الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۴۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:MossadeghTudehParty16Azar1332.mp4|thumb|left|200px|محمد مصدق به اعدام محکوم می‌شود]]
[[پرونده:ShahanshahSpeech23Esfand1346ZobehAhan2.mp4|thumb|left|240px|شاهنشاه کارخانه ذوب آهن آریامهر را بنیادمی‌کنند ۲۳ اسفند ۱۳۴۶ ]]
[[پرونده:NoureddinKianouri2.jpg|thumb|left|140px|نورالدین کیانوری رییس کمیته مرکزی حزب توده نوه شیخ فضل‌الله نوری دشمن مشروطه و ایران و استاد دانشگاه تهران]]  
[[پرونده:ZohbeAhanAryamehrPlate1346.jpg|thumb|left|190px|لوحه بنیادگذاری ذوب آهن آریامهر]]
[[پرونده:TudehPartyHosseinJodat3.jpg|thumb|left|140px|حسین جودت استاد دانشکده فنی]]
[[پرونده:ShahanshahZobehAhanFoundation1346.jpg|thumb|left|190px|شاهنشاه لوحه یادبود کارخانه ذوب آهن را در دل خاک می‌نهند]]
[[پرونده:RezaRaadmanesh1.jpg|thumb|left|140px|رضا رادمنش عضو کادر مرکزی حزب توده استاد دانشکده فنی]]
[[پرونده:ShahanshahShahbanouZobehAhan1346.jpg|thumb|left|190px|شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکه‌های طلا پروانه بتون ریزی کوره بلند ذوب آهن را می دهند]]
[[پرونده:MehdiBazargan.jpg|thumb|left|140px|مهدی بازرگان رییس دانشکده فنی دانشگاه تهران]]
'''[[دروغ بزرگ توده‌ای‌ها ۱۶ آذر روز دانشجو]]''' - هر سال با یک هوچی‌گری  به نام « ۱۶ آذر روز دانشجو » روبرو می‌شویم. توده‌ای‌ها کوشش می‌کنند که به ما مردم ایران بقبولانند که ۱۶ آذر پیوند با دانشجو دارد. اگر به آنچه که در روز ۱۶ آذر ماه ۱۳۳۲ نگاهی بیاندازیم می‌بینیم که دوباره محور این هوچی گری محمد مصدق است. محمد مصدق خائن به ایران که بیش از هفتاد سال میان مردم ایران دشمنی و دوری بوجود آورد، می‌باید برای همیشه در گورش بماند و دیگر اثری از این موجود کثیف نوکر مزدور بیگانه نامی آورده نشود. در روز ۱۶ آذر ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق خاین به کشور و ملت ایران به اعدام محکوم شد. خبر اینکه مصدق به اعدام محکوم شده است،  پشتیبانان مصدق را در شوک فرو برد. این پشتیبانان و هواداران مصدق چه کسانی بودند؟ در جایگاه نخست مهدی بازرگان قرار دارد که بیش از شش سال رییس دانشگده فنی دانشگاه تهران و بنیانگزار [[نهضت آزادی]] بود، در جایگاه دوم از نورالدین کیانوری دبیر اول [[حزب توده|حزب منفور توده]] که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌داد. هم چنین می‌توان از حسین جودت و رضا رادمنش اعضای کادر مرکزی حزب توده نامبرد که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌دادند. هواداران دیگر مصدق پان ایرانیست‌ها بودند. این استادان دانشگاه بودند که دانشجویان را برانگیختند علیه محاکمه و اعدام مصدق تظاهرات به راه بیاندازند. در این هنگام همه دانشجویان در کریدور اشکوب نخست دانشکده گرد آمده بودند. یکی از دانشجویان توده‌ای عربده سر می‌دهد که به مامورین حمله کنند و مامورین کوشش می‌کنند که دانشجویان را پراکنده‌سازند و دانشجویان به سوی دیگر کریدور می‌روند. در این هنگام قندچی و رضوی و بزرگ نیا به سربازان یورش بردند و  کوشش کردند که مسلسل سربازان را از دستشان درآورند. این سبب شلیک گلوله‌ها شد و سه دانشجوی تازه وارد به دانشکده فنی که در دام حزب توده افتاده بودند آماج تیرها قرار گرفتند و کشته شدند.


در روز ۱۶ آذر ماه ۱۳۳۲ چه گذشت؟
'''[[ذوب آهن آریامهر]]''' - در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران با دست‌های خود نخستین لوحه زرین کارخانه ذوب آهن را درون جعبه‌ای در دل زمین جای دادند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:
به یاری ایزد توانا


در این روز محمد مصدق به سبب خیانت به کشور و ملت ایران در برابر دادگاه ایستاده بود. دادستان در کیفر خواست نهایی خود درخواست کرد که محمد مصدق به دار آویخته شود. برای اینکه هیچگاه آنچه را که محمد مصدق علیه ایران انجام داد فراموش نشود، چکیده‌ای از کیفرخواست دادستان را می‌آوریم:
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران


اعمال ارتکابی متهم ردیف یک، محمد مصدق، که به منظور واژگون ساختن حکومت مشروطه سلطنتی مورد دعوی دادستان ارتش قرار گرفته:
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم


۱ – دستور بازداشت سرهنگ نعمت‌الله نصیری (سرتیپ فعلی)، فرماندۀ گارد شاهنشاهی که حامل فرمان عزل بوده‌است.
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی


۲ – توقیف غیرقانونی افرادی از مأمورین رسمی و غیر رسمی.
داشتن کارخانه ذوب آهن یکی از آرزوهای اعلیحضرت رضا شاه بزرگ بود زیرا که کارخانه ذوب آهن نخستین و بنیادی‌ترین گام در جهت گسترش پای‌ساخت‌های کشور ایران بود. از کشور ایران در درازای ۱۳۰ سال سلطنت بیگانه مغول قاجار بر کشور ایران، تنها ویرانه‌ای با بیمارهای گوناگون و مردمی بیسواد بر جای مانده بود. بیشتر مردم ایران کشاورزانی بودند که بر روی زمین‌هایی کار می‌کردند که خانواده قاجار مغول آن زمین‌های کشاورزی ایران را میان خود تقسیم کرده بودند و خود را مالکان بزرگ می‌نامیدند. این فئودال‌های قاجاری مالک زمین و جان رعیت‌ها یا برزگران ایرانی بودند. در چنین کشوری رضا شاه بزرگ نخستین شاهنشاه ایرانی، پس از حمله تازی با رای مردم ایران و تصویب مجلس شورای ملی، شاهنشاه ایران شد. همین مجلس شورای ملی، نمایندگان ملت ایران، سرانجام سلسله منفور مغول قاجار را منقرض کردند و پادشاهی را به رضا شاه پهلوی دادند و بنیاد ایران نوین آغاز گردید.  


۳ – خلع سلاح گارد شاهنشاهی حافظ اعلیحضرت همایونی و کاخ‌های سلطنتی.
۳ دی ماه ۱۳۰۶ قانون کوتاه کردن زمان مناقصه ابزار و ساختمان ذوب آهن  از مجلس شورای ملی گذشت. در روز ۱۱ دی ماه از سوی دولت آگهی مناقصه ذوب آهن در ایران چاپ شد. ۱۴ دی ماه از سوی وزارت خارجه آگهی مناقصه کارخانه ذوب آهن ایران در روزنامه‌های برجسته آلمان، فرانسه و انگلستان به چاپ رسید. پیش از این پروژه ذوب آهن و بنیاد کارخانه ذوب آهن در شمال کشور برای ساختن ریل راه‌آهن برنامه ریزی شده بود. این کار با تصویب ساختمان راه آهن میان خرمشهر و بندر خورموسی (بندر شاهپور) از سوی مجلس شورای ملی آغاز شد. از بودجه ۴،۵ میلیون تومانی که برای این کار ویژه شده بود، کارشناسان آلمانی استخدام شدند تا درباره ساخت و راه اندازی کارخانه  ذوب آهن در ایران بررسی‌های نیازین را انجام دهد. سرانجام پروژه ذوب آهن به پایان سال ۱۳۰۷ فراافکنده شد.


۴ – مهر و موم کاخ‌های سلطنتی و خلع ید نمودن متصدیان و مباشرین و مستحفظین دربار شاهنشاهی از اموال و کاخ‌های سلطنتی.
۲۱ آبان ماه ۱۳۱۶ نخستین قرارداد برای ساختن کارخانه ذوب آهن ایران در کرج با کمپانی دماگ - کروپ آلمان ، پس از سال‌ها بررسی و ارزیابی، موافقت نامه‌ای میان دولت شاهنشاهی ایران و کنسرسیوم آلمانی (دماگ - کروپ) برای ساختن دو کوره با تولید روزانه ۱۵۰ تن، کارخانه فولاد، یک دستگاه نورد، ... ، ریخته‌گری، ابزار آهن ورزیده یا آهن نرم چکش خورده، خرد کننده ذغال سنگ، یک نیروگاه، و صنعت‌های وابسته چون آهک، امونیا و بنزول، قیر، چدن بسته شد. و قرار بر این شد که در درازای سه سال ساختن کارخانه ذوب آهن پایان یابد و ۱۲۰۰ کارگر به استخدام کارخانه درآیند. کار از روی برنامه پیش می‌رفت، تا اینکه در سال ۱۳۲۰ هنگامی ارتش شوروی و انگلستان ایران را بمباران کردند و کشور را ایران به اشغال نظامی این دو کشور استعماری در آمد، هنوز کارخانه ذوب آهن ناتمام بود. این بدان معنا بود که همه پروژه کارخانه ذوب آهن به خطر افتاد، زیرا که پیوندها با آلمان بریده شد، که به نابودی پروژه انجامید. بخشی از ماشین‌های کارخانه ذوب آهن در کشتی‌هایی به سوی بندرهای کشور ایران در راه بودند که از سوی ارتش متفقین مصادره شد و بخشی دیگر در کشور آلمان ماند و زنگ زد و از میان رفت.  


۵ – صدور تلگرافات به سفرای ایران در خارج، دایر به عدم ملاقات و نگرفتن تماس با اعلیحضرت همایون شاهنشاهی.
در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش دو کشور استعمارگر شوروی و انگلستان شهرهای بی پدافند ایران را در شمال و جنوب ایران بمباران کردند و بسیاری از مردم ایران را کشتند و ویرانی های بسیار به بار آوردند و خاک ایران را اشغال کردند. استالین پافشاری کرد که رضا شاه بزرگ باید از ایران بیرون رود وگرنه شاهنشاهی را از ایران برخواهد انداخت. رضا شاه بزرگ در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ کناره‌گیری خود را دستیه کرد و ولیعهد جوان ایران محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران شد.  


۶ – صدور دستور حذف نام شاهنشاه از دعای صبحگاه و شامگاه در سربازخانه‌ها.
۳۱ خرداد ماه ۱۳۴۴ اعلحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی و علیاحضرت شهبانو به دعوت هیات رییسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی به مسکو پرواز کردند عباس آرام وزیر امور خارجه ایران و سفیر شوروی در تهران زمینه‌های سفر شاهنشاه آریامهر را به شوروی و گفتگوها برای بنیاد نهادن کارخانه ذوب آهن در ایران در برابر صادر کردن گاز به شوروی را فراهم ساخته بودند.  در فرودگاه مسکو آناستاس ایوانوویچ میکویان صدر هیات رییسه اتحاد جماهیر شوروی، الکسی کاسیگین، برژنف و دیگر بزرگان شوروی برای پیشباز شاهنشاه ایران و شهبانو در فرودگاه مسکو چشم به راه ورود اعلیحضرتین بودند.
۱۳ مهر ماه ۱۳۴۴ موافقت‌نامه ایران و شوروی درباره بنیاد کارخانه ذوب‌آهن و کارخانه‌های ماشین‌سازی و لوله‌کشی گاز و صادرات گاز نفت ایران به شوروی دستینه شد.


۷ – دستور تشکیل میتینگ با وسایل تبلیغاتی دولتی، برای اهانت به مقام سلطنت و رژیم مشروطیت و پخش جریان میتینگ به وسیله رادیو.
در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی برای بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر ساعت ۹ بامداد به اسپهان وارد شدند و مورد پیشباز استاندار و سران و بزرگان قرارگرفتند. پس از اجرای آیین احترام نظامی و گزارش نظامی فرمانده توپخانه، مهندس همایونفر استاندار اسپهان گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد. نزدیک به ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه شاهنشاه و شهبانو با هلیکوپتر از فرودگاه اسپهان پرواز کردند و در پهنه کارخانه در ۴۵ کیلومتری جاده اسپهان - شهر کرد در "ریزلنجان" فرود آمدند و مورد پیشباز نخست وزیر امیرعباس هویدا، مهندس ریاضی رییس مجلس شورای ملی، شریف امامی رییس مجلس سنا، وزیران، ژنرال‌های ارتش، نمایندگان دو مجلس و شماری از سران و بزرگان کشوری و لشکری و هزاران تن از اهالی ریزلنجان قرارگرفتند.  


۸ – دستور پایین آوردن و شکستن مجسمه‌های اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر و اعلیحضرت همایون محمدرضاشاه پهلوی به منظور بی‌وقر و بالنتیجه تشویق عناصر اخلال‌گر به قیام برعلیه سلطنت و رژیم سلطنتی مشروطه ایران.
نخست اعلیحضرتین از نمایشگاهی که در پهنه کارخانه برپاشده بود بازدید کردند. سپس اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو به جای برنشاندن لوحه بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن رفتند. دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد و دکتر شیبانی مدیر عامل شرکت ملی ذوب آهن ایران گزارش‌هایی پیش از برنشاندن لوحه زرین کارخانه دادند. نخست دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد در گزارش خود گفت: با پیدایش این واحد غول آسا نه تنها به نحو بی‌سابقه‌ای بر قدرت صنعتی و فنی کشور افزوده می‌شود، بلکه چهره مناطق مرکزی ایران دگرگونی فاحشی می‌یابد. به خاطر این طرح برنامه‌های زیرسازی عظیمی به صورت ساختمان سد شاه عباس کبیر - راه آهن اسپهان به یزد و کرمان - گسترش شبکه برق و غیره در سراسر این منطقه در دست اجراست. سپس مدیر عامل شرکت ذوب آهن ایران دکتر شیبانی نیز گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد و با گفتن رقم‌هایی، بزرگی این پروژه را یادآورشد : پهنه درونی کارخانه ۷۰۰ هکتار - حجم عملیات خاکریزی و خاک برداری بیش از ۱۴ میلیون متر مکعب - ساختمان‌های فلزی و آرماتور و فلزات گوناگون ۱۴۵۰۰۰ تن - ماشین آلات کارگذاشته بیش از ۸۰۰۰۰ تن - لوله کشی درون کارخانه ۱۴۳۰ کیلومتر - سیم کشی و کابل کشی درون کارخانه ۳۸۰۰ کیلومتر می‌باشد. با به راه افتادن کارخانه ذوب آهن بیش از ۲۴۰۰۰ تن به کار گماشته خواهند شد که از بیش از ۲۵۰۰ تن دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها و ۱۶۰۰۰ تن تکنیسین و کارگر زبده و بیش از ۵۰۰۰ تن کارگار ساده خواهند بود.  


۹ – دستور انحلال مجلس شورای ملی.
پس از شنیدن گزارش‌ها شاهنشاه با دست‌های خود نخستین لوحه زرین بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن را در درون جعبه‌ای در دل زمین جای دادند و در جایگاه ویژه برنشاندند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:


۱۰ – دستور تحت نظر قرار دادن افراد خاندان سلطنتی به استان‌های آذربایجان.
به یاری ایزد توانا


۱۱ – دستور بازداشت غیرقانونی تیمسار سپهبد زاهدی، نخست وزیر منصوب، و تعیین جایزه برای دستگیری معظم‌له.
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران


۱۲ – حذف سرود شاهنشاهی از برنامه رادیو تهران.
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم


۱۳ – اقدام برای تشکیل شورای سلطنتی از راه رفراندوم.
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی


با تهیه مقدمات قبلی، بزه از تاریخ ۲۵ الی ۲۸ امردادماه روی داده، محل وقوع بزه تهران بوده، به این ترتیب که متهمین مقیم تهران طرح‌های تنظیمی را به منظور عملی‌شدن سوءقصدی که داشته‌اند، چه در تهران و چه در شهرستان‌های کشور به موقع اجرا گذاشته‌اند. نظر به اینکه علاوه بر مراتب مشروح در این کیفرخواست مشهود بوده و همه اهالی تهران ناظر وقوع بزه بوده و متهمین با سرسختی تمام برای رسیدن به مقصود، که همان موضوع اتهام است، در برابر مردمی که منظوری جز حفظ حقوق اساسی خود نداشته‌اند، مقاومت شدیدی ابراز داشته، که در اثر سرسختی و مقاومت آنان به موجب سوابق موجود در اداره پزشک قانونی در تهران چهل‌وسه نفر مقتول و هشتادوپنج نفر مجروح شده‌اند، که گناهی جز حفظ قانون اساسی و تلاش برای جلوگیری از سقوط کشور خود نداشته‌اند و نظر به اینکه متهمین از افراد مشخص و ممتاز کشور بوده، که مردم به وجود آنان امیدواری زیادی داشته که در راه حفظ مصالح کشور ساعی و کوشا باشند و اولین وظیفه آنان وفاداری به سوگندی بوده که برای حفظ حقوق اساسی ایران یاد کرده و بدبختانه سوگند خود را نقض و به آن حقوق خیانت نموده‌اند، ملاحظه می‌شود که بزه انجام شده از طرف متهمین مقرون به علل مشدده است که به همین مناسبت تقاضای صدور رأی اعدام آن را دارد.
سرانجام شاهنشاه یکی از آرمان‌های ملی و آرزوهای دیرین هر ایرانی را جامه عمل پوشاندند. در این روز بزرگترین گام برای صنعتی کردن کشور برداشته شد که سرافرازی و سربلندی هر ایرانی را دربردارد. آنگاه شاهنشاه آریامهر پروانه بتون‌ریزی در جای بنای کوره بزرگ ذوب آهن را دادند. در این زمان اشک از چشمان باشندگان سرازیر شد. شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکه‌های زر و سیم در جای کوره بلند ذوب آهن بیاناتی ایراد فرمودند:


خبر اینکه مصدق به اعدام محکوم شده است، پشتیبانان مصدق را در شوک فرو برد. این پشتیبانان و هواداران مصدق چه کسانی بودند؟ در جایگاه نخست مهدی بازرگان قرار دارد که بیش از شش سال رییس دانشگده فنی دانشگاه تهران و بنیانگزار [[نهضت آزادی]] بود، در جایگاه دوم از نورالدین کیانوری دبیر اول [[حزب توده|حزب منفور توده]]  که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌داد. هم چنین می‌توان از حسین جودت و رضا رادمنش اعضای کادر مرکزی حزب توده نامبرد که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌دادند. هواداران دیگر مصدق پان ایرانیست‌ها بودند. این استادان دانشگاه بودند که دانشجویان را برانگیختند علیه محاکمه و اعدام مصدق تظاهرات به راه بیاندازند.  
امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است، زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. استقلال ما در صنایع توام است با استقلال ما در سیاست. ما مشغول پی ریزی پایه‌های استقلال صنعتی کشور هستیم و ذوب آهن که رشته وسیعی از صنایع فلزی است، استقلال ما را تا درجه زیادی تامین می‌کند. صنایع پتروشیمی، ماشین سازی و آلومینیوم نیز به مقدار وسیعی وسایل پیشرفت و ترقی این مملکت را فراهم خواهد کرد. مژده دیگری که باید به ملت ایران بدهیم وجود معادن مس است که به مقدار قابل توجه و مننابهی در ایران موجود است.
 
گزارشی در روز ۱۸ آذر ماه ۱۳۳۲ از سوی هیات بررسی رویداد شانزدهم آذر  به رییس دانشگاه تهران دکتر سیاسی داده شد، چنین آمده است:
 
:::در گزارشی که از سوی هیات بررسی به رییس دانشگاه دکتر سیاسی داده شد نوشته شد که روز ۱۶ آذر ماه شماری از دانشجویان دانشکده فنی در کریدور دانشکده فنی ایستاده و گفتگو می‌کردند در این هنگام دو تن از دانشجویان از پشت پنجره به دو تن از مامورین انتظامی دشنام دادند. مامورین در پی این دانشجویان وارد دانشکده فنی می‌شوند ، دانشجویان نیز به کلاس‌های درس هجوم می‌برند مامورین نیز وارد کلاس شده و خواستار تحویل آن دو دانشجو می‌شوند. مامورین دو دانشجو را بازداشت می‌نمایند. در این هنگام همه دانشجویان در کریدور اشکوب نخست دانشکده گرد آمده بودند. یکی از دانشجویان توده‌ای عربده سر می‌دهد که به مامورین حمله کنند و مامورین کوشش می‌کنند که دانشجویان را پراکنده‌سازند و دانشجویان به سوی دیگر کریدور می‌روند. در این هنگام قندچی و رضوی و بزرگ نیا به سربازان یورش بردند و  کوشش کردند که مسلسل سربازان را از دستشان درآورند. این سبب شلیک گلوله‌ها شد و سه دانشجوی تازه وارد به دانشکده فنی که در دام حزب توده افتاده بودند آماج تیرها قرار گرفتند و کشته شدند.
 
کیانوری پس از این رویداد به جمهوری کمونیستی آلمان شرقی فرار کرد. کیانوری  با همسرش مریم فیروز فرمانفرماییان از ایل مغول  قاجار در آلمان شرقی تا روز عزای ایران ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷  ماند. شوربختانه نه محمد مصدق اعدام شد و نه کسانی که این هیاهو را در دانشگاه تهران به راه انداختند به ویژه مهدی بازرگان، نورالدین کیانوری و دیگر سران حزب توده که در دانشگاه تهران لانه کرده بودند، محاکمه نشدند.
 
این تظاهرات و جنجال و هیاهو نتیجه خود را داد و محمد مصدق را از چوبه دار رهایی بخشید. در واقع روز شانزدهم آذر دروغی است همانند دروغ ۲۸ امرداد ماه که محمد مصدق با کودتا سرنگون شد، داستانی که توده‌ای‌ها هنوز هم در رسانه‌های مزدور و وابسته به بیگانه تکرار می‌کنند. اینکه شانزدهم آذر روز دانشجو نامیده شود تنها پروپاگاند شوروی بود و هست. چند سال و دهه دیگر باید طول بکشد و ایرانیان پروانه دهند که روسیه برایشان روزها ویژه بسازند؟
 
در روز ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ بسیجیان به کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی یورش بردند، همه اموال دانشجویان را نابود ساختند و دانشجویان را تا سر حد مرگ کتک زدند و صدها تن را بازداشت کردند و بسیاری از دانشجویان را با گفتن « یا حسین » از بام خوابگاه با دست‌های از پشت بسته به پایین پرت کردند. دانشجویان ایران این روز را روز دانشجو نامیدند ولی توده‌ای‌ها، اسلامیون و جبهه ملی و چریک و مجاهد و دیگر تروریست‌ها و لای و لجن‌های جامعه هم چنان پافشاری در برگزاری روز ۱۶ آذر به عنوان روز دانشجو را داشتند و دارند.  در ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸ در دهمین سالگرد روز دانشجو نیروهای بسج به خوابگاه‌های دانشگاه امیر کبیر در تهران یورش بردند و دانشجویان را به سختی زخمی و تکه و پاره کردند و بسیاری را نیز دستگیر کردند و به همراه خود بردند. استعمار همچنان پافشاری در نگاه داشتن  روز نابود شدن سه دانشجوی مهاجم توده‌ای در شصت پنچ سال پیش  است تا آن را به رویدادی در زمان مشروطه پارلمانی پیوند دهند، زیرا که اطمینان دارند با پروپاگاندی که شصت و پنج سال پیش راه انداختند از اعدام محمد مصدق جلوگیری کردند و تلاش کردند که زمینه‌ها و انگیزه‌های این رویداد را از مردم پنهان نمایند. همان چپی‌ها و همان کمونیست‌ها و همان اسلامیون و همان سرسپرده‌های استعمار کماکمان امروز در پی زنده نگاه داشتن این پروپاگاند هستند. ایرانیان می‌باید دریابند که روز ۱۶ آذر روز دانشجو بخشی از پروپاگاندای شوروی برای مغزشویی ایرانیان است. با آگاه شدن و خواندن تاریخ  بر دهان انیرانیان بکوبید تا برای همیشه خاموش گردند تا دوباره سناریویی مانند خمینی دیگر برای ما ایرانیان ننویسند و دیگر تکرار نشود. امروز با واژگانی چون فدرالیسم و جمهوری، مزدوران در رسانه‌های برون مرزی کوشش می‌کنند که ما ایرانیان را گمراه کنند تا حکومتی که بیش از دو هزار و پانصد سال با آن آشنا هستیم و پوست و خون ما شده است را برنگزینیم. مزدوران کوشش می‌کنند از برقراری مشروطه پارلمانی شاهنشاهی  که پدر بزرگان ما در راه برقراری آن جان خود را فدا کردند جلوگیری کنند و با برگه‌ای سپید در دست  کوشش می کنند دستورات استعمار را در به نام و در چارچوب یک قانون اساسی نوین به ملت ایران بفروشند و سرنوشت کشور و مردم ایران را در دست گیرند.


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۴۱


شاهنشاه کارخانه ذوب آهن آریامهر را بنیادمی‌کنند ۲۳ اسفند ۱۳۴۶
لوحه بنیادگذاری ذوب آهن آریامهر
شاهنشاه لوحه یادبود کارخانه ذوب آهن را در دل خاک می‌نهند
شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکه‌های طلا پروانه بتون ریزی کوره بلند ذوب آهن را می دهند

ذوب آهن آریامهر - در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران با دست‌های خود نخستین لوحه زرین کارخانه ذوب آهن را درون جعبه‌ای در دل زمین جای دادند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:

به یاری ایزد توانا

ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران

نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم

یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی

داشتن کارخانه ذوب آهن یکی از آرزوهای اعلیحضرت رضا شاه بزرگ بود زیرا که کارخانه ذوب آهن نخستین و بنیادی‌ترین گام در جهت گسترش پای‌ساخت‌های کشور ایران بود. از کشور ایران در درازای ۱۳۰ سال سلطنت بیگانه مغول قاجار بر کشور ایران، تنها ویرانه‌ای با بیمارهای گوناگون و مردمی بیسواد بر جای مانده بود. بیشتر مردم ایران کشاورزانی بودند که بر روی زمین‌هایی کار می‌کردند که خانواده قاجار مغول آن زمین‌های کشاورزی ایران را میان خود تقسیم کرده بودند و خود را مالکان بزرگ می‌نامیدند. این فئودال‌های قاجاری مالک زمین و جان رعیت‌ها یا برزگران ایرانی بودند. در چنین کشوری رضا شاه بزرگ نخستین شاهنشاه ایرانی، پس از حمله تازی با رای مردم ایران و تصویب مجلس شورای ملی، شاهنشاه ایران شد. همین مجلس شورای ملی، نمایندگان ملت ایران، سرانجام سلسله منفور مغول قاجار را منقرض کردند و پادشاهی را به رضا شاه پهلوی دادند و بنیاد ایران نوین آغاز گردید.

۳ دی ماه ۱۳۰۶ قانون کوتاه کردن زمان مناقصه ابزار و ساختمان ذوب آهن از مجلس شورای ملی گذشت. در روز ۱۱ دی ماه از سوی دولت آگهی مناقصه ذوب آهن در ایران چاپ شد. ۱۴ دی ماه از سوی وزارت خارجه آگهی مناقصه کارخانه ذوب آهن ایران در روزنامه‌های برجسته آلمان، فرانسه و انگلستان به چاپ رسید. پیش از این پروژه ذوب آهن و بنیاد کارخانه ذوب آهن در شمال کشور برای ساختن ریل راه‌آهن برنامه ریزی شده بود. این کار با تصویب ساختمان راه آهن میان خرمشهر و بندر خورموسی (بندر شاهپور) از سوی مجلس شورای ملی آغاز شد. از بودجه ۴،۵ میلیون تومانی که برای این کار ویژه شده بود، کارشناسان آلمانی استخدام شدند تا درباره ساخت و راه اندازی کارخانه ذوب آهن در ایران بررسی‌های نیازین را انجام دهد. سرانجام پروژه ذوب آهن به پایان سال ۱۳۰۷ فراافکنده شد.

۲۱ آبان ماه ۱۳۱۶ نخستین قرارداد برای ساختن کارخانه ذوب آهن ایران در کرج با کمپانی دماگ - کروپ آلمان ، پس از سال‌ها بررسی و ارزیابی، موافقت نامه‌ای میان دولت شاهنشاهی ایران و کنسرسیوم آلمانی (دماگ - کروپ) برای ساختن دو کوره با تولید روزانه ۱۵۰ تن، کارخانه فولاد، یک دستگاه نورد، ... ، ریخته‌گری، ابزار آهن ورزیده یا آهن نرم چکش خورده، خرد کننده ذغال سنگ، یک نیروگاه، و صنعت‌های وابسته چون آهک، امونیا و بنزول، قیر، چدن بسته شد. و قرار بر این شد که در درازای سه سال ساختن کارخانه ذوب آهن پایان یابد و ۱۲۰۰ کارگر به استخدام کارخانه درآیند. کار از روی برنامه پیش می‌رفت، تا اینکه در سال ۱۳۲۰ هنگامی ارتش شوروی و انگلستان ایران را بمباران کردند و کشور را ایران به اشغال نظامی این دو کشور استعماری در آمد، هنوز کارخانه ذوب آهن ناتمام بود. این بدان معنا بود که همه پروژه کارخانه ذوب آهن به خطر افتاد، زیرا که پیوندها با آلمان بریده شد، که به نابودی پروژه انجامید. بخشی از ماشین‌های کارخانه ذوب آهن در کشتی‌هایی به سوی بندرهای کشور ایران در راه بودند که از سوی ارتش متفقین مصادره شد و بخشی دیگر در کشور آلمان ماند و زنگ زد و از میان رفت.

در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش دو کشور استعمارگر شوروی و انگلستان شهرهای بی پدافند ایران را در شمال و جنوب ایران بمباران کردند و بسیاری از مردم ایران را کشتند و ویرانی های بسیار به بار آوردند و خاک ایران را اشغال کردند. استالین پافشاری کرد که رضا شاه بزرگ باید از ایران بیرون رود وگرنه شاهنشاهی را از ایران برخواهد انداخت. رضا شاه بزرگ در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ کناره‌گیری خود را دستیه کرد و ولیعهد جوان ایران محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران شد.

۳۱ خرداد ماه ۱۳۴۴ اعلحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی و علیاحضرت شهبانو به دعوت هیات رییسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی به مسکو پرواز کردند عباس آرام وزیر امور خارجه ایران و سفیر شوروی در تهران زمینه‌های سفر شاهنشاه آریامهر را به شوروی و گفتگوها برای بنیاد نهادن کارخانه ذوب آهن در ایران در برابر صادر کردن گاز به شوروی را فراهم ساخته بودند. در فرودگاه مسکو آناستاس ایوانوویچ میکویان صدر هیات رییسه اتحاد جماهیر شوروی، الکسی کاسیگین، برژنف و دیگر بزرگان شوروی برای پیشباز شاهنشاه ایران و شهبانو در فرودگاه مسکو چشم به راه ورود اعلیحضرتین بودند. ۱۳ مهر ماه ۱۳۴۴ موافقت‌نامه ایران و شوروی درباره بنیاد کارخانه ذوب‌آهن و کارخانه‌های ماشین‌سازی و لوله‌کشی گاز و صادرات گاز نفت ایران به شوروی دستینه شد.

در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی برای بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر ساعت ۹ بامداد به اسپهان وارد شدند و مورد پیشباز استاندار و سران و بزرگان قرارگرفتند. پس از اجرای آیین احترام نظامی و گزارش نظامی فرمانده توپخانه، مهندس همایونفر استاندار اسپهان گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد. نزدیک به ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه شاهنشاه و شهبانو با هلیکوپتر از فرودگاه اسپهان پرواز کردند و در پهنه کارخانه در ۴۵ کیلومتری جاده اسپهان - شهر کرد در "ریزلنجان" فرود آمدند و مورد پیشباز نخست وزیر امیرعباس هویدا، مهندس ریاضی رییس مجلس شورای ملی، شریف امامی رییس مجلس سنا، وزیران، ژنرال‌های ارتش، نمایندگان دو مجلس و شماری از سران و بزرگان کشوری و لشکری و هزاران تن از اهالی ریزلنجان قرارگرفتند.

نخست اعلیحضرتین از نمایشگاهی که در پهنه کارخانه برپاشده بود بازدید کردند. سپس اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو به جای برنشاندن لوحه بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن رفتند. دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد و دکتر شیبانی مدیر عامل شرکت ملی ذوب آهن ایران گزارش‌هایی پیش از برنشاندن لوحه زرین کارخانه دادند. نخست دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد در گزارش خود گفت: با پیدایش این واحد غول آسا نه تنها به نحو بی‌سابقه‌ای بر قدرت صنعتی و فنی کشور افزوده می‌شود، بلکه چهره مناطق مرکزی ایران دگرگونی فاحشی می‌یابد. به خاطر این طرح برنامه‌های زیرسازی عظیمی به صورت ساختمان سد شاه عباس کبیر - راه آهن اسپهان به یزد و کرمان - گسترش شبکه برق و غیره در سراسر این منطقه در دست اجراست. سپس مدیر عامل شرکت ذوب آهن ایران دکتر شیبانی نیز گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد و با گفتن رقم‌هایی، بزرگی این پروژه را یادآورشد : پهنه درونی کارخانه ۷۰۰ هکتار - حجم عملیات خاکریزی و خاک برداری بیش از ۱۴ میلیون متر مکعب - ساختمان‌های فلزی و آرماتور و فلزات گوناگون ۱۴۵۰۰۰ تن - ماشین آلات کارگذاشته بیش از ۸۰۰۰۰ تن - لوله کشی درون کارخانه ۱۴۳۰ کیلومتر - سیم کشی و کابل کشی درون کارخانه ۳۸۰۰ کیلومتر می‌باشد. با به راه افتادن کارخانه ذوب آهن بیش از ۲۴۰۰۰ تن به کار گماشته خواهند شد که از بیش از ۲۵۰۰ تن دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها و ۱۶۰۰۰ تن تکنیسین و کارگر زبده و بیش از ۵۰۰۰ تن کارگار ساده خواهند بود.

پس از شنیدن گزارش‌ها شاهنشاه با دست‌های خود نخستین لوحه زرین بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن را در درون جعبه‌ای در دل زمین جای دادند و در جایگاه ویژه برنشاندند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:

به یاری ایزد توانا

ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران

نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم

یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی

سرانجام شاهنشاه یکی از آرمان‌های ملی و آرزوهای دیرین هر ایرانی را جامه عمل پوشاندند. در این روز بزرگترین گام برای صنعتی کردن کشور برداشته شد که سرافرازی و سربلندی هر ایرانی را دربردارد. آنگاه شاهنشاه آریامهر پروانه بتون‌ریزی در جای بنای کوره بزرگ ذوب آهن را دادند. در این زمان اشک از چشمان باشندگان سرازیر شد. شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکه‌های زر و سیم در جای کوره بلند ذوب آهن بیاناتی ایراد فرمودند:

امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است، زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. استقلال ما در صنایع توام است با استقلال ما در سیاست. ما مشغول پی ریزی پایه‌های استقلال صنعتی کشور هستیم و ذوب آهن که رشته وسیعی از صنایع فلزی است، استقلال ما را تا درجه زیادی تامین می‌کند. صنایع پتروشیمی، ماشین سازی و آلومینیوم نیز به مقدار وسیعی وسایل پیشرفت و ترقی این مملکت را فراهم خواهد کرد. مژده دیگری که باید به ملت ایران بدهیم وجود معادن مس است که به مقدار قابل توجه و مننابهی در ایران موجود است.