الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۳۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
[[پرونده:ShahanShahSpeech8Esfand1341WomenRights.ogv|thumb|left|260px|سخنان شاهنشاه در گردهم‌آبی بیش از پانزده هزار از بانوان ایرانی در برابر کاخ مرمر ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱ ]]


'''[[اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان]]''' - اعلیحضرت همایون محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر در روز ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱ پس از پیروزی رفراندوم [[انقلاب شاه و مردم]]، در سخنرانی که در گشایش کنفرانس اقتصادی تهران کردند، با تکیه بر دو اصل از قانون اساسی مشروطه و متمم آن به زنان ایران حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در دو مجلس سنا و مجلس شورای ملی و حقوق برابر سیاسی و اجتماعی با مردان را دادند. شاهنشاه فرمودند:
[[پرونده:HappyBirthdayPrincessLeilaPahlavi7Farvardin.mp4|thumb|left|240px|زادروز فرخنده والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی]]
[[پرونده:ShahbanouPrincessLyla5.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:PrincessLylaPahlavi5.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahbanouRoyalFamily1.jpg|thumb|left|180px|]]


:... قانون اساسی ما صحبت از آزادی افراد می‌کرد، صحبت از مساوی بودن در مقابل قانون می‌کرد، و خیلی مواد دیگر. ولی در عمل وضع چه بود؟ در عمل هفتاد و پنج درصد جمعیت ما که از زارعین یا رعایای آن موقع تشکیل می‌شد از آزادی حقیقی برخوردار نبودند. مثلاً در موقع انتخابات و دادن رأی آن‌ها را مسلماً مالک محل یا کدخدای محل یا متنفذ محل ریسه می‌کرد و احیاناً اگر هم نمی‌کرد به اسم آن‌ها هر رأی که دلشان می‌خواست در سندوق‌های انتخاباتی می‌ریختند. این وضع هفتاد و پنج درصد جمعیت مملکت بود. نصف دیگر جمعیت مملکت را که البته نصف آن هفتاد و پنج درصد که رعایا بودند جزء همین هم حساب می‌شود زن‌های مملکت تشکیل می‌دادند.  این‌ها نه فقط از حق رأی دادن محروم بودند، بلکه اصولاً جزو محجورین و دیوانگان و این قبیل اشخاص بشمار می‌آمدند. اضافه بر این‌ها چون تعداد بی‌سواد در مملکت هنوز متأسفانه زیاد بود افراد اصلاً نه به وظایف خودشان آشنا بودند نه به منافع خودشان. ... موضوع دیگری که برای تأمین اجتماعی مترقی، اجتماع با افتخار این مملکت باید مورد توجه قرار بگیرد، حقوق نصف جمعیت این مملکت است که این طور برخلاف قانون اساسی و برخلاف شرع مقدس اسلام جزو دیوانگان و محجورترین حساب می‌شود. قانون اساسی را برایتان می‌خوانم. در مقدمه‌اش می‌گوید: «امر به تأسیس شورای ملی فرمودیم و نظر بدان اصل اصیل که هر یک از افراد اهالی مملکت در تصویب و نظارت امور عموم محق و سهیم اند....» دیگر بقیه اش را نمی‌خوانم، چون موضوع مهم نیست، و ضمناً در تشکیل مجلس طبق اصل دوم مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاش و سیاسی وطن خود مشارکت دارند. این آخرین ننگ اجتماعی ایران را انشاءالله در انتخابات آتیه ما برطرف خواهیم کرد و قاطبه اهالی این مملکت و هر یک از افراد این مملکت در سرنوشت خودشان و در انتخابات ایران شرکت خواهند کرد.
'''[[والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی]]''' - در ساعت هشت بامداد روز آدینه هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی در بیمارستان خانوادگی ارتش زاده شدند. نوزاد ۳ کیلو و ۳۵۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد دارد. والاحضرت لیلا چهارسد و بیست و چهارمین نوزادی بود که در بیمارستان ارتش زاده شد.


تصمیم به گردهم‌آیی در برابر کاخ مرمر و سپاسگزاری از پیشگاه شاهانه، بی درنگ پس از پخش بیانات شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی تهران از رادیو  درباره آزادی بانوان ایران از سوی جمعیت‌های زنان ایران گرفته شد. تلفن‌ها به سدا درآمد و بانوان به یکدیگر تهنیت گفتند  و گردهم‌آیی در کاخ مرمر را به آگاهی یکدیگر رساندند. پانزده هزار تن از بانوان ایران که با فرمان شاهنشاه از زمره دیوانگان بیرون آمدند و حق به دست آوردن مقام‌های عالی کشور و شرکت در انتخابات دو مجلس شورای ملی و مجلس سنا را بدست آوردند، پس از سخنرانی شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی ایران که در آن حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن را به زنان ایرانی دادند، به کاخ مرمر رفتند و با شور و هیجان بی مانندی ابراز سپاسگزاری کردند. شاهنشاه به بانوان ایران فرمودند:
ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که خود آن را رانندگی می‌کردند در برابر در ورودی بیمارستان ارتش بازایستاد و علیاحضرت شهبانو پیاده شدند. سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان شدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح، دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرت‌ها از نخستین ساعت‌ها بر بالین علیاحضرت بود.


