‌های مردم رسیدگی شود. در برابر صف روسای سازمان‌های اداری، رییس دادگستری مهاباد پیرامون کارهای دادگستری توضیح‌هایی داد. سپس رییس فرهنگ مهاباد در پاسخ به پرسش‌های شاهنشاه درباره شمار مدرسه‌ها و شمار دانش اموزان و کمبودهای موجود، بیاناتی ایراد کرد. شاهنشاه به استاندار آذربایجان غربی دستور دادند که هر چه زودتر کمبودهای فرهنگ را از میان بردارند.

در برابر صف هموندان انجمن شهر، شهردار مهاباد گزارشی پیرامون وضع شهرداری به آگاهی همایونی رسانید و افزود که در سال گذشته شهرداری مهاباد مبلغ قابل توجهی اضافه دریافتی داشته است، با وجود این همه درآمد شهرداری، کافی برای هزینه‌ها نیست. شاهنشاه فرمودند باید درگرفتن عوارض دقت بیشتری بشود و کوشش شود که این عوارض حیف و میل نگردد تا بدین سان، میزان درآمد شهرداری بالا برود و شهر آباد شود. شاهنشاه سپس از وضع آب آشامیدنی مردم مهاباد پرسیدند. به آگاهی شاهانه رسید که اگر سد رودخانه مهاباد ساخته شود، آب آشامیدنی شهر را می‌توان فراهم ساخت. شاهنشاه فرمودند که این کار مورد توجه است و بی برو برگرد انجام خواهد شد. آنگاه روسای عشایر و طایفه‌های کرد به پیشگاه شاهنشاه باریافتند. شاهنشاه از وضع زندگی و کار آنان پرسیدند و آنان را مورد مهر شاهانه قرار دادند. شاهنشاه سپس به استاندار آذربایجان غربی دستور دادند که نیازمندی‌های مردم مهاباد را در گزارشی به آگاهی همایونی برسانند. آیین باریابی در میان ابراز شور و هیجان شدید باشندگان به شاهنشاه آریامهر پایان یافت.

ساعت ۱۶ و چهل و پنج دقیقه شاهنشاه در میان ابراز شور و شادی مردم به بیمارستان شیر و خورشید مهاباد وارد شدند. هنگام ورود شاهنشاه هموندان سازمان جوانان شیر و خورشید سرخ مقدم شخص اول کشور را گلباران کردند. شاهنشاه از بخش‌های گوناگون بیمارستان شیر و خورشید سرخ دیدن فرمودند و سپس رهسپار سد مهاباد شدند. در آنجا نقشه سد مورد بررسی شاهنشاه آریامهر قرار گرفت و پیرامون چگونگی اجرای این پروژه پرسش‌هایی فرمودند که از سوی مسولان پاسخ‌های نیازین داده شد.

ساعت ۱۷ و سی دقیقه شاهنشاه به پادگان مهاباد تشریف فرما شدند. هنگام ورود شاهنشاه دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و آیین احترامات نظامی به جای آورده شد. شاهنشاه آریامهر نخست از بیمارستان سربازخانه دیدن نمودند و از بیماران بیمارپرستی (عیادت) فرمودند. سپس شاهنشاه از یک دبستان نوبنیاد که با کمک مالی فرهنگیان مهاباد راه انداری شده، بازدید نمودند. هنگامی که شاهنشاه به پهنه دبستان گام نهادند، دانش آموزان، پیش آهنگان و فرهنگیان پیشباز بسیار گرمی نمودند و ابراز شور و هیجان نمودند. رییس فرهنگ مهاباد خوش آمد گفت که زمین این دبستان را شیر و خورشید سرخ به رایگان در اختیار فرهنگ مهاباد گذاشت و نیمی از هزینه ساختمان که ششصد هزار ریال بود از سوی خود فرهنگیان فراهم گردید و مانده را سپاه مهاباد و شهرداری پرداخت نمودند. از روز پسین دویست و چهل دانش آموز در این دبستان سرگرم تحصیل خواهند شد. در این هنگام شاهنشاه با بریدن نوار سه رنگ دبستان را گشودند و از بخش‌های گوناگون آن بازدید فرمودند. شاهنشاه شب را در مهاباد سپری کردند.

۳ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۷ بامداد آنگاه شاهنشاه از ساختمان مبارزه با سل مهاباد بازدید کردند و تیمسار دکتر خطیب شهیدی گزارشی از وضع این ساختمان به آگاهی شاهانه رساند. پس از پایان بازدید ساختمان مبارزه با سل شاهنشاه به ستاد سپاه مهاباد تشریف فرما شدند و از اتاق جنگ بازدید نمودند و آنگاه در میان شدیدترین ابراز احساسات طبقه‌های گوناگون مردم مهاباد رهسپار فرودگاه این شهر شدند تا به مرز خانه پرواز کنند. هواپیمای شاهنشاه ساعت ده و نیم بامداد بسوی مرز خانه پرواز کرد. شاهنشاه ناهار را در مرز خانه می‌خورند و از آنجا با هواپیما رهسپار رضاییه خواهند شد.

روز پسین تلگرافی به امر شاهنشاه از سوی وزیر راه از مهاباد به نخست وزیر فرستاده شد: جناب آقای نخست وزیر در بازدیدی که ذات اقدس شاهانه امروز از سد مهاباد فرمودند، مقرر فرمودند به سازمان برنامه اطلاع دهند که هر چه زودتر مبلغ پنج میلیون ریال به اختیار بنگاه مستقل آبیاری برای تکمیل همه بررسی‌های لازم و فراخواندن کارشناسان نیازین از خارج برای زمین شناسی سد مهاباد قرار دهند. - مهندس رجبی

جناب آقای رجبی وزیر راه: به عرض پیشگاه مبارک شاهانه برسانید برای تکمیل مطالعات سد مهاباد اعتبار تامین و کلیه ماشین آلات برای حفاری برای تعیین جنس زمین و غیره سپارش داده شده. نخست وزیر - اسداله علم

در شهرستان خانه و نقده

ساعت ۱۱ بامداد روز سوم مهر ماه هواپیمای آورنده شاهنشاه آریامهر که خود خلبانی آن را انجام می‌دادند در فرودگاه خانه بر زمین نشست. در فرودگاه خانه فرماندار شهرستان نقده، روسای اداره‌های دولتی، سران عشایر و بزرگان نقده و اشنویه و خانه از شاهنشاه آریامهر پیشباز کردند. نخست تیمسار سرلشکر مبین فرمانده لشکر۵ آذربایجان خوش آمد گفت. فرماندار نقده نیز از سوی اهالی این شهرستان خوش آمد گفت و نیازهای این منطقه را به آگاهی شاهانه رسانید.

شاهنشاه آریامهر پس از پایان آیین پیشباز به پادگان خانه تشریف فرما شدند و ناهار را در باشگاه افسران در میان افسران لشکر۵ و خانواده‌های آنان خوردند. در سر میز ناهار تیمسار سرلشکر مبین فرمانده لشکر۵ آذربایجان از اینکه شاهنشاه به افسران و خانواده‌های آنان این سرفرازی را داده‌اند سپاسگزاری نمود. سپس شاهنشاه آریامهر سخنانی ایراد کردند.[۲]

این اولین مرتبه‌ای است که به خانه و این قلب کردستان غیور و نقاط مرزی و خاک سربلند ایران قدم می‌گذارم و باعث مباهات و دلخوشی است که این مرتبه اول مواجه می‌شوم با چنین تشکیلات با ابهت و کامل نظامی. کمتر نقاطی در مملکت موجود است که از لحاظ وسایل نظامی و سربازخانه و متعلقات آن چنین وضع مرتب و تکمیلی داشته‌باشد البته از لحاظ فنی و روحی لازم است واحدهای دورافتاده مرزی از حداکثر وسایل بهره‌مند باشند. لابد آقایان افسران در مرکز بوده و به اندازه کافی اطلاع دارید که مثلاً در پادگان مرکز و پایتخت سربازخانه‌های ما چه ترتیبی دارند، و همچنین وسیله زندگی افسران و درجه‌داران و افراد آن نسبت به شما تا چه اندازه ناقص و پایین‌تر است، ولی می‌دانید که ما از شما افرادی که در این مرز پاسداری می‌نمایید و پرچم ایران را در اهتزاز نگه می‌دارید چه می‌خواهیم؟ آن انجام وظیفه‌ای است که برایتان از هر لحاظ روشن است، ولی شما هم باید بدانید که چرا انجام وظیفه را می‌کنید.

این صرفاً به خاطر نگهداری فقط نام ایران نیست. این صرفاً به خاطر مباهات به اینکه ما تاریخ پرافتخار گذشته داشته‌ایم نیست. این فقط برای این نیست که ما سعدی و حافظ داشته‌ایم یا بعضی از سرداران بزرگ ما در سابق دفاع کرده‌اند. این وظیفه‌ای که شما امروز انجام می‌دهید، صرفاً همان طور که گفتم برای نگهداری این اسم نیست، این برای ایرانی است که باید در زمره ملل جهان و دنیای امروز و دنیای متمدنی که به این سرعت پیش می‌رود جای عالی و شرافتمندانه‌ای میان دیگران برای خودش باز بکند و با افتخار آن را نگاه دارد. این مملکتی است که ما با کوشش و عزم آهنین و با تلاش روزافزون همه با هم برای آبادکردن آن اقدام می‌کنیم و عمل می‌کنیم. کارهای ما در یک نقطه نیست و اصلاحاتی که ما شروع کرده‌ایم همه‌جانبه است. هم اصلاحات اداری، و هم به خصوص اصلاح جامعه ایران. جمعیت ایران و تمام افرادی که تشکیل این مملکت و این جامعه را می‌دهند، باید زندگیشان و رسومشان و طرز عملشان بر پایه مترقی‌ترین طرق اجتماعی عصر امروز ما باشد. همین کار را می‌کنیم، منتهی بی سر و صدا. چون به ظواهر توجه نمی‌کنیم شاید این همه اقدامات اجتماعی بدون سر و صدای زیاد و جنجال پیش می‌رود و هنوز به آن وظیفه‌مان درست پی نمی‌بریم. ولی شما باید بدانید که اگر ارتش ما در آینده محدودتر بشود، از لحاظ مقدار و کمیت کوچکتر بشود، ولی از لحاظ کیفیت به مراتب قویتر خواهدبود و به خصوص از لحاظ روحی با داشتن یک کادر کامل و منزه و مؤمن و مطمئن که یک قسمت آن را تشکیل می‌دهید، به این مراحل برسد.

در این راه این عزم و اراده ما البته خلل‌ناپذیر است. هر فردی چه در گذشته و چه در حال منحرف بشود نمی‌توانیم از تقصیرش چشم‌پوشی بکنیم، ولو اینکه در گذشته خدمات برجسته‌ای هم انجام داده‌است. هیچ کس نمی‌تواند انتظار داشته‌باشد که اگر خدمتی هم کرده باشد، برای عمل خلاف خود بخشیده بشود. در جامعۀ سربازی یک چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. وقتی که مبنای این جامعه نظامی ما بر پایه چنین عزم استواری بنا نهاده‌شود، این مسلماً در روحیه تمام عناصری که با پاکی و با صمیمیت و با ایمان به انجام وظیفه و در واقع با طهارت کار می‌کنند و خدمت می‌کنند و در خیلی نقاط زحمت می‌کشند و در بعضی نقاط از وسایل اولیه زندگی محروم هستند، مؤثر خواهدبود. این برای آنها موجب کمال خوشوقتی است، و شوق به خدمت ایجاد می‌کند. من نمی‌توانم بگویم که فردا این لشکر و این تأسیسات به چه صورتی درخواهدآمد و آیا وظیفه شما در این نقطه باز هم مدتی ادامه خواهد داشت؟ ولی می‌دانم و مطمئن هستم و آرزومی‌کنم که هر جا که باشید، در کمال صداقت به وظایف خود عمل کنید و خداوند بزرگ که کرم و الطافش بی پایان است، شما را تحت توجهات و در پناه خود نگاه خواهدداشت.

شاهنشاه آریامهر در ساعت ۱۵ و پانزده دقیقه با خودروی روباز رهسپار فرودگاه خانه گردیدند. عشایر کرد سوار بر اسب، با پرچم‌های زیبای سه رنگ شیر و خورشید نسان گرداگرد فرودگاه نظامی خانه را گرفته بودند و احساسات شورانگیز و ستایش آمیزی به شاهنشاه ابراز می‌داشتند. شاهنشاه نیز با خودرو از برابر همه عشایر گذشتند و با تکان دادن دست به ابراز احساسات آنان پاسخ دادند. ساعت ۱۵ و چهل و پنج دقیقه اعلیحضرت همایونی با یک فروند هواپیما که خود خلبانی می‌کردند از فرودگاه خانه به سوی رضاییه پرواز کردند.

در رضاییه

شاهنشاه در بالکن ساختمان شهرداری رضاییه برای مردم سخنرانی می کنند
شاهنشاه استادیوم رضا پهلوی در رضاییه را می گشایند
شاهنشاه در بازدید از جمعیت خیریه فرح پهلوی
شاهنشاه در زیوه اسناد مالکیت را به کشاورزان عشایر دادند
کشاورزان عشایر سندهای مالکیت را در زیوه از شاهنشاه دریافت می دارند

۳ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۱۶ و پانزده دقیقه هوایپمای شاهنشاه و چهار هواپیمای دیگر که آن را اسکورت می‌کردند، وارد فرودگاه رضاییه شدند. نخست تیمسار سرلشگر دیلمی استاندار آذربایجان خوش آمد گفت. سپس تیمسار سرلشکر دکتر شفقت فرمانده لشکر۴ رضاییه گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانید. آنگاه دست موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و شاهنشاه آریامهر از برابر گارد احترام گذشتند. در برابر صف پیشاهنگان و دانش آموزان دختر پیشاهنگی هنگام فراداشت دسته گل از سوی پیشاهنگان خوش آمد گفت. سپس شاهنشاه سوار بر خودروی روباز شدند و به سوی مرکز شهر راه افتادند. در مسیر همایونی ده‌ها هزار تن از اهالی رضاییه از زن و مرد ایستاده بودند و ورود شاهنشاه را گلریزان کردند. بیش از بیست راس گاو و گوسفند از سوی اهالی زیر پای شاهنشاه قربانی شدند. احساسات دانش آموزان و مردم شاهدوست رضاییه به شاهنشاه بی همانند و بی سابقه بود. خودروی شاهنشاه در برابر کاخ استانداری بازایستاد و شاهنشاه وارد کاخ استانداری شدند. در ورودی استانداری ملایان رضاییه صف کشیده بودند و از شاهنشاه پیشباز شایانی کردند. آیت اله نجفی به نمایندگی از سوی معممین ومردم شهر خوش آمد گفت و برای تندرستی شاهنشاه ایران و والاحضرت ولیعهد ایران دست به دعا برداشت. درمیدان استانداری بیش از ۵۰ هزار تن از اهالی شهر از زن و مرد و کوچک و بزرگ با کف زدن‌های شدید و فریاد « جاوید شاه » میدان را به لرزه درآورده بودند. اعلیحضرت همایونی به بالکن ساختمان کاخ استانداری تشریف فرما شدند و با بلند کردن دست به ابراز احساسات مردم پاسخ دادند. آنگاه شاهنشاه پشت میکروفن قرار گرفتند و چنین گفتند: [۳] سخنان آریامهر چندین بار با ابراز احساسات مردم و غریو جاوید شاه مردم بازایستاد.

مردم شریف و نجیب رضاییه هر مرتبه‌ای که من به شهر شما قدم می‌گذارم، در تجدید دیداری که با شما مردم غیور و زحمتکش می‌کنم به همان نسبت در اولین دیدار تحت تأثیر احساساتی قرارمی‌گیرم که شما مردم روی اصل وطن‌خواهی و رشد اجتماعی و تشخیص منافع ملی خود نسبت به من ابراز می‌کنید. این روحیه شما نشان‌دهنده بالاترین تضمین استقلال و آزادی این مملکت است. ولی این روحیه‌ای که امروز شما نشان داده‌اید و همان طور احساسات متقابلی که من همیشه نسبت به شما داشته‌ام، برای این نیست که ما فقط اکتفا بکنیم به اینکه استقلال مملکت را حفظ می‌کنیم. البته این خودش خیلی ارزش دارد هر فردی، هر رئیس خانواده‌ای، هر عضو خانواده‌ای البته این را باید همیشه عالیترین هدف خود بداند و ما به این قانع نیستیم که فقط اسم ایران عزیز را در صفحات تاریخ خود نگه داریم.

هدف ما این است که ایران و استقلال ایران و تمامیت ایران معنی دیگری داشته‌باشد و آن این است که مملکت ما امروز در قرن بیستم هماهنگ و دوش‌به‌دوش مترقی‌ترین ممالک دنیا پیش برود. برای این کار تمام استعدادهای فطری و جسمی مملکت باید به کار بیفتد و آن هم در محیط عدالت اجتماعی، عدالتی که از هیچ جای دیگر کمتر نباشد، بلکه روی اصل سوابق تاریخی و سنن ملی و ثباتی که خداوند به ما داده‌است، ما بتوانیم با آسودگی، با فراغت، ولی ضمناً با سرعت تمام به پیشرفت اجتماعی که در قرن بیستم یک مملکتی می‌تواند به آن افتخار کند نائل بشویم. در همه زمینه‌ها شروع کرده‌ایم به یک تحول عظیم اجتماعی و آن چیزی است که هفتادوپنج درصد افراد مملکت مشمول آن می‌شود و آن اصلاحات ارضی است.

سخنانی را که در این باب به کرات در نقاط مختلف ایراد کرده‌ام مرور بکنید، بخوانید و بشنوید، خواهید دید که این اصلاحاتی که در نظر است چقدر عمیق و دامنه‌دار است. همچنین در شئون طبقات دیگر، در شئون کارگران، در شئون کارمندان دولت، در شئون پیشه‌وران، در تمام شئون اجتماعی، همین تحول عمیق را وجهه همت و پیشه خود خواهیم کرد. از مجموع این اقدامات امیدوارم در آینده نزدیکی چنان جامعه پیشرفته و استوار و قوی به وجود بیاید، و مملکتی که واقعاً همه نوع نعمتها نسبت به آن ارزانی شده‌است به منزلتی نایل بشود که مورد غبطه سایرین واقع گردد، و ما به نوبه خود بتوانیم اگر لازم باشد دست دیگران را بگیریم و به آنها تا آنجایی که می‌توانیم مساعدت بکنیم. اما از لحاظ امکاناتی که شما مردم این استان دارید لابد محتاج به ذکر نیست که چقدر از لحاظ طبیعت خداوند مساعدت کرده‌است. این مساعدت خداوند را باید با بازوی شما مردان غیور و زحمتکش تکمیل بکنیم و از آن بهره‌برداری بکنیم و با عدالت اجتماعی که قبلاً ذکر آن شد حداکثر بهره را به حداکثر افراد برسانیم. از مرتبه قبل که به این صفحات آمده‌بودم ترقیاتی در این شهر کاملاً به چشم می‌خورد. شهر شما تغییر پیدا کرده‌است و وسایل اولیه زندگی که به خصوص آب باشد، به چشم می‌خورد که به حمدالله تا حدود تقریباً کاملی تأمین شده‌است. این اقدامات باید تکمیل بشود و به حد امکان برسد. انشاءالله وسایل امر هم فراهم خواهدشد.

