الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTaheri1351a5.jpg|thumb|left|160px]]
[[پرونده:BallotReferendumFarvardin1358.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTaheri1351d1c.jpg|thumb|left|160px|]]
[[پرونده:BallotReferendumFarvardin1358Red.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTaheri1351d3.jpg|thumb|left|160px|]]
'''[[دروغ بزرگ رفراندوم جمهوری اسلامی ۱۲-۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کوچی خورشیدی]]''' - از چندین سال پیش کسانی که می‌خواهند جمهوری در ایران بر پا کنند زمزمه‌ای به راه انداختند که در ایران باید برای تعیین فرم حکومت، رفراندوم برگزار شود. این گروه جمهوری خواهان ایده خود را از رفراندوم دروغینی که در ایران در فروردین ماه ۱۳۵۸ خورشیدی انجام یافت، گرفته‌اند. چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت مشروطه پادشاهی هستند. اینجا، جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک پارچه و یک ریشه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها، بازگشت به مشروطه پادشاهی است. کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه‌اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی همدست بودند.
[[پرونده:MojahedinKillTahery1351k.jpg|thumb|left|160px|]]
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTahery1351f.jpg|thumb|left|160px|]]
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTaheri1351p.jpg|thumb|left|160px|]]
[[پرونده:MojahedinKillGeneralTaheri1351Dey.jpg|thumb|left|160px|]]


'''[[ترور سرلشکر سعید طاهری از سوی مجاهدین خلق ۲۲ امرداد ماه ۱۳۵۱]]''' - ساعت شش و پانزده دقیقه بامداد سرلشکر سعید طاهری از افسران بلندپایه شهربانی از خانه خود در تهران پارس رهسپار محل کار خویش بود که از سوی دو تن از تروریست‌های سازمان مجاهدین خلق به گلوله بسته شد و جان باخت. محمد مفیدی و محمدباقر عباسی که جامه کارگران رنگ کار را بر تن داشتند سوار بر موتورسیکلت به بهانه پرسیدن آدرس به سرلشکر سعید طاهری نزدیک شدند و هنگامی که سرلشکر به آنها آدرس می‌داد، به وی سه گلوله شلیک کردند، آنگاه اسلحه کمری و کلاه وی را دزدیدند و متواری شدند. با شنیدن سدای گلوله همسر سرلشکر طاهری سراسیمه از خانه بیرون دوید و در پیاده رو با جسد همسرش روبرو شد. سرتیپ طاهری بی درنگ با کمک همسایگان به بیمارستان برده شد ولی تلاش پزشکان به جایی نرسید و سرلشکر طاهری در بیمارستان جان باخت. همسر و سه فرزندش به سوگ او نشستند. علی رضا رضایی تروریست مجاهد خلق برنامه ریزی و سازمان دهنده ترور سرلشکر طاهری بود. اسلحه کمری سرلشکر سعید طاهری به شماره ۱۰۱۲۶۳ - از خانه رضا رضایی در روز ۲۶ خرداد ماه ۱۳۵۲ به دست ماموران پلیس افتاد. رضا رضایی برنامه ریز قتل مستشار آمریکایی کلنل هاوکینز و بسیاری دیگر از ترورهای سازمان مجاهدین نیز بود.
در هیاهوی ترس و شوک از اعدام بزرگان کشور ایران به دست اسلامیون، توده‌ای‌ها، چریک‌های فدایی، مجاهدین و دیگر گروهک‌های تروریستی گردآمده زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان، ایرانیان بهت زده می‌بایستی رای بدهند که جمهوری اسلامی می‌خواهند یا نه. آنچه که جمهوری اسلامی است، روشن نبود. برگه رای در دو نیم بود نیم نخست با رنگ سبز بود که آری روی آن نوشته شده بود و نیم دیگر رنگ سرخ داشت که نه روی آن بود. روی هر دو نیمه برگه رای نوشته شده بود:


پس از نیمروز محمد مفیدی و محمدباقر عباسی با علیرضا سپاسی و مصطفی جوان خوشدل دو تن از تروریست‌های خطرناک سازمان مجاهدین در خیابان ری نزدیک به آب منگل دیدار کردند تا کلاه و اسلحه سرلشکر طاهری را به آنان واسپارند، بهرام آرام رابط با سازمان مجاهدین نیز به آنان پیوست. سرانجام سپاسی و جوان خوشدل اسلحه و کلاه سرلشکر را گرفتند و راهشان را جدا کردند و رفتند. مفیدی و عباسی پیاده وارد خیابان ادیب الممالک شدند و به درون یک کوچه پیچیدند، در این هنگام مهدی حیدریان پلیس راهنمایی که در ساعت شش و سی و پنج دقیقه پس از پایان کار به سوی خانه اش روان بود، به این دو نفر که در کوچه بودند گمان برد و خواست آنان را بازرسی بدنی کند، مفیدی پیشدستی کرد و اسلحه اش را کشید و به شکم پلیس حیدریان شلیک کرد و پلیس حیدریان بر زمین افتاد. محمدباقر عباسی اسلحه پاسبان حیدریان را برداشت و مفیدی و عباسی هر یک به سویی فرارکردند و متواری شدند. مردم با شنیدن سدای تیراندازی خود را به کوچه رساندند، گروهی پلیس راهنمایی مهدی حیدریان را به بیمارستان شهربانی بردند و گروه دیگر از مردم پیاده و با موتورسیکلت تروریست عباسی را دنبال کردند. دو نوجوان به نام‌های امیر شعبانی ۱۳ ساله و دوستش وحید محمد حسین که در کوچه بازی می‌کردند خواستند جلوی محمدباقر عباسی را بگیرند ولی عباسی گلوله‌ای شلیک کرد که به سر امیر شعبانی خورد و وی را زخمی کرد و بیهوش شد. محمدباقر عباسی پا به فرار گذاشت و جوانی به نام رضا شیرازی که در پی وی می‌دوید آماج تیر دیگری از تپانچه در دست عباسی شد و به زمین افتاد. جوانی دیگری به نام رضا کوشش کرد از فرار وی جلوگیری کند این بار نیز محمدباقر عباسی توانست رضا را زخمی کند و متواری شود. حسین درویش مکانیک که در مغازه خود این رخداد را دیده بود، رضا را به گوشه‌ای برد و سپس سوار بر موتورسیکلت خود شد و تروریست را پی گرفت، سرانجام حسین درویش توانست که موتورسیکلت را به محمدباقر عباسی بزند و او را روی زمین پرتاب کند، محمدباقر عباسی تروریست مجاهد بی درنگ از جای برخاست و با گلوله‌ای که به سینه حسین درویش شلیک کرد او را کشت و دوباره پا به فرار گذاشت. یکی از رهگذران راه را بر وی بست، در این هنگام عباس تیری به وی شلیک کرد و وی را از پای درآورد. در این زمان محمدباقر عباسی به پایان کوچه صادقی که به خیابان آب منگل می‌پیوندد رسیده بود. در اینجا رضا احمدی که درون کارگاه مبل سازی خود ایستاده بود، دید که یک تن با اسلحه‌ای در دست می‌دود و شماری از مردم به دنبال وی می‌دوند. درست در زمانی که مجاهد تروریست عباسی جلوی مغازه وی رسید، رضا احمدی یک پیت خالی را برداشت و به سوی او پرتاب کرد و بی درنگ خود را به عباسی رساند و وی را بغل گرفت تا از فرار وی جلوگیری کند، مفیدی تروریست آموزش دیده در فلسطین که به خوبی آموخته بود بدود و بکُشد دوباره ماشه را چکاند و احمدی را زخمی کرد. این آخرین گلوله اسلحه این مجاهد بود. در این هنگام مردم و یک دانشجوی پلیس نیز سر رسیدند و پیش از آنکه محمدباقر عباسی بتواند اسلحه اش را فشنگ گذاری کند دستگیر شد. از سوی دیگر مفیدی توانست موتورسیکلت سواری را زخمی کند و با موتورسیکلت وی فرار کند ولی در مهر ماه دستگیر شد.
    بسمه تعالی
    دولت موقت انقلاب اسلامی
    وزارت کشور
    تعرفه انتخابات رفراندم
    تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی
    که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت.


آیین سوگواری و خاک‌سپاری - در روز ۲۴ امرداد ماه مهربانی‌ها و دلجویی شاهانه از سوی امور اجتماعی دربار شاهنشاهی به بازماندگان سرلشکر سعید طاهری پیشکش شد. تیمسار سرتیپ علی محمد آیرملو آورنده مهر همایونی در خانه سرلشکر طاهری گفت: فرزندان سرلشکر جان باخته سعید طاهری مانند همه فرزندان شهدا فرزندان شاهنشاه آریامهر هستند و امور اجتماعی دربار شاهنشاهی در اجرای اوامر مبارک همایونی سرپرستی آنها را به عهده دارد.
حکومت و دولتی وجود نداشت. به کدام وزارت کشور در برگه انتخابات اشاره شده بود، روشن نبود. به مردم ایران گفته شد که اگر به رفراندوم نروند و مهر رفراندوم در شناسنامه ایشان زده نشود، پروانه خروج از کشور را ندارند، کارمندان دولت بدون مهر رفراندوم از وزارتخانه‌ها بیرون انداخته خواهند شد، و مردم ایران در انجام امور خود بدون این مهر دچار دشواری‌های گوناگون خواهند شد.


روز ۲۴ امرداد ماه ۱۳۵۱ در آیینی ویژه و باشکوه پیکر سرلشکر سعید طاهری از مسجد سپهسالار تشییع شد. در این آیین اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، هیات وزیران، نمایندگان مجلس شورای ملی و مجلس سنا، رییس شهربانی کل کشور و ژنرال‌های ارتش ، ژاندارمری و شهربانی، نمایندگان شهربانی‌های استان‌ها و فرمانداری‌های کل کشور و انبوهی از مردم تهران در پس تابوت سرلشکر سعید طاهری به راه افتادند. در جلوی تابوت بیش از ۵۰ تاج گل از سوی دربار شاهنشاهی، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دیگر بلندپایگان کشوری و لشکری به جلو رانده می‌شد. تابوت با پرچم ایران پوشیده شده بود و کلاه و یونیفورم، فرتور، مدال‌ها و نشان‌های سرلشکر طاهری بر روی آن نهاده شده بود. در راه میان مسجد سپهسالار تا چهارراه سرچشمه انبوهی از مردم در پیاده روها ایستاده بودند. در درازای این آیین باشکوه دسته موزیک گارد شرکت شهربانی پیشایش پیکر سرلشکر طاهری راه می‌رفت.
۷ فروردین ماه ۱۳۵۸ چاپ ۱۸ میلیون برگه رای رفراندوم به پایان رسید و ترابر آنها به شهرستان‌ها آغاز گردید. وزارت کشور سن رای دادن را از هجده سال به شانزده سال کاهش داد. رفراندوم برای روزهای آدینه ۱۰ فروردین ماه و شنبه ۱۱ فرودین ماه انجام رفراندوم برای دگرگون ساختن حکومت مشروطه شاهنشاهی پارلمانی به حکومت دیکتاتوری دینی انجام شد و با وعده سر خرمن که قانون اساسی برای جمهوری اسلامی نوشته خواهد شد.


۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و جبهه ملی ، سازمان مجاهدین خلق ، پان ایرانیست‌ها، حزب توده ، گروه سیاسی باختر امروز و همه گروه‌های چپ و راست که زیر چتر کنفدراسیون به رهبری خمینی درآمده بودند اعلام داشتند که به رفراندوم جمهوری اسلامی بلی یا نه رای آری خواهند داد. سید ابوالقاسم خویی مرجع تقلید در نجف از همه تقلیدکنندگانش خواست که به جمهوری اسلامی رای بدهند.
۱۰ و ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ رفراندوم در کشور بر پا شد. در برخی شهرها چون سقز و بانه و بیشتر شهرهای کردستان رفراندوم انجام نشد. روز دوشنبه ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ خمینی جمهوری اسلامی را اعلام کرد با اینکه شمارش رای به پایان نرسیده بود. احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور در پیامی گفت از ساعت نیمه شب یکشنبه ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کشور ایران با پیام امام خمینی رسما جمهوری اسلامی اعلام می‌گردد. وی مدعی شد که رای گیری رفراندوم در ساعت ۲۲ شب شنبه ۱۱ فروردین ماه پایان یافته است و نتیجه آرا نیمه شب به دست آمد و بیش از ۹۷ درصد از مردم ایران به جمهوری اسلامی رای آری دادند. عبدالکریم لاهیجی سخنگوی جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر توده‌ای و همدست خمینی گفت که گروهی از حقوقدانان بین المللی برای دیده‌وری بر رفراندوم در ایران از سوی وی دعوت شده بودند و این گروه از چند حوزه بازدید کردند و نظرشان درباره همه پرسی خوب بود.
سید روح الله خمینی در روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ چنین گفت:
        من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک می‌گویم. خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود که قدرت مستضعفین است در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود، و با برقراری جمهوری اسلامی، وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت. من در این روز مبارک، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام می‌کنم. به دنیا اعلام می‌کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندمی سابقه ندارد، که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوقها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله‌دان تاریخ دفن کنند.
امروز در ایران می‌بینیم که چه شور و عشق و علاقه‌ای در مردم ایران جمهوری اسلامی بوجود آورده است. مستضعفین که ظاهرا قدرت را به دست آورده بودند امروز از گرسنگی و بیچارگی، درمانده زندگی هستند، بیکار هستند، فرزندانشان بی آینده‌اند، اگر کسی علیه رژیم اسلامی به خیابان برود دستگیر می‌شود، شمار اعدام شدگان در هر ماه رکورد جهانی را شکسته است، جمهوری اسلامی در جنگ‌هایی در عراق، سوریه، یمن، لبنان درگیر است و عربستان سعودی و اسراییل را تهدید می‌کنند. جمهوری اسلامی پشتیبان شماره یک تروریسم در جهان است. پول جمهوری اسلامی ارزشی ندارد، اقتصاد ایران نابود شده است، برای جلوگیری از تغییر رژیم در ایران، جمهوری اسلامی سرمایه گزاری‌های بزرگ در ساخت بمب اتمی کرده‌است. از ایران یک حکومت و کشور مورد احترام در دنیا، با جمهوری اسلامی یک تهدید برای دنیا بوجود آمده است. تنها کسانی که از رژیم اسلامی در ایران بهره می‌برند، ملایان و بستگانشان و وابستگانشان می‌باشند، اینان در کشورهای خارج میلیاردها دلار انباشته کرده‌اند، فرزندانشان در امریکا و دیگر کشورهای پیشرفته غربی زندگی لوکس و خوشی می‌کنند، و در سازمان‌های ناسودبر مانند نایاک  یا شورای ملی ایرانیان امریکا، سرمایه‌گزاری می‌کنند و برای جمهوری اسلامی در امریکا و اروپا تبلیغ می‌کنند. نایاک مبارزه انتخابانی جو بایدن و کامالا هریس، برنی سندرز و دیگر سناتورها در پارلمان و سنا را با پرداخت پول‌های کلان پشتیبانی کرده است و می‌نماید.
هم اکنون نایاک گروه «امریکا می‌باید به برجام بازگردد» را راه اندازی کرده است. هم چنین نایاک گروه دیگری را با پول بی حسابش پشتیبانی می‌کند با هدف این که تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی برداشته شوند. نایاک هر سال ۲۵۰ مهاجرینی که از جمهوری اسلامی آمده‌اند را آموزش سیاسی می‌دهد تا در انجمن شهر، انجمن ایالت، انجمن شهر و دیگر انجمن‌ها راه پیدا کنند. نایاک سیستماتیک سیستم سیاسی امریکا را با مزدوران جمهوری اسلامی دگرگون می‌سازد. نایاک رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی را در دست دارد، با این ابزار که به کسانی که برای جمهوری در ایران تبلیغ کنند پول می‌دهد. یعنی جمهوری اسلامی، خود راهنمای اپوزیسیون در خارج از کشور می‌باشد. جمهوری اسلامی با نیو کولونیالیست‌ها از چین و شوروی همدست شده است تا علیه غرب بجنگند. ایران در چنین وضعیت دهشتناکی قراردارد. این دستاورد رفراندوم در ایران است.
چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت به مشروطه پادشاهی هستند. اینجا جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک جنس و از یک پارچه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها بازگشت به مشروطه پادشاهی است.
کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی همدست بودند. سرنگون باد توطئه‌گران علیه سرزمین کهن شاهنشاهی ایران
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۲۶


BallotReferendumFarvardin1358.jpg
BallotReferendumFarvardin1358Red.jpg

دروغ بزرگ رفراندوم جمهوری اسلامی ۱۲-۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کوچی خورشیدی - از چندین سال پیش کسانی که می‌خواهند جمهوری در ایران بر پا کنند زمزمه‌ای به راه انداختند که در ایران باید برای تعیین فرم حکومت، رفراندوم برگزار شود. این گروه جمهوری خواهان ایده خود را از رفراندوم دروغینی که در ایران در فروردین ماه ۱۳۵۸ خورشیدی انجام یافت، گرفته‌اند. چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت مشروطه پادشاهی هستند. اینجا، جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک پارچه و یک ریشه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها، بازگشت به مشروطه پادشاهی است. کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه‌اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی همدست بودند.

در هیاهوی ترس و شوک از اعدام بزرگان کشور ایران به دست اسلامیون، توده‌ای‌ها، چریک‌های فدایی، مجاهدین و دیگر گروهک‌های تروریستی گردآمده زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان، ایرانیان بهت زده می‌بایستی رای بدهند که جمهوری اسلامی می‌خواهند یا نه. آنچه که جمهوری اسلامی است، روشن نبود. برگه رای در دو نیم بود نیم نخست با رنگ سبز بود که آری روی آن نوشته شده بود و نیم دیگر رنگ سرخ داشت که نه روی آن بود. روی هر دو نیمه برگه رای نوشته شده بود:

   بسمه تعالی
   دولت موقت انقلاب اسلامی
   وزارت کشور
   تعرفه انتخابات رفراندم
   تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی
   که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت.

حکومت و دولتی وجود نداشت. به کدام وزارت کشور در برگه انتخابات اشاره شده بود، روشن نبود. به مردم ایران گفته شد که اگر به رفراندوم نروند و مهر رفراندوم در شناسنامه ایشان زده نشود، پروانه خروج از کشور را ندارند، کارمندان دولت بدون مهر رفراندوم از وزارتخانه‌ها بیرون انداخته خواهند شد، و مردم ایران در انجام امور خود بدون این مهر دچار دشواری‌های گوناگون خواهند شد.

۷ فروردین ماه ۱۳۵۸ چاپ ۱۸ میلیون برگه رای رفراندوم به پایان رسید و ترابر آنها به شهرستان‌ها آغاز گردید. وزارت کشور سن رای دادن را از هجده سال به شانزده سال کاهش داد. رفراندوم برای روزهای آدینه ۱۰ فروردین ماه و شنبه ۱۱ فرودین ماه انجام رفراندوم برای دگرگون ساختن حکومت مشروطه شاهنشاهی پارلمانی به حکومت دیکتاتوری دینی انجام شد و با وعده سر خرمن که قانون اساسی برای جمهوری اسلامی نوشته خواهد شد.

۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و جبهه ملی ، سازمان مجاهدین خلق ، پان ایرانیست‌ها، حزب توده ، گروه سیاسی باختر امروز و همه گروه‌های چپ و راست که زیر چتر کنفدراسیون به رهبری خمینی درآمده بودند اعلام داشتند که به رفراندوم جمهوری اسلامی بلی یا نه رای آری خواهند داد. سید ابوالقاسم خویی مرجع تقلید در نجف از همه تقلیدکنندگانش خواست که به جمهوری اسلامی رای بدهند.

۱۰ و ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ رفراندوم در کشور بر پا شد. در برخی شهرها چون سقز و بانه و بیشتر شهرهای کردستان رفراندوم انجام نشد. روز دوشنبه ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ خمینی جمهوری اسلامی را اعلام کرد با اینکه شمارش رای به پایان نرسیده بود. احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور در پیامی گفت از ساعت نیمه شب یکشنبه ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کشور ایران با پیام امام خمینی رسما جمهوری اسلامی اعلام می‌گردد. وی مدعی شد که رای گیری رفراندوم در ساعت ۲۲ شب شنبه ۱۱ فروردین ماه پایان یافته است و نتیجه آرا نیمه شب به دست آمد و بیش از ۹۷ درصد از مردم ایران به جمهوری اسلامی رای آری دادند. عبدالکریم لاهیجی سخنگوی جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر توده‌ای و همدست خمینی گفت که گروهی از حقوقدانان بین المللی برای دیده‌وری بر رفراندوم در ایران از سوی وی دعوت شده بودند و این گروه از چند حوزه بازدید کردند و نظرشان درباره همه پرسی خوب بود.

سید روح الله خمینی در روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ چنین گفت:

       من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک می‌گویم. خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود که قدرت مستضعفین است در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود، و با برقراری جمهوری اسلامی، وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت. من در این روز مبارک، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام می‌کنم. به دنیا اعلام می‌کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندمی سابقه ندارد، که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوقها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله‌دان تاریخ دفن کنند.

امروز در ایران می‌بینیم که چه شور و عشق و علاقه‌ای در مردم ایران جمهوری اسلامی بوجود آورده است. مستضعفین که ظاهرا قدرت را به دست آورده بودند امروز از گرسنگی و بیچارگی، درمانده زندگی هستند، بیکار هستند، فرزندانشان بی آینده‌اند، اگر کسی علیه رژیم اسلامی به خیابان برود دستگیر می‌شود، شمار اعدام شدگان در هر ماه رکورد جهانی را شکسته است، جمهوری اسلامی در جنگ‌هایی در عراق، سوریه، یمن، لبنان درگیر است و عربستان سعودی و اسراییل را تهدید می‌کنند. جمهوری اسلامی پشتیبان شماره یک تروریسم در جهان است. پول جمهوری اسلامی ارزشی ندارد، اقتصاد ایران نابود شده است، برای جلوگیری از تغییر رژیم در ایران، جمهوری اسلامی سرمایه گزاری‌های بزرگ در ساخت بمب اتمی کرده‌است. از ایران یک حکومت و کشور مورد احترام در دنیا، با جمهوری اسلامی یک تهدید برای دنیا بوجود آمده است. تنها کسانی که از رژیم اسلامی در ایران بهره می‌برند، ملایان و بستگانشان و وابستگانشان می‌باشند، اینان در کشورهای خارج میلیاردها دلار انباشته کرده‌اند، فرزندانشان در امریکا و دیگر کشورهای پیشرفته غربی زندگی لوکس و خوشی می‌کنند، و در سازمان‌های ناسودبر مانند نایاک یا شورای ملی ایرانیان امریکا، سرمایه‌گزاری می‌کنند و برای جمهوری اسلامی در امریکا و اروپا تبلیغ می‌کنند. نایاک مبارزه انتخابانی جو بایدن و کامالا هریس، برنی سندرز و دیگر سناتورها در پارلمان و سنا را با پرداخت پول‌های کلان پشتیبانی کرده است و می‌نماید.

هم اکنون نایاک گروه «امریکا می‌باید به برجام بازگردد» را راه اندازی کرده است. هم چنین نایاک گروه دیگری را با پول بی حسابش پشتیبانی می‌کند با هدف این که تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی برداشته شوند. نایاک هر سال ۲۵۰ مهاجرینی که از جمهوری اسلامی آمده‌اند را آموزش سیاسی می‌دهد تا در انجمن شهر، انجمن ایالت، انجمن شهر و دیگر انجمن‌ها راه پیدا کنند. نایاک سیستماتیک سیستم سیاسی امریکا را با مزدوران جمهوری اسلامی دگرگون می‌سازد. نایاک رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی را در دست دارد، با این ابزار که به کسانی که برای جمهوری در ایران تبلیغ کنند پول می‌دهد. یعنی جمهوری اسلامی، خود راهنمای اپوزیسیون در خارج از کشور می‌باشد. جمهوری اسلامی با نیو کولونیالیست‌ها از چین و شوروی همدست شده است تا علیه غرب بجنگند. ایران در چنین وضعیت دهشتناکی قراردارد. این دستاورد رفراندوم در ایران است.

چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت به مشروطه پادشاهی هستند. اینجا جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک جنس و از یک پارچه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها بازگشت به مشروطه پادشاهی است.

کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی همدست بودند. سرنگون باد توطئه‌گران علیه سرزمین کهن شاهنشاهی ایران