از ساعت دو پس از نیمروز دسته دسته دوشیزگان و بانوان در برابر مجلس سنا گردآمدند. در دست بیشتر آنان آرنگ‌هایی نشانگر سپاس از شاهنشاه بود. جمعیت هر دَم انبوه‌تر می‌شد. نزدیک به ساعت سه و نیم پس از نیمروز، جمعیت به ۵۰۰۰ تن رسید و سپس بانوان به سوی کاخ مرمر به راه افتادند. فرهنگیان، دانشجویان و دانش آموزان به انبوه بانوان پیوستند. در این زمان شمار بانوان به ۱۵٬۰۰۰ تن رسیده بود، مامورین انتظامی و نگهبانان کاخ، راه بانوان به کاخ را بسته بودند،  ولی بانوان با دادن آرنگ‌ها به در کاخ مرمر نزدیک و نزدیکتر می‌شدند. بلندگویی آورده شد و از بانوان درخواست شد که آرام باشند و شعار ندهند. در این هنگام بانو تربیت پشت میکروفون رفت و گفت: امروز یکی از روزهای تاریخی کشور ما است که سدها سال زنان ایران آرزوی آن را داشتند. این پیروزی در سایه اعلیحضرت همایونی به دست آمد و عاقبت زنجیرهای اسارت زنان پاره شد. ما امروز در یک کشور آزاد زندگی می‌کنیم، از امروز ما زنان مسئولیت خطیری را به عهده گرفته‌ایم و باید سعی بیشتر کنیم که ترقی و تعالی نصیب ملت ما شود. سخنان بانو تربیت با ابراز شور و شادمانی بانوان به پایان رسید.
چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"


'''شاهنشاه در میان جمعیت'''  - نزدیک به ساعت چهار و پنج دقیقه پس از نیمروز شاهنشاه که خودروی سپید رنگی را رانندگی می‌کردند، خواستند وارد کاخ مرمر شوند ولی با انبوه بانوان روبرو شدند. جمعیت ردیف ماموران را شکافت و با ابراز شور و شادمانی شاهنشاه را در میان گرفتند.
ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را می‌نگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست می‌دهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که می‌خواستیم".


شاهنشاه کوتاه زمانی به ابراز شور و هیجان بانوان پاسخ دادند و سپس پیاده وارد کاخ مرمر شدند و درهای کاخ بسته شد. پس از چند دقیقه با پافشاری بانوان، پذیرفته شد که بانوان وارد پهنه کاخ مرمر شوند. بیش از ۱۵٬۰۰۰ تن وارد کاخ مرمر شدند و در کنار استخر در برابر ساختمان کاخ ایستادند. در درازای این زمان آرنگ‌های "جاوید شاه" و "زنده باد پادشاهی که زنجیرهای اسارت بانوان را از هم گُسست"  کاخ مرمر و خیابان‌های پیرامون کاخ را می‌لرزاند. نزدیک به ساعت چهار و سی و پنج دقیقه شاهنشاه در اشکوب دوم کاخ  پدیدار شدند، در این هنگام ابراز شور و هیجان جمعیت از دیدن شاهنشاه به اوج رسید. آنگاه شاهنشاه سخنرانی ایراد فرمودند:
ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز  و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچه‌ای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خنده‌ها و شادی‌های کودکانه والاحضرت‌ها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.
همه اطلاع دارید که در زمان پدر من زن‌های ایران از توی پرده‌ی به اصطلاح حجاب، ولی به عقیده من از پرده غفلت و نیستی خارج شدند و در زندگی محدود اجتماعی، یعنی به خصوص در قسمت فرهنگ و بهداشت و بعضی مشاغل دیگر وارد شدند و از آن موقع تا به حال، دیدیم که چطور با عقیده و ایمان راسخی وظایف خود را انجام دادند و حتی دیدیم که در هر کاری که به آنها رجوع شده بود با کمال وظیفه‌شناسی و قناعت، کار خود را به وجه خوبی انجام دادند و در حدودی که برای آنها امکان بود به جامعه ایرانی خدمت کردند. ولی غیر از این قبیل کارها در اجتماع ایران و در تعیین سرنوشت خود  و مملکتشان متأسفانه برخلاف دیگر زن‌های دنیای متمدن و مترقی ارزشی نداشتند، و حتی آنها را در زمره افراد محجور و یا دیوانگان و غیره از حق طبیعی و اولیه‌ی اظهار نظر در امور معاشی و زندگی خانه خود که مملکت ایران است محروم می‌بودند.