در قسمت فرهنگی و بهداشت نیز پیشرفتهایی مشاهده می‌شود که در این قسمت نیز روزبه‌روز اقدامات تکاملی انجام خواهدگرفت و اما درباره امنیتی که شما دارید، لحظه‌ای توجه کنید که در نزدیکیهای شما چه خبر است. ما همه شکر خدا را می‌کنیم که ما را تحت عطوفت و عنایت خود قرار داده و می‌توانیم با فراغ خاطر و نقشه‌ای صحیح به آینده نگاه کنیم و به آن امیدوار باشیم. پس همه در راه اعتلای وطن، در راه عدالت اجتماعی، و در راه پیشرفت روزانه بکوشیم و همه در هر قسمت مملکت دست به دست هم بدهیم تا هدفهای مقدس ملی خود را به خواست خداوند هر چه زودتر به دست بیاوریم. این است که شما اهالی این شهر که رابطه خاصی با خانواده من یعنی با اسم پدر من دارد، جای مخصوصی در قلب من دارید. همگی شما را به خداوند می‌سپارم و سعادت و نیکبختی همگی را از درگاه احدیت مسئلت می‌نمایم.

۴ مهر ماه ۱۳۴۱ از ساعت هشت و سی دقیقه بامداد کم کم قضات و رییس‌های اداره‌های دولتی، هموندان انجمن شهر، بزرگان و سران عشایر و نمایندگان اقلیت‌های مذهبی، بازرگانان و مالکین، افسران بازنشستنه در سالن شهرداری رضاییه به پیشگاه شاهنشاه بار یافتند. شاهنشاه از یکایک مسولین امور در باره خویشکاری هایشان پرسش‌هایی فرمودند که پاسخ‌ها به آگاهی همایونی رسید. رییس انجمن شهر رضاییه از شاهنشاه درخواست کرد که راه آهن به رضاییه کشیده شود. شاهنشاه آریامهر فرمودند که در این باره باره بررسی‌هایی انجام یابد. ساعت ۱۰ و نیم این آیین پایان یافت و شاهنشاه رهسپار پادگان رضاییه شدند و قرار است پس از بازدید از سرباز خانه تاسیسات آب شهر را بگشایند.

پس از نیمروز شاهنشاه از کودکستان جمعیت خیریه فرح پهلوی در رضاییه دیدن کردند. هنگامی که شاهنشاه به پهنه کودکستان گام نهادند، مدیر کودکستان خوش آمد گفت و شاهنشاه آریامهر بانوان هموند جمعیت خیریه مورد مهر همایونی قرار دادند و از وضع کودکستان و شمار کودکان و دیگر کودکستان‌های رضاییه پرسش‌های فرمودند. هنگامی که شاهنشاه از کلاس‌های کودکستان دیدن می‌کردند، کودکان به سرفرازی ورود شاهنشاه سرود خواندند. یکی از کودکان پس از خواندن چامه‌ای برای والاحضرت ولیعهد پیشکش برای ایشان به پیشگاه شاهنشاه فراداشت. آنگاه شاهنشاه از شیرخوارگاه جمعیت نیز بازدید فرمودند.

ساعت ۱۵ و چهل دقیقه شاهنشاه از بیمارستان پهلوی رضاییه بازدید کردند. پزشکان و کارکنان بیمارستان با ابراز احساسات شدید ورود اعلیحضرت همایونی را گرامی داشتند. دکتر علی امبر فرزانه کفیل بهداری و رییس بیمارستان پهلوی رضاییه خوش آمد گفت و گزارش امور بیمارستان را به آگاهی شاهانه رسانید. سپس شاهنشاه از بخش‌های گوناگون بیمارستان بازدید کردند و بیماران را مورد مهر شاهانه قرار دادند. در یکی از اتاق‌های ژاندارمری بستری بود که در جریان زد و خورد با قاچاقچیان زخمی شدن بود. شاهنشاه دستور دادنداگر در این جریان تریاکی پیدا شده است پاداش به ژاندارم بستری شده داده شود. نزدیک به ساعت ۱۶ و چهل دقیقه شاهنشاه در میان شور و هیجان مردمی که در برابر بیمارستان گرد آمده بودند، بیمارستان را ترک کردند و از ساختمان نوین دفتر دفتر جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران دیدن فرمودند. در ورودی بیمارستان شیر و خورشید سرخ دکتر احمدی مدیر عامل جمعیت پس از گفتن خوش آمد، گزارشی از وضع امور بیمارستان به آگاهی شاهانه رسانید.

گشایش استادیوم رضا پهلوی

ساعت ۱۶ شاهنشاه آریامهر در آیینی که در استادیوم نوبنیاد ورزشی شهر رضاییه که به نام رضا پهلوی نامگذاری شده بود، بر پا گردید، شرکت فرمودند. در برابر استادیوم صدها تن از مردم گرد آمده بودند و با دیدن شاهنشاه احساسات پرشوری ابراز داشتند. هنگامی که شاهنشاه وارد استادیوم گردیدند، دوشیزه خردسالی خوش آمد گفت و دسته گلی فراداشت. آنگاه تیمسار سرلشکر دکتر ایزدپناه رییس سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران، روسای فدراسیون‌های ورزشی استان آذربایجان را به پیشگاه شاهنشاه شناساند. هنگامی که شاهنشاه به سالن سرپوشیده استادیوم تشریف فرما شدند، تیمسار سرلشکر دیلمی استاندار آذربایجان غربی گزارشی به آگاهی همایونی رساند و گفت: شاهنشاها اجازه می‌خواهد، به شرف عرض مبارک برساند که جوانان و قهرمانان شاهدوست رضاییه سال‌ها آرزوی بنای چنین کاخی را به دل می‌پروراندند تا در اسفند ماه سال ۱۳۳۸ بنا به اراده شاهنشاه عظیم الشان، آرزوی ورزشکاران تحقق یافت و عملیات ساختمانی این استادیوم آغاز شد. اعتبار بنا از محل صدی سه سهمیه تربیت بدنی و کمک سازمان تربیت بدنی مرکر تامین گردید. تاکنون مبلغ سه میلیون و پانصد هزار ریال برای تکمیل آن هزینه شده است و اکنون این استادیوم مورد استفاده جوانان و ورزشکاران قرارگرفته است. در پایان از پیشگاه شاهنشاه استدعا می‌کنم که کاخ ورزش رضاییه را که به نام والاحضرت ولیعهد رضا پهلوی نامیده شده است را بگشایند.

در این هنگام شاهنشاه در میان پرشورترین ابراز احساسات جوانان و ورزشکاران با بریدن نوار سه رنگ استادیوم را گشودند. سپس شاهنشاه با پرتاب یک توپ بسکتبال به میان سالن پروانه دادند مسابقه بسکتبال میان دو تیم آغاز گردد. پس از آن شاهنشاه به پهنه استادیوم ورزشی تشریف فرما شدند و سلام شاهنشاه نواخته شد . سرپرست تربیت بدنی آذربایجان گزارشی به آگاهی همایونی رساند. آنگاه آیین برافراشتن پرچم و رژه ورزشکاران برگزار گردید و برنامه جشن ورزشی و مسابقه‌های دو و نرمش‌های گروهی در چندین بخش در پیشگاه شاهنشاه انجام شد. در پایان آیین نیایش ورزشکاران انجام گرفت و همه کسانی که در این آیین شرکت داشتند برای تندرستی شاهنشاه دست به نیایش برداشتند.

شاهنشاه آریامهر در ساعت ۱۸ و بیست و پنج دقیقه از دبیرستان شاهدخت رضاییه دیدن کردند. هنگام ورود مدیر دبیرستان خوش آمد گفت و دانش آموزان مقدم شاهنشاه را گلباران نمودند. شاهنشاه سپس از بخش‌های گوناگون دبیرستان شاهدخت بازدید کردند و در تالار نمایش دبیرستان، نخست چند تن از دختران به سرفرازی شاهنشاه سرود خواندند و سپس رییس فرهنگ استان آذربایجان عربی گزارش فرهنگی به آگاهی همایونی رساند و سپس چند برنامه هنری از سوی دانش آموزان اجرا گردید. جالب‌ترین بخش این برنامه نمایشنامه دو هزار و پانصدمین سال بنیاد شاهنشاهی ایران بود که از سوی دانش آموزان دبیرستان‌های پسران رضاییه اجرا گردید.

شبانگاه شاهنشاه آریامهر در میهمانی شامی که از سوی شهرداری برگزار شده بود، شرکت فرمودند. روسای اداره‌های دولتی و شماری از سران و بزرگان شهر سرافرازی بودن در این جشن را داشتند. هم چنین در میدان برابر شهرداری رضاییه آتش بازی زیبایی انجام گردید.

مانور لشکر رضاییه در بلندای راه بندر گلمانخانه

۵ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت هشت و نیم بامداد شاهنشاه آریامهر از ساختمان نوین دادگستری و بانک ملی رضاییه بازدید کردند. ساعت ۹ و ده دقیقه اعلیحضرت به ساختمان تلفن خودکار تشریف فرما شدند. نخست مهندس مشیری مدیر کل شرکت تلفن گزارش وضع تلفن خودکار را به آگاهی همایونی رسانید، سپس شاهنشاه از همه بخش‌های ساختمان تلفن خودکار بازدید فرمودند.

آنگاه شاهنشاه در میان ابراز احساسات بی همانند اهالی رضاییه که در دو سوی خیابان‌ها صف کشیده بودند، رهسپار جای مانور لشکر۴ در بلندای راه بندر گلمانخانه گردیدند. مانور در چهار بخش آغاز شد: الف - شناسایی و اجرای آتش، تهیه از سوی گروه هوایی برای ۸ دقیقه ب- اجرای آتش‌های تهیه از سوی یکان‌های پشتیبانی برای ۵ دقیقه ج- آغاز حمله یکان‌های پیاده با همکاری ارابه و پشتیبانی توپخانه د- اشغال هدف و تجدید سازمان و تعقیب عناصر منهزم دشمن به وسیله آتش هواپیما.

نیم روز مانور به پایان رسید و شاهنشاه در میان ابراز شور و هیجان اهالی رهسپار اقامتگاه ویژه گردیدند.

در زیوه چهل کیلومتری رضاییه

۶ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۸ و بیست دقیقه روز آدینه اعلیحضرت همایونی با یک دستگاه خودرو استیشن برای دادن اسناد مالکیت رهسپار ۶ قریه از محال « مرگور » و « ترگور »به بخش « زیوه » در چهل کیلومتری رضاییه شدند. در درازای راه اهالی همه قریه‌های نزدیک در کنار جاده صف کشیده بودند و با ساز و پایکوبی و دست افشانی از شاهنشاه پیشباز کردند. در قریه « زرگه » که اهالی آن با پوشاک محلی دو سوی جاده ایستاده بودند و نسبت به شخص اول کشور به شدت ابراز احساسات می‌کردند، شاهنشاه دستور دادند که خودرو بازایستد و سپس پیاده شدند و به سوی جمعیت رفتند. در این هنگام پسر بچه خردسالی خوش آمد گفت. شاهنشاه کودک را نوازش کردند و از کدخدای قریه « زرگه » که در برابر جمعیت ایستاده بود، درباره وضع قریه زرگه و شمار اهالی و امور کشاورزی برزگران پرسش‌هایی فرمودند. سپس اعلیحضرت از خود کشاورزان پرسش‌هایی درباره چگونگی زندگی آنها فرمودند که هر یک با شور و شوق فراوان به پرسش‌های شاهنشاه پاسخ می‌دادند. پس از پایان گفتگوی شاه و مردم اعلیحضرت همایونی به راه خویش ادامه دادند و در قریه « گرانا » دوباره از خودرو پیاده شدند و با مردم و کشاورزانی که در دو سوی جاده ایستاده بودند به گفتگو پرداختند و از پسر مالک قریه پرسش‌هایی نمودند. در درازای راه چند راس گاو و گوسفند از سوی کشاورزان قربانی شد.

برابر ساعت ۹ و سی دقیقه خودروی آورنده شاهنشاه به بخش « زیوه » رسید. نخست تیمسارسرتیپ صدری معاون لشکر۵ خانه و فرمانده پادگان « زیوه » خوش آمد گفت و گزارش نظامی به آگاهی همایونی رساند. آنگاه دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و گارد احترام آیین احترام را به جای آورد. سپس شاهنشاه از برابر گارد احترام گذشتند و به سوی پیشبازکنندگان با پوشاک محلی رفتند. ملایان همه به پای بوس شاهنشاه آریامهر آمده بودند و سران عشایر و روسای ادارات نیز در صف پیشبازکنندگان بودند. در برابر صف فرهنگیان دختر خردسالی دسته گلی فراداشت و خوش آمد گفت.

شاهنشاه آریامهر از مسول فرهنگ « زیوه » درباره وضع فرهنگ و شمار دانش آموزان و مدرسه‌ها و روش درس دادن آموزشگاه‌ها پرسش‌هایی فرمودند که پاسخ داده شد. در برابر ملایان زیوه اعلیحضرت بازایستادند و عبداله امامی از سوی روحانیون ورود شاهنشاه را خوش آمد گفت و افزود: اعلیحضرتا، ما از درگاه خداوند متعال پیوسته سلامتی و بقای سلطنت شاهنشاهی را که همیشه در ترویج شعائر مدهبی سعی می‌فرمایند مسئلت داریم.

شاهنشاه از رییس درمانگاه زیوه درباره بهداشت مردم پرسش‌هایی فرمودند، سرپرست پاسخ داد که وضع ساختمانی درمانگاه ما خوب است، اما دارو و وسایل کم داریم که فعلا آن را با کمک لشکر فراهم می‌سازیم. درخواست ما اینست که شاهنشاه در این باره دستور فرمایند توجه بیشتری بشود.

در برابر صف عشایر محمد امین حاتمی رییس ایل « هرکی » از سوی عشایر خوش آمد گفت و مراتب جانبازی و فداکاری افراد ایل هرکی و همه عشایر ان منطقه را در راه خدمت به شاه و میهن ابراز داشت. شاهنشاه پرسیدند: ایل هرکی چند ده و چقدر جمعیت دارد. پاسخ داده شد: « ایل هرکی » در ۴۲ پارچه آبادی زندگی می‌کند که بیشتر آنها خالصه است و اخیرا تقسیم این زمین‌ها میان کشاورزان آغاز شده است. شمار افراد ایل هرکی پنج هزار تن می‌باشد که در این منطقه به سر می‌برند. شاهنشاه فرمودند منطقه شما واقعا بهشت است و استعداد زیادی برای پیشرفت دارد. حاتمی گفت که در این منطقه ما چهل تراکتور داریم. وضع زندگی افراد ایل ما به لطف و عنایت شاهنشاه رعیت پرور بسیار خوب است و روز به روز به سوی تمدن و ترقی پیش می‌رویم. ما عشایر مرزنشین این منطقه در مقابل دشمنان سپر استواری هستیم و به سهم خود حافظ استقلال و عظمت شاهنشاهی ایران می‌باشیم و تنها تقاضای ما این است که امر فرمایند به وضع بهداشت ما توجه بیشتری بشود.

در پادگان زیوه و آیین تقسیم اسناد مالکیت به برزگران

شاهنشاه هنگام گفتگو با سران عشایر
شاهنشاه در بازدید از منبع آبیاری مرند
شاهنشاه در بازدید از آذربایجان

شاهنشاه آریامهر پس از ابراز مهر شاهانه نسبت به سران و افراد عشایر که به شدت ابراز احساسات می‌کردند از برابر گروه پیشبازکنندگان گذشتند و رهسپار پادگان زیوه گردیدند. شاهنشاه آریامهر پس از بازدید از پادگان و چادرهای سربازان از « ماکت » برجسته‌ای که نمودار گویایی از وضع منطقه مرکزی « مرگور » بود، بازدید فرمودند و سپس به زمین چمن سرسبز و در کنار کوه « دالدن پرداغ » که برای انجام آیین تقسیم اسناد مالکیت ویژه شده بود، رفتند.

هنگام ورود شاهنشاه از سوی کشاورزان و اهالی احساسات گرم و پرشوری ابراز شد. آنگاه مهندس خلخالی رییس اصلاحات ارضی آذربایجان خوش آمد گفت و آماده بودن اسناد مالکیت را برای تقسیم میان کشاورزان را به آگاهی رسانند و گزارشی درباره زمین‌های کشاورزی داد. مدیرکل خالصجات گزارش رسایی از جریان تقسیم املاک خالصه در آذربایجان و پیشرفتی که در زمانی کوتاه آن گونه که مورد نظر شاهنشاه است، به دست آمده را به آگاهی رساند. وی افزود که زمین‌های خالصه‌ای که امروز سندهای مالکیت آن به دست شاهنشاه به کشاورزان داده می‌شود، عبارت از شش پارچه از قریه محال « مرگور » و « ترگور » می‌باشد. سپس شاهنشاه اسناد مالکیت قریه‌های نامبرده را به نمایندگان کشاورزان دادند. پس از پایان آیین دادن سندهای مالکیت زمین‌ها، یکی از کشاورزان به نمایندگی از سوی کشاوران پیشین و مالکین نوین با سپاسگزاری افزود: ما کشاورزان این ناحیه امیدواریم تحت توجهات مخصوص شاهنشاه، روز به روز عواید و درآمدمان افزوده شود و رضایت آن پدر تاجدار را در راه خدمت به مملکت جلب کنیم.

آنگاه شاهنشاه آریامهر بیاناتی به کشاورزان و اهالی قریه و روستاها ایراد کردند:[۴]

در این چند ماه اخیر، فرصت‌های زیادی پیدا شد که به این کاری که از قدیم و زمانی پیش به آن علاقمند بودیم، اقدام کردیم و خوشبختانه امروز نیز می‌توانیم شاهد اعطای سند مالکیت عده‌ای از کشاورزان زخمتکش این مملکت باشیم. دهات خالصه، متاسفانه در گذشته شاید از مخروبه‌ترین آبادی‌ها و دهات مملکت بوده است، چون تکلیفش روشننبوده و اصولا دولت مالک خوبی نیست و رعیت وقتی که حس مالکیت نداشته است، قاعدتا نان بخور و نمیری بیشتر به دست نمی‌آورد. یعنی اینکه زحمت نمی‌کشد که به دست بیاورد. اینست که خالصجات ما معمولا دهات مخروبه تاسف آمیزی بوده. لایحه برای تقسیم خالصجات دلایلی داشته است که امیدوارم این عللی هر چه زودتر برطرف شود و تقسیم این خالصجات هم مثل دهاتی که مشمول اصلاحات ارضی است به همان سرعت پیش برودو در مدت کمی کاملا به دست برزگران محل آن خالصجات تقسیم شود. در اهمیت این اقدام به اندازه کافی صحبت شده است، فقط از موقعیت این محلی قدری صحبت بکنیم و آن این است که خود من دفعه اولی است که به اینجا می‌آیم، شنیده بودم که خالصجات « مرگه ور و ترگه ور » در یک نقطه بسیار زیبای طبیعی و با استعداد واقع شده است، اما حقیقتا هیچ وقت فکر نمی‌کردم که چنین استعداد فوق العاده‌ای داشته باشد و از طرفی با این استعداد به حد کافی از آن بهره برداری نشده باشد. در این منطقه زرخیز متاسفانه، به طوری که قبلا هم اطلاع داشتم و باز هم تایید و تکرار شد و شاید یکی از پر برکت‌ترین مناطق تمام مملکت ایران باشد، شنیده‌ایم که تعداد مسلول بالنسبه زیاد است، علت را که جویا می‌شویم، جواب این است که مردم به عنوان منزل و خانه در دخمه‌هایی زندگی می‌کنند که شاید هم اگر در آنجا زندگی بکند مریض می‌شود. یعنی یک سوراخ کوچک به عنوان در هست، بدون پنجره و هیچ چیز دیگر. این اتاق‌ها نه آفتاب می‌خورد و نه هوای کافی دارد و به همین مناسبت محل مناسبی است برای رشد و نمو هر نوع میکربی منجمله میکرب سل. یا می‌بینیم که این مطقه مستعد و فوق العاده درخت ندارد. علت ر ا جویا می‌شویم، می‌گویند که درخت چون ممکن است مظهر مالکیت و عرصه آنهم باز مظهر مالکیت باشد این است که حتی المقدور سعی شده بود در گذشته درخت کاشته نشود که احیانا فکر تملک درخت و عرصه به فکر این مردمان نیفتد. این جا آثار قرون وسطایی است. این آثاریست که بحمداله با تاییدات الهی به سرعت از بین می‌رود، این دیگر غیرقابل دوام است و مسلما تا یکی دو سال دیگر آثاری از آن باقی نخواهد ماند، قدرت یک مملکت را فقط می شودو می‌توان از قدرت افراد آن تشخیص و تمیز داد. افراد مملکت را هم همیشه همان طور که واضح است اکثریت یک مملکتی تشکیل می‌دهد، اما اگر اکثریت خوشبخت بود، سالم بود، و دچار امراض گوناگون نبود، می‌شود گفت که آن ملت و آن جامعه در حال سعادت و سلامت هستند والاغیر، آن نتیجه اش همین است که ما می‌بینیم، در یک چنین منطقه بهشتی تعداد مسلول متاسفانه زیاد است.

با این اقداماتی که در پیش از ما فکر می‌کنیم که همگی از آن بهره مند و برخوردار گردند. یک اکثریتی وقتی که مرفه بود، خود به خود برای سایرین ایجاد کار می‌کند و همه برای تامین و رفع احتیاجات عمومی در یک رشته به خصوص می‌توانند فعالیت بکنند و از یک زندگی مرفه و با تمدنی برخوردار باشند. ما همان طوری که باز هم بکرات گفته‌ام، یکی از هدف هایمان اضافه کردن بر تولیدات کشاورزی این مملکت است، حتی با اراضی موجود زراعتی، والا هنوز امکان هست که در این مملکت مقدار معتنابهی چند برابر اراضی موجود زراعتی را انشاالله در آینه با تهیه وسایل لازم منجمله آبیاری کافی تحت کشت قرار داد و چند برابر محصول را به طور عادی به دست آورد. ولی ما میل داریم که از همین اراضی موجود چند برابر محصول به دست بیاید و فقط با این سیاست است که درآمد یک خانواده کشاورز وقتی که چند برابر بالا رفت سطح زندگی او می‌رسد به پایه ممالک مترقی دنیا، در این راه امیدوارم که شرکت‌های تعاونی به کار خودشان کاملا مسلط و مجهز باشند و تجهیزاتشان داشتن افراد ورزیده، مانند مروجین کشاورزی و از طرف دیگر داشتن وسایل لازمه زراعت مترقیانه امروزی و ماشین الات زراعتی و کود و غیره است. کارهایی که در این منطقه به خصوص می‌شود کرد ازدیاد دامپروری و شاید تغییر نسل دام‌های موجود است. گاوهای شما به مراتب بهتر از این که هست می‌تواند بزرگتر باشد و همین طور گوسفندهایتان از حیث نوع و پشم می‌تواند بهتر شود و مجموع این فعالیت‌ها و اقدامات نتایجی خواهد داد که کشاورز ایران به خصوص در یک چنین منطقه‌ای درآمدش برسد به پای کشاورزان مرفه و خوشبخت ممالک دنیا و اما این منطقه به غیر از این محاسن و استعدادهایطبیعی و از طرف دیگر نقائصی که متاسفانه امروز مجبور شدم به آن اشاره کنم، یکی از مناطق دیگر کردستان غیور ایران است که خیلی به مرز مملکت نزدیک است. این کوه‌هایی که ما بلافاصله می‌بینیم مرز مملکت را تشکیل می‌دهد و از طرفی چقدر باعث خوشوفتی و مباهات ماست که این طور راحت و آزادانه و در کمال امنیت در این منطقه قدم می‌زنیم. یعنی هر کسی می‌تواند بیاید و برود و کسی به او کاری ندارد، دنبال کارش برود و زندگی خود و خانواده اش را فراهم بکند و از طرف دیگر با مقایسه این نعمت‌های الهی و اکتسابی با رخدادهایی که متاسفانه بغل گوش ما در جریان است و باعث این همه بدبختی و خرابی و خونریزی و بیچارگی شده است، لازم است قدر نعمت را بدانیم و شکر خدا را بکنیم که توجهات خود را از ما هیچ وقت دریغ ندارد و برای اینکه شکرگزار باشیم، اولین کار و بهترین کار این است که همیشه به فکر هم نوع خود باشیم. یک قسمت از خوشی خود را در خوشی دیگران نیز بدانیم و دست محبت و همکاری و یاری را همه به سمت همدیگر دراز بکنیم و متفقا این مملکت را به آن مدارجی برسانیم که حقا مستحق آن هستیم و اضافه بر این حق مطابق این روش‌های مترقی لیافت به دست آوردن آن را هم انشاالله خواهیم داشت.


پس از پایان بیانات شاهنشاه و گفتگوی معظم له با کشاورزان چند برنامه جالب و تماشایی همراه با دست افشانی و ساز و آواز محلی که از سوی هنرمندان قریه « نریز » انجام می‌شد در برابر شاهنشاه اجرا گردید که بی نهایت مورد توجه قرار گرفت. شاهنشاه آریامهر سی دقیقه پس از پایان این آیین با هواپیما به سوی رضاییه پرواز کردند.

اعلیحضرت همایونی برابر ساعت ۱۲ و سی دقیقه وارد رضاییه شدند. پس از ناهار و کمی استراحت، ساعت ۱۶ آیین رژه افراد لشکر۴ رضاییه در پیشگاه شاهنشاه در میدان استانداری انجام شد. برگزاری این آیین، تا ساعت ۱۷ و سی دقیقه به درازا کشید و شاهنشاه به کاخ استانداری بازگشتند. اما جمعیت انبوهی که در میدان استانداری و خیابان‌های پیرامون گرد آمده بودند به هیچ روی، از جای خود تکان نمی‌خوردند و با کف زدن‌های پیوسته و غریو « جاوید شاه » درخواست داشتند که یک بار دیگر شاهنشاه مهربان و رعیت پرور خود را ببینند، ناچار اعلیحضرت همایونی یک بار دیگر بر روی بالکن ساختمان استانداری پدیدار شدند و به ابراز شور و هیجان مردم که خیابان‌های پیرامون را به لرزه درآورده بود، پاسخ دادند.

شبانگاه از سوی لشکر۴ رضاییه میهمانی شامی در سالن شهرداری به سرفرازی تشریف فرمایی شاهنشاه برگزار شد که طبقه‌های مختلف مردم در آن حضور داشتند. روز پسین ۷ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر از رضاییه رهسپار شاهپور گردیدند.

بازدید از شاهپور - قره تپه راه ایران و اروپا - خوی

شاهنشاه از بالکن کاخ شهرداری برای مردم تبریز سخنرانی می کنند
شاهنشاه در بازدید از دانشگاه تبریز
بازدید شاهنشاه از موزه تبریز
شاهنشاه از کارخانه بافندگی آگاه در تبریز بازدید می کنند
شاهنشاه از کارخانه بافندگی آگاه در تبریز بازدید می کنند

ساعت ۱۵ و ده دقیقه روز ۷ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر با خودرو از شاهپور رهسپار خوی شدند. در درازای راه کشاورزان و اهالی دهکده‌ها برای دیدار شاهنشاه گرد آمده بودند و به شدت ابراز شور و هیجان می‌کردند. شاهنشاه آریامهر برای پاسخ دادن به این احساسات گرم و صمیمانه مردم در سه جا از خودرو پیاده شدند و با آنان به گفتگو پرداختند. شاهنشاه در « قره تپه » در نزدیکی خوی در برابر یکی از یکان‌های وزارت راه از خودرو پیاده شدند. به آگاهی همایونی رسید که قره تپه محل برخورد راه آهن شرفخانه - قطور است و این رشته را پس از گذر از مرز ایران به راه آهن ترکیه می‌پیوندد و بدین سان راه آهن سراسری ایران به اروپا پیوند می‌خورد. شاهنشاه پرسیدند درازای این خط چه اندازه است. از سوی مهندس نیامیر و مهندس معرفت نمایندگان وزارت راه به آگاهی شاهانه رسید که درازای این خط ترانزیتی تا مرز ترکیه ۱۴۱ کیلومتر است و تاکنون زیر سازی ۷۰ کیلومتری آن به پایان رسیده از سال آینده نیز ریل گذاری آن آغاز می‌گردد و در سال ۱۳۴۵ از این راه بهره برداری خواهد شد. هزینه کشیدن این راه آهن یک میلیارد و هشتصد میلیون ریال برآورده شده است که بخشی از آن از سوی سازمان پیمان مرکزی و بخشی دیگر از سوی سازمان برنامه و باقی از سوی وزارت راه پرداخت خواهد شد.

در شهرستان خوی - بازدید از پادگان خوی و بیمارستان

ساعت ۱۶ و بیست و پنج دقیقه ۷ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر وارد شهر خوی شدند. هنگام ورود شاهنشاه از سوی سرهنگ فرمنش فرمانده پادگان گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسید. دسته موزیک سلام شاهنشاه را نواخت و آیین احترام نظامی انجام یافت. آنگاه فرماندار خوی از سوی طبقات مردم آن شهر خوش آمد گفت و دسته گلی به پیشگاه اعلیحضرت شاهنشاه فراداشته شد. آخوندها نیز به پیشباز و پای بوسی آعلیحضرت آمده بودند، گفته شد که در مدرسه علوم دینی خوی هشتاد تن از طلاب سرگرم تحصیل هستند و ماهیانه ۲۰ هزار ریال کمک هزینه به همه آنان پرداخت می‌شود. یکی از دستاربندان درخواست کرد که اوامر شاهنشاه برای بستن سدی بر روی رودخانه قطور شرف صدور یابد.

شاهنشاه فرمودند در همه این راه مهمترین درخواست مردم مسئله بی آبی و یا کم آبی است و تعجب این استکه در منطقه حاصلخیز آذربایجان صحبت از بی آبیمی شود. خوشبختانه منابع آب در این نقاط در روی زمین است و با وسایل امروزی می‌شود همین آب را از قلب زمین بیرون بکشیم اما خود مردم در درجه اول باید درکارهای دسته جمعی شرکت کنند و اصولا همکاری و اشتراک مساعی با یکدیگر را یاد بگیرند. اگر خود مردم درکار تشکیل شرکت‌های تعاونی اقدام نمایند، بسیاری از مشکلاتشان که تا امروز بر طرف نشده است در پرتو این همکاری بر طرف خواهد شد.

شاهنشاهبه استاندار آذربایجان غربی فرمودند نتیجه این اقدام را به دفتر مخصوص اطلاع دهید. آنگاه شهردار خوی از سوی اهالی به شاهنشاه خوش آمد گفت و هموندان انجمن شهر را شناساند. شاهنشاه از کارهای انجمن شهر پرسیدند، پاسخ داده شد که لوله کشی آب شهر خوی تا دوماه دیگر به پایان می‌رسد و برای برنشاندن یک موتور برق ۹۵۰ کیلووات با پنج ترانسفورماتور اقدام شده است. شاهنشاه از سرپرست دادگستری پرسیدند کمبودهای کار شما چیست؟ گفته شد که همه کارها رو به راه است و کمبودی وجود ندارد. شاهنشاه از سرپرست فرهنگ درباره وضع آموزشگاه‌ها پرسش فرمودند به آگاهی همایونی رسید که در خود شهر ۲۶ دبستان و ۶ دبیرستان وجود دارد که سه دبیرستان آن کامل و سه دبیرستان دیگر که یکی از آنها حرفه‌ای است، تنها دوره اول متوسطه را دارا است. شاهنشاه از اینکه دبیرستان حرفه‌ای شهر خوی کمبودهایی دارد شگفت زده شدند و سپارش فرمودند باید به دبیرستان حرفه‌ای فوق العاده توجه شود.

سپس شاهنشاه در یک خودروی رو باز قرارگرفتند و در میان پرشورترین و هیجان انگیزترین احساسات مردم خوی رهسپار پادگان خوی گردیدند. ساعت ۱۷ و پانزده دقیقه شاهنشاه از بخش‌های گوناگون پادگان شهر خوی بازدید کردند. در ساعت ۱۷ و سی و پنج دقیقه نیز شاهنشاه از بیمارستان نوبنیاد خوی بازدید نمودند. پس از آن منبع آب شهر مورد بازدید قرارگرفت و شاهنشاه درباره چگونگی لوله کشی آب شهر پرسش‌هایی فرمودند. آنگاه شاهنشاه آریامهر برای گشودن استادیوم نوین ورزشی شهر خوی رهسپار استادیوم شدند. در برابر استادیوم تیمسار سرلشکر دکتر ایزدپناه رییس سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران و سرپرستان امور ورزشی خوی از شاهنشاه پیشباز کردند. هنگامی که شاهنشاه به استادیوم گام نهادند، غریو شادی از جوانان و ورزشکاران برخاست. فرماندار خوی گزارشی از چگونگی بنای استادیوم داد و رییس سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران گفت که پهنه این استادیوم برای فعالیت‌های ورزشی کافی نیست. شاهنشاه به وزیر کشور دستور فرمودند ۲۰۰۰ متر مربع از زمین‌های کنار استادیوم در اختیار اداره تربیت بدنی خوی گذارده شود. سپس شاهنشاه آریامهر در میان پرشورترین احساسات جوانان و ورزشکاران با بریدن نوار سه رنگ استادیوم ورزشی را گشودند.

بازدید از ماکو - شاه آباد - باغچه جوق - مرز بازرگان

شاهنشاه در شهر مرزی « دوغه بایزید » در ترکیه
شاهنشاه سندهای مالکیت زمین‌ها را به روستاییان کشاورز می‌دهند

روز ۸ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت هشت بامداد شاهنشاه با خودرو از خوی رهسپار ماکو گردیدند. در همه مسیر راه عشایر و اهالی روستاهای پیرامون در کنار جاده صف کشید و تاق نصرت‌هایی بسته بودند و پای تاق نصرت‌ها با ساز و دهل به شادمانی و پایکوبی سرگرم بودند و به شاهنشاه آریامهر ابراز شور و هیجان می‌کردند. در بخش « شاه آباد » در شش فرسنگی ماکو، رییس‌های اداره‌های دولتی، هموندان انجمن شهر، نمایندگان عشایر و قاطبه طبقات مختلف مردم به پیشباز آمده بودند. شاهنشاه آریامهر در شاه آباد درنگ کردند و بخشدار خوش آمد گفت. سپس نماینده عشایر با خوش آمد گویی آمادگی عشایر و اهالی را برای جانبازی در راه شاه و میهن را ابراز داشت. شاهنشاه پرسش‌هایی درباره وضع زندگی مردم کردند.

در یک کیلومتری شهرستان ماکو، گارد احترام و دسته موزیک پادگان صف کشیده بودند و فرماندار، فرمانده پادگان، روسای ادارات دولتی، هموندان انجمن شهر، نمایندگان عشایر و قاطبه اهالی، دانش آموزان و پیشاهنگان به پیشباز آمده بودند. در برابر صف نمایندگان عشایر یکی از نمایندگان خوش آمد گفت و آمادگی عشایر را برای جانبازی در راه حفظ استقلال کشورو تاج و تخت شاهنشاه معروض داشت. در برابر صف دانش آموزان و پیشاهنگان یکی از دانش آموزان خردسال خوش آمد گفت و دسته گلی فراداشت. شاهنشاه سپس با خودرو رهسپار شهر شدند. در درازای راه اهالی ماکو و عشایر و مردم روستاهای پیرامون برای دیدار شاهنشاه آمده بودند و در دو سوی خیابان‌ها صف کشیده بودند و به شاهنشاه ابراز شور و هیجان می‌کردند.

اعلیحضرت همایون در شهرستان ماکو از بیمارستان شیر و خورشید سرخ پادگان نظامی بازدید فرمودند و ناهار را در ساختمان « باغچه جوق » خوردند. شاهنشاه آریامهر ساعت ۱۵ رهسپار مرز بازرگان که در دو کیلومتری ماکو است، گردیدند. ساعت ۱۶ اسناد مالکیت کشاورزان « قطور » به دست مبارک شاهنشاه به کشاورزان داده می‌شود. پس از آن شاهنشاه به ماکو بازمی‌گردند و روز پسین رهسپار جلفا خواهند گردید.

ایوار شاهنشاه آریامهر از موسسات گمرک بازرگان دیدن کردند. هنگامی که شاهنشاه به پهنه گمرک بازرگان گام نهادند از سوی ستوان پورشهاب فرمانده گروهان مرزی گزارش نظامی به آگاهی شاهانه رسید. آنگاه سرپرستان گمرک، قرنطیه و پست و تلگراف بازرگان قرار گرفتند. سپس گروهان بازرگان مورد بازدید شاهنشاه قرار گرفت. شاهنشاه پس از دیدن موسسات گمرک به مرز ایران و ترکیه گام نهادند. در آنجا فرماندار « دوغوبایزید » شهر مرزی ترکیه به شاهنشاه خوش آمد گفت. شاهنشاه در پاسخ خوش آمد آقای بهادرپور فرماندار دوغوبایزید فرمودند:

خوشحالیم که چنین دوستی و محبتی روی نوار مرزی از طرف ماموران دو کشور بوجود آمده است. انشاالله در نظر داریم ساختمان جاده بسیار خوبی را از سال آینده شروع کنیم که به این نقطه ختم شود. راه آهن ایران که از قطور خواهد گذشت و به ترکیه خواهد رسید، ارتباط ما را به کشور شما برقرار خواهد ساخت و راه آهن ما از راه ترکیه به اروپا متصل خواهد شد.

سپس شاهنشاه بنا به خواهش فرماندار دوغوبایزید به خاک ترکیه گام نهادند، از سوی گروهان مرزی ترکیه آیین احترامات نظامی انجام یافت و شاهنشاه از افسران ترک و گارد احترام سان دیدند. گروهی از مرزنشینان ترکیه در مرز دو کشور اجتماع کرده بودند و احساسات بسیار پرشوری نسبت به شاهنشاه آریامهر ابراز می‌داشتند. شاهنشاه در پاسخ به این احساسات پر شور و گرم و دوستانه با خانواده‌های مرزنشینان ترکیه به گفتگو پرداختند و از آنان جویای حالشان شدند.

دادن اسناد مالکیت کشاورزان

شاهنشاه نمایشگاه کشاورزی تبریز را می گشایند ۱۱ مهر ۱۳۴۱
شاهنشاه در بازدید از غرفه کارهای دستی ۱۱ مهر ۱۳۴۱

در ساعت ۱۷ و سی دقیقه شاهنشاه برای دادن اسناد مالکیت زمین‌های خالصه با خودرو از بازرگان رهسپار « چمن باغچه چوق » شدند. در این جا فرماندار ماکو، شهردار، روسای سازمان‌های اداری، معتمدان محل سازمان‌ها اداری، معتمدان محل، هموندان انجمن شهر و طبقات مختلف مردم و کشاورزان از شاهنشاه آریامهر پیشباز کردند. در آغاز مدیر عامل بنگاه خالصه گزارشی پیرامون املاک واگذاری این منطقه به آگاهی همایونی رسانید و درخواست کرد که شاهنشاه اسناد مالکیت کشاورزان را به نمایندگان آنان بدهند. شاهنشاه آریامهر پس از دادن اسناد مالکیت کشاورزان گفتند: [۵]

باعث مسرت است که امروز فرصت آن پیداشد که بار دیگر بتوانیم اسناد مالکیت زمینهای خالصه قطور را بین ۱۳۶ نفر از افراد زارع و زحمتکش مملکت تقسیم کنیم. سعی کردم تا جایی که ممکن باشد با یکایک این افراد که به نمایندگی از طرف سایرین اسناد مالکیت را گرفته‌اند، صحبت بکنیم و به خصوص بفهمیم و ببینیم که معنی این کار، یعنی اصلاحات ارضی، و به خصوص مالک شدن اراضی را اینها درک می‌کنند؟ خوشبختانه دیدم که همه کاملاً به این اصل واقف هستند و به خصوص همان طور که انتظار داشتم و طبیعی است انگیزه این کار را و به خصوص مفیدبودن این کار را دریافته‌اند و چون زمین را از آن خود می‌دانند، در آتیه مسلماً بیشتر زحمت خواهندکشید و اگر لازم باشد به وسیله شرکت تعاونی خودشان که الان سهم آن را خریده‌اند، بیشتر سعی خواهندکرد اراضی آنها آباد بشود و اگر تا به حال در مقابل موضوع بی آبی می‌ساختند و می‌سوختند از این به بعد به سعی خود اینها با راهنماییهای لازم که مروجین کشاورزی یا دهیاران و غیره خواهندکرد، در ازدیاد منابع آبی هم خواهند کوشید، چون می‌دانند که این زحمت و این کار مسلماً در زندگی خود آنها تأثیر خواهد داشت و به آنها کمک عمده‌ای خواهدکرد. برای خود من این نمونه‌ها و یا این امتحانات لازم نیست، چون هم اطلاع داشتم و هم به این کار همانطوری که می‌دانید از سالها پیش معتقد و مؤمن بودم و این کار را هم به خواست خداوند شروع کردیم و شاید در این منطقه دنیا این ابتکار از آن ما بوده، ولی امیدوارم که این سؤالات و جوابها برای کسانی که در محل حاضر نیستند و نمی‌توانند به چشم خودشان ببینند و یا بشنوند، مفید باشد تا بدانند که چقدر در حیات اکثریت این مملکت این مطلب مهم و عمیق لازم است.

از شهر رضائیه که حرکت کردیم پس از طی چند کیلومتر مسافت در هر جایی که اجتماعی بود و مردم آمده‌بودند که شاه خودشان را ببینند، ما توقف می‌کردیم و از حال مردم جویا می‌شدیم. البته چون مملکت در حال ترقی است، مردم به اساس زندگی دارند آشنا می‌شوند و طبعاً درخواستهای مکرری داشتند راجع به ازدیاد مثلاً کلاسهای دبستان یا دبیرستان. تقاضاشان درمانگاه بود، وسایل بهداری و بهداشت بود، و این البته مایه خوشوقتی است که مردم ما به این مطالب مهم و اساسی هم پی برده‌اند و تقاضا دارند که این نوع وسایل در اختیار آنها باشد. ولی اضافه بر این چیزی که به حیات آنها بستگی کامل دارد و می‌تواند آنها را در زندگی خوشبخت بسازد یا احیاناً زندگیشان را دچار مضیقه و سختی سازد، موضوع آب است. متأسفانه از همان چند کیلومتر تا به اینجا غیر از چهار یا پنج نقطه استثنایی همه از بی آبی شاکی بودند. البته شاید این دو سه سال خشکسالی اخیر هم مزید بر علت بوده‌است، ولی اصولاً ما باید این موضوع بی آبی یا کم آبی را حل کنیم و غیر از اشتراک مساعی بین اهالی این دهات و دستگاه‌هایی که به همین منظور ایجاد شده، که اینها از طریق بانک کشاورزی و آن هم از طریق شرکتهای تعاونی یا روستایی کمک کنند راه حل دیگری نیست. منتهی چیزی که مسلم است این است که باید تکلیف اصلاحات ارضی ما هر چیز زودتر روشن بشود که این دستگاه‌های مرکزی بانک کشاورزی و شرکتهای مشتق از آن تکلیفشان روشن باشد که با کی سر و کار دارند و به کی کمک می‌کنند و عواید این کار حاصل چه اشخاصی خواهدشد. ولی من فکر می‌کنم که حتی قبل از روشن شدن کامل تکالیف اصلاحات ارضی هر جایی که ممکن است شرکتهای تعاونی تشکیل بشود و دهقانهای ما داخل این شرکتها بشوند و از طریق مربوطه با بانکهای کشاورزی تماس حاصل بکنند و مقدمات کار را فراهم بکنند و مقارن روشن شدن تکلیف اصلاحات ارضی کار آب هم تمام بشود که بعد بیهوده ما منتظر این نباشیم، دو سه سال وقت گم بکنیم که تازه پس از اصلاحات ارضی کار آب این افراد محتاج به آب طول بکشد.

در این قسمت باید مأمورین مربوطه بنشینند و فکر بکنند و راه حلی پیدا بکنند تا انشاءالله هر چه زودتر اقدام بکنیم. ولی اینکه ما ناچار باید اصولاً فکر بکنیم که چطور آب را در مملکت بیشتر و بهتر مورد استفاده قراردهیم، امری است مسلم. خیال دارم به اولیای مربوطه دستور بدهم که یک قسمت عمده فعالیتهای کشاورزی در داخل برنامه پنج ساله سوم معطوف به پیداکردن آب و در دسترس گذاشتن آب به بزگران و کشاورزان مملکت باشد. موقعی که دهقانهای ما و برزگرهای ما بیشتر زراعت کردند و از هر هکتاری که زراعت کردند چون آب کافی در اختیار دارند محصولشان بیشتر شود، طبعاً درآمد اینها به مراتب بالاتر خواهدرفت. وقتی که درآمد اینها بالاتر رفت و بهتر لباس پوشیدند و منازل بهتری داشتند، خودبه‌خود بهداشت اینها بهتر می‌شود. همینطور در قسمت فرهنگی می‌بینیم خیلی از این دهات خودشان دبستانهایی ساخته و به اصطلاح به اختیار فرهنگ گذاشته‌اند که فرهنگ معلم و سایر کارمندان را تهیه بکند و بچه‌های اینها بتوانند درس بخوانند. بدیهی است که وقتی درآمد اینها بیشتر شد در این زمینه خیلی بیشتر می‌توانند خرج بکنند و نیز در سایر رشته‌ها دهاتشان را آباد کنند.

آب آشامیدنیشان را اگر لازم باشد تصفیه بکنند و لوله‌کشی بکنند. جایی که لازم باشد برای خودشان کارخانه برق تأسیس کنند و از مواهب تمدن امروز بهره‌مند باشند و استفاده کنند.

در جلفا مرند و تبریز

شاهنشاه در کارگاه قالی بافی در آذربایجان
بازدید از جمعیت شیر و خورشید سرخ سراب
شاهنشاه شبکه لوله کشی آب شهر اردبیل را گشودند

۹ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت هشت و سی دقیقه بامداد شاهنشاه آریامهر با هواپیما وارد فرودگاه جلفا شدند. در فرودگاه بخشدار، روسای اداره‌های دولتی و بزرگان جلفا برای پیشباز از موکب همایونی صف کشیده بودند. آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی و شمار بسیاری از روسای اداره‌های دولتی استان نیز که برای پیشباز شاهانه به جلفا آمده بودند در فرودگاه از باشندگان بودند هم چنین نماینده بازرگانی شوروی و نمایندگان موسسه‌های ترابری (حمل و نقل ) نیز صف کشیده بودند. هنگام تشریف فرمایی شاهنشاه نخست سرهنگ زمانی فرمانده دژبانی جلفا گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانید و دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و شاهنشاه از برابر گارد احترام گذشتند. در این هنگام دختر خردسالی دسته گلی فراداشت و بخشدار جلفا از سوی روسای اداره‌های دولتی و اهالی خوش آمد گفت.

شاهنشاه از بخشدار جلفا درباره شمار جمعیت شهر و درآمد شهرداری پرسیدند. به آگاهی شاهانه رسید که درآمد شهرداری سالانه دو میلیون تومان است. شاهنشاه فرمودند با این درآمد تا پنج سال دیگر می‌توان جلفا را می‌توان به بهشت دگرگون ساخت. سپس شاهنشاه در خودروی رو باز قرار گرفتند و از فرودگاه رهسپار شهر شدند. در مسیر راه و خیابان‌ها اهالی و دانش آموزان دختر و پسر ایستاده بودند و به شاهنشاهشان ابراز شور و هیجان می‌کردند. شاهنشاه آریامهر در میان احساسات بی همانند اهالی از بخش‌های گوناگون گمرک جلفا و انبارهای آن و سپس از پارک شهر و دبیرستان پهلوی جلفا بازدید نمودند. ساعت ۹ و سی دقیثه شاهنشاه از جلفا با ترن سلطنتی رهسپار مرند شدند.

بازدید از مرند

ساعت ۱۱ و چهل و پنج دقیقه شاهنشاه آریامهر با ترن سلطنتی وارد ایستگاه راه آهن مرند شدند. نخست آقای احسانی فرماندار مرند در پای ترن خوش آمد گفت و آنگاه سرگرد طباطبایی فرمانده پادگان مرند گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانید. شاهنشاه از برابر گارد احترام گذشتند و در این هنگام دختر خردسالی دسته گلی فراداشت. شاهنشاه آریامهر از برابر صف ملایان و آخوندها، قضات، فرهنگیان، روسای اداره‌های دولتی، بزرگان و هموندان انجمن شهر و دانش آموزان و پیشاهنگان گذشتند. در برابر صف ملایان مرند، یکی از آخوندها به نمایندگی از سوی ملایان و اهالی شهر خوش آمد گفت. آنگاه شاهنشاه از رییس دادگاه مرند از وضع دادگاه‌ها پرسیدند. رییس دادگاه پاسخ داد که با انباشته شدن پرونده‌های موجود، شهر مرند نیاز به دادگستری دارد. شاهنشاه دستور دادند تا در مرکز در این باره اقدام نیازین انجام یابد. سپس شهردار مرند از سوی اهالی خوش آمد گفت و گزارش امور عمرانی شهر را به آگاهی شاهانه رسانید. اعلیحضرت از وضع آب و اسفالت شهر پرسش‌هایی فرمودند. شهردار گفت که شهر مرند در دست لوله کشی است و منبع آب آن ۳۰۰ متر مکعب گنجایش دارد. شاهنشاه فرمودند با جمعیت زیاد شهر، مسلما این منبع آب کافی نخواهد بود و باید در این مورد اقدام شود و یکی دو حلقه چاه عمیق حفر گردد.

شاهنشاه آریامهر یک سر از ایستگاه راه آهن رهسپار دیدن منبع آب شهر رفتند. سپس شاهنشاه به ساختمان شیر و خورشید سرخ مرند تشریف فرما شدند و از دفتر درمانگاه و اندرزگاه شیر و خورشید و بیمارستان ۲۵ تختخوابی رازی مرند که موقتا در ساختمان شیر و خورشید سرخ جای گرتفه است و هم چنین از آموزشگاه حرفه‌ای مرند بازدید کردند. شاهنشاه سپس برای بازدید از پادگان نظامی شهر که در ۸ کیلومتری شهر است رهسپار پادگان گردیدند و پس از بازدید از پادگان در میان ابراز احساسات شدید اهالی به ایستگاه راه آهن مرند رفتند و ساعت ۱۴ با ترن سلطنتی از مرند رهسپار تبریز گردیدند.

بازدید از تبریز

۹ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۱۶ و بیست و پنج دقیقه شاهنشاه آریامهر با ترن سلطنتی از مرند وارد ایستگاه راه آهن تبریز گردیدند. نصراله انتظام وزیر مشاور، تیمسار سپهبد عزیزی وزیر کشور، مهندس رجبی وزیر راه، تیمسار آریانا آجودان شاهنشاه، آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی، تیمسار سپهبد نصرالهی فرمانده ارتش یکم، روسای تشریفات دربار شاهنشاهی و آجودان‌های لشکری و کشور در رکاب اعلیحضرت شاهنشاه بودند. در ایستگاه راه آهن دکتر ارسنجانی وزیر کشاورزی، تیمسار سرتیپ آزموده فرمانده لشکر۲ آذربایجان، فرماندار، شهردار، رییس و استادان دانشگاه تبریز، قضات و افسران ارشد ارتش، روسای هیات‌های سیاسی خارجی در تبریز، روسای سازمان‌های اداری، نمایندگان طبقه‌های گوناگون مردم و نمایندگان اقلیت‌های مذهبی به پیشباز شاهنشاه آمدند. هنگامی که شاهنشاه از ترن پیاده شدند، دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و تیمسار سرتیپ رییسیان معاون لشکر۲ آذربایجان گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانید و به نمایندگی از سوی افسران و افراد لشکر۲ آذربایجان، ژاندارمری، شهربانی و سازمان نیروی مقاومت ملی به شاهنشاه خوش آمد گفت. سپس گارد احترام، آیین احترام نظامی به جای آورد و شاهنشاه از برابر افسران لشکر۲ آذربایجان گذشتند. در این هنگام نمایندگان سیاسی خارجی در تبریز به پیشگاه شاهنشاه آریامهر شناسانده شدند. سپس شاهنشاه از برابر صف قضات، روسای سازمان‌های اداری، صف هموندان انجمن شهر تبریز و صف نمایندگان اقلیت‌های مذهب، بازرگانان، اصناف و بزرگان شهر گذشتند و با هر یک گفتگو نمودند و پرسش‌هایی فرمودند.

شاهنشاه آریامهر در این هنگام به پهنه میدان راه آهن تبریز گام نهادند. در اینجا دختر خردسالی از سوی دانش آموزان و پیشاهنگان خوش آمد گفت و شاهنشاه در میان پر شورترین احساسات دانش آموزان و پیشاهنگان و همونان سازمان جوانان شیر و خورشید سرخ و اهالی با یک خودروی رو باز رهسپار استانداری شدند. در خیابان‌های مسیر زن و مرد - پیر و جوان - بزرگ و کوچک خودروی شاهنشاه را گلباران کردند. مردم دلیر و غیرتمند تبریز چنان پیشبازی تاریخی از شاهنشاه کردند که همانند نداشت. شاهنشاه در ساعت ۱۷ و پانزده دقیقه وارد کاخ استانداری آذربایجان شرقی شدند. در آنجا بانوان هموند جمعیت خیریه فرح پهلوی از شاهنشاه پیشباز کردند و بانو دهقان همسر استاندار آذربایجان شرقی و رییس جمعیت خیریه فرح پهلوی تبریز به شاهنشاه خوش آمد گفت. شاهنشاه شب را در کاخ استانداری گذراندند.

۱۰ مهر ماه ۱۳۴۱ بامدادان ملایان و آخوندها ، رییس و استادان دانشگاه تبریز، قضات و روسای سازمان‌های اداری و پایوران محلی و نمایندگان مردم به پیشگاه شاهنشاه آریامهر باریافتند. نزدیک به ساعت ده بامداد باریابی نمایندگان مردم پایان یافت و شاهنشاه به بالکن شهرداری رفتند. میدان شهرداری مملو از جمعیت بود، آنگاه شاهنشاه آریامهر سخنانی چنین ایراد کردند.: [۶]

مردم غیور و عزیز و شریف تبریز، از دیروز عصر که قدم به شهر تاریخی شما گذاشتم، تحت تأثیر استقبال و احساسات شما قرار گرفته‌ام. در ۱۳۲۶ که مرتبه اول در زمان سلطنت خودم به این شهر آمدم، پس از اینکه مملکت ایران و استان آذربایجان از آن وضع مخوف که آینده مملکت را تهدید می‌کرد، نجات پیدا کرد، شما مردم این شهر و اهالی آذربایجان نسبت به پادشاه خودتان، کسی که گفته بود حاضر است دستش قطع بشود ولی سند اضمحلال و پاشیدگی ارتش ایران و خیانت این مملکت را امضا نکند، و کسی که مطابق وظیفه سلطنت و فرماندهی قوای این مملکت در رأس قوای خودش برای پاسخ دادن به احساسات درونی شما هر نوع خطری را ندیده گرفته و هر نوع آینده‌ای ولو مخوف را استقبال کرد برای انجام همان وظیفه و در اهتزاز نگاه داشتن پرچم استقلال و تمامیت ارضی و ملیت ایران، چنان استقبال و احساساتی به خرج دادید که همین استقبال شما بهترین ضامن ادامه حیات ملی این مملکت تلقی شد و به آن استقبال اسم «استقبال تاریخی» دادند، ولی می‌خواهم بگویم که علاقه‌ای که از دیروز بعدازظهر تا به حال شما مردم قهرمان در نشان دادن احساسات خود به من نشان داده‌اید اگر بیشتر از آن دفعه نباشد، مسلماً به همان هیجان و پرشوری است. چرا؟ از لحاظ انجام وظیفه‌ای که مطابق سنن و سوابق تاریخی یک پادشاهی نسبت به شما برای حفظ شما و استقلال شما کرده‌است. البته این وظیفه را ادامه دادیم. ولی شخصاً فکر می‌کنم که این شور و هیجان شما اضافه بر آن علل پیش گفته، دلایل دیگری دارد و آن این است که من و شما یک شکل فکر می‌کنیم و قلب ما به یک آهنگ ضربان دارد. به واسطه این رابطه قلبی و روحی خداوند خواسته‌است که من بتوانم خواسته‌های حقیقی آمال و آرزوهای شما را درک بکنم و پیش‌بینی بکنم و همیشه به حمدالله چند قدمی از جبر تاریخ و احتیاجات اجتماعی به جلو باشم که همین باعث این بشود که ملت ایران و مملکت ایران در این دنیای آشفته در امن و امان بماند و از لحاظ اجتماعی به کارهایی که لازم است دست بزند و در میان ملل راقیه دنیا ما بتوانیم جای خود را باز کنیم، حفظ کنیم و اسم خود را نگه داریم و مملکت را به نسلهای آینده تحویل دهیم.

این پیش‌بینی‌های اجتماعی در هر رشته‌ای انجام می‌شود و خواهدشد. هدف ما رساندن عموم ملت است به آمال خود و به یک سطح زندگانی اجتماعی که مطابق شئون ملی ما باشد. چه طبقه‌ای امروز اکثریت ملت را تشکیل می‌دهد؟ چه امروز و چه تا سالهای آینده این طبقه، طبقه دهقان و کشاورز ایران است. اقداماتی که انجام می‌گیرد آن است که این طبقه زحمتکش و نجیب و قانع در مرحله اول حس شرکت در اجتماع ایران را بکند و از هر لحاظ چه روحی و چه مادی آزاد باشد و به این جهت دلبستگی بیشتری به کار و زندگی خود پیدا کند، و شالوده اقتصاد صحیح و سالم ملی ما را با دسترنج کار و فعالیت خود مستحکم‌تر بنماید و در این راه اطلاع دارید که چه قدمهایی برداشته شده‌است.

خاطرم هست موقعی که از مسافرت آذربایجان در ۱۳۲۶ به پایتخت برمی‌گشتم در صف مستقبلینی که برای استقبال آمده‌بودند، گفتم که برای من سلطنت بر یک مردم محروم و یا خدای نخواسته فقیر افتخار ندارد. بعد از آن چه کردیم؟ اولین کاری که شروع کردم، نقشه تقسیم اراضی املاک موروثی خود من بود که به حمدالله این کار خاتمه پیداکرد و غیر از آن همانطوری که اطلاع دارید با وقف نود درصد دارایی شخصی خود به ملت ایران خواستم که نشان بدهم که یک فرد به شخصه چه می‌تواند بکند؟ در زندگی من همانطوری که اطلاع دارید دنبال مال نیستم. دنبال جاه نیز نیستم، زیرا از تخت سلطنت بالاتر که چیزی نیست، ولی نه تخت تفرعن و تبختر، بلکه تختی که جایگاه آن بر قلب شما ملت قرار داشته‌باشد. ولی دیدم که اقدام شخصی برای مثال و نمونه کافی نیست. این است که در مرحله اول در صدد آن برآمدیم که املاک خالصه در میان مردم کشاورز آن منطقه تقسیم شود. بعد آن اقدام را نیز کافی ندانسته لایحه اصلاح قانون اصلاحات ارضی را تنظیم کرده و به مرحله عمل قرار دادیم. این کار به سرعت ادامه خواهدداشت و سیر عادی و تکاملی خود را خواهدکرد و عن‌قریب اکثریت عظیم ملت ایران از مواهب آن برخوردار خواهندشد.

اجتماع ایران را طبقات دیگری نیز تشکیل می‌دهند، من‌جمله طبقه شریف و زحمتکش کارگر ایران. برای این طبقه نیز مایل هستم که طبق آخرین پیشرفتهای اجتماعی و مقرراتی که متداول هست به نسبت کار و فعالیت و اطلاع و تخصص اینها در کاری که انجام می‌دهند، سود و عواید کافی را تحصیل بکنند. قوانین کار و بیمه‌های اجتماعی مترقی وضع شده و خواهدشد و همچنین پیش‌بینی‌های دیگر. برای هر طبقه مملکت در حدود اصل عدالت اجتماعی که پایه و اساس سیاست اجتماعی ما را تشکیل می‌دهد اقدام شده‌است و خواهدشد. جمیع این اقدامات امیدوارم به زودی پایه اجتماع ما را بر مبنای مترقی‌ترین پایه‌های اجتماعی قرار دهد و ملت ایران که مهد آزادگان بوده‌است، بتواند در دنیای امروزی در هر نوع رشته‌ای رقابت نموده و سربلند و سرافراز به زندگی تاریخی خود ادامه دهد.

خداوند ثروتهای معنوی یعنی ملتی با استعداد، باهوش و فراست، نجیب و زحمتکش از یک طرف و از طرف دیگر ثروتهای طبیعی به حد وفور و تا اندازه خیلی زیادی دست‌نخورده به ما ارزانی فرموده که استفاده از آن ثروتها به وسیله آن ملت مستعد وظیفه و کار آینده ما خواهدبود. برای استفاده از این ثروتهای خداداد، اول مغزهای مستعد و بازوان توانای شما لازم است. برای دادن تخصص به افراد شرکت‌کننده در این زندگی اجتماعی، ما مدارس کافی و تخصصی و حرفه‌ای لازم را باید بیش از پیش ایجاد بکنیم. همگام این اقدامات، اقدامات اصلاحی، اداری و عمرانی مملکت نیز باید انجام بگیرد، زیربنای مملکت باید ساخته بشود، راه‌ها، راه‌آهن‌ها، بنادر، فرودگاه‌ها، لوله‌کشی‌ها، تأمین آب آشامیدنی و زراعتی مملکت، و هزارها اقدامات دیگر که یا در جریان است و یا روزبه‌روز به مقیاس بزرگتر و بیشتر و با سرعت بیشتری در جریان خواهدبود ما را به هدف مطلوب خواهد رسانید. رمز بقای ما در طول تاریخ اگر روی وطن‌پرستی ذاتی ملت ایران بود، اگر روی حس ملیت و عظمت گذشته بود، ما به این رمز اقدامات اجتماعی و مترقی امروزه را اضافه می‌کنیم که قدرت و استحکام و آینده ایران بیش از پیش و چند برابر هر موقع دیگری تضمین شده‌باشد. یکی از لوازم امروزه این اقدامات آن است که ملتی که به رشد اجتماعی لازم می‌رسد، قادر است که کارهای روزانه و چیزهایی را که مربوط به زندگی خودش است یا مستقیماً اداره بکند و یا نظارت کند.

ما این کار را از ده شروع می‌کنیم به وسیله انجمن دهات، از شهر شروع می‌کنیم به وسیله انجمن‌های شهر، از شهرستان ادامه می‌دهیم به وسیله انجمن شهرستان، به ایالات می‌رسانیم به وسیله انجمن‌های ایالتی. عدم تمرکز کارها در پایتخت و محول کردن آن به استانها و شهرستانها و شهرهای و دهات و روستاها، از سیاستهای قطعی و حتمی آینده ما، آینده نزدیک ما خوهدبود. پس شما مردم هر روز خودتان را برای شرکت بیشتر و در دست گرفتن این نوع کارها آماده کنید. از لحاظ تربیت اجتماعی روزبه‌روز کوشاتر باشید، از لحاظ ترکیب اجتماعی روزبه‌روز مسلط تر باشید. دفاع از منافع خودتان را دفاع از منافع عموم بدانید و در این راه بکوشید و بخواهید، چون خواست شما مسلماً خواست ملت است و به صلاح و منافع جامعه ایرانی تمام خواهدشد.

مسئولین وظیفه‌ای غیر از خدمت به شما و انجام کارهایی که به نفع شما و برای رفع مشکلات و گرفتاریهای شماست، ندارند. در این راه هم ما مراقبت دائمی خواهیم کرد و هم شما ناظرید و با وسایلی که ذکر کردم در واقع کار در تحت اختیار شما خواهدبود. پس با این آینده‌ای که برای همه ما مجسم شده‌است اضافه بر افتخارات گذشته و سنن ملی، ما خواهیم توانست همه با هم با یک روح در میلیونها بدن و یک ضربان قلب در میلیونها قلبهای اهالی این مملکت به سوی آینده با سربلندی و با افتخار تمام مردانه و مثبت و محکم قدم برداریم و مملکت خود را به آن نقطه‌ای و به آن مقام و منزلتی که همه ما در اعماق قلب خود آرزوی آن را می‌کشیم، برسانیم. در این راه همه شما را به خداوند می‌سپارم.

بازدید شاهنشاه آریامهر از دانشگاه تبریز

بیانات شاهنشاه سی دقیقه به درازا کشید و اعلیحضرت در میان ابراز احساسات شدید انبوه جمعیت با خودروی رو باز رهسپار بازدید از تاسیسات دانشگاه گردیدند. ساعت ۱۱ بامداد شاهنشاه آریامهر به دانشگاه تبریز تشریف فرما شدند. در ورودی دانشگاه، رییس دانشگاه و روسا و استادان دانشکده‌ها و دانشجویان صف کشیده بودند. رییس دانشگاه دکتر بازرگان خوش آمد گفت و گزارشی رسا از وضع دانشگاه را در عریضه‌ای فراداشت. شاهنشاه آریامهر از برابر روسا و استادان دانشکده‌ها و دانشجویان گذشتند و پرسش‌هایی فرمودند و آنان را مورد مهر همایونی قرار دادند. دکتر امین الاشرافی استاد دانشگاه چهار پوشینه از نوشته‌های خود را به پیشگاه شاهنشاه فراداشت. هم چنین یک درخواست که از سوی همه استادان درباره فراهم ساختن مسکن برای استادان و نزدیک به دانشگاه به شاهنشاه فراداشته شد. شاهنشاه فرمودند این کار مورد علاقه من است وما در این باره اقدام خواهیم کرد و آن را به وزیر مشاور نصراله انتظام دادند.

شاهنشاه فرمودند بر پایه طرح شورای دانشگاه‌ها، اساتید دانشگاه‌های شهرستان‌ها من جمله تبریز هم فولتایم خواهند شد. سپس شاهنشاه به سوی ساختمان نوساخته شده دانشگاه رفتند و ساختمان را با بریدن نوار سه رنگ گشودند. شاهنشاه از بخش‌های گوناگون ساختمان نوین دانشگاه و بیمارستان ۱۵۰ تختخوابی آن و بخش‌های رادیوگرافی، رادیو تراپی، رادیو اسکوپی، بخش پرتوشناسی، اتاق عمل و دیگر بخش‌ها بازدید کردند. پس از بازدید از ساختمان نوین دانشگاه ساعت ۱۲ شاهنشاه با بریدن نوار سه رنگ ساختمان نوین دانشکده پزشکیرا در پهنه دانشگاه گشودند. ساعت ۱۲ و پانزده دقیقه شاهنشاه از کوی دانشجویان بازدید کردن، ساختمان کوی دانشجویان قرار است دارای دویست ساختمان باشد که چهل دستگاه آن ساخته شده است. ۱۶۰ دستگاه دیگر در دست ساختمان است. شاهنشاه آنگاه از ماکت و نقشه‌های ساختمان‌های دانشکده‌های علوم و فنی و کشاورزی که بخشی از برنامه سوم عمرانی کشور باید ساخته شود، بازدید نمودند. در برابر ساختمان کوی دانشجویان انبوهی از دانشجویان صف کشیده بودند. رییس دانشگاه هنگام توضیح درباره نقشه ساختمان‌ها که ساختمانی هم برای سکونت دانشجویان خارجی ساخته می‌شود. آنگاه شاهنشاه از مهندسین ساختمانی پرسیدند که آیا استیل ساختمان‌های نیمه تمام با ساختمان‌های تمام شده کنونی مطابقت دارد یا نه؟ سپس شاهنشاه دفتر یادبود دانشگاه را توشیح فرمودند و در پایان بازدید به استادان دانشگاه فرمودند چون پایه اولیه دانشگاه تبریز گذاشته شده است امیدوارم تکمیل آن سریع انجام شود.

برابر ساعت ۱۳ بازدید از تاسیسات دانشگاه پایان یافت و شاهنشاه در میان ابراز احساسات دانشجویان از دانشگاه به کاخ استانداری بازگشتند.

رژه لشکر۲ آذربایجان - جشن فرهنگ و نمایشگاه کشاورزی شاهگلی

پس از دیروز مراسم رژه واحدهای لشکر۲ آذربایجان و ژاندارمری و هم چنین رژه پیشاهنگان، دانش آموزان، ورزشکاران و افرداد سازمان نیروهای مقاومت ملی در پیشگاه شاهنشاه در برابر ساختمان استانداری آذربایجان شرقی برگزار شد. ساعت ۱۶ و سی دقیقه شاهنشاه به پهنه میدان گام نهادند، مردمی که از ساعت‌ها پیش در میدان گردآمده بودند با دیدن شاهنشاه احساسات بسیار پرشوری ابراز کردند. دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت. آنگاه فرمانده لشکر۲ آذربایجان گزارش نظامی به آگاهی رسانید. پس از اینکه شاهنشاه در جایگاه ویژه قرارگرفتند، آیین رژه آغاز شد و مدت یک ساعت و سی و پنج دقیقه به درازا کشید. در هنگامی که رژه انجام می‌یافت، مردم میهن پرست و غیرتمند تبریز به شاهنشاه احساسات پر شوری ابراز می‌داشتند. از سوی هواپیماهای نیروی هوایی شاهنشاهی برگه‌های شادباش در شهر پخش می‌شد.

ساعت ۱۷ و سی دقیقه شاهنشاه برای شرکت در جشن فرهنگ از میدان استانداری رهسپار هنرستان صنعتی پسران شدند. هنگامی که شاهنشاه به هنرستان گام نهادند، آقای شه روان رییس فرهنگ استان آذربایجان شرقی خوش آمد گفت و گزارشی به آگاهی همایونی رسانید که این هنرستان در سال ۱۳۳۷ به دست توانای شهریار فرهنگ پرور گشایش یافت و اوامر شاهانه درباره توسعه و تکمیل هنرستان و تجهیز کارگاه‌ها و لابراتوارها به اجرا گذاشته شد و بنا به دستور شاهنشاه کارگاه اتومکانیک ایجاد گردید و اینک آماده بهره برداری است. آنگاه شاهنشاه در میان شور و هیجان فرهنگیان با بریدن نوار سه رنگ کارگاه اتومکانیک هنرستان صنعتی تبریز را گشودند و از بخش‌های گوناگون آن دیدن کردند. پس از آن کارگاه‌های نجاری و برق، بخش جوشکاری و آتشکاری کارگاه‌های مکانیکی مورد بازدید قرار گرفت. پس از آن شاهنشاه در تالار نمایش هنرستان در جشن فرهنگیان شرکت فرمودند، در این جشن نخست سرود شاهنشاهی نواخته شد و سپس سرود فرهنگ و سرود جاوید شاه از سوی دانش آموزان خوانده شد.

در اینجا رییس فرهنگ آذربایجان شرقی گزارشی درباره امور فرهنگ استان آذربایجان شرقی داد و گفت با توجه و همکاری مردم کار توسعه تعلیمات ابتدایی به ویژه در دهات و قصبات به خوبی پیشرفت کرده و در سال تحصیلی گذشته در دبستان‌های آذربایجان شرقی ۱۱۹ هزار و ۳۸۹ دانش آموز سرگرم تحصیل بوده‌اند. هم چنین در سال تحصیلی جاری ۸۴ دبستان تازه در این استان تاسیس شده است و یک هزار و یکصد و بیست دانش آموز بر شمار دانش آموزان افزوده شده است و اقداماتی نیز در زمینه تعلیمات حرفه‌ای، کشاورزی، تربیت معلم، تعلیمات بزرگسالان انجام یافته است. پس از پایان گزارش رییس فرهنگ استان آذربایجان شرقی چند برنامه هنری از سوی هنرجویان اجرا گردید. ساعت ۱۹ و سی دقیقه شاهنشاه در میان غریو « جاوید شاه » هنرجویان رهسپار نمایشگاه کشاورزی گردید.

در شاهگلی در هفت کیلومتری تبریز دکتر ارسنجانی وزیر کشاورزی، سرپرستان سازمان‌های اداری و گروهی از مالکان و کشاورزان به پیشباز اعلیحضرت شاهنشاه آمدند. شاهنشاه در آغاز از نمایشگاه عکس اداره کشاورزی استان دیدن فرمودند و سپس غرفه خانه داری زنان روستایی مورد بازدید قرار گرفت. در این غرفه مروجان کشاورزی و هموندان باشگاه « چهار دال » دختران و پسران روستایی به پیشگاه شاهنشاه شناسانده شدند و یک سری نمونه کارهای دستی زنان هموند باشگاه‌های چهاردال شهرستان‌های گوناگون آذربایجان به پیشگاه شاهانه فراداشته شد. سپس شاهنشاه از دیگر غرفه‌ها بازدید فرمودند و یک نمونه از کلبه‌های روستایی مردم آذربایجان که کلبه شاهسون نامیده می‌شود و بسیار زیبا آذین بسته شده بود مورد توجه همایونی قرار گرفت. شاهنشاه سپس ازصف پیشاهنگان گذشتند و به ساختمان کلاه فرنگی شاهگلی رفتند. در این ساختمان از سوی هنرمندان آذربایجانی چند برنامه هنری اجرا شد و پس از آن آیین آتش بازی برگزار گردید.

گشایش موزه آذربایجان در تبریز - آسایشگاه مسلولین - استادیوم ورزشی

روز ۱۱ مهر ماه ۱۳۴۱ ساعت ۱۵ و سی و پنج دقیقه اعلیحضرت شاهنشاه ساختمان نوین موزه آذربایجان شرقی را در تبریز گشودند. هنگامی که شاهنشاه به پهنه موزه گام نهادند، هموندان هیات مدیره و گروهی از فرهنگیان به پیشباز شاهنشاه آریامهر آمدند. رییس کل فرهنگ آذربایجان شرقی در گزارشی گفت:

لوحه بنای ساختمان این موزه در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۷ به دست مبارک شاهنشاه به سینه خاک سپرده شد و کار ساختمان موزه آغاز گردید. ساختمان سه قسمت موزه مردم شناسی، باستان شناسیو مشروطیت امسال به پایان رسید و برای تکمیل قسمت‌های دیگر برابر نقشه اصلی اقدام خواهد شد. هزینه ایچاد این موزه بیش از پنج میلیون و پنجاه و سه هزار ریال است که یک چهارم آن را مردم شهر تبریز پرداخته‌اند و بقیه آن از محل اعتبارات دولت تامین شده است.

در این هنگام شاهنشاه با بریدن نوار سه رنگ موزه آذربایجان را گشودند و از قسمت‌های مختلف آن دیدن کردند و در پایان دفتر یادبود موزه را دستینه نمودند.

ساعت ۱۶ و پانزده دقیقه شاهنشاه آریامهر از ساختمان نیمه تمام آسایشگاه مسلولین تبریز بازدید کردند. هنگام ورود شاهنشاه رییس بهداری استان آذربایجان شرقی خوش آمد گفت و گزارشی به آگاهی همایونی رسانید و گفت: کارهای ساختمانی این آسایشگاه در پایان سال ۱۳۳۴ آغاز گردید اما به علت هم آهنگ نبودن اعتبار کافی کارهای ساختمانی متوقف شد. در حال حاضر یک قسمت از آسایشگاه با ۵۰ تختخواب آماده استفاده بیماران است و امید می‌رود که هر چه زودتر ظرفیت کامل آن یعنی ۱۵۰ تختخواب تکمیل شود. شاهنشاه در این هنگام با بریدن نوار سه رنگ این بخش را گشودند و از بخش‌های تکمیل نشده آسایشگاه دیدن نمودند. شاهنشاه به آقای انتظام وزیر مشاور دستور فرمودند که باید هر چه زودتر تکلیف کار ساختمان نیمه تمام آسایشگاه مسلولین تبریز روشن شود.

ساعت ۱۷ شاهنشاه آریامهر رهسپار استادیوم ورزشی « باغ شمال » شدند. خودروی آورنده شاهنشاه از میدان شهرداری تبریز از سوی چهار تن از دوندگان که مشعل‌های فروزانی در دست داشتند تا استادیوم اسکورت می‌شد. هنگامی که شاهنشاه به پهنه استادیوم ورزشی گام نهادند، مدیر فنی تربیت بدنی تبریز و هموندان فدراسیون‌های ورزشی به پیشباز شاهنشاه آمدند. سپس مدیر عامل سازمان تربیت بدنی تبریز گزارشی پیرامون چگونگی ایجاد این ساختمان به آگاهی شاهانه رسانید. آنگاه شاهنشاه در میان ابراز احساسات شدید ورزشکاران با بریدن نوار سه رنگ سالن سرپوشیده رضا پهلوی را گشودند. سپس یک مسابقه بسکتبال برگزار شد، و پس از آن سالن کشتی و ژیمناستیک مورد بازدید قرار گرفت. در این هنگام آیین جشن ورزشی با بودن بیش از هشت هزار تن از مردم تبریز در پیشگاه شاهنشاه برگزار گردید. جوانان ورزشکار و کلیه کسانی که در استادیوم باغ شمال گرد امده بودند، پرشورترین احساسات را به شاهنشاهشان ابراز داشتند. این جشن ورزشی تا ساعت ۱۹ وسی دقیقه به درازا کشید و در پایان آتش بازی انجام شد.

شبانگاه به سرفرازی شاهنشاه آریامهر از سوی آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی یک میهمانی شام در کاخ استانداری تبریز برگزار شد.


میهمانی لشکر۲ آذربایجان در باشگاه افسران تبریز

شامگاه ۱۳ مهر ماه از سوی لشکر۲ آذربایجان میهمانی شامی در باشگاه افسران تبریز برگزار شد. ساعت ۲۱ و ده دقیقه شاهنشاه به پهنه باشگاه تشریف فرما شدند. دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و از سوی بانو آزموده همسر تیمسار سرتیپ آزموده فرمانده لشکر۲ آذربایجان خوش آمد گفته شد. آنگاه شاهنشاه از برابر صف خانواده‌های افسران گذشتند و به سالن باشگاه وارد شدند، در این هنگام دختر خردسالی دسته گلی به پیشگاه همایونی فراداشت. در سر میز شام تیمسار سرتیپ آزموده در بیاناتی مراتب جانبازی و فداکاری افسران درجه داران و افراد را به آگاهی شاهانه رسانید. آنگاه شاهنشاه آریامهر پشت میکروفون قرارگفتند و سخنانی چنین ایراد فرمودند:[۷]

در طی این مسافرت چندین دفعه موقعیتی دست داده‌است که بتوانم حضوراً با افسران ارتش و خانواده آنها تماس بگیرم و کلماتی در خصوص وظایف آنها و به خصوص درخصوص وظایفی که همه ما در راه اعتلای این مملکت داریم، ادا کنم. از این موقعیت باید استفاده کرد و از تذکر وظایف معین و در عین حال ساده و روشن سربازی خارج شد و با شما که نگهبان استقلال و حافظ نوامیس مملکتی و سنن باستانی و افتخارات گذشته مملکت هستید، راجع به مملکت خودتان هم صحبتهایی داشت. امروزه اضافه بر وظایف سربازی که دارید، آن هم به شما که در این نقطه حساس هستید باید خاطرنشان کرد که هدفهای مملکتی و ملی ما چیست. این تا حدی تکرار مکررات خواهدبود، چون لابد این نوع اظهارات را قبلاً هم به کرات شنیده‌اید، ولی فکر می‌کنم که ذکر این مطالب هیچ وقت زائد نیست و هر چقدر تکرار بشود یادآوری خوبی است چون مطالبی است که گمان می‌کنم همه نسبت به آن معتقد باشیم و هر قدر هم تکرار بشود کسی از شنیدن این مطالب خسته نمی‌شود.

موضوع این است که به خواست خداوند برای ما امکانات زیادی هست که بتوانیم با ثروت انسانی که داریم از طرفی، و با ثروتهای طبیعی و خدادادی که داریم از طرف دیگر مملکت خود را از لحاظ اجتماعی بر بنیان عدالت و از لحاظ فنی مطابق آخرین اسلوب و از لحاظ وجدانی مطابق پاک‌ترین نیات و از لحاظ اداری نیز بر روی اصول اداری صحیح و بعد انشاءالله بر روی لیاقت و شایستگی و برجستگی افراد قرار بدهیم. هر کدام از این مطالب بحث مفصلی دارد که شاید از حوصله صحبتهای امشب خارج باشد، ولی ناچارم به اختصار شمه‌ای از آن بیان کنم.

متأسفانه مملکت ما دچار اختلالاتی شد و خوب یادم هست که در همین مدت سلطنت خودم لااقل سه مرتبه در معرض خطر مهلک محو و نابودی قرارگرفت و شاید حقیقتاً معجزه‌ای ما را نجات داد. فکر من، نیت من این است که کار ما فقط به معجزه بستگی نداشته‌باشد. کسی چه می‌داند، شاید یک روزی آن معجزه به وقوع نپیوندد. ما نمی‌توانیم کار مملکتی خود را فقط و فقط صرفاً به قضا و قدر بسپاریم هر چقدر هم که اطمینان داشته‌باشیم همیشه توجهات الهی شامل حال این مملکت بوده‌است که عن‌قریب ما جشن دوهزاروپانصد ساله شاهنشاهی آن را خواهیم گرفت. ولی اگر قدری تاریخ را مطالعه بکنیم در عرض این دوهزاروپانصد سال متأسفانه نشیب و فرازهای زیادی می‌بینیم. این بزرگترین امپراتوری دنیا فقط بر روی جهانگشایی و لشکرکشی بنا نهاده نشده‌بود، این امپراتوری بزرگ ما اساس صحیح تشکیلات اداری، روی مدنیت، روی تاریخ، روی ادبیات، روی بنیان محکمی قرار داشت.

پس چطور تاریخ شاهد نشیب و فرازهای عجیبی بود که حتی موقعی یکی از سلاطین در شهر اصفهان پایتخت خودش دچار محاصره عده انگشت‌شماری قرار گرفت و حواس خود را گم کرد و مدتی مملکت را دچار گرفتاریهای بی حد و حصری نمود. با توجه به گذشته و به خصوص با امیدهایی که به آینده داریم این دستگاه از لحاظ اداری و روحی و اخلاقی و علمی باید به بهترین وجهی اداره بشود و مجهز باشد. همانطوری که چندین مرتبه گفتم اینها ما را موظف می‌کند که شالوده خود را امروز بر روی اساسی قرار بدهیم که هیچ وقت این قبیل اتفاقات برای ما پیشامد نکند. ما دیگر تن به قضا و قدر نمی‌توانیم بدهیم. مثالهایی است معروف که شاید فقط در زبان ما نباشد در زبانهای دیگری هم هست که می‌گوید: شرط عقل این است که در مقابل مخاطرات و شدائد انسان سرش را خم بکند و بگذارد که آن توفان بگذرد و بعد دو مرتبه قد علم کند. شاید این در گذشته در جایی که جنگها محدود بود یا تن‌به‌تن بود یا در یک منطقه خیلی محدودی به وقوع می‌پیوست می‌شد احیاناً یک چنین چیزی را قبول کرد و فکر کرد که فرض یک شکست موضعی و موقتی یک ملتی می‌تواند قد راست بکند، ولی امروز موضوع شکست در میدان مبارزه رزمی نیست. امروز بود و نبود ممالک و ملل و اقوام و بالاخره تاریخ آنها و حیات آنها فقط در میدان جنگ معین نمی‌شود، بلکه سرنوشت در اساس اجتماعی ملل پایه‌ریزی می‌شود و به دست تمام افراد ملت نگهداری می‌شود، و البته اگر لازم باشد (که خدا البته آن روز را برای هیچ کس نیاورد) در آخرین مرحله به وسیله قوای مسلحی حفظ می‌شود.

این شالوده‌ای که ما باید بریزیم، بر اساس و مبنای عدالت اجتماعی است با آن قسمت دومی که گفتم یعنی از روی اصول فنی، و این کاری است که ما به حمدالله شروع کردیم و چیزی که جای خوشوقتی است این است که در این راه توانسته‌ایم همیشه قبل از اینکه مجبور باشیم و قبل از اینکه به ما تحمیل بشود اقدام کنیم. این تحمیل به هر صورتی باعث مضرات فوق‌العاده‌ای می‌توانست بشود که در صورت مثلاً تحمیل از طرف غیر ایرانی ممکن بود منجر به اضمحلال کامل استقلال مملکت بشود. با این عدالت اجتماعی که صحبتش را می‌کنیم و خاطرم هست که برای مرتبه اول در ۱۳۲۲ آن را عنوان کردم کم و بیش آشنا هستید. یعنی قوانینی و مقرراتی باشد که اکثریت مردم این مملکت از آن برخوردار باشند و برای همان مردم باشد. در سال ۱۳۲۲ که این مطلب را عنوان کردم ما صحبت از پنج اصل کردیم که این اصول لااقل باید در مملکت رعایت بشود که هر کسی از دسترنج کارش بتواند این اصول را برای خود و خانواده‌اش تأمین بکند و آن موضوع غذای کافی، مسکن، لباس و پوشاک، فرهنگ و بهداشت بود. در این راه قدمهایی برداشته شده چیزی که جالب توجه است این است که ما باید به طبقاتی که این ملت را تشکیل می‌دهند نظری بیفکنیم، ببینیم اینها کی هستند و می‌بینید که اکثریت اینها را زارعین مملکت تشکیل می‌دهند که دیدید و اطلاع دارید که راجع به اینها چه تصمیماتی گرفته شده و لابد می‌دانید که کار ما این است که بهترین راهی که ممکن است (و این گمان نمی‌کنم مبالغه باشد) این طبقه از مردم را از طرفی آزاد و از طرفی مرفه و به آتیه خوش‌بین بکنیم اتخاذ شده‌است و این کار را ما موفق شدیم که بدون اختلال، بدون خونریزی، بدون اینکه اجتماع ما دچار تزلزل و مخاطراتی بشود، در عرض مدت کوتاهی با نتایجی که خوشبختانه کاملاً رضایت‌بخش است، انجام دهیم و یکی از تحولات عمیق اجتماعی و تاریخی را در مملکت خودمان به مورد عمل بگذاریم. این یکی از مبانی عدالت اجتماعی بوده که از آن شروع کردیم چون مربوط می‌شود به اکثریت مردم این مملکت و قوه فعال مملکت و اینکه وقتی این قوه فعال آزادشد به نوبه خود به قدری تحولات دیگری به وجود خواهدآورد که از حالا پیش‌بینی آن مشکل است. ولی ضمناً می‌شود پیش‌بینی کرد که تمام چرخهای فعالیت این مملکت به نسبت و با ارتباط با این موضوع به سرعت به جریان خواهدافتاد.

راجع به طبقات دیگر هم به کرات صحبت کردم. اینها طبقات کارگر مملکت هستند، مستخدمین اداری مملکت هستند، و سایر مردمی که اجتماع را تشکیل می‌دهند. برای تمام اینها به نوبه خود مقرراتی وضع شده‌است یا می‌شود که از همان اساس عدالت اجتماعی برخوردار باشند و آنها هم در اجتماع مملکت کاملاً مطابق اجتماع امروزی مترقی دنیا پیش بروند و باز به نوبه خود و به نسبت خود در گردانیدن چرخ مملکت، چه از لحاظ اقتصادی و غیره عاملی بسیار مهم و مؤثر قرار بگیرند. مجبورم صحبت را در این باره کوتاه کنم، برای اینکه طولانی است، و بپردازم به دستگاهی که شما افسران گرداننده آن هستید.

مبنای کار ما اصولاً در دفاع از استقلال مملکت و آزادی خودمان است. خوشوقتم که می‌بینم هر روزه بر گروه و زمره افراد تحصیلکرده عالیمقام ارتش ما افزوده می‌شود و اصلاً طرز فکر، طرز برخورد آنها با مشکلات به کلی با گذشته فرق کرده‌است و شخصیت نظامی و فردی پیدا کرده‌اند که این خودش یکی از بالاترین هدفهایی است که می‌شود به آن رسید. این شخصیت فردی و علمی و نظامی را ما روزبه‌روز باید تقویت بکنیم و فکرمی‌کنیم این شخصیت اضافه بر زحمتی که فردفرد شما به نوبه خود می‌کشید به حالت اجتماع، موقعی به حداکثر تجلی خود خواهد رسید که دستگاه شما اساس و مبنایش بر روی پاکدامنی، وظیفه‌شناسی و ضمناً لیاقت، و از لحاظ دستگاه اداری بر مبنای بی‌نظری و بی‌طرفی نسبت به همه قرار داشته‌باشد.

موانع مختلف زیادی در سر راه همه هست که از هر کدام از این موانع دانه دانه باید بگذریم. این موانع بیشتر جنبه تحصیلی دارد. دوره‌های مختلفی هست که باید ببینید، و بعد امتحان لیاقتی است که در فرماندهی‌های مختلف که به شما محول می‌شود باید از خود به خرج بدهید، و تمام این موانع و مشکلات برای آن است که حقیقتاً برجسته‌ترین شما در کمال مساوات با شرایط مساوی بتواند خودش را به دستگاه فرماندهی ارتش و بالاخره به شخص من از طرق مختلف نشان بدهد. در این راه قدمهایی برداشته شده‌است ولی به خصوص در آتیه دقت بیشتری خواهدشد و الان مشغول یک تغییر و تبدیلاتی هستیم که به رسیدن به این منظور کمک خواهدکرد. اضافه بر اینکه ما سعی می‌کنیم این مطلب را به همه تفهیم بکنیم و از طرفی سعی می‌کنیم که فرماندهانی برای شما انتخاب بکنیم که آنها همین سیاست را دنبال بکنند، شخصاً نیز هر وقت که فرصتی به دست بیاید سعی می‌کنم که با کارهای شما و کسانی که چه در حال و چه در آینده دارای مسئولیتهای بزرگ نظامی خواهندبود از نزدیک آشنا شوم، به طرز کار شما، به طرز فکر شما، به شخصیت شما، برای اینکه به طور قهری و طبیعی اگر الان درجات شما کوچک باشد، حتی ستوان باشید، بالاخره روزی به مناصب عالی این ارتش خواهید رسید. هر قدر در این راه بکوشیم پشیمان نخواهیم بود.

امیدوار هستم که هیچ وقت مملکت احتیاج به آن فداکاری آخری شما نداشته باشد که امتحان بدهید که چطور به سوگندی که یاد کرده‌اید وفادار هستید. این آروزی من فقط برای ارتش ایران نیست، این آرزوی من برای همه ملل دنیاست. آرزوی ما، دعای ما، این است که همیشه صلح بر جهان حکمفرما باشد و در این راه اقداماتی بشود که اصل خطر از بین برود و ملل بتوانند با یک روح برادری به سر برند، و اگر رقابتی با هم دارند این رقابت در راه مسالمت‌آمیز باشد، در راه خلاقه باشد، در راه آبادانی باشد. ولی تا آن روز گمان می‌کنم برای ممالک آزاد هیچ خطری بالاتر از این نیست که یک ملتی آماده دفاع نباشد. برای اینکه خود این یک نوع دعوتی است به تجاوز. من می‌توانم بگویم و مسلماً از طرف همه شما می‌توانم بگویم که این دعوت را ما به دست خودمان نخواهیم نوشت پس هر چقدر مصمم‌تر باشیم، حاضرتر باشیم، این خطر کمتر خواهدبود تا انشاءالله روزی برسد که اصلاً این خطر در دنیا وجود نداشته‌باشد.

در مقابل این چیزهایی که ما از شما می‌خواهیم که هر روز آماده‌تر باشید و هر روز از لحاظ علمی و روحی و اخلاقی و روحیه مجهزتر باشید، البته باید به وسیله کار و زندگی هم به شما داده بشود. وسیله زندگی را توانسته‌ایم در بعضی از واحدها، در بعضی از لشکرها، تا حدود زیادی فراهم بکنیم. در همین مسافرت آذربایجان موقعیت پیش آمد کرد که از چندین واحد، از چندین لشکر، از چندین گروه رزمی بازدید بکنم که خوشبختانه کاملاً از لحاظ زیست و زندگی و تعلیمات مجهز بودند و سعی ما در آتیه این خواهدبود که ما بتوانیم این وسایل را انشاءالله در تمام پادگانها فراهم بکنیم. موضوع زندگی موضوع پراهمیتی است. البته می‌شود گفت که یک نفر نظامی کسی است که در سخت‌ترین شرایط می‌تواند زندگی بکند یا باید زندگی بکند، ولی این سخت‌ترین شرایط تا چه حد می‌تواند طولانی باشد؟ در زمان جنگ که صحبتی از آن نیست، ولی در زمان صلح وظیفه فرماندهی این است که از لحاظ روحیات همانطوری که تعالیم و تاریخ گذشته و حال و آینده و پیش‌بینی آینده را می‌گوید و روحیه افرادش را بالا می‌برد وسیله زندگی افرادی را که باید این وظایف را انجام بدهد، به حد ممکن فراهم کند و انشاءالله در این راه قدمهای دیگری برخواهیم داشت و به تلاش خود ادامه خواهیم داد.

از لحاظ وسایل ما فکر کردیم که در تهیه کردن تجهیزات یا انسان باید تمام تلاشش را مصروف این کار بکند و تمام ثروت ملیش را، که شاید آن هم تازه کافی نباشد و حتی با قرض در صدد تهیه اسلحه لازمه باشد که آن را فکر کردیم که مقرون به صلاح و مصلحت ما نیست. ما فکر دیگری کردیم و آن این است که از لحاظ سیاست مملکتی طوری قدم برداریم و طوری رفتار بکنیم که تا حدی تضمیناتی داشته‌باشیم که در موقع خطر تنها نباشیم و به همین جهت این سیاست به ما اجازه داده‌است که در راه نگاه‌داری ارتش خودمان، در راه تسلیحات ارتش خودمان، تقریباً دیناری از وجوهی که الان صرف آبادانی، صرف پیشرفت مملکت، بیمارستان، راه، راه‌آهن و صرف ساختمان مدرسه، صرف ساختمان درمانگاه، صدها یا هزارها پروژه کوچک و بزرگ دیگر که از حوصله صحبت امشب خارج است، می‌شود نکنیم و ثروت ملی خود را در این راه خرج بکنیم که سطح زندگی مردمان را بالا ببریم. مردمی که سطح زندگیشان بالا رفت و از زندگیشان راضی بودند و در رفاه و آسایش زندگی کردند هر کدام فردفردشان یک عنصر فداکاری خواهندبود که در راه حفظ مملکت کوشا خواهندبود و مصمم و مستعد خواهندبود. معهذا می‌شود گفت وسایلی که مالک الان داریم برای انجام مأموریتهای کاملاً دفاعی تا حدی رفع مضیقه می‌کند، ولی ما دائم در صدد بهبود بخشیدن سازمانهای نظامی خودمان هستیم. تشکیلات جدیدی خواهیم داد ارتش ما از لحاظ نفرات کوچکتر خواهدشد ولی روزبه‌روز فنی‌تر می‌شود و امیدواریم آنچه که برای ما باقی می‌ماند قابل استفاده‌تر باشد. چون اساس سیاست ما صرفاً و فقط و فقط تدافعی است. این است که ما این سیاست را بهتر تشخیص دادیم که تمام قدرت و ثروت ملی خود را در راه آبادانی مملکت صرف بکنیم.

و اما مسافرت ما به خطه آذربایجان، این استان عزیز و شریف مملکت، رو به پایان است. فردا به سمت سراب و اردبیل حرکت می‌کنیم و بعد از یکی دو روز این خاک را ترک می‌کنیم، ولی باید بگویم که حقیقتاً با امیدواری بیش از پیش من از این مردم موقتاً وداع می‌کنم تا دیدار آتیه، برای اینکه چیزی که مشاهده کردم از طرف مردم یکپارچگی، یکرنگی، احساسات عظیم در ایرانیت، در حفظ ملیت، در حفظ تمامیت کشور، و همچنین امیدواری فوق‌العاده‌ای نسبت به آتیه بود. البته نواقصی بوده و هست و مسلماً تا مدتها خواهدبود. هیچ جامعه‌ای کامل نیست، ولی ما این اطمینان را داریم که در راه جامعه، مترقی‌ترین قدمهایی که می‌شود برداشت برمی‌داریم و حتی همیشه ما چندین قدم جلوتر از جبر زمانه و تقاضاهای روزگار هستیم و این بهترین ضامن حیات اجتماعی ما است. در این راه قدمهای فوق‌العاده امیدبخشی برداشته شده، نقایص را باید بر طرف بکنیم و باید همگی در این راه بکوشند. از طرف دیگر چیزهایی دیدیم که خیلی باعث خوشوقتی است. اضافه بر قسمتهای نظامی که روی اصل انضباط و فداکاری افسران و افراد و درجه‌دارهای ما با کمال نظم و ترتیب پیشرفت می‌کند، چیزی که بیشتر جلب توجه کرد بعد از اشتیاق مردم و ذوق مردم و احساسات مردم، این بود که همه ادارات سعی خودشان را می‌کنند. هیچ تردیدی نیست خیلی‌ها دچار مضیقه مالی هستند که اگر آن مضیقه نبود بهتر از این کار می‌کردند، ولی باید گفت جایی که تقریباً هیچ وقت مورد ایراد واقع نمی‌شد و بلکه همیشه مورد تحسین واقع می‌شد، تشکیلات شیر و خورشید ایران بود که شما در تبریز هستید نزدیک شما هم هست و دیدید که اینها چطور کار می‌کنند. افراد دلسوزی سر این کار هستند و ارتش هم اصولاً همکاری نزدیکی با این دستگاه دارد، ولی خیلی باعث خوشوقتی بود که دیدم این مردم چطور با دلسوزی کار می‌کنند و به خصوص نتایج فوق‌العاده درخشان و نیکویی از زحمات خودشان گرفته‌اند.

چیزهای دیگری که باعث امیدواری هست، ارتباطهای این استان است چه با داخل مملکت و چه به زودی با ممالک دیگر، و اروپا.

دستگاه‌های فنی همه جا تا جایی که بودجه‌شان تأمین شده‌باشد، خوب بوده‌است و امیدوار هستم که این ترقیات تازه اول کار ما باشد. این چرخ عظیم اجتماعی و اداری ما که پس از اشکالات زیادی به کندی و به اشکال به گردش درآمد دیگر در جاده خود افتاده باشد و هر روزی، هر ساعتی، با سرعت بیشتر، با قدرت بیشتر به چرخش درآید و همه در حیات خودمان بتوانیم نتایج این کارها، این برنامه‌ها، این زحمات را که همه می‌کشید، ببینیم و یک مدتی هم از تمام این موفقیتها و پیشرفتها در عمرمان لذت ببریم و از کار انجام شده خوشوقت شویم و به هر صورت همیشه نسبت به پروردگار و در درگاه او شکرگزار باشیم.

بازدید از سراب، باسمنج، بستان آباد، کردکندی و دوزدوزان ۱۴ مهر ماه

آدینه ۱۳ مهر ماه ۱۳۴۱ بامدادان شاهنشاه از تبریز رهسپار سراب گردیدند. در دروازه تهران آیین پسواز رسمی انجام یافت و مردم میهن پرست تبریز احساسات صمیمانه خود را به شاهنشاه ایران زمین ابراز داشتند. ساعت ۷ و چهل دقیقه شاهنشاه وارد بلوار دروازه تهران شدند. در این هنگام دسته موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و گارد احترام آیین احترام نظامی را به جای آورد. آنگاه شاهنشاه از گارد احترام سان دیدند و از برابر صف بدرقه کنندگان گذشتند. آقای دهقان استاندار آذربایجان شرقی به آگاهی همایونی رسانیدکه دادگستری استان سوم به بهترین وضع ممکن انجام وظیفه می‌کند و مردم خشنود هستند. قضات دادگستری به نام نامی اعلیحضرت همایونی انجام وظیفه می‌کنند و مستظهر به عنایات ملوکانه هستند. شاهنشاه در برابر صف استادان دانشگاه تبریز، فرهنگیان و هموندان انجمن شهر با آنان گفتگو فرمودند و از پیشرفت‌ها ابراز خشنودی فرمودند.

بازدید از باسمنج

در مسیر راه شاهنشاه در میان احساسات پر شور کشاورزان در بخش‌های باسمنج، بستان آباد، کردکندی و دوزدوزان از خودرو پیاده شدند و از چگونگی کار و زندگی روستاییان پرسش‌هایی فرمودند. شاهنشاه آریامهر ده دقیقه به نیم روز ۱۴ مهر ماه وارد سراب شدند. در ورودی شهر آیین پیشباز رسمی انجام یافت و فرماندار شهر خوش آمد گفت. آنگاه شاهنشاه از برابر صف پیشبازکنندگان گذشتند. در برابر صف آخوندها برای تندرستی شاهنشاه دعا کردند و نیازمندی‌های مردم شهر را به آگاهی رساندند. شاهنشاه از سرپرست فرهنگ درباره وضع فرهنگ سراب پرسش فرمودند. به آگاهی شاهانه رسید که ۵۸ دبستان و دبیرستان و کودکستان در شهر و پیرامون سراب وجود دارد و هم اکنون ۴۹۵۰ دانش آموز در آن سرگرم تحصیل می‌باشند. در برابر صف نمایندگان اصناف و پیشه وران، شاهنشاه از وضع انجمن شهر پرسیدند، به آگاهی رسید که شهر سراب سه سال پیش دارای انجمن شهر بوده اما اکنون در این شهر انجمن شهر وجود ندارد. شاهنشاه فرمودند باید فورا نسبت به تشکیل انجمن شهر اقدام شود. شاهنشاه سپس فرمودند دشتی که ما از بستان آباد تا اینجا از آن گذشتیم دارای خاک مساعد و مراتع خوبی است و از لحاظ کشاورزی می‌تواند یک منطقه بزرگ دام پروری شود. منتهی شما باید از این استعدادها استفده کنید و شرکت‌های تعاونی تشکیل دهید. به آگاهی همایونی رسید اگر سد رودخانه « تاجی یار » بسته شود، آب این رودخانه برای آبیاری زمین‌های کشاورزی بسنده می‌کند. شاهنشاه فرمودند: نیازمندی‌های خود را بنویسید تا مورد بررسی قرارگیرد. شاهنشاه از وضع بازرگانی سراب پرسیدند، به آگاهی رسید که از شهر سراب لبنیات به تهران و تبریز فرستاده می‌شود و بازار خوبی دارد. در این هنگام شاهنشاه در میان پرشورترین احساسات مردم یک سر رهسپار شهر شدند و از استادیوم ورزشی سراب دیدن فرمودند.

گشایش شیر و خورشید سراب

در استادیوم ورزشی سراب گزارشی از چگونگی ساختن آن داده شدد و شاهنشاه برای تکمیل آن دستورهایی فرمودند. چهل و پنج دقیقه پس از نیم روز بیمارستان شهر سراب مورد بازدید شاهنشاه قرار گرفت. سرپرست بیمارستان در گزارشی به آگاهی همایونی رسانید که این بیمارستان در سال ۱۳۲۶ از محل عطیه ملوکانه بنا شده و مورد استفاده مردم قرار گرفته است. پس از آن شاهنشاه رهسپار جمعیت شیر و خورشید سرخ شدند. مدیر عامل جمعیت گزارشی به آگاهی شاهانه رسانید و درخواست کرد که شاهنشاه ساختمان نوین جمعیت شیر و خورشید سرخ سراب را بگشایند. شاهنشاه آریامهر پس از گشودن این ساختمان از دبیرستان کشاورزی سراب نیز دیدن فرمودند. رییس فرهنگ شهرستان سراب گزارشی از وضع دبیرستان‌ها و نیازمندی‌های آن به آگاهی همایونی رسانید. آنگاه مزرعه نمونه دانش آموزان مورد بازدید قرار گرفت و سپس شاهنشاه رهسپار فرمانداری سراب گردیدند.

در دهکده نیار سه کیلومتری اردبیل ۱۵ مهر ماه

شاهنشاه در سه کیلومتری شهر اردبیل در دهکده نیار اسناد مالکیت ۴۵۵ تن دیگر از کشاورزان را که بر پایه قانون اصلاحات ارضی صاحب آب و ملک شخصی شده‌اند را به آنان دادند. در آغاز مهندس بهبودی گزارش داد و سپس دکتر ارسنجانی در گزارشی رسا به آگاهی شاهانه رساند:

با کمال افتخار به عرض اعلیحضرت همایون شاهنشاهی می‌رسانم که پس از ۱۵ روز که از تاریخ اعلان قانون مربوط به اصلاحات اراضی در حوضه اردبیل می‌گذرد، نخستین دهات این منطقه تقسیم می‌شود که اسنادش را اعلیحضرت همایون شاهنشاه به زارعین التفات خواهند فرمود. شهر اردبیل که محل آخرین روز سفر اعلیحضرت همایونی در آذربایجان است، از نظر اختصاص تاریخی این شهر و این منطقه و رلی که در تاریخ ایران داشته و به ویژه اینکه در اینجا می‌شود گفت خانواده صفوی نضج گرفته، مقام داشته زندگی کردند، بنابراین ضرورت داشت که در روز آخر اقامت اعلیحضرت همایون شاهنشاه در آذربایجان اهالی اردبیل که یک چنین افتخارات تاریخی را برای ایران به دست آورده است بتوانند از مرحمت اعلیحضرت استفاده بکنند و صاحب زمین بشوند. اصلاحات ارضی همان گونه که گفتم تا اسفند ماه در آذربایجان شرقی به کلی خاتمه خواهد یافت. در مناطق دیگر هم در همه حوزه آذربایجان و بخش‌هایی که اعلام شده، در همین مدت تمام خواهد شد. پس از این هم در گیلان پس فردا البته جشن خاتمه اصلاحات ارضی در حوزه رشت خواهد بود که اعلیحضرت تشریف فرما خواهند شد، سپس در لاهیجان هم همین مراسم خواهد بود. در این منطقه زارعین بسیار پیش رفته هستند، خودشان سرمایه گذاری کردند و کشاورزی را مکانیزه نمودند. کشاورزان تراکتور دارند که متاسفانه به سبب نبود ارشاد و راهنمایی از ۵ مارک مختلف با قدرت اسب‌های مختلف خریدند که روی دست بعضی هایشان مانده. احتیاجی که این منطقه دارد عجالتا چاه عمیقی است که باید استفاده بشود، با یک دستگاه ژنراتور مرکزیاز چند حلقه چاه استفاده کنیم آب کافی به زارعین برسانیم. نقشه دیگری هم هست که یکی از مهندسین بنگاه آبیاری را خواهیم فرستاد در قله نزدیک اینجا میان طالش و اردبیل یک دریاچه‌ای هست که اگر دیواره اش را به اندازه دو متر یا سه متر بالا بیاورند ذخیره آب کافی برای شاید آبیاری چهار تا پنج هزار هکتار در نزدیک خودش ایجاد خواهد کرد، با یک سیستم کانالیزاسیون صحیح می‌شود این کار را کرد. خرجش هم رویهم رفته شاید نزدیک به یک میلیون تومان بشود که از محل سازمان عمران منطقه انجام خواهیم داد.

پس از پایان گزارش وزیر کشاورزی، شاهنشاه بیاناتی ایراد فرمودند و گفتند:[۸]

درباره اصلاحات ارضی تا به حال صحبت‌های زیادی شده‌است و زائد می‌دانم که بار دیگر در این مقوله بحثی بکنم، برای اینکه گمان می‌کنم این برای همه واضح و روشن باشد که تا چه اندازه در حیات اجتماعی ملت ما این اقدام و این اصلاح هم ضروری بوده و هم لازم در آتیه چه نتایج گرانبها و فوق‌العاده ثمربخشی خواهدداشت. از موقعی که در سفر آذربایجان در مراغه آخرین کسانی را که مشمول اصلاحات ارضی می‌شدند دیدم، حس کردم که همه کم و بیش به این اقدام کاملاً واقف هستند و کسانی که خوشبختانه مشمول هستند قدر و منزلت این کار را می‌دانند و به هر صورت عمق این کار را در حال خود و اصولاً در کشاورزی ایران فهمیده‌اند.

از نتایج اصلاحات ارضی در منطقه مراغه که بسیار با دقت و دلسوزی و ضمناً با سرعت انجام گرفته‌است، کمال رضایت و همچنین امیدواری را به آینده داریم. کسانی که توانستند این طور در مراغه کار بکنند لابد می‌توانند به همان خوبی در تمام مناطق دیگر نیز کار بکنند. در منطقه هشترود کار شاید یک قدری مشکل‌تر از مراغه باشد، به همین جهت تذکر می‌دهم که تمام دقتهای کافی را بکنند که نتایج کار به همان خوبی باشد. بعد میاندوآب است که منطقه مستعدی است و در آتیه راجع به آبیاری آنجا باید حتماً تصمیم عاجلی بگیریم که یا از رودخانه و یا از وسایل دیگر این منطقۀ مستعد، کاملاً آبیاری بشود. در قسمتهای کردستان مشغول مطالعات هستیم. در قسمت نقده دیشب تلگراف به من رسید که مردم آنجا جشن گرفتند، چراغانی کردند، و نسبت به این عمل ابراز کمال احساسات را می‌نمایند. در منطقه رضائیه نیز اعلام شده و شروع خواهدشد. در خالصجات منطقه کردستان، در منطقه کردستان، در منطقه زیوره، اولین اسناد را در آنجا تقسیم کردیم، و این کار باید به سرعت ادامه پیدا بکند و وسایل پیشرفت کار تقسیم اراضی خالصه را نیز در اولین فرصت باید در مرکز فراهم کرد، و در لایحه آن هر اصلاحی لازم داشته باشد، انجام داد. همینطور در منطقه بالاتر در قره‌قیون و ماکو، یا اعلام شده و یا امروز و فردا اعلام خواهدشد، و بالاخره در سرتاسر منطقه این کار عملی خواهدشد.

از تبریز که به سمت اردبیل حرکت کردیم آنجا نیز در سر راه به کرات با دهقانهایی که برای استقبال آمده‌بودند تماس حاصل کردم و با آنها صحبت کردم. البته شکایات بیشتر این افراد از بی آبی است. در مراجعت به مرکز می‌خواهم توجه خیلی زیادی به این مطلب معطوف بدارم، یعنی یا در داخل برنامه سوم آبادانی به این موضوع توجه خاصی خواهدشد و یا حتی خارج از برنامه سوم یک نقشه وسیع و همه‌جانبه‌ای برای ازدیاد آب و در اختیار گذاردن آب به کشاورز، طرح خواهدشد. این کار البته تشکیلات صحیحی می‌خواهد و ساده‌ترین کارها این است که این تشکیلات سر و کارش با شرکتهای تعاونی شما کشاورزان باشد، و با نقشه صحیحی پس از مطالعه منطقه، پس از مطالعه آبهای زیرزمینی آن، به ایجاد مراکز آبیاری بپردازیم، یعنی یک کارخانه برق که قادر به رساندن برق به بیست یا بیست‌وپنج حلقه چاه یا حتی بیشتر باشد تأسیس بشود که آب این حلقه چاه‌ها را یا مستقیماً به سر مزارع ببریم و یا در یک نقطه تمرکز بدهیم و به وسیله لوله به سرتاسر منطقه برسانیم و با سیستم جدید آبیاری که کشیدن لوله‌های به اصطلاح فیلتر هست حداکثر صرفه‌جویی را در آب بکنیم که چیزی از دست نرود، و تضییع نشود. این سیستم البته این قدرها در مملکت ما سابقه ندارد، و مقدمه کار خواهدبود. این کار در دشت قزوین به زودی انشاءالله شروع خواهدشد، ولی میل داریم که منتظر نتایج کار قزوین نباشیم، بلکه بتوانیم در نقاط بسیار دیگری نیز این کار را عملی بکنیم، مخصوصاً دشت بین بستان‌آباد تا سراب و یک قسمتی از سراب تا گردنه میر به نظر فوق‌العاده مستعد و مناسب برای یک چنین اقدامی و عملی می‌آید. در نقاط دیگر آذربایجان هم جلگه‌های وسیعی هست که آن هم دچار بی آبی است. تمام اطرافش را کوه‌ها مثل زنجیری گرفته‌اند. این کوه‌ها حتماً پر آب است و ما باید این آب را از دل زمین بیرون بیاوریم و بعد برای آبیاری مزارع و خاکهای مستعد مصرف کنیم. البته سیستم آبیاری آن نیست که انسان به یک زمینی هر چه بیشتر آب بدهد، بلکه این یک حساب مخصوصی دارد. هر خاکی بسته به جنس آن احتیاج به یک مقدار آب معینی دارد، همانطوری که هر زمینی یک نوع کود مخصوصی لازم دارد. آب زیاد دادن ممکن است به همان اندازه کم آبی مضر واقع بشود. اصلاحات ارضی که خوشبختانه شروع شده و با این سرعت و نتایج اولیه کاملاً درخشانی پیشرفت کرده‌است انشاءالله هر چه زودتر در سرتاسر مملکت عملی خواهدشد. ولی لازم به تذکر است که به همان اندازه اهمیت تشکیل شرکتهای تعاونی در نظر ما و هر فردی که حتی اطلاعات کمی در این رشته داشته‌باشد قطعی است.

سر راه اتفاقاً در یک دهی از یک عده‌ای که آنجا ایستاده بودند سؤالاتی کردم و دیدم درست به سؤال جواب نمی‌دهند. پرسیدم که شما چرا انجمن ده ندارید؟ چرا شرکت تعاونی تشکیل نمی‌دهید؟ یکی که شاید از همه جا بی‌خبر بود می‌گفت ما که مالکی نداریم، سرپرستی نداریم. این اهمیت تشکیل شرکتهای تعاونی را می‌رساند. این شرکت تعاونی باید تمام وسایل را فراهم کند و مثل یک پدر دلسوزی تمام اعضای شرکت، و حتی غیر شرکت را عضو خانواده خود بداند، و با دلسوزی و مهربانی به اینها کمک و مساعدت و راهنمایی بکند. به عقیده من این شرکتها چه در دهات تقسیم شده و چه در دهاتی که تقسیم نشده باشد، باید تشکیل بشود. ولی این تشکیلات تعاونی البته فقط صرفاً باید به نفع زارعین باشد. هر اضافه درآمدی که از این راه حاصل می‌شود باید نفعش مطلقاً عاید افراد شرکت بشود نه اینکه کسی به عنوان مالک از این تشکیلات بدون اینکه خودش کوچکترین دخالتی داشته باشد استفاده کند.

اضافه بر این ما نقشه‌های خیلی دامنه‌داری داریم که برای آبیاری مملکت در جاهایی که یا امکان سدبندی نیست و یا اینکه سدبندی مقرون به صرفه و اقتصادی نباشد این نوع آبیاری را شروع بکنیم. موضوع دیگر تهیه وسایل کشاورزی و یا مکانیزه کردن کشاورزی است. وسایل باید در اختیار این شرکتها باشد و این شرکتها وسیله تأمین و نگاهداری این ماشین‌آلات را کاملا فراهم بکنند. در نقاط زیادی در مملکت تعمیرگاه‌های ثابت مجهز و همچنین سیار ایجاد بشود. تعداد تراکتورهایی که در این مملکت باید کار بکند، در آتیه نزدیکی مسلماً اقلاً ده برابر تراکتورهای فعلی باید بشود، و این اضافه محصولی که از یک طرف با تشویق مردم و مالک کردن آنها در زمینهایی که زراعت می‌کردند و بعد با همکاری شرکتهای تعاونی که آنها را راهنمایی می‌کنند و داشتن وسایل مکانیزه، و استعمال کود شیمیایی، و فراهم کردن آب به دست خواهدآمد باید به بازار برسد و به این جهت باید راه‌های فرعی و مواصلاتی دهات به شاهراه‌های مملکت تهیه و ساخته بشود و از طرف دیگر سیلوهای محلی که می‌توان با وسایل ساده‌ای آنها را ساخت محصولات زارعین را از گزند هوای بد و یا آفتهای دیگر محفوظ خواهد داشت.


پس از سخنان شاهنشاه نمایندگان کشاورزان اسناد مالکیت را از دست شاهنشاه دریافت داشتند. شاهنشاه پس از پایان این آیین رهسپار شهر اردبیل شدند.

در اردبیل

در برابر اقامتگاه شاهنشاه گروه انبوهی از مردم اردبیل از ساعت‌ها پیش گرد آمده بودند و بی تاب درخواست داشتند که شاهنشاه روی بالکن پدیدار شوند و بیاناتی ایراد فرمایند. سی دقیقه پس از نیم روز شاهنشاه برای پاسخ دادن به این همه احساسات پاک در برابر جمعیت قرار گرفتند و بیاناتی ایراد فرمودند: [۹]

در این لحظه که با شما تماس می‌گیرم و صحبت می‌کنم البته اولین کلمات من اظهار قدردانی قلبی و اظهار صمیمانه‌ترین احساسات متقابل خودم نسبت به شما مردم شریف است. سوابق تاریخی شهر شما حاجت به ذکر ندارد. در طول تاریخ نشان داده‌اید که خون ایرانیت همیشه در رگهای شما در جریان بوده و مظهری از این بالاتر برای جوانمردی و وطن‌پرستی پیدا نمی‌شود کرد. در مقابل این سوابق شما و این مظاهری که امروز از حس ملیت و وطن‌پرستی شما می‌بینم و همچنین محبتی که به من نشان می‌دهید کیست که بتواند یک لحظه نسبت به حال و به خصوص آتیه شما کوچکترین شکی داشته‌باشد؟ این مظاهر احساسات شما قوت قلبی است برای هر ایرانی و اخطاری است به هر بدخواه که ایران ما به حیات خود با افتخار ادامه خواهدداد و پرچم ما به اهتزاز باقی خواهدماند. اضافه بر این با عزمی راسخ به تمام ترقیاتی که یک ملتی در این قرن باید به آن نایل بشود با معاضدت همگانی در فاصله کوتاهی خواهیم رسید و نشان خواهیم داد که چطور یک ملتی که این طور متحد است و از طرفی به خواست خداوند این صفات بارز اخلاقی و از طرف دیگر این ثروت خدادادی را دارد، می‌تواند به اوج ترقی و عظمت و سعادت برسد.

راه‌هایی که انتخاب شده‌است لابد بر همه روشن است. اولین اصلی که مراعات کرده‌ایم و به خصوص روزبه‌روز بیشتر مراعات خواهدشد از طرفی قوانینی است که عدالت اجتماعی را برقرار کند. در این جامعه هر کسی از زحمتی که می‌کشد باید آن اندازه نفع ببرد که اساس زندگی او مطابق آن پنج اصلی که ما قبلاً گفته‌ایم و امروز مطابقت می‌کند با اصول اجتماعی ملل مترقی تأمین بشود.

برای برزگر می‌دانید که چه نقشه‌ای داریم و چطور این نقشه در جریان است. برای سایر طبقات، یعنی برای طبقات زحمتکش کارگر، برای طبقات خدمتگزاران دولت، برای کسبه، برای اصناف، بالاخره برای تمام طبقاتی که این جامعه را تشکیل می‌دهند همینطور فکر شده‌است. برای اینکه هر چه زودتر به این مقاصد برسیم لازم است در تربیت افرادی که باید این کار را انجام بدهند و به نفع جامعه قدم بردارند، بکوشیم. اینها یا در مدارس عادی هستند و یا در مدارس تخصصی. روزبه‌روز افراد بیشتری باید در امر زراعت صاحب اطلاع و فن بشوند. در آموزشگاه کشاورزی اصول جدید را یاد بگیرند، تعاون را یاد بگیرند، و با ارشاد اینها مردم ما روزبه‌روز بهتر و بیشتر از نتایج زحمات خود بهره بردارند. همچنین است آموزشگاه‌های فنی برای تربیت کارگرهای متخصص و کسانی که صاحب پیشه و هنر خواهندبود. این افراد فنی در هر زمینه‌ای که هست باید روزبه‌روز به تعداد بیشتری تحویل جامعه داده بشوند. به این جهت پایه فرهنگی ما باید روزبه‌روز تقویت بشود. و اما این اجتماع نیز باید سالم باشد. برای سلامت اجتماع دو اصل هست:

یکی اصل بهداشت، یعنی طوری مردم ما عادت بکنند، تربیت بشوند، ارشاد بشوند، که به خواست خدا اصلاً مریض نشوند و بعد اگر احیاناً با وجود تمام این دقتها خدای نخواسته کسالتی پیدا بکنند، وسایل معالجه اینها نیز فراهم باشد. در این راه البته وسایل معالجه اینها نیز فراهم باشد. در این راه البته اشکالات زیاد است. برای جمعیت ایران که لااقل بیست‌ویک میلیون نفر هست ما احتیاج به هزارها پزشک و پزشکیار و پرستار داریم، و همچنین از مسئول بهداشت گرفته تا پایین‌ترین افرادی باید باشند که در این راه کار و خدمت بکنند. این قدری طولانی است، برای اینکه اینها تحصیلاتشان مدت زمانی طول می‌کشد. برای اینکه یک کسی پزشک بشود بعد از تحصیلات ابتدایی و متوسطه باید شش بلکه هفت سال در مدارس، در دانشکده‌ها، درس بخواند تا اینکه بتواند به وظیفه خود اقدام کند. معهذا سعی ما باید این باشد که در آتیه وسایلی فراهم شود که روزبه‌روز، سال‌به‌سال تعداد این فارغ‌التحصیل‌ها بیشتر بشود. پس یک اجتماعی را که افرادش سالم باشند و از طرفی در مشاغلی که دارا هستند درآمد کافی داشته‌باشند، می‌شود یک اجتماع مرفه و خوشبخت نامید و این هدف ما است.

در شهر شما، در منطقه زرخیز شما، هنوز کارهای زیادی می‌شود و باید انجام بگیرد که اصولاً تا مقدار زیادی از آن بنا به تصمیم و نقشه‌ای که داریم باید به خود مردم واگذار شود. انجمن ده، انجمن شهر، انجمنهای شهرستان، انجمنهای استان، اینها باید روزبه‌روز مجهزتر برای فراهم کردن وسایل پیشرفت و زندگی بهتر برای افراد این مملکت باشند. کارهایی که خارج از حیطه این قبیل اختیارات باشد باید به توسط دولت مرکزی انجام شود. در امر آبیاری‌های مفصل، در امر پیشرفت مواصلات و راه‌های ارتباطی، در امر تشویق صنعتی‌شدن مملکت، قدمهای بزرگتر و مؤثری برداشته شود که ما را زودتر به هدف مطلوب برساند. و اما امروز آخرین روز اقامت من در منطقه آذربایجان عزیز است. فردا به سمت یک استان دیگر این مملکت که استان گیلان باشد عزیمت می‌کنم و قبل از رفتن، در این شهر تاریخی و در میان شما میل دارم که پیامی برای تمام اهالی آذربایجان بفرستم و به آنها بگویم که شما مرا می‌شناسید و می‌دانید که من زندگی خود را وقف این مردم، این ملت و این مملکت کرده‌ام و در این راه هیچ وقت تزلزلی نداشته‌ام. ولی هر فردی در زندگی مشوقی لازم دارد. این استقبال شما مردم آذربایجان و احساساتی که نسبت به من نشان داده‌اید طوری مهیج و با عظمت و همگانی بوده‌است که هیچ وقت چنین چیزی را من به خاطر نمی‌آورم، و کیست که در مقابل چنین احساساتی تحت تأثیر قرار نگیرد و اگر لازم باشد پیش خدا و وجدان خود مصمم نباشد که بیش از پیش، خود و زندگانی خود را وقف خدمت به شما مردم بکند؟ میل دارم فکر کنم که این شور و هیجان شما و این احساساتی که زمین و زمان و قلبها را به لرزه درمی‌آورد معرف احساسات درونی شما نسبت به آرمانها و آرزوهایی است که در طی مدت سلطنتم و در طی صحبتهایی که با شما داشتم در میان نهاده‌ام. و این بهترین ترجمان نیات باطنی شما برای رسیدن به این مقاصد است. پس به خواست خداوند و با توجه به ائمه اطهار من و شما مردم با قلبی آکنده از امید و اطمینان و روحی جسور به سمت آینده قدم برمی‌داریم تا اینکه این مملکت را صد برابر آبادتر و بهتر به آیندگان و تاریخ تحویل بدهیم.


در این روز شاهنشاه شبکه لوله کشی آب شهر را گشودند. ساعت ۱۵ و چهل و پنج دقیقه شاهنشاه وارد سازمان آب اردبیل گردیدند. در آغاز فرماندار اردبیل در گزارشی به آگاهی شاهانه رسانید که با گشایش لوله کشی شهر به دست مبارک شاهنشاه مردم اردبیل از امروز دارای آب آشامیدنی سالم خواهند بود. سپس ویژگی‌های لوله کشی شهر به آگاهی رسید و شاهنشاه با بریدن نوار سه رنگ شبکه لوله کشی آب آشامیدنی مردم اردبیل را گشودند و بی درنگ آب آشامیدنی در لوله‌های شهر روان شد. سرپرست شبکه آب شهر به آگاهی رسانید که چون جمعیت اردبیل در ۲۵ سال آینده به هشتاد و پنج هزار تن خواهد رسید، سازمان آب میزان مصرف آن روز را در نظر گرفته و پروژه‌هایی برای اجرا آماده ساخته است. شاهنشاه سپس درباره برق شهر پرسش‌هایی نمودند و فرمودند که اگر از نیروی آبشارهای طبیعی کوه سبلان برای تولید برق استفاده بشود، به کلیه دهات این منطقه که مستعد و حاصلخیز است آب و برق به حد کفایت خواهد رسید. مسله مهم در لوله کشی این است که کار انشعاب منازل آغاز شود.

شاهنشاه سپس از پادگان اردبیل دین فرمودند و آنگاه آیین رژه ورزشکاران و دانش آموزان اردبیل در پیشگاه شاهنشاه در خیابان پهلوی برگزار شد. ساعت ۱۴ و پنجاه دقیقه رژه و عملیات ورزشی جوانان و ورزشکاران دانش آموزان و پیشاهنگان و هموندان سازمان جوانان شیر و خورشید سرخ آغاز شد و تا ساعت ۱۷ به درازا کشید. ساعت ۱۷ و چهل دقیقه شاهنشاه از آموزشگاه حرفه‌ای اردبیل و دبیرستان شاه عباس کبیر دیدن فرمودند، آموزشگاه حرفه‌ای در سال ۱۳۳۷ ایجاد شده و دوره آن سه سال است و هم اکنون شصت دانش آموز در آنجا سرگرم تحصیل هستند. در دبیرستان شاه عباس کبیر شاهنشاه از نمایشگاه علوم طبیعی که به گونه‌ای جالب سامان یافته بود، دیدن فرمودند و ساعت ۱۸ به اقامتگاه بازگشتند.

بامداد روز دوشنبه ۱۶ مهر ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه آریامهر در میان ابراز احساسات پرشور مردم اردبیل رهسپار آستار شدند. در درازای راه از سوی کشاورزان و روستاییان احساسات پر شوری به شخص اول مملکت ابراز شد.

  1. سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در مراغه هنگام دادن سندهای مالکیت زمین‌ها به کشاورزان ۱ مهر ماه ۱۳۴۱
  2. سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در باشگاه افسران خانه کردستان ۳ مهر ماه ۱۳۴۱
  3. سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در رضاییه ۴ مهر ماه ۱۳۴۱
  4. بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در زیوه پس از دادن سندهای مالکیت به کشاورزان روستاهای پیرامون ۶ مهر ماه ۱۳۴۱
  5. سخنرانی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در چمن باغچه چوق هنگام دادن سندهای مالکیت زمین‌های خالصه به کشاورزان ۸ مهر ۱۳۴۱
  6. سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در تبریز ۱۰ مهر ماه ۱۳۴۱
  7. سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در باشگاه افسران تبریز ۱۳ مهر ماه ۱۳۴۱
  8. سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در دهکده نیار اردبیل ۱۴ مهر ماه ۱۳۴۱
  9. سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در اردبیل ۱۴ مهر ماه ۱۳۴۱