از چندی پیش در این مملکت، ما دست به چنان انقلاب همه جانبه‌ای که بکلی اجتماع کهن ایران را دگرگون ساخت و یک مرتبه ما را از یک عقب‌افتادگی وحشتناکی با سرعت عجیبی در صفوف اولیه اجتماع قرن بیستم پرتاب کرد، این انقلاب که باعث تحسین و اعجاب و حیرت دنیا واقع شده است تکمیل نمی‌شد، اگر ما نصف جمعیت مملکت را باز در حال خموشی، وحشت و عقب ماندگی نگاه می‌داشتیم، افراد این مملکت را که نصف آن را شما تشکیل می‌دهید و به خصوص نسل‌های آینده را که شما مادران باید در آغوش خود تربیت بکنید اینها نه از لحاظ روحی و نه از لحاظ تربیتی آماده درک این انقلاب بزرگ ملی ما نمی‌شدند اگر خود شما از حقوق اولیه بشری امروز دنیا و تمدن امروزی ما محروم می‌شدید.[غریو جاوید شاه]  این است که امروز این قدم دیگر نیز برداشته شد و آخرین به اصطلاح ننگ اجتماعی ما که آن هم محرومیت نصف جمعیت مملکت را دربرداشت از بین بردیم، آخرین زنجیر را پاره کردیم [غریو جاوید شاه] و تمام افراد این مملکت، از این پس در امور اجتماعی خود شرکت خواهند کرد و دست به دست هم، دوش به دوش هم برای اعتلا و سربلندی، ترقی، آسایش ، سعادت و خوشبختی این جامعه و این مملکت خواهند کوشید. مطمئن هستم که شما نسوان این مملکت به قدری به این موضوع اهمیت می‌گذارید و به قدری به این وظیفه بزرگی که از امروز بر دوش شما نهاده شده‌است، وارد هستید، واقف هستید که وظایف ملی خود و وظایف اجتماعی خود را بهتر از هر کسی درک نموده و انجام خواهید داد، در زندگی خود دنبال کارهای بی قاعده‌ای که بعضی از نسوان در بعضی از نقاط جهان می‌پردازند نخواهید رفت و در سادگی، در متانت، در تعمق، در تعقل، در کار، در فرهنگ، در خدمات اجتماعی و بالاتر از همه در تربیت اطفال یا برادران یا خواهران خود چنان خواهید کوشید که این جنبش عظیمی که در شما بوجود خواهد آمد نتایج آن  حتی برای خوش‌بین‌ترین افراد غیرمنتظره باشد و نشان خواهید داد که زن ایرانی که همیشه در تاریخ ایران ولو مقید بود، ولو در قید و بند بود، ولی احساسات او، قلب او،  روح او چنان از عالی‌ترین احساسات همیشه آمیخته بود که شما امروز زبانزد خاص و عام چه در داخل مملکت و چه در خارج از مملکت خواهید بود که  زن ایرانی شایستگی هر نوع آزادی و هر نوع امکانات پیشرفت اجتماعی و علمی را دارد، و این افتخار را برای زن ایرانی ابدی خواهید نمود [غریو جاوید شاه] و از میان شما افراد برجسته نیکوکار چه در قسمت علم، هنر و صنعت و غیره برخواهد خاست و در واقع عظمت این ملت را نسبت به سابق به خواست خداوند مضاعف خواهیدکرد.[غریو جاوید شاه]
نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد. این سبد گل از گل‌های کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.
 
در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.
 
والاحضرت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی تروریست‌های اسلامی و تروریست‌های مجاهد و چریک فدایی و توده‌ای و نهضت آزادی زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.
 
والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سال‌های ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه مریمانت دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره  و در مدرسه پاین کابل در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند. والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند.
 
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت/ روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
 
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود/ بار بربست و به گَردَش نرسیدیم و برفت
 
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن/ در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
 
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم/ کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
 
لندن – ۲۰ خرداد ماه  ۲۵۶۰ شاهنشاهی برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی


با به پایان رسیدن سخنان شاهنشاه بانوان با غریو زنده باد شاهنشاه از اعلیحضرت سپاسگزاری کردند.
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۲۱


زادروز فرخنده والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی
ShahbanouPrincessLyla5.jpg
PrincessLylaPahlavi5.jpg
ShahbanouRoyalFamily1.jpg

والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی - در ساعت هشت بامداد روز آدینه هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی در بیمارستان خانوادگی ارتش زاده شدند. نوزاد ۳ کیلو و ۳۵۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد دارد. والاحضرت لیلا چهارسد و بیست و چهارمین نوزادی بود که در بیمارستان ارتش زاده شد.

ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که خود آن را رانندگی می‌کردند در برابر در ورودی بیمارستان ارتش بازایستاد و علیاحضرت شهبانو پیاده شدند. سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان شدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح، دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرت‌ها از نخستین ساعت‌ها بر بالین علیاحضرت بود.

چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"

ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را می‌نگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست می‌دهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که می‌خواستیم".

ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچه‌ای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خنده‌ها و شادی‌های کودکانه والاحضرت‌ها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.

نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد. این سبد گل از گل‌های کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.

در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.

والاحضرت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی تروریست‌های اسلامی و تروریست‌های مجاهد و چریک فدایی و توده‌ای و نهضت آزادی زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.

والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سال‌های ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه مریمانت دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره و در مدرسه پاین کابل در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند. والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند.

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت/ روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود/ بار بربست و به گَردَش نرسیدیم و برفت

شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن/ در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم/ کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

لندن – ۲۰ خرداد ماه ۲۵۶۰ شاهنشاهی برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی